4 مشکل اساسی رابطه زناشویی چیست؟رابطه جنسی و ...؟

 

 


4 مشکل اساسی در رابطه های زناشویی

زن و شوهرهای مدرن مانند قدیمی ها با هم صمیمی و یکدل نیستند ؛ آنها به همدیگر اعتماد ندارند. به جای صحبت کردن در مورد مسائل و حل کردن آنها ، بحث و جدل کرده و آن را پیچیده تر می کنند.

اما به طور کلی این 4 دسته از مسائل هستند که این مشکلات را تشکیل می دهند:

رابطه جنسی:
این مسئله همواره یکی از مهمترین مسائل مشکل ساز بین زن و مردهاست.فردی که میل جنسی بالایی دارد همواره فرد مقابل خود را به خاطر میل جنسی کمتر سرزنش می کند.این مسئله به دو طرف فشار وارد می کند و اگر در طولانی مدت برای آن راه حلی پیدا نشود منجر به جدایی زناشویی و نهایتا جدایی عاطفی بین آنها خواهد شد. هر دو طرف در زندگی احساس ناامنی و حسادت می کنند و از زندگی زناشویی شان رضایت حاصل نمی کنند.

راه حل: به یک مشاور خانواده مراجعه کنید.


پول :
مهمترین مشکل بین زوج های امروز "پول" است. یک طرف م یخواهد پول را خرج کند و طرف دیگر می خواهد آن را پس انداز کند. یک طرف خوب پول در می آورد و دیگری نه و....

راه حل:اگر زوج ها بتوانند یاد بگیرند که با یکدیگر برنامه ریزی کنند این مسائل بوجود نخواهد آمد. به عنوان مثال ،می توانند مقداری از پول را خرج و باقیمانده را پس انداز کنند.در ضمن ، بار مالی خانواده نباید بر دوش یک نفر باشد.

مسئولیت پذیری:
یکی از طرفین به نظافت و مسائل خانه اهمیت زیادی داده و دیگری هیچ اهمیتی برای این موضوع قائل نیست.

راه حل: به گزارش پرشین وی ،اگر همسرتان به تمیزی و نظافت خانه اهمیتی نمی دهد از او طلب کمک کنید. صراحتا از او درخواست کنید که به شما کمی کمک کند تا بتواند در حس مسئولیت پذیری نسبت به تمیزی و نظافت خانه مشترک تان با شما شریک باشد.


تربیت فرزندان:
این مسئله نیز یکی دیگر از مهمتریم مسائلی است که بین زن و شوهر ها اختلاف ایجاد م یکند. هر کدام از آنها سعی می کنند فرزندشان را مطابق با نظر و روش خود تربیت کنند.

راه حل:توصیه می کنیم حداقل یکسال قبل از تصمیم به بچه دار شدن در مورد روش های تربیتی کودکان تان با یکدیگر گفتگو کنید. روش های خود را بیان داده و دلیل هر کدام را برای دیگری توضیح دهید. و سعی کنید در آخر با یکدیگر به یک نتیجه مشترک برسید.


تهیه و ترجمه: گروه سلامت پرشین وی

www.persianv.com/pezeshk


اختصاصی پرشین وی

چرا افراد متاهل خیانت می‌کنند؟ ریشه‌های اصلی آن در زوجین

 


چرا افراد متاهل خیانت می‌کنند؟ ریشه‌های اصلی آن در زوجین

البته خیانت فقط به رشد جنسی بستگی ندارد و مسایلی که ممکن است بعد از ازدواج پیش بیاید نیز در این امر نقش مهمی دارد اما هیچ‌کدام از این دلایل نمی‌تواند توجیه‌کننده مناسبی برای این نوع رفتار باشد. اگر نیازهای فرد در چارچوب نظام خانواده پاسخ داده نمی‌شود باید وضعیت قرارداد ازدواجی که فرد در آن است و تعهدی که داده مشخص شود و بعد او دوباره به سمت یک نفر دیگر برود.
ریشه‌های اصلی خیانت در زوجین با مسأله رشد جنسی و هویت جنسی فرد و همچنین رشد سالم شخصیتی او در ارتباط مستقیم است و این رشد ناشی از حضور در بستر یک خانواده سالم است.

به نوشته روزنامه شرق، به عبارتی در خانواده سالم ضمن توجه به نیازهای عاطفی، جسمانی و... فرآیند رشد سالم جنسی فرد نیز بنا نهاده می‌شود.

البته خیانت فقط به رشد جنسی بستگی ندارد و مسایلی که ممکن است بعد از ازدواج پیش بیاید نیز در این امر نقش مهمی دارد اما هیچ‌کدام از این دلایل نمی‌تواند توجیه‌کننده مناسبی برای این نوع رفتار باشد. اگر نیازهای فرد در چارچوب نظام خانواده پاسخ داده نمی‌شود باید وضعیت قرارداد ازدواجی که فرد در آن است و تعهدی که داده مشخص شود و بعد او دوباره به سمت یک نفر دیگر برود.

اگر شخصی به جز این عمل کند در واقع فردی خودخواه و هوس‌خواه است. در یک زندگی و ازدواج سالم شاهد این هستیم که افراد در پی حل مشکلات ازدواج‌شان از مجاری قانونی و علمی هستند. فردی که شخصیت سالم دارد هر رفتاری را از سوی همسر قبول نمی‌کند. چنین شخصی از مواجهه با مشکلات ترسی ندارد. او می‌داند امکان دارد در انتخاب همسرش معیارهای درستی نداشته و حالا می‌پذیرد که اشتباه کرده و با شکست روبه‌رو شده، اگر این شکست را بتوان بهبود داد آن وقت به زندگی مشترک ادامه می‌دهد، اگر نشد راه منطقی در پیش می‌گیرد. البته نباید فراموش کرد در جامعه ما شرایط باورهایی وجود دارد که برخی زنان را وادار به ادامه زندگی مشترک می‌کند.

نداشتن حاشیه امن اقتصادی، ترس از آبروی خانواده‌ و دلایلی نظیر آن سبب می‌شود زنان به ناچار به زندگی مشترک ادامه بدهند و هر شرایطی را تحمل کنند. در این صورت احتمال اینکه زن خیانت ‌کند یا خیانت شوهرش را بپذیرد، بالا می‌رود. بنابراین باورهای غلط فرهنگی، شرایط اقتصادی و نداشتن رشد جنسی سالم فرد را به سمت خیانت پیش می‌برد. متاسفانه رویکرد بسیاری از جوانان ما برای ازدواج رویکرد جنسی است. آنها قبل از اینکه صفات اخلاقی و روحی فردی را که انتخاب کردند ببیند به ازدواج از بعد جنسی فکر می‌کنند، در این صورت است که فرد بعد از برآورده شدن نیازهای جنسی‌اش دچار اختلافات شدیدی با همسرش می‌شود و به سمت خیانت می‌رود.

هرچند مسأله رابطه جنسی در ازدواج بسیار مهم است اما تنها دلیل یک ازدواج نیست و در زندگی مشترک مسایل مهم‌تری مطرح است، بنابراین تا زمانی که به جوان‌ها آموزش‌های لازم را ندهیم و جوانان به ازدواج به عنوان یک رابطه برای برطرف کردن نیاز جنسی فکر کنند این مشکل وجود خواهد داشت. اگر به این نتیجه رسیدیم که مسایل اقتصادی و فرهنگی را حل کنیم و آگاهی لازم را برای ازدواج به جوانان بدهیم در این صورت می‌توانیم توقع داشته‌باشیم که خیانت در روابط زوجین کم شود.

لحظاتی عاشقانه و جالب برای همسران جوان

 


لحظاتی عاشقانه و جالب برای همسران جوان

در بسیاری از موارد عدم صمیمیت زوج ها و در بعضی از موارد نارضایتی های یک زندگی مشترک در نتیجه عدم شناخت از شیوه هایی ارتباطی طرف مقابل است.

در واقع همه افراد یاد می گیرند که چگونه احساسات خود را بیان کنند. بعضی از افراد سعی می کنند با الفاظ عاشقانه شروع کنند. بعضی ها از یک حادثه شخصی استفاده می کنند تا فرد مقابل را وارد دنیای شخصی خود کنند تا به او بفهمانند که نسبت به او احساس صمیمیت می کنند. اما این موضوع در روابط مشترک زوج ها می تواند نقطه حساسی باشد که مانند یک الگوی رابطه راه را برای ناکامی و یا شادکامی بعد از ناکامی بوجود آورد. اما چگونه یک موقعیت هم می تواند باعث ناکامی و هم باعث کامیابی شود؟

روابط و احساسات ما از پیچیدگی خاصی برخوردار است و اگر ما یادگرفته باشیم که برای ابراز احساساتمان از شیوه های غیر مستقیم استفاده کنیم احتمال افزایش تحریف های هیجانی و کلامی افزایش پیدا می کند. برای مثال وقتی زن دوست دارد در این زمان با همسر خود صمیمانه صحبت کند و توجه همسر خود را جلب کند ممکن است از یک شکایت شروع کند و همسر بنا به ویژگی های روانشناختی خود سعی می کند مشکل را حل کند. در این موقعیت زن شکایت می کند و مرد به دنبال راه حل می گردد. این موقعیت می تواند بستری برای ناکامی شود. یعنی مرد به این نتیجه برسد که همسرش بی منطق است و به دلیل عدم تبعیت همسرش از راه حل های او دچار ناکامی و خشم شود و چون به طور مستقیم نمی تواند خشم خود را ابراز کند نسبت به همسر بی توجه می شود.

در این مثال می بینیم که زن با شیوه ای که اتخاذ کرده است به نتیجه نمی رسد و به توجه، عشق و صمیمیت مورد نظر خود نمی رسد. از سوی دیگر همین موقعیت می تواند منجر به کامیابی شود. مرد بی محلی کند و زن شکایت کند که تو به من توجه نمی کنی. گریه کند، کمتر حرف بزند و مرد برای عذر خواهی و جلب توجه همسرش با احترام و عاشقانه حرف بزند و در نتیجه اینچنین زن به خواسته خود برسد. در این موقیعت زن و مرد یاد می گیرند که الگوی رابطه آن ها برای رسیدن به یک موقعیت عاشقانه اینچنین است:

1- شکایت زن

2- حل کردن مشکلات توسط مرد

3- عدم تبعیت زن از شیوه های مرد

4- ناکامی مرد

5- بی محلی مرد

6- گریه و جدایی عاطفی زن

7- معذرت خواهی عاشقانه و محترمانه مرد

در واقع این روش یک سناریو بسیار بلند برای رسیدن به هدف است و در این میان تجربه ناکامی و خشم هم وجود دارد. به جای این روش زن می تواند از موقعیت بهتر و از موضوعات بهتری برای جلب توجه همسر خود استفاده کند، مستقیم صحبت کند و خواسته خود را مستقیم بیان کند.

علاوه بر این خود زوج ها بایستی الگوهای ارتباطی خود را بازیابی کنند و در نظر داشته باشند برای رسیدن به اهداف خود از چه شیوه هایی استفاده می کنند و راه را برای کامیابی بیشتر هموار کنند. اگر همواره در ارتباطات خود سناریوهای تکراری را می بینند به دنبال نتیجه این سناریو باشید در آن صورت درخواهید یافت برای رسیدن به خواسته های خود چه روشی را اتخاذ می کنید.
برنا

دیگران را عاشق خود کنید

 


دیگران را عاشق خود کنید

غمگین نباش! تو کار درستی کردی... درستش همینه که هرچی تو دلت هست بهش بگی. چه خوب چه بد! تا وقتی که دلخوری هایت رو ازش پنهان کنی. اون این امکان رو پیدا نمی کنه که دلایل خودش رو برایت توضیح بده و اگه این فرصت رو پیدا نکنه. همیشه این امکان وجود داره که تو توی دلت حکمی درباره اش صادر کنی و بدون اینکه فرصت دفاع بهش داده باشی محکومش بکنی و این خلاف قاعده دوست داشتنه.

زندگی زوجین مانند یک بازی است که مهره های آن دائم در حال جابه جایی هستند. در بهترین حالت آن دو نفر مانند چراغ مه شکن هستند و راه یکدیگر را روشن می کنند. همچنین نقاط ضعف هم را آشکار می نمایند که موجب رشد دو طرف و پایداری علاقه می شود.
اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملاً به خود ما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم.

اکثر ما دوست داریم دیگران دوستمان داشته باشند. انگار زندگی بهتر می شود. اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملاً به خود ما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم. خیلی وقت ها آن طور که باید با مردم برخورد صحیح نداریم. ما می گوییم می خواهیم دیگران ما را همین طور که هستیم دوستمان داشته باشند.

این بدان معناست که ما کارهایی را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم. خیلی راحت می گوییم چرا نمی توانند من را همین طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟

واقعیت این است برای اینکه دوستمان بدارند. باید دوست داشتنی باشیم.
دشمنی

دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست. برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید. لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید. رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید. از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید. وقتی با دیگران روبه رو می شوید بلافاصله سلام کنید. منتظر نمانید آنها سلام کنند. آنها را به اسم کوچک صدا بزنید. نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید. طوری رفتار کنید که انگار از زندگی حسابی لذت می برید. همیشه به خوبی ها فکر کنید. حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید.

مهم ترین قواعد دوست داشتن

هنگام صحبت با همسر خود توجه داشته باشید که زمان و مکان صحیحی را انتخاب کرده اید. نباید با طعنه یا خشونت صحبت کرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهای منطقی زیاد به بازی نگیرید. از گله کردن بپرهیزید. به یک توافق برسید. تشویق و تحسین در زندگی های موفق نقش بسیار مهمی برعهده دارند.

حضرت امام حسن عسکری (ع) : دوستی نیكان به نیكان ثواب است برای نیكان ، و دوستی بدان به نیكان بزرگواری است برای نیكان ، و دشمنی بدان با نیكان زینتی است برای نیكان ، و دشمنی خوبان با بدان رسوایی است برای بدان .

"تحف العقول ، ص 517"

اثرات مثبت اندیشی در بهداشت روان

در دنیای لجام گسیخته کنونی که مادیات همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است، عواطف، احساسات، بشردوستی و نوع پرستی می رود که به فراموشی سپرده شود. در دنیایی که فقر و تندگستی، جنگ و خونریزی، فساد و تباهی هر روز رو به افزایش است؛ چیزی جز پشتوانه معنوی، مثبت اندیشی، و جز تغییر و تحول درونی نمی تواند بشر را از این همه نابسامانی و از هم گسیختگی های روحی و از هم پاشیدگی های روانی نجات دهد. بنابراین:

دیگران را دوست داشته باشیم تا دوست داشتنی شویم.
قاصدک

چرا نیازهای همسران بیرون از خانه برطرف می‌شود؟

 


برخی از مردان نیاز دارند که مورد تایید همسرشان قرار بگیرند اما در صورتیکه از طرف همسرخود تحقیر شوند، این افراد بطور ناخودآگاه به جهتی می‌روند که نیازهای آنها برطرف شود.


امروزه در جامعه، زن‌ها و مردها جدا از نیاز‌هایی فیزیولوژی، به یک‌سری نیازهای روانشناسی هم نیاز دارند، «حسین ابراهیمی مقدم» دکترای روانشناسی و مشاوره در این باره به برنا می‌گوید: زمانیکه نیازهای فیزیولوژی و روانشناسی به طور مناسب در چارچوب خانواده ارضا نشود، این احتمال وجود دارد که افراد دچار لغزش و خطا شوند.


البته این لغزش و خطا بیشتر در افرادی وجود دارد که از لحاظ فرهنگی و یا از نظر نوع نگاه به زندگی از چارچوب پایین‌تری برخوردار باشند. فرض کنید؛ یک‌نفر در محیط خانواده از نظر گرسنگی ارضا نشود، احتمال دارد برای سیرکردن به یک نانوایی و یک رستوران مراجعه کند.


این مساله، درمورد همه نیازها صدق می کند،مگر اینکه فرد از یک قدرت «خودکنترلی» برخوردار باشد و یک پایگاه معنوی ذهنی خوبی داشته باشند.


اکثر روانشناسان، زمانیکه علل خیانت‌های زناشویی را بررسی می‌کنند، یکی از آن عوامل، بحث نیازهای فیزیولوژی و یا روانشناختی است و زن و شوهر خواهان آن هستند که نیازهایشان به اندازه کافی و به درستی ارضا نشده است.


برای مثال برخی از مردان نیاز دارند که مورد تایید همسرشان قرار بگیرند، اما در صورتیکه از طرف همسرخود، تحقیر شوند، این افراد به طور ناخودآگاه به جهتی می‌روند که نیازهای آنها برطرف شود.


همین طور برخی زن‌ها، نیاز زیادی به تمجید دارند و اگر احساس کنند که آن طور که باید، مورد لطف همسرشان قرار نمی‌گیرند ممکن است دنبال این باشد که این نیاز را در بیرون از خانه برطرف کنند.


البته افرادی‌که در یک چارچوب فرهنگی ضعیف‌تری برخوردارند، لغزش و خطا در آنها مشاهده می‌شود. از طرفی دربرخی از خانواده‌ها دیده می‌شود که به دلیل ناپختگی و بی‌تجربگی تصمیم‌های مقطعی و آنی می‌گیرند که اصلاً به صلاح آنها نیست.


واقعیتی وجود دارد که در بسیاری از خانواده‌ها، دوره‌ای در زندگی آنها به مشکلات و درگیری و بحث منحصر می‌شود که در این دوره‌ها زندگی چندان خوشایند نیست.


این احتمال وجود دارد که مرد و یا زنی که از یک چارچوب تربیتی مناسب برخوردار نیست در همان برهه از زمان ناخوشایند، تصمیم عجولانه‌ای بگیرد که پایه زندگی خانواده‌ای دچار مشکل کند.


در برخی از مواقع این امکان وجود دارد که بسیاری از این خیانت‌ها و مشکلات‌ها به دلیل که زن و شوهر از هم هیچ شناخت روانشناسی ندارند. به عنوان مثال مردهایی که از رسم و رسومات خاص مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و یا این قبیل آگاه نبوده و اهمیت ویژه قائل نیستد.


در نتیجه از نظر کلامی همسران را مورد تایید قرار نمی‌دهند. و همین طور زنانی که نسبت به یک سری مسائل مانند پوشش، حجاب حساسیت خاصی از خود نشان می دهند و منجر به این می‌شود که طرف مقابلشان را به دلسردی دعوت کرده و او را از دامن خانواده دور کند.


برای جلوگیری از این اتفاقات و حفظ عشق زناشویی می‌توان این 4راهکار را مدنظر قرار داد:

1- زن و شوهر باید برای گفت وگو و شناخت متقابل، زمان بیشتری را برای باهم بودن در نظر بگیرند.

2- در مورد خصوصیات روانشناختی همدیگر اطلاعات کافی داشته باشند.

3- محیط خانه را طوری فراهم کنند که تمام نیازهای طرف مقابل در آن محیط قابل ارضا و برطرف شدن باشد.

4- سعی کنند از مهرورزی، عطوفت و عشق ورزی چیزی کم نگذارند تا خانه،محیطی ایمن برای آنها باشد.

ravanshenasi.ravabet.com