از صمیمیت نترسید

http://www.aftabir.com/articles/view/applied_sciences/psychbiology/c12_1317070171p1.php/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF

مرز آزادی‌های فردی بعد از ازدواج کجاست؟

 


مرز آزادی‌های فردی بعد از ازدواج کجاست؟

طرفین باید به همدیگر «اعتماد» داشته و همدیگر را در اینکه «رشد شخصی» داشته باشند، یاری کنند.

یکی از مشکلاتی که بعد از ازدواج در زندگی زناشویی مطرح است، «محدودکردن آزادی‎های فردی» طرفین است. در این موارد افراد، اولین واکنشی که نسبت به این محدودیت از خود نشان می‌دهند «مقاومت» است.

برای مثال فردی قبل از ازدواج، هر روز جمعه‌ها عادت داشته با دوستان خود به کوه و یا تفریح برود و زمانی که ازدواج می‌کند، همسرش با این موضوع مخالف است و در برابر او مقاومت می‌کند. مثلا زمانیکه فرد لباس‌هایش را می‌پوشد و آماده برای رفتن به بیرون از خانه می‌شود، همسرش سریع واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید: «کجا، تو دیگر همسرداری و اگر جایی بخواهی بروی، باید با هم برویم».

در ابتدا زوجین این نوع رفتار را می‌پذیرند و برای هم دیگر گذشت می‌کنند؛ اما با مرور زمان مقاومت خود را آغاز کرده و می‌گویند:"«ماهم می خواهیم زندگی شخصی خود و آزادی فردی داشته باشیم».

زمانیکه زوجین در زندگی مشترک خود مقاومت می‌کنند، باعث می‌شود به تدریج در دید زن و شوهر یک مسابقه‌ای ایجاد شود که در کجا همدیگر را آزاد و در کجا با هم به تفریح بپردازند. در نتیجه این رفتار باعث کلنجار و یا کل کل بین زوجین می‌شود.

مسئله اصلی این است که طرفین باید به همدیگر «اعتماد» داشته و همدیگر را در اینکه «رشد شخصی» داشته باشند، یاری کنند.

ازدواج پیوند بین دو نفر است؛ اما دو نفر مستقل. قرار نیست همه چیزها به همدیگر وابسته و محدود باشد.

در اینگونه مسائل، خیلی خوب است که همسران در زمینه تفریح، با هم «علایق مشترک» داشته باشند. مثلاً زن و شوهر دوست دارند با همدیگر برای تفریح به کوه بروند. این «علاقه مشترک» سبب می‌شود که با همدیگر به کوه بروند.

و اما اگر علایقشان با هم نخواند ومشترک نباشد؛ مثلاً اگر یکی از زوجین، دوست نداشت به کوه برود، خواه ناخواه زندگی خوبی نخواهند داشت. در این مواقع یک نفر باید ایثار کرده و قربانی علایق شخص مقابل شده و از خواسته و امیال خود بگذرد تا طرف مقابل خود را راضی نگه دارد.

این گونه رفتار کردن در دراز مدت مشکل ساز شده و فرد احساس می‌کنند که در زندگی مشترک به رشد شخصی خود نرسیده و به خود نپرداخته است. در بسیاری از زوج‌های جوان دیده می‌شود که این افراد بعد از سال‌ها که زندگی مشترک داشته‌اند، خسته می‌شوند و می‌گویند «ما دوست داشتیم سرکار رفته و یا کارهای هنری و نقاشی و یا کلاس های موسیقی برویم. حتی می‌خواستیم ادامه تحصیل داشته باشیم؛ اما فقط به صرف ازدواج نتوانستیم به هدفمان برسیم و کارهایمان بی‌نتیجه مانده است».

در نتیجه در زندگی مشترک این مشکلات باعث می شوند که زندگی خوبی نخواهند داشت و می توان گفت: «اگر در زندگی شخصی راضی نباشد مسلما از زندگی زناشویی هم لذتی نمی‌برد».

برای اینکه این اتفاق نیوفتد، زن و شوهر باید با همدیگر «مذاکره» کرده و به «توافق» رسیده و همدیگر را بپذیرند. مثلا بگویند:«درست است که در زیر یک سقف زندگی می‌کنیم و زندگی مشترک خوبی هم داریم؛ ولی زندگی خوب این است که سعی کنیم، همدیگر را تشویق کرده وکمک کنیم که به علایق شخصی و آزادی‌های فردی خود بپردازیم».

از طریق مذاکره و مهارت‌های ارتباطی می‌توانند با همدیگر گفت‌وگو کنند و به تفاهم برسند.
برنا

چگونه باید به یک زن اظهار علاقه کرد؟

 

 

چگونه باید به یک زن اظهار علاقه کرد؟

برای یک مرد همیشه راحت نیست که دریچه های قلبش را بگشاید و احساساتش را بروز بدهد. برای آنها خیلی سخت است که به زنی بگویند " دوستت دارم". زنان دوست دارند که سوپرایز بشوند. راه های زیادی وجود دارد که به زن مورد علاقه خود بفهمانید که دوستش دارید و او را شگفت زده کنید.

" حرکات بلند از کلمات حرف می زنند". پس زمانیکه خواستید که قلبتان را برای زنی بگشایید و اجازه بدهید که او از مکنونات قلبی تان مطلع شود این مقاله را بخوانید و راه های آن را بکار ببرید.

فقط گفتن " دوستت دارم" به معنی نشان دادن احساسات نیست. یک نوشته عاشقانه بنویسید و روی هدیه ای که می خواهید به او بدهید بچسبانید. با کمک کردن به او نیز می توانید علاقه تان را به وی نشان دهید.

زمانیکه خواستید این سه کلمه بزرگ را به او بگویید با او روراست باشید. برای روراست بودن ، ابتدا در مورد احساس واقعی که به او دارید خوب فکر کنید. آیا زمان زیادی است که این احساس را دارید یا این احساس ناگهانی است؟بعضی از مردان احساس می کنند که به زنی نزدیک هستند اما در حقیقت ، آنها را دوست ندارند. تا زمانیکه در مورد احساستان مطمئن نشده اید ،به او نگویید دوستش دارید .

صبرکنید. آرام آرام پیش بروید. درمورد رابطه ای که با او دارید خوب فکر کنید. آیا فقط با هم دوستید یا احساسی عمیق تر نسبت به وی دارید؟خیلی مهم است که قبل از اینکه دهان تان را بگشایید دریچه های قلبتان را باز کنید و در مورد احساس تان کنکاش کنید.

تنها با دادن یک هدیه ساده او را از عشق تان مطمئن کنید. زنان هدیه را خیلی دوست دارند. یک حیوان کوچک خانگی یا یک شاخه گل رز بسیار زیبا می تواند ایده جالبی باشد ؛ یا اگر زن مورد نظر شما شکلات دوست داشت برایش جعبه ای شکلات بخرید. اینها راه های خوبی برای این است که به طرف تان بفهمانید او برای شما چیزی فراتر از یک دوست ساده است.

تهیه و ترجمه : گروه سلامت پرشینوی / زینب اسحاقیان

www.persianv.com/pezeshk


اختصاصی پرشین وی

از نامه‌های یک مرد زن ذلیل/ خونه خرابت می‌کنم ضعیفه !

 

از نامه‌های یک مرد زن ذلیل/ خونه خرابت می‌کنم ضعیفه !

طنز  - کتاب «رفوزه‌ها» را به نوعی باید کارنامه شعری ابوالفضل زرویی نصرآباد در طول دوران کاری‌اش به حساب آورد. بسیاری زرویی را طنزپرداز کم کاری می‌دانند که به کیفیت بیشتر از کمیت بها می‌دهد.

همین موضوع باعث می‌شود در آثار وی و آنچه از او منتشر می‌شود کمتر شاهد کارهای سهل و ساده باشیم.

سروده زیر با عنوان «نامه‌های مرد زن ذلیل» از این کتاب انتخاب شده است.

نامه اول
چه حاجتی به قاصد و پست و پیک؟
عیال نازنین، سلام علیک

با خط و نامه هم اگه بتونم
به خدمتت سلام می‌رسونم

رفتی و دوریتو بهونه کردم
سلام گرم و عاشقونه کردم

دلت که سرد و خسته بود و غم داشت
سلام گرم و عاشقونه کم داشت

هم‌آشیون من تو این لونه‌ای
کفتر جلد بوم این خونه‌ای

پرهاتو چیدم که یه وخ با پرت
پر نکشی پیش پدر مادرت

تو بی‌خبر رفتی و پر خریدی
تا چشم به هم زدم،‌ یه هو پریدی

پر زدی و تو خونه کاشتی منو
دلت اومد تنها گذاشتی منو؟

با این که تو همین دهات و شهری
با من دو ماه آزگاره قهری

نیومد از تو نامه‌ای، کلامی
نه تو پیام‌گیرمون، پیامی

بهم ندادی از موارد ذیل
نه آی‌دی و نه پی‌ام و نه ای‌میل

هیچ نمی‌گی شوهرم الان کجاست؟
تاج سرم، سرورم الان کجاست؟

هیچ نمی‌گی موهاشو کی می‌جوره؟
هیچ نمی‌گی رخت‌هاشو کی می‌شوره؟

هیچ نمی‌گی خورد و خوراکش چیه؟
وصله رخت چاک چاکش چیه؟

دوری تو، پاک خل و دیوونم کرد
بیا و پر بزن به خونه برگرد...

نامه دوم
بخون ولی جواب نامه فوری
عیال نازنین من چطوری؟

تنگه دلم برای قیل و قالت
عزیز من، چطور اصل حالت؟

اون شیر قبلنا، شغالتم نیست
من بمیرم، عین خیالتم نیست

حالا که هیچ، وقتی دوستم داشتی که
محل سگ بهم نمی‌ذاشتی که

همش می‌گفتی: «اومدم اسیری»
هی متلک، همش بهونه‌گیری

جز ویدئو که خونه‌ ننه‌م بود،
خدا وکیلی‌ تو خونه‌‌ات چی کم بود؟

تلخی زندگیت که مثل قند شد
یواش یواش زیر سرت بلند شد

آبی که شد اون دو تا چشم سیات
شدم اسیر چشم و هم چشمیات

با نق نق و غر غر و قهر و آشتی
خونه و زندگی برام نذاشتی

همه‌ا‌ش بکن نکن همه‌ا‌ش تغیر
همه‌‌اش بدی، همه‌ا‌ش ستم، همه‌‌اش غر

با گریه روزمو به شب رسوندی
تا اینکه جونمو به لب رسوندی

گفتی: «می‌رم» اما گرفتم تو رو
اونقده غر زدی که گفتم: «برو...»

...

عزیز من رفته و برنگشته
ببین عزیز، گذشته‌ها گذشته

بیا،‌گذشته گفت‌وگو نداره
که خونه بی‌تو رنگ و بو نداره

بیا دوباره چای تازه دم کن
بساط قیمه و پلو علم کن

بپز از اون کلوچه‌ نوبرت
برای قند و عسلت، شوهرت

زنی که خوب و پاکه، شوهر می‌خواد
خوب می‌دونم جونت واسم در میاد

تا نگی عشقو دست کم گرفتم
ویدئومون رو از ننه‌‌ام گرفتم!

نامه سوم
زندگی مو جنون گرفته، برگرد
جلو چشامو خون گرفته، برگرد

این دفعه دیگه نقل هر سالیت نیست
انگاری که زبون خوش حالیت نیست

حکم تو شلاقه، اگه قاضی‌ام
جیک بزنی، به مرگتم راضی‌ام

مثل یخ، آبت می‌کنم ضعیفه
خونه خرابت می‌کنم ضعیفه

من نه از اون چشم سیات می‌ترسم
نه از ننه‌‌ات، نه از بابات می‌ترسم

هرچی ازت تلخی چشیدم، بسه
تو زندگی هرچی کشیدم، بسه

این دفعه می‌خوام نوکتو بچینم
من نخوامت، کیو باید ببینم

خانوم شدی پیش یه مُشتی فَعله
یابو ورت داشته که یعنی بعله؟

همه‌ا‌ش می‌خوای بگم که «بعله قربان»؟
«جنیفر»ی یا دختر اوتورخان؟

نذار بگم تو کوچه زیرت کنن
یا آبجی‌هام خرد و خمیرت کنن

نذار بگم تو رو تو شر بندازن
نذار بگم نسل‌تو ور بندازن

تا سر شب،‌خلاصه ختم کلام
خودت میای یا خبرت، والسلام!

...

این‌ها رو من از این و اون شنفتم
اما از این حرفا بهت نگفتم

نوشتمش به خواری و به خفت
آخه من و حرف خلاف عفت

می‌خوام بگم اهل بخیه نیستم
مودبم، مثل بقیه نیستم

خسته شدی، د باشه جونم فدات
یه جفت کفش نو خریدم برات

الانه می‌فرستمش، روم سیا
جلدی پاشو، کفشاتو پاکن بیا!

خبرآنلاین

این 10 رفتار را در دوران نامزدی جدی بگیرید/نقاط ضعف در زندگی زناشویی

 


این 10 رفتار را در دوران نامزدی جدی بگیرید/نقاط ضعف در زندگی زناشویی

نامزدها بخوانند

یکی از حساس‌ترین لحظات زندگی دختر و پسرجوان، دوران نامزدی است که در این دوره طرفین باید تا حدی به شخصیت درونی همدیگر پی ببرند.

در دروان نامزدی اگر دختر و پسر بخواهند به شخصیت واقعی یکدیگر پی ببرند، باید با هم صادق باشند؛ اما متاسفانه برخی افراد در این دوره صداقت نداشته و با اعمال فریبکارانه فرد مقابل خود را فریب می‌دهند. در این‌باره «حسن میرزا حسینی» دکترای روانشناسی و استادیار دانشگاه، گفت :

دوران نامزدی، دوره‌ای کاملاً حساس است که در آن دختر و پسر باید به شناخت از همدیگر، بپردازند. در این دوران جوانان با فرصت دادن به همدیگر می‌توانند بیشتر طرف مقابل را بشناسند. بنابراین اگر آنها هر چقدر باهم صادق‌تر باشند، به نفع همدیگر کار کرده اند. در این برهه از زمان، دختر و پسر باید آنچه که هستند، رفتار کنند.

البته باید بدانید که با یک و یا دوجلسه نمی‌توان راهکارهایی را در نظر گرفت که دختر و پسر را همدیگر را بشناسند؛ زیرا آنها روانشناس ماهر و خبره‌ای نیستند که رفتار فریبکارانه و یا فیلم بازی کردن طرفین را حدس بزنند. اما با بررسی، تحقیق و تفحص می‌توان به شخصیت ذاتی فرد تا حدودی پی برد.

هر چقدر دوران نامزدی طولانی باشد و به دختر و پسر فرصت بیشتر داده شود که در موقعیت‌های اجتماعی قرارگیرند، به شخصیت اصلی و واقعی همدیگر بیشتر، دست پیدا خواهند کرد و حتی می توان رفتار آنها را متناسب با موقعیت سنجید.

بعضی از رفتارها در زندگی زناشویی ضعف آن زن و شوهر محسوب می‌شود که در دوران نامزدی می‌توان تا حدودی به آن پی برد، مانند:

1.پنهانکاری

یکی از نشانه‌های پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمی‌کنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره می‌روند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد.

2.تناقض‌گویی

شاید به این مثال توجه کرده اید که «دروغگو، کم حافظه می‌شود» یکی دیگر از روش‌های شناخت افراد این است که وقتی سوالی از او می‌پرسید، او به دروغ جواب شما را می‌دهد و اگر در زمان دیگری دوباره همان سوال را ‌پرسید جوابی می‌دهد که اصلا با قبل مطابقت ندارد.

3.وانمودکردن یا نقش بازی‌کردن

از طریق تست‌های روانشناختی تا حدی می‌توان به این خصوصیات پی برد و محک زد که چقدر طرف مقابل می‌تواند خودش را خوب جلوه دهد و یا نقش بازی کند. البته ناگفته نماند، ممکن است بعضی دختر،پسرها واقعا خودشان را بدتر از آنچه که هستند، نشان دهند.

4.وسواس داشتن

گاهی وقت‌ها فرد از آرایش و لباس پوشیدن طرف مقابل حساسیت نشان می‌دهد و به طرف مقابل تذکر می‌دهند، این رفتار نشان می‌دهد که طرف مقابل بسیار حساس بوده و ریزبین و نکته بین است.

5.پرتوقع بودن

توقع برخی افراد بیش از توان فرد مقابل است و خیلی راحت می توان این رفتار را شناخت.

6.عدم سازگاری

بارها اتفاق می‌افتد که دختر و پسر به علت عدم سازگاری از هم جدا می‌شوند و هیچ تفاهمی ندارد و هرکدام ساز مخالف طرف مقابل را می‌زند که این رفتار در دوران نامزدی قابل تشخیص است.

7.زود رنج بودن

یکی از ضعف‌های زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آن‌هاست و خیلی راحت این رفتار را می‌توان در دوران نامزدی تشخیص داد.

8.بی‌ملاحظه بودن

یک رفتاری که باعث جدایی در بین زن و شوهر است، این است همسر آنها بی‌ملاحظه است. زمانیکه دختر و یا پسر در دوران نامزدی ملاحظه طرف مقابل و یا خانواده و اطرافیان را نکنند؛ قطعاً آنها بی‌ملاحظه بوده و فقط به فکر نیازهای خود هستند.

9.عمل نکردن به وعده و مقررات

زمانیکه در دوران نامزدی، بین دختر و پسر قرار ملاقات گذاشته می‌شود و فرد مقابل طبق همان وقت به محل قرار نمی‌رسد، می‌توان متوجه شد که در آینده هم، به قول و وعده خود عمل نخواهد کرد.

10.عجول بودن

در بعضی اوقات شخص مقابل با کوچک‌ترین اشتباه از طرف دختر و یا پسر عصبانی شده و عکس العمل‌های غیر منطقی از خود نشان می‌دهند.

یکی از بهترین روش‌های آشنایی طرفین«مسافرت» است. اگر دختر و پسر در دوران نامزدی به مسافرت بروند، خیلی بهتر می‌توانند به روحیات و شخصیت همدیگر آشنا شوند.
برنا

سخترین کلماتی که یک مرد نمی تواند بگوید

 


 

سخترین کلماتی که یک مرد نمی تواند بگوید

1. لطفا کمکم کن

یکی از سخترین کارها برای یک مرد این هستش که اعتراف کنه که همدردی احساسی نیاز داره . همه اونها فکر می کنند که باید محکم باشند پول درآر باشند بی احساس و همه این کلیشه ها ... اعتراف کردن یک مرد به این که من کمک لازم دارم فکر می کنه که اینجوری ضعیف میشه ... خانومها وقتی احساس می کنید آقایون کمی افسرده هستند یا مشکلی دارند، به آرامی و ملایمت بگید که در کنارشون هستید. فقط دونستن این کلمات برای آقایون ارزش زیادی داره.

2. میتونی ... اون شلوار گل گلی رو دیگه نپوشی یا کمتر بپوشی؟

خب تصور کنید از سرکار برمی گردید و صاف میرید دنبال راحتترین لباس تو خونه ای تون و اون رو می پوشید. خیلی راحته ولی قیافه ای نداره. خب برای یک مرد خیلی سخته که بگه این رو دوست نداره چون باعث میشه شما منفجر بشید!

3. من احتیاج دارم با رفقام باشم

برخی اوقات آقایون مثل خانمها احتیاج دارند دور از شما باشند البته این به احساسشون در مورد شما ربطی نداره. البته مطمئن باشید نیم ساعتی از وقت فوتبال رو به این فکر می کنیم که شما چقدر بزرگوار هستید.

4. دوستت افتضاحه

خب فرض کنید آقایون از دوستتون سارا، دختری با جوکهای مسخره، لباسهای مسخره تر و ... بدش میاد. اون این رو نمیگه . اما خب وقتی یه شب مسته ... یا وقتی دعوا می کنید یهو بهتون میگه من نمیتونم دوستت سارا رو تحمل کنم. تعجب نکنید آقایون هستند دیگه! البته ایرادی نداره چون خانمها هم از اکثر دوستای اقایون خوششون نمیاد پس با هم برابر هستند.

5. دوستت دارم.

خب ... هزارتا دلیل هم بیاریم کافی نیست آقایون اینجوری هستند دیگه ... فقط بهتره خانومها این شکاف رو پر کنند و مطمئن باشند که آقایون پشتشون هستند و به فکرشون.

ارسالی کاربران

8 روش ساده برای داشتن احساسی بهتر تنها در 30 ثانیه

 


8 روش ساده برای رسیدن به آرامش در 30 ثانیه

- به سوپر مارکت بروید و یک سبد پر از میوه و سبزیجات تازه بخرید.
- ورزش کنید.
- در یک محل ساکت نشسته و عمیق نفس بکشید.
- مثبت باشید.
آهان ؛ سرتان برای مثبت اندیشیدن زیادی شلوغ است؟
پس با بکار بردن روش های زیر تنها در 30 ثانیه احساسی بهتر داشته باشید.
نفس بکشید. 70 درصد انرژی ما بخاطر تنفس نادرست هدر می رود. دستتان را روی دسته صندلی که نشسته اید بگذارید و راحت بنشینید. روی دم و بازدم تان تمرکز کنید. 30 ثانیه تنفس درست به شما احساس راحتی و آرامش بیشتری خواهد داد.
جملات کوتاه مثبت: یک جمله کوتاه مثبت انتخاب کرده و در این 30 ثانیه آن را برای خود تکرار کنید. جملاتی نظیر : " من کامل هستم"،" من عالی هستم" بعد از 30 ثانیه تاثیر شگفت آور آن را روی خود احساس می کنید.
عضلات خود را بکشید: بایستید و عضلات تان را برای 30 ثانیه به سمت آسمان بکشید.
لبخند بزنید. خندیدن صدها عضله صورت شما را آرام می کند و احساس استرس را در شما از بین می برد.
آب بنوشید. 75درصد از مغز شما آب است. اگر بدن شما احساس کم آبی کند نمی تواند بدرستی فکر کند. پس اگر استرس دارید ابتدا قبل از انجام هر کاری یک لیوان آب بنوشید.
برقصید. گوشی هدفون تان را بگوش گذاشته و یک آهنگ شاد انتخاب کنید و کمی با آن برقصید.
هیچ کاری انجام ندهید. فقط بنشینید و به جایی خیره شوید. یه شیشه یا موزائیک کف اتاق. فقط مطمئن باشید که هیچ کاری انجام نمیدهید.
از همین الان شروع کنید.


تهیه و ترجمه : گروه پزشکی نیک صالحی / زینب اسحاقیان


www.niksalehi.com/new

اختصاصی نیک صالحی

مردان دوست دارند از زبان زنان چه چیزی بشنوند؟

 

 

مردان دوست دارند چه چیزی از زنان بشنوند؟

زنان دوست دارند کسی به آنها بگوید آنها زیبا هستند؛ آنها عاشق تعریف و تمجید دیگران هستند. برایش ان خیلی مهم است که مردی که عاشقش هستند از آنها تعریف کند. اما مردان چه؟آیا سخنانی هست که آنها دوست داشته باشند از زنان مورد علاقه شان بشنوند؟
مردان در محل کارشان استرس زیادی دارند. این استرس اخلاق و روحیه شان را تحت تاثیر قرار می دهدو چه کسی باید به آنها بگوید که باهوش هستند؟ انها انتظار دارند که این حرف را در محل کارشان بشنوند. مردان عاشق شنیدن این حرف هستند . بعضی اوقات از آنها تعریف کنید و به آنها بگویید که چقدر خوب و باهوش هستند.
مردان در مورد پروژه های زیادی فکر می کنند. در باره ایده های جدید و می خواهند آنها را به عمل در آورند. مردان دوست دارند کارهای خاص انجام دهند. بعضی اوقات ، شکست می خورند و برخی اوقات هم موفق می شوند. در این زمان دوست دارند از زنان چه بشنوند؟بله ، تو مخترع خوبی هستی ، خلاقیت داری. تو همیشه یک ایده ای در ذهن داری و برای هر کاری یک راه حل؛ عجب مغزی داری!این حرفها به مردان کمک می کند تا شکست را فراموش کنند و روحیه شان را حفظ کنند.
شما باید از بعضی از معیارهای مردان آگاه باشید ، آنهایی که قابل ملاحظه هستند. شاید مرد شما مرد جذابی باشد ، یا قدرت بدنی خوبی داشته باشد ، یا سخنران یا نویسنده توانایی باشد یا دیگر توانایی هایی داشته باشد که می توانید با ذکر کردن آنها برای مردتان به او بگویید که برای داشتن چنین چیزی به تو افتخار میکنم. مردان برای دوستان و همکلاسی ها یا همکاران مرد خود در مورد این معیارها اهمیتی قائل نمی شوند. پس اگر زنی به آنها این افتخار و ارزش را بدهد مردان حس میکنند که عاشق او شده اند!
مردان به شما نیاز دارند تا بتوانند در این دنیا بامشکلات شان بجنگند ، مردان احتیاج دارند که شما آنها را مورد احترام قرار داده و برای او ارزش قائل شوید. مرد شما نیاز دارد بداند که برای شما مرد خوب و توانایی است. به او عشق و احترام و ارزشی که لیاقت آن را دارد بدهید.


تهیه و ترجمه : گروه سلامت پرشین وی / زینب اسحاقیان

www.persianv.com/pezeshk


اختصاصی پرشین وی

این مرد هیچوقت با شما ازدواج نمی کند!!!

 

 
 

این مرد هیچوقت با شما ازدواج نمی کند

گاهی اوقات دختر و پسری سالیان سال با هم دوست می مانند اما یک نفر از آنها از ازدواج کردن طفره می رود ، معمولا دختر خانم ها دچار این مشکل می شوند و می پرسند از کجا بفهمیم کسی که دوستش داریم واقعا قصد ازدواج با ما را دارد یا نه؟ با دیدن این نشانه ها مطمئن باشید که او هیچوقت به شما پیشنهاد ازدواج نمی دهد:


1- شما از او درخواست می کنید
خانم ها نباید از مرد مورد علاقه شان درخواست کنند که هر چه زودتر با آنها ازدواج کند. وقتی مردی برای سالهای طولانی با شما رابطه دارد و از شما تقاضای ازدواج نکرده است پس هیچگاه چنین درخواستی را از شما نمی کند.


2- منتظر یک وقت مناسبم تا ازدواج کنیم!
وقتی مردی این حرف را به شما می زند در واقع در حال پیاده کردن تاکتیکی است که به رابطه با شما ادامه دهد و شما از درخواست ازدواج کردن دست بردارید. سالهاست شما با هم هستید و هنوز وقت مناسب برای ازدواج نرسیده ؛ پس منتظر خواستگاری از جانب این مرد نباشید.


3- او به شما پیشنهاد می دهد یک مدت آزمایشی با هم زندگی کنید
اگر مردی واقعا شما را برای ازدواج بخواهد هیچوقت چنین درخواستی از شما نمی کندو ازدواجش با شما را به تاخیر نمی اندازد. خودتان را گول نزنید ؛ این مدت آزمایشی پایان خوشی نخواهد داشت!


4- نامزدی بدون هیچ تاریخ معین برای ازدواج
برخی از مردها فکر می کنند غافلگیر کردن یک زن با یک انگشتر الماس و اعلام نامزدی سیاست خوبی برای عقب انداختن ازدواج است. اگر سالهای طولانیست که نامزد مانده اید و او از تعیین کردن تاریخ معین برای ازدواج سر باز می زند پس تا دیر نشده نامزدی خود را بهم بزنید.


5- برنامه ریزی و دوباره برنامه ریزی برای ازدواج
بیایید صادق باشیم ؛ حتما برای همه ما پیش آمده که بارها و بارها برای کاری برنامه ریزی کرده ایم اما هیچوقت آن را انجام نداده ایم. پس اگر مرد مورد علاقه شما سالهاست که شما را به برنامه ریزی برای ازدواج دلخوش کرده است نشانه این است که این اتفاق هیچگاه رخ نخواهد داد.

تهیه و ترجمه : گروه سلامت پرشین وی / زینب اسحاقیان

www.persianv.com/pezeshk

اختصاصی پرشین وی

آداب معاشرت

 

 1- هميشه مودب باشيد

 اگـر هـم از كـسي خوشتان نمي آيد نيازي نيست كه شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعي آن فرد تنزل دهيد. مودب و با نزاكت بـاشيد تـا بـرتـري خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت كنيد.

2- هيچگاه دشنام ندهيد

 دشنام و ناسزاگويي مطلقا ممنوع مي باشد. چون نشان دهنده آن است كه شما قادر نيستيد براي بـيـان عقايد خودتان از واژه ها ولغات مناسبتري بهره بگيريـد. از آن گذشته لااباليگري هميشه دور از نزاكت و ادب مي باشد.

3- با صداي بلند صحبت نكنيد

هنگامي كه با صداي بلند صحبت ميكنيد، بـاعث بالا بردن سطح استرس ميان اطرافيان خود ميگرديد. بـلند صحبت كردن بيانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و آنكه مي خـواهـيـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به كرسي بنشانيد . هـمـچـنـيـن بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافيان ميگردد البته توجه منفي.

4- كنترل خود را ازدست ندهيد

زماني كه شما كنترل اعصاب خود را از دست ميدهيد و از كوره در ميرويد به همه نشان مي دهيد قادر به كنترل احساسات و هيجانات خود نمي باشيد. وقـتـي هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز مي بـاشيـد، چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چيز ديگري خواهيد بود؟ همواره خونسردي خود را حفظ كنيد (كار آساني نخواهد بود اما به زحمتش مي ارزد).

5- به ديگران خيره نشويد

 زل زدن به ديگران و چـشـم چـرانـي نوعي تعرض به ديگران محسوب مي گردد. شما كه نمي خواهيد بي جهت ديگران را مرعوب خود سازيد؟

6-صحبت كسي را قطع نكنيد

پيش از آنكه اظهار عقيده اي بكنيد، اجـازه دهـيـد صـحـبت ديگـران بـه پايان برسد. ميان صحبت كسي پريدن نشانه بي نزاكتي و عدم برخورداري از مـهـارتـهاي اجـتـمـاعـي فرد مي باشد. اگر نمي خواهيد خودبين و از خود راضي بنظر آييد، هيچگاه صحبت كسي را قطع نكنيد و هرگاه كه ناچار بـه انـجـام ايـن كـار شـديـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله "معذرت مي خواهم"، اقـدام بـه انـجام آن كار كنيد. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـراي موقعيت، عقايد و احساسات ديگران احترام قائل شويم.

7- هميشه وقت شناس باشيد

مهم است كه به وقت ديگران احترام بگذاريد.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعيت هاي شغلي و اجتماعي حضور يابيد. هـمچـنـين يك فرد متشخص مي داند چه زماني بايد ميهماني را ترك كند.

8- اسرار زندگي خصوصي خود را فاش نسازيد

آبرو، شرافت، صداقت و بصيرت بـزرگـتـريـن و مـهـمـتـرين عـامـل براي حفظ اعتبار يك فرد متشخص مي باشد. جزئيات زندگي عشقي شما بايد محرمانه باقي بمانند. بـنـابـراين هرگاه شخصي در مـهـمـاني شـروع بـه سـخن چيـنـي كرد، از اعـتماد مـعشوقتان سوء استفاده نكرده و صحبتي در رابطه به زندگيتان به ميان نياوريد.

9- آب دهان نياندازيد

اغلب مـردها ايـن كـار را بطور ناآگاهانه انجام مي دهند. آب دهـان انداختن بسيار زننده بوده و بي شخصيتي فرد را ميرساند. هيچگاه آب دهان نيندازيد مگر آنكه بخواهيد ثابت كنيد انسان بي نزاكتي هستيد.

10- حرمت بزرگترها را نگاه داريد

در واقع شما بايد همانطور كه دوست داريد مورد احترام ديگران باشيد خود نيز به ديگران احترام بگذاريد. من به اين علت بزرگترها را مـورد تـاكيد قرار دادم كه امروزه جوانان خيال مي كنند همه چيز را مي دانند و از همه چيز سر در مياورند و در واقـع خـود را عـقـل كل ميدانند اما اينطور نيست. كافيست به 5 سال پيش خود بيانديشيد.....يقينا شما امروز بسيار باهوش تر و با تجربه تر شده ايد. اينطور نيست؟ بـا آنـكـه 5 سـال پـيـش نـيـز فكر ميكرديد همه چيز را ميدانيد.

11- به اشتباهات ديگران نخنديد

اين يكي از پست ترين كارهاي است كه كسي ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـي كـه شما اشتباهي مرتكب ميشويد و يا خراب كاري ميكنيد تنها انتظاري كه از ديـگران داريد آن است كه اشتباهات و خطاهاي شما را برويتان نياورند و از آنها چشم پوشي كنند. از آن مهمتر شما را بواسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.

12- كلاه خود را از سر برداريد

شايد امروزه اين رسم ديگر هوادار نداشته باشد. شما مي بـايد كـلاه و هـر آنـچه بر سر داريد را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود برداريد. از آن گـذشـتـه هيچگاه با كلاه بر سر ميز شام ننشينيد چون اينكار نشانه بي نزاكتي مفرط مي باشد.

13- پيش از صرف غذا منتظر بمانيد همه ميهمانان سر جايشان بنشينند

زماني كه براي صرف غذا سر ميز نشسته ايد، بايد منتظر بمانيد تا تمام ميهمانان كاملا سـر جايشان بنشينند و آماده صرف غذا گردند. هـمـه افـراد بـايد در يك زمـان شـروع بــه صـرف غذا كنند. اين نكته اگرچه مـوشـكـافـانـه بـنـظـر مـي رسد، اما بسيار حائز اهميت ميباشد.

 14- فخر فروشي نكنيد

هيچ كس از آدم لاف زن خوشش نمي آيد. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسايـل مـالي به دارايي هاي خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشيد.

15- به ساعتتان نگاه نكنيد

هنگامي كه در يك جمع و محفلي مي باشيد، مدام به ساعت خود نگاه نكنيد مگر آنكه بـلافـاصله قصد ترك آن محل را داشته باشيد. وقتي به ساعتتان نگاه مي كـنـيـد ديـگران اينگونه برداشت ميكنند كه شما خسته و بي حوصله گشته ايد.

آيـيـن جوانمردي

علاوه بر دستورات فوق مردان متشخص بايد در حضور يك خانم محترم از قـوانين ذيل نيز پيروي كنند. شـايد دوران جـوانمردي بـسر رسـيده بـاشـد امـا هـنـوز كـاملا از ميان نرفته است. شمـا جـزء مـعدود افرادي باشيد كه ايـن رسوم را هـمـچـنـان زنـده و پابـرجـا نـگاه ميدارند.

1-هميشه در را برايش باز كنيد

اين شـايـد مـهـمتـرين قـانون آداب مـعـاشرت براي مردان باشد. خواه او در حـين ورود بـه خودرو شما، رستوران، باشگاه و يا هر جاي در دار باشد، در را هـمـيـشه بايد برايش باز نگاه داريد تا او عبور كند.هرگاه چندين در وجود داشت يك به يك آنها را برايش بگشاييد.

2- كمك كنيد كتش را بپوشد

همواره به همسر خود در تـن كـردن كـت و يـا اوركـتـش كـمك كنـيد. اين عمل ساده و در عين حال موثر مي باشد.

3- كمكش كنيد بنشيند

هرگاه يك خانم تنها و بـدون هـمـراه خـواسـت كنـار شـما بـنـشيـند، مهم است با بيرون كشيدن صندلي و بازگرداندن آن بسمت جلو ( الـبـته وقـتـي آن خانم كاملا روي صندلي نشست) به وي در نشستن روي صندلي كمك كنيد.

4- جاي خود را به او بدهيد

هرگاه خانمي نزديك ميز غذا آمد و يا در اماكن و وسائط نـقـليـه عـمـومـي وارد گـشـت و صندلي خالي موجود نبود، شما بايد برخيزيد و جاي خود را وي تقديم كنيد.

5- از جاي خود برخيزيد

هميشه هنگامي كه خانمي به اطاق وارد و يا از آن خارج مي گردد از جاي خود برخيزيد و يا حداقل هنگام ورود از جاي خود برخيزيد.

6-دستان او را بگيريد

در ميهماني ها و موقعيتهاي اجتماعي بايد دست خود را به همسرتان تـقديـم كنـيد كه نشانه صميميت بيشتر مي باشد اما وقتي بروي سطح ناهمـوار قدم ميزنيد باعث كمك به وي مي شود خصوصا زماني كه او كفش پاشنه بلد به پا كرده باشد.

 7- نيازهاي او را جويا شويد

با آنكه اين كار را اكثر مردان انجام مي دهند، امـا بـاز كـمـك زيـادي به متشخص بودن ما مي كند. هنگامي كه در موقيتهاي اجتماعي مي باشيد، هـمـواره از وي بـپرسيد كه آيا نـوشيـدنـي و يـا غـذا ميل دارد كه برايش بياوريد. به او نـشـان دهـيـد كـه بـه آسـايـش و نيازهاي وي اهميت قائل هستيد.

8- اگر چيزي از دستش به زمين افتاد به وي باز گردانيد

هـنگامـي كـه خـانمي چيزي از دستانش به زمين افتاد آن را از روي زمين برداشته و بـه وي بـدهيـد. خـواه آن چـيز دستكش باشد و يا انكه پوشه پرونده يا يك اسكناس. الـبـتـه حتما از ناحيه زانو خم شويد و نه از كمر.

9- در راه پله كنار، خانم راه برويد

هيچگاه در راه پله پشت يك خانم حركت نكنيد. خصوصا وقتي دامن كوتاه پوشيد باشد. كنار و يا اندكي جلوتر از وي حركت كنيد. ايـن قـانـون در هنـگـام عبـور از پياده رو نيز بايد رعايت گردد. همچنين هيچگاه يك خانم را از فاصله نزديك تعقيب نكنيد.

10- از قسمت بيروني پياده رو حركت كنيد

اين به خانـم هـمراه شـما اجـازه مي دهـد كه از رفـت و آمـد خـودروها دور گـردد. هـرگاه خـودرويي نـاگهان از كنـار شـما عبور كرد و آب كنار خيابان را بسمت شما پاشـيـد، ايـن شما هستيد كه خيس خواهيد شد و نه خانمتان. ميدونم..ميدونم.اما اين بهايي است كه شما براي متشخص بودن بايد بپردازيد.

11- در حضور يك خانم سيگار نكشيد

هيچگاه در حضور يك خانم سيگار نكشيد مگر آنكه پيش از آن از وي اجازه گرفته باشيد.

12- هرگاه بسته اي به همراه داشت برايش حمل كنيد

ايـن كـار به او نشان ميدهد كه شما برايش احترام قائل هستيد و آسايش و راحتي وي را خواستاريد

پنج راه برای تداوم یک رابطه عاشقانه

 


یکی از خواسته های زوج های جوان زنده نگاه داشتن روابط عاشقانه است. در این میان توانایی ها و مهارت های ارتباطی مهم ترین عنصر برای زنده نگه داشتن احساسات عاشقانه است. روانشناسان معتقدند که احساسات عاشقانه تقریباً در بهترین حالت خود تا سه سال طول می کشد. در واقع باید منتظر تغییراتی در احساسات اولیه عشق باشیم.

بایاناکا اسیویدو (روانشناس) و هلن فیشر ( فیزیولوژیست) معتقد هستند که می توان احساس عشق را برای مدت طولانی تری زنده نگاه داشت. آنها مغز پنجاه زوج را که به طور میانگین در بیست و یک سالگی ازدواج کرده بودند مورد بررسی قرار دادند. وقتی به آنها عکس ابتدای زندگیشان را نشان دادند آنها بعد از تقریبا هفت ماه همان احساس عشق اولیه را نشان دادند. اما تفاوتی وجود داشت، مناطق مغزی مرتبط با استرس در زوج های عاشقی که از سن ازدواج آنها زمان بیشتری می گذشت، کمتر فعال بود و در عوض مناطقی فعالیت بیشتری داشتند که با احساس آرامش در ارتباط بودند.

تحقیقات دیگری نیز از فواید پزشکی یک رابطه خوب حمایت کرده اند. روابط خوب باعث کاهش سطح استرس، کاهش احتمال ابتلا به آلزایمر باعث افزایش احتمال بهبود سرطان می شود. مطمئناً همه از فواید یکی رابطه خوب کم و بیش می دانیم اما سوال مهم، چگونگی حفظ آن است. در ادامه این ایمیل پنج راه را برای زنده نگه داشتن یک رابطه خوب و عاشقانه آورده ایم که امید است مورد استفاده شما دوستان عزیز
پرشین استار خصوصا زوج های جوان قرار گیرد.

1. صادق باشید و همدیگر را در احساساتتان سهیم کنید :
یک رابطه خوب بر پایه صداقت و احترام بنا می شود. صداقت عنصری ضروری برای یک رابطه عاشقانه است. همچنان که در عشق پیش می روید، بیشتر خودافشایی کنید، از گذشته بگویید و در مورد آرزوها و امیدهای خود صحبت کنید. اگر در موضوعی دیدگاه متفاوتی دارید، با صمیمیت به نظرات هم احترام بگذارید.

2. توانایی های همسرتان را تحسین کنید و در جستجوی چیزهای کوچک باشید :
هر روز توانایی همسرتان را تحسین کنید، برای مثال "صبرت همیشه من رو تحت تاثیر قرار می ده" یا "چه دست پخت خوب و عالی ای داری". هر فردی دوست دارد مورد تقدیر واقع بشود، افکار و احساسات مثبتی که بر روی عزت نفس همسرتان تاثیر می گذارد را مطرح کنید. این افکار و احساسات را با صمیم قلب بگویید تا همسرتان احساس تردید نکند.

3. ژست اندیشمندانه به خود بگیرید :
بگذارید همسرتان متوجه شود وقتی پیش شما نیست، شما به او فکر می کنید و شما واقعاً نگرانید و نسبت به زندگی او حساس هستید و جزئیات زندگی او را در نظر می گیرید.

- قبل از قرار ملاقات های مهم همسرتان به او پیام موفق باشید بفرستید. در انتهای هر روز در مورد اتفاقات روز پرس و جو کنید و در مورد مشکلات و ناراحتی ها با او همدردی کنید.

- لیستی از چیزهای مورد علاقه همسرتان از کوچک و بزرگ آماده کنید و سعی کنید برنامه ای برای خشنود کردن همسرتان داشته باشید.

4. گوش دادن را یاد بگیرید :
در انواع ارتباطات گاهی افراد را به حراف و ساکت تقسیم بندی می کنند. در این شیوه یک نفر مدام صحبت می کند و دیگری همیشه گوش جان می سپارد البته اگر بسپارد. این نوع رابطه برای زندگی عاشقانه خوب نیست. از نظر کلامی خانم ها و آقایان با هم متفاوت هستند، خانم ها قدرت پردازش بیشتری در فهمیدن، پردازش کردن و گوش دادن صحبت های دیگران دارند که ریشه در تعداد بیشتر سلول های عصبی مرتبط با پردازش های زبانی در قسمت چپ مغز دارد. چه صحبت کننده هستید و چه گوش کننده، یاد بگیرید که چگونه گوش کننده فعالی باشید.

- به چهره فرد مقابل نگاه کنید و با نشانه های کلامی مانند آهان و نشانه های بدنی مانند تکان دادن سر جواب بدهید.

- از یکدیگر سوالاتی برای روشن شدن تفکراتتان بکنید و اطلاعات بیشتری رد و بدل کنید.

- به نیاز همسرتان برای صحبت کردن اهمیت بدهید و محیط آرامی را برای صحبت کردن انتخاب کنید.

5. همواره بگویید دوستت دارم :
گفتن این دو کلمه کار ساده ای نیست. بسیاری از افراد در خانواده هایی بزرگ شده اند که احساس دوست داشتن را به صورت کلامی انتقال نمی دهند. بعضی ها در نهایت از طریق پیام یا از طریق ایمیل این کار را می کنند. وقتی به چشمان همسرتان نگاه می کنید و می گویید دوستت دارم مغز ماده ای به نام اکسی توسین که به هورمون عشق معروف است، ترشح می کند، ماده ای که در تحکیم یک رابطه عاشقانه بسیار موثر است.

- سعی کنید جملات زیبایی برای بیان احساسات خود پیدا کنید، جملاتی مانند" من بسیار خوشحالم که"تو "قسمتی از زندگی من هستی".

- هر کاری که می کنید به همسرتان بفهمانید که چقدر برای شما مهم است.

 "نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم"

                                                                                              

                                                                                          منبع:persian-star

90 درصد خیانت‌های زناشویی، زمینه جنسی دارند

 


90 درصد خیانت‌های زناشویی، زمینه جنسی دارند

مسایل جنسی از نیاز تا تابو

هرچند درسال‌های اخیر برنامه های اندکی در صدا و سیما به این مسایل اختصاص داده شده است اما همین برنامه‌ها هم با جبهه‌گیری،مواجه شده است.

به گزارش برنا، آموزش مسایل جنسی باید از سن یک و نیم‌سالگی آغاز شود. این را دکتر بهنام اوحدی روانپزشک و روان درمان‌گر مشکلات جنسی می‌گوید و معتقد است وضعیت آموزش مسایل جنسی در ایران خوب نیست و در حد صفر است.

نبود برنامه مدون آموزش مسایل زناشویی
با این که ایران از لحاظ بافت جمعیتی کشوری جوان به حساب می‌آید اما هنوز برنامه مدونی برای آموزش مسایل زناشویی و بهداشت جنشی وجود ندارد. هر چند که در سال‌های اخیر کارهای کمی صورت گرفته،اما به نظر می رسد نیاز مخاطب بیش از کارهای انجام شده است.

دکتر اوحدی درباره آموزش بهداشت جنسی به خبرنگار برنا گفت:هیچ برنامه مدونی و مستمری در ایران به عنوان آموزش مسایل جنسی در وزارت آموزش و پرورش،فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما وجود ندارد. هرچند درسال‌های اخیر برنامه های اندکی در صدا و سیما به این مسایل اختصاص داده شده اما همین برنامه‌ها هم با جبهه‌گیری مواجه شده است، کسانی که نمی‌دانند نبود این آموزش موجب چه فجایح و رخدادهایی می‌شود.

هنر زناشویی غریزی نیست
اوحدی در ادامه با اشاره به این که هنر زناشویی چیزی نیست که افراد به صورت غریزی به آن دست پیدا کنند گفت:برخی که خودشان به صورت غریزی، این هنر را دارند فکر می‌کنند دیگران هم همین طورند در حالی که این طور نیست و واقعیت این است که بسیاری از افراد نمی‌دانند باید در خانه و در جامعه چطور رفتار کنند!

این روان‌درمان‌گر مسایل زناشویی ادامه داد:آموزش زناشویی تنها مختص به اتاق خواب نیست؛ بلکه شامل این می‌شود که افراد بدانند چطور با هم برخورد کنند، چطور خرید بروند، رستوران بروند، چطور به هم احترام بگذارند و برخورد دوستانه‌ای داشته باشند.

اکثر مردان جامعه روش رفتار با جنس مخالف را نمی دانند
اوحدی با تاکید بر این که بسیاری از پسرهای جامعه شیوه ظریف و لطیف برخورد با یک خانم را نمی دانند و اصلا روحیات جنس مخالف را نمی‌شناسند افزود: همین مساله باعث می‌شود آمار رابطه‌های خارج زناشویی،بی وفایی و طلاق بالا برود و کانون خانه از هم بپاشد و وقتی این مشکل ایجاد شود، درست کردن آن بسیار دشوار است.

آموزش مسایل جنسی از 1 و نیم سالگی
وی در پاسخ به این پرسش که آموزش مسایل جنسی از چه سنی باید آغاز شود توضیح داد: آموزش مسایل جنسی از یک و نیم سالگی با جدا کردن اتاق خواب کودک از والدین و آشنایی کودک با نگاه و لمس بد شروع می‌شود. این آموزش تا سن پنج سالگی ادامه دارد اما در سنین مدرسه باید خیلی ملایم و ضمنی ادامه پیدا کند.

در سنین راهنمایی در پوشش احکام اسلامی به آن پرداخته می‌شود و دادن اطلاعات باید به صورتی باشد که به سمت لذت جنسی سوق داده نشود. آموزش درباره لذت جنسی را می‌توان تا دانشگاه به تعویق انداخت اما اینکه شروع آموزش مسایل جنسی در دانشگاه باشد درست نیست و خیلی دیر است.

مسایل جنسی عامل 90 درصد خیانت‌های زناشویی
اوحدی با تاکید بر این که آموزش مسایل جنسی می‌تواند نقش این فاکتور را در طلاق به زیر 10 درصد برساند ادامه داد: اگر بپذیریم 80درصد علت طلاق‌ها به مسایل جنسی برمی گردد، می توان گفت که مسایل جنسی عامل بیش از 90 درصد از خیانت‌های زناشویی است و بسیاری از طلاق غیررسمی و عاطفی است.

وی درپایان گفت: اگر آموزش مناسب باشد بیش از 90 درصد از افراد می‌توانند به سطوح بالاتری از آموزش جنسی دست پیدا کنند اما حدود 10 درصد افراد هم به دلیل پاره ای از مسایل آموزش پذیر نیستند. با این حال نمی‌توان با احتساب این‌که 10درصد افراد به اهداف آموزش نمی‌رسد برای 90 درصد باقی مانده کاری انجام نداد.

خصوصیات و دانستنیهای جالب زنونه

 


خصوصیات و دانستنیهای جالب زنونه

هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .
- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .
- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .
- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .
- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .
- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .
-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .
- یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .
- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .
-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .
- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخش
اید .- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .
irantrack.com

دردسرهای علاقه افراطی

 


در مقاله قبل، به چند راهبرد مقابله با بدبینی اشاره نمودیم حال در این مقاله به بیان سایر راهبردها پرداخته و در نهایت توصیه‌هایی را نیز برای همسران افراد بد بین ارائه خواهیم نمود. [h=2]
در برخی از افکار بی منطق خود تجدید نظر کنید
[/h]این عقیده که اگر همسرم به من علاقه‌مند است باید فقط به من توجه کند و تنها مرا دوست بدارد، چندان عاقلانه و منطقی نیست. قطعاً، همسرتان به مانند خود شما، پیش از ازدواج ارتباطات خانوادگی و دوستی داشته که هم اکنون نیز به آن‌ها تعلق خاطر و علاقه مندی دارد؛ لاجرم شایسته نیست تنها به خاطر شخص شما به همه پیوندها و علایقش پشت پا بزند آن هم به این دلیل که شما خواهان اوئید و دوست دارید تنها سلطان قلب او باشید. خودخواهی‌هایتان را کنار بگذارید و اندکی هم مطابق با علایق همسرتان رفتار کنید.
[h=2]شما در قبال همسر و فرزندانتان مسئول هستید
[/h]به فکر خود نیستید ،کمی نگران همسر و فرزندانتان باشید. چه بخواهید و چه نخواهید ، چه خود را مقصر بدانید یا نه ؛ مطمئن باشید بدبینی، کنترل و مراقبت افراطی و تعصبات نا بجای شما ،بی تردید در سرنوشت خانواده‌تان بی تأثیر نخواهد بود؛ چه بسا بسیاری از همسران افراد بدبین، دچار خود کم بینی و عدم اعتماد به نفس شده و به موجب آن، مرتباً در روابطشان دچار خطا و اشتباه می‌شوند ،احتیاط افراطی می‌کنند و اندیشه لحظه به لحظه "ممکن است اتفاقی بیفتد" زندگی‌شان را تیره و تار کرده است. همچنین فرزندانی که پرورش یافته فردی بدبین باشند، تحت تأثیر قرار گرفته و الگوهای رفتاری متعصبانه را اقتباس نموده و در زندگی حال و آینده، آن رفتارها را به کار خواهند گرفت و در نهایت، مصائبی همچون مشکلات شما گریبان گیرشان خواهد شد و به ناچار با آن‌ها دست و پنچه نرم خواهند کرد.
[h=2]با آبروی خود و خانواده بازی نکنید
[/h]بدبینی‌ها و سوءظن‌های خود به همسرتان را، با هر کسی در میان نگذارید چرا که ممکن است در اثر دشمنی ،نادانی و یا تظاهر به خیرخواهی، بر صحت اندیشه غلط شما دامن بزنند و حتی استنباط های شخصی خود را نیز بدان بیفزایند و به قول معروف آتش بیار معرکه شوند و شرایط را وخیم‌تر نمایند. بهترین راه حل این است که بدبینی‌های خود را راجع به اعمال و رفتار همسرتان، به صراحت با خود او مطرح نمایید و به گفته‌ها و توضیحات او گوش دهید. اما مواظب باشید به هیچ وجه جلسه گفتگویتان را در جهت اثبات صحت و سقم ادعاهایتان به پیش نبرید و در صورت عدم موفقیت، از فردی عاقل، معتمد، با تجربه، خیرخواه و عاقبتاندیش راهنمائی و مشورت بگیرید. بهتر است از روان شناس کمک بگیرید، تا با کمک یک متخصص بهتر بتوانید از علت‌های بدگمانی خود آگاهی یابید و با مشکلتان مقابله کنید.

یکی از ویژگی‌های فرد بدبین و شکاک این است که آن‌ها تا زمانی که به یقین نسبی نرسند ول‌کن ماجرا نیستند و با کوچک‌ترین بهانه‌ای، دوباره به این رفتار دامن می‌زنند!

[h=2]چند توصیه به همسران افراد بدبین[/h]به شما حق می‌دهیم زندگی با همسری بدبین، بسیار سخت و طاقت فرسا ست و تحمل این شرایط صبر ایوب را می‌طلبد. در ادامه این یادداشت، سعی نمودیم توصیه‌هایی را در جهت مواجهه صحیح با این مشکل ، متذکر شویم که رعایت آنان می‌تواند کمک شایانی به شما کند. [h=2]مواظب رفتارهای خود باشید
[/h]یکی از ویژگی‌های فرد بدبین و شکاک این است که آن‌ها تا زمانی که به یقین نسبی نرسند ول‌کن ماجرا نیستند و با کوچک‌ترین بهانه‌ای، دوباره به این رفتار دامن می‌زنند! زمانی هم که این رفتارها زنجیره‌ای می‌شود، فرد مقابل ممکن است برای لجبازی و یا حس انتقام، رفتارهایی را انجام دهد که این ذهنیت تشدید یابد. مثلاً، بدون اطلاع همسر بیرون رود و تلفن همراهش را هم خاموش کند ،اینجاست که بدبین‌ها زمین و زمان را به هم خواهند دوخت. لذا توصیه می‌شود:
به کنکاش حساسیت‌ها و زمینه‌های بروز بدبینی همسرتان بپردازید و از رفتارهایی که موجب سوءظن و بدبینی همسرتان می‌شود(مانند: تنها بیرون رفتن، تماس تلفنی یا حضوری با همکاران جنس مخالف ، گفتگو با مردان یا زنان غریبه، و...) به شدت اجتناب کنید و با اطلاع همسر و برنامه‌ای مشخص کارهایتان را انجام دهید. مثلاً، هر کجا می‌روید را مشخص کنید، ساعت رفت و آمد خود را اعلام کنید و...
[h=2]
به حسادت‌های همسرتان دامن نزنید
[/h]تحریک حسادت همسر روش عادلانه و منصفانه‌ای نیست. برخی از افراد در مقابل همسر بدبین خود، محتاطانه عمل نکرده و با انجام رفتارهای نسنجیده و حتی تحریک کننده بر شدت بدگمانی و سوءظن همسر می‌افزایند؛ مثلاً، مرد/زنی از آشنا و یا همکار جنس مخالف خود تمجید بسیار می‌کند و یا برای محک و کسب اطمینان از علاقه همسر ، به انجام رفتارهای دروغین و حتی گاهاً آزار دهنده می‌پردازند، غافل از آنکه نه تنها بدین طریق محبت همسر را دریافت نخواهند کرد بلکه بدین طریق، باعث تحریک بیش از حد حسادت و افزایش تعصبات وی خواهند شد.
[h=2]به همسرتان اطمینان دهید
[/h]هر از چند گاهی به شریک زندگی‌تان یاد آوری کنید که چقدر او را دوست دارید و به زندگی کردن با او متمایلید. ابراز احساسات و رضایتمندی، باعث افزایش اعتماد و اطمینان وی به شما خواهد شد. اطمینان دهی دائم، به او اعتماد به نفس داده و قدرت عمل افکار منفی همچون " ممکن است به خاطر عدم علاقه، به من خیانت کند و..." را به حداقل می‌رساند.
[h=2]سعی کنید تا حد امکان خانواده‌تان را نسبت به بدبینی همسرتان بی اطلاع نگه دارید
[/h]برخی از همسران افراد بد بین، با مشاهده سوءظن‌های همسر دچار نگرانی شده و برای دریافت کمک، مشکلشان را با همه اطرافیانشان در میان می‌گذارند. باید بگویم این رفتار کاملاً اشتباه است و نتیجه چندان مثبتی نیز عایدشان نخواهد شد. خانواده‌ها به خاطر حس والدینی و ترحم به فرزندانشان، احساسی عمل نموده و در اکثر مواقع راه حل‌هایی انتقام جویانه را پیشنهاد می‌دهند مثلاً، می‌گویند: تلفن‌هایش را جواب نده، تا بدین طریق به او بفهمانی که از این رفتارش متنفری. آن‌ها نمی‌دانند با چنین اظهار نظرهای احساسی با ذهن بدبین همسرتان چه می‌کنند و از گلوله‌ای برف، بهمنی سهمگین پدید می‌آورند.

هراز چند گاهی به شریک زندگی‌تان یاد آوری کنید که چقدر او را دوست دارید و به زندگی کردن با او متمایلید. ابراز احساسات و رضایتمندی، باعث افزایش اعتماد و اطمینان وی به شما خواهد شد.

[h=2]بدانید : بدبینی او نشانه‌ای از دلبستگی واقعی او به شماست
[/h]مطمئناً خود به این اندیشه دست یافته‌اید و با مطالعه این مقاله نیز به یقین رسیده‌اید که یکی از عوامل اصلی بدبینی همسرتان ، عشق و علاقه افراطی او به شماست. لذا بهتر است شما در قبال این علاقه افراطی که گاهاً مسبب مشکلاتی نیز برایتان شده، موضع گیری منفی نشان ندهید و کمر همت خود را در جهت درک شرایط او ببندید و برای تسکین قلب نگران او به حمایتش بپردازید.
[h=2]از متخصصان و مشاوران مجرب بهره بگیرید
[/h]اگر بدبینی همسرتان با اتخاذ درست راهبردهای پیشنهادی فوق و کار بست به موقع و صحیح، کاهش نیافت، توصیه می‌کنیم برای بررسی شرایط روحی همسر و اطلاع از کم و کیف زندگی زناشویی و چگونگی ارتباطاتتان، به روان شناس مراجعه نمایید.


بخش خانواده ایرانی

توصیه‌های جدی برای آقایان

 


مرد بودن با خود ویژگی ها و شرایطی را به دنبال دارد که برای موفقیت در زندگی باید به آن ها توجه داشت.یک مرد در کنار مهربانی و صمیمیت نیازمند اقتدار و صلابت است .

- به دیگران آزادی بده تا خودشان باشند. با خودت سختگیر باش، ولی با دیگران با ملایمت رفتار کن.
- بیشتر به نیروی تفکر متکی باش تا نیروی جسم.
-خودت فکر کن و نگذار که دیگران برایت فکر کنند.
- عقایدت را به دیگران تحمیل نکن، بلکه آن‌ها را با ملایمت به سمت دیدگاه‌های خود هدایت کن.
-از درون قوی باش تا به دیگران هم قدرت بدهی، مثل درخت بلوط تنومندی که سایه‌اش موجودات دیگر را پناه می‌دهد.
- برای دیگران، دوستی صادق باش و خود را خدمتکاری بدان که همواره درصدد خدمت به دیگران است.
- سعی کن در هر کاری که انجام می‌دهی بهترین باشی. برای دست‌یابی به این هدف لازم نیست دایماً درصدد رقابت با دیگران باشی، بلکه این هدف را باید درون خودت پرورش بدهی.
- همیشه با درستی و صداقت زندگی کن. به ندرت و با احتیاط قول بده و اگر قول دادی، در هر شرایطی به آن وفادار بمان. موفقیت واقعی را تنها با صداقت می‌توان یافت.
- به خودت مغرور نشو! جهان پیرامون بسیار بزرگ تراز توست. در جریان آن شناور باش و بدان قدرتی که تو را به حرکت در می‌آورد، بسیار قوی‌تر از تو است.

قدرت درونی خصوصاً در مردان، بیش از آن که فکرش را بکنی، بستگی به کنترل امیال دارد. مردانگی را در خویشتن‌داری بدان، نه در به دست آوردن امیال ...

- شمشیر عقل را در آتش عمل شکل بده. فکری را دنبال کن که نه فقط منطقی، بلکه عملی هم باشد.
- درست یا غلط بودن هر چیز را در قلبت احساس کن تا قدرت استدلالی ذاتی و واقعی‌ات پرورش یابد. قدری خود را از نقطه نظرات دیگران جدا کن.
- از منطق برای سرکوبی دیگران استفاده نکن، بلکه در بحث‌ها با ملایمت و به عنوان ابزاری برای روشن ساختن موضوع از آن استفاده کن.
- در بحث بی غرض و منصف باش. بگذار حقیقت راه گشایت باشد، نه تمایل به غلبه کردن بدان که دست‌یابی به حقیقت تنها پیروزی‌ای است که ارزش تلاش دارد.


- مهربانی و مراعات حال دیگران، هر دو از نشانه‌های قدرت درونی است. عقاید دیگران را در کنار عقاید خودت بپذیر و به یاد داشته باش که تسلط بر خود بزرگ‌ترین پیروزی است.
- با خودت محکم و قوی، و با دیگران با ملایمت رفتار کن.
- قدرت درونی خصوصاً در مردان، بیش از آن که فکرش را بکنی، بستگی به کنترل امیال دارد. مردانگی را در خویشتن‌داری بدان، نه در به دست آوردن امیال ...
-برای تقویت اراده، وظایف سخت را قبول کن و سعی نما آن‌ها را کامل انجام دهی. روزی یک کار را که باعث تقویت اراده شود، انجام بده.
- اقتدار شخصیت را با پای بندی به تعهدات افزایش بده، نه با تحمیل عقایدت به دیگران.
- مانند درخت کاج باش. ریشه‌های محکمت در زمین و شاخه‌های آرمان‌هایت بر بلندای آسمان باشد.
-هنگام پیروزی جوانمرد و هنگام شکست آرام و استوار باش. هرگز اجازه نده که شکست، حقیقت وجودت را در خود محصور کند. آن وقت خواهی دید که خود شکست تبدیل به پیروزی خواهد شد.
- به دیگران احترام بگذار تا آن‌ها هم به تو احترام بگذارند.
- از عشق الهام بگیر، اما بالاتر از هر چیز بگذار صداقت بر تو حاکم باشد نه احساس.
-با طرد خودخواهی، خودپسندی و غرور، بگذار عشق طبیعی در قلبت جوانه بزند.

بخش خانواده ایرانی

مردان را چگونه احساساتی کنیم

 


مرد که گریه نمی کنه. محکم باش. جوابش رو بده. اصلاً دوست ندارم اون تو رو بزنه و تو ساکت باشی و نگاه کنی. مردها قوی و نیرومندن.

اگر دلت می خواد گریه کنی هیچ اشکالی نداره. دختر باید نجیب باشه. اگر هم کسی اذیتت کرد کوتاه بیا و ازش فاصله بگیر. هر وقت دلت گرفت بیا با من حرف بزن.

مردان را چگونه احساساتی کنیم؟

از خواندن جملات فوق به یاد چه چیزی افتادید؟ آیا مشاهده کردید در نوع تربیت خود در رابطه با پسران و دختران از چه روش‌های متفاوتی استفاده می‌کنیم؟ ملاحظه کردید که از همان کودکی بی احساس بودن و بی اعتنایی به هیجانات و احساسهای درونی را به فرزندان پسرمان و ابراز احساسات و همدلی را به فرزندان دخترمان آموزش میدهیم؟

درست است که نقش زنان و مردان در جامعه با هم تفاوت‌هایی دارد و این مسئله می‌طلبد تا هر جنس مطابق با نقش‌های قابل انتظار رفتار کند، اما پدر و مادرها وظیفه دارند تا فرزندان خود را علاوه بر سودمندی در جامعه، افرادی سلامت و موفق در خانواده تربیت کنند.

لذا آموزش آداب انکار احساسات و کتمان هیجانات نمی‌تواند نتایج خوب و رضایت بخشی را برای یک زندگی سالم و پذیرفتن نقش همسری در برداشته باشد. احساسات جزو لاینفک زندگی هستند اگر چه همیشه در ترازویی با عقل در رقابتند اما نبود آن‌ها رنگ را از زندگی می‌زداید و غصه و غم سلطه پیدا می‌کند.

بنابراین لازمه وجود سلامتی در نوع و سبک زندگی افراد توجه بجا و مناسب به احساسات خود، آگاهی از احساسات دیگران، همدلی با دیگران و تقویت هوش عاطفی است. زن و شوهری که ذهن و رفتار یکدیگر را درک کنند، روابط عاطفی مثبتی هم با یکدیگر برقرار می‌کنند. زن و شوهر در خانواده باید قادر به شناخت و پیش بینی احساسات خود در موقعیت‌های مختلف باشند. افراد زیادی هستند که یا از احساسات مختلف خود آگاهی ندارند و یا ریشه آن‌ها را نمی‌فهمند. این نوع از بی اطلاعی‌ها و آگاهی نداشتن‌ها موجب تنش بسیاری میان زن و شوهر می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد افراد موفق در خانواده‌های سالم و با محبتی زندگی می‌کنند که بار عاطفی مناسبی در میان اعضای آن خانواده حکم فرماست. به اعتقاد کارشناسان نبود عاطفه در میان برخی از خانواده‌ها موجب می‌شود تا اعضای خانواده دچار مشکلات و پیامدهای بسیاری شوند. ترس، اضطراب و نداشتن اعتماد به نفس از جمله ناهنجاری‌هایی است که در خانواده‌های بی عاطفه وجود دارد.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است. با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند. تحقیقات دیگری مؤید آن است که به دلیل ارتباط ضعیف دو نیمکره احساس و منطق در مردان، آن‌ها را از دسترسی راحت به احساسات بر حذر می‌دارد. به نظر می‌آید مسئله تربیت و نوع یادگیری‌های احساسی می‌تواند در تقویت این ارتباط مغزی تأثیر گذار بوده و گستره احساسات مردان را نیز به اندازه زنان وسیع گرداند.

لازمه وجود سلامتی در نوع و سبک زندگی افراد توجه بجا و مناسب به احساسات خود، آگاهی از احساسات دیگران، همدلی با دیگران و تقویت هوش عاطفی است. زن و شوهری که ذهن و رفتار یکدیگر را درک کنند، روابط عاطفی مثبتی هم با یکدیگر برقرار می‌کنند

حتماً شنیده‌اید : مردانی که بیش از همه احساساتشان را پنهان می‌کنند احتمالاً حساس‌ترین مردها هستند! این جمله می‌تواند عمق احساسات را در مردان نشان دهد. علی رغم این که سبک فرهنگی جامعه به آنان می‌آموزد که در ابراز احساسات محتاط باشند.

همین مسئله می‌تواند به مسایلی در زندگی زناشویی و روابط مردان با همسرانشان نیز منجر شود. هوش عاطفی و هیجانی یکی از ابزارهای مهم و ضروری در موفقیت روابط میان همسران است. پژوهش‌ها گزارش می‌دهند هرچه این جنبه از هوش افراد در حدود متناسب‌تری قرار داشته باشد، آن‌ها قادرند ارتباطات جذاب‌تر، مسئله گشا تر و با دوامتری را شکل دهند. پایین بودن هوش هیجانی می‌تواند توانایی بازداری هیجانی را در افراد کاهش داده و قدرت مدیریت احساسی را در آن‌ها تضعیف گرداند.

یکی از مؤلفه‌های هوش هیجانی توانایی درک احساسات دیگران و شناخت عواطف افرادی است که در اطراف ما زندگی می‌کنند؛ لذا عدم توانمندی در درک هیجان همسر و یا داشتن تصور ضعیف‌تر، از احساسات همسر می‌تواند بر نوع رفتارها و واکنش‌های میان فردی موثر واقع شود. بخش اول این عبارت می‌تواند به تربیت‌های نادرست و ناکافی برای مردان اشاره داشته باشد و بخش دوم آن از شناخت ناکافی زنان از احساسات مردانه حکایت کند.

لذا هر دو جنس برای داشتن زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر نیاز به اصلاح سبک‌های زندگی و شناخت دقیق‌تر از جنس مخالف دارند. ضمن این که زن و شوهر باید در تقویت احساس دیگری و تبادلات عاطفی یکدیگر نهایت تلاش خود را داشته باشند.
مردان را چگونه احساساتی کنیم؟

یکی از همین اصلاح سبک‌ها شناخت دقیق ویژگی‌های جنسیتی است. چه این که مردان در ابراز محبت به همسرانشان بیشتر از رفتارهای محبت آمیز و ایثار و گذشت و فعالیت‌های محبت آمیز استفاده می‌کنند در حالی که زنان به شنیدن ابراز محبت و اظهار عواطف از سوی همسرشان نیاز دارند. زبان احساسات و عواطف برای زنان به مثابه زبان اول است در حالی که برای مردان به مثابه زبان دوم و زنان عدم ابراز محبت در این شکل را حاکی از بی احساس بودن و بی‌علاقگی مردشان میدانند.

از طرفی برای اکثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـرای ایـنکه احـساسات درونی خود را با آن‌ها در میـان بـگـذارنـد، کـار مشکلی به نظر می‌رسد. اما در این میان موضوعی وجود دارد که اغلب زن‌ها از آن بـی اطـلاع هستند.

مردها می‌خواهند صحبت کنـنـد. اکثر مردان نیاز دارند که با همسرشان درد دل نموده و کمی سبک شوند. اما رمز و راز واداشتن یک مرد جهت بازگو نمودن درونش این است که احساس کند به دلیل آنچه کـه هست مورد پذیرش حقیقی قرار گرفته، نه به دلیـل آنـچه که ممکن است شما دوست دارید باشد.

به علاوه زنان باید روش‌هایی را برای برانگیختن احساسی همسرشان فرا بگیرند از جمله این که :

طبیعت مردان به گونه‌ای طراحی شده است که اصطلاحاً بصری به نظر می‌رسند، بدین جهت بهتر است به هنگام مصاحبت با همسر، برای نشان دادن توجه خود به او و القاء حس پذیرفته شدن و بودن وی، از سوی شما، هراز چند گاهی سر خود را، به نشان تائید گفته‌های وی تکان دهید. عبارت فوق به این معنی نیست که شماهمواره بایستی با هر گفته همسرتان موافقت نمایید و وی را تائید کنید، بلکه بدین معناست که شما فقط از دریچه نگاه و اندیشه او نیز به موضوع توجه و التفات دارید و دیدگاه او را نیز درک می‌کنید.

به مردان قدرت دهید، تا صمیمیت فوران کند. مرد موجودی عاشق قدرت است. مرد از این که قدرتمند باشد حظ می‌کند. در آسمان اوج می‌گیرد و شما را نیز همراه خود بالا می‌برد

در میان زوجین بیان احساسات درونی باید به صـورت متقـابـل انـجام بگیرد. بعد از اینکه وی مسئله‌ای خصوصی را ابراز نمود، به او اجازه دهید بداند که شما جانبدار او هستید و با تجربیاتش تنها نخواهد ماند. مـهـم است که موضوع را از این نقطه نظر بنـگرید: اکنـون زمـان درس دادن بـه او نـیست، بلکه زمـان «ایـجاد دوستی و مودت» است.

فراموش نکنید که زن و مرد برای رشد احساسی و روانی خود به کمک و یاری همسر نیاز دارد؛ لذا در عوض تکیه بر نواقص و نارسایی‌های وجودی او باید با همکاری و مودت او را به سوی تکمیل توانمندی‌ها و رسیدن به رضایت درونی سوق دهند.

به مردان قدرت دهید، تا صمیمیت فوران کند. مرد موجودی عاشق قدرت است. مرد از این که قدرتمند باشد حظ می‌کند. در آسمان اوج می‌گیرد و شما را نیز همراه خود بالا می‌برد.

از اینکه توانا باشد یا احساس توانایی کند لذت می‌برد. تا وقتی که مشغول کشتن این احساس در مردان هستید بدانید که تنها می‌توانید خواب خوشبختی را ببینید.

به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنید تا با خود خلوت کند با دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند. مدام دنبال او نباشد. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به ان‌ها این فضا را هدیه بدهید. ان‌ها نیز به شما عشق می‌ورزند.


بخش خانواده ایرانی

امــا رازهایی که زنان در مورد مردان باید بدانند

 


• سرزنش کردن : مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند.

• گوش دادن به حرف های مردان : یکی از علت هایی که مرد سفره ی دلش را برای زن باز نمی کند و غم دل با او نمی گوید این است که زن با دقت و توجه و دلسوزی به حرفهای مرد دل نمی سپارد. در چنین شرایطی مرد از این بیم دارد که مورد تمسخر زنش قرار بگیرد اینگونه زنها باید راه درست شنیدن و علاقه نشان دادن به حرفهای مرد را یاد بگیرند.

• ایجاد تعادل روحی در مردان : یکی از مهم ترین کارهایی که مردان دوست دارند زنشان برایشان انجام دهد این است که به او اجازه دهند بار دلش را خالی کند و مشکلاتی که در سر کار قادر نیست با کسی در میان بگذارد و نزد کسی اعتراف کند به او بگوید. زن هایی که به این مسئله اهمیت می دهند باعث توازن و تقویت احساس تعادل روحی در مردان می شوند

6 رفتار که هر رابطه ای را از بین می برد

 

|


رفتار که هر رابطه ای را از بین می برد ! پیدا کردن کسی که بتوانید رابطه خوبی را با او ادامه دهید واقعاً یک نعمت است. وقتی با این فرد خاص وارد رابطه شدید، همیشه یادتان باشد که احترام به حریم شخصی و حفظ اعتماد برای بقای یک رابطه سالم از ضروریات است. اگر برخی حد و مرزهای رفتاری که اعتماد طرف مقابلتان را خدشه دار می کند، نادیده بگیرید، آسیبهای جبران ناپذیری به رابطه تان با او وارد می کنید.در زیر به 6 رفتار بسیار زیان آور برای رابطه اشاره می کنیم که تا می توانید باید از انجام آن دوری کنید:1) کاوش در اطلاعات خصوصیاگر شک کرده اید که طرف مقابلتان به شما خیانت می کند، آیا این اجازه را به شما می دهد که ایمیل های خصوصی او را چک کنید؟ یا پیام های گوشی همراهش را بخوانید؟ یا پروفایل شخصیش را وارسی کنید؟ پاسخ همه این سوال ها منفی است.هیچوقت به هیچ قیمتی نباید درایمیل ها، اس ام اس ها و شماره های طرف مقابلتان کاوش کنید. بااینکار نه تنها اعتماد او را به خودتان از بین می برید، بلکه اعتماد او را به همه آن کسانیکه ایمیل ها و اس ام اس ها را برایش گذاشته اند خدشه دار می کنید.2) گفتن دروغ مصلحت آمیزدروغ گفتن در یک رابطه تحت هر شرایطی بد است، گرچه همه ما همیشه اینکار را انجام میدهیم. اینکه برای جلوگیری از ناراحت شدن طرف مقابلتان به او دروغ بگویید، شاید به نظرتان تصمیم عاقلانه ای بیاید. اما واقعیت این است که وقتی آن دروغ برملا شود، که همیشه غیرقابل پیشگیری است، با اینکار چاله ای عمیقتر برای خودتان خواهید کند. وقتی گرفتار چنین موقعیتی شوید، بخواهید و نخواهید طرفتان را آزرده خاطر خواهید کرد و همه آنچه سعی داشتید با دروغ گفتنتان از آن جلوگیری کنید، به خاطر این فریبتان، حتی بدتر هم اتفاق می افتد. توصیه من این است که همیشه و در همه شرایط با طرفتان روراست و صادق باشید.3) جاسوسی کردنهیچوقت نباید در وسائل خصوصی طرفتان (مثل کمدش، کیف پولش، دفترچه حساب پس اندازش و ...) کنکاش کنید. علاوه بر این، هیچ طوری نمی توانید این کنجکاوی را برایش توجیه کنید. مهم نیست که به چه چیز شک کرده باشید، برای تایید یا رد آن شک نباید در وسائل شخصی طرفتان جاسوسی کنید. وسائل شخصی او جزء حریم خصوصی او هستند و باید خصوصی و محرمانه بماند مگراینکه خودش به شما اجازه دیدن آنرا بدهد. این رفتار یکی از مخرب ترین رفتارها برای برهم خوردن روابط است که به کلی اعتماد طرف مقابل را به شما خراب می کند و باعث می شود او دیگر هیچوقت نتواند به شما اعتماد و اطمینان کند.4) بازی کردن نقش کارآگاه های خصوصییکی دیگر از راه های بدی که مردم سعی می کنند برای تایید رفتار مشکوک طرفشان از آن استفاده کنند این است که با تلاش برای گرفتن مچ طرف حین انجام آن عمل، نقش کارآگاه های خصوصی را بازی می کنند. این رفتار چه با رفتن در خانه او، در باشگاهش با محل کارش برای مطمئن شدن از بودن اتومبیلش در آنجا باشد یا دنبال کردن او با ماشین، عملی است که تحت هیچ شرایطی نباید مرتکب شوید. حتی اگر کاملاً مطمئن هستید که طرفتان چیزی را از شما پنهان می کند، تعقیب کردن راه پی بردن به آن نیست. اگر او متوجه شود که چندین و چند ساعت او را با ماشین دنبال می کرده اید مطمئناً هیچوقت دیگر به شما اطمینان نخواهد کرد.5) فرستادن دیگران برای انجام دستوراتتانهیچوقت از یک دوست یا هر کس دیگری نخواهید که برای شما درمورد او اطلاعات جمع آوری کند. این یعنی هیچوقت کسی را نفرستید که دور و بر او بپلکد، حین کار از او عکس بگیرد، به تلفن ها و مکالمات او گوش دهد و از رمز و راز او شما را باخبر کند. همه اینکارها نه تنها اعتماد طرف مقابلتان را به شما از بین می برد بلکه بی اعتمادی شما را هم به او آشکار می کند.6) چک کردن مداومیکی از مهمترین راه هایی که نشان می دهد شما به کلی به طرفتان بی اعتماد هستید، رفتارهای پارانوئیدی و وسواسی است. بااینکه تماس گرفتن با طرفتان به طور مرتب مسئله ای کاملاً نرمال است اما اگر پشت هم به او زنگ بزنید و او را چک کنید که کجاست و چه می کند اصلاً خوشایند نیست. مثلاً اگر طرفتان نتواند چند ساعت تلفنش را جواب بدهد و بعد که به گوشی همراهش دسترسی پیدا کرد ببیند که 50 بار با او تماس گرفته اید، نه تنها در نظرش فردی وسواسی جلوه می کنید که به زمین و زمان شک دارد، بلکه نشان می دهد که هیچ اعتمادی هم به او ندارید. پس اگر خدای ناکرده به طرفتان مشکوک شدید که چیزی را از شما پنهان میکند، به جای اینکه مخفیانه به دنبال پاسخ آن بگردید، رک و راست با او در این رابطه صحبت کنید. حتی اگر دفعه اول که از او خواستید، نخواهد که به شما جواب درستی بدهد، بار دوم یا سوم این احتمال وجود دارد که شانس حرف زدن در این مورد را با او پیدا کنید. یادتان باشد اگر افکارتان را آزادانه با او درمیان بگذارید خیلی بهتر از آن است که بفهمد یکی از رفتارهای بالا را مرتکب شده اید. مهم نیست که چقدر عشق در رابطه تان وجود داشته باشد، اگر اعتماد نباشد، این عشق ماندگار نخواهد بود. از بین بردن اعتماد هیچوقت رابطه را جلو نمی برد. درواقع، بااینکار فقط موجب برهم خوردن رابطه می شوید. نکته آخر که ذکر نکردم بدترین رفتاری است که هر رابطه ای را به نیستی می کشاند و آن هم خیانت است.برگرفته از فان پاتوق

ای عشق از ماندن بگو

 


اگر پدران ما بخاطر بقا و امنیت ازدواج می کردند ما دیگر نه بخاطر بقا و امنیت که اغلب بخاطر لذت دوستی و صمیمیت ازدواج می کنیم و علت بسیاری از جدایی های زوجین هم از همین است ، چون خواهان عشق بیشتر و فزون ترند حتی عشق را شرط ادامه زندگی می دانند.

با وجود اینکه بیشتر زوجین ازدواج خود را با عشق شروع می کنند ولی در ادامه زندگی برای روشن نگهداشتن این عشق دچار مشکل می شوند.

اگر در زندگی دریافتید که همسرتان از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند و هنوز من بودن محور فکری اوست، احتمالاَ این موارد زنگ های خطری باشند برای آنکه بدانید عشقتان در حال کم رنگ شدن است.

در این مقاله ما سعی خواهیم کرد که بعضی از آفت های عشق را معرفی کنیم تا شاید با آگاهی یافتن از آنها موجب پیشگیری از مرگ تدریجی عشق در زندگیمان باشیم:


عدم انعطاف پذیری

عدم انعطاف پذیری نسبت به مسائل روبه رو شده در زندگی مانند تعصب بیجا نشان دادن به سلیقه های خاص و یا به سخره گرفتن عقاید یا انتظارات همسر از آفتهای ازدواج صمیمانه است. باید به یاد داشته باشیم که توقعات در ازدواج باید از انعطاف بیشتری برخورباشند.


عدم آشنایی با مهارت های زندگی

همچنانکه برای رانندگی کردن نیاز به آموزش مهارت های رانندگی است برای زندگی زناشویی موفق نیز انسانها نیازمند یادگیری مهارت های زندگی هستند همچون نحوه مقابله با تنش ها و مشکلات زناشویی، کسب مهارت های ارتباطی و ... که نبود هر یک از این مهارت ها موجب ناکار آمدی ما در تداوم زندگی عاشقانه خواهد بود.


عدم رعایت حریم های خانوادگی

در بعضی از مواقع زوجین به وظایف و نقش های خود در زندگی آگاهی کامل ندارند و به حریم های زندگی زناشویی توجهی نشان نمی دهند. مثلاَ مسائل و مشکلات درون خانواده را به بیرون انتقال می دهند و یا در مواقعی مقام پدر به عنوان رئیس خانواده مخدوش می گردد این موارد موجب دلسردی زوجین و مرگ کیفیت روابط در آنها خواهد شد.
با وجود اینکه بیشتر زوجین ازدواج خود را با عشق شروع می کنند ولی در ادامه زندگی برای روشن نگهداشتن این عشق دچار مشکل می شوند

داشتن حس مالکیت

بعضی از زوجین حس می کنند که مالک همسر خود هستند و حق دارند آن را کنترل کنند. در بعضی از مواقع افراد فراموش می کنند که انسان موجودی است جاندار و تفاوت هایی با ماشین و.. دارد.

نباید فراموش کنیم تا وقتی معتقدیم مالک کسی هستیم از زور گفتن به آنها و مجبور کردن آنها برای گردن نهادن به خواسته های خود ابایی نخواهیم داشت .

ناگفته پیداست که داشتن حس مالکیت چه بلایی بر کیفیت روابط زناشویی می آورد.
عدم آشنایی با مهارت های ارتباطی

اغلب زوج های دارای مشکل ، نبود ارتباط مناسب در روابط زناشویی خود را شایعترین مشکل قلمداد می کنند.

زوجینی که توجه کافی به احساسات، خواسته ها و صحبت های یکدیگر ندشته باشند، گوش کردن فعال را فرا نگرفته باشند در حفظ یک عشق پایدار در زندگی ناموفق خواهند بود.


داشتن باور های غیر واقع گرایانه

ای عشق از ماندن بگو!

باور های غیر واقع گرایانه زیادی وجود دارند که رضایت زناشویی و کیفیت رابطه زناشویی را تحت تاثیر قرار می دهد ولی داشتن باور هایی چون اختلاف مخرب است، زن و شوهر باید فکر یکدیگر را بخوانند از باور های مخربی است که موجب کاهش عشق و رضایت زناشویی در زوجین خواهد بود غافل از اینکه این نوع باورها بیشتر ساخته خیالات زوجین هستند .

حال با این اوصاف چگونه می توان بر این موانع و مشکلات احتمالی غلبه کرد؟

ناگفته پیداست که در صورت بروز مشکلات و اختلافات، داشتن یک گفتگوی نزدیک و صمیمانه با همسر می تواند کمک بسیاری به حل مشکلات و اختلافات زناشویی بنماید. البته برقرارکردن ارتباط با گفت‌وگو کمی مشکل است؛ این آداب صحبت آموختنی است و به کمک ارتباط مؤثر می‌توان سبک گفت‌وگو را تغییر داد. مصاحبت و با هم بودن یکی از سرمایه‌های ازدواج‌های موفق است که می‌توانید به سادگی و صرفا با برنامه‌ریزی به آن دست پیدا کنید.

گفت‌وگویی که پایان خوش دارد نشانه صمیمت است. اما در خانواده‌های آشفته لذت گفت‌وگو در فضای آلوده شکایت‌ها وگله‌گزاری‌ها گم می‌شود و بهانه، تهدید و انتقاد جای آن‌را می‌گیرد. زوج‌های ناسازگار اصولا باهم حرف نمی‌زنند. صمیمیت محصول فرعی توجه کردن، پذیرفتن، حساسیت به خرج دادن و درک کردن است به همین دلیل صمیمیت با سوء‌ تفاهم، انتقاد، سرزنش و حساسیت به خرج ندادن رابطه معکوس دارد. با از دست دادن صمیمیت، یکی از اتصال‌های مهم زندگی زناشویی سست می‌شود.

یکی از دلایل عدم‌درک متقابل این است که زن برای تبادل احساساتش صحبت می‌کند و مرد برای ردوبدل اطلاعات صحبت می‌کند.
نباید فراموش کنیم تا وقتی معتقدیم مالک کسی هستیم از زور گفتن به آنها و مجبور کردن آنها برای گردن نهادن به خواسته های خود ابایی نخواهیم داشت

برای آنکه همسران احساس امنیت و نزدیکی بیشتری کنند تا به سمت ارتباط بهتر بروند لازم است بیشتر به هم توجه کنند. نزدیک بودن مسلماً معنایی بیش از تقرب فیزیکی دارد. ممکن است زن وشوهر همدیگر را زیاد ببینند اما کیفیت باهم بودنشان مطلوب نباشد.
رعایت پیشنهادهای زیر می‌تواند بسیاری از مشکلات موجود برسر راه گفت‌وگو را از میان بردارد:

* با همسر خود هماهنگ شوید.

* با علاقه به صحبت‌های او گوش کنید.

* از قطع صحبت خودداری کنید.

* سؤال کنید.

* به اصل احترام مشترک و عمل متقابل اهمیت دهید.


ای عشق از ماندن بگو!

برای مثال به مسائل همسر‌تان گوش دهید؛ حتی در مورد شکایت‌های او از محل کارش. به این مسائل از دریچه چشم او نگاه کنید و احساسش را درک کنید نه اینکه او را متهم کنید و انگشت روی نقاط ضعفش بگذارید و همیشه حق را به هرکسی غیر از او بدهید، در این صورت او هرگز دیگر درد دلش را به شما نخواهد گفت و در مقابل مسائل شما همان رفتاری را می‌کند که شما با او کرده‌اید و در برابر مسائل شما هرگز احساس امنیت و پناه به شما نمی‌دهد؛ درست همان رفتاری که شما با او داشتید. هرگز به او نگویید که چه بکند، چه نکند. برایش تعیین تکلیف نکنید؛ می‌توانید به جای همه اینها به او بگویید که اگر جای او بودید همین قدر کلافه می‌شدید.

در این مقاله کوتاه ما سعی کردیم تا بعضی از آفت های زندگی عاشقانه را با کمی توضیحات شرح دهیم ولی نباید فراموش کنیم که تنوع ازدواج ها به اندازه تعداد آنهاست بنابراین، بی احتیاطی است که برای همه آنها قواعد کلی وضع شود اما اولین توصیه روانشناسان این است که زوجین سعی کنند دنیا را از دریچه همسر خویش ببینند.

هر فرد دنیای خاص خود را دارد که برای شناخت این دنیا و برای نزدیک شدن و درک همسر زوجین بایستی از خود بیرون آمده و جهان را آنگونه ببینند که همسرشان می بیند اگرچه این کار آسان نیست.

بخش خانواده ایرانی تبیان

ده دلیل خیانت زنان (آقایان حتما بخوانید)

 


ده دلیل خیانت زنان (آقایان حتما بخوانید)

خیانت، زیان‌آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمه‌های غیرقابل جبران به طرفین می‌شود، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد. به‌طور معمول نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می‌شود، ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دوری نمود.
خوشبختانه در جامعه‌ی ما به‌دلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیل ایرانی، تعداد زنانی که به شوهران خود خیانت می‌کنند، بسیار اندک است. در زیر برخی از دلائل خیانت زنان را می‌خوانید.
۱ـ ماجراجوئی و حسادت:
به‌نظر می‌رسد پست‌ترین دلیل برای انجام خیانت، حس ماجراجوئی و برانگیخته شدن احساس‌ها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان دیگر می‌باشد. این نوع انگیزه‌ها به طور معمول در زنانی که به نوعی دارای مشکل‌ها و کمبودهای روانی در زندگی می‌باشند، دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار اندک است.

۲ـ ارضاء نشدن جنسی:
مشکل برطرف نشدن نیاز جنسی هم از جمله مواردی است که گاهی توسل به پدیده‌ی نکوهیده‌ی خیانت را در برخی زنان موجب می‌شود. امروزه با پیشرفت علم پزشکی، بسیاری از مشکل‌ها و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان به‌راحتی قابل درمان می‌باشد.

۳ـ پول و وضعیت اقتصادی:
با کمال تأسف، برخی از زنان به‌دلیل این که شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی‌کند، فقط و فقط به‌خاطر پول (و نه عشق) برآورده شدن نیازهای مادی خود، سمت دیگری کشیده می‌شوند که این بسیار جلوه‌ی زشت و ناپسندی دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می‌توان به‌راحتی به خواسته‌های معقول مادی زندگی دست یافت.

۴ـ مورد غفلت واقع شدن:
او احساس می‌کند کسی که دوست داشت تمام وقت خو را با او بگذراند، اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف می‌کند، احسا تنهائی می‌کند چرا که هرگاه همسر خود را می‌طلبد با پاسخ منفی مواجه می‌شود، به‌خاطر آن‌چه که انجام داده، مورد تحسین قرار نمی‌گیرد، احساس کمبود می‌نماید چون شوهرش حتی انتظارهای کوچکش را هم برآورده نمی‌کند.

۵ ـ عدم توجه و بی‌اهمیتی توسط شوهر:
تنها چیزی که می‌توان با اطمینان کامل بیان‌ کرد، این است که همه‌ی زنان، تشنه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند، به‌خصوص هنگامی‌که تغییری در آنها به‌وجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نموده و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت. باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت این کار را بکشد!

۶ـ دیدگاه اشتباه:
برخی مردان متأسفانه به همسر خود فقط به‌عنوان یک ”شریک جنسی“ نگاه می‌کنند و از ارزش‌های دیگر زندگی مطلع نیستند که این امر موجب می‌شود به امور دیگر نپرداخته و مسیر اصلی زندگی را منحرف می‌سازند و در نتیجه سرشکستگی و پوچ‌گرائی را برای همسر خود به ارمغان خواهند آورد که این نیز فکر ”نادرست“ خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و به‌دست آوردن آن‌چه که شوهرش از او دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

۷ ـ تغییرهای شدید شخصیتی و رفتاری شوهر:
او دیگر مانند گذشته، مهربان و با محبت نیست، زود عصبانی می‌شود، به هر دلیل نزاع به راه می‌اندازد، کمتر صحبت می‌کند، بهانه‌جوئی می‌کند، ایراد می‌گیرد، به ظاهرش اهمیت نمی‌دهد، به همسرش اهمیت نمی‌دهد، دیگر از حرف‌های عاشقانه‌اش خبری نیست و همه‌چیز به یک‌باره تغییر کرده است.

۸ـ ابراز علاقه‌ی بیشتر توسط دیگری:
اگر فیلم ”بی‌وفا“ را دیده باشید، متوجه خواهید شد که زنان به‌طور معمول وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند، ممکن است دچار انحراف شوند، او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به‌ چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟

۹ـ خیانت شوهر:
اگرچه همه‌ی زنان برای انتقام‌جوئی از همسرشان به آنها خیانت نمی‌کنند، ولی بیشتر احساس می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند، آنها نیز مجاز به مقابله به مثل می‌باشند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ داروئی که به‌ آنها خورانده شده را به شوهرانشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آن‌چه که بر سر همسرشان آمده، بشوند.

۱۰ ـ فاسد اخلاقی
فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث می‌شود این عمل ناپسند انجام گیرد.

- نتیجه
خیانت به هر صورتی‌که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد، ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی


پایگاه فرهنگی تفریحی ایران ناز

سیاست های زنانه در همسرداری

 


سیاست های زنانه در همسرداری

- در صورت بروز بیماری، ضمن پی‌گیری مناسب، از ابراز گله و شکایات مداوم، جداً بپرهیزید.

سعی کنید در طول زندگی، برای شوهرتان همسری کنید، هیچ لزومی ندارد برایش مادری کنید!
2- در صورت مطلع شدن از رفتار یا تصمیمی از جانب شوهرتان که برای شما خوشایند نیست، هرگز کاری نکنید که در دفعات بعدی، طوری رفتار کند که تا جایی که ممکن است شما مطلع نشوید. (اعتماد او را نسبت به ظرفیت خود نکاهید!)
3- این تفکر که هرگز نباید مشکلی وجود داشته باشد را فراموش کنید، بدانید در موقع بروز مشکلات، همکاری و صمیمیت زن و مرد، مشکلات را حل و روابط را نزدیک‌تر می‌کند.

4- تلاش کنید همیشه از همسرتان صبورتر باشید.

5- گذشت از مستحکم‌ترین پایه‌های ساختار یک زندگی ضد زلزله است.

6- در شرایطی که ممکن است پایتان به مشاجره‌ای بی حاصل باز شود، بیهوده پایداری نکنید.

7- بدانید از کاه، کوه ساختن هیچ کمکی به حل موضوع نمی‌کند.

8- به همسرتان فرصت دهید که به اعصابش مسلط شود.

9- ساده‌ترین شکل واکنش به خشم، نادیده گرفتن آن است.

10- در زمان خشم یا ناراحتی، هیچ تصمیمی نگیرید.

11- بدترین و بزرگترین اشتباه یک زن می‌تواند این باشد که خانه را به‌قصد قهر، ترک کند.

12- در بدترین شرایط، شما شروع کننده ی لجبازی و پرخاش نباشید. در صورت بروز، سعی کنید لااقل ادامه دهنده نباشید.

13- در مشاجرات، اگر نمی‌توانید، سخن خود را دردم ارزیابی کنید، بهتر است هیچ چیز نگویید.

14- در این مواقع، از واکنش‌های تأثیرگذار زنانه، به‌سرعت استفاده نکنید.

15- تکراری شدن واکنش‌ها،می‌تواند در بی اثر کردن آنها دخیل شود.

16- این عقیده که فقط یک شخص، در بروز مشکلات خطا کار است، هیچ گاه درست نیست.

17- در مواردی که تقصیر با شماست، مطمئن باشید، به عهده گرفتن تقصیر، از رویارویی با مشکلات بعدی راحت‌تر است.

18- ایجاد و پی‌گیری گفتگوی متعادل و منطقی، بدون اعمال حساسیت‌های بی‌مورد، در این مواقع می‌تواند مانع از آسیب روابط مطلوب همسران شود.

19- سعی کنید در طول زندگی، برای شوهرتان همسری کنید، هیچ لزومی ندارد برایش مادری کنید!

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

مردها چگونه عاشق مي شوند

 


مي خواهي که مرد زندگي ات فقط و فقط به تو فکر کند ؟ همه چيز به تو بستگي دارد. مردها همه شبيه هم هستند، همان طور که زن ها مثل يکديگرند و اصولاً انسان ها با هم شباهت دارند ! رعايت يکسري مسائل مي تواند شما را در اين راستا کمک کند. در اين مقاله چند مورد کوچک آمده که با انجام آنها مرد زندگي تان شيفته شما مي شود، البته اگر اين موارد را هميشه رعايت کنيد و به يک محدوده زماني محصورش نکنيد. لازم است که اين کارها عادت روزمره تان شود، نه اين که مدتي « فيلم » بازي کنيد !

اين يک سوال گيج کننده است :

آيا لحظه خاص يا اتفاق خاصي وجود دارد که با توجه به آنها مردها به طور ناگهاني عاشق شوند ؟ جواب اين سوال روشن نيست اما اصولي کلي براي آن وجود دارد. مردها نيازهايي ذاتي و غريزي دارند که بايستي قبل از اين که با شما ارتباط عميقي داشته باشند، آنها را با شما مطابقت دهند. وقتي مردي متوجه مي شود که شما براي همه نيازهايش ايده آل به نظر مي رسيد، در لحظه وارد عمل شده و براي پيشنهاد ازدواج به شما اقدام مي کند. مردها چهار خواسته اصلي و اوليه ارتباطي دارند که گاهي اوقات با کوچک ترين برخورد و رفتار شما اغنا مي شود. کارشناسان کوچه ما در اين مقاله، خواسته هاي مزبور را با مثال هايي، براي شما توضيح مي دهند. پس شما مي توانيد آنها را به کار ببنديد :

1- حس حمايت :

مردها در مواقع سختي نياز به يک پشتيبان دارند. پروفسور ديويد گيونس نويسنده کتاب « نشانه هاي عاشقي »معتقد است در صورتي که شما براي او نقش يک حامي و پشتيبان را داشته باشيد، احساس رضايت داشته و حس خوبي را به او منتقل مي کند. نه تنها نبايد در برابر او بي تفاوت باشيد و از هرگونه کمکي دريغ کنيد، بلکه حتي بايد براي کمک به او آغوش باز کنيد. بنابراين به او براي انرژي دوباره و متعهد بودن در کارهايش فرصت دهيد و پس از بهبود وضعيت روحي اش از او تشکر کنيد. اين کارهاي کوچک مي تواند ازاو يک قهرمان بسازد.

به او کاري براي انجام دادن بدهيد :

از او بخواهيد تا چيزي را تعمير کند. با اين کار احساس موفقيتش افزايش مي يابد.

نظر او را بخواهيد :

حتي اگر به انتخاب و سليقه خودتان مي خواهيد کاري را انجام دهيد، از او نظر سنجي کنيد و نظر او را هم بپرسيد.

گاهي اوقات لباس هاي او را بپوشيد :

اين نشان مي دهد که شما او را از بين چندين مرد انتخاب کرده ايد و قبولش داريد.

2- حس آزادي :

پروفسور دن نيوهارت مي گويد :«مردان اطمينان دارند که شخصيت شان بعد از ازدواج هيچ تغييري نمي کند. به او نشان دهيد که شما نمي خواهيد شخصيتش را تغيير دهيد. با اين کار به او ثابت مي شود شما او را همان طور که هست قبول داريد. اما هرگز شخصيتش را خرد نکنيد. با اين کار به او حس آزادي مي دهيد.»

براي شان محدوديت ايجاد نکنيد :

مردها از محدود شدن متنفرند. بنابراين براي شان محدوديت ايجاد نکنيد. با اين کار او احساس بهتري نسبت به شما دارد.

مردها را در احساساتتان شريک کنيد :
اگر عصباني بوديد، اجازه دهيد او هم احساس شما را بفهمد. او در اين مواقع به شما قوت قلب مي دهد.

براي خلوت و تنهايي او احترام قايل شويد :
فاصله فيزيکي از همسرتان، نماد استقلال براي يک مرد است. با اين کار به او نشان مي دهيد که براي او ارزش و احترام قايليد.

3- حس ارزش و احترام :

شايد در ظاهر از خود راضي به نظر برسند، اما اين طور نيست. مردها نياز دارند تا مورد احترام بقيه قرار بگيرند و قدرداني شوند. دکتر دوبرانسکي مي گويد : «اگر زماني که کنار شماست، به او احترام بگذاريد، او هم متقابلاً دوست دارد که بيشتر به شما نزديک شود.»

او را شاد کنيد :

فيلم هاي کمدي ببينيد. وقتي همسرتان ناراحت است، او را بيرون ببريد.

بازي هاي فکري انجام دهيد :

فعاليت هايي که به توان ذهني نياز دارند، انجام دهيد مثل جدول حل کردن و شطرنج. شايد کمي احمقانه به نظر برسد اما اشتباه نکنيد. توانايي حل مسائل و مشکلات به او ثابت مي کند که شما گاهي اوقات مي توانيد مانند او باشيد.

متفاوت و خاص باشيد :
وقتي شما را با ديگران مقايسه کند، به خاص بودن شما پي مي برد. او را به جمعي دعوت کنيد که در آن جمع شما از همه سر هستيد.

4- حس راحتي و آسايش

آلن هيرچ، پزشک متخصص درمان هاي بويايي و چشايي معتقد است که عاشق شدن حاصل وابستگي شديدي است که زماني اتفاق مي افتد که اکسي توسين در مغز فوران مي کند. هورمون هاي عشق زماني که افراد براي هم متناسب به نظر مي رسند، رها مي شوند. زماني که او با شما احساس راحتي و لذت مي کند، به قلمرو عشق نزديک شده است. پس موارد زير را امتحان کنيد :

اجازه دهيد شما را مرتب و آراسته ببيند :

آرايش کردن جلوي همسرتان حس صميميت و علاقه را بيشتر مي کند زيرا اين همان چيزي است که مردهاي ديگر از ديدن آن ناتوان هستند و فقط و فقط همسرتان شاهد آن است. پس براي او « اختصاصي و ويژه » آراسته باشيد.

با يکديگر غذا درست کنيد :

هرچه بيشتر با هم غذا درست کنيد، او بيشتر بابت پختن غذا از شما قدرداني مي کند. او را به محيط منزل علاقمند کنيد. صرف زمان زياد در محل کار يا شرکت در کلاس هاي مختلف و مواردي از اين قبيل، فرصت عاشقي را از مردها مي گيرد. آنها به جاي يک زندگي عاشقانه خانوادگي، به کارشان اولويت مي دهند و معتقدند که داشتن يک رابطه عشقي آنها را از کارشان دور مي کند و فرصت پيشرفت را از آنها مي گيرد.

هرگز با او نگنجيد :

مطمئن باشيد مردها از بحث و جدل کردن متنفرند، اما اين اشتباه است که هرگز نسبت به چيزي عکس العمل منفي نداشته باشيد.

حس ترس و اضطراب :

اغلب مردها نگرانند که اگر عاشق شوند، دوست ها و خيلي چيزهاي ديگر را از دست مي دهند. به عقيده خودشان وقتي مردي عاشق مي شود، ممکن است براي مدتي از بسياري موارد کناره گيري کند.
منبع:نشريه کوچه ما

او را مجذوب خود مي کنيد اگر

 


جذابيت براي يک زن ممکن است لازم باشد. اما کافي نيست. تعريف جذاب و دلربا به چشم تمام مردان يکسان نمي باشد. حال پرسش اين است که شما چگونه مي توانيد متفاوت باشيد؟ هرگاه شبيه باقي زنان باشيد، زود فراموش مي شويد و اين چيزي نيست که شما مي خواهيد. شما مايليد از خود اثري بر جاي بگذاريد که مرتبط به يک يا دو خصوصيت منحصر به فرد شما باشد.

1- يک کار غافلگيرکننده انجام دهيد:

اين کار اندکي ريسک برانگيز است چون ممکن است شريک شما اهل ماجراجويي نبوده و وحشت زده شود. اما اگر وي ماجراجو باشد، از اين موضوع خيلي لذت برده و فرداي آن روز نيز ممکن است منتظر ماجراجويي باشد. پيشنهاد ديگر به شما آن است که کارهايي دور از انتظار او انجام دهيد، مثلاً با پوشيدن لباس هاي غير معمول و هر آنچه فکر مي کنيد به ياد ماندني خواهد بود.

2- خصوصيت استثنايي خود را رو کنيد:

اغلب زنان فراموش مي کنند به کارهايي که در آنها تبحر دارند اشاره نمايند. اگر به زبان ديگري صحبت مي کنيد، قبلاً در يک کشور خارجي زندگي مي کرديد، شغل هاي داوطلبانه اي را قبول کرده يا تابستان در بيابان اردو زده بوده ايد، حتماً در مورد آنها صحبت کنيد. اگر اين کار را بکنيد، مردتان به شما همانند فردي منحصر به فرد و جالب توجه نگاه خواهد کرد. نيازي نيست که حتماً فرد بامزه و شوخ طبعي باشيد. بامزه بودن براي اکثر مردم دشوار است چون اگر نتوانيد به طور واقعي بامزه باشيد و مصنوعي رفتار کنيد، خود را مضحکه ديگران خواهيد کرد. اما اگر داستان جالب توجهي براي گفتن داشته باشيد، همه ساکت شده و به شما گوش فرا خواهند داد.

3 - گوش دهيد، گوش دهيد و باز گوش دهيد:

بيشتر مردان داراي اين تصور غلط مي باشند که زنان زياد حرف مي زنند. شما بايد به همسرتان اطمينان دهيد که به اندازه کافي به حرف او گوش مي دهيد. در اين جا نياز داريد تا مرد خود را دقيقاً بشناسيد. بسياري از مردان کم حرف هستند و نه تنها شما بايد با آنها بسيار صحبت کنيد، بلکه مجبور هستيد آنها را به صحبت کردن نيز واداريد. مي توانيد با يک موضوع دلخواه خود شروع کرده و پرسش هاي کوتاهي از وي بپرسيد. اين کار واقعاً يک هنر است و شما نياز به تمرين داريد. هنگامي که پاسخ کوتاهي دريافت کرديد، بايد پرسش هاي متوالي ديگري از وي بپرسيد تا او را به صحبت کردن بيشتر واداريد. مي توانيد نظرات خود را نيز مابين آنها بگنجانيد که مانند بازجويي جلوه نکند. مطمئن باشيد وقتي شما را ترک مي کند، با خود خواهد گفت: «اون واقعاً به من علاقه داره».

4- فرد دلپذيري باشيد:

هيچ انساني وجود ندارد که شيفته يک فرد دلپذير و نازنين نگردد. از سخنان منفي به هر شکل جداً خودداري کنيد. اگر عقيده مصرانه اي راجع به مباحثي همچون سياست يا مذهب داريد، بهتر است که موضوع بحث را مودبانه تغيير دهيد. چيز ديگري که بايد مراقب آن باشيد دوري از بحث و مجادله است. نظرات و عقايد هر کس محترم است و هيچ دليلي ندارد که شما تلاش کنيد تا عقايد ديگران را تغيير دهيد. اين خيلي خوب است که نظرات خود را راجع به موضوعات بحث انگيز، با ديگران قسمت کنيد بدون آن که فرد مقابل خود را مجبور کنيد تا بپذيريد در اشتباه است يا آن که او را بر اساس عقايدش مورد ارزيابي قرار دهيد. نکته آخر اين که او را خجالت زده نکنيد. هيچ کس کامل نيست و همه ما اشتباه مي کنيم. به خاطر داشته باشيد که هيچ چيز بدتر از شرمنده شدن نيست.

5- خود را آراسته کنيد:

مردان موجودات احساساتي نبوده و بيشتر به قوه بينايي خود متکي هستند. بنابراين بهتراست خود را براي شوهرتان بياراييد. براي راضي کردن مردها کافي است آنچه را که دوست دارند در برابر ديده گان شان قرار دهيد. چه ايرادي دارد که گاهي مطابق ميل و سليقه همسرتان لباس بپوشيد و آرايش کنيد (حتي اگر بر خلاف خواست شما باشد)؟
منبع:کوچه ما شماره 7

ده چیزی که پسرها آرزو می کنند دخترها بدانند!

ده چیزی که پسرها آرزو می کنند دخترها بدانند!


10 چیزی که پسرها آرزو می کنند دخترها آن را بدانند

1- پسرها غیب گو نیستند به آنها واضح و روشن بگویید چه می خواهید.
2- پسرها عروسک خیمه شب بازی شما نیستند ؛ حسادت آنها را مقابل دوستان تان تحریک نکنید.
3- بدترین چیز برای پسرها این است که ببینند دخترها معتاد به سیگارند.
4- پسرها عاشق دخترهایی هستند که ورزشکارند و به اندام شان توجه می کنند.
5- دخترانی که نمی توانند به حققیت گوش کنند پس سئوالی نپرسند!
6- از پسرها انتظار نداشته باشید که هر چه در فیلم های رمانتیک و عاشقانه می بینید را برای شما تکرار کنند.
7- پسری که عاشق شماست ، دوست دارد تنها کسی باشد که با او حرف می زنید.
8- پسرها معمولا مهربانند و دوست دارند برای خوشحال کردن شما تلاش کنند. بهتر است این را بدانید.
9- پسرها هرکاری می کنند تا توجه دختری که دوستش دارند را به خود جذب کنند.
10- پسرها از مشاهده آشپزی دخترها به وجد می آیند!!


تهیه و ترجمه : گروه سلامت نیک صالحی

www.niksalehi.com/new

اختصاصی نیک صالحی

هفده رازجالب آقایان که دختران حتما باید بدانند

 


هفده رازجالب آقایان که دختران حتما باید بدانند

اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید...

شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روان شناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.

۱) مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما...

مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از همسرتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و این گونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.

۲) مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند

بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.

۳) مردان ازدواج را جدی می گیرند

مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. ۹۰ درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.

۴) او یک شنونده واقعی است

بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با همسر خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.

۵) مردان بیشتر عمل می کنند

مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه همسرشان و رابطه زناشویی سعی می کنند به همسرشان نزدیک تر شوند.

۶) مردان زمانی را برای خود می خواهند

اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد.

۷) مردان مثل پدرانشان عمل می کنند

اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد.

۸) مردان زبان بدن را نمی دانند

مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید.

۹) واکنش مردان سریع تر است

زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است همسرتان آن را از یاد برده باشد.

۱۰) مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند

قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.

۱ ۱) رابطه زناشویی برای مردان بسیار مهم است

برای بسیاری از مردان، رابطه زناشویی بسیار مهم است در حالی که برای زنان این طور نیست. برای مردان صمیمیت در روابط زناشویی بسیار رضایت بخش تر از خود رابطه زناشویی است.

۱۲) مردان دوست دارند زنان اول شروع کنند

بسیاری از مردان دوست دارند همسر آنها شروع کننده رابطه زناشویی و مشتاق این رابطه باشد بنابراین از ابراز عشق به همسر خود خجالت نکشید و اجازه دهید که بداند شما خواهان رابطه زناشویی هستید. شروع رابطه زناشویی از سوی زن می تواند باعث رضایتمندی بیشتر زوجین شود.

۱۳) مردان همیشه مشتاق نیستند

مردان برخلاف تصور زنان همیشه حوصله رابطه زناشویی را ندارند. مردان هم مانند زنان دچار استرس می شوند. استرس شغلی، خانوادگی و پرداختن صورتحساب ها از بزرگ ترین عوامل کاهش دهنده میل جنسی در مردان هستند. وقتی یک مرد یک بار برای رابطه زناشویی تمایل ندارد، به معنی آن نیست که برای همیشه میل و علاقه اش را به شما از دست داده است. او فقط در آن لحظه تمایلی به برقراری روابط زناشویی ندارد.

۱۴) مردان زیاد به روابط زناشویی فکر می کنند

بیشتر مردان زیر ۶۰ سال حداقل یک بار در روز به روابط زناشویی فکر می کنند در حالی که فقط یک چهارم زنان یک بار در روز به این موضوع فکر می کنند. همچنین مردان ۲ برابر زنان درمورد روابط زناشویی رویاپردازی می کنند و جالب است که رویاهای آنها بسیار متفاوت از عملشان است. مردان درمورد روابط زناشویی نسبت به آنچه زنان فکر می کنند، جدی نیستند و تصورات آنها شبیه آنچه انجام می دهند، نیست.

۱۵) مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند

خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت.

۱۶) مردان درمورد ظاهر خود دچار اضطراب می شوند

بسیاری از مردان در برخی موقعیت ها دچار اضطراب می شوند، مخصوصا وقتی سنشان افزایش پیدا می کند. یک مرد ممکن است در مورد جسم و توانایی های خود نگران شود. اگر می توانید، به او کمک کنید تا روش های آرام سازی را یاد بگیرد و مطمئنش کنید هنوز هم او را مانند قبل دوست دارید، در این صورت کمتر در روابط زناشویی دچار استرس می شود.

۱۷) مردان نیاز دارند دوست داشته شوند

اگر یک مرد احساس کند از سوی همسر مورد بی محبتی قرار گرفته ، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی همسر خود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند.
( www.salamat.ir )

روش هایی ساده برای ایجاد اعتماد در یک رابطه

 


روش هایی ساده برای ایجاد اعتماد در یک رابطه

بسیار مهم است که به همسرتان نشان دهید که فردی قابل اعتماد هستید و حالا چند روش ساده:
1- آنچه که می گویید خیلی مهم است پس به آن عمل کنید:
اگر به همسرتان می گویید که ساعت 9 خانه هستید پس سعی کنید واقعا ساعت 9 در خانه باشید. اگر کاری برای تان پیش آمد و دیرتر از ساعت مقرر به خانه می رسید به او تلفن کنید و تاخیرتان را به اطلاعش برسانید.
2- در حد امکان در دسترس باشید:
سعی کنید گوشی همراه تان همیشه روشن ودر دسترس باشد و هیچوقت آن را خاموش نکنید. بعضی اوقات شارژ گوشی تمام می شود یا صدای زنگ آن را نمی شنوید... در عوض به محض اینکه توانستید به او زنگ بزنید .
3- همسرتان را واقعا شریک زندگی تان بدانید.
به جای اینکه دور خودتان یک دیوار بلند بکشید ، مسائل تان را در آن حریم مخفی کنید یا احساساتتان را از همسرتان پنهان کنید ، سعی کنید با او صادق باشید. هرچقدر با او بیشتر در مورد مسائل تان صحبت کنید او بیشتر به شما اعتماد خواهد کرد.


4- چشمان تان را به اهداف تان بدوزید.
زبان بدن بلند تر از کلمات صحبت می کنند. مخصوصا چشم ها.اگر با همسرتان در حال قدم زدن هستید و زن زیبایی از روبرویتان می آید ، چشمان تان را به همسرتان بدوزید. اگر هدف تان ایجاد اعتماد باشد ، این رفتار آن را به خوبی نشان می دهد. اگر میخواهید همسرتان اعتماد به نفس داشته باشد و بداند که شما فقط او را دوست دارید از نگاه کردن به زنان دیگر خودداری کنید.
5- زمانی برای خلوت با همسرتان بگذارید.
برقراری یک زمان خصوصی و خلوت با همسرتان احساس بهتری به رابطه تان خواهد داد. ارتباط بیشتر آرامش ، امنیت و اعتماد بیشتر به همراه خواهد داشت.
اگر در رابطه های قبلی تان در رابطه با اعتماد به نامزد یا دوست تان شکست خورده اید ، شاید باید راه های بیشتر و زمان بیشتری برای ایجاد اعتماد اختصاص دهید. باید مسائل گذشته را با خودتان حل کنید تا بتوانید رفتار " امروز " خود را بسازید. اگر با انجام این راه ها باز هم دچار مشکل هستید ، شاید یک مشاور بتواند به شما کمک کند.


تهیه و ترجمه : گروه روان شناسی نیک صالحی


www.niksalehi.com/new

مترجم : زینب اسحاقیان

چگونه خودمان را باور داشته باشیم؟

 


چگونه خودمان را باور داشته باشیم؟ <br />

گفتنش راحت است اما کدام یک از ما واقعا به خودمان ایمان داریم؟اصلا باور داشتن خود یعنی چه؟
- اعتماد به نفس
- شناخت خود
- دوست داشتن خود
- شناخت نقاط قوت
و شناختن نقاط ضعف

وقتی مطمئن هستید که در واقع چه کسی هستید ، مهارت ها و استعدادهایتان را می شناسید ،می دانید در چه چیزهایی ضعف دارید و از زندگی چه می خواهید اعتماد به نفس پیدا می کنید.

اول از خودتان شروع کنید.

وقتی خودتان را نمی شناسید چطور توقع دارید اعتماد به نفس داشته باشید و دیگران نیز به شما ایمان داشته باشند؟

اما چگونه باید خودمان را بشناسیم؟

اولین گام این است که از اطرافیان تان بپرسید نظرتان راجع به من چیست؟در واقع از دوستان و اعضای خانواده تان .افرادی که برای مدت طولانیست که شما را میشناسند.لیستی از نظرات آنها تهیه کنید مطمئنا نقاط قوت و ضعف خود را از طریق آنها بهتر خواهید شناخت.این لیست می تواند شامل استعدادهای درونی که خودتان فقط از آنها با خبرید باشد یا استعدادهایی که همگان آن را باور دارند. نقاط برجسته ظاهری و روحی .بعد از تهیه این لیست نوبت به لیست دیگری از " دوست داشتن ها " و " دوست نداشتن ها " می رسد.در زندگی چه دوست دارید؟چه چیز شما را خوشحال می کند؟ و از چه چیزی متنفرید و شما را خسته و منزجر می سازد؟
این لیست نیز می تواند شامل انواع غذاها ، فیلم ، کارهای مورد علاقه مثل شنا کردن ، کوهنوردی و ... باشد.

لیست ها آماه شد؟
پس بنشینید و به دقت آنها را بخوانید. دوباره و دوباره. آنقدر که مطمئن شوید خودتان را کمی بهتر از قبل می شناسید.سعی کنید بیشتر کارهایی را انجام دهید که شما را خوشحال می کند و از انجام دادن کارهایی که شما را خسته و کسل می کند دوری کنید.
روی نقاط قوت و ضعف تان متمرکز شوید. به نقاط قوت تان احترام گذاشته و برایشان ارزش قائل شوید و روی نقاط ضعف خود کار کنید. با این کار مطمئنا اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد و در نهایت به خودتان به عنوان یک انسان خاص و ارزشمند باور خواهید داشت.


تهیه و ترجمه : گروه سلامت نیک صالحی

www.niksalehi.com/pezeshki

مترجم : زینب اسحاقیان

با حسادت‌های زنانه چه کنیم؟

 

 

با حسادت‌های زنانه چه کنیم؟

بیایید اول با مفهوم حسادت آشنا شویم. حسادت، نگرانی و ترس از یک رقیب احتمالی است که فکر می‌کنید علاقه یا محبت همسرتان را به خود جلب کرده است. این احساس می‌تواند شامل شک و تردید نسبت به خیانت همسرتان یا کسی که دوستش دارید باشد.

به گزارش ارم‌نیوز‏، سه نوع حسادت وجود دارد. نوع اول بر اساس یک رقابت شکل می‌گیرد. این نوع حسادت معمولا زمانی بروز پیدا می‌کند که پای یک رقابت واقعی در میان است. نوع دوم حسادت، برنامه​ریزی شده است.

این احساس زمانی رخ می‌دهد که شما همسرتان را به حسادت متهم می‌کنید در حالی که آن کسی که واقعا دارد حسادت می‌کند خود شما هستید.

در نهایت نوع سوم حسادت، توهمی است. در این نوع حسادت، فرد سناریوهای خیالی در ذهن خود درست کرده و در نتیجه حسودی می‌کند.

آیا حسادت همیشه بد است؟

خب نه، حسادت همیشه بد نیست. حسادت می‌تواند منافعی هم داشته باشد. بعضی از پزشکان معتقدند وجود کمی حس حسادت در عشق لازم است. این حسادت می‌تواند از رابطه و زندگی زناشویی شما در برابر خطرهای واقعی محافظت کند. گاهی کمی حسادت سالم می‌تواند ارتباط متقابل شما با همسرتان را بهتر کند، مرز و محدوده زندگی مشترک شما را مشخص نماید و احساس مسئولیت و تعهد شما را افزایش دهد.

اگرچه در صورتی که خانم شما حسود است، به چیزهایی بیشتر از درک معنا و مفهوم حسادت نیاز دارید. برای کسانی که حسادت بر زندگی مشترک آنها سایه انداخته، چند توصیه ویژه دارم که باید مورد توجه قرار دهند.

صبور باشید

شاید به نظر برسد کسی که با او ازدواج کرده​اید همیشه موضع حسادت را در پیش می‌گیرد اما این موضوع تا ابد مشکل​ساز نخواهد بود. آدم‌ها رشد می‌کنند، تغییر می‌کنند و عاقل​تر می‌شوند.

چیزهایی که اوایل ازدواج شما را آزار می‌دهد، ممکن است بعدها اهمیت چندانی نداشته باشند. من بر اساس تجارب شخصی خود می‌دانم که کمی رفتار عاقلانه از سوی همسرم می‌تواند تا حد زیادی مشکل حسادت او را حل کند. اکنون روزها است که او به من نگاه می‌کند و می‌گوید واقعا آنقدر وقت و انرژی ندارم که صرف حسادت کنم. بارها در زندگی مشترک خود به این فکر می‌کردم که هیچ وقت چنین روزی را نخواهم دید. صبر و شکیبایی در مقابله با این مشکل کمک زیادی به شما خواهد کرد.


اعتمادسازی کنید

هرچه بیشتر اعتماد را وارد زندگی مشترک​مان می‌کردم، همسرم راحت​تر می‌توانست حس حسادت خودش را کنترل کند. کارهایی بود که می‌توانستم برای جلب اعتماد همسرم انجام دهم. مثلا او می‌دانست که من هنگام کار در ساعت ناهار با همکاران زن ناهار نمی​خورم، مگر اینکه جمع بزرگی از دوستان و همکاران در کنار هم نشسته باشیم. دانستن این موضوع باعث می‌شد او دیگر وقتی به این فکر می‌کرد که من الان دارم چه کار می‌کنم، دچار حسادت توهمی نشود.


عزت نفس همسرتان را افزایش دهید

ریشه بسیاری از حسادت‌های همسرتان در کمبود عزت نفس اوست. راهی پیدا کنید تا عزت نفس همسرتان را افزایش دهید. او را تشویق کنید در یک کلاس فوق​برنامه شرکت کرده یا به طور منظم ورزش کند. به روش‌های گوناگون از تیپ ظاهری یا طرز صحبت کردن او تعریف کنید. اگر همسرتان احساس کند به او احترام می‌گذارید و دوستش دارید، به سختی گرفتار حسادت می‌شود.

رازهایی که مردان باید در مورد خانم ها بدانند!

 

   

رازهایی که مردان باید در مورد خانم ها بدانند!

" هر زن یک دنیای ناشناخته است و برای شناختنش دانش خاصی لازم است".مردان و زنان خیلی با هم متفاوتند.برای شناختن زنان قوانینی وجود دارد اما مردان باید نکته های خاصی در مورد خانم ها بدانند که عبارتند از :
زنان آنقدر که مردان مستقل هستند ، مستقل نیستند
زنان موجودات مستقلی نیستند . نیاز دارند که به کسی تکیه کنند. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که نیاز مردان به " حریم شخصی" را درک کنند. آنها برای حل کردن مشکلات شان نیاز به صحبت کردن دارند. پس سعی کنید شنونده خوبی باشید. فقط گوش کنید لازم نیست در آن زمان راه حلی ارائه دهید. بگذارید همسرتان خود را تخلیه کند. اما در مقابل مردان زمانیکه با مشکلی مواجه می شوند نیاز به فضا و زمانی دارند که کمی با خود تنها باشند تا بتوانند در مورد مشکلات شان فکر کنند. اما زنان اینطور نیستند.

زنان بیشتر از مردان به زمان و مکان کنونی شان دقت می کنند
اغلب مردان در باره آینده و حل کردن مشکلات شان در زمان آینده فکر می کنند. در حالیکه زنان می خواهند در همان زمان به مسئله فکر کنند و راه حلی برای مشکل شان پیدا کنند. آنها دوست دارند در زمان حال زندگی کنند اما اغلب مردان در زمان آینده بسر می برند. زمانی که مشکلی بوجود می آید یک مرد به این فکر میکند که برای این مشکل چه راه حلی می تواند وجود داشته باشد؛ در حالیکه یک زن به این فکر میکند حالا که این اتفاق افتاد باید چکار کنم؟

زنها به اندازه مردان اهل رقابت نیستند
همچنانکه بچه ها بزرگ می شوند ، پسرها به بازی های گروهی و رقابتی علاقه بیشتری نشان می دهند. رقابت نام بازی پسر بچه هاست ، دختران کوچک ، در گروه های کوچک تری بازی می کنند که اصلا رقابت و مبارزه ای در آن وجود ندارد. این حس در بزرگسالی خود را به صورت دیگری نشان می دهد. مردان همواره درصدد ارتقای شغلی ، برنده شدن در بحث و مباحثه هستند در حالیکه زنها به طور ذاتی در پی ایجاد صلح و آرامش هستند. البته این حس متفاوت به هیچ وجه بد نیست ، هر دو این احساسات نقاط قوت و ضعف دارد. اما اگر بخواهیم یک رابطه سالم داشته باشیم باید احساسات طرف مقابل خود را درک کنیم. باید تفاوت بین مردان و زنان را بدانیم و با توجه به آن رابطه مان را پیش ببریم.


تهیه و ترجمه : گروه سلامت پرشین وی

www.persianv.com/pezeshk

مترجم : زینب اسحاقیان

پنج کاری که "نباید " در مقابل همسر خیانتکارتان انجام دهید

 


شاید شما اخیرا متوجه شده اید که همسرتان به شما خیانت می کند. نمی دانید چکار باید بکنید. قبل از هر نوع تصمیم گیری ، فقط این مقاله را بخوانید که بدانید چه کارهایی را " نباید" انجام دهید.اغلب زنان در مقابل خیانت همسرشان واکنش موثر و مناسبی ندارند. آنها اجازه می دهند ترس ، عصبانیت ، شکست خوردگی شان ظاهر شود.اما ما به شما توصیه می کنیم قبل از هر کاری این مقاله را بخوانیدتا شرایط بدتر نشود:


1- او را از خانه بیرون نکنید یا خانه را ترک نکنید.

به جای اینکه زود از خانه بیرون بزنید بگذارید احساسات و ناراحتی تان فروکش کند. این بدترین کاری است که می توانید بکنید. الان باید بنشینید و رو در رو با او صحبت کنید و بفهمید چه اتفاقی افتاده است البته اگر هنوز با هم زندگی می کنید.اگر او را ترک کرده اید باید بفهمید اکنون چگونه زندگی می کند ، یک کارآگاه خصوصی استخدام کنید یا کسی که او را زیر نظر داشته باشد ، بنشینید و فکر کنید اگر او را ترک کنید چه اتفاقی می افتد. اگر با هم زندگی کنید چه؟بهترین حالت اینست که او را ترک نکنید و با هم دلیل این کار او را بفهمید.


2- در مورد احساساتتان با هر کسی صحبت نکنید.

خیلی طبیعی است که بخواهید در مورد مشکل خود با کسی دردو دل کنید. اما توجه داشته باشید که با چه کسی درد و دل می کنید. با کسی صحبت کنید که دوست نزدیک تان باشد یک یکی از افراد نزدیک خانواده. کسی که شما را درک کند ، با وی راحت باشید ، به شما دروغ نگوید ، درست و منطقی هدایت تان کند.ناراحتی و عصبانیت شما را کم کند. سعی کند مشکل شما را حل کند نه اینه به شدت آن بیفزاید.شما هم از شدت عصبانیت هر چیزی را به همسرتان نسبت ندهید.


3- خیانت او را نادیده نگیرید یا وانمود نکنید که اتفاقی نیفتاده است

نادیده گرفتن خطا یک اشتباه بزرگ است. بهتر از همه این است که به او بفهمانید که متوجه خیانت اش شده اید و دلیلش را از وی جویا شوید،اگر خیانت وی را نادیده بگیرید او را به ادامه کارش تشویق کرده اید. و مطمئن باشید در آینده خیانت های بیشتری مشاهده خواهید کرد و شاید حریم شما و همسرتان از بین برود و او خیانت را از شما پنهان هم نکند.


4- این سه واژه را در نظر بگیرید:"زیر یک سقف بودن" ، " یک برنامه"، و " هدف"

اکثر مشاوران خانواده بر این نظرند که شما باید همسرتان را متوجه کارش زشت خود کنید. اما با یک برنامه ؛زمان و مکان مناسبی برای صحبت در مورد آن پیدا کنید. بدون دعوا و جرو بحث؛دلایل منطقی خود را از خیانت های وی جمع آوری کنید ، تماس ها ، تاریخ دیدارهایشان ، عکس ها و .....اعتماد به نفس خود را از دست ندهید.


5- زمان و انرژی تان را برای شناختن و صحبت کردن با معشوق همسرتان هدر ندهید.

یکی از بدترین کارها اینست که بخواهید با معشوقه همسرتان رو در رو شوید و با وی صحبت کنید. این حق شماست که در مورد او چیزهایی بدانید ، اما او ارزش زمان و انرژی شما را ندارد. از همسرتان نیز در مورد او سئوال نکنید. سعی کنید در صحبت هایتان همواره نام او را میان نیاورید.به جای جنگیدن با هم سعی کنید به هم نزدیک شوید و دلیل خیانت او را بفهمید و اگر زندگی و همسرتان را هنوز دوست دارید مشکلات تان را حل کنید.

تهیه و ترجمه : گروه سلامت نیک صالحی

www.niksalehi.com/new

اختصاصی نیک صالحی

چگونه شوهرم را بازگردانم؟

در مقاله « رد پای یک زن » به تجزیه و تحلیل، علل آن که مرد با داشتن زن و فرزند، با زن دیگری ارتباط برقرار می نماید پرداختیم ؛ در این مقاله و مقاله ی بعد به راه های باز گرداندن شوهر به آغوش گرم خانواده می پردازیم .

لطفاً این مقالات را با دقت مطالعه نمایید و به آن عمل کنید ، به احتمال فراوان پس از آن که شما چند ماه به دستورات مقاله عمل کردید وخانه را فضایی پر مهر و محبت و بدون تشنج بر ای شوهرتان نمودید ، همسرشما محیط خانه اولیه خود را برهر جای دیگر ترجیح می دهد؛ امتحان کنید!

را ه حل چیست ؟

یک یا بیشتر، از عللی که در مقاله قبل اشاره کردیم ، ممکن است علت ارتباط همسر شما با زن دیگری باشد . البته قابل تذکر می باشد که گاهی اوقات بعضی از زنان ،با حس بد بینی واحساسی خود ، ارتباط شوهر خودرا با زنی دیگر را در ذهن خود به شدت می پروراند ،به گونه ای که هر چه شوهرش سوگند می خورد چنین نیست ،اوبا حس بدبینی اش ،حرف اورا قبول نمی کند و زندگی را بر خود و اعضای خانواده تلخ می کند ، گاهی این بدبینی زن زمینه ساز وقوع آن اتفاق را فراهم می سازد ؛آن وقت این زن ادعا می کند که حدسش درست بوده است ، در حالی که در ابتدا چنین ارتباطی نبوده ولی بر اثر رفتار ها بدبینانه ی او، و ناامن کردن محیط خانه برای شوهرش ،او را به این راه کشانده.

خدا در زن چنین قدرتی قرار داده است ،که با استفاده درست از احساسات وعواطف زنانه، همسرش را اسیر خود نموده و به خانه بازگرداند.

به هر حال پس از اطمینان کامل یافتن از این که همسرتان با زن دیگری ارتباط دارد ،شما می توانید با رفتار عاقلانه زندگی خود را به وضع اول باز گردانید. خدا در زن چنین قدرتی قرار داده است ،که با استفاده درست از احساسات وعواطف زنانه، همسرش را اسیر خودنموده و به خانه بازگرداند. خدا در قرآن حال این زن را با تعبیر زیبایی چنین بیان نموده است :

«هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُم‏ » آنها لباس شما هستند ،این تعبیر زیبای خدا بیان گر آن است این زن است که مرد را حفظ می کند واز نظر روحی و جسمی از هر گونه انحراف ،فساد ، ناراحتی و افسردگی حفظ نماید.
اختلاف همسران

قبل از آن که راه حل را بیان کنم ، متذکر می شوم هر گونه رفتارهای نادرست وانتقامی ،کار را بد تر از وضع موجود می کند . این عکس العمل عجولانه و غیر کارشناسی ، اولاً جَو خانه را متشنج تر می نماید ، در این صورت همه اعضای خانواده متضرر خواهند شد . ثانیاً حتی ممکن است که شما را طلاق داده و با آن زن ازدواج کند . در این چنین شرایطی، صدمات ،خانواده طلاق داده و از هم پاشیده را ،همه به خصوص کودکان خواهند دید. آیه ۱۲۸سوره بقره که در مطلع مقاله آورده شده است ، تأیید بر این بیان می باشد ، لذا خدا ، صلح و گذشت از حقوق خود را از طلاق بهتر می داند و می فرماید:

و اگر زنى، از طغیان و سرکشى یا اعراضِ شوهرش، بیم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح کنند (و زن یا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نماید.) و صلح، بهتر است اگر چه مردم (طبق غریزه حبّ ذات، در این گونه موارد) بخل مى‏ورزند. و اگر نیکى کنید و پرهیزگارى پیشه سازید (و بخاطر صلح، گذشت نمایید)، خداوند به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد). (نساء،۱۲۸)

لذا بهتر است که پس از اطمینان وجود خارجی چنین زنی ،قبل از انجام هر حرکتی که موجب تشنج و پنهان کاری بیشتر همسرتان شود ، نکات ذیل را عمل نمایید :

۱ـ علت یابی

با کمک یک دوست امین و عاقل ـ اگر نبود خودتان ـ مروری بر زندگی خود نمایید و نقاط ضعف آنرا بیابید و بدون تعصب و لجبازی و حس انتقام ،علت اصلی را پیدا کنید، با حفظ آرامش خود ـ حداقل در ظاهر ـ در رفع آن اقدام کنید.

با فراهم نمودن فضای محترمانه و عاشقانه ، محیط آرام بخشی برای همسرتان ایجاد نمایید تا او را از بیرون خانه، به درون خانه ، بیاورید و احتیاجات روحی و جسمی او را ارضاء نمایید .

۲ـ برطرف نمودن علت

پس از آن که علت را پیدا کردید ، اگر یکی از علت های یک تا سه بند اول بود ، سعی کنید دستورات جذب همسرتان که در بند بعدی بیان می شود ،انجام دهید تا همسرتان را به خانه بر گردانید . اگرعلت هیچ یک ازسه بند اول نبود، بلکه همسر شما اسیر هوی و هوس خودش بود ،به دنبال ارضای هوس خودش بود ،شما سعی کنید با تغافل ـ نا دیده و نشنیده گرفتن ـ ضمن انجام وظایف همسری خود ،به طور غیر مستقیم و ملایم همراه با احساسات وعاطفه زنانه، برای او شرایط توبه وبازگشت به سوی خدا ،را فراهم نمایید . شما با این روش ضمن این که امکان فراهم نمودن توبه همسرتان و زنده نمودن انسانی را فراهم می کنید ، با این روش حداقل، آرامش نسبی فضای خانه را حفظ نموده و مانع صدمات روحی شدید خودتان و فرزندتان می شوید.
عشق

۳ـ جذب همسرتان !

با فراهم نمودن فضای محترمانه و عاشقانه ، محیط آرام بخشی برای همسرتان ایجاد نمایید تا او را از بیرون خانه، به درون خانه ، بیاورید و احتیاجات روحی و جسمی او را ارضاء نمایید . در حدیث نبوی صفات بهترین زن را بدین گونه توصیف می نماید : در نزد پیامبر (ص) بودیم ایشان فرمودند :بهترین زنان شما کسی است که بچه زا ،خیلی با محبت ، عفیفه ،عزیز و غیر نفوذ بودن در خانواده ولی مقابل همسرش نرم و متواضع،پیش شوهرش زیبا وخوش لباس، ولی درمقابل غیر شوهرش پوشیده ودر حجاب،حرف شوهرش را گوش می دهد و مطیع فرمانش است ،وقتی باشوهرش خلوت می کند خودش را در اختیار او قرار دهد ولی مانند مردان نبایدباشد(باناز وعشوه زنانه) (وسائل‏الشیعة ج : ۲۰ ص : ۲۹).

از حدیث نبوی می توان به عنوان یک همسر خوب و جذاب برای جذب شوهر نکات ذیل استخراج نمود : ۱ـ با محبت بودن ۲ـ عفیف بودن ۳ـ در مقابل شوهر نرم ومتواضع بودن ۴ـ شیک و زیبا پوش بودن ۵ـ مطیع شوهربودن ۶ـ روابط جنسی خوب با همسرداشتن.

با توجه به حدیث فوق و احادیث دیگر ، برای جذب همسر خود و برگشت او به کانون گرم خانه ،کار هایی را در مقاله ی بعد به شما پیشنهاد می کنیم که در مدت چند ماه انجام دهید و به امید خدا نتیجه بگیرید.با ما همراه باشید

منابع :

۱ـ قرآن ترجمه آیت الله مکارم

۲ـ وسایل الشیعه

۳ـ فروع کافی

۴ـ زن کامل

۵ـ آیین همسرداری

۴مرحله تاثیر سایت‌های مستهجن برروی سلامت روانی شما!

 

سایت‌های مستهجن وجود دارند. چه به ما بربخورد و چه بر نخورد این سایت‌ها به زبان فارسی هم وجود دارند و آمارهای غیر رسمی نشان می‌دهد که مشتری هم دارند. با پاک کردن صورت مسأله چیزی عوض نمی‌شود. همشهری مثبت درپرونده‌ای به بررسی سایتهای مستهجن، اعتیاد به آنها و راه‌های مقابله با این آسیب روانی می‌پردازد این نشریه در بخشی از مطلب خود با عنوان “شاید برای شما هم اتفاق بیافتد” آورده است.
هرزه‌نگاری اینترنتی مقدمه یک بیماری فراگیر روان‌شناختی به نام اعتیاد جنسی است. برای همین چندین محقق روان‌شناس ته و توی این مشکل را درآورده‌اند و مراحل مختلف هرزه‌نگاری را شرح داده‌اند. در این دو صفحه می‌خواهیم این مراحل پیش رونده را شرح دهیم تا هم شما پیشاپیش از عوارض آن آگاه شوید و انگیزه بیشتری برای پیشگیری داشته باشید و هم با راه‌های درمان آن آشنا شوید.

مرحله اول: اعتیاد
وابستگی آن‌لاین
اولش این جوری است که شما برای کنجکاوی به یکی از سایت‌های مستهجن که لینک‌هایشان این طرف و آن طرف زیاد ریخته‌اند، مراجعه می‌کنید. اما این پایان ماجرا نیست. این تصاویر و متن‌ها آن قدر قدرت تخیل شما را به کار می‌اندازند که شما بار‌ها و بارها، دوباره و دوباره به آن سایت‌ها مراجعه می‌کنید. فرد در ذهن خودش این تصویرها و داستان متن‌ها را بارها و بارها در ذهن خود تصور می‌کند و تحریک می‌شود. جالب اینجاست که افراد تحصیل‌کرده و با هوش، شاید به خاطر قدرت تصور بالاترشان در مقابل این سایت‌ها آسیب‌پذیرترند. خلاصه اینکه یک دفعه فرد به خودش می‌آید و می‌بیند که واقعا به این سایت‌ها معتاد شده است. دقیقا مانند مصرف‌کننده‌های مواد، معتادان به این سایت‌ها هم دیگر با دیدن مثلا یک عکس یا فیلم در شبانه روز راضی نمی‌شوند و وقت بیشتر و بیشتری را صرف تصاویر مستهجن و مستهجن‌تر می‌کنند و البته کم‌کم عوارض این اعتیاد گریبان خانواده و شغل فرد را هم می‌گیرد.

مرحله دوم: تشدید
هر چه مستهجن‌تر بهتر
همان‌طور که در مرحله قبل هم توضیح داده‌شد، معتادان به این سایت‌ها کم‌کم وقت بیشتر و بیشتر و تصاویر مستهجن‌تر و مستهجن‌تری را طلب می‌کنند. اما این فقط در فضای مجازی اینترنت نیست. آنها کم‌کم توقعات عجیب و غریب جنسی که در نتیجه دیدن این سایت‌ها برایشان ایجاد شده‌است را از همسر خودشان هم دارند. معلوم است که این توقعات عجیب و غریب که فقط منحرفان جنسی از پس آنها برمی‌آیند در زندگی طبیعی برآورده نمی‌شود. اینجاست که فرد ممکن است حتی بخواهد تنوع طلبی جنسی خود را با یافتن شریک‌های متعدد‌تر ارضا کند. ضمن اینکه این نوع برخورد باعث می‌شود که همسر فرد کم‌کم از او آزرده شود و کناره‌گیر‌تر شود. این دور باطل همچنان ادامه پیدا می‌کند و زندگی طبیعی فرد را کاملا مختل می‌کند.

مرحله سوم: حساسیت‌زدایی
هیچ چیز زشت نیست
هر چه که فرد بیشتر پیش می‌رود و بیشتر در سایت‌های مستهجن غرق می‌شود، تشخیص فضای مجازی از فضای واقعی و التزامات اخلاقی‌اش برایش مشکل‌تر می‌شود. در درجه اول دیگر هیچ محتوای مستهجنی برای او شوک‌برانگیز نیست. او دیگر میخکوب نمی‌شود. هیچ چیزی برایش کریه نیست. در فضای واقعی هم بسیاری از انحرافات جنسی در دیگران برای او طبیعی به حساب می‌آید. قاتی شدن فضای مجازی و واقعی برای او این توهم را به وجود می‌آورد که «این کاریست که همه آن را انجام می‌دهند». فرد دیگر قادر به درک این نکته نیست که فضای مجازی مستهجنی که او در آن سیر می‌کند را فقط یک اقلیت بسیار کوچک از جامعه واقعی آن هم با هدف‌های بیشتر اقتصادی به وجود آورده‌اند و این گروه کوچک به هیچ عنوان نماینده جامعه واقعی نیستند. در جامعه واقعی برای اکثریت هنوز هم آن تصاویر وقیح و میخکوب‌کننده هستند و این افراد معتاد به سایت‌های مستهجن هستند که مشکل دارند و نه جامعه.

مرحله چهارم: انحراف جنسی
بدل شدن به تصاویر
در سایت‌های مستهجن فقط به تمایلات طبیعی جنسی پرداخته نمی‌شود. بخش عظیمی از این تصاویر و متن‌ها مربوط به کسانی است که از انحرافات جنسی رنج می‌برند. در آخرین مرحله و شدید‌ترین مرحله از اعتیاد به سایت‌های مستهجن، خود فرد هم ممکن است این رفتارهای انحرافی را انجام دهد. لاقیدی جنسی و انجام رفتارهای پرخاشگرانه جنسی دو نمونه از رفتارهایی است که در نتیجه مشاهده این سایت‌های مستهجن انجام می‌شود. یکی از بدترین عواقب این مشکل روان‌شناختی این است که نگرش‌ فرد به اطرافیانش کاملا جسمی می‌شود. در واقع بخش عاطفی و انسانی که به طور طبیعی در روابط آدم‌ها با یکدیگر وجود دارد کم کم از ذهن این افراد محو می‌شود و او به همه فقط با دیدگاه جنسی نگاه می‌کند

شوهرم را در حین تماشای فیلمهای غیر اخلاقی غافلگیر کردم

 

این زن هراسان،  یک بچه دارد. او می‌گوید:” آیا شوهرم می‌تواند این اخلاق خود را ترک کند؟ آیا این کار وی به زندگی زناشویی ما لطمه نمی‌زند؟”

“این دفعه اولش نیست.”
مینا زنی ۲۹ ساله است ،به کار ویراستاری کتاب می‌پرداخت ، ولی زمانیکه پسرش که چند ماه قبل بدنیا آمد، کار خود را رها کرد تا از فرزندش بیشتر مراقبت کند. او می‌گوید:” الان واقعا احساس بدی دارم. احساس یک آدم شکست خورده! پریشان و عصبی ام” همسرم “کاوه” به طور مداوم فیلم‌های پورنو اینترنتی را نگاه می‌کند. این دفعه اولش نبود که در حال تماشای این جور فیلم‌ها غافلگیرش کردم.

وقتی موضوع را با وی در میان گذاشتم یکی از بدترین رفتارهایی که تاکنون از وی دیده بودم را به نمایش گذاشت و دعوای سختی کردیم. بعد از ساعت‌ها دعوا و جدل، قول داد که دست از این عادت زشتش بردارد، اما بعدا فهمیدم که دارد مرا فریب می‌دهد!
پس احساس مسئولیت یک شوهر در قبال همسر و فرزندش چه می‌شود؟ به من گفت به خاطر اینکه من هیچ وقت رابطه زناشویی با وی را دوست نداشتم رو به تماشای این نوع فیلم‌ها آورده است، اما دروغ می‌گوید ما قبل از اینکه فرزندمان بدنیا بیاید ، رابطه زناشویی خوبی داشتیم اما به نظر می‌رسد این جور رابطه‌ها همسر من را ارضا نمی‌کند.
این اوضاع چند هفته ای ادامه داشت، اما در نهایت از شدت تنش‌ها کاسته شد. سرمان به کارهایمان گرم شد، “کاوه” پروژه جدیدی را شروع کرد، و من هم مشغول کارم بود، برای تعطیلات آخر هفته هم  برای آپارتمانمان اثاثیه و لوازم زندگی می‌خریدیم. اوضاع خوب بود، یعنی من اینطور فکر می‌کردم. ” کاوه”  از شنیدن خبر حاملگی من هیجان زده شد. در آن دوران من احساس زشتی و بدقوارگی می‌کردم. حالا بعد از ۴ ماه تمام چیزی که من می خواهم این است که خواب راحتی داشته باشم؛ فقط همین!
حتی در آن دوران هم مدام نگران بودم که دوباره عادت زشتش را شروع نکند. هفته بعد، به طور ناگهانی دیدم که شوهرم مشغول دانلود کردن عکس‌های مستهجن است. قلبم ایستاد. ما مشکلی با هم نداشتیم ، خیلی هم با هم سازگار بودیم، اما واضح است که این بین خلائی وجود دارد.
ما سه سال قبل در یک شب تابستانی و درمهمانی یکی از دوستان با هم آشنا شده بودیم. ” کاوه” جذاب و خوش تیپ بود، و لبخند زیبایی داشت. من همیشه خجالتی بودم، اما آن شب او به من احساس اعتماد به نفس شگفت آوری القا کرد که من احساس می‌کردم جالب توجه ترین زن آنجا هستم. وجوه مشترک زیادی با هم داشتیم. در مورد ورزش  ، اجتماع و سیاست. قبل از ازدواجمان و در دوران نامزدی هیچ مشکلی هم نداشتیم.
ولی اینهمه جذابیت وی جنبه منفی و مخربی هم دارد: او آدمی است که دوست دارد مدام با زنها معاشرت کند و درست شدنی هم نیست. مرا دیوانه می‌کند، وقتی یک دوست (خانم) را می‌بیند خیلی صمیمانه با او احوال پرسی می‌کند. به من می‌گوید، ناراحت نشو من فقط می‌خواهم دوستانه با آدم‌ها رفتار کنم، عیب من این است که آدم اجتماعی ای هستم!!
اما این رفتار وی به نظر من هیچ هم اجتماعی و دوستانه نیست. وقتی این کارها را می‌کند من احساس افسردگی می‌کنم، می‌گوید من همیشه اینگونه بوده ام، پدرم هم همینطور بوده؛ اما تو نگران نباش!
خانواده همسرم را اولین بار در یک مهمانی شام دیدم، متوجه شدم چشم پدر “کاوه” مدام به زنهاست. خیلی تعجب کردم، اما انگار هیچ کس دیگری متوجه بدچشمی وی نمی‌شد، حتی مادر همسرم!
کاوه به من می‌گوید:خانواده من آدم‌های متفاوتی هستند، مادرم اداره کننده یک خانه است و پدرم یک مغازه جواهر فروشی دارد. من و سه خواهرم همیشه سر این موضوع بحث میکنیم و البته به آن هم افتخار می‌کنیم که هیچ وقت نشده پدر و مادرمان را در حال دعوا ببینیم. آنها واقعا زوج مناسبی هستند،حتی اگر اختلاف سلیقه کوچکی داشته باشند، عقبا هم کنار می‌آیند .
بعد از همه این حرفها حتما حق را به من می‌دهید که کاوه و خانواده اش را آدم‌های بی بند و باری خطاب کنم یا نه؟؟!!
شاید من احمقم، اما باید صادقانه بگویم اینترنت مرا می‌ترساند. شما هرگز نمی‌فمهید که دارید با چه کسی صحبت می‌کنید. از این می‌ترسم که وقتی کاوه دارد با کسی چت می‌کند درباره رابطه اش با من چه می‌گوید. شاید بگویید او که زن دیگری را ملاقات نمی‌کند، اما من همین مقدار را هم خیانت می‌دانم.
ماجرا را از زبان “کاوه” می‌شنویم:
” من احساس می‌کردم مینا تمایی به من ندارد و مرا رد می‌کند…”
کاوه ۳۰ ساله یک دلال معاملات ملکی است که می‌گوید:
قبل از اینکه مشکل را حل کنیم، مجبورم که صادق باشم، مینا همسرم بارها درخواست رابطه مرا رد کرده بود. ما به طرز روشنی نیازهای زناشویی متفاوتی داشتیم. فهمیدم که همسرم تمایلی به ایجاد رابطه زناشویی با من ندارد. تماشای فیلم‌های غیر اخلاقی لذت فراوانی به من می‌داد. دیگر نیاز نبود در حین رابطه نگران باشم و از خودم صبر و بردباری نشان دهم. فقط من بودم و تماشای فیلم‌های غیر اخلاقی .
صراحتا بگویم، وقتی فهمیدم دیگر من و همسرم نمی‌توانیم با هم رابطه زناشویی داشته باشیم، به خودم تلقین کردم که من هیچ انتخاب دیگری ندارم. به نظر خودم این کار من خیلی بهتر از خیانت به همسرم بود، نبود؟ خیلی از زن‌ها ترجیح می‌دهند شوهرشان در اینترنت به تماشای این فیلم‌ها بنشیند تا به وی خیانت کند.
بگذارید بگویم: من مینا را خیلی دوست دارم، و می‌خواهم به او عشقم را نشان دهم. تا به حال به او خیانت نکرده ام. اما مینا اصلا با من همراه نیست.
مدام به بچه توجه می‌کرد،‌دیگر وقت نداشتیم در خلوت بهم عشق بورزیم. مگر یک بچه ۴ ماهه چیزی می‌فهمد؟
“کشمکش‌ها دیگر غیر قابل تحمل شد”
“از همان لحظه اول که مینا را دیدم عاشقش شدم. مینا زنی زیبا ، و جذاب است. تا قبل از این هیچ وقت سابقه نداشته با هم بحث و جدل کنیم غیر از وقت‌هایی که خیال می‌کند من دارم با زنان دیگر خوش و بش می‌کنم. اما من در روابطم با زنان هیچ قصد و نیت بدی ندارم.
مینا نباید بترسد. من همیشه آدم اجتماعی بوده ام، و در زندگی ام با آدم‌های زیادی معاشرت داشتم. هیچ وقت مثل پدرم وقتی زنی را می‌بینم دچار هیجان نمی‌شوم.
حتی وقتی بچه بوم از رفتار و صحبت‌های پدرم نزد دیگران شرمنده می‌شدم. اما انگار مادرم زیاد به این جور چیزها اهمیت نمی‌داد. من واقعا تعجب می‌کنم چطور مینا نمی‌تواند با این رفتارهای من کنار بیاید.
دعواها و کشمکش‌ها ما را از هم جدا کرد، مینا رفتار بدی پیش گرفته بود. فریاد می‌زد و ناسزا می‌گفت. نمی‌توانستم تحمل کنم. هفته پیش، بعد از اینکه سر دیدن یک فیلم با هم دعوای بدی کردیم، من چند تا از لباس‌هایم را داخل چمدانی ریختم و به خانه پدرم برگشتم.
اما اعصابم واقعا ضعیف شده بود. ما مدت زیادی با هم بودیم، من هیچ وقت کاری نکرده بودم که زندگی مان به خطر بیفتد. اگر هنوز امیدی باشد که دوباره بتوانیم با هم زندگی کنیم ، قول می‌دهم که دیگر طرف سایت‌های مستهجن نروم .
صحبت‌های مشاور
غفلت‌های جنسی
مشاور می‌گوید: چه چیزی باعث می‌شود تا شما به تماشای سایتهی غر اخلاقی و مستهجن راغب شوید. ازدیاد وب سایت‌ها، چت روم‌ها، و وب کم‌ها باعث شده تا شما براحتی و تنها با کلیک کردن موس قادر به دسترسی به انواع جدیدی از ارتباطات شوید. مینا تنها زنی نیست که به خاطر این علاقمندی همسرش ناراحت و خشمگین می‌شود.
کاملا مشخص است که این دو همدیگر را دوست دارند ، اما رابطه اینها به جای بدی رسیده؛ نیاز کاوه به دیدن این نوع فیلمها زنگ خطری برای مینا است تا احساس کند همسرش مستعد خیانت به اوست.
لازم است آنها راهی پیدا کنند که رابطه‌شان را بهبود ببخشند و هر دو از آن لذت ببرند. به آنها توصیه کردم سعی کنند به این موقعیت دشوار به عنوان آغاز تغییرات مثبت در زندگی نگاه کنند. زمانیکه کاوه به موقعیت‌هایعاطفی استاندارد علاقه نشان داد ،به مینا گفتم: این موضوع را به خودت ربط نده! این کار کاوه به معنی این نیست که تو برای همسرت جذابیتی نداری یا اینکه ترا دوست ندارد. همچنین به معنی این هم نیست که می‌خواهد به تو خیانت کند یا می‌خواهد تو مثل زنانی که در آن فیلم‌ها هستند رفتار کنی.
رک و صریح به مینا حقیقتی را گفتم که اکثر زنان دوست ندارند بشنوند:” اگر نیازهای همسرت را رد کنی، او برای ارضای امیالش به سوی دیگری می‌رود.” می‌دانم این گونه مشاوره ‌ها مثل توصیه‌هایی است که در سال ۱۹۵۰ به زوج‌ها می‌شد، اما این یک حقیقت انکار ناشدنی است. برای یک مرد،رابطه زناشویی شاخص ترین نشانه دوست داشتن وی به همسرش است. زمانیکه نیازهای فیزیکی کاوه ارضا شود، اعتماد به نفس وی افزایش یافته و دیگر در خود نیازی نمی‌بیند که به تماشای این فیلم‌ها بنشیند.
مسئولیت ماجرا را با هم تقسیم کنید
همانطور که من انتظار داشتم مینا نگران بود که تنها مقصر این ماجرا وی باشد.او ناراحت بود و می‌گفت که چرا من باید یک خانم سربه زیر و حرف گوش کن باشم؟ پس به این ترتیب من یک بچه هفت ساله ام و باید هر شب بهم گوشزد شود که دندان‌هایت را مسواک بزن!
به وی گفتم:”بله، تو مسئول برآوردن نیازهای همسرت هستی، و حق هم داری خسته شده باشی. اما اگر می‌خواهی زندگی‌تان خراب نشود، باید این نکته را در نظر بگیری. من به تو نمی‌گویم یک زن منفعل و سر به زیر باش، اما به یاد داشته باش، با داشتن رابطه عاطفی با همسرت می‌توانی به عمق احساسات همسرت پی ببری.
مشاور ادامه می‌دهد :
درگیری این زوج در رابطه بارابطه زناشویی از دو جا ناشی می‌شود: حرکات جلف و سبکسرانه کاوه ، و خستگی ناشی از زایمان و بچه داری مینا؛ مینا همیشه از اوایل ازدواجش با کاوه از رفتار و حرکات کاوه با زنان دیگر ناراحت و سرخورده می‌شد.
او با این کار ابراز احساسات خود را نسبت به مینا کاهش داده بود، و به نظرش می‌رسید مشکل بزرگی نیست. ولی همین حرکات وی باعث شد تا مینا نسبت به رابطه با کاوه احساس خوبی نداشته باشد و به دفعات وی را رد کند.
به تدریج این ابرهای تیره اختلافات کنار رفتند، اما مشکلات اساسی آنها هیچ وقت حل نشدند. چندی نگذشت که مینا فهمید کاوه دوباه رو به دیدن این فیلمها آورده است، دوباره از رابطه با کاوه اجتناب کرد. و چون ناراحتی خود را به ندرت بیان می‌کرد تنش و اختلاف بین آنها افزایش پیدا کرد، واقعا نمی‌دانست چگونه باید احساسات منفی اش را از بین ببرد که محیط خانه اش سرد و یا پراسترس نباشد.
به کاوه گفتم: باید دست از لگدمال کردن احساسات همسرت برداری ، کارهای تو مینا را به طرز وحشتناکی سرخورده می‌کند، و به همین خاطر احساس تنهایی می‌کند، باید بس کنی!
بعضی وقت‌ها زوج احساس می‌کنند که نیاز به ایجاد تغییرات بزرگی در رابطه‌شان دارند. هر دو نفرشان را یک روز به دفترم دعوت کردم و با هم روش تازه حل مشکل را امتحان کردیم. به این صورت که: زمانی که کودک‌شان خواب است وقتی برای رابطه صمیمانه با هم اختصاص دهند. برای ایجاد یک رابطه خوب باید به کوچکترین کارها و اعمال یکدیگر توجه کنند. دست‌های هم را بگیرند، و با هم با مهربانی صحبت کنند .
یک روز در هفته بچه را به  والدینشان سپردند و یک بعداز ظهر را با هم خلوت کردند. مینا می‌گوید: می‌خواستیم حداقل یک بعد از ظهر فقط مال خودمان باشد. مینا گفت به کاوه گفتم زمانیکه حوصله  و  وقت رسیدگی به تو را نداشتم حتما به تو می‌گویم .
کاوه هم با این قضیه کنار آمد. می‌گوید: من فقط به دنبال راهی بودم که با همسرم رابطه گرم و متعادل داشته باشم.
آن دو فهمیدند که هر چه قدر بیشتر سعی کنند که مشکلات همدیگر را منطقی بررسی کنند، راحت تر می‌توانند کینه‌شان را تخلیه کنند. برای جلوگیری از افزایش ستیز و کشمکش ، قانون‌هایی برای خودشان ایجاد کردند: دروغ نگوییم، دعوا زمان مشخصی داشته باشد. خارج از وقت آن با هم دعوا نکنیم. اما در حقیقت، هیچ وقت مجبور نشدیم از این قوانین استفاده کنیم.
زمانیکه کاوه فهمید که تماشای این فیلمها چقدر مینا را نارحت می‌کرده ، دست از این کار برداشت! در این زمان بود که رابطه‌شان هم رو به بهبود گذاشت، کاوه می‌گوید دیگر احساس نیاز نمی‌کردم که فیلم‌های  مزخرف تماشا کنم. و تلاش بی نظیری کرد تا از شر این عادت زشتش راحت شود. در مراحل آخر، دیگر اوضاع عالی شده بود. مینا نسبت به قبل مهربان تر شده بود، و دیگر دعوا و جدل‌هایمان پایان یافته بود. مینا هم اعتماد بیشتری به همسرش داشت

بده بستان های زناشویی

 

بده بستان های زناشویی

امتیاز جمع کردن در رابطه ی زناشویی به سود کسی تمام نمی شود. در شرایط رقابت و چشم و هم چشمی فضای رابطه ی زناشویی مکدّر و منفی می شود و مانع از آن می شود که زن و شوهر به شادی و نشاط ناشی از زندگی زناشوی …

 

رابطه ی سالم مبتنی بر مشارکت است. زن و شوهر با هم همکاری می کنند، در مقام حمایت از یکدیگر هستند، به هم وابستگی دارند، اما رقابت……

 

ممکن است کسی بپرسد، یعنی اگر من اهل رقابت و چشم و هم چشمی باشم اشکالی دارد؟ بله اشکال دارد. البته واقعاً چیزی بهتر از این نیست که زن و شوهر با هم شوخی کنند، سر به سر هم بگذارند ولی تا کجا و به چه منظوری؟ اگر این شوخی ها به قصد رقابت باشد، می تواند خیلی زود تبدیل به مبارزه ای برای برتری طلبی شود و حالت زشتی پیدا کند.رقابت میان زن و شوهر یعنی امتیاز جمع کردن علیه دیگری.

 

اگر قرار باشد زندگی به این شکل در آید که “چون تو این کار را کردی، من هم این کار را می کنم” ، خطری ایجاد می شود که براساس آن رابطه ی زناشویی به جای اینکه مبتنی بر حمایت از هم باشد ، به جنگ و ستیز برای برتری یافتن منجر می گردد.

 

صمیمیت و توجه داشتن با بازی و مسابقه فرق دارد. در ازدواج و رابطه زناشویی زن و شوهر باید دست بده داشته باشند و حال آنکه در رقابت و مسابقه دست بگیر مطرح است. در هر رابطه ای دهنده و یا گیرنده هستید می دانید که گیرنده برای توجیه گرفتن خود به نفع خود امتیاز جمع می کند. وقتی عنصر رقابت هم به این جریان اضافه شود، فضای ازدواج به” این به آن در” تبدیل می شود و روحیه ی ” تو به من مدیون هستی” حاکم می گردد.

 

در ازدواج و رابطه زناشویی زن و شوهر باید دست بده داشته باشند و حال آنکه در رقابت و مسابقه دست بگیر مطرح است.

 

به این موضوع فکرکنید، رقابت به حکم ماهیت خود فرض را بر این می گذارد که شما رقیب و یا دشمنی دارید. چگونه می توانید خودتان را برنده بدانید، حال آنکه برنده شدن شما به زیان کسی تمام شده که او را دوست دارید. چگونه ممکن است زن و شوهری برای کسب قدرت، رقابت کنند و با این حال رابطه ی هماهنگ داشته باشند؟

 

یک رابطه ی محکم و برقرار ، بر پایه ی از خودگذشتگی و بذل توجه است و نه بر اساس جدال برای کسب قدرت و مسلط شدن.

 

اغلب اوقات این حسابگری و این امتیاز جمع کردن به نوعی به بدبینی تبدیل می شود که در آن طرفین رابطه از قبول یک هدیه و یا یک اقدام مهرانگیز از جانب یکدیگر نگران می شوند زیرا احساس می کنند دریافت آن هدیه برایشان گران تمام می شود.

 

در یک رابطه ی رقابت آمیز، نواقص و اشکالات، صادقانه تصدیق نمی شوند. زیرا هر اعتراف به اشتباه، طرف مقابل را در شرایط دریافت امتیاز قرار می دهد و سازنده ترین انتقادها تولید مقاومت و واکنش انفعالی می کند.

 

جان کلام آنکه وجود روحیه ی رقابت میان زن و شوهر، توفانی است که می تواند پایه های یک رابطه ی سالم را از هم فرو پاشد. برای حفظ موقعیت بالا و برتر باید پیوسته همسرتان را پایین و پایین تر بیاورید تا خودتان بالاتر بروید.

 

یک رابطه ی محکم و برقرار بر اساس، از خودگذشتگی و بذل توجه است و نه بر اساس جدال برای کسب قدرت و مسلط شدن.

 

طرز تلقی و نگرش شما همیشه این است که ” برای من هورا بکشید” . اگر فرزندانتان جایی موفق می شوند علتش این است که شما آن ها را خوب تربیت کرده اید . اگر خانه ی خوبی خریدید علتش به شما بر می گردد و به همین ترتیب در شرایطی قرار می گیرید که نمی توانید نظرات همسر خود را بپذیرید یا آن را رد کنید و مشکلی هم بروز نکند. از آنجا که قصد جمع آوری امتیاز را دارید، به سود شماست ثابت کنید که همسرتان اشتباه کرده است.

 

 

رقابت

 

وقتی چنین روحیه ای بر روابط زناشویی حاکم می شود هرگز معنا و مفهوم دوست داشتن و دوست داشتنی بودن را لمس نمی کنید. هرگز به مفهوم همکاری و همیاری نزدیک نمی شوید. با رابطه ی زناشویی خود چون یک بازار کالا رفتار می کنید. چیزی می دهید و چیزی می گیرید.

 

با توجه به آنچه در ادامه خواهیم گفت متوجه خواهید شد که آیا در رابطه ی شما و همسرتان رقابت جای همکاری و همیاری را گرفته یا نگرفته است:

 

- سعی می کنید در برابر فعالیت های همسرتان کسب امتیاز کنید. مثلاً اگر همسر شما اوقات فراغتی برای خود در نظر می گیر به اتفاق دوستانش شما اقدام به محاسبه ی امتیاز می کنید.

 

- برای امتیاز دادن به شیوه ی مذاکره روی می آورید و هرگز چیزی را به عنوان یک اقدام حمایتی به همسرتان نمی دهید.

 

- به ندرت بدون اینکه به روی همسرتان بیاورید، برای او کاری صورت می دهید، اگر کاری در مقام حمایت از همسرتان صورت دهید، جزئیات آن را با آب و تاب شرح می دهید و به زحمتی که در این مورد متقبل شده اید اشاره می کنید.

 

- در هر مشاجره یا مواجهه با همسرتان، از اشخاص بیرونی، یعنی از بستگان، دوستان و آشنایان کمک می گیرید تا تعادل را به سود خود برقرار سازید. به قولی یار گیری می کنید.

 

- به اصرار می خواهید که حرف آخر را شما بزنید.

 

اگر این روحیه ی رقابت طلبی زندگی شما را مختل کرده است چه بهتر که آن را انکار نکنید. درست به همان شکل که انکار بیماری هایی از قبیل سرطان یا بیماری های ویروسی شرایط را از آنچه هست بدتر می کند. اصولاً امتیاز جمع کردن در رابطه ی زناشویی به سود کسی تمام نمی شود. در شرایط رقابت و چشم و هم چشمی فضای رابطه ی زناشویی مکدّر و منفی می شود و مانع از آن می شود که زن و شوهر به شادی و نشاط ناشی از زندگی زناشویی دست پیدا کنند.

۱۰ گام برای جذب دیگران

 

۱) حقیقت را بگویید: منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمت تان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس.

۲ ) خودتان باشید: منطقی باشید و خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط بخاطر انتخاب هایی بوده که در زندگی مان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعا هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید.

۳ ) در زمان حال زندگی کنید: اگر در زمان حال زندگی کنید، می توانید با جریان روز همراه باشید. مراقب آنچه در اطرافتان و به شما می گذرد، باشید. در زمان حال است که می توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید، نه در گذشته یا آینده.

۴ ) نگذارید با کمبود انرژی مواجه شوید: اگر امکانات برایتان فراهم باشد، همه کار می توانید انجام دهید. اما باید اول با گسترده کردن مرزهای خود، بالا بردن استانداردها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راهتان بردارید. تا آماده نباشید، قدرت جذب کردن به سراغتان نمی آید، پس خود را آماده کنید.

۵ ) بر پیروزی فائق شوید: اکثر ما عقیده داریم که اگر ما پیروز شویم، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود، ما باخته ایم. این درست نیست. سعی کنید از جنبه ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروز و موفق شدن را داشته باشند.

۶ ) بخشیدن، گرفتن است: کاملا صحیح است، لذت در بخشیدن است! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهدا» کردن داریم. پس شما هم ببخشید. اما اگر فکر می کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید، سعی کنید مهارت های جدید یاد بگیرید. وقتی بتوانید کمی از خودتان و هدایایتان را به دیگران اهدا» کنید، جذاب تر می شوید.

۷ ) خودخواه باشید: بسیار از خود مراقبت کنید و تلاش کنید تا نیازهایتان را برآورده کنید. معمولاژ وقتی به چیزی نیاز دارید، از شما فراری می شود. اما شما دست از تلاش برندارید. تا می توانید پول، عشق، شانس، دوست و… برای خود ذخیره کنید. با اینکار مثل آهن ربایی خواهید توانست آنچه نیاز دارید را به سمت خود جذب کنید.

۸ ) هوشیاری خود را بالا ببرید: جذابیت پدیده ای بسیار دقیق و ظریف است. تا زمانیکه نتوانسته اید هوشیاری تان را در مورد خودتان، اطرافیان تان و طرز تفکرتان بالا ببرید، قادر نخواهد بود آن را بدست آورید.

۹ ) مسئولیت پذیر باشید: ما آن چیزی را به سمت خود جذب می کنیم، که آمادگی اش را داشته باشیم. با تلاش و کوشش، خود را برای بهترین ها آماده کنید. مسئولیت جذاب کردن خودتان بدون تلاش میسر نیست، اما مطئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان خواهد شد.

۱۰ ) از انجام دادن، به بودن تغییر کنید: با دقت به آنچه انجامش می دهید، ببینید به چه کسی تبدیل می شوید. از چه رو اینکار را انجام می دهید، عشق یا ترس؟ چطور می توانید این را بفهمید؟ از نتیجه کار.

- حال، سوال اینست: برای لذت بردن از یک زندگی راحت، ساده، آرام، با برکت، غنی و پرموفقیت، چه کار می کنید؟ آیا برای بدست آوردن زندگی دلخواه خود حاضرید به هر کاری تن دهید؟ حتی اگر اینکارها با آنچه اکنون می کنید کاملا مغایر باشد؟

دوست داشتن، چگونه سلامت شما را تضمین می‌کند؟

اگر هنوز تردید دارید دوست داشتن و علاقه به دیگران می‌تواند ابزاری موثر برای پایین آوردن فشار خونتان باشد، خطر افسردگی را در شما کاهش دهد و یا سرعت ترمیم و بهبود زخم‌هایتان را بالا ببرد، باید بدانید که دانش پزشکی صحت این ارتباط را ثابت کرده است.

دکتر جولیان هولت لون استاد دانشگاه بریگم یانگ در آمریکا در این مطالعه خاطرنشان کرد: روابط ما با دیگران به ما کمک می‌کند که با استرس مقابله کنیم، بنابراین اگر کسی را در زندگی داشته باشیم که بتوانیم برای حمایت احساسی یا مشورت از او کمک بخواهیم می‌توانیم بر احساسات و عوارض منفی ناشی از استرس مقابله کنیم.

روزنامه‌ واشنگتن پست به نقل از دکتر هولت لون استاد نوشت: طبق نتایج این مطالعه زوج‌های شاد که از زندگی مشترک خود رضایت دارند، ‌ فشار خونشان از افراد مجرد، پایین‌تر است. اما از طرف دیگر فشار خون زوج‌های ناراضی از زندگی مشترک، اغلب از هر دو گروه فوق بیشتر است. بنابراین خطر تنهایی خیلی کمتر از عشق و ازدواج دردسر ساز است، اما عشق عمیق و رضایت بخش تضمینی برای سلامت هر دو طرف است.

زوج‌های عاشق همدیگر را به انجام رفتارهای سالم و مفید مثل ورزش کردن، تشویق می‌کنند و یکدیگر را از عادات ناسالم مثل سیگار و الکل باز می‌دارند.

تاثیر روابط قبل از ازدواج در زندگی متاهلی

 
تاثیر روابط قبل از ازدواج در زندگی متاهلی
به گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛ دکتر رقیه سادات موسوی عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شاهد در رشته روان‌شناسی درباره تاثیر الگوهای نامناسب انتخاب همسر در میزان آسیب های موجود در روابط زوجین گفت: بی‌شک الگوهای انتخاب همسر، به میزان زیادی در بروز و رشد آسیب‌ها مؤثرند. در الگوی سنتی، پدر و مادر و یا یکی از اقوام و آشنایان، شخصی را معرفی می‌کردند و بعد از بررسی و چند جلسه معاشرت، زوجین زندگی مشترک خود را شروع می‌کردند؛ ولی امروزه این برنامه به شکل‌‌های مختلف صورت می‌گیرد، به طوری که زوجین خودشان همدیگر را انتخاب می‌کنند و مدت‌ها با یکدیگر معاشرت دارند و بعد از مدتی یا با هم ازدواج می‌کنند و یا ممکن است این رابطه هرگز به ازدواج منجر نشود.
وی افزود: اگر چه ممکن بود در شکل سنتی، زوجین با شناخت کمتر و در برخی موارد، بدون علاقه وارد زندگی می‌شدند؛ اما این مزیت را داشت که زن و مرد با سن پایین‌تر وارد زندگی شوند لذا اولاً: موقعیتشان با هم تثبیت می‌شد و با هم رشد می‌کردند. ثانیاً: چون رابطه دیگری را به جز رابطه فعلی تجربه نکرده بودند ملاک مقایسه نداشتند. چون ملاک مقایسه نداشتند، دلبستگی‌ها و تعهد به همسر بسیار بالاتر بود.
وی ضمن اظهار نگرانی از وضعیت به وجود آمده گفت: وقتی با زن و یا مردهایی که برای طلاق مراجعه می‌کنند به تنهایی صحبت می‌کنم، متوجه می‌شوم، مشکل آنها این است که رابطه‌شان را با روابط قبلی که داشتند مقایسه می‌کنند. مثلاً زن عنوان می‌کند من دوست‌پسری داشتم که خیلی گرم‌تر بود. آن احساس، آن رابطه، آن خاطرات در رابطه فعلی که رابطه‌ای دائم و ثابت است تأثیر می‌گذارد، رابطه فعلی را تضعیف می‌کند و تحمل سختی‌ها در زندگی را کاهش می‌دهد.
وی خاطر نشان کرد: امروزه دختران و پسران در سنین بالا ازدواج می‌کنند، شخصیتشان تثبیت شده و لذا برای این‌که بتوانند با هم سازگار باشند به آموزش‌های قبل از ورود به زندگی نیاز دارند. این درصد بالای طلاق به دلیل این است که زوجین تحمل‌های قدیم را ندارند. همه‌چیز عوض شده است. پس با مراجعه به مشاور قبل از ازدواج، حداقل یک پیش‌بینی صورت می‌گیرد که این دو نفر ‌از لحاظ روان‌شناختی و از لحاظ شخصیتی چقدر با هم کفویت دارند. به علاوه زوجین برای شروع زندگی در زمینه مهارت‌های ارتباطی باید تقویت و با وظایف و نقش‌های خود آشنا شوند.
موسوی در پایان پیشنهاد کرد:
زوجین باید از ابتدا با قواعد و نقش‌های خودشان در زندگی آشنا شوند. ‌مشکلی که امروزه پیش‌ آمده این است که نقش پدر در خانواده به صورت جدی تضعیف شده است. البته نقش مادری هم تضعیف شده است. فرزندان از پدر و مادر تبعیت نمی‌کنند. در این زمینه تعداد زیادی کلاس آموزشی به صورت کارگاهی باید در دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه،‌ سازمان‌ تبلیغات صدا و سیما و سایر مراکز آموزشی برگزار گردد.

به همسرتان به جای “تو” ، بگویید:”شما”

 

به همسرتان به جای “تو” ، بگویید:”شما”

انسان در زندگی مشترک ، به دو مهارت ابراز احساسات و توجه به نیازها احتیاج دارد. ابراز احساسات به این معنی که ابتدا احساسات خود را شناسایی و بعد آنها را بیان کنید و ترسیم نیازها به این مفهوم که طرز تقاضا برای خواسته ی خود را برنامه‌ریزی کنید.

ابراز احساسات و توجه به نیازها

انسان در زندگی مشترک ، به دو مهارت ابراز احساسات و توجه به نیازها احتیاج دارد. ابراز احساسات به این معنی که ابتدا احساسات خود را شناسایی و بعد آنها را بیان کنید و ترسیم نیازها به این مفهوم که طرز تقاضا برای خواسته ی خود را برنامه‌ریزی کنید. به گونه‌ای که بتوانید بی‌آنکه رفتاری انفعالی یا پرخاشگرانه داشته باشید، ابزار وجود کنید و قاطعیت به خرج دهید.

اگر در هر یک از این مهارت‌ها ضعیف باشید مناسبات شما با همسرتان آسیب می‌بیند. اگر فاقد هر دو مهارت باشید روابط شما محکوم به شکست است.

شرط اول برای ابراز احساسات این است که احساسات خود را کاملا بشناسید و از کلمات مناسب برای ابراز احساسات خود استفاده کنید . سعی کنید احساسات خود را یادداشت کنید. تمرین زیر به شما کمک می‌کند احساسات لحظه‌ به لحظه ی خود را تجربه کنید، نگوئید خودم هم نمی‌دانم چرا چنین می‌کنم و چرا چنین رفتاری دارم؟ تمرین زیر به شما کمک می‌کند احساسات لحظه به لحظه خود را تجربه کنید.

تاریخ موقعیت احساس

۱۰/۳ احمد گل‌های باغچه را خراب کرد. خشمگین‌و‌اندوهگین
۱۰/۵ احمد برایم شاخه گلی آورد تا عذرخواهی کرده باشد. مهر- توجه
۱۰/۶ می‌خواستم خونه مامانم برم اما دیدم احمد حاضر نیست با من بیاید. عصبی،‌دلگیر،‌ناراحت
۱۰/۹ توضیح میدم چرا احمد با من نیامد. احساس خجالت

قدم اول در ابراز احساسات انتظار کلمه‌ای است که احساس شما را به بهترین شکل نشان می‌دهد، افسرده، خشمگین، دلگیر، عصبانی، مشوش، نگران و نظایر آن.

شما می‌توانید با رعایت اصول زیر احساساتتان را به بهترین شکل به همسرتان انتقال دهید و به آن‌گونه‌ای که پذیرای شما باشند، مطرح کنید.

۱- در عبارات به جای اینکه از فاعل تو استفاده کنید بهتر است فاعل «من» را به کار ببرید. توجه داشته باشید که جملات با فاعل «تو» بسیار سرزنش آمیز هستند.

«تو مرا عصبانی می‌کنی»

«تو آدم بی تعهدی هستی و جز خودت به کسی فکر نمی‌کنی»

«تو داری اعصابم را مختل می‌کنی»

وقتی از فاعل من استفاده می‌کند ، مسئولیت احساساتتان را می‌پذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما بها بدهد، بیشتر می‌شود. و لذا بهتر است بگویید:

«من عصبانی هستم»

«دیشب وقتی دیر آمدی، ناراحت شدم»

«اعصابم مختل شده است»

توجه داشته باشید ممکن است جمله‌ای را با فاعل «من» شروع کنید، اما جمله اصلی متوجه «تو» باشد. مانند :

«احساس می‌کنم تو یک روانی هستی»

«من از مخارج بی‌تناسب تو عصبانی هستم»

۲- صادق باشید. سعی کنید در بیان احساسات خود تا حد امکان برخورد صادقانه داشته باشید، حقیقت را بگویید، مبالغه نکنید.

۳- همخوانی داشته باشید. مهم است که زبان و لحن صدای شما با کلام‌تان هم‌خوانی داشته باشد، اگر در حالیکه تبسم می‌کنید از اندوه خود حرف بزنید، مسلما پیام شما به طور صحیح مخابره نخواهد شد.
توجه به خواسته‌ها

این حق شماست که خواسته‌هایتان را با همسرتان در میان بگذارید در واقع در قبال خود و در قبال همسرتان مسئول هستید که نیازهایتان را بشناسید، شما متخصص خودتان هستید.

هیچ‌کس و حتی همسرتان نمی‌تواند ذهن شما را بخواند، و از خواسته‌هایتان آگاه شود. ممکن است شخص از شما بخواهد کاری را برایش انجام دهید، شما نیز می‌پذیرید ولی دائم در خودتان شکایت می‌کنید. آیا نمی‌دانند من چقدر گرفتارم؟ آیا نمی‌خواهند وضعیت و مشکلات مرا درک کنند؟ باید بگوییم این شما هستید که باید خواسته‌ها، مشکلات و نیازهایتان را مطرح نمایید، دیگران قادر به اندیشه‌خوانی نیستید و نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند، بهتر است در چنین شرایطی بگویید «خیلی مایلم به شما کمک کنم ولی به دلایلی فعلا قادر به انجام آن نیستیم و خیلی راحت از پذیرفتن آن کار خودداری کنید» در ارتباط با همسر بهتر است ابتدا درخواست خود را از قبل بنویسید. در این صورت موضوع در ذهنتان روشن‌تر می‌شود و از آن مهم‌تر، می‌توانید مطمئن شوید که ارتباط شما از عناصر یک درخواست خوب برخوردار است

رهنمودهایی برای یک رابطه بادوام و عاشقانه بین همسران!

 
مراقبت از روابط بین زوجین به طور موثر، کمی غیر ممکن است. عاشق شدن کار ساده ای است، اما تداوم بخشیدن به آن مشکل است. تعهد چیزی که به تلاش زیادی نیاز دارد. در دنیای امروز، چگونه قادریم کار خود را اداره و یا بچه ای را بزرگ منیم؟ عملا معجزه است که رابطه ای برای سالیان دوام پیدا کند.
کسی را در زندگی شریک قرار دادن بهترین و شگرف ترین کار است. تنهایی در هر زمانی تجربه ای ناگوار است. از این رو چگونه از عشق خود نگهداری کنیم؟ چگونه از احساس شگرف خود که در ابتدای عاشقی داشتیم نگهداری کنیم؟ حقیقت، ساده و مشکل است. چه خوب می شد اگر آسان بوده، اما هیچ چیز با ارزشی، آسان به دست نمی آید.

از رهنمودهای زیر بهره بگیرید تا روابط خود را تداوم ببخشید:

۱- یکدیگر را ببوسید.
اولین باری را که یکدیگر را بوسیدید به خاطر آورید. این کار ساده زوجین را به هم نزدیک می سازد و عشق بازی را زنده نگه می دارد.

۲- دست کم روزی ۲۰ دقیقه یکدیگر را در آغوش بگیرید.
محققان کارولینای شمالی در تحقیقی دریافتند که بغل گیری و در آغوش گرفتن هورمون اکسی توسین را افزایش و خطر بیماری قلبی را کاهش می دهد. در حقیقت، زمانی که زوجین همدیگر را در بغل گرفتند، سطح هورمون اکسی توسین آنها- که در زمان کودکی و شیرخوارگی آزاد می شود- افزایش یافت. آنهایی که روابط عاشقانه ای داشتند بیشترین میزان را پیدا کردند.
۳- به یکدیگر گوش بدهید.
از گفت و شنود همیشه در ساخت رابطه صحبت می شود. اما آنچه را که ما فراموش می کنیم، شنیدن است. اطمینان حاصل کنید که به حرف های شریک خود گوش می دهید.
۴- نسبت به دیگری مهربان باشید.
در شروع رابطه، طبیعی است که نسبت به فرد مقابل مهربان باشید. اما گاهی به نظر می رسد که با گذشت زمان، با همسر خود به گونه ای رفتار می کنید که انگار نه انگار ایشان هم انسان است. احترام خود را به همسرتان نشان دهید.
۵- با همسر خود بیرون بروید.
گاهی اوقات با همسرتان به تفریح و بیرون از منزل بروید. وقتی می توانید با یکدیگر برای گریز از همه چیز برنامه ریزی کنید. وقتی هم نمی توانید برای در خانه ماندن برنامه ریزی نمایید. با برنامه ریزی به فکر زندگی خود باشید. نگران سیمای خود باشید.
۶- از همسر خود تعریف و تمجید کنید.
به احتیاجات طرف مقابل خود توجه کافی داشته باشید. کارها، ظاهر و موقعیت های او را تمجید کنید. عادت تان شود که از وی تشکر نمایید.
۷- چیزهای جدید را با یکدیگر کشف نمایید.
با همسر خود رشد کنید. چیزهای جدید را به همراه هم یاد بگیرید. فعالیت و سرگرمی جدید را با همسر خود امتحان کنید و پروژه جدیدی را به همراه وی شروع نمایید.
۸- پیاده روی طولانی مدت بروید.
هر روز ساعتی را به این کار اختصاص بدهید و در حین قدم زدن، بدون حواس پرتی های روزمره، صحبت کنید و گوش بدهید.
۹- به همسرتان هدیه بدهید.
در مناسبت های ویژه هدیه دادن را فراموش نکنید. با این کار عشق و علاقه خود را نشان می دهید. جمله یا پیامی محبت آمیز نیز بنویسید.
۱۰- بزمی و شامی دوستانه ترتیب بدهید.
داشتن دوستان مشترک، زوجین را به یکدیگر نزدیک می سازد و استرس موجود در روابط را از بین می برد.
این رهنمودها رابطه را رهایی نخواهد بخشید. فقط تعهد و تلاش چند ساله زوجین را در کنار هم نگه می دارند. تلاش بی وقفه به روابط تداوم می بخشد. تکنیک موجود در این مقاله فقط ایده هایی برای به کار بستن تلاش تا تداوم روابط هستند.

چگونه ارتباط عاشقانه و رمانتیک روزهای اول ازدواج را برگردانیم؟

 

چگونه ارتباط عاشقانه و رمانتیک روزهای اول ازدواج را برگردانیم؟

در این مقاله نکاتی برای یک ارتباط عاشقانه و رمانتیک با همسرتان ذکر کردیم که برای بهتر شدن ارتباطتان کمک فراوانی می کند.

چطور شروع کنیم؟
ابتدا، ازدواج و ارتباط تان را مرور کنید. از خودتان بپرسید درحال حاضر ازدواجتان در چه مرحله ای است؟ در چه جایگاهی قرار دارد؟ چگونه به این نقطه رسیدید و چه اتفاقاتی افتاده است؟ آیا ازدواجتان شامل امور عادی شامل، استرس داشتن، زمان گذاشتن، خستگی، کار، رسیدگی به فرزندان که تا حدودی انرژی شما و ازدواجتان را می گیرد میشود یا شامل چیزهای دیگری است، چیزهای عمیق تر و جدی تر؟ خشم، خیانت، تنفر؟

آیا با همسرتان مشکلی دارید که نیاز به حل کردن داشته باشد یا چیز دیگری است؟ به هرحال، شما باید مشکلاتتان را با هم یا خودتان حل کنید. تا زمانی که مشکلاتتان را حل نکنید نمی توانید مثل سابق زندگی عاشقانه و رمانتیکی داشته باشید. برای اینکه دوباره به روزهای رمانتیک اول ازدواجتان برگردید، باید مروری بر کارها و صحبتهایی که در آن موقع می کردید داشته باشید و آنها را دوباره به کار بگیرید.

با همدیگر به آرامی صحبت کنید بدون اینکه کوچکترین دعوا و کشمکشی با هم داشته باشید. از یک دفتر برای نوشتن و دورریختن احساسات و افکار منفی تان استفاده کنید. از مشاورهای خانواده کمک بگیرید. مشاورها به شما کمک می کنند تا بدون هیچ جانبداری در قبال همسرتان، نگاه متفاوتی به ازدواج و رابطه تان داشته باشید.

نکات عاشقانه
تمام مواردی که باعث آزار همسرتان می شود را از او دور کنید مثلا لباسهای کثیف را داخل لباسشویی انداخته و بشویید یا زباله ها را از خانه دور کنید. بعد از یک روز سخت کاری، همراه با استرس و مسائل مالی، نگه داری بچه ها و مسائل دیگر، دیگر دوست ندارید در خانه بمانید. دوست دارید راحت و آسوده خاطر باشید. درست است؟ اگر می خواهید ازدواج و ارتباطتان با همسرتان خوب باشد متاسفانه چاره ای جز انجام این کارها و البته کارهایی علاوه بر اینها ندارید. شما باید به شخصی که با او زندگی می کنید نشان دهید که او را دوست دارید و عاشقش هستید. به او احترام بگذارید و به احساساتش توجه کنید.

ابرازعشق مانند گذشته
گاهی اوقات شما باید به کارهای قبلی تان مراجعه کنید. کارهایی که با انجام آن همسرتان را شاد کردید و عشق تان را به او ابراز کردید. مثلا کارهایی که قبلا همراه با هم انجام می دادید یا مکان هایی که با یکدیگر به آنجا می رفتید. شاید مراجعه به کارها و مکان های قبلی راحت تر از امتحان کردن کارها و رفتن به جاهای جدید باشد. در کلاسهایی که روحیه هردوتان را شاد می کند شرکت کنید. مثل کلاسهای هنری. هرآنچه که انتخاب می کنید خلاقیت و صمیمیت و شادی شما را دوباره متولد می کند. وقتی یک کار خلاقانه ای با یکدیگر انجام می دهد، تمام زندگی تان را تحت تاثیر خودش قرار می دهد.

زمان بیشتری را با یکدیگر سپری کنید. مثلا یک روز در هفته فرزندتان را در خانه مادربزرگش بگذارید و آن روز را به یک روز بسیار عاشقانه و رمانتیک تبدیل کنید.

به یکدیگر نشان دهید عاشق هم هستید
ما دوست داریم همیشه به همسرمان نشان دهیم که عاشقش هستیم. با تمرین کردن این نکات عاشقانه می توانید صمیمیت و عشق به همسرتان را ثابت کنید. فقط کمی تلاش نیاز دارید. ساده ترین راه گفتن “دوستت دارم” است. مثلا با همسرتان تماس بگیرید و به او بگویید فقط می خواستید صدای او را بشنوید و به او بگویید دوستت دارم. در جیب لباسش، یا کیفش یادداشتهای عاشقانه بگذارید، پیامک های عاشقانه برای یکدیگر بفرستید، سعی کنید شعر عاشقانه برای یکدیگر بنویسید، یک کارت پستال یا یک هدیه خاص برای او تهیه کنید و به او هدیه دهید. با نشان دادن و ابراز علاقه تان به او، او هم متوجه میزان عشق و علاقه تان می شود و متقابلا تکرار می کند.

اگر مشکل مالی دارید، هدیه های کوچک بخرید، مثلا یک شاخه گل یا یک عطر کوچک. مراقب باشید هدیه هایی که به یکدیگر می رفتید معنادار باشد. اگر می دانید که همسرتان کتاب دوست دارد، آخرین و جدیدترین کتاب از نویسنده ای که او دوست دارد برایش بخرید. اگر او عاشق یک تیم ورزشی است، بلیط مسابقه تیم مورد دلخواهش را برایش بخرید.

هدیه تاثیر زیادی بر روحیه و علاقه افراد می گذارد مخصوصا اگر بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مناسبتی به یکدیگر هدیه دهید. افراد نسبت به رمانتیک بودن و عاشقانه زندگی کردن دیدگاه های متفاوتی دارند پس ببینید چه چیزی باعث خوشحال شدن همسرتان و ایجاد یک رابطه عاشقانه بین شما دو نفر می شود. آن را امتحان کنید.

اگر همه موارد را امتحان کردید و تاثیرگذار نبود
اگر با رعایت همه نکاتی که در بالا ذکر شد، تغییری در رابطه تان احساس نکردید و رابطه عاشقانه ای که در ابتدای ازدواج داشتید مجددا به سراغتان نیامد، بیشتر و بیشتر تلاش کنید. با او ارتباط برقرار کنید، با او ارتباط برقرار کنید، با او ارتباط برقرار کنید و همیشه برای یکدیگر زمان بگذارید. اگر باز هم موثر واقع نشد، به مشاور مراجعه کنید و توصیه های او را حتما و حتما به کار بگیرید. کتاب هایی که به ایجاد رابطه عاشقانه و رمانتیک بین شما کمک می کند بخوانید

دلیل ممنوعیت خواستگاری دختران از پسران

 

دلیل ممنوعیت خواستگاری دختران از پسران

 

چرا دخترها نمی توانند یا نباید از پسرهای مورد توجه خود خواستگاری کنند؟این سؤال از سؤالات بسیار مهم و قابل توجه است و شاید برای بسیاری از دختر خانم ها از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد. برخی معتقدند چرا ف …

البته باید اذعان کرد که بسیاری از دخترها نیز چنین نمی اندیشند و دوست دارند شاهد آمد و شد خواستگاران متعدد باشند و از میان آنان، کسی را برگزینند که موجّه تر بوده ، از قابلیت همسری و بالاترین توان آرامشگری برخوردار باشد.

شایسته است در ارتباط با این سؤال اساسی، توجه علاقه مندان را به نکات زیر جلب نماییم:

به رغم مشابهت میان هوش و توانمندی های ذهنی دختران و پسران، تفاوت های موجود در خصیصه های زیستی و ویژگی های عاطفی دخترها و پسرها نشانگر شاکله ی خاص شخصیتی هر کدام از دو جنس است. دختر خانم ها در کنار وظیفه خطیر همسری و آرامشگری، از ارزشمندترین قابلیت انسانی یعنی توانایی مادر بودن نیز بهره مند هستند. قابلیت و شایستگی مادری، خود آمیزه ای از ویژگی های خاص زیستی و صفات برجسته عاطفی و احساسی است. از این رو ایفای بهینه نقش همسری و توفیق عهده دار شدن وظیفه بزرگ و سرنوشت ساز مادری از نشانه های شخصیت برتر و کمال وجودی زنان میباشد.

چنین تفاوت های بارز شخصیتی میان زن و مرد ، ضرورت بهره مندی فوق العاده زنان از احساسات لطیف و عواطف عمیق ، خود بستر پدیدآیی نگرش ها، رفتارها و نیازهای ویژه ای را در وجود آن ها فراهم می آورد. به همین دلیل است که زن ها به حمایت عاطفی، روانی و اجتماعی بیشتری نیاز دارند، زیرا هرچه پدیده ای ارزشمند تر باشد ، باید مورد حمایت و پشتیبانی بیشتری قرار گیرد.
این در حالی است که زنان عموماً دوست دارند همسرشان فردی باشد که شخصیت او جلوه گر اقتدار منطقی و عاطفی است. به عبارت دیگرنسبت به مردانی که از صفاتی همچون اعتماد به نفس، قدرت رهبری و مدیریت، شجاعت و حمایتگری بهره مند نیستند نظر مثبتی ندارند. مردان نیز غالباً دوست دارند همسرانشان منبع آرامش و شخصیت وجودی شان مملو از مهر و عطوفت،منطق و صبوری باشد.

تفاوت های زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، که این تفاوت ها بیانگر ویژگی ها و نیازهای خاص، قابلیت ها و مسؤولیت های ویژه و در خور هر کدام از ایشان است.

خلاصه کلام آن که ساختار شخصیتی هریک از دو جنس زن و مرد به گونه ای است که هر کدام ویژگی های لازم را در مسیر تحول وجود و نیل به کمال شخصیت بی بدیل خود دارا هستند. تفاوت های زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، که این تفاوت ها بیانگر ویژگی ها و نیازهای خاص، قابلیت ها و مسؤولیت های ویژه و در خور هر کدام از ایشان است.
بنابراین از یک نگاه ژرف ، برای زنان که وجودشان منبع احساسات، عطوفت و مهرطلبی و تمایل درونی اش مبتنی بر محبوب و معشوق بودن است و دوست دارد که بر دل و جان مرد حاکم باشد ، بسیار دشوار خواهد بود از مردی برای ازدواج خواستگاری کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ فرد دیگری برود. بطوریکه این امر با ویژگی های خاص شخصیتی او سازگار نیست.

سایت پاتوق۹۸ :بدیهی است برای یک مرد بیشتر قابل تحمل است که از دختری خواستگاری کند و پاسخ رد بشنود و بعد از مدتی از دختر دیگری خواستگاری کند و احتمالاً بازهم با جواب منفی مواجه شود تا این که سرانجام پاسخ مثبت دختر دیگری را برای ازدواج دریافت دارد.

هنگامی که آقایان به خواستگاری دختر ها می روند، آنها شنونده لفظ آری یا خیرخواهند بود و این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده ی واژه های آری و خیر می باشند.

هنگامی که آقایان به خواستگاری دختر ها می روند، آنها شنونده لفظ آری یا خیرخواهند بود و این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده ی واژه های آری و خیر می باشند.

پر واضح است که خواستگاری آقایان از خانم ها هرگز به معنای محدودیت آزادی و اختیار خانم ها در حق انتخاب همسر نیست. ازدواج دختر خانم ها همواره باید با آگاهی، اراده و اختیارشان همراه باشد و همه دخترها حق دارند از میان خواستگاران داوطلب ازدواج با آن ها، آن کس را که اصلح می دانند با آزادی کامل انتخاب کنند وهیچ گونه اجباری و تحمیلی در این ارتباط روا نیست.
همسر

از منظری دیگر به این مهم نگاه کنیم!

در جامعه امروز که هر روز بر پیچیدگی آن افزوده می شود، حلقه های خویشاوندی گسسته تر می گردد، دایره شناخت های متقابل خانواده ها و بالطبع پسرها و دخترها محدودتر می شود و ارتباطات خانوادگی و آمد و شدهای فامیلی و همسایگی به حداقل می رسد، چه باید کرد؟

باید به روش ها و شیوه هایی اندیشید که ضمن تکریم شخصیت متعالی، حساس و لطیف دختر زمینه طرح نظریات و نگرش ها و اعلام آمادگی آنها برای پذیرش تقاضای ازدواج از طرف افراد واجد شرایط و مورد نظرشان( در صورت تقاضا و خواستگاری) به گونه ای که بایسته و شایسته است فراهم شود.سایت پاتوق ۹۸ :  این اندیشه و روش می تواند به فرایند “انتخاب” دختر ها که از حقوق فطری و طبیعی آنان است، معنا و مفهوم روشن تری ببخشد. به سخن دیگر در فرهنگ حاکم بر جامعه اسلامی ما مسأله خواستگاری دخترها از پسرهای مطلوب و واجد شرایط ازدواج می تواند به صورت غیر مستقیم (از طریق شخص سوم) و در زیباترین و شایسته ترین وجه و با حفظ کرامت، شأن والا و احترام به مراتب صداقت، پاکی و سلامت اخلاقی آنان انجام پذیرد.

به یقین در روش غیر مستقیم که در بستری از اخلاق، صداقت، اعتماد و اطمینان متقابل مورد استفاده قرار می گیرد، ضمن پاسداری از شخصیت ارزشمند دختران بیشترین مسؤولیت متوجه رابطین می باشد ، بطور مثال دختری یا خانواده دختر نگرش مثبت خود را درباره ویژگی های شخصیتی پسری که بطور نسبی او را می شناسند با فرد مورد اعتمادی در میان می گذارد این شخص ضمن بررسی کلیه جوانب امر در فرصتی مقتضی با پسر مورد نظر یا حتی خانواده وی ارتباط برقرار کرده نظر آنها را نسبت به زوجیت آن دو جویا می شود(به آنها اطلاع می دهد چنانچه مایل به ازدواج پسرشان باشند فلان دختر از کفایت و شایستگی های ارزشمندی برخوردار است) و در صورت موافقت دو طرف شرایط معارفه و شناخت متقابل بیشتر فراهم می شود.

تراژدیه عقد پنهانی با زن مطلقه

 

خراسان: با همسرم مشکل و اختلاف داشتم و از مدتی قبل تصمیم گرفتم تجدید فراش کنم اما فرد مناسبی را پیدا نمی کردم. چند ماه قبل به طور اتفاقی با خانم مطلقه ای که در همسایگی مان زندگی می کرد آشنا شدم. او از مزاحمت های مرد غریبه ای می نالید و از من خواست تا کمکش کنم. به این ترتیب بود که ارتباط من و زن جوان آغاز شد و پس از گذشت چند هفته، به طور موقت و بدون اطلاع همسرم با هم محرم شدیم.
مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری شهرک ناجای مشهد افزود: شیما گفت باید او را به عقد رسمی خودم دربیاورم.با وجود آن که شرط شیما را نپذیرفتم رابطه ما هم چنان ادامه یافت تا این که فهمیدم به مشروبات الکلی و سیگار اعتیاد دارد.

چندین بار به او تذکر دادم اعتیادش را ترک کند ولی فایده ای نداشت.

مرد جوان افزود: ۳ روز قبل به دیدنش رفتم و متوجه شدم به دلیل مصرف مشروبات الکلی وضعیت عادی ندارد. خیلی ناراحت شدم و با او اتمام حجت کردم و گفتم باید همدیگر را برای همیشه فراموش کنیم. شیما تهدیدم کرد که اگر رهایش کنم دست به خودکشی خواهد زد.

غروب روز جمعه بود که همراه همسرم به بیرون شهر رفتیم. در طول مسیر متوجه شدم شیما ما را تعقیب می کند. برایش پیامک فرستادم که منظورت از این مسخره بازی ها چیست؟ جوابی نداد و چند ساعت بعد با او تماس گرفتم ولی پاسخگو نبود.سایت پاتوق۹۸ : با نگرانی به مقابل خانه اش رفتم اما کسی داخل منزل نبود. استرس عجیبی داشتم و موضوع را به خواهر و عمه اش اطلاع دادم.

مرد جوان آهی کشید و گفت: ساعت ۱۴:۴۵ روز گذشته، او در حالی که خیلی عصبانی بود جلوی خانه ام آمد و با سروصدا همه همسایه ها را بیرون کشید. بیچاره همسرم که از مدتی قبل می دانست با زنی رابطه دارم از من خواست خونسردی ام را حفظ کنم.

دقایقی بعد، شیما در راهروی آپارتمان درخواست یک لیوان آب خنک کرد. همسرم برایش آب آورد و همسایه ها از او خواستند که محل را ترک کند اما پس از آن که آب را سرکشید حالش خراب تر شد. او دست بردار نبود و هم چنان ناسزا می گفت. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که بدنش کبود شد و روی زمین بیهوش افتاد، ما موضوع را به اورژانس ۱۱۵ اطلاع دادیم و تیم پزشکی با انجام معاینات اولیه، مرگ شیما را بر اثر خوردن قرص برنج اعلام کردند. سایت پاتوق ۹۸ : ما تازه فهمیدیم که او همراه آب خنک قرص برنج خورده است و ای کاش…!

در خور یادآوری است تحقیقات کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی درباره ادعای این مرد جوان و چگونگی ماجرا هم چنان ادامه دارد.

چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم ؟!!!

 
چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم ؟!!!

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:
۱- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

۲- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

۳- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

۴- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

۵- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

۶- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی ”بله” خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

۷- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

۸- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید: صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

۹- مکان و زمان مناسب را بیابید: مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

۱۰- او را دستپاچه نکنید: شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

۱۱- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ”بله-خیـر” و یــا ”شاید”. شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

۱۲- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن کـه وی ”نه”بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

۱۳- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.

ازدواج با دو نفر! تله یا موفقیت ؟!

 
ازدواج با دو نفر! تله یا موفقیت ؟!
ازدواج با دو نفر! تله یا موفقیت ؟!

ازدواج در سنین بالاتر به راحتی ازدواج در دهه بیست یا سی زندگی‌تان نیست. شانس این که بتوانید با مردی مجرد ازدواج کنید بسیار پایین می‌آید و معمولاً کسانی سر راه شما قرار می‌گیرند که یا ازدواج ناموفق قبلی داشته‌اند و یا زندگی‌شان با مرگ همسر تغییر کرده است. در چنین موقعیت‌هایی احتمالاً فرزندان را هم باید در نظر بگیرید.
اگر با فرد مورد نظرتان به توافقات کلی هم رسیده باشید باز هم بحث مسئولیت فرزندان برای شما به عنوان یک تصمیم مهم و اساسی مطرح است و شما نمی‌توانید هیچ تصویر روشنی از آینده‌تان با فرزندان داشته باشید. زندگی با فرزندان دیگری به ویژه وقتی که شما هیچ تجربه‌ای در پرورش و تربیت فرزند ندارید می‌تواند در زندگی‌تان یک مسأله و تغیییر ناگهانی باشد اگرچه کار شما می‌تواند ستایش‌ آمیز و قابل قدردانی باشد.
 آنچه می‌خوانید نکاتی است که باید پیش از «بله گفتن» به همسری با چنین موقعیتی بدانید:
۱- به احساساتتان درباره بچه‌ها رجوع کنید

اگر شما بچه ندارید به چه دلیلی این ازدواج را قبول می‌کنید؟
 آیا این ازدواج برای شما فرصتی است برای تجربه مادر شدن ؟
آیا اصلاً به بچه‌ها علاقه‌ای دارید؟
آیا این ازدواج برای شما فرصت‌های دیگری ایجاد می‌کند که وسوسه‌تان می‌کند تا مسئولیت بچه‌ها را هم بپذیرید؟
 آیا وجود این بچه‌ها به شما کمک می‌کند تا دیگر فکر بارداری را نکنید؟
۲- اگر شما خودتان علاقه‌ای به مادر شدن ندارید و یا نمی‌توانید ارتباط خوبی با بچه‌ها برقرار کنید، باید صدای زنگ خطر را بشنوید
سایت پاتوق۹۸: شما نمی‌توانید تمایلات منفی‌تان نسبت به بچه‌ها را به یکباره تغییر بدهید و تبدیل به موجودی محافط و نگهبان برای آنها بشوید همانگونه که یک مادر این کار را می‌کند. شما حتی نمی‌توانید بخواهید که بین پدر و فرزندش فاصله بیندازید. از طرف دیگر اگر شما بچه‌ها را دوست دارید و از این تجربه محروم بوده‌اید، این ازدواج می‌تواند فرصتی برای تجربه مادر شدن برای شما باشد.
۳- اگر شما تجربه یک زندگی مشترک را داشته‌اید و فرزند و یا فرزندانی را تحت حضانت دارید برای تشکیل یک زندگی جدید باید تلاش بیشتری بکنید
شما باید بتوانید بین فرزند خودتان و فرزند همسر جدیدتان رابطه خوبی ایجاد کنید. شما باید به فرزندتان موقعیت جدید را توضیح دهید. زندگی جدیدتان باید آنقدر خوب باشد که فرزندان تان از آن راضی باشند. پیش از ازدواج امکان آشنایی فرزندان را با هم ایجاد کنید.
اگر هنوز کوچکند به آنها اجازه بدهید با هم بازی کنند و حرف بزنند. به گردش بروند و تفریح کنند. این آشنایی به شما هم اجازه می‌دهد که تصمیم درست‌تری درباره زندگی‌تان بگیرید. اگر فرزندان با هم سازگار نیستند و یا تربیت‌ها با هم متفاوت است شما باید درباره این ازدواج بیشتر تأمل کنید.
اگر درباره این نوع ازدواج شک یا شبهه‌ای دارید بهتر است برای یک تصمیم نهایی دست نگه دارید. به این شک و دودلی توجه کنید شاید اصلاً به صلاحتان نباشد که چنین ازدواجی را قبول کنید. پرسش‌های زیادی هست که باید خودتان به آنها یک پاسخ درست بدهید:

آیا می‌توانید زندگی با فرزندان فرد دیگری را برای خودتان تصور کنید؟
آیا می‌توانید برای آنها مادری کنید؟
آیا در دراز مدت از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نمی‌کنید؟
 
آیا این کار برای شما لذت بخش هست همانطور که برای فرزند واقعی خودتان هست؟
آیا می‌توانید آنها را به خودتان علاقه‌مند کنید؟
آیا همانقدر که یک مادر واقعی می‌تواند، قادر هستید که التیام بخش دردها و رنج‌های روحی و جسمی این فرزندان باشید؟
آیا می‌توانید بدون هیچ تفاوتی آنها را دوست داشته باشید؟
آیا می‌توانید همانقدر که برای فرزند خودتان وقت و انرژی صرف می‌کنید برای آنها هم وقت و هزینه صرف کنید؟
آیا مسئولیت پرورش، تربیت و تعذیه آنها را با علاقه پذیرا می‌شوید؟
آیا به همسرتان اجازه می‌دهید که هر چقدر که می‌خواهد برای فرزندانش خرج کند و یا آنها را به اندازه کافی حمایت مالی و عاطفی کند؟
آیا حمایت‌های معنوی و مادی کافی برای این ازدواج را دارید؟
آیا مادر و پدر، خانواده و دوستانتان از این تصمیم حمایت می‌کنند؟
آیا این مرد درک کافی از این موقعیت پیچیده درباره ارتباط شما با فرزندانش دارد؟
آیا شما علت واقعی جدایی یا مرگ همسر سابق را می‌دانید؟
آیا مادر واقعی آنها زنده است؟
آیا او شما را به عنوان مادر دوم بچه‌هایش پذیرفته است؟
آیا او با شما در تربیت فرزندانش همکاری می‌کند؟
آیا این فرزندان تحت تأثیر دیدگاه‌های مادرشان هستند؟
آیا شما می‌توانید در مواقع حساس زندگی درباره این فرزندان با مادرشان مشورت کنید؟
۴- بیشترین توجه تان را نثار فرزندان کنید!
سایت پاتوق ۹۸: وقتی تصمیم به این ازدواج می‌گیرید، شما اختیار زندگی‌تان را در دست دارید. خیلی راحت است که اگر راضی نباشید تن به این ازدواج ندهید؛ اما برای بچه‌ها معمولاً هیچ اختیاری وجود ندارد. آنها تابع تصمیم شما و همسرتان هستند. بنابراین بسیار مهم است که به نگرانی‌ها و دلمشغولی بچه‌ها توجه کنید.
 اگر آنها مادرشان را از دست داده باشند و یا در روند طلاق پدر و مادرشان بوده باشند؛ بسیار آسیب‌پذیر و حساس خواهند بود و به شدت به پدرشان وابسته هستند.در این وضعیت ممکن است پذیرش شما برای آنها راحت نباشد. شما یک نامادری خواهید بود که جامعه چندان نگاه خوبی به آن ندارد، بنابراین آنها نمی‌توانند خیلی زود به وضع جدید اعتماد کنند.
۵- قدری تامل کنید
‌گرچه که بسیاری از مسائل با همسر و فرزندانش را تنها می‌توانید زمانی که زیر یک سقف هستید بفهمید و بشناسید. اما بهتر است برای این ازدواج زود تصمیم نگیرید. این به این معنی نیست که ممکن است آنها خوب نباشند بلکه بیشتر به این معنی است که شاید شما نتوانید در این زندگی موفق شوید. تمام تلاشتان را بکنید که پیش از ازدواج شناخت بیشتری از فرزندان پیدا کنید. اگر بتوانید با آنها رابطه خوبی برقرار کنید زندگی‌تان بهتر خواهد شد. وقتی به هم فرصت شناخت بیشتر را می‌دهید در واقع پایه‌های زندگی‌تان را مطمئن‌تر بنا می‌کنید.
۶- خودخواه نباشید
وجود فرزندان ناخودآگاه رابطه عاطفی بین زن و مرد را تا مدتها کم می‌کند. مسائلی که در ابتدای این نوع زندگی با آن مواجه می‌شوید بسیاری از فرصت‌های ابراز علاقه به همسرتان را می‌گیرد. سایت پاتوق۹۸: این وضعیت درست مثل زمانی است که زن و مردی تازه صاحب فرزند می‌شوند. گاهی در این زندگی به نظر می‌رسد که روابط عاطفی در حاشیه قرار می‌گیرند. واقعیت این است که در زندگی همه اعضای این خانواده جدید تحول مهمی رخ داده است. باید بسیار صبور باشید و بحران‌ها را برای رسیدن به یک آرامش واقعی تحمل کنید.
چه نکته‌های دیگری را باید بدانید؟
* اگر قصد بچه‌دار شدن را دارید، بسیار مهم است که پیش از ازدواج درباره آن با هم به تفاهم برسید.
* با فرزندان درباره این که چه نوع زندگی‌ای را می‌خواهند صحبت کنید. شاید متوجه شوید که اصلاً تصمیم‌تان برای این ازدواج از اساس اشتباه است و یا برعکس ممکن است بفهمید که چقدر در کنار هم خوشبخت خواهید بود.
* و باز هم فراموش نکنید که بچه‌ها در این تصمیم انتخابی ندارند. آنها فقط می‌توانند تسلیم تصمیم شما شوند. پس هر دوی شما باید حق آنها را در این تصمیم‌گیری در نظر بگیرید.
این هشدارها را جدی بگیرید!
* یکی از اتفاقات شایع در این نوع زندگی‌ها این است که فرزندان از همسر جدید پدر یا مادرشان شکایت کنند و یا همسر جدید از آنها گله‌گذاری کند. اما شما باید حواستان به یک تفاوت مهم باشد؛ شما قدرت و اعتبار بیشتری از فرزندان دارید؛ پس مهربان‌تر و عاقلانه‌تر رفتار کنید.
* هرگز با این پیش فرض که باید در این زندگی نقش مادری را بازی کنید پیش نروید. در بسیاری از اوقات بهتر است یک دوست یا یک همراه باشید؛ کاری که لازم است پدر یا مادر واقعی هم برای فرزندانشان انجام بدهند. برای شما بهتر است که مسئولیت تربیت آنها را به پدرشان واگذار کنید و شما هم مسئولیت تربیت فرزند خودتان را به عهده بگیرید. اگر شما به تفاهم رسیده باشید تربیت‌هایتان متفاوت نخواهد بود.
* فرزندان را مجبور نکنید که شما یا همسرتان را مادر یا پدر خطاب کنند. به ویژه اگر پدر یا مادرشان زنده باشند. بگذارید آنها خودشان انتخاب کنند که شما را چه صدا بزنند. اینکه شما را پدر یا مادر خطاب کنند راه نفوذ به قلب آنها نیست! شاید اگر آنها شما را از صمیم قلب دوست داشته باشند خودشان بخواهند که به شما مامان یا بابا بگویند.
* هرگز درباره پدر و مادرشان بدگویی نکنید. اگر اعتیاد یا فسادهای اخلاقی دیگر باعث جدایی بوده‌اند هرگز آنها را به روی فرزند نیاورید. این کار تنها تحقیر آنهاست و هرگز شما را عزیز نمی‌کند با این کار جز این که یک جنگ را آغاز کنید کار دیگری نکرده‌اید.

نشانه های دوست داشتن و علاقه

 

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد ؟!

نشانه های دوست داشتن و علاقه

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌کند یک چیز کم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری کاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یکی از عامل‌های مهم و تعیین‌کننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی کنیم سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زنــــــــاشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.

برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت کردن بدانیم ، این کار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا کسی که می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.

برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید که به نظر شما اگر کسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یک کادو گرانقیمت می‌فهمند که کسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند کسی که دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امکان را می‌دهد که محبت خود را آنطور که می‌خواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

وقتی کسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به کسی ثابت کرد که دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است که نسبت به کسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها می‌کنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی کسی را دوست دارید:

۱– به او دروغ نمی‌گویید.

۲- غرورش را نمی‌شکنید.

۳- به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در کنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان که دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

۴- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست که هر کسی ایراداتی دارد اما اگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

۵- با او لج‌بازی نمی‌کنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌کنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌کنید.

۶- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب می‌شوید به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی می‌کنید. اشتباه کردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یکی از راه‌های برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

۷- او را در کارها و تصمیماتتان دخیل می‌کنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال می‌کند پس همیشه با او مشورت می‌کنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند.

۸-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌کنید. اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش کنید.

۹- به او در کارهایش کمک می‌کنید. زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همکاری می‌کنند. پس به راحتی می‌توان این کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.

۱۰-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است کمکش می‌کنید. اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌کنید که این احساس منفی را از او دور کنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌که بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر کنید. گاهی آرامش داشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌کند. اگر همسرتان را عصبانی کردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نکنید چرا که او فکر می‌کند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

۱۱- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش کـنـیـد. درسـت است که بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار کم است و معمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش می‌آید که می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.

۱۲- از این‌که در کنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از کنارش فرار کنید. بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از این‌که در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.

۱۳- با لذت گذشت خواهید کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید. این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

۱۴- در جمله‌هایتان کمتر از من استفاده می‌کنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری کارهای دیگر که وقتی کسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند که می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر کسی که ادعا می‌کند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع کارهایی که خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

منبع : سایت پاتوق۹۸

چقدر همسرتان را دوست دارید ؟!!

 

چقدر همسرتان را دوست دارید ؟!!

۱-شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!
الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز !

۲ – چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!
الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !
۳ – اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !

۴ – ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !

۵ – اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید

۶-محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!
الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !
۷ – در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید !
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !
۸- اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
۹ – نظرتان در مورد این جمله چیست ؟
( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست
!ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !
۱۰ – در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه

زن و شوهری که در همه چیز شریک هستند!! طنز

 

زن و شوهری که در همه چیز شریک هستند!! طنز

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی‌نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی‌نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می‌زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می‌کردند و این بار به این فــکر می‌کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی‌توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی‌هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم.
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می‌خورد، پیرزن او را نگاه می‌کند و لب به غذایش نمی‌زند.

بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ماعادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می‌توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟
-پیرزن جواب داد: بفرمایید
چرا شما چیزی نمی‌خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید. منتظر چی هستید؟
-پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا!!

خواستگار شما عاشق است یا مجنون؟!

 

خواستگار شما عاشق است یا مجنون؟!

پای حرف‌های دکتر سعید صدر روان‌پزشک و دکتر بدری‌سادات بهرامی روان‌شناس
ازدواج با بیمار روانی؟! معلوم است جواب شما به این سوال چیست: «خب، مگر بی‌کارم که با یک بیمار این‌چنینی ازدواج کنم؟» اما هر کدام از ما ممکن است دچار چنین اشتباهی بشویم چون منظور از بیمار روانی، آن چیزی که در ذهن شما نقش می‌بندد، نیست….
روان‌پزشکان می‌گویند که خیلی از ما ممکن است مجذوب‌ رفتارهای یک بیمار روانی شویم و با او ازدواج کنیم و خیال کنیم که او بی‌همتاست و از آسمان به زمین آمده تا ما را خوشبخت کند!
«داستان زندگی»‌این هفته را بخوانید تا متوجه شوید منظورم چیست.
خیلی وقت‌ بود از او خبر نداشتم. آخرین باری که دیدم‌اش، گفت که در تدارک کارهای عروسی‌اش است. وقتی پرسیدم: «پسره کیه؟ خوبه؟ چه با عجله؟» جواب داد: «تو نمی‌شناسی‌اش؛ از همکارای اینجا نیست ولی خیلی پسر خوبیه. مثل یک فرشته مهربان است. باورت نمی‌شه، آن‌قدر دوست‌ام دارد که نگو و نپرس، با اون همه مشغله کاری، مرتب به من زنگ می‌زند و یادآوری می‌کند که مثلا قرص‌ام را بخورم یا صد بار اس‌ام‌اس می‌دهد که رسیدی؟ رفتی؟ اومدی؟ اصلا اهل رفیق‌بازی نیست؛ همه‌چیزش معلومه، حتی می‌دانم راس چه ساعتی مشغول چه کاری است. افتادم توی خوشبختی…»
از او خواستم این‌قدر سریع قرار و مدار عروسی را نگذارد؛ مشاوره بگیرد یا مدتی با او نامزد بماند تا خانواده‌ها یکدیگر را بشناسند ولی قبول نکرد. امیدوار بودم افتاده باشد توی خوشبختی (به قول خودش) اما ایمیل‌اش را که باز کردم و خواندم، داشتم از تعجب شاخ درمی‌آوردم: «…اون عاشق‌ام نبود… مریض بود؛ یک مریض روانی… چه کار کنم؟…» کاش هنگامه، این دوست قدیمی من، به جای پشیمانی و به دست گرفتن کاسه چه کنم چه کنم بعد از ازدواج، قبل از عروسی با یک مشاور صحبت می‌کرد. کاش می‌توانستم کمک‌اش کنم. به قول هنگامه، بهترین کمک این است که دخترهایی مثل او را از خوش‌خیالی درآورم. هنگامه با کمک یک مشاور در تلاش است به طریقی همسرش را متقاعد کند که نزد روان‌پزشک برود و درمان شود. آنچه او در حال حاضر ندارد، دقیقا همان حس خوشبختی و آرامش است. این حس درماندگی حاصل اشتباهی است که او ندانسته در آن افتاده. شما اگر پس از ازدواج متوجه شوید، همسرتان بیمار است، چه می‌کنید؟ قطعا تصور‌ش برای‌تان ملال‌آور است؛ به ویژه اینکه بعضی بیماری‌ها هیچ علامت واضحی ندارند و تشخیص آنها کار ما نیست. شاید با خودتان بگویید که مگر می‌شود قبل از ازدواج به طرف مقابل بگوییم باید از نظر روان‌پزشکی چک شوی تا ببینم بیماری روانی داری یا نه؟! درست است که نمی‌توانید این درخواست را داشته باشید اما منطقی است که درخواست کنید با شما نزد مشاور بیاید تا او هر دوی شما را ویزیت کند. در مشاوره‌ها و تست‌هایی که انجام می‌شود، علایم خاص رفتاری که برای ما بی‌مفهوم هستند، کشف می‌شوند و مشکلات روانی پنهان تشخیص داده می‌شوند. شاید آگاهی از ویژگی رفتاری طرف مقابل به شما کمک کند در مقابل او رفتار و عکس‌العمل مناسب‌تری داشته باشید و زندگی موفق‌تری را تجربه کنید. در همین بررسی‌هاست که امکان دارد بیماری خاصی مطرح شود و ارجاع به موقع شما نزد روان‌پزشک تکلیف را روشن کند. تکلیف آنکه آیا حاضرید تا پایان درمان همراه او شوید و بعد هم پاسخ مثبت دهید و یا ترجیح می‌دهید همین‌جا عقب بکشید و داستان زندگی‌تان را تغییر بدهید. نکاتی که دکتر سعید صدر، روان‌پزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مطرح کرده و توصیه‌های دکتر بدری‌سادات بهرامی، روان‌شناس و مشاور خانواده می‌تواند کمک‌مان کند بهتر تصمیم بگیریم.
پای حرف‌های دکتر سعید صدر
قاعده کلی علم روان‌پزشکی به همه ما می‌گوید شرط ازدواج کردن برخورداری از سلامت روان است اما در کنار این مساله باید بحث سلامت بودن را بشکافیم. اگر این فردی که می‌خواهد ازدواج کند در سلامت کامل روان باشد، باید دید آیا قابلیت‌های لازم برای زندگی سالم را داراست یا نه؟ چون امکان دارد فردی سالم تلقی شود اما در ازدواج زندگی موفقی را نداشته باشد، در حالی که از سوی دیگر کسی بیمار باشد اما زندگی زناشویی‌اش موفق باشد.
مساله ازدواج کردن بیماران دچار بیماری‌های روان‌پزشکی همیشه از موضوعات بحث‌برانگیز رشته ماست. نه تنها در ایران، بلکه در دنیا هم بین اساتید روان‌پزشکی اتفاق نظر وجود ندارد زیرا همه می‌دانیم این حق طبیعی هر فرد است که تشکیل خانواده بدهد و کسب لذت کند و همدمی داشته باشد اما از طرفی باید گفت این بیماری‌ها و پیامدهای آن در نوع مدیریت زندگی، تصمیم‌گیری در مشکلات و مسایل زندگی و بارداری و تربیت بچه‌ها دخیل است.
در مورد هر یک از انواع بیماری‌های روان‌پزشکی نیز صحبت‌های فراوانی وجود دارد. در بین مردم بحث بیماری خفیف روانی و یا شدید روانی مطرح است، اما آنها نمی‌دانند که خفیف و شدید بودن معنی‌اش عدم پاسخ و پاسخ‌دهی نیست. امکان دارد یک بیماری خفیف مانند اشکالات اضطرابی و یا رگه‌هایی از اختلال شخصیت، گرفتاری‌های فراوانی در زندگی ایجاد کند و در عوض یک بیماری سنگین روان‌پزشکی مانند اختلال خلق و… فقط یک حمله داشته باشد و بعدها دیگر هیچ‌وقت تکرار نشود. این موضوع را با ذکر مثالی در بیماری‌های جسمی مطرح می‌کنم که خوب متوجه آن شوید. یک مریض با فشار خون بالا را به اورژانس می‌آورند و به سرعت مشکل جدی او را کنترل و رسیدگی می‌کنند و دیگر تکرار نمی‌شود. حالا شخص دیگری با حال خوب برای چکاپ می‌رود و می‌بینند به فشار خون مبتلاست و این موضوع نه تنها تا آخر عمر با اوست، بلکه به نارسایی کلیه‌هایش هم منجر شده است.
به چند نکته مهم توجه کنید:
قاعده کلی این است که بیماران روان‌پزشکی در مرحله حاد ازدواج نکنند. فردی که حمله افسردگی شدید یا مانیای شدید پیدا کرده است تا موقعی که علایم‌اش کنترل شود و ساختار ذهنی‌اش منظم شود، نباید اقدام به ازدواج کند. تازه بعد از کنترل هم تا مدت طولانی باید تحت نظر پزشک باشد و درمان را قطع نکند.
گاهی اوقات به بیماران‌ام می‌گویم می‌دانم نیاز دارید با جنس مخالف‌تان رابطه داشته باشید اما آن فرد هم حق و حقوقی دارد. نمی‌توانیم برای اینکه از برخی مواهب استفاده کنیم، دیگران را قربانی کنیم. در اینکه باید با آنها راجع به بیمار بودن‌تان بگویید تردیدی نیست، او قرار است با شما زندگی کند. باید در حضور خانواده با پزشک معالج صحبت کنید. او باید پیامدها، درصد امکان عود و احتمال انتقال ژنتیکی به بچه‌ها را بداند و این حق اوست. برای مثال، در اسکیزوفرنی، در جمعیت عمومی یک تا یک و نیم درصد احتمال بروز دارد اما اگر پدر یا مادری مبتلا باشد، این عدد به ۱۲ درصد می‌رسد و اگر هر دو مبتلا باشند ۴۰ تا ۵۰ درصد احتمال ابتلای فرزند آنها وجود دارد. حالا خودتان انصاف داشته باشید و بگویید اگر یک نفر مبتلا به اسکیزوفرنی به دلیل خودخواهی این بار ژنتیکی را انتقال دهد و فردی را به وجود آورد که هیچ نقشی در به دنیا آمدن خود ندارد، شما چه حکمی به او خواهید داد؟ بچه‌هایی که به خواسته ما پدید می‌‌آیند و غافل‌اند که هزاران گرفتاری با آنها متولد می‌شود. گرفتاری‌هایی که ما برایشان در نظر گرفته‌ایم. به همین دلیل است که به طور کلی در گروه بیماران روان‌پزشکی توصیه به تعداد کم بچه‌ها می‌کنیم و یا بنا به نوع مشکل آنها در این خصوص با تامل تصمیم‌گیری کردن را مهم‌ترین نکته پس از ازدواج می‌دانیم.
به همه بیماران روان‌پزشکی می‌گوییم که باید این حق را برای طرف مقابل خود قائل باشند و به او واقعیت را بگویند. او باید با پزشک صحبت کند که آیا این بیماری تاثیر جدی روی زندگی آنها می‌گذارد یا نه و چه‌قدر احتمال دارد بچه‌هایشان این بیماری را به ارث ببرند. کسی که یک بیماری خلقی مانند مانیا دارد، باید همسرش را نزد پزشک ببرد و توجیه شود که این بیماری چه‌قدر ممکن است طول بکشد و یا موقع بروز آن چه کمک‌هایی از دست همسر برمی‌آید. این درست مانند کسی است که حق خود می‌داند در مورد دیابت طرف مقابل‌اش مطلع باشد و بداند چگونه باید با این بیماری مواجه شود و یا آیا نوع دیابت او طوری است که به ارث برسد یا نه و بسیاری سوالات دیگر.
آنچه باعث می‌شود اکثر بیماران مشکل خود را مخفی کنند، این است که آیا طرف قبول می‌‌کند با من بیمار بماند؟‍!
هیچ حکم قطعی وجود ندارد. خانواده‌ها متفاوت‌اند و بعضی‌ها حاضر نیستند دختری را بگیرند که فقط یک کم‌کاری تیرویید ساده دارد! ضمنا این موضوع بستگی دارد به اینکه شما ازدواج سنتی می‌کنید یا ازدواجی با آشنایی امروزی. برای مثال اگر مدتی با او آشنا باشید و در هنگام سلامتی‌اش همکار یا هم‌کلام او بوده و خلقیات‌اش را پسندیده باشید، شاید حس کنید می‌توانید با او زندگی کنید و قضیه فرق می‌کند. حتی اگر بگوید به بیماری قلبی مبتلا هستم یا قبلا سابقه بستری به دلیل افسردگی شدید را داشته‌ام (بهتر است قرار بگذاریم تا با پزشک‌ام صحبت کنی) امکان دارد باز هم پیمان ازدواج ببندید اما در ازدواج سنتی، پاسخ به احتمال زیاد منفی خواهد بود. امروزه چون اکثر جوان‌ها قبل از هر چیز هم‌کلامی و آشنایی دارند و به مشاوره ازدواج می‌روند، دانستن این موضوع که فرد مقابل مبتلا به بیماری جسمی مزمن یا بیماری روان‌پزشکی است قابل هضم شده و می‌توانید به او کمک کنید روند درمان‌اش را با انگیزه بگذراند.
معمولا در بیماری‌های سنگین وقتی فرد بهبود پیدا می‌کند، اجازه ازدواج می‌دهند اما این به معنی پیشنهاد آن نیست. از همه مهم‌تر اینکه بعضی بیماری‌های خفیف مانند وسواس چه در زندگی مشترک و چه در رفتار با همسر و تربیت بچه‌ها واقعا دردسرساز خواهد بود. پس بهتر است برای لذت خود بیمار از زندگی در درجه اول توصیه کنیم درمان شود و سپس ازدواج کند. مطرح کردن این بیماری با همسر آینده قبل از ازدواج واقعا ضروری و اخلاقی است. این مساله مانند ابتلا به یک اضطراب ساده نیست که بگوییم لزومی ندارد گفته شود. (اضطراب تقریبا شبیه سرماخوردگی روتین است. یقین دارم آمار ابتلا به سرماخوردگی‌هایتان برای همسر شما ضرورتی ندارد!)
بعضی از بیماری‌های خفیف نیز هستند که در رگه‌های خفیف تا شدید اختلال شخصیت دسته‌بندی می‌شوند. انجام رفتارهای عجیب و غیرمعمول، انجام برخی رفتارهای نمایشی و بسیاری ویژگی‌های دیگر جزو خصوصیات مبتلایان به اختلال شخصیت است. متاسفانه بعضی از انواع آنها چنان جذابیت ایجاد می‌کنند که توسط شخص مقابل به محبت و علاقه تعبیر و تفسیر می‌شود. مثلا به پسری که به خاطر شما در خیابان کسی را می‌زند برچسب و تعبیر غیرتی می‌زنید و این موردپسند شماست. این گروه‌ها چون به پزشک مراجعه نمی‌کنند و همه مردم این رفتارهایشان را به حساب عادات و خصوصیات آنها می‌گذارند، قطعا هیچ سابقه پزشکی و درمانی هم ندارند. این گروه‌ها با اینکه بسیار دردسرساز هستند و زندگی با آنها رنج و گرفتاری‌های زیادی دارد اما چون ظاهرا مشکل واضح روان‌پزشکی ندارند، همواره ویژگی‌های شخصیتی بیمارگونه و پاتولوژیک آنها مخفی می‌ماند و ازدواج‌هایشان به سهولت انجام می‌گیرد. چه بسیارند دخترها و پسرهایی که شیفته این شخصیت‌های بیمار می‌شوند و خود را گرفتار می‌کنند و با آنها پیمان ازدواج می‌بندند. این افراد عنوانی از بیماری‌ روان‌پزشکی ندارند لذا طرف مقابل آنها نمی‌تواند به جایی مراجعه کند و متوجه شود این فرد بیمار است. اغلب زندگی‌های این افراد به شکست منجر می‌شود لذا به لزوم و ضرورت مشاوره ازدواج تاکید می‌شود. در گروه بیماران سنگین و خفیف روانی اگر با دید باز به زندگی بنگرند و جزییات لازم بیماری را بدانند، می‌توانند زندگی خوب داشته باشند. بنابراین حتما باید قبل از ازدواج مشاوره بگیرند تا یک کارشناس و متخصص سلامت فرد مورد نظر را تایید کند

رو کردن دست خواستگار دروغگو

 

رو کردن دست خواستگار دروغگو

“چندین سال است که خواستگاران زیادی به خانه ما رفت و آمد می کنند با شرایط شغلی و تحصیلی متفاوت. اما حقیقت آن است که به هیچ کدام نمی توانم اعتماد کنم. و در هنگام صحبت کردن با آنها تشخیص میزان صداقت و راستگویی طرف مقابل برایم مشکل است.سایت پاتوق ۹۸ :  احساس می کنم هر حرفی که با من می زنند عاری از صداقت است و به همین دلیل تا به حال نتوانستم همسر مورد دلخواه خود را انتخاب کنم. ناگفته نماند که خواستگاران مناسبی هم داشته ام و بارها از اطرافیان خود شنیده ام که گفته اند: تو فرصت های زیادی را از دست داده ای. اما نمی دانم چه کنم. چگونه به دیگران اعتماد کنم.”
واقعیت این است که افزایش میزان آمار طلاق و عدم موفقیت در ازدواج های امروزی نوعی بدبینی و بی اعتمادی را در نسل جوان به وجود می آورد. مشکلات اقتصادی، کمبود درآمد، بالا رفتن انتظارات دختر و پسر، و… به جای خود بی اعتمادی که در حال حاضر در دل ها وجود دارد در طرف دیگر زمینه سازی برای شکل گیری یک ازدواج را با مشکل روبرو کرده است.
البته بخشی از این بی اعتمادی می تواند به افزایش روابط دختر و پسر در زمان پیش از ازدواج برگردد و حال آنکه همه دختران و پسران موافق چنین ارتباط هایی نیستند و تمایل دارند همسر آینده خود را از میان افراد پاکدامن و متعهد انتخاب کنند. و در این آشفته بازار بی مبالاتی و عشق های زود گذر و روابط سطحی و آرمان های نه چندان منطقی، عده ای بدون داشتن توان محک زدن خوب و بد به بی اعتمادی و بدبینی روی می آورند.
تقاضای داشتن روابط پنهانی و ذکر راز و رمزهای فراوان در جلسات و خواستن از طرف مقابل که آنها را افشا نکند، همچنین غیرطبیعی بودن برخی روابط مثل اینکه خواهر و یا پدر او مایل به آمدن به خواستگاری نباشد، همه و همه می توانند از جمله عوامل کمک کننده برای تشخیص راستگو نبودن طرف مقابل باشد.
اما روان شناسان راه برون رفت از این مخمصه را برای جوانان، آگاهی از راه های شناخت صحیح و توانایی محک زدن افراد معرفی می کنند. پاتوق ۹۸ : امام صادق می فرمایند: همه گناهان و پلیدی ها در اتاقی قرار می گیرد که کلیدش دروغ است. لذا شناخت همسر راستگو می تواند زندگی را از بسیاری از مشکلات و دغدغه ها و نابهنجاری ها نجات دهد.

اولین اقدام برای تشخیص راست و دروغ طرح سئوالات معکوس است به نوعی که خواسته خود را به صورت معکوس بیان کنید. مثلاً خانم می تواند در مورد نحوه خرج کردن از آقا چنین سئوال کند. “به نظر شما این چیز بدیه که تمام درآمد خودمون رو جز برای نیازهای ضروری و اولیه خرج نکنیم و اون رو پس انداز کنیم؟ مسافرت نریم، میهمانی ندهیم، خرید نکنیم و…” شما با این روش با شیوه ای غیرمستقیم خواسته خود را در نوع دیگری مطرح کرده اید.

گام بعد برای تشخیص راست از دروغ این است که ادعاهای او را با عملش تطبیق دهید. مثلاً اگر او مدعی است که اهل مطالعه بسیار است می توانید از او بخواهید که تعدادی از کتاب های مورد مطالعه اش را معرفی کند. در فرصتی بعد مبحثی را در همان کتاب طرح کنید و او را به گفتگو بکشانید .و یا فرد معتقدست که انجام واجبات از اهمیت خاصی برایش برخوردار است اما در مواقع رفت و آمدهای خواستگاری و ملاقات ها عمل به واجبات را در اولویت خود نمی گذارد (فرض کنید اعتقاد به حجاب را عنوان می کند اما در عمل پای بند به عمل کردن به آن نیست.) در موردی دیگر فرد عنوان می کند که مقید به رعایت نظم در کارهاست در این شرایط می توانید دقت کنید که آیا ملاقات های خواستگاری را در وقت تعیین شده به انجام می رساند؟

گام بعد این است که به دریافت پاسخ در مورد موضوعات مختلف در شرایط متفاوت بپردازیم. در این مورد توصیه می شود در مورد یک موضوع چندین بار، سئوال های گوناگون پرسیده شود. از قدیم گفته اند دروغ گو فراموش کار است. لذا اگر شخص در ارائه پاسخ صداقت نداشته باشد در یکی از این شرایط عدم راستگویی خود را بروز خواهد داد.

فرض کنید شخص عنوان می کند اولویت ملاک های من ایمان است. می توانید در شرایطی دیگر از او سئوال کنید میزان درآمد ماهیانه همسر باید در چه حد باشد تا مورد رضایت شما باشد؟ و یا «اگر شخصی مؤمن و معتقد با درآمدی نه چندان بالا اما تحصیل کرده به خواستگاری شما بیاید مورد قبول شما واقع می شود؟»

وقتی طرف مقابل شما در پاسخ به یک سئوال چشم هایش را به سمت چپ خود هدایت می کند به راستگویی نزدیک تر است و اگر چشمان خود را به طرف راست خود سوق می دهد احتمالاً به پاسخی ساختگی روی آورده است.

علاوه بر این صاحب نظران در زمینه مهندسی ذهن و NLP معتقدند افراد در هنگام بیان نظرات و به خاطر آوردن و ابراز صحبت های خود معمولاً به یکی از طرفین نگاه می کنند. در تمایل چشم ها به چپ فرد در حال یادآوری تصویر واقعی درگذشته است. و در تمایل چشم ها به راست فرد در حال ساخت تصاویر نو و تازه است.
لذا وقتی طرف مقابل شما در پاسخ به یک سئوال چشم هایش را به سمت چپ خود هدایت می کند به راستگویی نزدیک تر است و اگر چشمان خود را به طرف راست خود سوق می دهد احتمالاً به پاسخی ساختگی روی آورده است. البته در مقاله «چشم ها چه می گویند» به صورت گسترده تر معنای حرکات چشم را برای شما توضیح داده ایم

نکات کاربردی به دخترهای جویای همسر

 

Patogh98.com : تا کنون توصیه‌های متفاوت و نکات مهمی در امر ازدواج مطرح شده است که اغلب آنها و به ویژه هر آن چه در اسلام بیان شده کاملاً صحیح، درست و مؤثر است. مثل این که حتماً با کفو «همتا» ازدواج کنید، مهریه‌ را سنگین نگیرید، پای بند چشم و هم چشمی نباشید و …، اما این مقوله به نکات دیگری که با توجه به «آفت شناسی ازدواج در عصر و جامعه‌ی ما» از سوی کارشناس محترم، جناب نکته‌گو، یعنی بنده‌ی حقیر به دست آمده اشاره دارد.

در بیان این نکات توصیه‌ای، از اطاله‌ی کلام و توضیحات خودداری و پرهیز می‌کنم، چرا که به وضوح مشهود و مفهوم همگان است. پس اینک خوب دقت کنید:

۱- اولین نکته به دستورالعمل پیشگیری از ابتلاء به انواع صفات، اخلاق و رفتارهای موقعیت کش یا به تعبیر دیگر «خواستگار کش» در عصر و جامعه‌ی ما اختصاص دارد. پاتوق ۹۸: در یک جمله «اگر نمی‌توانید از فیلم و سریال ایرانی الگو نگیرید، اصلاً به تماشای آنها ننشینید». چرا که آن چه به تصویر می‌کشند و القاء می‌کنند، فقط با اوهام ذهن، شرایط خانوادگی و اهداف خودشان منطبق است و هیچ تناسبی با فرهنگ و جامعه‌ی ما ندارد.

۲- سعی نکنید با انواع آرایش و پوشیدن لباس‌های نیمه عریان یا عریان، مانند مانتوهای نازک، تنگ و کوتاهی که همه‌ی هیکل شما را در یک نگاه قابل رؤیت (دید زدن) می‌کند، خود را زیبا و جذاب نشان دهید. چرا که ذات مردانه چنین است که اگر خودش مردی مؤمن، باوقار، با حیاء و با غیرت باشد، از شما و رفتارتان متنفر می‌شود و اگر خودش اهل … باشد نیز، در عین کام‌گیری رایگان و لذت سهل، شما را دختری «جلف»، «خلاف» و قابل دسترس می‌داند و نه قابل ازدواج.

۳- به هیچ وجه در میهمانی‌های مختلط، پارتی‌ها، تورهای متداول و …، به دنبال خواستگاری مطلوب که بتواند همسر ایده‌آل شما باشد نگردید. و با رفتارهایی چون: گرم گرفتن، خندیدن، خودمانی بودن، دست و روبوسی با نامحرم، خدایی نکرده رقصیدن و …، سعی نکنید خود را مهربان و خون‌گرم، اجتماعی، با نشاط، مدرن و … نشان دهید، چون پسرهایی که در این مراسم شرکت می‌کنند، به هیچ یک از دختران شرکت کننده، به چشم یک دختر خوب و همسر ایده‌آل نگاه نمی‌کنند، بلکه شما را طعمه‌ای راحت الوصول فرض می‌کنند که اطوارهایی را جهت انجام تشریفات و مقدمات صید شدن انجام می‌دهد.

۴- به هنگام آشنایی با یک سوژه، تمامی فیلم‌ها و سریال‌هایی که تا کنون دیده‌اید را فراموش کنید. این کار سبب می‌گردد که رفتارهای زننده‌ی القایی، مانند: گردن کلفتی، گستاخی، بد دهنی، حاضر جوابی بی‌ادبانه و رک بگویم «دریدگی» را پیشه نکنید و ذات و طبیعت خودتان را که سراسر لطافت و حیاء است بروز دهید. پسرهای خوب و مطلوب، شوهر و آن هم شوهری گردن کلفت، غد، فحاش و بد اخلاق نمی‌خواهند، بلکه به دنبال همسری لطیف، مهربان، همراه و به دل نشین هستند.

۵- بر عکس روش‌های متداول و آموزه‌های فیلم‌ها و سریال‌ها، به دنبال دوست پسر بازی و انتخاب همسر از این راه نروید. اولین حدس و داوری غالب پسرانی که با شما دوست می‌شوند راجع به شما این است که: «خدا می‌داند قبل از من با چند نفر دوست بوده است؟ پس، اساساً این کاره است و به غیر از این که دوست دختری باشد و زمینه را برای تفریحات و لذت‌های ما فراهم کند، به هیچ درد و مصرف دیگری نمی‌خورد.»

۶- سعی نکنید که با قرار‌های مکرر در پارک، سینما، کافی‌شاپ … و گفتمان بر اساس آن چه در فیلم‌ها و سریال‌ها نمایش داده می‌شود نشان دهید که دختری فهمیده، آزاد، مستقل و با اراده‌ای هستید. سایت پاتوق۹۸: پسرها [به رغم سوء استفاده و بهره‌وری خود] با دیدن این رفتارها نتیجه می‌گیرند که شما دختری رها، بی‌پدر مادر، سرخود، جلف، سبک عقل و قابل اغفال هستید و البته اغلب شما را خطرناک نیز قلمداد می‌کنند، لذا سعی دارند در اولین فرصت بهره‌ای برده و سریعاً دور شوند تا مبادا مصیبت‌هایتان دامنگیرشان شود.

۷- به هیچ وجه سعی نکنید مانند کارآکترهای دختر و زن در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، خود را مرد کاملی نشان دهید که با شجاعت، جسارت و توان تمام به همه‌ی عرصه‌های مردانه ورود پیدا می‌کند و به تنهایی همه‌ی وظایف مردانه را انجام می‌دهد. دختری که به جای مرد فکر می‌کند، راه معاش را می‌یابد، طرح می‌ریزد، مدیریت سیستم می‌کند، برنامه‌‌ی اقتصادی تدوین می‌کند، بار مسئولیت‌های مردانه را به دوش می‌کشد و می‌خواهد در تمامی موارد امر کند و مورد اطاعت قرار گیرد. دقت کنید که او (همسر مطلوب) به دنبال یک زن است و مرد نمی‌خواهد.

۸- اگر احیاناً [خدایی ناکرده نامزدی دارید]، از خریدن هدایای گران‌قیمت، نمایش خودروی لوکس باباجان و دایی‌جان، شاغل نشان دادن خود با حقوق و مزایای کافی، امکانات پدر برای اهدای خانه و کارخانه به داماد سرخانه، بی‌نیازی نسبت به شغل و درآمد مرد، بی‌تفاوتی در مقابل تحصیلات یا شخصیت اجتماعی او و … جداً پرهیز کنید،‌ چرا که پسر ایده‌آل و با منش با دیدن این نمایش‌ها شما را همتای خود نمی‌بیند و قدم جلو نمی‌گذارد و پسر نامطلوب نیز به طمع می‌افتد و جهت اخذ امتیازات نشان داده شده دام گسترانیده و فریب می‌دهد.

۹- به ویژه تا قبل از انتخاب و ازدواج از همراهی در استعمال سیگار یا قلیان، به ویژه در میهمانی‌ها و سایر اماکن عمومی جداً بپرهیزید، درست است که از شما و همراهی‌تان لذت می‌برد، اما به شما به چشم یک شاگرد راننده کامیون نگاه می‌کند و نه یک دختر خوب، باوفا، با محبت، لطیف و ظریف و جذاب.

۱۰- خلاصه آن که سعی کنید یک دختر، منطبق با تمامی مشخصه‌ها و ویژگی‌های یک دختر واقعی باشید. نه مانند دخترهای سریالی با ویژگی‌های مصنوعی و القایی کارگردانان فمینست و آن هم از نوع جهان‌سومی.پاتوق ۹۸:  نه هندی بازی در بیاورید و نه خود را منطبق با ارزش‌های امریکایی و اروپایی جلوه دهید. این مشخصه‌ها و ویژگی‌ها برای از بین بردن فرهنگ ازدواج، بدبخت و آواره کردن دخترها، ازدیاد فساد، فحشاء، گسترش طلاق زودرس و در راستای مردسالاری به سبک غربی است. صدایش را در نمی‌آورند و نامش را «فمینیسم» گذاشته‌اند.

اگر خودتان باشید، بسیار جذاب‌تر خواهید بود و امکان یافتن زوجی مناسب و مطلوب و به دست آوردن زندگی، سعادت و آرامشی واقعی و پابرجا برای شما بیشتر میسر خواهد بود. باور کنید راست می‌گم.

نمی‌خواهم بگویم مطالب فوق را بخوانید و سپس به ده دخترخانمی که می‌شناسید توصیه کنید که آن را خوانده و به ده نفر دیگر بدهند، اگر این کار را بکنید تا ده روز، یا ده ماه، یا ده سال دیگر ممکن است خواستگار خوبی پیدا کنند و اگر انجام ندهند به ده بلاهای شوهر سوز مبتلاء می‌گردند، اما خوب است مراتب را به اطلاع سایر گرامیان «دم بخت» یا «منتظر بخت» نیز برسانید.