چگونه با گذشته و اشتباهاتتان کنار بیایید و از آنها بگذرید

 


چگونه با گذشته و اشتباهاتتان کنار بیایید و از آنها بگذریدبرای فراموش کردن گذشته، باید با مرگ ها، طلاق، یا فقدان های مختلف کنار بیایید و در این مقاله توصیه هایی برای روبه رو شدن با شکست هایتان، خداحافظی کردن و گذشتن از آنها معرفی کنیم.

فراموش کردن گذشته تان، چه ترک یک رابطه اعتیاد آور باشد یا غم از دست دادن یکی از عزیزان، یکی از سخت ترین کارهاست. با اینکه ممکن است بدانید که این رابطه چقدر برایتان دردناک است و برای سلامتی خودتان هم که شده باید آن را کنار بگذارید، اما هنوز برای گفتن خداحافظ مشکل دارید.

آسان نیست اما راه های عملی برای فراموش کردن گذشته تان وجود دارد. قبل از اینکه بخواهید از رابطه خود خداحافظی کنید، لازم است که با خاطرات و تجربیاتتان روبه رو شوید. اگر با اشتباهات خود دست و پنجه نرم می کنید، باید مسئولیت اعمالتان را بپذیرید.

6 قدم برای فراموش کردن گذشته

1. درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید، و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.

2. با دور ریختن احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان، آنها را فراموش کنید. خواهید دید که بعد از آن چقدر احساس آرامش می کنید.

3. درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.

4. احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید.

5. معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید آسیب پذیر باشید.

6. برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناکتان کمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید.

فراموش کردن عزیزان، چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته اید، چه فرزندتان باشد که فوت کرده، چه خواهر یا برادرتان باشد که از شما دور شده یا هر کس دیگری، بسیار مشکل است. فراموش کردن گذشته نیاز به تلاش و انرژی بسیار دارد. مطمئن باشید که بعد از این گذشته دردناک نه تنها می توانید به زندگیتان ادامه دهید بلکه عاقل تر، آرام تر، و متمرکز تر خواهید بود.

فراموش کردن گذشته یعنی چه؟

فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید. درمواجهه با شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و موثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید.

فراموش کردن گذشته یعنی خود را برای اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن دوباره به آنچه که می توانستید یا باید انجام می دانید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده اید سعی کنید خودتان را ببخشید.

فراموش کردن گذشته یعنی افکارتان را بشناسید. اگر می بینید که مدام درگیر گذشته هستید، با ملایمت افکارتان را به زمان حال برگردانید. سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته تان فکر کنید.

فراموش کردن گذشته یعنی به ذات زمان اعتماد کنید. زمان می گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم هایتان به مرور التیام می یابند و فقط جای آن بر جا می ماند.

فراموش کردن گذشته یعنی ارتباطات جدید ایجاد کنید. لازم نیست که حتماً یک گروه دوست تازه پیدا کنید. می توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا یکی از همسایه ها را برای شام به خانه تان دعوت کنید. اگر درمورد شکست هایتان با کسی حرف بزنید راحت تر می توانید با آنها کنار بیایید.

فراموش کردن گذشته یعنی در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید. خیلی مهم است که دردها و ناراحتی هایتان را با دیگران قسمت کنید اما به همان اندازه مهم است که به زندگیدیگران هم علاقه نشان دهید.

فراموش کردن گذشته یعنی یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا یک سرگرمی جدید پیدا کنید. برای فراموش کردن گذشته باید به دنبال جهت های تازه باشید.

فراموش کردن گذشته یعنی زمانتان را در اختیار دیگران قرار دهید. فرصت های بیشمار تازه ای وجود دارد که به شما کمک می کند با گذشته تان خداحافظی کنید. از منطقه امنتان بیرون بیایید. وقتتان را با کسانی بگذرانید که شادتان می کنند و از بودن با آنها لذت می برید.

وقت می خواهید یک رابطه را فراموش کنید باید به طور جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است که باز با آن فرد وقت بگذرانید یا باید همه چیز را به طور کل فراموش کنید. شاید هنوز عاشق او باشید یا از شما سوءاستفاده کرده باشد و در افکار و احساساتتان سردرگم شده باشید. ایجاد یک وقفه عاقلانه ترین راه ممکن است. از این طریق می توانید راحت تر فراموش کنید.

مردمان

دیواری بین زن و شوهر...چرا زوج موفقی نیستیم؟

 


دیواری بین زن و شوهر...چرا زوج موفقی نیستیم؟شاید فكر كنیم كه زندگی كردن نیازی به مهارت ندارد و همه ما ذاتا می ‌دانیم چگونه زندگی كنیم، اما اگر این طور بود هیچ مشكلی را در زندگی زناشویی خود تجربه نمی‌ كردیم در صورتی كه هر كدام از ما در زندگی دچار مشكلات كوچك و بزرگی هستیم كه نمی‌ دانیم چگونه به وجود آمده‌ اند

و چگونه می‌ توانیم آنها را برطرف كنیم. وقتی بدانیم مشكلات از كجا آغاز می ‌شوند و چگونه ادامه می ‌یابند و بزرگ می ‌شوند، می ‌توانیم جلوی آنها را بگیریم و وقتی بدانیم كه یك زندگی بدون مشكل چه مزیت‌ هایی دارد آن وقت قبل از هر چیز درصدد یاد گیری مهارت‌ های زندگی برمی ‌آییم.

روان شناسی نوین اهمیت داشتن جو مناسب خانوادگی را در 3 نكته بیان می‌ كند ، اولین نكته بهداشت روانی زن و شوهر است، وقتی روابط زناشویی بهبود پیدا كند زن و شوهر هم از لحاظ روانی وضعیت مناسبی دارند، اما اگر این روابط خدشه ‌دار شود، زن و شوهر نیز از آرامش درونی برخوردار نیستند و به اصطلاح در محل كار خود تمركز لازم را ندارند.

دومین نكته سلامت روانی فرزندان در محیطی سالم و صمیمی است، وقتی بچه‌ ها شاهد روابط خوب و صمیمی والدینشان هستند هم الگوبرداری‌های مناسب و هم فضای صمیمی را تجربه می‌ كنند و احساس امنیتی كه برای رشد لازم دارند را از خانواده می ‌گیرند و در آینده نیز با همسران خود روابط مناسبی خواهند داشت.

سومین نكته این است كه ما وقتی در زندگی زناشویی روابط خوبی با همسرمان داریم، می ‌توانیم انرژی خود را ذخیره و صرف كارهای مثبت دیگر كنیم، زن و شوهر‌هایی كه با هم تنش ‌های زیادی دارند تمام وقت شان را صرف همین مسائل می ‌كنند و انرژی برای كارهای دیگر مثل مطالعه یا پرداختن به علایق و رشد كردن ندارند.

اكنون كه اهمیت داشتن یك خانواده صمیمی و دور از مشكل برایمان روشن شد، خوب است به دنبال ریشه مشكلات بگردیم و بفهمیم كه از كجا نشات می‌ گیرند.

ریشه بسیاری از مشكلات ما در زندگی زناشویی افكار غیرمنطقی است كه بین زن و شوهر رواج دارد و این افكار رفتارهای غلط ما را در پی دارد كه نهایتا بروز مشكلات زناشویی نتیجه آنهاست.

افكار غیرمنطقی: دیواری بین زن و شوهر

1- همه باید مرا تایید كنند و دوستم داشته باشند. مثلا همسرم بیشتر از این كه به خودش فكر كند، باید به من فكر كند.

2- من باید فردی با كفایت و باهوش باشم و در همه جنبه‌ های ازدواج به بهترین شكل عمل كنم. باید بدانیم كه هیچ كس كامل نیست و اگر ما این گونه فكر كنیم به هر حال یك جا ممكن است در زندگی درست عمل نكنیم و آن وقت است كه احساس بی‌ كفایتی و این كه همسر خوبی نیستیم ما را می‌ آزارد.

3- كار اشتباه باید بشدت تنبیه شود و باید كارهای اشتباه همسرم را تلافی كنم. كسانی كه این گونه فكر می‌ كنند می ‌خواهند همسرشان را آن طور كه دوست دارند اصلاح كنند كه هیچ گاه نیز نمی ‌توانند، چراكه این روش نتیجه عكس می ‌دهد.

4- هر گاه همسرم كاری را اشتباه انجام دهد او را سرزنش می‌ كنم. سرزنش بزرگ‌ ترین آسیب ‌ها را به زندگی مشترك وارد می‌ آورد.

5- همسرم باید بداند كه من چه می ‌خواهم و خواسته ‌هایم را به او نمی ‌گویم. بعضی‌ ها فكر می ‌كنند اگر خواسته ‌هایشان را به همسرشان بگویند از ارزش آن كم می ‌شود و دیگر فایده ‌ای ندارد. باید خواسته‌ ها را گفت بویژه مردها معمولا خواسته‌ های زنان را نمی ‌دانند.

6- اگر همه چیز وفق مراد من پیش نرود، فاجعه است و آنچه می‌ خواهم از همه چیز مهم‌ تر است. با این باور هیچ گاه توقعاتمان برآورده نشده و رنجش ‌ها روی هم انباشته می ‌شود.
ریشه بسیاری از مشكلات ما در زندگی مشترك، افكار غیرمنطقی است كه بین زن و شوهر رواج دارد

7- نكند زندگی زناشویی‌ ام در خطر قرار گیرد و من و همسرم با شكست روبه ‌رو شویم. ترسیدن از آینده می ‌تواند آینده را خراب كند و وقتی راجع به مساله ‌ای تفكرات منفی وجود داشته باشد ناخودآگاه درست پیش نخواهد رفت. لزومی ندارد كه وقتی اتفاق بدی نیفتاده است ما از ترس آن اتفاق زندگی خود را تلخ كنیم.

این تفكرات غیرمنطقی می ‌تواند ضربه‌ های سهمگینی به زندگی وارد كند، اما اگر بتوان آنان را با افكار منطقی جایگزین كرد هم خودمان راحت‌تر زندگی می ‌كنیم و هم همسرمان.
قلب

چگونه زندگی زناشویی خود را تباه كنیم

وقتی می‌ دانید چه چیزهایی می ‌تواند شما را مریض كند از آنها اجتناب می ‌كنید مثلا می ‌دانید كه اگر در سر ما لباس كافی نپوشید سرما می ‌خورید. حال اگر بدانید كه یك زندگی مشترك چگونه آسیب می ‌بیند و به پایان می ‌رسد می‌ توانید جلوی این اتفاق را بگیرید و نگذارید كه زندگی زناشویی‌ تان تباه شود. اگر می ‌خواهید زندگی زناشویی ‌تان را تباه كنید، باید به موارد زیر عمل كنید:

1- به تنها چیزی كه اهمیت می ‌دهید خواسته ‌های خودتان باشد و به خواسته ‌های طرف مقابل خود فكر نكنید.

2ـ در هر موردی شما از همسرتان بیشتر می ‌فهمید. در همه موارد خود را عقل كل بدانید و همسرتان را نادان فرض كنید.

3ـ فقط به احساسات خود اهمیت دهید و احساسات همسرتان را نبینید. مثلا ناراحتی شما خیلی مهم‌ تر از ناراحتی همسرتان باشد.

4ـ در هر جمعی ایرادات همسر خود را بگویید. در جمع به همسرتان احترام نگذارید و دایم او را مورد تمسخر قرار دهید.

5 ـ هرگز به اشتباهاتتان اقرار نكنید و معذرت نخواهید.

6 ـ هر چیزی را حسابی بزرگ كنید و از هر اتفاق كوچكی فاجعه بیافرینید.

7 ـ از همسرتان توقع هدایای گرانبها داشته باشید و ارزش هر چیز را با قیمت آن بسنجید.

8 ـ هرگز از همسرتان تشكر نكنید و هر كاری كه او انجام می‌ دهد را پای وظیفه قرار دهید و كارهای خود را بزرگ ببینید.

9 ـ دائما همسرتان را با دیگران مقایسه كنید و به او بگویید كه دیگران از او بهترند.

10 ـ فقط از خودتان حرف بزنید و اصلا از احوال همسرتان باخبر نشوید.

11 ـ از هر جا ناراحتید سر همسرتان خالی كنید و دلیلش را هم به او نگویید.

12 ـ خانواده همسرتان را مسخره كنید و از آنها ایراد بگیرید.

13 ـ عشق‌ورزی نكنید و احساسات مثبت خود را به همسرتان منتقل نكنید.

14 ـ هرگز به همسرتان نگویید دوستت دارم.

15 ـ مرتب بكوشید همسرتان را تغییر دهید. از لباس پوشیدن و حرف زدن تا شخصیت و رفتارش را مورد انتقاد قرار دهید و بخواهید كه تغییر كند و آن طور كه شما دوست دارید باشد.

16ـ از همسرتان توقع داشته باشید كه از نظر ظاهر، تیپ، اندام و... مثل هنرپیشه‌ ها باشد.

17 ـ همیشه با بدترین سر و وضع بگردید و تا می ‌توانید نجوش و بداخلاق باشید.

18 ـ دائما حسادت كنید و همسرتان را فقط برای خود بخواهید و او را از دوستان و خانواده و آشنایانش برانید.

19ـ سر هر مساله كوچكی دعوا راه بیندازید و جر و بحث كنید.

20 ـ وانمود كنید كه از نظر ظاهر و تیپ گرفته تا اخلاق، رفتار، خانواده و... از همسرتان برتر هستید.

21 ـ كاملا همسرتان را زیر سلطه خود بگیرید و نگذارید نفس بكشد.

22 ـ سراغ علایق همسرتان نروید. هرچه همسرتان دوست دارد مورد انتقاد قرار دهید.

اگر دقت كنید خواهید دید كه هر كدام از ما دچار یك یا چند مورد از این اشتباهات می ‌شویم و وقتی با مشكلات روبه‌ رو شدیم دنبال دلیل می ‌گردیم در حالی كه دلیلش خود ما بوده ‌ایم.

حال اگر می‌ خواهید زندگی زناشویی ‌تان عاری از مشكلات شود به خودتان مراجعه كنید و افكار غیرمنطقی و رفتارهای غلط را در خود حذف كنید و آن گاه شاهد بهتر شدن زندگی باشید.
منبع : چهار دیواری

رويايي

ايميل

 

ايميلم رو هم تغيير دادم اون قبلي پسوردش رو فراموش كرده بودم چون مدت زيادي بازش نكرده بودم پسوردش رو فراموش كردم

انتخاب همسر را به گوشتان بسپاريد

انتخاب همسر را به گوشتان بسپاريدبه گزارش تايمز ، محققان دانشگاه کاليفرنيا کشف کردند که زنان توانايي شگفت انگيزي دارند که به آنها کمک مي کند تنها با گوش دادن به صداي يک مرد

، ايده آل بودن وي را براي شروع يک زندگي مشترک شناسايي کنند.

اين محققان دريافتند که زنان تنها با گوش دادن به صداي ضبط شده مردان حتي اگر به زبان ديگري صحبت کرده باشند مي توانند پي به قدرت بدني مردان و اينکه تا چه حد در زندگي محکم هستند ببرند.

اين دانشمندان به منظور دستيابي به اين نتايج، صداي مردان مختلف را از قبايل بوليويايي تا چوپانان آند و دانشجويان رومانيايي و آمريکايي ضبط کردند. در اين آزمايش از تمام اين مردان خواسته شد که يک جمله واحد را با يک لحن عادي بيان کنند سپس نيروي فيزيکي اين مردان برپايه فشار دست ، دور قفسه سينه و عضلات بازو اندازه گيري شد.

در ادامه گروهي از زنان صداي ضبط شده اين مردان را گوش دادند و تنها با شنيدن حداقل دو کلمه از لحني که کلمات با آنها ادا شده است به نيروي بدني مرد پي بردند. اين ارزيابي با اطلاعات جمع آوري شده در خصوص نيروي بدني مردان منبطق بود.

مهر

چگونه او را عاشق تر كنيم

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده پیشنهاد جادویی است كه ممکن است تعداد بسیار زیادی از زنان را راضی نگاه دارد.

.

در سلسله نیاز هایی که برای انسان در نظریات روان شناسی قائل شده اند به طور کلی 4 نیاز روحی اساسی وجود دارد :نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن ، نیاز به تعلق داشتن ، نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود و نیاز به آزادى مبتنی بر منطق و اما خواسته‌های همسرتان از شما...

بر همین اساس و مبتنی بر نیاز های پایه ای که هر انسان به آن احتیاج دارد می توان روابط زوجین را هم بهبود بخشید . در ادامه با ما همراه باشید تا راه های ساده ای را به شما پیشنهاد دهیم تا با احساس خوشبختی بیشتری در کنار همسرتان زندگی کنید.

ده راه ساده برای کم کردن فاصله بین همسران

این دستورات مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده پیشنهاد جادویی است كه ممکن است تعداد بسیار زیادی از زنان را راضی نگاه دارد.

1- به او بگویید كه دوستش دارید :

هر كسی دوست دارد تایید شود و بداند كه اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان – كه برایش بسیار مهم است –این است كه خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی كه شما را بدرقه می كند ، بگویید .

فقط خالی كردن برنامه روزانه برای با هم بودن كافی نیست بلكه باید برای این زمان برنامه ریزی كنید و به خود ثابت كنید كه برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.2. درك كردن و بخشش داشتن :

روزهایی هست كه همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا كمتر به شما رسیدگی كند . همیشه به خاطر داشته باشید كه هیچ كس كامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است كه او را درك كنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند . بدانید كه هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

3. گفتگو كنید :

نگذارید كار به جایی برسد كه هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید. درباره بچه‌ها ، كارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت كنید. چرا كه گفتگو نكردن اولین جرقه‌های یك رابطه سرد است.

4. وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید :

این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید كیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ كنید . فقط خالی كردن برنامه روزانه برای با هم بودن كافی نیست بلكه باید برای این زمان برنامه ریزی كنید و به خود ثابت كنید كه برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

5.بیشتر بگویید بله به جای نه:

عادت به منفی نگری و مخالفت شما را از عزیزانتان دور می كند . سعی كنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید . با گفتن همین كلمه ساده «بله» همسرتان را متعجب و خوشحال كنید. البته زیاده روی نکنید.

6.خوب گوش دهید:

همسرتان را با این مهارت می توانید عاشق تر كنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلكه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید .

7. دلبستگی و مهربانی:

چقدر در طول روز به همسرتان می گویید لطفا یا متشكرم . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش می كنند با هم مهربان باشند و این كلید موفقیت را در زندگی از دست می دهند . آنها فکر می کنند چنین کلماتی که در جهت احترام به طرف مقابل است صمیمیت را کاهش می دهد . در صورتی که این پندار اشتباه است.

خواسته همسرتان این است كه او را درك كنید و او خود را سزاوار بخشش شما می‌داند . بدانید كه هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

8. بعضی از وظایف خانه و كودك را با هم تقسیم كنید:

یكی از مهم ترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده كاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است كمی غرور و سبقه خانوادگی خود را كنار بگذارید و با این كار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود كم كم معجزه اندك كمك به همسر را خواهید دید .گاه ایجاد این تنوع ها برای همسرتان خستگی روحی او را از بین می برد.

9. اوغات فراغت و برنامه ریزی:

این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوقات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد .اگر همسر شما شاغل است در ساعات بیكاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید تا احساس آزادی کند و به خود رسیدگی کند و علائقش را پی گیری کند .

10. به او سفارش كنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید:

بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشكل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقابل هم اهمیت نمی دهند ولی به خاطر داشته باشید همسرتان نمی تواند مدام دنبال شما باشد. چرا كه او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و از طرفی خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید .

منبع : جهان نیوز

آیا از اینکه ازدواج کرده اید پشیمان شده اید؟

 http://khafan.ir/blog/?p=448

احساس میکنم همسرم مرا فریب میدهد

 


 احساس میکنم همسرم مرا فریب میدهد حسادت و بدگمانی این خانم نسبت به همسرش باعث ایجاد مشکل بین آنها شده است. آیا اختلاف آنها برطرف می شود؟ حرفهای زن:....(این خانم 34 ساله، پرستار و مادر 2 فرزند). کاش این قدر همسرم توجه دیگر خانم ها را به خود جلب نمی کرد. گاهی فکر می کنم او بی وفاست.

می دانم
چرا ... به نظر زنان دیگر، او جذاب است.

او قد بلند و خوش هیکل است، موهای مشکی و چشمانی سبز رنگ دارد. اول اینکه، آنها حتی در حضور من با او خوش و بش می کنند، مرا کلافه ساخته است. ماه گذشته، در یک مهمانی، یکی از مهمانها یواشکی به من گفت: همسر شما جذاب ترین مردی است که تا به حال دیده ام. این موارد باعث آزار من می شوند، و تنها جوابی که می توانم بدهم اینه که، بسه دیگه. عکس العمل بهزاد هم تبسم است و در پاسخ می گوید: خیلی ممنون. اگر چه او انکار می کند، اما از این همه جلب توجه لذت می برد.

او مثل آهنربا است، اوایل ازدواجمان خیلی جدی نمی گرفتم، اما حالا با 35 سال سن، زیباتر از 25 سالگی اش شده است، تو کارش هم که موفق است.

متاسفانه، پیامد آن حسادت و بدگمانی من نسبت به وی است و زندگی زناشویی ما دچار مشکل گردیده. او اصرار دارد که تا حالا به من خیانت نکرده و با کسی رابطه عشقی نداشته است، اما پدرم، زمانی که من در دبیرستان درس می خواندم، مادرم را ترک کرد و پیش زنی دیگر رفت. و باعث شده اند که بگویم همه مردان ذاتا بی وفا و خیانتکار هستند. وقتی افراد غریبه خوشگل این قدر خودشان را به بهزاد نزدیک می کنند، چگونه باور کنم که او گمراه نشده است.

من در منطقه ای نسبتا کلاس بالا بزرگ شده ام، محل زندگیمان خیلی از آنجا دور نیست. پدر و مادرم با هم جنگ نداشتند، اما نسبت به یکدیگر مهربان هم نبودند. مادرم خوب بود، اما پدرم با من و خواهرم بسیار سرد بود . وقتی 14 ساله بودم،پدرم به بهانه مامورین مدت زیادی را از ما دور بود. مادرم که خیره مانده بود و به او مشکوک شده بود، وکیلی گرفت. وکیل کشف کرد که پدرم با زن دیگری زندگی می کند. وقتی مادرم خبر را به من داد، داشتم از هوش می رفتم. من که با کار پدرم خراب شده بودم، تا چند سال اصلا با او حرف نمی زدم. بعد از 20 سال هنوز او را نبخشیده ام، و رابطه ام با او سرد است.

ادامه صحبت های اکرم:
22 ساله بودم که با بهزاد توی مغازه شیرینی فروشی آشنا شدم، من به خاطر شهریه دانشگاه در آن مغازه کار می کردم. در آن زمان همسرم کارهای ساختمانی انجام می داد و 21 ساله بود، هر روز به مغازه ما می آمد. شبی در یک سفره خانه سنتی با هم قرار گذاشتیم. ساعت ها با هم حرف زدیم، گفتگوهای ما به سهولت انجام می شد و وجوه مشترکی داشتیم، هر دو توی یک منطقه بزرگ شده بودیم، از چیزهای مشترکی لذت می بردیم. قبل از ترک آن جا بهزاد شماره تلفنش را روی یک دستمال کاغذی نوشت و به من داد و مرا برای شام دعوت کرد، از من خواست در صورت تمایل به او زنگ بزنم. روز بعد به او زنگ زدم و دعوتش را پذیرفتم. بعد از چند هفته مایل بودم با او ازدواج کنم. وی مهربان، سخت کوش و فردی حمایتی بود- همه صفاتی که در همسر ایده آلم جستجو می کردم.

سالهای اول ازدواج ما بدون کشمکش بود. شغلم را به عنوان پرستار دوست داشتم . زمانی که بهزاد 30 ساله بود از کارهای ساختمانی خسته شده بود، و کارش را در یک شرکت خاکبرداری شروع کرد. به نظر می آمد که استعداد باغبانی و طراحی فضای شهری دارد، به همراه مهارت و قدرت ساخت پاسیو، استخر و دیوارهای محافظ. با تشویق من کار طراحی خانه های تجملی را شروع کرد. هر سال هم موفق تر از سال قبل می شد.

وقتی فرزند اولم را حامله شدم، حس کردم که همسرم حتی بیشتر از قبل نظر دیگران را نسبت به خود جلب می کند. هر کجا می رفتیم، زنان دیگر با نگاهشان تیر به قلب من می زدند و من در سکوت خود متلاطم می شدم. احساس خیلی بدی داشتم، من آن همه وزن اضافه را حمل می کردم، بد قیافه و حسود شده بودم، وقتی در آن لحظات به خانه برمی گشتیم چند لحظه فقط به بهزاد خیره می شدم و هیچ حرفی نمی زدم. خیلی بد، این شرایط خیلی تکرار شده است.

مدام با هم بگومگو داشته ایم. مدت زیادی است که اصلا با هم بیرون نرفته ایم، به ندرت با هم روابط زناشویی داریم. از آنجا که مراقبت از پسرانم، انجام کارهای منزل، سفارش دادن برای شرکت بهزاد بر عهده من است، علاوه بر همه اینها به عنوان پرستار در بیمارستان کار می کنم، بیشتر مواقع خسته و عصبانی هستم. گاهی اوقات، بدگمانی من باعث رفتارهای عصبانی کننده گردیده است. وقتی فرزند دومم را شش ماهه باردار بودم، ،آنقدر خسته و ملول بودم که نتوانستم در جشن عروسی دوستان خانوادگی بهزاد شرکت کنم، لذا بهزاد خواهرش را با خود برد. از جو مهمانی که بهزاد رفته بود و برخوردهای راحت صاحبان آن مجلس خوشم نمی آمد و میترسیدم او را از دست بدهم . وقتی او دیر کرد سوار ماشین شدم و با عصبانیت به محل مهمانی رفتم دم در بهزاد و خواهرش را دیدم که با چند خانم خوش و بش میکردند ، وقتی او آنها هم مرا دیدند از چهره بر افروخته من عصبانیت می بارید . من خیلی حس حقارت میکردم. خیلی بد بود . در مقابل خواهر شوهرم نیز حس میکردم تحقیر شده بودم. بهزاد عذرخواهی کرد، اما از رفتار من هم کفری شده بود.
اخیرا نسبت به بهزاد بدگمان شده ام، یک روز صبح او ساعت 7 برای رفتن به باشگاه خانه را ترک می کرد، در حالیکه باشگاه زودتر از 30/7 باز نمی شود. وقتی به موبایل او زنگ زدم، گوشی او روی پیام گیر رفت. این کار چندین بار تکرار شد، تا بالاخره با او رودررو شدم. وی گفت: قبل از باز شدن باشگاه در پارک جلوی آن روزنامه می خوانم، موبایل خود را روی پیغام گیر می گذارم، چرا که هیچ آدم عاقلی در آن ساعت به من زنگ نمی زند.
بعد از آن واقعه، من و بهزاد از هم دوری می کردیم. تنش بین ما غیر قابل تحمل است. همیشه برای کارهای یکدیگر دعوا و منازعه داریم. او حتی تلفن های کاری خود را موقع شام انجام می دهد. من بیچاره هم مجبورم نظافت و کارهای بچه ها را به تنهایی انجام بدهم. در ضمن، او از دست من ناراحت است که در بیمارستان شیفت اضافه بر می دارم. چرا که می گوید در آمد او خوب است و نیازی به کار کردن من نیست. اما من کارم رو دوست دارم. وقتی هم رئیس بیمارستان پیشنهاد شیفت اضافه می داد، سریع پاسخ مثبت می دادم.
هفته پیش، خانم فروشنده ای با بهزاد خوش و بش می کرد، که این قضیه باعث رنجش من شد، وقتی به همسرم گفتم، گفت آن خانم داشته به من خوراکی ها را می داده است و این مشکل توست.
منبع : www.senatorha.com

ماجرای زن پاک دامن و مردان هوس باز

 


ماجرای زن پاک دامن و مردان هوس باز

شیطان

کلینى به سند معتبر از حضرت جعفر بن محمدالصادق صلوات‏الله علیه روایت کرده است که:

پادشاهى در میان بنى‏اسرائیل بود، و آن پادشاه قاضیى داشت، و آن قاضى برادرى داشت که به صدق و صلاح موسوم بود. و آن برادر، زن صالحه‏اى داشت که از اولاد پیغمبران بود.

و پادشاه شخصى را مى‏خواست که به کارى بفرستد. به قاضى گفت که: مرد قابل اعتمادی را طلب کن که به آن کار بفرستم. قاضى گفت که: کسى معتمدتر از برادر خود گمان ندارم.

پس برادر خود را طلبید و تکلیف آن امر به او نمود. او ابا کرد و گفت: من زن خود را تنها نمى‏توانم گذاشت. قاضى بسیار تلاش و اصرار کرد. ناچار پذیرفت و گفت:

اى برادر! من به هیچ چیز تعلق خاطر ندارم مگر همسرم، و خاطر من بسیار به او متعلق است. پس تو به جای من مواظب او باش و به امور او برس، و کارهاى او را بساز تا من برگردم. قاضى قبول کرد و برادرش بیرون رفت. و آن زن از رفتن شوهر راضى نبود.

پس قاضى به مقتضاى وصیت برادر، مکرر به نزد آن زن مى‏آمد و از حوایج آن سؤال مى‏نمود و به کارهاى او اقدام مى‏نمود. و محبت آن زن بر او غالب شد و او را تکلیف زنا کرد. آن زن امتناع و ابا کرد. قاضى سوگند خورد که: اگر قبول نمى‏کنى من به پادشاه مى‏گویم که این زن زنا کرده است. گفت: آنچه مى‏خواهى بکن؛ من این کار را قبول نخواهم کرد.

قاضى به نزد پادشاه رفت و گفت: زن برادرم زنا کرده است و نزد من ثابت شده است. پادشاه گفت که: او را سنگسار کن. پس آمد به نزد زن، و گفت: پادشاه مرا امر کرده است که تو را سنگسار کنم. اگر قبول مى‏کنى مى‏گذرانم، و الا تو را سنگسار مى‏کنم. گفت: من اجابت تو نمى‏کنم؛ آنچه خواهى بکن.

قاضى مردم را خبر کرد و آن زن را به صحرا برد و او را سنگسار کرد. تا وقتى که گمان کرد که او مرده است بازگشت. و در آن زن رمقى باقى مانده بود.

چون شب شد حرکت کرد و از گود بیرون آمد و بر روى خود راه مى‏رفت و خود را مى‏کشید تا به دیرى رسید که در آنجا راهبی مى‏بود. بر در آن دیر خوابید تا صبح شد. و چون راهب در را گشود آن زن را دید و از قصه او سؤال نمود. زن قصه خود را بازگفت.

دیرانى بر او رحم کرد و او را به دیر خود برد. و آن دیرانى پسر خردى داشت و غیر آن فرزند نداشت، و مالى زیاد داشت. پس دیرانى آن زن را مداوا کرد تا جراحت هاى او التیام یافت و فرزند خود را به او داد که تربیت کند. و آن دیرانى غلامى داشت که او را خدمت مى‏کرد. آن غلام عاشق آن زن شد و به او گفت: اگر به معاشرت من راضى نمى‏شوى جهد در کشتن تو مى‏کنم. گفت: آنچه خواهى بکن. این امر ممکن نیست که از من صادر شود.

گاه خداوند بندگانش را به سخت ترین آزمونها می آزماید و خوشا به حال کسی که

صبر پیشه میکند و خشم خدا را به رضایت مردم نمیفروشد.

پس آن غلام آمد و فرزند راهب را کشت و به نزد راهب آمد و گفت: این زن زناکار را آوردى و فرزند خود را به او دادى، الحال فرزند تو را کشته است. دیرانى به نزد زن آمد و گفت: چرا چنین کردى؟ مى‏دانى که من به تو چه نیکی ها کردم؟ زن قصه خود را بازگفت. دیرانى گفت که: دیگر نفس من راضى نمى‏شود که تو در این دیر باشى. بیرون رو. و بیست درهم براى خرجى به او داد و در شب او را از دیر بیرون کرد و گفت: این زر را توشه کن، و خدا کارساز توست.

آن زن در آن شب راه رفت تا صبح به دهى رسید. دید مردى را بر دار کشیده‏اند و هنوز زنده است. از سبب آن حال سؤال نمود، گفتند که: بیست درهم قرض دارد و نزد ما قاعده چنان است که هر که بیست درهم قرض دارد او را بر دار مى‏کشند و تا ادا نکند او را فرو نمى‏آرند. پس زن آن بیست درهم را داد و آن مرد را خلاص کرد. آن مرد گفت که: اى زن هیچ کس بر من مثل تو حق نعمت ندارد. مرا از مردن نجات دادى. هر جا که مى‏روى در خدمت تو مى‏آیم.

پس همراه بیامدند تا به کنار دریا رسیدند. در کنار دریا کشتی ها بود و جمعى بودند که مى‏خواستند بر آن کشتی ها سوار شوند. مرد به آن زن گفت که: تو در اینجا توقف نما تا من بروم و براى اهل این کشتی ها به مزد کار کنم و طعامى بگیرم و به نزد تو آورم. پس آن مرد به نزد اهل آن کشتی ها آمد و گفت: در این کشتى شما چه متاع هست؟ گفتند: انواع متاع ها و جواهر. و این کشتى دیگر خالى است که ما خود سوار مى‏شویم. گفت: قیمت این متاع هاى شما چند مى‏شود؟ گفتند: بسیار مى‏شود؛ حسابش را نمى‏دانیم. گفت: من یک چیزى دارم که بهتر است از مجموع آنچه در کشتى شماست. گفتند:
نماز

چه چیز است؟ گفت: کنیزکى دارم که هرگز به آن حسن و جمال ندیده‏اید. گفتند: به ما بفروش. گفت: مى‏فروشم به شرط آن که یکى از شما برود و او را ببیند و براى شما خبر بیاورد و شما آن را بخرید که آن کنیز نداند. و زر به من بدهید تا من بروم. آخر او را تصرف کنید. ایشان قبول کردند و کسى فرستاند و خبر آورد که چنین کنیزى هرگز ندیده‏ام.

پس آن زن را به ده‏هزار درهم به ایشان فروخت و زر گرفت. و چون او برفت و ناپیدا شد، ایشان به نزد آن زن آمدند و گفتند که: برخیز و بیا به کشتى. گفت: چرا؟ گفتند: تو را از آقاى تو خریدیم. گفت: آن آقاى من نبود. گفتند: اگر نمى‏آیى، تو را به زور مى‏بریم.آن زن را بر روى کشتى متاع سوار کردند و خود همه در کشتى دیگر در آمدند و کشتی ها را روان کردند.

چون به میان دریا رسیدند خدا بادى فرستاد و کشتى ایشان با آن جماعت همه غرق شدند و کشتى زن با متاع ها نجات یافت و باد او را به جزیره‏اى برد. از کشتى فرود آمد و کشتى را بست و بر گرد آن جزیره برآمد، دید مکان خوشى است و آبها و درختان میوه‏دار دارد. با خود گفت که: در این جزیره مى‏باشم و از این آب و میوه‏ ها مى‏خورم و عبادت الهى مى‏کنم تا مرگ در رسد.
هر گاه بنده ای با جدیت میخواهد به سمت کمال برود شیطان و نیروهایش بسیج میشوند اگر نتواند شخص مورد نظر را بفریبد اطرافیان او را میفریبد تا او را ابه گناه بیندازند.

پس خدا وحى فرمود به پیغمبرى از پیغمبران بنى‏اسرائیل که در آن زمان بود که: برو به نزد آن پادشاه و بگو که در فلان جزیره بنده‏اى از بندگان من هست. باید که تو و اهل مملکت تو همه به نزد او بروید و به گناهان خود نزد او اقرار کنید و از او سؤال کنید که از گناهان شما در گذرد تا من گناهان شما را بیامرزم. چون پیغمبر آن پیغام را به آن پادشاه رسانید پادشاه با اهل مملکتش همه به سوى آن جزیره رفتند و در آنجا همان زن را دیدند.

پس پادشاه به نزد او رفت و گفت: این قاضى به نزد من آمد و گفت: زن برادرم زنا کرده است و من حکم کرده‏ام که او را سنگسار کنند، و گواهى نزد من گواهى نداده بود.

مى‏ترسم که به سبب آن، حرامى کرده باشم. مى‏خواهم که براى من استغفار نمایى. زن گفت که: خدا تو را بیامرزد. بنشین.

پس شوهرش آمد و او را نمى‏شناخت و گفت: من زنى داشتم در نهایت فضل و صلاح. و از شهر بیرون رفتم، و او راضى نبود به رفتن من. و سفارش او را به برادر خود کردم. چون برگشتم و از احوال او سؤال کردم برادرم گفت که: او زنا کرد و او را سنگسار کردیم. و مى‏ترسم که در حق آن زن تقصیر کرده باشم. از خدا بطلب که مرا بیامرزد. زن گفت که: خدا تو را بیامرزد. بنشین. و او را در پهلوى پادشاه نشاند.

پس قاضى پیش آمد و گفت که: برادرم زنى داشت و عاشق او شدم و او را تکلیف به زنا کردم. قبول نکرد. نزد پادشاه او را متهم به زنا ساختم و به دروغ او را سنگسار کردم. از براى من استغفار کن. زن گفت: خدا تو را بیامرزد.

پس رو به شوهرش کرد که: بشنو. پس راهب آمد و قصه خود را نقل کرد و گفت: در شب آن زن را بیرون کردم و مى‏ترسم که درنده‏اى او را دریده باشد و کشته شده باشد به تقصیر من. گفت: خدا تو را بیامرزد. بنشین.پس غلام آمد و قصه خود را نقل کرد. زن به راهب گفت که: بشنو. پس گفت: خدا تو را بیامرزد.پس آن مرد دار کشیده آمد و قصه خود را نقل کرد. زن گفت که: خدا تو را نیامرزد. چون او بى‏سبب در برابر نیکى بدى کرده بود.

پس آن زن عابده به شوهر خود رو کرد و گفت: من زن توام. و آنچه شنیدى همه قصه من بود. و مرا دیگر احتیاجى به شوهر نیست. مى‏خواهم که این کشتى پرمال را متصرف شوى و مرا در این جزیره بگذارى که عبادت خدا کنم. مى‏بینى که از دست مردان چه کشیده‏ام.

پس شوهر او را گذاشت و کشتى را با مال متصرف شد و پادشاه و اهل مملکت همگى برگشتند.
منبع : عین‏الحیات مؤلف : علامه، ملا محمد باقر مجلسى رحمة الله
گروه دین و اندیشه تبیان

مطالب مهارتهاي زندگي

http://www.persianv.com/maharat/

نياز زنها خواسته مردها

http://www.persianv.com/pre/niaz-khaaste.php

همسر خود را موش كنيد

http://www.persianv.com/view/moosh-hamsar.php

ازدواج و عشق

http://www.persianv.com/view/zendegi.php

ويتامينهاي عشق

http://www.persianv.com/pre/vitamin.php

راه همدردي عاطفي با خانمها !

 

اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنید
که مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به
حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه زیر را رعایت کنید:
۱- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف
باشید، ۵۰ درصد ناراحتی اش را از بین می برید.
۲- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.
۳- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.
۴- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
جانب احترام را بگیرید، ساکت بمانید.
۵- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.
۶- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .
۷- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چرا که اگر حتی برای لحظه ای
کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌

 

جدي گرفتن ده توصيه ساده، شما را به بهترين شوهر دنيا براي همسرتان تبديل مي‌كند.
اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن 10 گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:

گام 1. خانم‌ها مقدم‌اند‌!
برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌. شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.

گام 2. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کنید
هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.

گام 3. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است‌!
در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چرا؟

از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود‌.

اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.

گام 4. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کنید
شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌.

نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند‌.

گام 5. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید
باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!!

گام 6. برای با هم بودن زمان بگذارید
شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید‌.

گام 7. آراسته و خوش تیپ باشید
سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌ است‌.

گام 8. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دارید
گاهي وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌ از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.

گام 9. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیرید
هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید‌.

گام 10. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید
یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده‌.

اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید‌.

همشهری امارات

بیست راه برای تشخیص عشق واقعی

 

بیست راه برای تشخیص عشق واقعی

آیا شما واقعا" عاشقید ؟! - 20 راه برای تشخیص عشق واقعی
گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ، در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید . مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا ... ؟!:
یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!
1-با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید .
2-در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .
3-وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند.
4-از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید.
5-با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.
6- روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد.
7-از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !
8-همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.
9-در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا" استقلال شخصی خود را از دست داده باشید!
10- در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.
11- با هم گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.
12- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است .
13- احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.
14- با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید .
15 – عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.
16- نا خود آگاه احساسات و عواطف جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و خیال هر دو طرف بابت عدم وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است .
17- همیشه در دسترس هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.
18- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند .
19- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است .
20- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید.
امیدورایم پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید .

ghoory.com

وقتی والدین شما با ازدواجتان موافق نیستند!؟

 

 وقتی والدین شما با ازدواجتان موافق نیستند!؟
بایدها و نبایدهایی در این موقعیت وجود دارد كه در زیر به آنها پرداخته ایم.
* با والدین خود صادق باشید و دلایل خود را برای انتخاب آن فرد بیان كنید. و فرصتی را برای آشنایی آنها با وی فراهم نمایید.

بایدها و نبایدها
زمانی كه والدین شما با ازدواج با فرد مورد نظرتان مخالف هستند، روابط شما و آنها تحت تاثیر قرار گرفته و تخریب می‌شود.

بایدها و نبایدهایی در این موقعیت وجود دارد كه در زیر به آنها پرداخته ایم.
* با والدین خود صادق باشید و دلایل خود را برای انتخاب آن فرد بیان كنید. و فرصتی را برای آشنایی آنها با وی فراهم نمایید. زمان صرف شام از خاطرات، رویاها و اهداف خود در كودكی تان صحبت كنید.


اهمیت گذشته خانواده در ازدواج
اگر چه از حرفهایی كه پدر و مادر شما راجع به فرد انتخابی شما می‌زنند، ناراحت می‌شوید، باز به صحبت‌های آنها گوش بدهید. شنیدن حرفهای آنها به این معنی نیست كه با آنها هم عقیده هستید.

رهنمودهای شنیدنی
اگر شما هنوز نابالغ هستید، باید احساس نارضایتی پدر و مادر خود را درك كنید. سعی نمایید خواسته‌های آنها را مورد توجه قرار بدهید و با آنها مشورت كنید. اگر شما و آن فرد واقعا یكدیگر را دوست می‌دارید، مدتی منتظر بمانید تا بزرگتر شوید و موانع از سر راه شما كنار بروند.

مقالات ازدواج
در كلاس‌های ازدواج قبل از ازدواج شركت كنید. كه این موضوع در رفع ترس والدین شما از ازدواج زود هنگام، یا دلایل اشتباه موثر می‌باشد.

آزمون‌های قبل از ازدواج
دلایل درست و غلط برای ازدواج كردن
اگر نسبت به ازدواج خود با آن فرد نگرانی دارید و دودل هستید، ازدواج خود را به تاخیر بیاندازید. طلاق گرفتن خیلی تكان دهنده تر از قطع روابط با فرد مورد نظر می‌باشد.

چگونگی اطمینان از انتخاب صحیح
اگر عدم علاقه والدین شما نسبت به همسرتان ادامه داشت، راجع به محدودیت‌ها در روابط شما با آنها صحبت كنید. بنابراین مخالفت آنها باعث تخریب علاقه شما و همسرتان نمی‌شود.

رهنمودهایی در رابطه با حل اختلافات بین خود و خانواده همسرتان
با همسر خود در رابطه با رفت و آمد وی با والدین تان مشورت كنید. اما هرگز اجازه ندهید كه همسرتان باعث جدایی شما از پدر و مادرتان شود. بدانید كه جدایی شما از دوستان و خانواده‌تان علامت خطری در ازدواج شما می‌باشد.

علائم هشداری یك ازدواج پردردسر
مطالعات نشان می‌دهند كه مخالفت خانواده با ازدواج فرزند، بی اعتمادی، انتقاد و كشمكشی ایجاد می‌نماید. بنابراین با یك مشاور ازدواج مشورت كنید.

شیوه‌های درمانی ازدواج
اجازه ندهید كه كشمكش موجود تا خرابی رابطه شما و پدرومادرتان، تشدید بگیرد. حتما به عواقب جدایی از پدرو مادر و حتی پدرومادربزرگ و بستگان خود توجه داشته باشید. گاهی كدورت و عصبانیت باعث زیان رساندن به سلامتی انسان می‌شوند.

موافقت‌های قبل از ازدواج
به خاطر عشق یا پول
آیا توافق قبل از ازدواج به خاطر عشق است یا به خاطر پایان دادن به مشكلات مالی؟
خیلی از زوجین قبل از پیوند زناشویی با یكدیگر توافق پیدا می‌كنند. این توافق‌ها فقط مربوط به افراد پولدار یابی پول نیست.

خیلی از این توافقات رسمی و امضاء شده هستند كه باید زوجین بعد از ازدواج با مشكلات كنار بیایند. اگر چه این موضوع خیلی رومانتیك نیست اما می‌تواند یك تجربه مثبت باشد.

مزایای توافقات پیش از ازدواج
• به توافق رسیدن قبل از ازدواج به این معنی نیست كه زوجین انتظار طلاق دارند.
• مسائل مالی مورد بررسی قرار می‌گیرند.
• میراث خانوادگی حفظ می‌شود.
• اگر همسر شما موردی را امضاء نكند، قبل از عروسی متوجه موضوع می‌شوید.
• مسائل مالی فرزندان از ازدواج قبلی مورد توجه قرار می‌گیرند.
• دارایی‌های تجاری و شخصی هر كس حفظ می‌شود.
• توقعات مالی قبل از عروسی مشخص می‌شوند.
• معلوم می‌گردد كه در صورت مرگ هر كدام چه دارایی به فرزندان یا دیگر اعضای خانواده داده می‌شود.
• هنگام طلاق زوجین، جنگ و جدل بر سر دارایی‌ها از بین می‌رود.

معایب توافقات بیش از ازدواج
• توافقات قبل از ازدواج به خاطر ناكامی مربوط به دارایی‌ها، فریبكاری، اجبار، یا بی وفایی می‌توانند از بین بروند.
• اینها غیر رومانتیك هستند.
• می توانند مشخص كنند كه گاهی عدم اعتماد بین دو طرف وجود دارد.
• گاهی باعث ایجاد خشونت بین زوجین می‌شوند.
• یا شاید به نظر برسد كه عدم تعهد نسبت به طرف مقابل وجود دارد.

تاریخچه توافقات قبل از ازدواج
اینها به هزاران سال قبل برمی گردند. در حدود قرن 19 توافقات برای خانم‌ها در ایالت متحده الزامی بودند. به این خاطر كه تا قبل از مرگ تمام دارایی‌های زن به همسرش انتقال می‌یافت. و در صورت مرگ همسر یا جدا شدن از او، دارایی‌های او از دست می‌رفت.

در ایالات متحده این سازمان در شهرهای مختلف وجود دارد. و مشخص می‌كنند كه تمام دارایی‌های افراد كه در طی زندگی زناشویی آنها جمع آوری شده‌اند، در صورت طلاق، بین آنها تقسیم می‌شوند.

نكات مربوط به توافقات پیش از ازدواج
1- خیلی زود به هنگام آشنایی، راجه به آنها صحبت كنید.
2- صادق باشید. هرگز احساسات، افكار و دارایی خود را پنهان نسازید.

http://www.gtalk.ir

اين يک راز زنانه است!

اين يک راز زنانه است! آيا سالهاست منتظر شنيدن چنين جمله اي از طرف شوهرتان هستيد که به شما پيشنهاد کمک در کار خانه را بکند؟
.

چگونه شوهر خود را به انجام کارهاي منزل علاقمند کنيم؟

آيا تاکنون از شوهر خود خواسته ايد که در کارهاي منزل به شما کمک کند؟ آيا سالهاست منتظر شنيدن چنين جمله اي از طرف شوهرتان هستيد که به شما پيشنهاد کمک در کار خانه را بکند؟ اين مقاله به شما کمک خواهد کرد تا به اين آرزوي خود برسيد:

پيش داوري نکنيد
تمام خانم هاي متاهل مي دانند که مردان تفاوت قابل توجهي با زنان دارند. براي ايجاد انگيزه در شوهرتان از اين اصل مهم غافل نشويد که بايد تمام پيش فرضهاي خود درباره اين که مردان بايد چه چيزهايي را بدانند يا توانايي انجام چه کارهايي را بايد داشته باشند، دور بريزيد. شوهرتان را آنگونه که هست بپذيريد. مطمئن باشيد که اگر او را همان طور که هست و بدون اعمال هر گونه قيد و شرطي بپذيريد به بهترين شکل ممکن او را براي خود تشويق و تهييج کرده ايد.

براي ايجاد انگيزه در شوهرتان از اين اصل مهم غافل نشويد که بايد تمام پيش فرضهاي خود درباره اين که مردان بايد چه چيزهايي را بدانند يا توانايي انجام چه کارهايي را بايد داشته باشند، دور بريزيد
همسرتان را همان گونه که هست دوست بداريد

همان طور که خانم ها علاقه دارند مورد توجه و علاقه شوهرشان باشند، مردان نيز به احترام همسرشان نيازمند هستند. همچنين همان طور که زنان انتظار دارند عشق و علاقه شوهرشان به آنها بدون هيچ قيد و شرطي باشد(صرف نظر از اينکه خانه داري يا آشپزي شان خوب باشد يا نه و يا صرفنظر از اينکه نسبت به زمان ازدواج شان تغييرات ظاهري زيادي کرده باشند)، مردان نيز خواهان احترام بي قيد و شرط همسرشان هستند(صرفنظر از اينکه درآمد شوهرشان چقدر است و ..)

به شوهرتان اجازه اشتباه کردن بدهيد
شايد سخت ترين مرحله کار همين باشد. سريع ترين روش براي از بين بردن علاقه و اعتماد به نفس مردان، انتقاد کردن از تلاش و کوشش آنها براي کمک به شما در امور منزل است. منظور ما از انتقاد، تمرکز هاي نامعقول و تند خويانه بر اشتباهات همسر است وگرنه گفتن نکات دوستانه و يا نکات انتقادي سازنده معمولا با بروز هيچ مشکلي همراه نيست. اگر اصرار داريد که حتما کاري مطابق با دستور العمل شما انجام شود، بهتر است از شوهرتان تقاضاي کمک نکنيد و آن کار را خودتان انجام دهيد نه اينکه مسئوليتي را بر عهده همسرتان بگذاريد و بعد دايما وي را تحت کنترل قرار دهيد که مسئوليتش را چگونه انجام مي دهد؟

براي مثال اگر قرار است همسرتان، کودک دو ساله تان را حمام کند آزادي عمل لازم در انجام اين کار را به ايشان بدهيد. مادامي که سلامتي کودکتان در خطر نيفتد اجازه بدهيد شوهرتان طبق ميل و علاقه اش با او بازي کند، رفتار کند و ...

چنانچه همسرتان در انجام مسئوليتهاي محوله از شما کمک خواست ، از هيچ راهنمايي دريغ نکنيد اما در غير اين صورت نيازي به دخالت دايم شما نيست و بهتر است کمي سکوت کرده و انجام کار را بر عهده همسرتان قرار دهيد. اگر در رفتارهاي همسرتان اشتباهي را مشاهده مي کنيد بلافاصله و با تندي و خشونت مساله را به ايشان گوشزد نکنيد بلکه در پايان شب و بعد از اتمام فعاليتهاي روزانه مي توانيد در يک محيط دوستانه نکات لازم را به شوهرتان تذکر دهيد. از اين طريق نه تنها در هنگام انجام مسئوليتها به همسرتان غر نزده ايد بلکه فرصت يک آموزش مناسب را به وي داده ايد. براي شوهرتان اين اقدام بسيار دوست داشتني و شگفت آور خواهد بود و به اين ترتيب ضمن آنکه رفتار او را اصلاح کرده ايد زمينه را براي آنکه در کارهاي آتي به شما بيشتر کمک کند، افزايش داده ايد.

در هنگام تذکر دادن، صحبت خود را با يادآوري کارها يا فعاليتهايي که به خوبي انجام داده است، شروع کنيد و سپس در کمال احترام و مهرباني نکات اشتباه را گوشزد کنيد.

از سعي و تلاش شوهرتان در انجام امور خانه تشکر کنيد
کمک و حمايت همسرتان از خود را،( حتي اگر همه چيز آن طور که مي خواستيد انجام نشده است)بدون تشکر باقي نگذاريد. با اين کار او را براي کمک بيشتر به خودتان ترغيب و تشويق مي کنيد. حتما به او بگوييد که چقدر کمک شان در انجام سريع کارها موثر بوده است.

موقعيت شناسي خود را تقويت کنيد
همسر شما فشارها و سختي هاي مختلفي از طرف جامعه و محل کارش تحمل مي کند. همواره مدافع و مشوق و طرفدار شوهرتان باشيد. در اين صورت بدون نياز به کوچکترين غرولند شوهرتان متحول مي شود. وقتي شما از همسرتان به خاطر آنچه که هست قدرداني مي کنيد او نيز براي خوشحالي شما از هيچ کاري پرهيز نخواهد کرد.

اگر به کمک و حمايت همسرتان نياز داريد، حتما به او بگوييد.

از شوهر خود توقع ذهن خواني نداشته باشيد
بر خلاف تصور عامه که زنان معتقدند مردان مي توانند ببينند که چقدر پر مشغله هستيم، ميتوانند ذهن ما رابخوانند، نيازمندي ما را ببينند و ... مردان قادر به هيچ يک از اين کارها نيستند. ممکن است شما گرفتار يک شغل تمام وقت پرمشغله، بچه ها، کارهاي خانوادگي، خانه داري و ... باشيد و به اين ترتيب فشار و مسئوليت سنگيني را بر دوش خود احساس کنيد. در صورت وقوع چنين شرايطي بهتر است که محترمانه از شوهرتان بخواهيد که کمکتان کند.

به همسرتان آموزش دهيد
قبل از اينکه کاري(از مسئوليتهاي منزل) را به شوهرتان محول کنيد از او بخواهيد کنار شما بايستد و روش انجام آن را ببيند. اين موضوع مي تواند از بروز مشکلات آتي جلوگيري کند. همچنين به جاي گفتن جمله " مي تواني کمکم کني؟" بهتر است از جمله دقيق تر و واضح تر" مي تواني تا من نهار درست کنم خانه را مرتب کني؟ " استفاده کنيد.


آنچه زنان را شاد و خوشبخت می کند

در گذشته، وقتی زنها تمام وقت خود را صرف انجام کارهای خانه می کردند، از حمایت زنهای دیگر نیز بهره مند می شدند. وقتی حس همکاری و مساعدت را متقابلا به یکدیگر منتقل می نمودند، احساس آرامش می کردند. کارهای روزانه روحیه زنانه آنها را تقویت می کرد و دلهایشان لبریز از عشق و محبت می شد. حتی در شرایط بحرانی و دشوار، روابط زناشویی، حس سرزندگی و دلگرمی را به آنها هدیه می کرد.
از زنها انتظار نداشتند که بار مسئولیت تامین معاش زندگی را بر دوش کشند مردها از تامین نیازهای خانواده شان احساس خشنودی می کردند و تنها فرد خانواده بودند که در نقش تامین کننده ظاهر می شدند. زنها نیز در دوام روابط محبت آمیز زناشویی می کوشیدند.
امروزه زنها مجبور هستند در بیرون از خانه، کار کنند بی آنکه از حمایت دلگرم کننده ای برخوردار باشند.

ادامه دارد ...

برگرفته از کتاب نیاز زنها ، خواسته مردها - نویسنده : دکتر جان گری ، مترجم : ندا شاه نظر

عاشق ماندن پس از ازدواج

عاشق ماندن پس از ازدواج

عاشق ماندن پس از ازدواج

در خصوص عشق، ارتباط، ازدواج و چگونه عاشق ماندن، يك نكته اساسي وجود دارد و آن، اين است كه ارتباط عالي و بي‌نقص تصادفي به دست نمي‌آيد.در حقيقت اين موضوع نه تنها در مورد ارتباطات شما بلكه در مورد هر چيز ديگر در زندگي صحت دارد. هيچ چيز تصادفي اتفاق نمي‌افتد

و هر رويدادي دليلي دارد. مثلا زوج‌هايي را در نظر بگيريد كه عاشق هم شده و عشقشان پايدار باقي مانده است. عاشق شدن و عاشق ماندن دو مقوله كاملا متفاوت است.

عاشق شدن به مراتب آسان‌تر از عاشق ماندن است، اما در خصوص زوج‌هايي كه به هر دو موضوع رسيده‌اند و علاوه بر عاشق شدن، عشقشان پايدار باقي مانده، اين سوال مطرح است كه آنها چه كرده‌اند؟ آنها چگونه بر مشكلات فائق آمده و امري را كه به نظر مي‌رسد اكثر زوج‌ها قادر به تحقق آن نيستند، انجام داده‌اند؟

واقعيت اين است كه چند روش وجود دارد كه آتش عشق ميان همسران را همواره شعله‌ور نگه داشته و ارتباط آنها را با هم همچنان مطلوب نگه مي‌دارد. در اين ميان سه راز وجود دارد كه با به‌كارگيري آنها مي‌توانيد عشق خود را تا آخر عمر تضمين كنيد:

راز اول:استفاده از كلمات جادويي

همسراني كه همواره عاشق هم هستند، متفاوت از ديگر زوجيني كه همواره در ارتباطاتشان مشكل دارند، با يكديگر صحبت مي‌كنند.

نه تنها اين زوجين به طور متفاوتي با هم صحبت مي‌كنند، بلكه از كلمات متمايزي نسبت به سايرين در حين صحبت استفاده مي‌كنند.

آنها از «كلمات جادويي» استفاده مي‌كنند، به طوري كه به جاي ايجاد دعوا بينشان، باعث عشق بيشتر در ميانشان خواهد شد.

آنها از كلماتي استفاده مي‌كنند كه همسرشان را به جاي كسل شدن، علاقه‌مند به صحبت مي‌كند.

در هر ارتباطي، اين كلمات هستند كه مي‌توانند خاصيت شفابخشي يا خصلت ضربه‌زنندگي داشته باشند. واقعيت اين است كه كلمات مي‌توانند باعث عاشق ماندن زوجين يا از بين رفتن ارتباط آنها و حتي رسيدن به مرحله طلاق و جدايي شود.

كلمات معجزه مي‌كنند. اگر كلمات نادرست را در جاي ناصحيح استفاده كنيد، ارتباط شما تبديل به جهنم مي‌شود؛ اما استفاده از كلمات صحيح در مكان مناسب مي‌تواند معجزه كند.

اين كلمات جادويي قلب شما و همسرتان را مي‌گشايد و عشق بيشتري خلق كرده و باعث عمق يافتن رابطه عاشقانه شما با همسرتان خواهد شد.

كلماتي وجود دارند كه شما مي‌توانيد بارها و بارها از آنها استفاده كنيد تا ارتباطتان با همسرتان بهتر شود. 8 كلمه زير و چگونگي استفاده از آنها مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند:

«به خاطر اين كه ارتباطمان براي من خيلي مهم است...»

با گفتن اين كلمات، همسرتان طالب خواهد بود تا بقيه جمله را بشنود و بداند كه اهميت ارتباط شما با او موجب چه خواهد شد. اين كلمات، اهميت عشق شما را به همسرتان مشخص مي‌كند.

پس از به كار بردن اين عبارت شما مي‌توانيد درخواستي را مطرح كنيد يا به نكته‌اي كه اخيرا از خود كشف كرده‌ايد، اشاره كنيد.

در همين جا مناسب است كه به نكته‌اي اشاره شود. خوب است بدانيد كه دلايل زيادي وجود دارد كه باعث ايجاد چالش ميان افراد مي‌شود كه 5 مورد عمده آنها عبارتند از:

1ـ ترس

2ـ باورها و شرايط اجتماعي كه به درد ما نمي‌خورند

3ـ تمايل به اين كه همواره حق با ماست

4ـ گوش نكردن به طرف مقابل

5ـ فرار كردن

ترس، قاتل خاموش روابط عاشقانه شما با همسرتان است. اگر از بسياري از افراد بپرسيد كه آيا در ارتباطاتشان ترس وجود دارد احتمالا پاسخ منفي خواهند داد.

اما اگر بيشتر به ارتباط آنها توجه كنيد خواهيد ديد كه آنها احساسات واقعي خود را مخفي مي‌كنند، چراكه از عكس‌العمل همسرشان نامطمئن هستند. اين درواقع همان ترس است.

شرايط اجتماعي و باورهاي غلط ما هم در برخي موارد باعث مشكلات ارتباطي و حتي اثرات جبران‌ناپذيري مي‌شود. مثلا خانمي را مي‌شناسم كه تنها به خاطر اين كه به احساسات همسرش لطمه نزند با او ازدواج كرده است. اين مساله مي‌تواند خطرناك باشد. او تنها به اين دليل كه به احساسات همسرش صدمه وارد نكند به زندگي ناخوشايند خود ادامه مي‌دهد، چراكه از كودكي به او اين‌طور آموزش داده شده است.

يكي ديگر از دلايل رايج چالش‌ها در ارتباطات زناشويي، اين است كه افراد تصور مي‌كنند حق با آنهاست. با اين تفكر، درواقع ديوارهاي محكمي در اطراف خود مي‌سازند كه از ارتباطات سالم جلوگيري مي‌كند.

بهتر است هرگاه احساس كرديد كه حق با شماست به اين سوال فكر كنيد: مي‌خواهيد حق با شما باشد يا زندگي عاشقانه‌اي با همسرتان داشته باشيد؟

چهارمين چالش، گوش نكردن به حرف طرف مقابل است. برخي هم گوش مي‌دهند اما سعي نمي‌كنند تا حرف ديگري را بفهمند چون از نقطه نظر خود به گفته‌هاي طرف مقابل گوش مي‌دهند. حقيقت اين است كه اگر شما به حرف همسرتان به قصد فهم و درك آن توجه نكنيد، بين‌تان فاصله مي‌افتد.

مورد آخر، نوع واكنشي است كه شما در هنگام كشمكش با همسرتان نشان مي‌دهيد. وقتي ناسازگاري بالا مي‌گيرد بيشتر ما سعي مي‌كنيم هر كاري براي اجتناب از ادامه روند بحث و نزاع در پيش بگيريم. وقتي به جاي ماندن و حل بحث، سعي مي‌كنيم از موضوع فرار كنيم مشكلات عمده‌اي ايجاد مي‌شود.

راز دوم:با همسرتان در يك تيم بازي كنيد

همسراني كه عاشق هم شده و عاشق هم باقي مي‌مانند، ديگر به رقابت با هم نمي‌پردازند. اغلب زوج‌ها درباره مسائل كوچك و بزرگ حتي به روش‌هاي بچگانه با يكديگر به رقابت برمي‌خيزند و وقتي متوجه در خطر قرار گرفتن ارتباطشان مي‌شوند كه ديگر خيلي دير شده است.

اما چرا؟ دليل اين موضوع خيلي ساده است: هيچ جايي براي رقابت در ارتباط بين زوجين وجود ندارد. اگر شك داريد، امتحان كنيد. بار ديگري كه شما و همسرتان به روشي دوستانه با يكديگر به رقابتي هرچند كوچك پرداختيد، پس از پايان موضوع، اين سوال ساده را از خود بپرسيد: آيا من احساس نزديكي و ارتباط بيشتر با همسرم مي‌كنم يا احساس مي‌كنم از او فاصله گرفته و ارتباطم با او كم شده است؟ به احتمال قوي اگر بين شما هرگونه رقابت و مسابقه‌اي وجود داشته باشد، ارتباط شما با يكديگر كمتر خواهد شد و ناخودآگاه از همسرتان فاصله خواهيد گرفت.

نكته كليدي اينجاست: براي عاشق ماندن همواره با همسرتان در يك تيم بازي كنيد نه در تيم‌هاي مقابل هم.

راز سوم:همديگر را تحسين كنيد

همسراني كه عاشق هم باقي مي‌مانند همواره به خود و همسرشان يادآوري مي‌كنند كه چه چيزهايي را درباره يكديگر دوست داشته و ستايش مي‌كنند.

مي‌توانيد هر از گاهي از همسرتان سوال كنيد كه «تو چه چيزي را در مورد من دوست داري و تحسين مي‌كني؟» شايد بسياري از مردم تصور كنند كه براي زوج‌هايي كه ساليان سال با هم زندگي كرده‌اند صحبت درخصوص آنچه كه درباره همسرشان دوست دارند، كاري احمقانه است.

اما مطمئن باشيد كه اين روش جواب خود را پس داده است.

مي‌توانيد اين روش را در ارتباط خود با همسرتان به كار ببنديد و به تغييرات شگرفي كه در ارتباطتان رخ خواهد داد توجه كنيد.

خيلي راحت به همسرتان بگوييد: چيزي كه واقعا باعث مي‌شود كه من تو را تحسين كنم اين است كه ... و ادامه جمله را با آنچه كه در مورد او دوست داريد كامل كنيد. اين جمله مي‌تواند در ارتباطات شما معجزه كند.

با تحسين متقابل زن و شوهر از يكديگر، ارتباط آنها باهم رنگ و بويي عاشقانه مي‌يابد و عشق آنها تعميق مي‌شود. البته تنها با تحسين يكديگر نمي‌‌توان تمام مشكلات موجود در ارتباط بين زن و شوهرها را حل كرد، بلكه مي‌توان گفت تجربه نشان داده وقتي شما مرتبا به همسرتان مي‌گوييد كه چقدر براي او احترام قائل بوده و او را دوست داريد، ارتباطتان بهتر خواهد شد.

حال با به‌كارگيري اين 3 راز ساده سعي كنيد زندگي خود با همسرتان را به يك داستان عاشقانه و ماندگار بدل كنيد. مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد.

الهه عيوض‌زاده
www.jamejamonline.ir

6 روش براي افزايش شوق شوهر

6 روش براي افزايش شوق شوهر

قاعده طلايي اول: روش‌هاي شش‌گانه براي افزايش شوق و اشتياق شوهر:
من شخصا اعتقاد دارم كه قواعد طلايي نتايج فوق‌العاده خوبي به بار مي‌آورد چرا كه در بسياري از موارد شاهد نتايج رضايت‌بخش و قابل قبولي بوده‌ايم..

به دختران و زنان جوان كه تازه ازدواج كرده‌اند، توصيه مي‌شود كه اين اصول، در افزايش عشق، علاقه، اشتياق و نيل به موفقيت در هر مردي موثر است.
الف - راجع به شغل خاص خود و رشته‌هاي وابسته به آن هرچه بيشتر مي‌توانيد اطلاعات جديدي كسب كنيد و رابطه‌اي را كه كارها و وظايف مربوط به شما با هدف كلي را نگاه مي‌‌دارد، مورد مطالعه قرار دهيد.
ب - هدفي را انتخاب كنيد و به آن پايبند شويد.
پ - هر روز چند حرف نشاط‌آور و شادي‌بخش به خود تلقين كنيد.
ت - طرز فكري را كه مبتني بر خدمت به ديگران است، در خود ايجاد كنيد.
ث - با اشخاص علاقه‌مند و پرشور معاشرت كنيد.
ج - خود را به اجبار و يا به طور مصنوعي به حرارت و شوق بيندازيد. آن وقت اين احساس حقيقتا در شما به وجود خواهد آمد.
قاعده طلايي دوم: روش‌هاي ارائه كمك فوق‌العاده به شوهر:
الف – تا آنجا كه مي‌‌توانيد درباره شغل و حرفه شوهرتان اطلاعات لازم و كافي را كسب كنيد.
ب – هرگونه كمكي كه شوهرتان، براي پيشرفت كارش تشخيص مي‌‌دهد و از شما برمي‌آيد را به وي ارائه دهيد.
قاعده طلايي سوم: اگر مي‌‌خواهيد شوهرتان پيشرفت كند، از اين دام‌ها بپرهيزيد!
الف – از همسر و افراد فاميل تقاضاي همكاري و مساعدت نماييد.
ب – خود را موظف بدانيد كه هر مطلبي را فقط يك بار بگوييد، سپس آن را فراموش كنيد.
پ – كوشش كنيد نتايج موردنظر را با روش ملايم‌تري به دست آوريد.
ت – در خود حس خوش‌خلقي و شوخ‌‌طبعي ايجاد كنيد.
ث – شكايت‌ها و گله‌هاي مهم را نيز به آرامي مورد بحث قرار دهيد.
ج – هرگاه توانايي آن را داشته باشيد كه بدون سروصدا به نتايج موردنظر برسيد، آن‌گاه مي‌‌توانيد افتخار كنيد.
قاعده طلايي چهارم: دو اصل اساسي براي پيشرفت شوهر:
با توجه به دو اصل زير مي‌توانيد پيشرفت شوهر خود را به طور يقين تاييد كنيد.
اصل اول – به شوهر خود عشق و محبت بورزيد.
اصل دوم – او را به حال خودش بگذاريد.
قاعده طلايي پنجم: چگونه مي‌‌توان خانه‌اي زيبا، قشنگ و قابل پسند براي شوهر فراهم كرد؟!
روش اول: از اين‌كه كارتان، تنها خانه‌داري است مفتخر و سربلند باشيد.
روش دوم: خانه را به محيطي آرام، راحت، آسوده، منظم و نشاط‌آور تبديل سازيد و كاري كنيد كه شوهرتان محيط خانه را همان‌قدر كه شما به آن دل بسته‌ايد، او نيز از آن خود بداند.
روش سوم: انجام كارهاي منزل را با پيروي از روش «ميان‌بر» تسهيل كنيد.
قاعده طلايي ششم: چگونه مي‌‌توانيد شوهرتان را محبوب همه مردم بسازيد؟!
سه راه براي اين كار وجود دارد كه عبارتند از:
الف – ما زنان مي‌‌توانيم او را به صورت مردي دوست‌داشتني دربياوريم.
ب – ما زنان مي‌‌توانيم استعدادهاي او را بروز دهيم.
پ – ما زنان مي‌‌توانيم با اشارات خاص شوهر خجالتي خود را به صحبت كردن راهنمايي كنيم.
قاعده طلايي هفتم: بياييد سطح عشق و علاقه خود را بالا ببريم!
با پيروي از اين روش‌ها مي‌‌توانيم ميزان دوستي، عشق و علاقه خود را بالا ببريم.
الف – عشق خود را روزانه اثبات كنيم.
ب – خوش‌خلق باشيم و امور را آسان بگيريم.
پ – وسعت نظر و بزرگواري به خرج دهيم.
ت – براي چيزهاي جزئي نيز قدرداني كنيم.
ث – وقت‌شناس باشيم.
قاعده طلايي هشتم: توصيه‌هاي مختصر و مفيد به دختران و زنان جوان براي حفظ پيوند زناشويي و جلب نظر شوهرانشان:
به دختران جوان تازه ازدواج كرده كه در واقع زن امروزي محسوب مي‌‌شوند، توصيه مي‌‌شود براي جلب نظر شوهرشان به اين نكات توجه كنند تا بتوانند زندگي خوب و خوشي داشته باشند:
الف – در حفظ زيبايي خود بكوشيد.
ب – به سخنان شوهرتان با تمام وجود گوش دهيد.
پ – محيط خانه را طوري مرتب كنيد تا نظر شوهرتان را جلب كرده و موجب رضايت و خشنودي او شود.
ت – شوهر خود را به داشتن سرگرمي تشويق كنيد.
ث – بگذاريد شوهرتان احساس كند كه شما پشتيبان او هستيد.
ج – در حفظ سلامت و ثروت شوهر خود كوشا باشيد.
ح – در شادي‌ها و ناكامي‌ها همواره مونس و همدم واقعي او باشيد.
خ – در مواقع فشار كاري فراوان به او دلگرمي داده و با صحبت كردن به او آرامش روحي بدهيد

نويسنده :
منبع : خانواده سبز

دلایل ناراحتی زنان ! ...

دلایل ناراحتی زنان ! ...


 

زنان امروزی بیش از اندازه کار می کنند و اضطراب زیادی را تحمل می کنند و به دلایلی احساس می کنند از آنها حمایت نمی شود.

درهیچ زمان دیگری انتظار از زنها تا این اندازه زیاد نبوده است. دست کم پنج روز در هفته لباس رزم می پوشند و در این جو کار 8 تا 12 ساعت می جنگند و وقتی به خانه می آیند، باید خانه را تمیز کنند، غذا درست کنند، لباسها را بشویند، به بچه ها رسیدگی کنند و به آنها غذا بدهند.

این توقع بسیار زیادی است و به این دلیل زنها از درون احساس شکست می کنند.

در محل کار، زنها باید با قوانینی که مردها وضع کرده اند، مردانه رفتار کنند و در خانه باید رفتار زنانه داشته باشند.

عجیب نیست که زنهای شاغل شکایت می کنند که در پایان کار روزانه شان به زنی احتیاج دارند که با عشق و مهربانی به آنها سلام و خسته نباشید بگوید.

حتی یک مارد خانه دار امروزی، در مقایسه با مادرش در شرایط دشوارتری قرار دارد، زیرا از آنجایی که اکثر زنها بیرون از خانه کار می کنند و فرزندانشان رامهدکودک می گذارند، زنان خانه دار از حمایت و هم صحبتی زنان دیگر محروم هستند.

در گذشته زنها با افتخار می گفتند تمام وقتشان را صرف خدمت به همسر و فرزندان خود می کنند. اما حالا وقتی از او می پرسید: چه می کنی؟ اگر بیرون از منزل کار نکند شرمنده می شود.

جدا از عدم حمایت سایر زنها، زن خانه ار باید روزش را به تنهایی سپری کند زیرا سایرین ارزش تعهد او را تا حد زیادی نادیده می گیرند.

امروزه در حالی که زنها بیش از هر وقت دیگری به حمایت مردها نیاز دارند، مردها هم در مقایسه با گذشته از احترام سابق برخوردار نیستند.

تاریخ کاهش علاقه بعد از ازدواج ....

تاریخ کاهش علاقه بعد از ازدواج ....

تاریخ کاهش علاقه بعد از ازدواج
یک سوم زنانی که در این تحقیق شرکت کرده‌اند اعتراف کردند که دیگر سعی برای زیبا نگه‌داشتن خود نمی‌کنند و شام‌های دو نفره‌ آنها در محیط‌های آرام به حداقل رسیده است.
نکته جالب دیگر این تحقیق دعوای زوج‌ها بر سر دستگاه کنترل از راه دور تلویزیون بوده است

همشهری آنلاین:محققان ادعا می‌کنند علاقه یک زوج معمولی به یکدیگر دو سال و شش ماه و 25 روز بعد از ازدواج رو به افول می‌گذارد.
به گزارش دیلی، مشاوران ازدواج در تحقیق‌های جدید خود مدعی شده‌اند گرچه تصوراتی مبنی بر این که پس از گذشت میانگین 7 سال علاقه زوج‌ها رو به کم شدن رفته و ارتباطات کم‌رنگ می‌شوند وجود دارد اما تحقیقات جدیدتر از رخ دادن این تحولات پس از دو سال و شش ماه و 25 روز بعد خبر می‌دهند.

پس از این دوران اگر عشق به طور کامل از بین نرود مطمئنا سرد شده و دلیل آن توقف تلاش شوهران برای تمیز نگه‌داشتن خانه و رعایت کردن نظافت و در عین حال عدم رسیدگی به ظاهر توسط خانم‌های منزل است در واقع پس از این زمان تلاش‌ها برای راضی نگه‌داشتن طرف مقابل به شدت کاهش پیدا می‌کند.

تحقیق جدید روی 5000 زوج عنوان می‌کند که پس از سومین سالگرد ازدواج 83 درصد زوج‌ها حتی دیگر به خود زحمت جشن گرفتن سالگردشان را هم نمی‌دهند و از کنار آن به راحتی می‌گذرند.

یک سوم زنانی که در این تحقیق شرکت کرده‌اند اعتراف کردند که دیگر سعی برای زیبا نگه‌داشتن خود نمی‌کنند و شام‌های دو نفره‌ آنها در محیط‌های آرام به حداقل رسیده است.

نکته جالب دیگر این تحقیق دعوای زوج‌ها بر سر دستگاه کنترل از راه دور تلویزیون بوده است که نشان داده بیش از 70 درصد زوج‌ها بر سر این موضوع اختلاف دارند و تا کار به بحث نکشد این وسیله را به دیگری نمی‌دهند.

روانشناسان راه چاره این مشکلات را نشان دادن توجه سابق همچون‌ ماه‌های اول ازدواج به همسر و کمک‌های کوچکی همچون تمیز کردن خانه و رفتن به رستوران‌هایی که با آن خاطره دارید را بر شمرده‌اند.

معجزه عسل و دارچين

 

همه ما در مورد خواص عسل و دارچين و تاثير معجزه‌ آساي آنها بر درمان بيماري‌ها، اطلاعاتي داريم اما شايد تا كنون كمتر كسي به تركيب اين ۲ اكسير جادويي با يكديگر براي درمان بيماري‌ها توجه كرده باشد.
براي مثال تركيب عسل و دارچين با يكديگر و ماليدن آن روي محل دندان درد يا درد‌هاي آرتروزي، تا حدود زيادي درد را كاهش مي‌دهد. معجون عسل و دارچين و روغن زيتون هم به جنگ ريزش مو مي‌رود.

گاز معده هم با خوردن تركيب عسل و دارچين درمان مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌‌دهد كه افزودن عسل و دارچين به چاي ، ظرف مدت ۲ ساعت، سطح كلسترول خون را تا10 درصد كاهش مي‌دهد.

اگر هم سرما خورديد تا ۳ روز، روزي ۳ بار تركيب عسل و دارچين نوش‌جان كنيد تا سرفه ها قطع شده و سينوس‌ها تميز شوند. همچنين اگر به دنبال كاهش وزن هستيد صبح‌ ناشتا يك فنجان مخلوط آب جوشيده، عسل و دارچين ميل كنيد.

به گفته پزشكان، عسل و دارچين سيستم دفاعي بدن را تقويت مي‌كند و ضعف را از بين مي‌برد. همچنين اين اكسير، پوست را جوان و شفاف مي‌كند و روند پير شدن سلول‌ها را به تاخير مي‌اندازد.
همشهری آنلاین

اسم‌ها شخصیت انسان را می سازند

 


اسم‌ها شخصیت انسان را می سازندپژوهشگران انگليسي و آمريکايي در تحقيقات خود نشان دادند که انتخاب اسم براي فرزندان بزرگترين چالش والدين است چرا که اسم ها شخصيت انسان ها را مي سازند.به گزارش لايو ساينس ، محققان انگليسي با بررسي سه هزار خانواده دريافتند که


يک پنجم والدين از اسمي که براي فرزندان خود انتخاب کرده اند پشيمان هستند.

همچنين در تحقيقات ديگري که محققان دانشگاه نورث وسترن در ايلينويز انجام دادند مشخص شد که انتخاب اسم بسيار مهمتر از آن چيزي است که تاکنون تصور مي شد و شايد به همين دليل است که کتاب هاي اسم نزد مردم از محبوبيت بالايي برخوردارند.

به گفته اين محققان ، علم نشان مي دهد که داشتن يک اسم زيبا و خوش آهنگ نه تنها احساس اطمينان فرد را افزايش مي دهد بلکه موجب مي شود ديگران به طور مثبت تري به وي نگاه کنند.

ديويد فيليو سرپرست اين تيم تحقيقاتي اظهار داشت: اينکه افراد چه کار مي کنند و به چه فکر مي کنند اهميت چنداني ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنيدن اسمي که تلفظ مي شود پالسهايي را ارسال و دريافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وي قضاوت مي کند.

اين دانشمند توضيح داد:«روشي که ما را با آن صدا مي زنند يک نماد و يک آينه است. در واقع اسم همانند يک کارت ويزيت معرف و بيانگر شخصيت دروني ما است. آوا و معنايي که يک اسم دارد مستقيما بر روي رفتار و قضاوت ديگران نسبت به ما اثر مي گذارد. آهنگ و معناي اسم يک فرد حتي بر روي توليد هورمونهاي اکسيتوسين، دوپامين و اندورفين نيز اثر مي گذارد. مي توانيم بگويم نامي که ما را بدان مي خوانند بر روي توسعه ما تاثير مي گذارد».

وي افزود:«گذاشتن يک اسم تا حدودي دخترانه بر روي يک پسر مي تواند مشکلاتي جدي بر روي حس نا امني وي ايجاد کند. همچنين اسامي خيلي اصيل و يا کمياب مي تواند اشخاصي بسيار متفاوت را بار آورند».

اين محققان پس از تجزيه هزار و 700 ترکيب حرف و آوا دريافتند که گذاشتن اسامي دلپذير و دخترانه بر روي دختران موجب مي شود که آنها شخصيت زنانه تر و ظريف تري داشته باشند. اين درحالي است که اسامي پسرانه و غيرمعمولي که بر روي دختران گذاشته مي شود شخصيت اين دختران را خشن تر و جدي تر مي کند.

به گفته اين دانشمند ، دختران دبيرستاني که اسامي پسرانه اي چون اشلي يا شانون داشتند بيشتر به دروس رياضيات و فيزيک علاقه مندي نشان مي دادند درحالي که دختراني که داراي اسامي دخترانه اي چون اليزابت يا کايلا بودند بيشتر به دروس علوم انساني علاقه داشتند.

همچنين در تحقيقات ديگري که دانشمندان دانشگاه ايالت واين در ديترويت انجام دادند مشخص شد افرادي که اسم آنها با حرف A آغاز مي شود زندگي طولاني تري نسبت به افرادي که اسامي با حروف آغازين B، C يا D دارند.

در اين تحقيق که اسامي 10 هزار فرد از بين ورزشکاران، پزشکان و وکلايي که بين سالهاي 1875 تا 1930 زندگي مي کردند مورد بررسي قرار گرفت نشان داد افرادي که اسامي آنها اندرو، آنتوني و آلبرت بود به طور متوسط 9.5 سال ديرتر از همکاراني که اسامي آنها دايان، دنيل و ديويد بود زندگي کرده بودند.

متوسط طول عمر افراد با حرف D برابر با 69.2 سال و متوسط عمر افراد با حرف A برابر با 73.4 سال بود.

اين طبقه بندي همچنين از ديدگاه انتخاب شغل نيز جالب بود. به طوري که بيشتر افرادي که نام آنها «لارنس» با عبارت آغازين «لا» به معني قانون بود وکيل و کساني که اسمشان «دنيس» با عبارت آغازين «دن» مثل «دندان» بود دندانپزشک شده بودند.

مهر

چه طور بفهمیددختری قصد ازدواج دارد !

چه طور بفهمیددختری قصد ازدواج دارد !آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند...شـنیدن جواب رد از طـرف یـک زن بـرای مـردان اصـلا" مسئله خوشایندی نمی باشد. هیچ چیـز بـه انـدازه اینکه زن رویاهایتان تقاضای

ازدواج شمـا را نـپـذیـرد، برای اتـان گـران تـمـام نـمی شود. پـیـش خـود تـصـور میکردید که او به شما علاقه مند است ولی احتمالا" برداشتتان از علائم علاقمندی او اشتباه بوده است.
از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علایق رومانتیک خود بصورتی زیرکانه و پیچیده عمل میکنند(مگراینکه طرف مقابلشان خوش تیپ و پول دار باشد آنجوری که خودشان اظهار می کنند) و اکثر آنها جوابهای ضـد و نقیضی میـدهـند چون خودشان مطمئن نیستند که چـه چیزی در سرشان میگذرد.
بنابراین آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند.

در زیر برخـی از نـشـانه هـای کـه می تـواند نـشانه علاقمندی یک زن باشد را مشاهده میکنید:
علائم علاقه مندی اغلب زنان :
1- او همگام با شما است ناگهان متوجه میشوید که او همه جا حضور دارد. او "بطور اتفاقی" هر کجا شما هستید پیدایش می شود، یا در راه روی محل کارتان مرتب جلوی شما قدم میزند، یا "تصادفی" به شما برخورد میکند. آنچه که او انجام میدهد تلاش برای جلب توجه شما است، و بـرای این اسـت که خود را در موقعیتی قرار دهد تا شما "قدم اول" را بردارید. مسئله اینـجا اسـت کــه بـسـیـاری از مردان نسبت به این عمل زنان بی توجه هستند و به همین دلیـل بسیاری از فرصت ها را از دست میدهند. مردان مستقیم عمل می کنند، زنان غیر مستقیم. بنابرایـن اگر زنـی مکررا" شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اینکه(صد در صد نیست) او اینکار را عمدا" انـجام میدهد زیاد است.

2- او حرکاتی بخصوص انجام می دهدیک جمله قدیمی می گوید:"جسم دروغ نمی گوید." طبیعت بشر را جوری برنامه ریزی نموده که هنـگام ابـراز عـلاقه بـی اخـتیـار شـروع بـه انـجام یـک سـری حرکات جسمانی مشخص میکند. این اعمال غیر شفاهـی از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چیزی جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس کردن، متغیر است.
در اینجا برخی از علائم زبان جسمانی را مشاهده میکنید:
اشاره نمودن در جهت شما با پاها یا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقلید از حرکات شما ( مثلا" اگر دست خود را روی میز بگذارید او هم همین کار را میکند.)

اگر برخی از این علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نمودید، تقریبا" می توانید مطمئن شوید که او چراغ سبز شروع رابطه برای ازدواج را دارد به شما نشان میدهد.

3- او هیچگاه برای شما سرش شلوغ نیستاین اصلی ترین قانون بازی عشق است. شـمـا هـرگـز از یـک زن عـلاقـمـند چـنین جملاتی را نخواهید شنید: " الان واقـعـا سـرم شلوغه"، یا "بذار بینم وقت دارم"، یا "نمیدونم بتونم بیام یا نه"

4- او در مورد شما کنجکاو است زنی که به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند. او درمورد خانواده،پیشینه،سلیقه غذایی، موسیقی، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد کرد. انگیزه اصلی او این اسـت کـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرک بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد کند- اگر از قایق سواری خوشتان نمیآید، او نیز ناگهان از این کار متنفر می شود.

5- او وضعیت مالی شما را می سنجدزن علاقمند دوست دارد منابع و بنیه مالی همسر آینده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتی مانند: "کجا زندگی میکنی؟"، "چه ماشینی داری؟" و "شغلت چیه؟" مـیتواند نشانه علاقمندی وی باشد. اگر پاسخ این سؤالات مطابق با "استانداردهای" او باشــد، علائم بعدی ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباری از مه فرو خواهد رفت.
توجه :
البته پیشنهاد ما این است که اگر دیدید دختری خیلی چشم به مال و اموال شما دوخته، اصلا وقت خود را برای چنین دختری صرف نکنید زیرا او همسر خوبی برای شما نخواهد شد بلکه در موقع دارایی همدم پول شما خواهد بود و در موقع تنگدستی مته ای بر اعصاب شما.

6- او در مورد آینده صحبت می کند یک زن علاقمند همیشه دوست دارد در مورد نقشه های آینده و کارهایی که میتوانید با هم انجام دهید اشتیاق نشـان مـی دهد.

7- او بیقراری و بی تابی میکند,اگر او واقعا" علاقمند باشد، دور و بر شما دستپاچه و بیقرار خواهد بود، بخصوص هنگامیکه شما نتوانید متوجه علائم اشتیاق او شوید. البته ممکن است که ذاتا" یک شخص خجالتی نرمال باشد - اگر او فقط پیش شما بی قراری میکند، احتمالا در سرش فکر ازدواج دارد.

8- او نسبت به زنان دیگر، حسادت می ورزد ؛یک زن سعی می کـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند یک عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ کند.
نشانه های فوق ممکن است لزوما" دلیل بر علاقـمـندی یک زن نـبـاشد چـون بـرخـی از زنان کلا" با دیگران رفتاری توام با احترام و محبت دارند اما اگر تـعـداد زیـادی از ایـن عـلائم را در فـردی مشاهده نمودید میتوانید به خود امیدواری دهید و به دلتان صابون بزنید

منبع : همسران

با لجبازی همسرم چه کنم؟

با لجبازی همسرم چه کنم؟


اختلاف،لج بازی

جر و بحث‌ های زنا شویی و اختلاف ‌نظر‌های همسران مساله ‌ای است که همه زوج ‌ها آن را تجربه می ‌کنند، اما اهداف زوج‌ ها با هم در این میان متفاوت است و گاهی خودشان از این موضوع آگاه نیستند. بعضی‌ ها دوست دارند هر چه زودتر جر و بحث و بگو مگو را پایان دهند و دوباره آرامش را به رابطه خود برگردانند و به هر چیزی برای بدست آوردن آرامش متوسل می ‌شوند، بعضی ‌ها نیز این بگو مگو‌ها را میدان جنگی تصور می ‌کنند که باید پیروز آن شوند و اینها نیز به هر کاری برای پیروز شدن دست می ‌زنند، این افراد با لجبازی تمام بحث را کش می ‌دهند و نمی ‌خواهند اشتباهات خود را بپذیرند و در برابر هر حرفی جوابی می ‌دهند و در برابر هر عملی رفتاری از خود نشان خواهند داد.

لجبازی یک خصوصیت شخصیتی است که افراد را به کارهای بچگانه و تصمیم ‌های غیر منطقی وا می ‌دارد. لجبازی از این احساس نشأت می‌ گیرد که فرد فکر می‌ کند دارد شکست می‌ خورد و باید قدرت خود را نشان دهد. در واقع کمبود اعتماد به نفس و عدم خود باوری و کمبود‌های درونی گاهی باعث لجباز شدن افراد می ‌شود. شاید بسیاری از شما وقتی لجبازی می ‌کنید از عملکرد خود آگاه نباشید و ندانید که در حال لجبازی با همسرتان هستید. برای این ‌که به شناخت بهتری راجع به لحظاتی که لجباز می ‌شوید پیدا کنید باید نمودهای لجبازی را بشناسید.
وقتی شما لجباز می ‌شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می‌ کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می ‌شود. لجبازی باعث می ‌شود شما حقایق را نادیده بگیرید و اشتباه خود را نپذیرید و همین امر همسرتان را نیز آشفته می ‌کند
لجبازی‌ هایتان را بشناسید

گاهی افراد نمی ‌دانند که شدیدا در حال لجبازی با همسرشان هستند و بدون این ‌که به اعمال و گفتار خود فکر کنند با همسرشان برخورد می ‌کنند. باید گفت که شما لجبازی می ‌کنید وقتی که:
اختلاف،لج بازی

1 - بخواهید اشتباهات همسرتان را با رفتارتان تلافی کنید.

2 - عمدا کاری را که می ‌دانید همسرتان دوست ندارد انجام دهید.

3 - اشتباهات خود را تکرار کنید و اصرار داشته باشید که کارتان درست است.

4 - حرف همسرتان را با دقت گوش ندهید و مدام حرف خود را بدون منطق تکرار کنید.

5 - در برابر اشتباه خود اشتباهات گذشته همسرتان را پیش بکشید تا خود را تبرئه کنید و همسرتان را مقصر جلوه دهید.

6 - می ‌دانید اشتباه از شماست و آن را نپذیرید.

7 - می ‌خواهید همسرتان را آزار دهید.

وقتی شما بدانید دارید اشتباه می ‌کنید و به کار خود ادامه دهید در حال لجبازی هستید و با این کار همسرتان را نیز به لجباز شدن و جنگیدن با خودتان تشویق می‌ کنید. وقتی شما لجباز می ‌شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می‌ کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می ‌شود. لجبازی باعث می ‌شود شما حقایق را نادیده بگیرید و اشتباه خود را نپذیرید و همین امر همسرتان را نیز آشفته می ‌کند و ممکن است او نیز خشمگین شود و دست به اعمال غیرمنطقی بزند. لجبازی باعث می ‌شود که شما به همسر خود توهین و او را تحقیر کنید.

گاهی لجبازی آنقدر شدت می ‌گیرد که یک زندگی به دلایل کوچک و واهی از هم می ‌پاشد و زن و شوهر به خاطر لجبازی با یکدیگر عشق شان را از یاد می‌برند و فقط به پیروز شدن در برابر دیگری می‌ اندیشند. با دقت در رفتار خود و پرورش تفکر منطقی در خودتان می‌ توانید با لجبازی مقابله کنید اما اگر همسری لجباز دارید چه باید بکنید؟
اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی ‌های همسرتان شما لجبازی نکنید، چرا که اگر در این دور بیفتید روزبه‌ روز روابط‌ تان بدتر و بدتر می ‌شود و بازگشت به عقب غیرممکن خواهد شد.
در برابر همسر لجباز

اگر همسر لجبازی دارید باید در رفتارتان یک سری نکات را رعایت کنید تا همسرتان سر لج نیفتد و با شما لجبازی نکند.

اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی ‌های همسرتان شما لجبازی نکنید، چرا که اگر در این دور بیفتید روزبه‌ روز روابط‌ تان بدتر و بدتر می ‌شود و بازگشت به عقب غیرممکن خواهد شد.

دوم این ‌که وقتی همسرتان عصبانی است جواب او را ندهید و با او بحث نکنید بلکه در آن لحظه او را به آرامش دعوت کنید و همیشه خواسته ‌هایتان را در آرامش به او بگویید. وقتی خودتان نیز عصبانی هستید از جر و بحث بپرهیزید.

سومین نکته این است که بدانید کسی که لجبازی می‌ کند معمولا خودش می ‌داند که حق با او نیست اما هیچ وقت نمی ‌خواهد این را به زبان بیاورد، پس شما نیز اصرار نکنید و بحث را ادامه ندهید.

چهارم این‌ که همیشه اشتباهات همسرتان را با احتیاط و مهربانی با او در میان بگذارید چرا که اگر او احساس کند که دارید تحقیرش می ‌کنید یا انتقادتان را توهین ‌آمیز به او منتقل می‌ کنید ممکن است با شما لجبازی کند و ایرادش را نپذیرد و رویه ‌اش را تغییر ندهد.

نکته آخر این ‌که تا آنجایی که می ‌شود همسرتان را عصبانی نکنید و حداقل، کارهایی که می ‌دانید او دوست ندارد را انجام ندهید. به یاد داشته باشید که محبت و مهربانی همیشه کارساز است و لجبازی را از بین می‌ برد.
چهار دیواری - حدیث السادات میرزایی


ویتامین B5 مخصوص خانمها ! همسرتان را بابت ..

 

خانمها مصرف کنند
ویتامینB5 : همسرتان را بابت آنچه می گویید تمجید کنید

به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوندۀ خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیوۀ مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایسۀ او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!

قسمت دوم -آنچه مادران به دخترانشان نیاموخته اند !

 
مادران ما به دخترانشان نیاموخته اند که چگونه ابراز احساسات کنند تا مردها حالت تدافعی به خود نگیرند ویا چگونه از مرد درخواست حمایت کنند تا او با رضایت خاطر به این درخواست پاسخ دهد. آنها نیاموخته اند که چگونه به همسرشان رسیدگی کنند بی آنکه برای او مادری کنند. آنها نمی دانند چگونه نیازهای همسرشان را برآورده کنند بی آنکه از خواسته های خود بگذرند. در گذشته زنهایی آنکه به خواسته خودتوجه داشته باشند، همسرانشان را راضی و خشنود می کردند. در نتیجه، مادران ما نمی توانستند به دخترانشان بیاموزند که در عین ن بودن قوی و با اراده باشند و در کنار حمایت از همسرشان به خواسته ها و نیازهای خود نیز توجه داشته باشند.
پدران ما نمی توانستند به پسرانشان بیاموزند که بدون عصبانیت و پرخاشگری با همسرشان صحبت کنند. مردان امروزی دیگر نقش الگوی رهبری خاواده را به شکلی که زنهایشان به آن احترام بگذارند، به خوبی ایفا نمی کنند. نمی دانند که چگونه قدرتمند و با اراده باشند و نیازهای عاطفی همسرانشان را هم برآورده کنند.
نباید پدر و مادر خود را به این دلیل که آنچه را نمی دانستند به ما نیاموختند و در آموزش ما کوتاهی کردند، سرزنش کنیم.
پدران ما درک نمی کردند که چگونه با زنان امروزی همفکری کنند. در مورد نیازهای زنها چیز زیادی نمی دانستند و از اهمیت احساسات زنانه بی خبر بودند. بدون این درک، مردانامروزی نمی توانند مهارت های لازم برای حمایت از نیازهای زندگی زناشویی را بیاموزند. پدر و مادر ما مهارت های لازم برای موفقیت در دنیای جدید را به ما نیاموخته اند. با توجه به این مطلب که ما نمی توانستیم این مهارتها را در خانواده خود بیاموزیم، می توانیم به سادگی از اشتباهات خود و همسرمان بگذریم. این طرز فکر شما را امیدوار می کند.

ادامه دارد

برگرفته از نیاز زن ها ، خواسته مردها - دکتر جان کری -ندا شاه نظر

قسمت اول -آنچه مادرتان نمی توانست به شما بگوید ، و پدرتان نمی دانست

 

 

روزگاری، زنها و مردها در دنیای خصمانه و خطرناک، همسران خوبی برای هم بودند و به خوبی با هم زندگی می کردند. زن احساس عشق و احترام می کرد زیرا هر روز شوهرش برای تامین معاش زندگی بیرون می رفت و زندگیش را به خطر می انداخت. او از شوهرش انتظار نداشت که حساس باشد. کسب مهارت های ارتباطی از وظایف او نبود. کافی بود که شکارچی خوبی باشدو راه خانه اش را پیدا کند. چنین مردانی نیازی به مهارت های لازم در زندگی زناشویی نداشتند و به خاطر تامین معاش خانواده احساس احترام می کردند و زنها نیز از آنها قدردانی می کردند. در حالی که بقا و ادامه زندگی بسیار سخت بود، روابط زناشویی آسان بود.
زن و مرد در شرایط متفاوتی زندگی می کردند. برای ادامه زندگی به یکدیگر وابسته بودند. غذا، پناهگاه و امنیت سبب می شدند که در کنار یکدیگر کار کنند زیرا تامین نیازهای اولیه به نقشها و مهارت های ویژه ای نیاز داشت. مردها نقش تامین کننده و حامی را ایفا می کردند در حالی که زنها در پرورش بچه ها و خانه داری تخصص داشتند.
این جدایی طبیعی بود. براساس شرایط زیستی و زیست شناختی، زنها زایمان می کردند و مسئولیت بیشتری برای پرورش و تربیت بچه ها بر عهده داشتند. مرد به این نقش زن احترام می گذاشت و به نوبه خود در دنیای پرخطر بیرون به شکر حیوانات وحشی می رفت و برای حفاظت از زن و فرزندانش نگهبانی می داد.
گرچه مردها در روزهای سرد و یخبندان و یا زیر نور سوزان خورشید برای شکار بیرون می رفتند، اما به این فداکاری افتخار می کردند، زیرا به زنانشان احترام می گذاشتند و آنها را وسیله زاد و ولد می شمردند. از آنجائی که زندگی زناشویی زن و مرد برای امنیت و بقاء زندگی بود، وابستگی آنها به یکدیگر احترام و تحسین متقایل را به وجود می آورد.
حالا زندگی کاملا تغییر کرده است. از آنجائی که برای امنیت و بقاء آنقدر به یکدیگر وابسته نیستیم، قوانین و شیوه های اجدادمان کهنه و منسوخ به نظر می رسند. برای نخستین بار در تاریخ، با مهر و محبت به هم می نگریم. خوشبختی، صمیمیت و عشق جاودان لازمه دوام زندگی مشترک هستند.
آنچه مادرتان نمی توانست به شما بگوید و پدرتان نمی دانست، این است که چگونه بدون صرفنظر از نیاز خود، نیازهای احساسی همسرتان را برآورده کنید. این کارتنها با استفاده از مهارت های جدید ارتباطی میسر است.

ادامه دارد ...
برگرفته از نیاز زن ها ، خواسته مردها - دکتر جان کری -ندا شاه نظر

چرا مردها ناراضی هستند !

 

مردها احساس می کنند که شکست خورده اند و به قدر کافی از آنها قدردانی نمی شود. آنها نیز مانند زنها فشار زیادی را تحمل می کنند. در گذشه وقتی مردی به خانه باز می گشت، زن از او استقبال می کرد و از تلاش و از خود گذشتگی های او تشکر می کرد. زن با شادی به شوهرش خدمت می کرد و انتظار زیادی از او نداشت. اما حالا ناگهان خانه دیگر محل آسایش نیست.

در هیچ زمان دیگری زندگی زناشویی تا این اندازه برای مردها دشوار نبوده است
بسیاری از مردان امروزی شاید حتی بیشتر از اجدادشان کار می کنند، با این حال نمی توانند تنها منبع حمایت از خانواده شان باشند. آنها وقتی می بینند که همسرشان ناراضی است و نیازش تامین نشده است به دلیل فقدان حس خوشایند ناشی از نقش تامین کننده و حمایتگر خود، احساس شکست و ناکامی می کنند.

برگرفته از کتاب نیاز زنها ، خواسته مردها - نویسنده : دکتر جان گری ، مترجم : ندا شاه نظر

قفلِ زیبایی را فقط یک کلید باز می‌کند

 

قفلِ زیبایی را فقط یک کلید باز می‌کندزیبایی با سن‌وسال، میانه خوبی ندارد. سن که بالا می‌رود، پوست خراب می‌شود. این یک قانون است. با افزایش سن،پروتئین‌های پوست تحلیل می‌روند و خاصیت ارتجاعی پوست کم می‌شود.

کم‌کم سروکله چیـن‌وچـروک‌ها هم پیدا می‌شود و زیبایی، هر روز بیشتر از دیروز، تهدید می‌شود.اگرچه نمی‌شود جلوی افزایش سن را گرفت، اما متخصصان تغذیه می‌گویند با رعایت یک برنامه غذاییِ سنجیده و حساب‌شده، می‌شود سرعت و شدت تخریب پوست را کاهش داد. به عقیده آن‌ها، این قفلِ زیبایی را فقط یک کلید باز می‌کند: رعـایت یک رژیـم غـذایی غنی از آنتی‌اکسیـدان، ویتـامین C، ویتـامین E، سلنـیوم، ویتـامین A، اسیـدهای چرب امگا- ۳ و آب و … رژیم ۳ روزه زیر، نمونه‌ای از همان «کلیدهای تغذیه» است که می‌تواند «قفل زیبایی» را باز کند. به امتحانش می‌ارزد. قبول ندارید؟

روز اول
صبحانه: شیر به همراه بادام و توت
یک لیوان شیر کم‌چرب را با یـک پیمانه تـوت مخلوط کنید، سپـس ۱ تا ۲ قاشق سوپ‌خـوری خلال بادام یا گردوی خُردشده و ۲ قاشـق سوپ‌خوری جوانه گندم به آن اضافه و میل کنید.۳۶۰ کالری
ناهار: همبرگر به همراه قارچ و کلم بروکلی ۱۴۰ گـرم همبرگر (گوشت کم‌چرب) را به همراه گــوجه‌فرنگی و کـمی قارچِ تفـت‌داده، به اضــافه یـک پیمانه کـلم بروکلی پخته یا خـام در یـک نـان همبـرگر (در انـدازه استـاندارد) بگذارید و میـل کنیـد. اگـر دلتان خواست، می‌توانیـد از یک قاشـق سوپ‌خوری سس گوجه‌فرنگی هم به عنـوان چاشنی استفاده کنید. ۵۰۰ کالری
عصرانه: نصف یک انبه و یک لیوان شیر کم‌چرب
برای عصرانه‌تان می‌توانید به جای انبه، از نصف یک طالبی کوچک (گرمک) استفاده کنید و به جای یک لیوان شیر کم‌چرب هم می‌توانید بروید سراغ بستنی؛ البته به همان مقدار، نه بیشتر.

۱۸۰ کالری
شام: ماهی کبابی به همراه اسفناج و سیب زمینی۱۴۰ گــرم ماهی کبـاب‌شده (از هر نوع ماهی) را می‌توانید همـراه بــا نصـف یـک سیب‌زمینـی متوسـط پخته و یـک پیمـانه اسفناج پخته یـا کلم بروکلی یـا نخود فرنگی میل کنید.
۵۶۰ کالری

روز دوم
صبحانه: املت با یک برش نان
نصف یک پیمـانه پیازِ خُــردشده را تفت بدهید و مقـداری هم فلفـل‌دلمه‌ای با کــمی گوجه‌فرنگی (به مقدار دلخواه) به آن اضافه کنید. یک قاشق چـای‌خوری روغن کلزا بریزید و منتظر شوید تا موادتان یک‌دست شود. بعدش تخم‌مرغ‌ها را اضافه کنید: یـک تخم‌مرغ کامل و دو سفیده تخم‌مرغ (ترجیحاً از تخم‌مرغ‌های غنی‌شـده بـا امگــا- ۳). وقتـی تخم‌مرغ‌هــا سفت شـد، املتتان آمـاده است و می‌توانید آن را با یـک بـرش نـان میــل کنید.
۳۵۰ کالری


ناهار: خوراک ماهی تن
یک کنسرو ماهی تن (۱۸۰گرم) را پـوره کنید یـا به همـان شکل، روی دو تکه نـان تُست بگذارید. یک قاشـق سوپ‌خوری سـس مایونز کم‌چرب، پیازِ خُـردشده و کمی هم فلفـل سیاه به آن اضـافه کنید. روی هــر کدام، چنـد برش نازک گوجه‌فرنـگی و یک برش کوچـک پنیر کـم‌چـرب (از هر نوع پنیری که دوست دارید) بگذارید و سپس آن‌هـا را داخـل فر قرار دهید تا پنیرها آب شود. ناهارتان آماده است.
۵۰۰ کالری


عصرانه: آب‌هویج بستنی
یک لیوان آب‌هویج را با یک پیمانه بستنی، مخلوط کنید و بخورید به حساب عصرانه!
۱۸۰ کالری


شام: مرغ کبابی به همراه سیب‌زمینی و کلم بروکلی
۱۴۰ گرم سینه مرغ (بدون پوست) را بپـزید یا در ماهی‌تابه به همراه دو قاشق سوپ‌خوری روغن کلزا یا روغن زیتون و سیرِ خردشده و سبزیجاتِ دلخواهتان سرخ کـنید. سپس آن را به همـراه یک عدد سیـب‌زمینی پخته و یک پیمانه کلم بروکلی (یا اسفناج یا کلم‌پیچ) میل کنید.
۵۸۰ کالری


روز سوم
صبحانه: نان و پنیر و گردو یا گوجه‌فرنگی
یک پیمانه پنیـر کم‌چرب (۱ درصد) را به همراه ۲ قـاشق سوپ‌خوری گردوی خُــردشده یا خـلال بادام و ۲ عــدد گوجه فرنگی (یا یک پیمانه توت یا نصف برش انبه) میل کنید.
۳۵۰ کالری


ناهار: مرغ کباب‌شده به همراه سالاد
به ۱۲۰ گرم مرغ کباب‌شده یا میگوی طبخ‌شده (یـا ماهــی) حدود ۳۰ گرم پنیر پیتزا اضافه کنید و همـراه با سالاد کاهو میل کنید. بـرای چاشنی می‌توانید از ۴ قاشـق سوپ‌خوری سـس مایــونـز کـم‌چـرب یـا ۱ تا ۲ قاشـق سوپ‌خوری سـس مایونـز معمولی استفاده کنید.
۴۰۰ تا ۵۰۰ کالری


عصرانه: یک پیمانه توت‌فرنگی و ۲۰عدد بادام
۲۲۰ کالری


شام : گوشت کم‌چرب سرخ‌شده با برنج
۱۴۰ گـرم گوشت کـم‌چرب را به دو قسمت تقسیم کنید و آن را با ۲ قاشق سوپ‌خوری روغن کلزا تفت بدهید. نصف پیمانه فلفل‌دلمه‌ای، نصف پیمانه نخودفرنگی و ۲ عدد تره‌فرنگیِ خردشده هم به آن اضافه کنید و اگر دلتان خواست، سیرِ خردشده و فلفل و نمک هم توی غذایتان بریزید. بعد، آن را با نصف پیمانه بـرنج دم‌کـرده و یک پیمانه اسفناج‌پخته (کلم بروکلی یا کلم‌پیچ) میل کنید. غذای لذیذی است، مطمئن باشید. راستی، می‌توانید بــه جای گوشت، از مـرغ یا میگو هم استفاده کنید. دیگر چه می‌خواهید؟
۵۹۰ کالری

توصیه‌ای که
نباید یادتان برود
برای استفاده از هر نوع رژیم غذایی برای لاغری، بهتر است با یک متخصص تغذیه مشـورت کنید؛ چون تجربه نشان داده است که اگر کاهش وزنتان شدید و ناگهانی باشد، احتمال بروز چین‌وچروک در پوستتان زیاد می‌شود. علتش هم واضح است: لاغری نابهنگام باعث از بیـن رفتن لایـه‌های چربی زیر پوست می‌شود و این، پوست را در معرض چین‌وچروک قرار می‌دهد.
تا می‌توانید، از سیگار و مـواد مخدر بپـرهیـزید؛ چراکه این دو با از بیـن بردن چربی‌های زیر پوست، زمینه را برای بروز چین‌وچروک‌های پوستی فراهم می‌کنند.
به خودتان مسلط باشید و حتی‌المقدور عصبی نـشوید. آدم‌های عصبی به خاطر استفـاده بیش از حد از عضـلات صـورتشان، باعـث پیدایش تدریجی چین‌وچروک در چهره خود می‌شوند.
هر روز ترکیبی از مواد لبنی و میوه بخورید (مانند هویج‌بستنی، شیر توت‌فرنگی و …). استفاده از مواد لبنی همراه با میوه‌های حاوی بتاکــاروتن (نظیر زردآلو، هلو، انبه و …) باعث شـادابی می‌شود و ضمناً از چروک خوردن پوستتان نیز جلوگیری می‌کند.

blog.rooz8.com

نجات یافتن از کنار گذاشته شدن در رابطه احساسی

۵روش عملی برای نجات یافتن از کنار گذاشته شدن در رابطه احساسی...با وجود اینکه احساس می کنید که به خاطره ها وابسته هستید. بهترین راه این است که خاطرات و یادگاری های زمان با هم بودتان را کنار بگذارید. این برای اکثر ما حداقل یکبار در زندگی اتفاق افتاده است، یک دقیقه شما با فردی در رابطه هستید و در یک دقیقه بعد شما مجرد هستید. البته اهمیت دارد که شما چه مدت و چقدر روی طرفتان در این رابطه سرمایه گذاری کرده اید، چقدر به طرفتان که عاشقش بودید اهمیت دادید. اما با وجود این در یک رابطه کنار گذاشته شدن بسیار سخت است و سخت تر مسئله غرور فرد است که شکسته می شود و گاهی فقط و فقط ضربه و درد است. خوب حالا چه کنیم؟ در زیر شما 5 روش عملی برای نجات یافتن از این قضیه خواهید دید. 1) با آغوش باز ضربه و درد را بپذیرید. اکثر مردم بعد از بحران احساسی نیاز به زمان دارند تا تجدید قوا کنند و زخم هایشان را بهبود ببخشند. زمانی را به خود اختصاص دهید و تنها باشید و گریه کنید و جیغ بزنید. هر راهی که ممکن است برای سوگواری عشق از دست داده تان انجام دهید. اما مدت زیادی در این وضعیت نماینید. چرا که بعد از مدتی خود را نا امید و مایوس پیدا می کنید. 2) یادگاری ها را کنار بگذارید. با وجود اینکه احساس می کنید که به خاطره ها وابسته هستید بهترین راه این است که خاطرات و یادگاری های زمان با هم بودتان را کنار بگذارید. همه عکس ها و کادو ها را بسته بندی کنید چیز هایی که با هم خریدید را کنار بگذارید. بطور خلاصه هر چیزی که خاطره ی او را در ذهنتان زنده می کند را پنهان کنید. 3) جریانات عادی و روزمره خود را عوض کنید. یکی از سخت ترین کارها در بعد از زمانی که توسط فردی کنار گذاشته می شوید این است که باید خود را روزمره ای که در آن تنها هستید سازگار کنید. دیر تر صبحانه بخورید. اگر همیشه با هم در خانه بودید سعی کنید از خانه بیرون بروید. به سوپر ها و فروشگاه های مختلف سر بزنید. اگر در پارک نزدیک محل سکونتتان با هم قدم می زدید، از این پارک دوری کنید و جای دیگری را انتخاب کنید. 4) بیرون بروید. زمانی که احساس کردید آماده اید با دنیا رو به رو شوید بیرون بروید و این کار را انجام دهید. به ساحل و یا به بار بروید به پاتیناژ و یا به بولینگ بروید. هر کاری که که فکر می کنید ممکن است لذت بخش باشد را انجام دهید. بیرون بروید و آن را به دست بیاورید. نه تنها باعث می شود که ذهن شما از درد درون قلبتان منحرف شود، بلکه باعث می شود مواد شیمیایی بدنتان گرفته شود و دوباره به راه بیفتد که همین مطلب باعث می شود تا روحیه شما بهتر شود. 5) چیزی را در مورد خودتان تغییر دهید. موهایتان را کوتاه کنید . شلوار جین جدید بخرید یا کلاه جدید برای خودتان تهیه کنید. هر چیزی که بتوانید به شما هویتی غیر از شریک یک تکه از رابطه را بدهد و شما را تبدیل به یک فرد مجرد جدبد بکند. www.hamdardi.net گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی

شما مي‌توانيد! تنها اگر بخواهيد

 

شما مي‌توانيد! تنها اگر بخواهيدبراي همه ما پيش آمده كه گاهي از اوضاع و شرايط بيروني خود بسيار ناراحت هستيم و تحمل‌مان خيلي كم مي‌شود.در واقع وقتي خودمان را ناراحت كرده يا برخلاف ميل و خواسته خود عمل مي‌كنيم، خواسته‌هاي صحيح و سالم خود را به بايدها و نبايدهاي غيرمنطقي و ناسالم تبديل مي‌كنيم،

بنابراين بهتر است بدانيم كه چگونه مي‌توانيم اين باورهاي غلط را تشخيص دهيم و در جهت از بين بردن آنها گام برداريم. به عنوان يك اصل ساده و آسان براي پي‌بردن به اين باورهاي نامعقول، مي‌توانيم تمام باورهاي خشك و متعصبانه خود را در 3‌عنوان اصلي زير قرار دهيم. در اينجا به اين 3باور اصلي كه وقتي احساس ناراحتي مي‌كنيم بايد به دنبال آنها بگرديم، اشاره مي‌كنيم:

- احساس افسردگي شديد، ترس، نگراني و خودكم‌بيني؛ «من حتما بايد همه كارها را درست انجام دهم و ديگران هم بايد مرا تاييد كنند، در غير اين صورت دوست داشتني نيستم و ارزشي ندارم!»

- احساس عصبانيت شديد و دائمي، خشم، بي‌قراري و رنج؛ «همه آدم‌ها- به‌ويژه آنهايي كه براي من مهم هستند- بايد رفتار خوب و منصفانه‌اي با من داشته باشند، در غير اين صورت آدم‌هاي بدي هستند كه ناراحتي‌شان براي من اهميتي ندارد!»

- احساس بدبختي و كم‌تحملي در برابر شكست؛ «شرايط و موقعيت‌هاي زندگي من بايد آسان، خوشايند و دلپذير باشند، در غير اين صورت دنيا جايي غيرقابل تحمل است كه من هيچ‌گاه نمي‌توانم در آن احساس خوبي داشته باشم!»

اگر شما هم هر يك از اين احساسات مزاحم و ناخوشايند را داريد و رفتار و اعمال‌تان برخلاف علايق‌تان هست، بايد حتما به دنبال اين بايدهاي اساسي در خودتان باشيد.

اين را بپذيريد كه ممكن است بعضي از اين موارد در شما وجود داشته باشند بنابراين مستعد هستيد كه اين خواسته‌ها را به راحتي به بدبختي‌هاي زندگي خود پيوند دهيد.

با خود بينديشيد چرا اين‌قدر به بايدهايي كه خودتان ايجاد مي‌كنيد اهميت مي‌دهيد زيرا طبيعتا شما هم مثل ديگران خواسته‌هاي بزرگي داريد و جاه‌طلب هستيد. شما يك‌بار متولد مي‌شويد و ميل زيادي به شادبودن و زنده‌ماندن داريد اما خيلي راحت براي خود گرفتاري به وجود مي‌آوريد. بعضي وقت‌ها با تغيير باورهايي مثل «من واقعا مي‌خواهم موفق شوم» به «من بايد موفق شوم» يا «واقعا اميدوارم كه دوستم داشته باشي» به «تو بايد مرا دوست داشته باشي» يا تبديل اين خواسته كه «آرزو مي‌كنم شرايط راحتي در زندگي داشته باشم» به «من بايد زندگي راحتي داشته باشم» براي خود گرفتاري‌هاي زيادي به وجود مي‌آوريد.

آيا شما هميشه آرزوهاي بزرگ خود را به حكم‌هاي بلندپروازانه تبديل مي‌كنيد؟ آيا اگر آرزوهاي معقول‌تان برآورده نشوند، مي‌توانيد بدون اينكه زياد ناراحت شويد، باز هم به مبارزه ادامه دهيد؟ اما اگر ميل و اشتياق زيادي براي قهرمان‌شدن داريد يا دلتان مي‌خواهد هميشه برنده باشيد، نبايد زياد به برنده‌شدن وابسته باشيد. در واقع آرزوهاي بزرگ شما، هم ذاتي و هم اكتسابي هستند. شما به طور طبيعي آرزوها و تمايلات شديدتان را به خواسته‌ها و نيازهاي مطلق و بلندپروازانه تبديل مي‌كنيد. براي اينكه اين كار را نكنيد لازم است وقت و انرژي زيادي صرف كنيد.

اما بهتر است با خودتان رورواست باشيد! همه ما هنوز با خواسته‌ها و آرزوهاي دوران كودكي‌مان زندگي مي‌كنيم. اگر دقت كنيم مي‌بينيم اين آرزوها در بسياري مواقع باعث ناراحتي ما مي‌شوند؛ چون بايدها و نبايدهايمان با واقعيت‌هاي اجتماعي تناقض دارند. ما نمي‌توانيم در تمام مراحل موفق شويم چون معمولا اشتباهاتي مرتكب مي‌شويم.
اگر انتظار داريد ديگران دائم شما را راضي و خشنود كنند، دوست‌تان داشته باشند و به درخواست‌هايتان پاسخ دهند، آنها هميشه اين كار را نخواهند كرد، بنابراين اينگونه تفكرات و توقعات را فراموش كنيد.

آيا شما مي‌خواهيد همه كارها را درست انجام دهيد؟ دوست داريد ديگران با شما مهربان باشند و شرايط زندگي مناسبي داشته باشيد؟ خب، ادامه دهيد و همچنان بخواهيد كه اينگونه باشيد! اما مراقب باشيد خواسته‌هايي كه خودتان به خودتان تحميل مي‌كنيد، ممكن است به نارضايتي، نااميدي و ترس منتهي شوند.

اما براي كاهش اين بايدها و نبايدها و خود تخريبي ناشي از آن، چه بايد بكنيم. هرگاه احساس بدي داشتيد مي‌توانيد به دنبال بايدهايتان بگرديد، آنها را پيدا كرده و راه ديگر و مؤثرتري را انتخاب كنيد.

اگر واقعا نتوانيم شكست در مسائل عاطفي، كار يا رفتارهاي ناعادلانه را تحمل كنيم، مسلما هيچ وقت شاد نخواهيم بود و نمي‌توانيم از هيچ چيز به خوبي لذت ببريم. مهم نيست چه شرايطي داريم؛ حتي با وجود فقر يا بيماري‌هاي مهلك، اگر بخواهيم و سعي كنيم باز هم قادر هستيم سرگرمي و كارهاي لذت‌بخشي پيدا كنيم، بنابراين مي‌توانيم هر چيزي را كه واقعا دوست نداريم تحمل كرده و با آن كنار بياييم.

ايجاد تغيير در خود

اين جمله را فراموش نكنيد كه همه ما خودمان مسبب ناراحتي‌ها و شادي‌هايمان هستيم و اين از تفكرمان ناشي مي‌شود، بنابراين بايد ببينيم چگونه مي‌توانيم با متفاوت فكركردن در زندگي‌مان تغيير ايجاد كنيم. با اين كار مي‌توانيم احساسات مخرب خود را به‌خوبي بشناسيم. فرض كنيد كه خواسته‌هاي سالمي داريد اما باورها و بايدها و نبايدهايتان ناسالم است. مثلا هنگامي كه در كاري موفق نمي‌شويد، فورا با خود مي‌گوييد: «تقاضاي من به هيچ وجه نبايد رد مي‌شد!

من به دنبال يافتن كار خوبي بودم اما آن را از دست دادم!» بنابراين نتيجه مي‌گيريد كه آدم بي‌لياقتي هستيد و ديگر نبايد در اين راه تلاش كنيد. اما شما مي‌توانيد اين باورهاي نامعقول‌تان را به گونه‌اي واقع‌بينانه، منطقي يا عملي زيرسؤال ببريد. مثلا از لحاظ منطقي هيچ دليلي وجود ندارد كه اگر شما يك‌بار شكست خورديد، دفعات بعد هم با شكست مواجه شويد و نتيجه بگيريد كه آدم ضعيفي هستيد!در واقع وقتي دائم احساسات و باورهاي نامعقول خودتان را زيرسؤال ببريد، مي‌توانيد آنها را به باورهاي واقع‌بينانه‌تر و معقول‌تري تبديل كنيد. مثلا: «من دوست نداشتم كارم را از دست بدهم ولي به هر حال مي‌توانم شغل ديگري پيدا كنم.

وقتي اگر هم نتوانم باز هم مي‌توانم از زندگي‌ام لذت ببرم.»اگر بعد از هر واقعه ناخوشايندي كه اتفاق مي‌افتد، احساس بدي داريد و خودتان را مقصر مي‌دانيد، مي‌توانيد باورهايتان را زيرسؤال ببريد و آنها را تغيير دهيد. براي تغيير باورهايتان بايد خودتان اراده كنيد و واقعا بخواهيد كه آنها را تغيير دهيد.

نيروي اراده، پيچيده‌تر و متفاوت‌تر از خواسته‌ها و تصميمات زودگذر شماست. وقتي اراده مي‌كنيد كاري را به ثمر برسانيد؛ يعني توان تصميم‌گيري و به دنبال آن به‌عمل درآوردن آن را هم داريد كه اين فرايند معمولا مراحلي دارد:

- نخست تصميم مي‌گيريد كار جديدي انجام دهيد؛ مثلا كمتر خودتان را ناراحت كنيد و تحملتان در رويارويي با مسائل مختلف را بيشتر كنيد.

- شما مصمم هستيد تصميمي را كه گرفته‌ايد عملي سازيد، بنابراين آنچه را كه فكر مي‌كنيد براي اين كار ضروري است انجام مي‌دهيد؛ «مهم نيست كه چقدر سخت باشد يا چقدر زمان ببرد،‌ من قصد دارم كاري كنم كه كمتر ناراحت شوم و قوي‌تر باشم!»

- براي رسيدن به خواسته‌هايتان و اينكه چه كارهايي بايد بكنيد و چه كارهايي نه، به اطلاعاتي نياز داريد؛ «مي‌خواهم كمتر خودم را ناراحت كنم و بعضي احساسات و رفتارهايم را تغيير دهم و ديگر به خاطر مشكلات، و ناملايمات شكوه نكنم، با آنها مبارزه كنم.»

- در حقيقت شروع مي‌كنيد به كار كردن روي اراده خود و كسب اطلاعات درباره آن؛ «به جاي اينكه به خودم بگويم ناكامي‌ها و نارضايتي‌ها نبايد در زندگي من اتفاق بيفتند، خودم را متقاعد مي‌كنم كه اين شرايط بايد به وجود آيند تا من با آنها روبه‌رو شوم، برآنها غلبه كنم و بتوانم تغييرشان دهم. اگر هم موفق به تغيير نشوم آنها را بپذيرم. من توان انجام اين كارها را دارم و مي‌خواهم خود را وادار به انجام آنها كنم. من نهايت تلاشم را مي‌كنم تا شرايط را تغيير دهم.»

- در اين مرحله دائم تصميم به تغيير مي‌گيريد. اراده مي‌كنيد كاري را انجام دهيد و بعد آگاهي لازم را به دست مي‌آوريد و براي تغيير از آنها استفاده مي‌كنيد.

- اگر زماني به هردليل به گذشته برگشتيد يا بعد از پيشرفت‌هاي خود دوباره گرفتار شديد؛ يعني در واقع پسرفت كرديد و به مرحله‌اي برگشتيد كه حتي هيچ كار راحتي را هم دنبال نمي‌كرديد، دوباره مي‌توانيد تصميم بگيريد و خودتان را وادار كنيد تا در مسيرهاي مؤثرتري گام برداريد و مصمم و قاطع اطلاعات لازم را به دست آوريد و تصميم‌تان را عملي كنيد. مهم نيست كه چقدر سخت و دشوار است يا چقدر وقت مي‌گيرد. وقتي اينگونه عمل مي‌كنيد، ديگر مهم نيست كه چند وقت يك‌بار يا به چه ميزان دوباره ناراحتي‌هايتان عود مي‌كنند چون دوباره مي‌توانيد به راحتي بر آنها غلبه كنيد.

- اگر دوباره ناراحتي‌ها به سراغتان آمدند فورا نتيجه‌گيري نكنيد كه «دوباره از اول شروع شد! چه فايده‌اي دارد كه دوباره سعي كنم نيرو و توان از دست‌رفته‌ام را به دست آورم؟» بهتر است خودتان را كاملا با همان احساس ضعف و ناتواني بپذيريد و دوباره شروع به تقويت خود بكنيد، طوري كه كمتر به گذشته‌ها فكر كنيد و اگر در آينده چنين مشكلي پيش آمد بهتر است تلاش كنيد سريعا بر آن غلبه كنيد. البته مجبور نيستيد ولي اگر اين كار را بكنيد خيلي خوب است.

نيروي اراده آنطور كه ميليون‌ها نفر به اشتباه فكر مي‌كنند، دقيقا همان خواسته، انتخاب و تصميم‌گيري نيست. نيروي اراده شامل تصميم به انجام كار و كسب دانش مربوط به چگونگي انجام آن است و عمل به آن؛ يعني وادار كردن خود به انجامش و تداوم در عمل حتي زماني كه فكر مي‌كنيد به مرحله عمل درآوردن آن مشكل است. اين روش بسيار مفيد است؛ به ويژه هنگامي كه بارها و بارها به وضع پيشين برمي‌گرديد و عملكردتان ضعيف مي‌شود.

با دانستن تمام اين نكات آيا مي‌توانيد به چنين نيروي اراده‌اي برسيد؟ واقعا مي‌توانيد. اگر واقعا تصميم داشته باشيد به آنچه مي‌خواهيد برسيد مي‌توانيد خود را وادار و مجبور كنيد تا انگيزه انتخاب يك هدف را در خودتان ايجاد كنيد و مصمم باشيد كه اطلاعات لازم و نحوه عملكرد درست و مناسب براي رسيدن به هدفتان را به دست آوريد.

سختي كار نبايد برايتان مهم باشد. در تداوم انجام آن بكوشيد؛ حتي اگر دوباره دچار «تضعيف اراده» شديد، اين روش را بارها تكرار كنيد. مطمئن باشيد ارزش آن را دارد و حتما موفق خواهيد شد.
همشهری آنلاین

اين بحث براي خانم‌هاي جوان خيلي داغ است

 

آيين مادرشوهرداري

. وقتي به تالارهاي گفتگوي خانوادگي سر مي‌زنيد ، علاقه‌مندان زيادي را در آنجا مي‌بينيد. وقتي پاي صحبت خانم‌ها مي‌نشينيد هم حرف‌هاي زيادي هست كه مورد مشورت قرار مي‌گيرد، اما مردم‌داري، شوهرداري، همسايه‌داري، خانواده‌داري و همين‌طور مادرشوهرداري هم فوت و فني دارد كه بايد آن را بياموزيد. اگر شما با همه افراد روابط خوبي برقرار مي‌كنيد و هنر ارتباط برقرار كردن را داريد، بعيد نيست كه روابط خوبي نيز با مادر همسرتان داشته باشيد زيرا ارتباط يك مهارت اجتماعي است. اما پيش از هر چيز خوب است مادرشوهر را بشناسيد.


مادرشوهر يك مادر است

مادر بودن با دلسوز بودن و مهربان بودن توام است. نرگس يك مادرشوهر 52 ساله است. او مي‌گويد: ما هم زن هستيم و مي‌دانيم عروس چه توقعاتي دارد، اما نمي‌توانيم راحت پا روي دل خود بگذاريم. اگر تازه‌عروس‌ها مادر شدن را تجربه كرده بودند، ما را بهتر درك مي‌كردند. آدم دلش براي بچه‌اش كه يك عمر بزرگش كرده تنگ مي‌شود. از بي‌تجربگي عروس نگران مي‌شود كه مبادا زندگي‌شان سخت بگذرد. از تازه كاري داماد نگران مي‌شود كه مبادا در زندگي كم و كسري داشته باشد. اگر مي‌بينيد مادرشوهري زياد سراغ عروس و داماد را مي‌گيرد از بدجنسي نيست كمي مربوط به كنجكاوي‌هاي زنانه است و بسياري به خاطر دلنگراني‌هاي مادرانه.

گاهي مادرشوهر ، مادر رنج‌ديده‌اي است كه از فرزند خود جز پرخاش نديده و حالا كه مي‌بيند پسرش وقتي به ثمر نشسته همه كارهايي را كه از او دريغ مي‌كرده در حق همسرش روا مي‌دارد ، دلشكسته مي‌شود.مادرشوهر دل نازك است

يکي از مشاوران خانواده مي گويد:‌ مادرشوهر هميشه آن شخصيت با صلابت و قدرتمندي نيست كه شما در تلويزيون ديده‌ايد. خيلي از مادرشوهر‌ها از نسل قبلي و خانواده سنتي آمده‌اند. در خانواده‌هاي سنتي گاهي زنان بالاترين ظلم را به يكديگر روا مي‌داشتند. بانويي نزد من آمده بود و از عروسش گلايه مي‌كرد و مي‌گفت:‌ مگر من آدم نبودم. 15 ساله بودم كه عروس شدم و در اين سن و سال زمستان كه مي‌شد مادرشوهرم رخت همه خانواده را جمع مي‌كرد و مي‌داد من لب حوض بشويم. گاهي هوا اينقدر سرد بود كه به محض پهن كردن رخت‌ها همه يخ مي‌زدند. حالا اگر عروس و پسرم به خانه ما بيايند عروسم مثل مهمان رفتار مي‌كند و از جايش تكان نمي‌خورد و سهم خود را در همكاري با خانواده ادا نمي‌كند.

اين روان‌شناس مي‌افزايد: گاهي مادرشوهر ، مادر رنج‌ديده‌اي است كه از فرزند خود جز پرخاش نديده و حالا كه مي‌بيند پسرش وقتي به ثمر نشسته همه كارهايي را كه از او دريغ مي‌كرده در حق همسرش روا مي‌دارد ، دلشكسته مي‌شود و گاهي خود را با عروس مقايسه مي‌كند و مي‌خواهد جايگاه خود را در مقابل عروس بازتعريف كند. گاهي نيز همه اين كارها به خاطر دلتنگي است و يك رفت و آمد ساده ولو براي نيم ساعت مي‌تواند اين دلتنگي‌ها را كاهش دهد.

شما اگر كمي دقت كنيد همه اين تشويش‌ها را در مادر خود نيز مي‌يابيد. البته واكنش افراد يكسان نيست، اما چيزهاي ديگري نيز در اين رابطه مهم است.

خوشبختي درون شماست

با عروس خانم‌هاي زيادي برخورد كرده‌ام كه از مادرشوهر چنان گلايه مي‌كنند كه گويي پرنده خوشبختي آنان را در قفسي حبس كرده و جلوي هر نوري را در زندگي آنان گرفته است. در حالي كه مشاوران معتقدند خوشبختي در درون شما يافت مي‌شود، نه در دستان شخصي ديگر.

بنابراين اگر خوشبختي و شادي و آرامش خود را وابسته به يك عامل بيروني نكنيد ، چيزي آن را برهم نخواهد زد. ما آدم‌هاي بيرون از وجود خود را نمي‌توانيم كنترل كنيم. ممكن است مادر شوهر يكي از آنها باشد، ولي ما بدون كسب توجه او نيز مي‌توانيم خوشبخت باشيم.

نبايد پيشداوري و قضاوت كرد، اما بايد مسوولانه و برنامه‌ريزي شده عمل كرد.برنامه‌اي براي دل خودتان

اگر حس مي‌كنيد مادرشوهرتان دوست دارد هفته‌اي يك بار با شما ملاقات داشته باشد و شما مي‌توانيد اين خواسته را برآورده كنيد با همسرتان مشورت كنيد و ابتكار عمل را به دست بگيريد.

مهربان محمدي، بانوي 27 ساله‌اي است كه از ناخشنودي مادرشوهرش كلافه است و مي‌گويد هر كاري مي‌كنم مرا دوست ندارد و هر وقت او را دعوت مي‌كنم از برخوردهايش ناراحت مي‌شوم و حس مي‌كنم او مرا بازيچه خود قرار داده است و در دل به ناراحتي‌هايم مي‌خندد.

نكته همين جاست. نبايد پيشداوري و قضاوت كرد، اما بايد مسوولانه و برنامه‌ريزي شده عمل كرد. شما برنامه‌ريزي كنيد و طبق برنامه او و برحسب وظيفه با وي رفت و آمد كنيد و هيچ توقعي نداشته باشيد. مطمئنا او نيز بزودي نرم خواهد شد. شما نيز آسوده‌ايد كه داريد طبق برنامه خود عمل مي‌كنيد و بازيچه دست كسي نيستيد.

همسرتان را متقاعد كنيد كه خودتان بايد براي زندگي خود تصميم بگيريد. نه خانواده شما و نه خانواده همسرتان نمي‌توانند در زندگي شما تصميم‌گيرنده باشند، اما در صورت نياز، آنان بزرگ‌ترهاي باتجربه‌اي هستند كه بهترين مشورت‌ها را مي‌توانيد از آنان بگيريد.

احترام، احترام مي‌آورد و عشق جواب عشق دريافت مي‌كند اما اگر اين اتفاق نيفتاد، شما به آخر دنيا نرسيده‌ايد.


اعتراف‌گيري نكنيد

فراموش نكنيد خانواده شما و خانواده همسرتان از آدم‌هاي معمولي‌اند كه البته جايزالخطا هستند. بابت اين اشتباهات و خطاها مچ‌گيري نكنيد و نكوشيد همسرتان را قاضي كنيد. اين كار، او را بين شما و خانواده‌اش قرار مي‌دهد و كار خوشايندي نيست.

عروس وظيفه‌شناسي باشيد، ولي براي جلب توجه خودكشي نكنيد. لازم نيست دست به هر كاري بزنيد كه از شما راضي باشند. گاهي زمان همه چيز را حل مي‌كند.يعني با استفاده از مهارت‌هاي زندگي و ارتباطي در بستر زمان مي‌توانيد ارتباط خود و خانواده همسرتان را بهبود بخشيد.

در آخر تاكيد مي‌كنم كه دنيا خيلي بزرگ است و قرار نيست همه مردم آن شما را دوست داشته باشند. در واقع مهم است كه خودتان حتما خودتان را دوست داشته باشيد و شاخص‌هاي انساني را در روابط خود و مادر همسرتان در نظر بگيريد و منصفانه هر كاري كه براي مادر خود مي‌كنيد براي او هم بكنيد. گاهي اگر لازم است رهنمودهايش را با احترام گوش دهيد و نشان بدهيد كه به كار مي‌بنديد. احترام، احترام مي‌آورد و عشق جواب عشق دريافت مي‌كند اما اگر اين اتفاق نيفتاد، شما به آخر دنيا نرسيده‌ايد.

منبع:جام جم -ماندانا ملاعلي

تبیان

چگونه قلب یک مرد را تسخیر کنیم؟

 

مردان سرپرست زنانند ،به دلیل آنکه خداوند برخی از ایشان را بر برخی برتری داده وبه دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند .پس زنان صالح ،متواضع وفرمانبردارند وبرای آنچه خدا حفظ کرده ،اسرار شوهر خود را حفظ می کنند (نساء،34).

در این مقاله به شناخت اساسی ترین نیاز مرد، وچگونگی ارضاءآن می پردازیم :

در آیه فوق خدای حکیم به دو نکته اشاره می کند: 1ـ مردان سرپرست زنانند «مدیریت مرد » 2ـ تواضع واطاعت زن نسبت به شوهر « تکریم مرد » .لذا می توان نیاز اساسی مردان را که زنان باید به آن توجه کنند این دو نیاز مهم دانست :

1ـ قبول مدیریت وریاست مرد از سوی همسرش

2ـ مقبولیت ومورد تکریم واقع شدن از سوی همسرش

شاید در اینجا پرسشی مطرح شود که «چرا مرد باید بر زن ریاست کند ؟وآیا این ظلم وتحقیر زن نیست ؟ »

برای پاسخ به سؤال های فوق می بایست بررسی کرد که مدیریت وریاست مرد با فطرت مرد و زن هماهنگ است یا اینکه مغایرت دارد ؟

خانواده مانند هر اجتماع دیگر نیاز به « مدیر » دارد ، به عبارت دیگر یک نفرباید تصمیم نهایی را بگیرد و دیگران مطیع و منقاد او باشند ، در مورد خانواده سه شکل مدیریت قابل تصور است:(الف ـ زن ومرد هر دو به یکسان مدیریت کنند . ب ـ زن مدیر باشد ج ـ مرد مدیر باشد.)در مورد نوع اول مدیریت امکان پذیر نیست، زیرا مدیریت مشترک در حقیقت بدون مدیریت و ریاست است و مشکلات ناشی از فقدان مدیر و تصمیم گیرنده را بدنبال دارد و در مورد خانواده ، این مسئله به انحلال خانواده منتهی می شود.

در مورد دوم ،یعنی زن مدیر باشد ،این امر با فطرت زن مغایرت دارد ،خانم کلیودالسون روانشاس درمورد روحیه زن این گونه می گوید :

«تمام زنها علاقه مندند که تحت نظر شخص دیگر کار کنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن بیشتر خوششان می آید »(مظهری ،ص،271). و همچنین خانم مارابل مورگان روانشناس ومشاور خانواده در مورد ریاست مرد ومرئوس بودن زن این گونه بیان می کند :

«مرد و زن ،هر چند از لحاظ و ضعیت یکسان هستند ،اما از حیث وظیفه وکارکرد با یکدیگر تفاوت دارند .خداوند مقرر داشت که مرد رئیس و زنش معاون و نایب او باشد. هر سازمانی یک رئیس دارد و واحد خانواده نیز از آن قاعده مستثنی نیست هیچ راهی وجود ندارد که شما این ترتیب را تغییر دهید ! بعضی مواقع خانواده ها تلاش کرده اند که این ترتیب را معکوس کنند و یک زن را بعنوان رئیس خانواده انتخاب کرده اند زمانی که نظام جدید پا می گیرد وقوام می یابد نظام خانواده وارونه می شود !! وطولی نمی کشد که این سیستم جدید متلاشی می شود . وقتی به شوهرتان امکان می دهید که رئیس خانواده باشد ،کار درستی انجام می دهید »(مورگان ،ص،75).

پیامبر اسلام (ص) فرموده اند :

اَََلرَّجُلُ سَیدُ اَهلِهِ وَالمَرأَةُ سَیدَةُ بَِیتِِها

مرد سید و بزرگ خانواده اش است و زن سیده و بزرگ خانه است.

مرد و زن ،هر چند از لحاظ و ضعیت یکسان هستند ،اما از حیث وظیفه وکارکرد با یکدیگر تفاوت دارند .خداوند مقرر داشت که مرد رئیس و زنش معاون و نایب او باشد. هر سازمانی یک رئیس دارد و واحد خانواده نیز از آن قاعده مستثنی نیست هیچ راهی وجود ندارد که شما این ترتیب را تغییر دهید ! در حدیث فوق پیامبر (ص) تقسیم کار کرده است ، مرد را مسئول اعضای خانواده دانسته وزن که از خلاقیت وظرافت زنانه برخوردار می باشد ،مسئولیت کارهای داخلی منزل را به زن محول نموده است، این تقسیم وظیفه با توجه به فطرت وظرفیت زن می باشد . در این مدیریت به آن معنی نیست که زن حق هیچ گونه رأی واظهار نظر ندارد بلکه مدیر خانه هم مانند هر مؤسسه وسازمانی باید از نظرات زیر دستان بهره ببرد و با آنها در مواردی مربوط به اعضای خانواده می شود مشورت کند ، البته در پایان گفتگو مدیر تصمیم نهایی را می گیرد ،ودر این تصمیم گیری باید مصلحت و حقوق همگی را رعایت کند و در صورتی حقی از آنها را ضایع نماید در مقابل خالق آنها ،مسؤل می باشد.

گاهی اوقات افراد ناآگاه ویا مغرض بین زنان مسلمان القای منفی می کنند که این قبول ریاست مرد، بندگی است و یا قبول مرد سالاری است ؛وبعنوان احقای حق زنان آنها را در مقابل شوهران خود قرار می دهند که عموماًموجب از هم پاشیدگی کانون مقدس خانواده می شود .خانم مورگان برای رفع این شبهه این می گوید: «زندگی زناشویی به یک رژیم سلطنتی می ماند جایی که در آن شوهر شاه و همسر او ملکه ،در یک ازدواج سلطنتی ،تصمیم شاه حرف آخر است ،هم برای ملکه وهم برای کشورش .بی شک ملکه برده شاه نیست ،زیرا او می داند که قدرتش در کجا نهفته است .او ملکه است اونیز می تواند بر تخت بنشیند ،او حق دارد ودر واقع می تواند براحتی تمامی احساساتش را بیان کند،با این که پادشاه به مقدار زیادی از قضاوت ملکه الهام می گیرد ،اما در صورت اختلاف نظر وعقیده ،شخص پادشاه است که تصمیم نهایی رامی گیرد.»( مورگان ،ص،76).

چگونه قلب همسرمان را تسخیر کنیم؟

همان گونه که در سوره نساء اولین خصلت یک زن صالح را «قانتات » بیان نموده است ،علامه طباطبایی در مورد معنای قانتات می فرماید :قنوت به معنی اطاعت وخضوع دائم است (طباطبایی،ج8،ص181). وهمچنین در بخش روایات حدیثی از تفسیر قمی نقل می کند «امام باقر (ع) فرمودند :قانتات یعنی مطیعات »

رعایت نکات زیر در تحکیم زندگی مؤثر می باشد :

1ـ اطاعت از همسر در تمام موارد به غیر از انجام کار حرام و یا ترک کار واجب .

2ـ پیشنهادات خود را با حفظ احترام به او ارائه دهید ،و پا فشاری بر پذیرش آن نداشته باشید .

3ـ به او دستور ندهید ،اگر نظر اصلاحی دارید بهتر است به این گونه آن را بگویید :من فکر می کنم در مورد فلان موضوع اگر این گونه عمل کنیم بهتر است ،نمی دانم نظر شما چیست ؟ خوب است پیرامون پیشنهاد من هم فکر کنید اگر مناسب می دانید عمل نمایید ،نظر شما چیست ؟

4ـ در مواقعی که همسرتان در تصمیم گیری اشتباه کرده است ،با احترام ( دقت کنید ،همان گونه که به فرد محترم اشتباه او را تذکر می دهید!) اشکالات تصمیم اورا ملایم (بدون سرزنش و تحقیر ) بیان می کنید و از او می خواهید که پیرامون آن فکر کنند ، وبه همین گونه ارائه طریق درست ومناسب نمایید .

5ـ هیچ گاه اشتباهاتش را به رخ او نکشید و یا با قیاس به آن ،تصمیم گیری های درست او را تخطئه نکنید .

6 ـ مهم تر از همه ،همیشه اورا به عنوان رئیس وآقا وسرور خانه بپذیرید .

مطمئن باشید با انجام موارد فوق قلب همسرتان را تسخیر کرده اید و او را به اطاعت خود سوق خواهید داد ،این مطلب را ملا فیض کاشانی آن عارف وعالم ربانی وقتی دخترش به خانه همسرش می رفت این گونه به او آموزش داد

«دخترم ،از آشیانه ای که در آن بزرگ شدی ،به سوی جایگاهی می روی که شناخت کافی نداری وهمنشینی که هنوز با او انس نگرفتی ،در مقابل او متواضع باش تا او مایه سربلندی ات باشد ،به منزله گهواره ای برای او باش تا او تکیه گاهت باشد ؛ازاو اطاعت کن تا او مطیعت باشد. اورا به خشم نیاورد و از او دوری مکن ،اگر به تو نزدیک شد ،تو نیز به او نزدیک شو واگر از تو دوری کرد ،تو نیز از او دور شو »(سلاری فر ،ص10).

منابع :

1- قرآن

2-تفسیر المیزان جلد 8 ،سید محمد طباطبایی

3-خانواده در نگرش اسلام وروانشناسی ،محمد رضا سالاری فر

4-زن کامل ،مارابل مورگان ،ترجمه پریسا علی نیا

تبیان - عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)

تبیان

با کم حرفی شوهرم چه کنم؟

 


خانمی با خوشحالی از سر كار به خانه می‌آید تا به شوهرش خبرهای خوبی بدهد. وقتی به خانه می‌رسد با هیجان به شوهرش اطلاع می‌دهد كه در شغلش ترفیع یافته است و می‌خواهد جزئیات را مو به مو با او در میان بگذارد. اما شوهر، طبق معمول، تمایلی به صحبت كردن و یا شنیدن نشان نمی‌دهد. او تنها لبخندی می‌زند و تبریك می‌گوید و سپس به سراغ كارهای خود می‌رود. این خانم برای هزارمین بار از خود می‌پرسد كه چرا او و شوهرش خیلی كم با هم حرف می‌زنند و چرا او تمایلی ندارد در مورد ارتقای شغلی من بیشتر بداند. این خانم می‌گوید: «من می‌دانم كه او به من اهمیت می‌دهد و از پیشرفت من خوشحال می‌شود. هر وقت از او می‌پرسم آیا مشكلی وجود دارد، می‌گوید نه، همه چیز عالی است، اما به گمان من این‌طور نیست. در حقیقت، سكوت او به شدت بر رابطه ما تأثیر گذاشته. من احساس آزردگی، عصبانیت و گیجی می‌كنم.»

روان‌شناسان می‌گویند كه درمان سكوت بر 50 تا 70 درصد از زندگی‌های زناشویی تأثیر می‌گذارد. دبورا تانن، زبان‌شناس، می‌گوید در آغاز رابطه، مرد بیشتر صحبت خواهد كرد تا خواسته‌های خود را اعمال كند. سپس، به تدریج، صحبت‌های او كمتر و كمتر می‌شود. اما زن هنگامی كه با مردی احساس راحتی كند، بیشتر صحبت می‌كند. یكی از عمده‌ترین دلایلی كه زنان و شوهرانشان در ارتباط برقرار كردن با همدیگر مشكل دارند این است كه آنها تصورات متفاوتی ازموضوع صحبت خود دارند. در ادامه سه شكایت رایج‌تری كه زنان در این مورد دارند ذكر می‌شود.

برای زن گفت‌وگو نشان‌دهنده دلبستگی، علاقه و محبت است. اما برای مرد گفت‌وگو كار است، زیرا آنها از آن برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران و بازگو كردن اطلاعات استفاده می‌كنند.

در مورد احساساتش حرف نمی‌زند

برخی زن‌ها می‌گویند كه شوهرانشان هنگامی كه ناراحت یا افسرده‌اند صحبت نمی‌كنند. این سكوت برای زنان كشنده است، زیرا به فكر فرو می‌روند كه چه مشكلی پیش آمده است.

روان‌شناسان می‌گویند كه این به طور طبیعی اتفاق می‌افتد. زیرا پسران و دختران در طول دوران رشد می‌آموزند كه هیجاناتشان را به طور متفاوتی ابراز كنند. طی دوران رشد، دختران برای اینكه احساساتشان را بروز دهند تشویق می‌شوند و پسران می‌آموزند كه این كار زنانه، بیهوده و بی‌نتیجه است. بنابراین، مردان با در خود فرو رفتن به این فكر می‌كنند كه برای مواجهه با مشكل چه راهكارهایی وجود دارد.

پیگیر حرف نمی‌شود و گفت‌وگو را ادامه نمی‌دهد

نوع گفت‌وگوی زنان كه گفت‌وگوی آزاد است اغلب باعث می‌شود كه مردان دنبال حرف را نگیرند. زنان به جزئیات شخصی علاقه‌مندتر هستند. آنها از شوهرانشان انتظار دارند در این نوع گفت‌وگو شركت كنند، اما اغلب مردها نمی‌دانند چگونه می‌توانند این كار را بكنند. برای مرد صحبت صمیمی به معنای حرف زدن از احساسات و جزئیات شخصی نیست. مرد تمایل دارد در مورد مباحث تكلیف محوری مثل فرستادن بچه‌ها به دانشگاه و افزایش مالیات و حقوق بحث كند. او نمی‌تواند به موضوعی بپردازد كه نمی‌تواند بر آن تأثیر بگذارد.

با همه صحبت می‌كند، جز من

برخی زن‌ها گله می‌كنند هنگامی كه شوهرانشان از سر كار به خانه می‌آیند، به آنها می‌گویند حوصله صحبت كردن ندارند، چون خیلی خسته‌اند اما اگر همان موقع یك دوست با آنها تماس بگیرد، زمان زیادی با او صحبت می‌كنند. برای زن گفت‌وگو نشان‌دهنده دلبستگی، علاقه و محبت است. اما برای مرد گفت‌وگو كار است، زیرا آنها از آن برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران و بازگو كردن اطلاعات استفاده می‌كنند. در خانه آنها تمایل دارند آرامش داشته باشند و دوست ندارند بحث كنند.

زنان و مردان به رغم دیدگاه‌های متفاوتشان، می‌توانند مشكلات ارتباطی‌شان را حل كنند. پس برای اینكه شوهرتان با شما درد دل كند این راهبردها را به كار گیرید:

زمان مناسبی را برای گفت‌وگو انتخاب كنید: این مسئله بسیار مهم است. شما ممكن است كه بسیار علاقه‌مند باشید كه بعد از بازگشت از كار، با شوهرتان صحبت كنید، اما او در آن موقع نیاز به آرامش داشته باشد. پس بهترین راه این است كه بعداً گفت‌وگو كنید.

در مقابل سكوت شوهرتان سكوت نكنید: گاهی اوقات سكوت مرد باعث ایجاد احساس ناكامی و عصبانیت در زن می‌شود. برای اجتناب از این موقعیت، موقعی كه شوهرتان پاسخ نمی‌دهد سكوت نكنید. به او بگویید: «می‌توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است بگویی به چه فكر می‌كنی؟» اگر او باز هم پاسخ نداد، راحت از كنار سكوتش رد نشوید. به او بگویید تمایل دارید در مورد آینده صحبت كنید. او را متوجه كنید كه شما انتظار شنیدن پاسخ دارید.

جزئیات را بپرسید: سؤالات دقیق بپرسید. این‌گونه سؤال نكنید كه «امروز كار چطور بود؟»، زیرا او می‌تواند در یك كلمه جواب بدهد كه عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات كارش سؤال كنید. مشخص‌تر شدن سؤال باعث می‌شود كه او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد.

یاد بگیرید كه سازنده بحث كنید. از به كار بردن الفاظ منفی، جملاتی كه با «تو هرگز...» یا «تو همیشه...» شروع می‌شوند، ایجاد احساس گناه و دوباره مطرح كردن اشتباهات گذشته اجتناب كنید. در مورد اینكه اكنون چه احساسی دارید صحبت كنید و به نقشتان در بروز مشكل اشاره كنید. مراقب اشاره‌های غیركلامی‌تان باشید: اگر شما هنگام صحبت كردن كتاب ورق بزنید، كار را برای اینكه شوهرتان ساكت بماند آسان كرده‌اید. برای بهتر شدن گفت‌وگو سعی كنید حالت چهره‌تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام. در ضمن تماس چشمی برقرار کنید.

علائق مشتركتان را توسعه دهید: زوج‌هایی كه همه توجهشان را بر بچه‌ها یا كارشان متمركز می‌كنند اغلب درمی‌یابند كه بسیار كم با همدیگر صحبت می‌كنند. شركت در فعالیت‌های متفاوت و جدید از جمله پیاده‌روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث می‌شود كه شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت كنید.

با دقت گوش دهید: هنگامی كه شوهرتان صحبت می‌كند، به حرف‌های او توجه كنید و اجازه ندهید ذهنتان منحرف شود. مهارت‌های گوش فرادادن فعال را به كار ببرید. چیزی را كه شوهرتان می‌گوید به زبان خودتان بازگو كنید. هنگام صحبت او مخالفت نكنید و وسط حرف‌هایش نپرید. گوش فرا دادن فعال می‌تواند به او كمك كند تا راحت باشد.

منصفانه بحث كنید: اكثر زوج‌ها نمی‌دانند كه چگونه بحث سالمی داشته باشند. بسیاری از مردان تلاش می‌كنند به طور كلی از بحث كردن اجتناب كنند، زیرا می‌ترسند كه این بحث تبدیل به یك مشاجره توان‌فرسا شود. برای مقابله با این مسئله یاد بگیرید كه سازنده بحث كنید. از به كار بردن الفاظ منفی، جملاتی كه با «تو هرگز...» یا «تو همیشه...» شروع می‌شوند، ایجاد احساس گناه و دوباره مطرح كردن اشتباهات گذشته اجتناب كنید. در مورد اینكه اكنون چه احساسی دارید صحبت كنید و به نقشتان در بروز مشكل اشاره كنید. همه تقصیرها را به گردن شوهرتان نیندازید؛ حتی اگر فكر می‌كنید واقعاً در این مورد خاص او مقصر است.

از مشاوران و روان‌شناسان كمك بگیرید: اگر شما راهبردهای بالا را به كار گرفتید اما هنوز مشكل وجود دارد، سراغ مشاور بروید.

سپیده دانایی

تفاوتهای جالب روانشناسی و بیولوژیکی زنان و مردان

 

تفاوتهای جالب روانشناسی و بیولوژیکی زنان و مردانتفاوتهای بیولوژیکی...نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده می کنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری

بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.
بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری می باشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.
مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج می گردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه می کنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر می باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
تفاوتهای روانشناسی
مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند. و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.
مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند. زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .
مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.
زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.
مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.

منبع :jamejamonline.ir

رمز پایداری ازدواج از زبان ستاره‌های هالیوود!

 

پیرس برازنان: همسرم عاشق گل است و من هر روز صبح از باغ، یك گل برای او می‌آورم.

بیل كازبی: خاطرات، قلب عشق ما هستند. تقریبا اكثر اوقات زندگی مشترك ما با به یادآوری خاطرات گذشته و حرف زدن و خندیدن و تفسیر كردن این خاطرات می‌گذرد.

كورتنی كاكس: در ازدواج، گذشت كردن مهم‌ترین مساله است. من و همسرم همیشه این جمله را تكرار می‌كنیم كه خراب كردن راحت‌تر از ساختن است اما در ساختن و دوام آوردن، لذتی است كه در خراب كردن نیست.

جری فلاول: ما 24 سال در كنار هم زندگی كردیم. فقط با تكرار این نكته كه در ازدواج یا برد است یا باخت و برد تنها در صورتی است كه هر دو طرف، همراه هم، برنده باشند.

آنتونیوباندراس: مساله مهم این است كه به همسرت نشان بدهی از بودن او و حضور او در كنارت خوشحال هستی. هر وقت كه او را می‌بینم، لبخند می‌زنم و او می‌فهمد كه من از دیدنش و از بودن او و حرف زدن با او لذت می‌برم.

ویل اسمیت: فكر می‌كنم رمز موفقیت ازدواج ما این است كه هر دوی ما قبول داریم ما از انسان‌های معمولی هستیم كه هیچ فرقی با بقیه نداریم.

کلید ازدواج پایدار در دست مردان!

 


کلید ازدواج پایدار در دست مردان!نتایج بررسی‌های پژوهشگران انگلیسی نشان می‌دهد که کلید یک ازدواج موفق و پایدار در این است که مردان در نظافت خانه به همسران خود کمک کنند.به گزارش مهر، برپایه این بررسی‌ها، مردانی که در برق انداختن کف پوش خانه و نگهداری از فرزندان به همسر خود کمک می‌کنند


با کمترین میزان خطر جدا شدن مواجهند.

بی‌شک این خبر برای مردانی که ترجیح می‌دهند به جای کمک کردن در کارهای خانه، بقای زندگی خود را با خرید یک هدیه تضمین کنند چندان خوشایند نیست.

این محققان به منظور دستیابی به این نتایج سه هزار و 500 زوج انگلیسی دارای فرزندان متولد شده در دهه 70 را مورد بررسی قرار دادند و از آنها سئوالات دقیقی در مورد انجام کارهای خانه، نگهداری از بچه ها زمانی که آنها زیر پنج سال داشتند و خرید خانه پرسیدند.

این بررسی‌ها نشان داد که بیش از نیمی از مردان هیچ کاری در خانه انجام نمی‌دادند. در حالی که یک چهارم مصاحبه شوندگان اظهار داشتند که حداقل دو مورد از این تکالیف را انجام می‌دادند. یک چهارم بقیه نیز حداکثر سه یا چهار مورد از این کمک‌ها را می‌کردند.

نتایج این بررسی‌ها حاکی از آن است که حدود هفت درصد از زوج‌های شرکت کننده پیش از آنکه فرزندان آنها به سن 10 سالگی برسد از هم جدا شدند و 20 درصد از زوجها نیز تا پیش از رسیدن تولد 16 سالگی فرزند خود جدا شده بودند.
سایر مردانی که در کارهای خانه به ویژه نظافت و نگهداری از فرزندان به همسر خود کمک می‌کردند ازدواج پایدارتری داشتند.

براساس گزارش تلگراف، این محققان در این خصوص توضیح دادند: "خطر طلاق در بین مادرانی که بیرون از خانه کار می‌کنند زمانی که مرد در کارهای خانه کمک و از بچه ها مراقبت می‌کند تا حد چشمگیری کاهش می‌یابد (آمار طلاق در بین زنانی که بیرون از خانه کار می‌کنند بسیار بالا است).

در حالی که ازدواجهایی که در آن پدر کار نمی‌کند و تمام وقت خود را به کارهای خانه اختصاص می ‌هد به همان پایداری ازدواج‌های سنتی است که در آن مرد باید بیرون از خانه کار کند و زن باید به کارهای خانه رسیدگی کند."
نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد با توجه به اینکه انتظارات و توقعات زنان و مردان از سال 1975 تاکنون تغییر کرده است میان رفتار شوهران و ثبات زندگی زناشویی یک ارتباط مستقیم وجود دارد.

منبع-خرد نیوز

تاثیر روابط قبل از ازدواج در زندگی متاهلی؟؟

 


تاثیر روابط قبل از ازدواج در زندگی متاهلی؟؟ دکتر رقيه سادات موسوي عضو هيئت علمي و استاد دانشگاه شاهد در رشته روان‌شناسی درباره تاثیر الگوهای نامناسب انتخاب همسر در میزان آسیب های موجود در روابط زوجین گفت: بي‌شک الگوهاي انتخاب همسر، به ميزان زيادي در بروز و رشد آسيب‌ها مؤثرند.

در الگوي سنتي، پدر و مادر و يا يکي از اقوام و آشنايان، شخصي را معرفي مي‌کردند و بعد از بررسي و چند جلسه معاشرت، زوجين زندگي مشترک خود را شروع مي‌کردند؛ ولي امروزه اين برنامه به شکل‌‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد، به طوري که زوجين خودشان همديگر را انتخاب مي‌کنند و مدت‌ها با يکديگر معاشرت دارند و بعد از مدتي يا با هم ازدواج مي‌کنند و يا ممکن است اين رابطه هرگز به ازدواج منجر نشود.

وی افزود: اگر چه ممکن بود در شکل سنتي، زوجين با شناخت کمتر و در برخي موارد، بدون علاقه وارد زندگي مي‌شدند؛ اما اين مزيت را داشت که زن و مرد با سن پايين‌تر وارد زندگي شوند لذا اولاً: موقعيتشان با هم تثبيت مي‌شد و با هم رشد مي‌کردند. ثانياً: چون رابطه ديگري را به جز رابطه فعلي تجربه نکرده بودند ملاک مقايسه نداشتند. چون ملاک مقايسه نداشتند، دلبستگي‌ها و تعهد به همسر بسيار بالاتر بود.

وی ضمن اظهار نگرانی از وضعیت به وجود آمده گفت: وقتي با زن و يا مردهایي که براي طلاق مراجعه مي‌کنند به تنهايي صحبت مي‌کنم، متوجه مي‌شوم، مشکل آنها اين است که رابطه‌شان را با روابط قبلي که داشتند مقايسه مي‌کنند. مثلاً زن عنوان مي‌کند من دوست‌پسري داشتم که خيلي گرم‌تر بود. آن احساس، آن رابطه، آن خاطرات در رابطه فعلي که رابطه‌اي دائم و ثابت است تأثير مي‌گذارد، رابطه فعلي را تضعيف مي‌کند و تحمل سختي‌ها در زندگي را کاهش مي‌دهد.

وی خاطر نشان کرد: امروزه دختران و پسران در سنين بالا ازدواج مي‌کنند، شخصيتشان تثبيت شده و لذا براي اين‌که بتوانند با هم سازگار باشند به آموزش‌هاي قبل از ورود به زندگي نياز دارند. اين درصد بالاي طلاق به دليل اين است که زوجين تحمل‌هاي قديم را ندارند. همه‌چيز عوض شده است. پس با مراجعه به مشاور قبل از ازدواج، حداقل يک پيش‌بيني صورت مي‌گيرد که اين دو نفر ‌از لحاظ روان‌شناختي و از لحاظ شخصيتي چقدر با هم کفويت دارند. به علاوه زوجين براي شروع زندگي در زمينه مهارت‌هاي ارتباطي بايد تقويت و با وظايف و نقش‌هاي خود آشنا شوند.

موسوی در پایان پیشنهاد کرد: زوجين بايد از ابتدا با قواعد و نقش‌هاي خودشان در زندگي آشنا شوند. ‌مشکلي که امروزه پيش‌ آمده اين است که نقش پدر در خانواده به صورت جدي تضعيف شده است. البته نقش مادري هم تضعيف شده است. فرزندان از پدر و مادر تبعيت نمي‌کنند. در اين زمينه تعداد زيادي کلاس آموزشي به صورت کارگاهي بايد در دانشگاه‌ها، حوزه‌هاي علميه،‌ سازمان‌ تبليغات صدا و سيما و ساير مراکز آموزشي برگزار گردد.

منبع-خرد نیوز

چگونه رفتارهای غلط همسرمان را تحمل كنیم؟

 


images5456565656.jpegچند بار به شما بگویم من‌این رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهی نداری؟ موقعی که حرف می‌زنم حواست کجاست؟بله بله، گفتم برایت ماشین ظرفشویی می‌خرم، اما الان نه، تا کی باید ظرف‌ها توی دستشویی بماند؟ من از ظرف شستن

متنفرم چند بار باید این را تکرار کنم.

اینها جملاتی است که ممکن است بین هر زن و شوهری رد و بدل شود. گاهی‌این‌قدر از دست همدیگر عصبانی می‌شوند که اصلا یادشان می‌رود گذشته‌ها، شاید هم یک روز قبل چه خاطرات خوبی با هم داشتند.

کارهای پیش پا افتاده روزمره گاهی آنقدر زن و شوهر را از هم دور می‌کند که باعث می‌شود حتی حرف‌هایی به یکدیگر بزنند که روز اول آشنایی حتی به خواب هم نمی‌دیدند طرفش بروند. در زندگی مشترک روزمره، چیزهایی فراموش می‌شود که روزی برایشان باارزش‌ترین چیزهای دنیا بود.

خستگی، بی‌حوصلگی و سختی‌های زندگی، گاهی باعث می‌شود هر کدام از زوج‌ها نتوانند آن طور که باید وظایف خود را در خانه انجام بدهند و ‌این، ممکن است باعث عصبانیت هر کدام از آنها شود.

ضمن‌ اینکه تا وقتی با یک نفر زیر یک سقف زندگی نکرده‌ای، خیلی از‌این خصوصیات و بد و خوب‌ها را نمی‌فهمی. به قول معروف، دیکته ننوشته، غلط ندارد.

بنابراین، چه خوب است در‌این مواقع به جای تمرکز روی ضعف‌ها و اشتباهات همدیگر، کمی به خودمان فکر کنیم که اگر ما جای همسرمان بودیم، چه کار می‌کردیم. راه‌های زیادی برای استحکام و پایدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد که اگر هر از گاهی آنها را یادآوری کنیم، زندگی‌مان زیبا می‌شود درست مثل روزهای اول؛ شیرین.

به جای نشستن و فکر کردن به کارهایی که شما را ناراحت می‌کند، چه خوب است کمی به اشتباهاتتان فکر کنید.

● چند تمرین
با انجام‌این تمرین‌ها و با افکار مثبت، می‌توانید روابط خود و همسرتان را مثل روزهای شیرین زندگی تغییر دهید.

▪ بنشین و با خودت کمی فکر کن
به ‌این سؤالات کمی فکر کنید و با خودتان صادق باشید؛ وقتی از همسرتان هدیه می‌گیرید در ازای آن برای همسرتان چه کرده‌اید؟

سعی کنید بیشتر از آنکه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید.

اگر هدف شما ‌ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید، فرصت‌های بی‌شماری برای رسیدن به اهداف پیدا خواهید کرد. در این صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. چون آدم‌ها همواره سعی می‌کنند خوبی‌های دیگران را جبران کنند.

▪ در ذهنتان خیال‌پردازی کنید
این به معنی خیالبافی و ساختن چیزی دور از ذهن نیست. در ذهن خود تجسم کنید اگر‌این کار را برای همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد یا اگر آن کار را انجام ندهم او بیشتر خوشحال می‌شود.
از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می‌تواند از بروز بسیاری از درگیری‌ها، عصبانیت‌ها و سرخوردگی‌ها جلوگیری کند. او را با خواسته‌ها و دستورهای خود اسیر نکنید. وقتی کاری از او می‌خواهید، خودتان هم در عوض، کاری که او دوست دارد، برایش انجام دهید.

▪ سرزنش نکنید
هرگز همسر خود را سرزنش نکنید و متلک‌بارانش نکنید. حتی نگاه سنگین به او نکنید. مواقعی را به خاطر آورید که او شما را یاری می‌کرد و در سختی‌ها همراهتان بود.

هنگام بروز اشتباهی از جانب همسر خود، سعی کنید روشی را در پیش بگیرید که از تکرار‌این اشتباهات جلوگیری کند.

▪ کلمات زیبا به هم بگویید
سعی کنید به گفتن کلمات زیبا به همسر خود عادت کنید. هر زمان که همسر شما کاری برایتان انجام داد، حتما با احساس از او تشکر کنید.

▪ سعی کنید از کلمات و جملاتی به غیر از متشکرم استفاده کنید.
مثلاً جملاتی مثل تو من را غافلگیر کردی، خیلی خوشحالم از ‌اینکه به فکرم هستی، ازت متشکرم. البته تشکر کردن با جملات ساده تاثیر مثبتی دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌های تازه می‌تواند روح تازه‌ای به حال و هوای شما بدهد.

به راه‌هایی فکر کنید که می‌توانید همسرتان را نسبت به انجام کارهایی که دوست دارید، ترغیب کنید. اگر ‌این روش مؤثر نبود روش‌های دیگر را آزمایش کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف و تشکر به‌موقع، در همسر تان یک انگیزه قوی ایجاد می‌کند.

▪ حرف بزنید
در مورد روزهای اول آشنایی‌تان و ویژگی‌هایی که سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شوید، حرف بزنید. دقت کنید که اگر ویژگی‌های خوب خود مثلا ویژگی‌های ظاهری تان را از دست داده‌اید، در مورد آنها با هم حرف نزنید.

به جای آن، سعی کنید صادقانه درباره ویژگی‌های مثبت روحی و شخصیتی خود با هم گفت‌وگو کنید. زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهید؛ به پارک بروید و هیچ‌کدام از فرزندانتان را با خود نبرید.

هیچ وقت احترام گذاشتن نسبت به یکدیگر را فراموش نکنید. احترام به افکار، عقاید و دیدگاه همسرتان باعث می‌شود او هم همین احساسات را نسبت به شما پیدا کند. درست است که نظر‌ها و سلیقه‌های شما با هم فرق دارد، اما هیچ‌گاه نباید اجازه بدهید‌این اختلافات روی عشق و احساسات شما تاثیر بگذارد.
موسسۀ روانشناختی کاریزما مشاور

قهر و


به عقیده کارشناسان خانواده، نخستین گام برای داشتن زندگی موفق انتخاب همسر از طبقه و جایگاه اجتماعی - فرهنگی شبیه به هم است. هر چه شباهت خانواده ها از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... نزدیک تر باشد، ازدواج موفق تر خواهد بود.
اما گاهی به دلایل مختلف انتخاب همسر طوری است که خانواده ها شباهت کمتری به هم دارند و در نتیجه نقاط مشترک کمتری هم بین زن و مرد دیده می شود.
این تفاوت دیدگاه ها سرآغاز جنگ و جدل میان زن و شوهر با همدیگر و با والدین طرف مقابل است. بنابراین اگر می خواهیم زندگی زناشویی موفقی داشته باشیم، بعد از ازدواج باید تفاوت های بین والدین خودمان و همسر مان را بفهمیم و بپذیریم تا بتوانیم زندگی خوب و موفقی داشته باشیم.
● ازهوشمان کمک بگیریم
تا حالا شده پدرت به خاطر اینکه به او احترام می گذارم، غذای موردعلاقه اش را می پزم و چای پررنگش را فراموش نمی کنم از من تعریف و تشکر کند فقط ایراد های من را می بیند. اگر اینجا بیاید و از من ایراد نگیرد، شبش صبح نمی شود. مثلا اینکه چرا یادم رفته چای پررنگ برایش ببرم.
روان شناسان معتقدند اگر افراد از رفتارهایی که حساسیت طرف دیگر را بر می انگیزد، آگاه باشند و برای لحظاتی که در کنار هم هستند این رفتارها را انجام ندهند، خیلی از مشکلات برطرف می شود. این رعایت کردن، دقت و تیزهوشی ما را نشان می دهد. چای پررنگ پدرشوهر را فراموش نکنیم تا همگی آرام و شاد زندگی کنیم.
● تا حد امکان قضاوت شتابزده نکنیم
امکان ندارد من حرفی بزنم و مادرت برخلاف من حرف نزند. فقط دوست دارد ایراد بگیرد. می نشیند و رفتار من را زیر ذره بین می برد. اغلب ما با اظهار نظر بجا و نابجای مادرزن یا مادرشوهر مان مشکل داریم. به همین دلیل همیشه در حال پیش داوری هستیم. این رفتار، هم ما و هم همسر مان را آزار می دهد. برای اینکه درست قضاوت کنیم، هر دفعه که قرار است مادر و پدر همسر مان را ببینیم، ذهنمان را از رفتار ها و حرف های آنها پاک کنیم. فکر کنیم هر بار نخستین باری است که آنها را می بینیم. گذشته با همه خوبی ها و بدی هایش تمام شده است.
● چوب خطی برای پر نشدن!
امروز پنجمین روزی است که با امیر قهر هستم. رفتار مادرش خیلی بد بود. پدرش هم انگار نه انگار. . . دوست ندارم با امیر قهر کنم ولی رفتار بد پدر و مادرش را چطوری تلافی کنم قهر، بی توجهی، بی تفاوتی، جر و بحث و. . با همسر به دلیل رفتار نادرست والدین اش رفتار بسیار اشتباهی است.
روان شناسان معتقدند رفتار اشتباه والدین همسر مان را نباید به حساب همسرمان بگذاریم. از طرفی نباید دلخوری مان را همان جا - پیش پدر و مادر همسرمان - نشان بدهیم. هر حرکت نابجای ما، گله گذاری، کم محلی و. . . به همسر یا والدین او نتیجه ای عکس دارد، علاوه بر اینکه می تواند جرقه یک آشوب بزرگ باشد که بازنده اصلی این آشوب هم ما هستیم.
بنابراین با سیاست و بررسی دقیق مسائل و شرایط، حل هر مشکل و مسئله ای را به زمانی که با همسرمان تنها هستیم، موکول کنیم. حضور نفر سوم در مسائل زناشویی یا قهر به جای صحبت کردن درباره مشکلات، بدترین راه حل است.
● پدر و مادرمان را حذف نکنیم
آن قدر توی گوش بچه ها خواندی مادربزرگ تان زن بدی است که به مادر من بی احترامی می کنند. سلام زیرزبانی می کنند و توی اتاقشان می روند. بعد هم از اتاق بیرون نمی آیند تا مادر من برود. من هم بلدم چه کار کنم. . . .
بی اهمیتی به پدر و مادر همسرمان، حذف تدریجی آنها از زندگی مان، کم شدن رفت و آمدها و ارتباط های تلفنی و کم کردن علاقه فرزندان مان به خانواده همسر مان و در مقابل توجه بیش از حد به والدین خودمان، رفتاری نیست که از چشم همسر مان دور بماند. این حرکت، ضربه روحی - روانی شدیدی به او و در نتیجه به زندگی مشترک ما می زند

ده نشانه یک رابطه ی موفق زناشویی

رابطه موفق


Image

با یکدیگر مهربان بودن

آیا نسبت به یکدیگر مهربان هستید و یا سعی می کنید یکدیگر را کنترل کنید و راه خودتان را بروید؟ آیا با مهربانی کردن نسبت به همسرتان احساس خوشحالی و رضایت می کنید؟ یکی از نشانه های ضروری یک رابطه ی سالم محبت کردن به یکدیگر است نه اینکه با تحکم طرف مقابلتان را کنترل کنید.

به یکدیگر عشق ورزیدن

آیا وجودتان سرشار از گرمای عشق است و آنرا بی اختیار نثار یکدیگر می کنید؟ آیا همواره زیبایی ها و خوبی های طرف مقابلتان را می بینید و یا تنها بر روی اشتباهات و نقاط ضعف او متمرکز هستید؟ آیا احساسات درونی او را درک می کنید؟ آیا از عشق ورزیدن به یکدیگر لذت می برید؟ گرما و عشق داشتن نسبت به یکدیگر یکی از نشانه های رابطه ی سالم با شریک زندگانی تان است.

با یکدیگر شوخی کردن

آیا دوست دارید با یکدیگر بازی و شوخی کنید؟ از شوخی و بامزگی های طرف مقابلتان لذت می برید؟ سعی می کنید در بحرانها و مشکلات او را شاد کنید و بخندانید؟ آیا مانند بچه ها با یکدیگر راحت و بی غل و غش برخورد می کنید و مدام در حال شوخی کردن با هم هستید؟ یکی از بزرگترین ارکان رابطه ی سالم همین خنده و شوخی است.

از کنار هم بودن لذت بردن

آیا اگر بخواهید با کسی وقت بگذارید ترجیح می دهید با همسرتان باشد یا با شخص دیگری؟ آیا برای اینکه در کنار همسرتان باشید لحظه شماری می کنید؟ آیا هر دوی شما دوست و یا سرگرمی خاصی دارید که از انجام آن لذت ببرید؟ در مواقعی که در کنار یکدیگر نیستید چه احساسی دارید؟ اغلب زوجها اوقات زیادی را باهم سپری می کنند زیرا با تمام وجود از اینکه در کنار هم هستند لذت می برند و احساس آرامش می کنند در صورتی که دیگر زوجها از ترس تنهایی و بی کسی با همسرشان می مانند و یا به عبارتی دیگر از روی ناچاری باهم زندگی می کنند. یکی از نشانه های رابطه ی موفق این است که طرفین به یکدیگر وابسته نباشند و برای خود دوست و سرگرمی های مخصوص بخود داشته باشند. بنابراین اگر خواهان یک رابطه ی موفق هستید به همسرتان وابسته نباشید بویژه از لحاظ عاطفی.

بطور مسالمت آمیز اختلافات را حل کردن
همه ی زوجها با یکدیگر اختلاف دارند موضوع اصلی، اختلاف نظر نیست، آنچه اهمیت دارد چگونگی کنار آمدن با این اختلافات است. آیا شما برای حل اختلافاتتان روش خاصی دارید یا اینکه برای جلوگیری از بحث و جدل مجبور به کنار گذاشتن مسائل و مشکلاتتان هستید؟ آیا در صورت بروز اختلاف نظر با یکدیگر دعوا و مجادله کرده و قهر می کنید؟

کنترل خشم و عصبانیت

آیا هنگامیکه یکی از شما دچار خشم و عصبانیت می شوید موضوع را کش می دهید، غر می زنید و همسرتان را تنبیه می کنید یا اینکه سعی می کنید موضوع را فراموش کنید؟ در یک رابطه سالم زن و شوهر بعد از بروز اختلاف و مشکل خیلی سریع موضوع را تمام می کنند و از آن می گذرند و به عشق و صمیمیت قبلی خود باز می گردند.

به عشق یکدیگر پایبند بودن

آیا فکر می کنید در دشوارترین شرایط باز هم عاشق یکدیگر هستید؟ آیا می توانید در صورت اشتباه و خطای طرف مقابل باز هم عاشق او باشید؟ آیا می دانید عشق درمورد خود شخص است نه درمورد کارهایی که او انجام می دهد؟ برای داشتن یک رابطه ی سالم باید به این سطح از عاشقی رسید.

گوش دادن، درک کردن و پذیرفتن طرف مقابل

آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟

رابطه ی جنسی

آیا از رابطه ی جنسی خوب و صمیمی برخوردار هستید و احساس رضایت می کنید؟

احساس آزادی کردن

آیا از اینکه خودتان باشید نمی ترسید و احساس آزادی می کنید؟ آیا با کمال آرامش می توانید دنبال کارهای مورد علاقتان بروید؟ آیا شریک زندگیتان از شادی شما خوشحال می شود؟ همانطور که می دانید بعضی از افراد بطور ناخودآگاه دارای شخصیتی سالم، مهربان، متعهد، عاشق، مسئول و شوخ طبع هستندولی بعضی دیگر به دلیل شرایط زندگی، فاقد چنین شخصیتی هستند و به مرور زمان باید روی خود کار کنند تا نقاط ضعف شخصیتشان را ترمیم کنند. رابطه ی خوب و موفق رابطه ای است که طرفین، خود را دوست داشته باشند و همانطور که هستند خود را بپذیرند در عین حال عاشق همسرشان باشند و هیچ چیزی نتواند رابطه ی بین آنها را خدشه دار کند.

 

3 راز جالب در رابطه با آقایان

3 راز جالب در رابطه با آقایان


 3 راز جالب در رابطه با مرداندر اين مقاله با شما از 3 رازي كه لازم است از آنها آگاهي يـابيد تا بتوانيد مرد مورد علاقه خود را مجذوب خود كرده و قلب وي را به تسخير درآوريد، صحبت خواهيم كرد:1- مردان قـادرنــد زندگي خود را از رابطه شان جدا سازند اغــلب آقايان ميدانند كه چگونه خود را از لحاظ احساسي

و عـاطـفي براي هر كدام از اين دو مقوله در موقعيت هـاي جداگانه مـهيا سازند. اين گونه بنظر نمي رسد كه ايــن دو موضوع را به يكديگر پيوند داده و به آنها به عنوان دو بخش مجزا بنگرند. اگر اكـنون بــايد روي كار خـود تـمـركـز كـنـــند، صـد در صد هوش و حواس خود را به آن معطوف ساخته و سعي ميكنند كار خود را به نحو احسن انجام دهند. اگر بايد براي مشكل يكي از دوستان خود چاره انديشي كرده و آن مشكل را حل كنند، باز تمام جان و جسمشان را براي حل مسئله دوستشان خواهند گذاشت، تا آن حد كه دلمشغوليهاي ديگر خود را(اعم از عشق و خانواده) كنار ميگذارند. اگر هم بايد حواس خود را متمركز عشق و عاشقي كنند، مجددا آنها همه صد در صد وجود خود را به آن اختصاص داده و ممكن است بسيار رمانتيك گردند. در مورد زنان اين موضوع فرق ميكند؛ به مجرد آنكه مردي را در زندگي خود پذيرفتند، رابطه شان تقريبا همه زندگي آنها ميگردد. براي خانمها دشوار است كه اين دو مقوله را از يكديگر تفكيك كنند. يك زن مرد زندگي خود را در تمام دقايق روز در خاطر خود دارد، افكار وي آكنده ميباشد از تصوير مرد خود به هنگام كار، در ميان جلسه، و حتي در هنگام تفريح و سرگرميهايش. """"2- آقايان معمولا تودار بوده و تمايلي به صحبت، توضيح و شرح در مورد مسايل روزمره را ندارند اما اين بدين مفهوم نيست كه خطايي از شما سرزده است و يا علت آن شما ميباشيد، و آن يقينا بدين مفهوم نيست كه مرد شما، شما را دوست ندارد. وي تنها ميخواهد در مورد موضوعاتي سخن به ميان نياورد. اگر احساس ميكنيد كه مردتان با حالت نامهربانانه، غير رمانتيك و سرد پاسخ شما را ميدهد، بهتر است بدانيد كه آقايان يك مخزن اسرار در وجود خود دارند كه گهگاهي بايد به سراغ آن رفته و به آن پناه ببرند مخزن اسراري براي تنهايي خود، براي حل و فصل مسايل شخصي خود، براي تجديد قوا، براي پرداختن به خيالپردازيها و حتي روياهاي خود. و هيچ فرد ديگري اجازه داخل شدن به آن را ندارد حتي شريك زندگي وي."""" 3- ارزش فردي يك مرد از حس كفايت، شايستگي و موفقيت وي سرچشمه ميگيرد نه فقط از رابطه وي اگر مردي احساس كند در دفتر كارش كار خود را بدرستي انجام نميدهد، و يا نتوانسته آنگونه كه بايد و شايد براي دوست خود مفيد بوده و به وي كمك كند، و يا در اتمام رسانيدن يك وظيفه و تكليف در داخل و خارخ منزل ناموفق بوده است، رفتار مهرآميزي نسبت به خود نخواهد داشت حتي نسبت به شما. براي همين بسيار اهميت دارد كه در مواقعي كه احساس ميكنيد مردتان بنظر سرد، نامهربان، بي اعتنا به شما بوده و يا نسبت به مسايل بي اهميت ميباشد، نتيجه گيري شتابزده نكنيد. خلاصه آنكه نتيجه گيري و فرضيات شما ممكن است غلط و گمراه كننده باشد. هيچگاه فرديت و شان و منزلت خود را پس از وارد شدن به رابطه اي به فراموشي نسپاريد. به ياد داشته باشيد كه شما نيازي به كنار گذاردن هر آنچه كه هستيد و فراموش كردن ماهيت خود براي دستيابي به عشق يك مرد نميباشيد. يكي از مهمترين اسرار كليدي براي حفظ يك رابطه دراز مدت و عاشقانه با يك مرد حقيقتا اين ميباشد كه: براي همان چيزي كه هستيد خود را دوست بداريد و به خود احترام بگذاريد. هنگامي كه براي خود احترام قائل باشيد و خود را دوست بداريد مرد شما نيز به شما احترام خواهد گذاشت و شما را دوست خواهد داشت.
www.mardoman.com

آیا زمان طلاق فرا رسیده است؟

آیا زمان طلاق فرا رسیده است؟


آیا زمان طلاق فرا رسیده است؟زمانهایی در زندگی زناشویی اتفاق می افتد که آنقدر غصه دارتان می کند که به طلاق فکر می کنید. اگر طلاق بگیرید زندگیتان بهتر می شود یا بدتر؟ بچه ها چطور با این موضوع برخورد می کنند؟ بهترین زمان برای اینکه به همسرتان بگویید که طلاق می خواهید چه موقع است؟

وقتی مشکلی در زندگی زناشوییتان پیش می آید این افکار و سوال ها به ذهنتان هجوم می آورند. گاهی اوقات وقتی آن مشکل حل می شود، فکر طلاق ناخودآگاه از بین می رود. اما اگر این افکار ناپدید نشدند و مداوم فکرتان را مشغول کردند چه ؟

وقتی مداوم به طلاق و نتایج آن فکر میکنید، باید زندگی و رابطه تان با همسرتان را به خوبی ارزیابی کنید. یک قدم عقب بروید و ببینید چرا چنین احساسی پیدا کرده اید و چه مدت است که این افکار و احساسات شما را مشغول کرده است؟ آیا چیز خاصی در زندگیتان باعث شده فکر کنید که طلاق تنها راه نجات و تنها تصمیم درست برای شماست؟

طلاق مسئله ای ناگوار است و تصمیم گرفتن برای طلاق را نباید آسان گرفت. اگر هنوز همسرتان را دوست دارید و می خواهید که زندگیتان درست شود، شاید بد نباشد که با مشاور خانواده در این مورد صحبت کنید و ببینید چرا چنین افکاری پیدا کرده اید و راهی برای رضایت بخش تر کردن زندگیتان پیدا کنید.

خیلی وقت ها پیش می آید که فکر می کنید طلاق چاره کار شماست و بعد روز بعدی که از خواب بیدار می شوید همه چیز به نظرتان خوب می آید. پستی بلندی هایی مثل این باید شما را به این فکر بیندازد که چه چیز برایتان اهمیت دارد و زندگیتان چطور می تواند بهتر یا بدتر شود. اگر فکر نمی کنید که همسرتان با شما نزد مشاور خانواده نمی آید، خودتان به تنهایی بروید و از آنها بخواهید که در تصمیم گیریتان کمکتان کنند.

این روزها آمار طلاق به شدت بالا رفته است اما باید فکر کنید که بعد از طلاق چه احساسی خواهید داشت. به این فکر کنید که چه بلایی سر بچه هایتان، خانه تان، و وضعیت مالیتان خواهد آمد.

همه چیز در زندگی شما در زندگی بعد از طلاقتان نقشی خواهد داشت.

اگر تصمیم به ادامه زندگی می گیرید، باید به زندگی که دارید فکر کنید و اینکه جقدر از این زندگی رضایت دارید و احساس خوشبختی می کنید. خیلی از زوج ها به نظر خوشبخت می آیند و وقتی تقاضای طلاق می کنند همه را از تصمیمشان متعجب می کنند. این افراد ظاهر خوبی به زندگی خود می دهند اما پشت درهای بسته همیشه در حال جنگ و جدال با هم هستند.

متاهل بودن می تواند بسیار لذت بخش و در عین حال غیر قابل تحمل باشد.

علائمی که نشان می دهد برای طلاق آمادگی دارید این است که همیشه عصبانی باشید، همیشه با همسرتان جنگ و دعوا داشته باشید، همدیگر را مقصر بدانید، دیگر خانواده خوشبختی نباشید، سر مسائل کوچک و پیش پا افتاده هم بحث و جدل کنید و از این قبیل. راه های زیادی برای تشخیص وخامت زندگیتان هست اما احتیاطات زیادی را هم باید طی این مدت در زندگیتان در نظر داشته باشید.

طلاق فقط به دو طرف ازدواج یعنی مرد و زن تاثیر نمی گذارد. اگر بچه داشته باشید، زندگی برای آنها هم خیلی سخت خواهد شد، البته ممکن است در ابتدا زیاد به ظاهر نیاورند. بعضی از بچه ها ممکن است خودشان را برای آن جدایی مقصر بدانند. اما با این حال باز هم درست نیست که دو نفر فقط به خاطر بچه هایشان با هم بمانند و به زندگی خود ادامه دهند. این همه چیز را بدتر هم خواهد کرد. بچه ها هم درست مثل خودتان یاد می گیرند که با طلاق شما کنار بیایند.

تصمیم نهایی برای طلاق فقط توسط خودتان گرفته می شود و این شما هستید که باید ببینید میلتان به کدام طرف است.

چطور بفهمیم که وقت طلاق رسیده است

همه ما انسانیم، رشد می کنیم، نیازهایمان تغییر می کنند و گاهی اوقات روزگار زوج هایی که زمانی عاشق و معشوق بودند را از هم جدا می کند. فهمیدن اینکه کی وقت طلاق رسیده است کار سختی است. راه های زیر به شما برای گرفتن این تصمیم بزرگ کمک می کند.

دستورالعمل ها

قدم 1: بدانید که وقت رفتن رسیده است و اگر احساس می کنید که در زندگی زناشویی به شما ظلم می شود—چه فیزیکی و چه فکری—یا سلامت عمومی شما به خاطر رفتار همسرتان به خطر افتاده است از دیگران کمک بگیرید. اعتیاد به موادمخدر و الکل، کتک زدن، فحاشی، اعتیاد به قمار و مشکلات زیاد بخش دیگر با گذشت زمان روز به روز بدتر می شوند. اگر احساس می کنید که همسرتان می تواند روزی بهبود پیدا کرده و به وضعیت عادی برسد، با همه وجود از او حمایت کنید اما نه با جنگ و دعوا. درغیر اینصورت باید به این نتیجه برسید که طلاق سالمترین راه ممکن برای شماست.

قدم 2: اگر دلیل شما برای جدایی هیچگونه از موارد سوءاستفاده که در بالا عنوان شد نیست، نزد مشاور خانواده بروید. بسیاری از متخصصین می گویند اگر یک زوج با صداقت سعی کنند با مشاوره خانواده زندگیشان را حفظ کنند اما هنوز هم بعد از یک سال برای جدایی شک و شبهه در ذهنشان باشد، ممکن است در آن زمان به این نتیجه برسند که طلاق بهترین راه برای هر دو آنهاست.

قدم 3: از خودتان بپرسید که آیا به خاطر فرزندانتان به زندگی زناشوییتان ادامه می دهید یا خیر. بااینکه بسیاری از زوج های مشکل دار به خاطر فرزندانشان به زندگی با هم ادامه می دهند اما انرژی منفی، جنگ و دعواهای پدر و مادر و ناخوشنودی کلی والدین به بچه ها هم سرایت خواهد کرد. بااینکه خیلی ها با این نظر موافق نیستند اما اگر بچه هایتان تنها دلیل با هم بودن شما هستند بهتر است بدانید که پدر و مادر خوشبخت اما جدا از هم بسیار سالمتر از پدر و مادر ناخوشنود زیر یک سقف است.

قدم 4: نگاهی دقیق به خودتان بیندازید و رفتارهای خودتان را در مشکل بسنجید. از همسرتان هم بخواهید که همین کار را بکند و فکر کنید که چه چیزهایی باید تغییر کند و صادقانه بپذیرید که آن تغییر ممکن است یا نه. اگرهر دو شما بتوانید اشتباهات خودتان را تشخیص داده اید اما برای التیام بخشیدن به رابطه تان میلی به قدم برداشتن ندارید، بهترین راه برایتان جدایی است.

قدم 5: زخم هایی را پیدا کنید که قابل التیام نیستند. ببینید چطور این آسیب ها پدید آمده اند و چرا قابل درمان نیستند. گاهی اوقات خیانت، دروغگویی، بی اعتنایی، سوءاستفاده، اعتیاد و از این قبیل را می تواند کلامی بخشید اما قلبتان برای همیشه شکسته می ماند و دیگر نمی تواند اعتماد کند. احساس گناه، عصبانیت، خشم و بی اعتمادی هیچوقت از بین نمی روند و سرپوش گذاشتن بر آنها برای حفظ زندگی فقط هر دو شما را بیچاره تر خواهد کرد.

قدم 6: اجازه بدهید که آسیب ببینید، بترسید، احساس افسردگی کنید و حتی تنها شوید. اما اجازه ندهید ترس از این احساسات تنها دلیل شما برای ادامه زندگی با همسرتان باشد. گاهی ماندن در رابطه های ناسالم فقط به این دلیل که به آن عادت کرده اید راحت به نظر می رسد اما هرچه مدت بیشتری در یک زندگی ناکام بمانید خودتان را عمیق تر در آن چال می کنید. خودتان را رها کنید و بدانید که بعد از فرونشستن طوفان هم شما و هم همسرتان خواهید توانست دوباره از زندگی لذت ببرید، حتی اگر اینبار جدا از هم باشد.

مردمان

کارهایی که خانم‌ها انجام می‌دهند و آقایان را عصبانی می‌کنند

کارهایی که خانم‌ها انجام می‌دهند و آقایان را عصبانی می‌کنند


کارهایی که خانم‌ها انجام می‌دهند و آقایان را عصبانی می‌کنندمی‌خواهید بدانید واقعا چه چیزهایی آقایان را عصبانی می‌کند؟ اشتباه نکنید، آنها خانمها را دوست دارند اما در زیر نکاتی وجود دارد که آقایان نسبت به آنها گله و شکایت دارند.می‌خواهید بدانید واقعا چه چیزهایی آقایان را عصبانی می‌کند؟ اشتباه نکنید، آنها خانمها را دوست دارند


اما در زیر نکاتی وجود دارد که آقایان نسبت به آنها گله و شکایت دارند.

1. وسواس و تفتیش بیش از حد هنگام خرید
چک کردن میوه‌ها درموقع خریدن میوه موضوعی است که آقایان را عصبانی می‌کند. شاید حق با آنها باشد. آیا واقعا می‌شود هنگام خرید کنسروها را هم بیش از اندازه چک کرد؟

2. شلوغی و به هم ریختگی ظروف در آشپزخانه
آشپزخانه شلوغ و به هم ریختن ظروف در آشپزخانه شاید تنها موضوعی باشد که تا حد زیادی آقایان را عصبانی می‌کند.

3. تمیزکردن حمام بعد از رفتن مهمانها
"هرزمانی که ما مهمان داریم باید حمام و وان حمام را تمیز کنیم." شستن و تمیز کردن وان حمام کار بدی نیست و ما همه نظافت و تمیزی را دوست داریم اما آیا کسی که برای مدت کوتاهی مهمانی می‌رود نیاز به حمام رفتن دارد؟

4. تماس‌های بی مورد و کم اهمیت خانمها
برای آقایان بسیار آزاردهنده است زمانی که خانمی با آنها تماس می‌گیرد و حرف خاصی برای گفتن ندارد.

5. تردید بیش از حد خانمها
گاهی اوقات که زوج‌ها با هم برای صرف غذا به رستوران می‌روند، طبیعی است که منوی غذا را خانمها می‌بینند اما هنگامی که آقایان با تردید خانمها برای انتخاب غذای مورد علاقه شان روبه رو می‌شوند و زمان زیادی را صرف این کار می‌کنند عصبانی می‌شوند.

6. رانندگی خانمها با حواس پرت
زمانی که خانمها هنگام رانندگی داستان یا موضوعی را تعریف می‌کنند، حواسشان به جزئیات آن پرت می‌شود و دقت کافی به رانندگی شان نمی‌کنند. رانندگی با حواس پرت خانمها موضوع دیگری است که آقایان را عصبانی می‌کند.

7. اختلاف در تنظیم درجه شوفاژ یا کولر
زمانی که آقایان دمای خانه را طوری تنظیم کرده اند که در آن احساس راحتی می‌کنند، سر و کله خانمشان پیدا می‌شود و به صورت پنهانی درجه آن را کم یا زیاد می‌کنند. در زمستانها کم و در تابستانها زیاد.

8. کارهای تمام نشدنی خانمها با آقایان و تذکر مدام آنها
زمانی که خانمها کارهای زیادی را به آقایان محول می‌کنند و چندین بار به صورت شفاهی آنها را متذکر می‌شوند، آن هم درست در وسط انجام دادن کارهای خودشان(آقایان)، موضوعی است که آقایان را عصبانی می‌کند.

www.vitrinone.mihanblog.com

چه چیزی در روابط شما را خوشحال می کند؟

چه چیزی در روابط شما را خوشحال می کند؟


چه چیزی در روابط شما را خوشحال می کند؟باید بدانید که از ارتباطات خود چه می خواهید، بعد هم با اطمینان خاطر و اعتماد به نفس کامل ادامه راه را بپیمایید. باید نیازها و خواست های خود را به صورت دو جانبه با یکدیگر در میان بگذارید.روابط مشترک میان یک خانم و آقا زمانی به بن بست می رسد که هر یک از طرفین

باید بدانید که از ارتباطات خود چه می خواهید، بعد هم با اطمینان خاطر و اعتماد به نفس کامل ادامه راه را بپیمایید. باید نیازها و خواست های خود را به صورت دو جانبه با یکدیگر در میان بگذارید.
روابط مشترک میان یک خانم و آقا زمانی به بن بست می رسد که هر یک از طرفین از پاسخگویی به نیازهای طرف مقابل خود باز بمانند. برای پیشبرد روابط و بهبود آن باید به نیازهای یکدیگر توجه کنید.
همچنین باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که در طول زمان نیازهای افراد تغییر پیدا می کند و باید نسبت به تغییراتی که در نیازهای همسرتان ایجاد می شود حساس باشید و همچنین نسبت به نیازهای خود هم آگاهی کامل داشته باشید. در مورد تغییراتی که روی می دهند با هم صحبت کنید و ببینید که چه تاثیری را بر روی زندگی مشترکتان می گذارند. افراد سالم کسانی هستند که می توانند با یکدیگر رابطه سالم برقرار کرده و گفتگو کنند.
معمولاً رابطه سالم و شاد تنها میان افراد سالم و شاد ایجاد می شود. اینگونه افراد حتی قبل از اینکه وارد یک رابطه عاشقانه نیز بشوند، افراد سالمی هستند. آنها در ابتدا به تنهایی شاد هستند و زمانیکه در کنار فرد دیگری قرار بگیرند نیز می توانند او را نیز شاد کنند.
کاملاً طبیعی است که لیستی از کلیه خصوصیاتی که ترجیح می دهید همسرتان داشته باشد، تهیه کنید. احتیاط کنید، و انعطاف پذیر باشید. بدانید که در چه شرایطی باید مصالحه و سازش کنید و زمانیکه می بینید هیچ جایی برای سازش وجود ندارد، باید مرز و محدوده روابط خود را معین کرده و روی حرف های خود بایستید.
باید ببینید که با اتکا به چه چیزهایی می توانید رابطه خود را ارتقا بخشیده و شادی و شادکامی را به آن وارد کنید. باید بدانید که چه چیز می تواند لذت و خوشی را به رابطه شما وارد کند سپس در مورد آن نیازها و خواست ها با شریک خود صحبت کنید.
خیلی ساده است که عاشق هر کسی که بر سر راه شما سبز می شود بشوید؛ اما متاسفانه اگر این کار را انجام دهید مجبور می شوید با کسانی زندگی کنید که ارزش هایشان با شما همخوانی ندارد و مواردی که در زندگی برای شما اهمیت دارد در نظر آنها از هیچ گونه ارزشی برخوردار نمی باشند. تحت این شرایط نظرهای شما دو نفر با هم هیچ گونه هماهنگی ندارد و به ندرت اتفاق می افتد که بر سر مسائل مختلف با هم به توافق برسید. به همین دلیل هیچ یک از طرفین حاضر نیست که برای پذیرش کم و کاستی های طرف مقابل با او مصالحه کند. خیلی پیش از اینکه وارد یک چنین رابطه ای شوید، می توانید شکست خود را پیش بینی کنید. سعی کنید که پیش از انجام هر کاری نیازهای خود را در نظر بگیرید و این کار را به صورت مکرر انجام دهید.
باید به خاطر داشته باشید که همیشه در یک رابطه دو نفر وجود دارند، و هر دو نفر در هر زمان باید برای بهبود رابطه تلاش کنند. اولین گام در راه بهبود رابطه این است که پیش از هر اقدامی نیازهای خود را تعیین کنید. این کار هم به شما و هم به شریک زندگیتان کمک می کند که بفهمید چه نوع عشقی را از رابطه خود انتظار دارید. این امر به شما کمک می کند تا روابط خود را با انرژی بیشتری در پیش بگیرید.
البته عمق این مطلب تنها به خواسته های شما از رابطه محدود نمی شود. همانطور که قبلاً هم در کتاب خود به آن اشاره کردم: "اولین کتاب در مورد راه و رسم زندگی" دانستن یک مورد قابل توجه و عمل نکردن به آن هیچ تغییری را در زندگی افراد ایجاد نمی کند، بلکه هر زمانی که به آن عمل کردید آنوقت می توانید انتظار تغییر و تحول در زندگی خود را داشته باشید.
زمانی در روابط خود می توانیم به یک عشق بی قید و شرط دست پیدا کنیم که در وهله اول بدانیم چه می خواهیم و در مرحله بعدی تمام تلاش خود را برای اعمال آن به کار گیریم. هیچ گاه نباید بنشینید، دست روی دست هم بگذارید و هر چیزی که در زندگی برایتان اتفاق افتاده را بپذیرید و تصور کنید که از دستتان هیچ کاری بر نمی آید که در مورد آن انجام دهید.
احساس مسئولیت در روابط رمانتیک نیز یکی دیگر از موارد مهم در رسیدن به موفقیت در روابط به شمار می رود. من خودم به شخصه دست روی دست گذاشتن را امتحان کرده ام و از آن هیچ نتیجه ای نگرفته ام.
همانطور که خودتان هم می دانید باید به رابطه خود ادامه دهید. این شما هستید که رابطه را می سازید.
شما به درستی می دانید که برای بهبود رابطه چه کارهایی را باید انجام دهید. هر چیزی که در موردش فکر میکنید در رفتار و اعمالتان جلوه گر خواهد شد و در گفتارتان نیز آثار آن پدیدار خواهد شد.
زمانیکه انتظار دارید یک رابطه سالم، و عاشقانه داشته باشید و هر کاری را که از دستتان بر می آید برای آن انجام دهید، مطمئن باشید که هر چیزی که انتظارش را دارید بدست خواهید آورد. به هر حال همه چیز به شرایط موجود بستگی دارد، گاهی اوقات همه چیز خوب پیش می رود و گاهی آنطور که باید و شاید از آب در نمی آید.
من معتقدم که ارتباط زمانی موفق است که هر دو طرف برای بهبود آن تلاش کنند. در مراحل ابتدایی دو نفر باید سعی کنند که شک و تردید های خود را کنار بگذارند، و انتظارات خود را به کمترین میزان ممکن کاهش دهند.
اگر شما شک و تردید زیادی دارید، پس اصلاً دلیل این امر که می خواهید وارد یک رابطه شوید، چه چیزی میتواند باشد؟ البته پاسخ های بسیار زیادی می توان به این سوال داد، اما من تصور نمی کنم که پاسخ های قانع کننده زیادی برای آن وجود داشته باشد. هیچ یک از پاسخ ها نمی توانند قانع کننده باشند و یک عشق سالم را به تصویر بکشند.
برای اینکه بتوانید در روابط خود به موفقیت دست پیدا کنید باید بدانید که چه چیزهای موجبات خوشحال و همچنین ناراحتی شما را فراهم می آورند .
www.farspatogh.com


خانواده خوشبختی خواهیم داشت اگر . . .

 


خانواده خوشبختی خواهیم داشت اگر . . .سوالات متعددی داشتیم در مورد مشخصه های یک خانواده خوشبخت، یادآور می شویم، چشم انتظار معجزه نباشید، خوشبختی تصادفی نیست، راه و رسم آن را در زندگی باید آموخت، خوشبختی بدین معنی نیست که خانواده درگیر مشکلات و اختلافات نشود ما باید یاد بگیرید چگونه

اختلافات و مشکلات و بحران های زندگی را مدیریت کنیم.
- طبق نظر اکثر روان شناسان و آموزه های ادیان بشری، خانواده خوشبخت، اعضای آن معقتدند و هیچگاه از یاد خدا غافل نمی شوند و در لحظه لحظه زندگی به او توكل می کنند، لذا با این انرژی مثبت عظیم مشکلات را ناچیز می بینند.

- یکی از مهمترین مشخصه های خانواده خوشبخت، خوش اخلاقی، خوش خلقی و خوش رفتاری در میان اعضاء آن است، قدرت كنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به كار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

- همكاری، همفكری، هماهنگی، رمز بقای خانواده خوشبخت است، با هم ورزش کنید، عبادت کنید، سرود و ترانه بخوانید و...

- مشکلات بخش لاینفک زندگی است، خانواده آگاه، با مشکلات با صبر و حوصله برخورد می کنند.

- در میان اعضای خانواده الفاظ خودخواهانه به طور کلی رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی معتقدند و احساس مسولیت می کنند.

- به خاطر داشته باشید عملكردهای شماست كه داستان زندگی تان را ترسیم می کند، خانواده با برنامه ریزی در زندگی برای رسیدن به چشم انداز جمع با یکدیگر مشارکت فعال می کنند.

- خانواده خوشبخت با هدفمند و برنامه ریزی به پیش می روند، اگر از خود توقع زیادی نداشته باشد، سال ها در همان پله ای كه بوده درجا می زند. پس به اهداف بلند فكر كنید. (اما هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید).

- افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سو استفاده نمی کنند، اعتماد یکی از پایدارترین ویژگی های خانواده موفق است.

- تا جایی که بتوانند همراه همدیگر هستند، در میهمانی ها و کارهای مربوطه به خانه تنها ظاهر نمی شوند، همدلی و همفکری بقای خانواده خوشبخت است

- مرتب از اوضاع شکایت نمی کنند و نق نمی زنند و دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نمی کنند، برای آینده خود طرحی نو در اندازید.

- برای زندگی خود قوانینی در نظر می گیرند و سعی نمی کنند از آنها سرپیچی كنند

- خانواده خوشبخت به سلیقه، عقاید و حریم یکدیگر آگاهند و به آن احترام می گذارند و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

- نگران سلامتی روحی و جسمی یکدیگرند و از هم مراقبت می کنند، اگر مشکلی به وجود آید، در حل آن می کوشند.

- چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند، صرفه جویی و پس انداز کردن جزو برنامه های اقتصادی یک خانواده موفق است.

- دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی بر خانواده خوشبخت غالب نیست، هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند.

- همه اعضای خانواده خوشبخت در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

- زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند، اول خود بعد دیگران، زندگی آنها به خاطر فرزند، ترس از طلاق، حرف مردم، مهریه و... ادامه ندارد.

- زن و شوهر در کنار یکدیگرند نه رودررو و رقیب هم، بلکه رفیق هم هستند و خانواده های خوشبخت می کوشند فرزندان خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

- زن و مرد مي توانند هر روز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديكتر شوند، آنها در مسائل خصوصي و زندگي ديگران دخالت نمی کنند.

- علاقه، عشق، محبت، صفا و يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي كنند.

- از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند

- داشتن مهارت کلامی و هنر مذاکره، باب آشتیهای پردوام را به روی ما می‌گشاید.

- انسانهای بزرگ می بخشند و فراموش می کنند، و از گذشته و نقاط ضعف دیگری برای ضربه زدن استفاده نمی کنند.

- اعضای خانواده خوشبخت رازدار و از همه لحاظ به یکدیگر وفادارند

- خوشبخت کسی است که با تمرین صبح با لبخند برخیزد و با لبخند به بستر رود

- از حدس و گمان پیروی نکنید

- هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.

- به خاطر بسپارید كه نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را كه آنها را در وجودش نگهداری می كند ذره ذره نابود می كنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلكه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد و حتی سكته قلبی را نیز به شما تقدیم می كنند.

- در زندگی به آن چیزی می رسید كه همیشه به آن فكر می كنید. و آن چیزی را به دست می آورید كه همواره طلب كرده اید.

- خانواده های خوشبخت در زندگی نقش یك قربانی را بازی نمی کنندیا سعی نمی کنند با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازند. این كار فقط تضمین می كند كه یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظارشان است.

- خانواده خوشبخت، درد خود را شناسایی می کنند، تا هرچه سریع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنند. به این نكته واقف باشید كه همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یك تغییر در زندگی شما باشد.

- تابوها و فیلترهایی كه جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور می اندازند.
«چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید»
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زنده اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت

کز برایش می توان از جان گذشت

salavati-vahid.blogfa.com