موضوعات مورد بحث همسران خوشبخت

 


موضوعات مورد بحث همسران خوشبختآنچه شما در مورد آن صحبت مي‌كنيد مشخص‌كننده سلامت روابط شماست.مي‌دانيد كه انسان‌هاي بزرگ در مورد عقايد و ايده‌ها صحبت مي‌كنند و انسان‌هاي كوچك در مورد افراد؟پس ببينيد موضوع اصلي گفتگوهايتان را چه چيزهايي تشكيل مي‌دهد. آيا در مورد ايده‌هاي بزرگ فكر مي‌كنيد


يا در مورد همسايه يا همكار غيبت مي‌كنيد.

تحقيقات روان‌شناسانه نشان مي‌دهد افراد وقتي در مورد عناوين بامعني گفتگو مي‌كنند به مراتب خوشحال‌ترند تا اين‌كه در مورد مسائل كوچك و جزيي صحبت كنند. براي مثال گفتگو در مورد آب و هوا يا مزه غذاها بسيار متفاوت‌تر از گفتگو در مورد فلسفه و تحصيلات و مذهب است.

بررسي‌ها نشان داده در حدود 79 درصد از گفتگو‌ها در مورد مسائل جزيي‌تر زندگي و امور روزمره است و تنها در حدود 10 درصد از گفتگوها را مسائل مهم‌تر و ايده‌هاي بزرگ تشكيل مي‌دهند.

اما اگر بخواهيد بدانيد موضوعات مورد بحث همسران خوشبخت چيست به موارد زير دقت نماييد:

1 ـ اوقات سخت شرمندگي زماني هستند كه اگر در مورد آنها به همسرتان نگوييد به چه كسي مي‌توانيد بگوييد؟

2 ـ ترس‌ها و نگراني‌ها ازجمله مواردي هستند كه موجب سفيدي موهايتان مي‌شوند. پس اگر در مورد آنها با همسرتان صحبت نكنيد با كاهش تفاهم ميان‌تان بر ميزان آنها و قضاوت‌هاي يكجانبه‌تان به خود صدمه مي‌زنيد.

3 ـ دوران كودكي شما و همسرتان و اين‌كه راحت بوده‌ايد يا نه. آيا مي‌توانسته‌ايد به راحتي براي خود دوست پيدا كنيد. در مدرسه مشكلي داشته‌ايد يا نه همگي ازجمله مواردي هستند كه به شناخت بهتر همسرتان و ايجاد تفاهم بيشتر ميان‌تان كمك مي‌كند.

4 ـ ارتباطات خانوادگي همسرتان با خانواده‌اش بويژه قبل از ازدواج مشخص‌كننده نگاه كلي او به مقوله خانواده و شما و فرزندان كه حالا خانواده اصلي او را تشكيل مي‌دهيد مي‌باشد.

5 ـ گفتگو در مورد اتفاقات و حوادث پيش رو و چگونگي اتخاذ تصميمات براي روبه‌رويي با آنها ازجمله مواردي است كه كمك مي‌كند تا شما و همسرتان مانند يك تيم هماهنگ عمل كنيد تا به اهداف برسيد و موانع را از پيش رو برداريد.

6 ـ اطلاع از علايق يكديگر و حتي دانستن اين‌كه همسرتان به چه نوع برنامه‌ها و فيلم‌هايي علاقه دارد و چه مكان‌هايي برايش جذاب‌تر است موجب مي‌شود كه بتوانيد با فراهم كردن محيطي دلپذير آرامش او و صميميت خانواده را افزايش دهيد و با ذهني آماده‌تر به سوي آينده گام برداريد.

www.jamejamonline.ir

مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آن

مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آن


 مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آنآیا با وجود مشکلات زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟7 سال است که ازدواج کرده‌ایم، ولی تا کنون ارتباط زناشویی نداشته‌ایم!آیا با وجود مشکلات دردناک زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟

زن :

" ما هرگز روابط زناشویی نداشته‌ایم"

مریم ، 33 ساله، مدیر حسابداری یک شرکت تبلیغاتی است. او می‌گوید : " همه فکر می‌کنند من زندگی ایده آلی دارم... البته از خیلی جهات همینطور هم هست. من و همسرم " محسن"، هر دو شغل‌های خوبی داریم و از کارمان لذت می‌بریم. به تازگی خانه خریده‌ایم. تعطیلات تابستان با گروه بزرگی از دوستان به مسافرت رفتیم. به هر دوی ما خیلی خوش گذشت. ولی ما یک مشکل خیلی بزرگ داریم، و آنهم این است که ما هرگز ارتباط زناشویی نداشته‌ایم و من هنوز هم یک دوشیزه هستم".

" دست خودم نیست، بنظر می‌رسد که بدنم اجازه نمی‌دهد که ارتباط زناشویی داشته باشم. نمی‌دانم مشکل چیست. این مشکل نمی‌تواند مشکل جسمی و فیزیکی باشد چون در معاینات پزشک زنان،دچار مشکل نمی‌شوم. مسئلۀ عدم تمایل من به همسرم یا به روابط زناشویی نیز مطرح نیست. چون به محسن متمایل می‌شوم و میل به رابطه پیدا می‌کنم ."
" تا آنجاییکه به یاد دارم، هیچ پیشینه‌ای نداشته‌ام که این مشکل مرا توجیه کند. من در خانواده‌ای در سطح متوسط بدنیا آمدم و تنها یک خواهر بزرگتر از خودم داشتم. پدرم مدیر یک فروشگاه بزرگ بود و مادرم نیز یکی از فروشنده‌های همان فروشگاه بود. هرگز به هیچ کدام از آنها خیلی نزدیک نبودم. پدرم از نظر احساسی و عاطفی آدم سردی بود و مادرم بیش از حد احساساتی و گرم بود. وجود من همیشه تحت الشعاع خواهرم بود. پدر و مادرم تمام توجه و عواطف خود را روی خواهرم متمرکز می‌کردند. خواهرم از ابتدای تولد فلج بود و مدام تحت درمان بود. همۀ وقت آزاد پدر و مادرم به مشکلات خواهرم می گذشت. من عمدتا" روی پای خودم بزرگ شدم. هر وقت از این وضعیت گلایه‌ای می‌کردم، مادرم می‌گفت مثل بچه‌ها نق نزن و خدا را شکر کن که سالمی؛ تو باید درک کنی، خواهرت مشکلات زیادی دارد.

یک مرد خوب
11 سال پیش با محسن آشنا شدم. ما هر دو در یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کردیم. من 22 ساله بودم و محسن 25 ساله. خیلی سریع به او علاقمند شدم. او پسری زیبا و پر انرژی بود. ما علائق مشترک متعددی داشتیم - ورزش ، فیلم تماشا کردن، کوهنوردی و دوچرخه سواری. محسن یک عاشق پیشۀ واقعی بود. او یادداشتهای عاشقانۀ بی نظیری می‌نوشت و روی میز من می‌گذاشت و مرا حسابی غافلگیر و شگفت زده می‌کرد.


زن ادامه می‌دهد:

4 سال بود که ازدواج کرده بودیم ولی بارها سعی کرده بودیم ارتباط زناشویی داشته باشیم ولی من نمی‌توانستم. محسن مدام زیر گوشم نجواهای آرامش‌بخش و عاشقانه می‌کرد تا به من کمک کند. اما هربار به محض آنکه محسن می‌خواست کاری فراتر از نوازش و لمس کردن انجام دهد دوباره همان حالت تکرار می‌شد."
طولی نکشید که دعواها و مشاجرات ما بر سر همین موضوع آغاز شد. طبیعی بود که او از این بابت عصبی و کلافه بود. وقتی به او می‌گفتم بگذار در یک فرصت مناسب امتحان کنیم و بعد برای آنکه چشمم به چشمهای آزردۀ او نیفتد پشتم را می‌کردم و وانمود می‌کردم که خوابیده‌ام او بیش از پیش متلاطم و خشمناک می‌شد. من نمی‌خواستم او را اذیت کنم. واقعا" دوست داشتم در اختیارش باشم اما نمی‌توانستم. در همان اوایل محسن از من خواست برای معالجه نزد پزشک برویم اما من از اینکه راز خود را با هر کس دیگری در میان بگذارم خجالت می‌کشیدم حتی با پزشک زنان. من فقط امیدوار بودم و به محسن هم امیدواری می دادم که بزودی این مشکل حل خواهد شد.

" در ماه عسل هم من همان وضعیت را داشتم. این مساله سالها ادامه داشت .محسن مثل بمبی شده بود که هر لحظه مترصد انفجار بود."


" فکر می‌کنم این آخرین فرصت من است و در غیر اینصورت او را از دست خواهم داد"

" سه سال پیش، اوضاع خیلی وخیم شده بود. هر بار که سعی می‌کردیم تجربه‌ای ناموفق به تجربیات قبلی ما اضافه می‌شد. محسن من را همخونه صدا می‌کرد و کم کم عادت کرده بود در اتاق پذیرایی بخوابد. او به بن بست رسیده بود و به من هشدار داده بود اگر در سالگرد ازدواجمان یا روز تولد من به من تمکین نکنی، از تو جدا خواهم شد. وقتی آن روزها هم آمد و گذشت محسن من را دروغگو خطاب می‌کرد و من از ته دل گریه می‌کردم تا به هق هق می‌افتادم."

"حالا دیگر در یک دور باطل افتاده‌ایم. هرقدر محسن تلخ تر و عصبانی تر می‌شود، بیشتر از خودم نا امید می‌شوم و وقتی مثل کلاف به هم پیچیده در هم گره می‌خوریم ناتوان تر می‌شوم. این روزها تصور آنکه او ممکن است به من خیانت بکند مشکلات مرا پیچیده تر نیز کرده است. مدام وحشت دارم که مبادا مرا فریب بدهد و سراغ کس دیگری برود. البته من او را سرزنش نمی‌کنم چون این من هستم که نمی‌توانم نیاز زناشویی او را برآورده کنم. گاهی همۀ زندگی و روزهایم به تفکر در مورد این قضیه می‌گذرد. حالا به بیماریهای متعددی مبتلا شده ام مثل میگرن شدید، حالت تهوع و دل آشوب دائمی و بی خوابی‌های غیر عادی."

" دیروز محسن مرا تهدید کرد که اگر پیش روانشناس نروم مرا طلاق خواهد داد. احساس کردم این آخرین فرصت است و برای همین هم الآن اینجا هستم."


مرد : "من واقعا" صبوری کردم"

محسن، 36 ساله ، مدیر برجسته و خلاق یکی از شرکت‌های تبلیغاتی می گوید: " من نمی‌خواهم او را طلاق بدهم، اما دیگر تحمل ازدواج ناقص هم برایم مشکل است. 7 سال است که با صبوری تحمل کرده ام. هر بار که مریم قول می‌دهد تمکین کند به او اطمینان می‌کنم. من در اینترنت جستجو کرده ام و هر اطلاعاتی که در مورد حالتهای مریم پیدا کرده ام را دانلود کرده‌ام ؛ به این امید که او ببیند زنان دیگری که مشکل او را داشته‌اند اقدام به معالجه کرده‌اند و موفق نیز شده‌اند و اکنون زندگی عادی خود را دارند. اما او حتی حاضر نیست به این مقاله‌ها و اطلاعات نگاه کند. از ملاقات با روانشناس هم امتناع می‌کند. دیگر باید چه می‌کردم؟"

" گاهی احساس می‌کنم مثل یک تنۀ درخت، بی خاصیت هستم. من عاشق مریم هستم، ما با هم دوستان بسیار خوبی بودیم. تنها مورد اختلاف بین ما مسئلۀ ارتباط زناشویی است و همۀ مشکلات و دعواهای ما در مورد همین قضیه است. با وجودیکه هنوز هم او را به شدت دوست دارم ولی پذیرفته‌ام اگر او نخواهد مشکلش را حل کند باید از او جدا شوم. از سرکوب نیاز‌های طبیعی‌ام خسته شده‌ام. از اینکه مدام وانمود کنم مشکلی نیست و این موضوع اهمیت چندانی برایم ندارد خسته شده‌ام. مریم همسر من است و من حق دارم از او بخواهم به من تمکین کند."

" دوران بچگی من دوران آرام و معمولی بوده است. یک خواهر بزرگتر از خودم و یک برادر کوچکتر داشتم. اما ارتباط چندان نزدیک و صمیمی ای با پدر و مادرم نداشتم. پدرم رانندۀ کامیون بود. او مرد شوخ و بذله گویی بود و برای ما بیشتر شبیه یکی از دوستان معمولی بود تا یک پدر. مادرم خانه دار بود و نوع روابط ما با او بیشتر به حال و هوای او بستگی داشت. به عنوان مثال حتی یک بار به دبیرستان ما سر نزده بود چون خارج از منطقۀ محل سکونتمان رانندگی نمی‌کرد. وقتی ازدواج کردم نیز به نوعی من را به خود واگذاشت. من همیشه آرزو می‌کردم مادرم به زندگی من بیشتر اهمیت می‌داد ولی او از نظر احساسی از من دور بود."

" ازهمان لحظۀ اول که چشمم به مریم افتاد از او خوشم آمد. او دختری ریز نقش و زیبا باهوش و با نشاط بود و روابط عمومی خوبی داشت. علاقه ای که بین ما بوجود آمده بود پایۀ یک دوستی محکم و عاشقانه شد. اولین باری که در این مورد با او صحبت کردم و عکس العمل منطقی و با وقار او را دیدم، احساس کردم به شدت عاشقش شده ام."

مرد ادامه می دهد:

" عصبانیت من فقط به این خاطر نیست که هرگز رابطه زناشویی نداشته‌ایم، بیشتر از این ناراحتم که مریم هر بار زیر قولش می‌زند. او ادعا می‌کند از این که مشکل خود را نتوانسته حل کند متنفر است اما هیچ اقدامی برای رهایی از این وضعیت نمی‌کند. من مدام از نظر زناشویی و احساسی خودم را کنترل می‌کنم و از این وضعیت خسته شده ام. مدتهاست بعد از تمام شدن کارم وقتم را با دوستانم می‌گذرانم چون نمی‌خواهم با او تنها باشم و انگیزه ای برای خانه آمدن ندارم."

" آخرین باری که به مریم اولتیماتوم دادم ، قبول کرد که کار درمانی را آغاز کنیم. از تعجب دهانم باز مانده بود، جدا" می‌گویم تا چند دقیقه آنچه را که شنیده بودم را باور نمی‌کردم."


مشاور می‌گوید:

درمان دونفره

مشاور می‌گوید: " حق با محسن بود، مریم نمی‌توانست به تنهایی مشکلش را حل کند. او از یک بیماری روان تنی به نام Vaginismus رنج می‌برد. برای درمان این بیماری مریم باید به یک پزشک متخصص بیماری‌های زنان مراجعه می‌کرد. اما قبل از آن، آنها نیاز داشتند که با هم به یک روانشناس مراجعه کنند تا ابتدا روابط آسیب دیدۀ میان آنها ترمیم شود."

تحقیقات نشان داده است که حدود %17 از زنانی که برای درمان مشکل آمیزشی خود به پزشک مراجعه می‌کنند به این بیماری مبتلا هستند. افراد مبتلا بر دو دسته‌اند: دستۀ اول افرادی هستند که از بدو تولد مبتلا بوده‌اند و دستۀ دوم کسانی هستند که مثل مریم در اثر بوجود آمدن شرایطی خاص به این بیماری مبتلا می‌شوند ؛ و رابطه زناشویی برای آنها غیر ممکن است. علل بروز این بیماری متفاوت است: محیط رشد مذهبی سخت گیرانه ( این افراد در دوران کودکی همیشه دیده اند که با روابط زناشویی به شدت مقابله می‌شود و ذهنیت مناسبی از آمیزش ندارند)؛ تجاوز یا سوء استفاده‌های زناشویی؛ اختلال در روابط زناشویی مثلا" در اثر خیانت؛ تنش‌های عصبی یا خویشتن داری از دوران بچگی. در بعضی موارد علت بیماری هیچ یک از موارد مذکور نیست و هنوز ناشناخته مانده است.


Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است

" من بیماران زیادی داشته‌ام که از این بیماری رنج می‌برده‌اند اما علل بیماری همۀ آنها یا سخت گیری‌های خودشان بوده و یا ذهنیت بدی که در مورد روابط زناشویی دارند در مواردی تجاوز و سوء استفاده‌های جسمی؛ ولی مریم یک مورد استثنایی بود. خشم او نسبت به والدینی که همۀ وقت و توجه خود را معطوف خواهر بیمارش می‌کرده اند و نادیده گرفته شدن او توسط والدینش مرا متوجه این فرضیه کرد که بروز این بیماری نتیجۀ برخوردها، نابرابری‌ها و مشکلات عاطفی در خانوادۀ وی بوده است. علاوه بر آن ذهنیت او برای رابطه زناشویی تجربه ای منفی و دردناک بوده است و احتمالا" همین امر موجب تشدید این بیماری در وجود مریم شده است."

" بی‌اعتنایی علنی مادر به مریم احساس رها شدگی را در مریم بوجود آورده و همین امر موجب شده که او برای محافظت از خود و آسیب ندیدن در اثر تنهایی، احساسات خود را کنترل کند و با درون گرایی افراطی احساس گناه کاذب خود را مخفی کند (عکس العمل طبیعی بچۀ سالمی که خواهر یا برادری با معلولیت حاد دارد). از آنجاییکه مریم در خانه هیچ تاثیرگذاری نداشت، نمی‌توانست والدین خود را متوجه نیاز خودش کند. او می‌خواسته که پدر و مادرش مشکلات، زندگی و حضور او را جدی تر بگیرند تا احساس کند که برای خانواده مهم است و به او توجه می‌شود؛ ولی وقتی نمی‌توانسته خانواده اش را هدایت و کنترل کند پس وجود و بدن خودش را کنترل کرده است. حتی اگر مریم می‌خواسته که با محسن ارتباط زناشویی داشته باشد، مجبور بوده که جسم خود را رها کند و به بدنش اجازه دهد که لذت ببرد در حالیکه فکر کردن به روابط زناشویی برای او اضطراب آور است و همین مسئله باعث واکنش بدن می‌شود."

" Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است. اما طبق تجربیات من روابط آسیب دیدۀ مریم و محسن می‌توانست زمان درمان را طولانی تر کند."

مشاور ادامه می‌دهد:

”درمان مریم در 3 مرحله انجام شد :

- تمرینات جسمی برای آماده کردن بدن مریم برای روابط زناشویی

- جلسات معالجۀ فردی برای درمان روحی و روانی

- جلسات معالجۀ دونفره باحضور محسن برای ترمیم روابط فی مابین آنها"


" درمان جسمی _ که آن را دورۀ حساسیت زدایی می‌نامند _ برای نتیجه گیری از این مرحله هیچ محدودیت زمانی تعیین نشد. من به محسن گفتم :" باید اجازه دهیم مریم با میل خود و به هر شکلی که راحت تر است این مرحله را طی کند. اگر او را مجبور کنی که عجله کند ، ممکن است به روند درمان او آسیب بزنی."

" مریم به شدت وحشت داشت که موفق نشود ؛ بعد از مدتی بالاخره توانست با اتکا به نفس موفق شود. اضطراب او فروکش کرد و متعاقب آن سایر علائمی که او را آزار می‌داد مثل بی خوابی، میگرن و حالت تهوع از بین رفت و به طور کلی در وضعیت آرامی قرار گرفت. علاوه بر این مراحل درمانی، مریم از طریق اینترنت اطلاعات خود را درباره این بیماری کامل کرد و توانست بر این بیماری فائق آیند. او متوجه شد که تنها نیست و افراد دیگری نیز به این بیماری مبتلا هستند."

" در جلسات مشاوره به مریم کمک کردم که از بروز احساسات خود نهراسد و خود را گناهکار نداند. به او گفتم :" تو باید از زندگی خودت لذت ببری. بیماری خواهرت تقصیر تو نیست. تو وظیفۀ خودت را انجام داده ای و حالا وقت آن است که به خودت، زندگی خودت و همسرت فکر کنی."

" من همیشه عاشق او بوده‌ام اما حالا دوباره عشقی جدید را تجربه می‌کنم"

" درضمن محسن نیز می‌بایست اهمیت نقش خود را در حل مشکلات زناشویی خود می‌دانست. برخلاف بسیاری از مردانی که زندگی زناشویی بدون رابطۀ زناشویی دارند، محسن صبوری و ماندن را انتخاب کرده بود ؛ اما در عین حال اشتباهاتی نیز کرده بود که مشکل را حادتر می‌کرد مثل دعوا کردن با مریم که شبیه مشاجرات دوران مجردی اش با مادرش بود. گاه بعضی افراد با تکرار و ادامۀ جنگ و دعواهای گذشته اشان در مشکلات خود درجا می‌زنند و گاه دعواها و مشاجرات دوران مجردی خود را به زندگی بعد از ازدواج نیز می‌کشانند. محسن در تمام طول زندگی خود با دعوا و مشاجره سرو کار داشته است. در دوران تجرد علت این مشاجرات این بوده که او نمی‌توانسته مادرش را قانع کند که با او مهربانانه تر رفتار کند و در زندگی کنونی او نیز علت مشاجرات، عدم موفقیت او در برقراری یک ارتباط کامل زناشویی با همسرش بوده است ؛ اما در عین حال روشها و تاکتیک‌های او صحیح نبوده است."

من بی پرده به او گفتم : " اگر به تشنج در زندگی خود ادامه دهی، نه تنها مشکلات حل نخواهد شد بلکه احتمال طلاق و جدایی بیشتر نیز خواهد شد. هر چقدر بیشتر او را مضطرب و عصبی کنی، احتمال امتناع از رابطه زناشویی از طرف او بیشتر خواهد شد."

" به این ترتیب آزار و اذیت‌های محسن متوقف شد و حتی وقتی گاه به گاه در طول درمان پیشرفتی در کار مریم دیده نمی‌شد نیز محسن با بردباری تحمل می‌کرد و امیدوار بود و این صبوری و آرامش، اتکا به نفس مریم را بالا می‌برد. با پیشرفت روند درمانی مریم ، محسن مرتب امیدوارتر می‌شد. به تدریج محسن مثل سابق به مریم ابراز علاقه می‌کرد. دستهای او را می‌گرفت و به او محبت می‌کرد. در یکی از جلسات مشاوره محسن گفت : زندگی ما قطعا" شیرین و لذت بخش تر از قبل خواهد شد چون مریم با انگیزه و مصمم در جادۀ سلامتی پیش می‌رود. من همیشه عاشق او بوده ام اما حالا عشقی دوباره را تجربه می‌کنم."
بعد از 18 ماه، معالجات مریم به پایان رسید. سه روز قبل از نهمین سالگرد ازدواجشان این زن و شوهر توانستند مشکل خود را حل کنند. روابط زناشویی آنها به مرور بهتر و بهتر شد و تا امروز که چند سال از آن دوران می‌گذرد هرگز مشکلی نداشته‌اند. اکنون آنها تصمیم گرفته‌اند که برای بچه دار شدن برنامه‌ریزی کنند. مریم همین چند روز پیش به من می‌گفت: " من عمیقا" اعتقاد پیدا کرده‌ام که رابطۀ زناشویی بنیان خانواده را مستحکم تر می‌کند و ازدواج را معنی دار می‌کند. حالا می‌توانم بفهمم که چرا محسن اینقدر برای معالجه اصرار داشت." مریم اکنون به شدت تاسف می‌خورد که چرا زودتر به متخصصین مراجعه نکرده و سالها باعث آزار و اذیت خود و همسرش شده است. مریم صادقانه افزود: " با این وجود مطمئنم آینده ای روشن در انتظار ما است و سعی می‌کنم هرگز حسرت گذشته را نخورم. حالا دیگر ما منتظر فرزندمان هستیم و با بدنیا آمدن او خوشبختی ما دو چندان خواهد شد."
forum.iransalamat.com

بهترین رنگ برای پوشش موهای سفید کدام است؟

 

رنگ کردن موی سفید در هر گروه سنی کمی دقیق تر و با احتیاط تر از رنگ کردن موهای دیگر است و این کار نیاز به توجه و دقت بیشتری دارد تا علاوه بر طبیعی و خوشرنگ در آمدن موهای سفید ماندگاری رنگ مو نیز تا در آمدن ریشه ی موها حفظ شود و این امکان پذیر نیست مگر اینکه ابتدا موهایی که سفیدی دارند و البته با درصد بالا را با کمی اکسیدان به مدت 10 دقیقه تحریک کرده تا در جذب و پذیرش رنگ مو کمک کنند و اگر درصد سفیدی کم است لازم به این کار نیست، بعد از آن استفاده کردن از رنگهای دائمی که پوشانندگی و ماندگاری بیشتری خواهند داشت که بهترین آنها مخلوط دو رنگ شماره ی 4 و5 از گروه N و یا مخلوط 3و4 از گروه M می باشد که هر دوی این رنگها بهتر است با اکسیدان 9 درصد مخلوط شوند و حتما پس از تقسیم سر به چهار قسمت از دوطرف گوشها و پیشانی تا پشت سر رنگ کردن را از جلوی سر شروع کرده و با ماندن رنگ بین 45 دقیقه تا یک ساعت داخل کلاه موی سفید را به رنگ طبیعی و زیبایی برسانند.

منبع: mahshar.com

آرایشی ملایم و جذاب مناسب همه جا

 

آرایشی ملایم و جذاب مناسب همه جااز آنجایی که چهره ی آرایش شده، هر چند کم با چهره ی بدون آرایش بسیار تفاوت دارد وخیلی از خانمها دوست ندارند با چهره ای بدون آرایش دیده شوند، راههایی برای همیشه مرتب بودن با صرف کمترین زمان وجود دارد تا شماچه در منزل برای انتقال روحیه ای شاد به افراد خانواده


ونیز خودتان وچه بیرون از خانه در حدی ساده ومتعادل به راحتی به چهره تان رنگ تازه ای بدهید.
1-هر صبح پس از بیدار شدن از خواب وشستشوی صورت با آب سرد وخنک ،بگذارید آب بر روی پوست صورتتان به حالت طبیعی خشک شود که این می تواند در فاصله ای که پس از شستشوی صورت، شما مشغول آماده کردن صبحانه می شوید،انجام گیرد زیرا زمان زیادی نخواهد برد وهمین امر در ابتدای روز پوست صورت شما را از افتادگی وشل شدن حفظ کرده وشادابی وسر حالی خاصی به شما منتقل می کند.
2-تنها کرمی که بهتر است در منزل ویا حتی برای خرید، بیرون از منزل استفاده کنید وزمان ماندن آن بر روی پوست ضرری به پوستتان نمی رساند، انواع کرمهای ضد آفتاب است که ا گر دوست داشته باشید مثل یک کرم پودردر صورت داشتن جوش ولکه بر روی پوستتان، آنها را بپوشاند از نوع رنگی وکرم پودر دار بودن آن بر روی پوست بمالید وبا شستشوی بعدی صورت دوباره ازآن بر روی پوست بزنید.
3-برای انواع چشمها چه چشم ریز چه درشت وبا حالتهای مختلف ورنگهای متفاوت،استفاده از یک خط چشم مدادی سیاه وتنها یکبار کشیدن در داخل چشم، فرم وحالت چشم را نمایان ساخته وآن را از بی حالی در خواهد آورد که البته توجه داشته باشید فقط یک بار بکشید تا زیر چشمان شما سیاه نشود وتنها حالت ملایم وطبیعی به چشمها داده باشید.
4-توجه داشتن به هماهنگی رنگ رژلب با لباس منزل ویا با شال وروسری که برای بیرون رفتن از منزل می پوشید مهمترین قسمت آرایش در مرتب بودن وتغییرشما درمدت زمان کوتاست به طوری که تنها یک لایه رژبدون خط لب وگاهی خط لب بدون رژهم رنگ لباس منزل یا شال وروسری ، بر روی لبها بزنید وبرای شیک تر بودن از رنگهای ملایم ویا برق لب در انواع رنگها استفاده کنید تا بیرون ازمنزل نیز راحت تر باشید.
5-موارد بالا برای داشتن چهره ای متفاوت از قبل کافی است ولی اگر فرصت داشته ودوست دارید از رژگونه ای ملایم همرنگ رژلبتان نیز بزنید.
6-پرداختن روزانه در همین حد به چهره وپوست علاوه بر انتقال شادابی به شما واطرافیانتان در منزل می تواند در رسیدگی به پوست ومراقبت آن از نور خورشید ولامپهای مهتابی که همان تاثیر نور خورشید را بر روی پوست دارندبه شما کمک کند.
7- در منزل برای انرژی بیشتر ازرژ لبهایی با رنگهای شاد وروشن استفاده کنید.
8-اگر مژه های خیلی صاف وبلندی دارید با یک بار استفاده از فر مژه به آنها حالت دهید.
نکات مفید:
الف-در طول روز وهنگام مصرف انواع میوه ها به جز گوجه فرنگی وکیوی که ممکن است برای شما حساسیت زا باشند از پوست آنها برای ماساژ بر روی صورت وپشت دستها استفاده کنید.
ب-در هنگام درست کردن غذا وخورد کردن پیاز در صورتی که از چشمانتان اشک آمد، پوست صورت را با اشکهایتان به آرامی وبه حالت دورانی ماساژداده وسپس با آب خنک بشویید ودوباره ضد آفتابتان را تجدید کنید.
پ-در هنگام استفاده از انواع مرکبات از ترشحات پوست آنها برای ماساژ دست وصورت استفاده کنید.
ج- در کنار مراقبت های روزانه از کرمهای ویتامینه ی شب ویا روغنهای زیتون ونارگیل وبادام نیز استفاده کرده تا همیشه پوستی شاد وسالم داشته باشید.
www.senatorha.com

زمان مناسب خوردن ویتامین ها

 

آنها را به اندازه ای که توصیه شده است و سر ساعت مصرف کنید. گذاشتن قوطی قرص ها نزدیک میز غذا کمک می کند، خوردن آنها را فراموش نکنید.

بیشتر پزشکان و متخصصان تغذیه معتقدند که خوردن ویتامین ها و املاح در زمان هایی می تواند جذب بیشتری داشته باشد یا برعکس همراه کردن آنها با بعضی از خوراکی ها می تواند از اثربخشی آنها بکاهد.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، در بین مکمل های خوراکی به زمان مناسب خوردن نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم، مثلا بسیاری خوردن کلسیم را در شب پیشنهاد می کنند به این دلیل که مصرف کلسیم در بدن بیشتر در شب صورت می گیرد و همچنین به دلیل این که کلسیم می تواند به خوابیدن کمک کند.

از طرف دیگر همراه کردن قرص کلسیم در صورتی که پزشک برای شما تجویز کرده با شیر جذب آن را افزایش می دهد بنابراین نوشیدن یک لیوان شیر شب ها قبل از خواب همراه با قرص کلسیم را فراموش نکنید.

در مورد مجموعه ای از ویتامین های گروه B مثل B 1 تا B 12 گفته می شود چون ما در حالت عادی این ویتامین ها را که از جمله ویتامین های محلول در آب هستند با غذا دریافت می کنیم پس بهتر است این ویتامین ها هم همزمان با خوردن غذا به خصوص میوه ها و سبزی ها مصرف شوند.

همچنین ویتامین های محلول در چربی برای جذب به چربی نیاز دارند بنابراین آنها باید همیشه با غذاهایی که چربی دارند مصرف شود.

این ویتامین ها شامل ویتامین A، ویتامین D، ویتامین E، و ویتامین K هستند.

دقت کنید در صورتی که قرص آهن برای شما تجویز شده است از نوشیدن شیر و لبنیات و همچنین قرص کلسیم با آن خودداری کنید چون جذب آهن را کاهش می دهد.

ویتامین C هم از ویتامین های محلول در آب است اما تفاوت آن با دیگر ویتامین ها این است که فقط چند ساعت در خون می ماند و به سرعت از راه کلیه ها دفع می شود به همین علت برای کسب نتیجه بهتر، ویتامین C بهتر است در هر سه وعده غذایی تقسیم و مصرف شود.

خوشبتختانه ویتامین C تنها ویتامینی است که خوردن میزان بیش از نیاز آن دفع می شود و عارضه ای ندارد.

اگر از فیبر خوراکی هم برای رفع یبوست یا کاهش وزن استفاده می کنید، بهترین زمان برای جذب آن صبح است و لازم است که قرص های مکمل ویتامینی و املاح همراه با آن میل نشوند چون فیبر مانع جذب ویتامین ها می شود.

در واقع پودرهای حاوی فیبر به عنوان پوششی برای روده عمل می کنند، بنابراین بهتر است مصرف فیبر را به صبح ها موکول کنیم و ویتامین ها را با وعده دیگری از غذا میل کنیم. آهن نیز همراه با فیبر به خوبی جذب نمی شود.

به تازگی لبنیات مثلا ماست حاوی پروبیوتیک ها هم به بازار آمده اند.

اضافه کردن پروبیوتیک ها که گروهی از باکتری های مفید برای بدن هستند به این علت در علم تغذیه امروز مهم شمرده می شوند که ثابت شده این مواد می توانند از بدن در مقابل سرطان ها حفاظت کنند.

پروبیوتیک ها هم بهتر است همراه با غذا و گاهی قبل از غذا مخصوصا 20 دقیقه قبل از غذا مصرف شوند چون جذب آنها در آن زمان بهتر است.

دقت کنید که ویتامین C نباید قبل از خواب مصرف شوند چون ماده ای محرک است و شخص را بیدار نگاه می دارد.

اگر شما مکمل های غذایی زیاد مصرف می کنید، بایستی آنها را در قوطی های قرص سر و سامان دهید و هر قوطی را مختص ساعتی از روز قرار دهید.

آنها را به اندازه ای که توصیه شده است و سر ساعت مصرف کنید. گذاشتن قوطی قرص ها نزدیک میز غذا کمک می کند، خوردن آنها را فراموش نکنید.

البته پزشکان تاکید می کنند خوردن نابجا و بدون تجویز ویتامین ها فقط از این جنبه که بخواهیم سلامت بیشتری داشته باشیم صحیح نیست و چه بسا ممکن است متحمل عوارض تجمع آنها در بدنمان هم بشویم.

مصرف قرص های مکمل ویتامین ها و املاح در شرایط خاص مثلا در گروهی از سالمندان، برخی از کودکان، مبتلایان به بیماری های مزمن و همچنین کسانی که تحت رژیم های غذایی قرار دارند یا مبتلا به بیماری های گوارشی هستند توصیه می شود.

چطور مجرد باشید و خوشبخت زندگی کنید

چطور مجرد باشید و خوشبخت زندگی کنید


چطور مجرد باشید و خوشبخت زندگی کنیدشاید برای شما هم عجیب بوده که چطور برخی افراد با اینکه مجرد هستند و سنّی از آنها گذشته است، سرحال و خوشحال زندگی می کنند؟ آیا از این می ترسید که اگر ازدواج نکنید، چطور دوران پیری و باقی عمر خود را تنهای تنها سر کنید؟ آیا از اینکه همراهی ندارید نگرانید؟ با خواندن

این مقاله یاد میگیرد که چطور می توانید مجرد، اما خوشبخت زندگی کنید!

اصول لازم

ذهن و بدنی سالم، زندگی سالم، سرگرمی و تفریح، خواندن کتاب، عضویت در موسسات دلخواه و دوستان، گل و گیاه، حیوانات اهلی( البته اگر دوست دارید)

گام اول:

هوشیاری

هوشیاری یکی از لازمه های اصلی برای توانایی تفکّر شما تا آخر عمر است. اینکه خوشحالی را درک کنید. خودتان را دوست داشته باشید. بعضی مردم به اشتباه فکر می کنند که اگر کسی خود را دوست داشته باشد، عملی ناشایست و خودپسندانه است، در حالی که هرکسی اوّل باید خود را دوست داشته باشید تا قادر به دوست داشتن دیگری باشد! وقتی به خود اهمیّت دهید، به افکار، روش زندگی و دید وسیع خود نیز اهمیّت می دهید. با دوست داشتن خود، قادر به احترام به دیگران نیز هستید و در مقابل، اطرافیان نیز از این انرژی مثبت شما بهره خواهند برد. دیگران از دیدن خوشبختی و لبهای خندان شما، آرزو دارند که رویه و افکار شما را پیش بگیرند تا مثل شما شاد باشند. شما از آن چه که هستید با همان توانایی ها خدا را شکر می کنید و راضی هستید. با لبخند و روحیّه ای که دارید، هیچ غمی توان نفوذ در شما را نخواهد داشت. همواره فردی جالب و رهبر در بین مردم و دوستانتان هستید. با جسم و روحی سالم و با نشاط، قادر خواهید بود قوی تر و طولانی تر زندگی کنید. در این صورت می توانید در طول ادامه ی زندگی، بدون ایجاد مشکلی، نه تنها برای خود، بلکه برای دیگران نیز مفید باشید.

2-گام دوّم :

زندگی سالم

در قدم اوّل با یک برنامه غذایی کامل و سالم، سرشار از ویتامین ها، سبزیجات و میوه، بدنی سالم و قوی خواهید داشت. حدّاقل روزانه با نیم ساعت پیاده روی یا ورزش، سلامت خود را حفظ کنید. با این رویه تا آخر عمر خود، خندان و پرانرژی هستید.

گام سوم:

سرگرمی

سرگرمی های مورد علاقه خود را بیابید و فراهم کنید. نقاشی و طراحی، ورزش، پیاده روی با موسیقی در پارک یا با صدای آب حوض ها، ... برای یادگیری خیلی مهارتها مثل، شنا و ..هیچ وقت دیرنیست. در مقابل به تقویت ذهن و روح خود نیز بپردازید.

گام چهارم:

کتابخوانی

با ثبت نام و حضور در کتابخانه، ساعات بیشتری را به مطالعه کتابهای جدید و مورد علاقتان بپردازید، شاید الآن با خود بگویید:"من هیچ علاقه ای به کتابخوانی ندارم"، در حالی که خواندن کتاب نه تنها یک تفریح با هزینه ای بسیار کم است بلکه به تقویت ذهن و حافظه ی شما نیز کمک خواهد کرد. در حین مطالعه از افکار و استرس ها به دور هستید.

گام پنجم:

عضویت

با ثبت نام در کلاسهای متنوع، از جمله، تقویت حافظه، جسم و ارتباط با خدا، یا کلوپ های زنان یا مردها، دوستان بیشتری پیدا می کنید و با هم صحبتی و رفت و آمد با آنها سرگرم می شوید. در بحث ها و کلاسهای فلسفی شرکت کنید و با تمرینهایی در خانه، وجود خود را از افکارمنفی تهی کنید.

گام ششم:

نظافت و خانه داری

با منزلی تمیز و آراسته، همواره از محیط زندگی خود لذّت می برید. خانه را از عطری که همیشه دوست دارید، معطّر کنید. برخی در منزل از شمع های عطری روشن می کنند، البته این کار خیلی مورد تایید روانشناسان نیست، امّا خوب، این نیز راهیست برای رسیدن به آرامش. از کاشت گیاهان و گلهای مورد علاقه خود که ترجیحاً استفاده ی خوراکی نیز برای شما دارد، غافل نشوید.

گام هفتم :

نگهداری حیوانات اهلی( البته اگر دوست دارید یا محیط منزل اجازه ی آن را می دهد)

اگر واقعاً علاقه دارید، با تزیین و تدارک وسایل لازم برای نگهداری حیوانات دلخواه خود، محیطی جدید، جالب و دوست داشتنی را برای خود فراهم می آورید. نگهداری حیوانات اهلی به نوعی حکم یک بچه را دارد، چرا که باید دائماً به آن رسیدگی و حتّی آنها را تربیت کنید. به مرور زمان آنقدر به آنها وابسته می شوید که می بینید چطور با محبّت و وجودشان، تنهایی خود را پر کرده اید.

گام هشتم:

پادشاهی!

با انجام مراحل فوق، خواهید دید که مجرد بودن، آنقدرها هم سخت و غیر قابل تحمّل نیست، با عشق به خود، تقویت ذهن و جسم و نزدیکی به خداوند، سفر، دیدن فیلم های مورد علاقه، بازیهای دلخواه مثل شطرنج و پازل، ، معطر کردن خانه و پاکیزگی و... پادشاهی کنید و از تنهایی خود لذّت ببرید.

نکات لازم

1- با دوستان نزدیک خود همواره در ارتباط باشید حتّی تلفنی.

2- با انجام تمرینهای تقویت ذهن، مدیتشن و دعا و نیایش، به آرامش می رسید.

3- پیاده روی در روزهای مورد علاقه ( بارانی یا آفتابی) را فراموش نکنید.

4- در انجام اقدامات فوق و مراحل آن به خود فشار نیاورید.

5- سعی کنید از خوردن بیش از حدّ تنقلات مضرّ( چیس، پفک، شیرینی های و چربی ها) خودداری کنید تا همواره سالم باشید. این تنها یک عادت است، می توانید با آن کنار بیایید.

6- تنها خود شما هستید که می توانید، زندگی را به کام خود شیرین کنید!

مردمان

آیا بیش از حد حساس هستید؟!رفع این مشکل از دیدگاه مشاورین

 


آیا بیش از حد حساس هستید؟!رفع این مشکل از دیدگاه مشاورینراز مقابله، تنها این است که با کنترل خود سعی کنید ضمن درک مشکلات و حالات روحی دیگران، خود و زندگی تان را عمیقا" تحت تأثیر آن قرار ندهید.
"شناخت نقاط تاریک خودتان همیشه بهترین راه برای درک نقاط تاریک دیگران است"
حتی بعضی از مشاورین

که خود نیز از این مشکل حساس بودن رنج می بردند، در حین برخورد و بررسی در مورد افرادی که درگیر این مشکل بودند، به راه حل های مناسب برای رفع این حالات در خود و مراجعین، دست یافتند.

بیشتر مراجعه کنندگان شرح حالهای متفاوتی داشتند ولی با یک نقطه ی مشترک: یعنی "حساس بودن " ( HSP:Hypersensitive pepole). در اینجا به نکاتی برای رفع این مشکل از دیدگاه محققین و مشاورین، اشاره می کنیم :

بله! افراد حساس، در حالتی ناخودآگاه در مشکلات عاطفی دیگران غرق می شوند.
حتی والدین فرزندان حساس (HSP) که از ابتدا با این حالت بسر می برند، هیچ کمکی در رفع این مشکل نمی توانند بکنند، چرا که خود والدین همواره تحت ناملایمات زندگی، دارای فشار روحی هستند!

در واقع این کودکان، به دلیل نتیجه ی یک باروری، تحت فشارهای عاطفی بوده اند، به مرور زمان سعی می کنند با رفتاری مهربانانه پدر و مادر خود را خوشحال کنند و یا آنها را آشتی دهند و حالت عصبی آنها را کاهش دهند، تصور این فرزندان این است که در این حالت، خود نیز به آرامش و امنیت خاطر می رسند، ولی دریغ از این که تمامی این فشارات احساسی موجود در محیط خانه و خانواده در خود این فرزندان رفته رفته جمع می شود و نهایتا" در آینده به یک فرد حساس تبدیل می شوند.

و در این حال است که آنها همواره مثل یک "رادار" مراقب امواج اطراف خود هستند تا مبادا امنیت خاطر آنها در خانواده تحت خطر قرار گیرد.

این افراد حساس در بزرگسالی نیز خیلی زود متوجه موقعیت های ناخوشایندی همچون، عصبانیت، خشم و ... می شوند و متأسفانه تا زمانی که بزرگ شوند این رادار آنها برای تشخیص سریع این حالات در محیط و خانواده به فعالیت خود ادامه می دهد! بنابراین آنها یک عمر به جای اینکه زندگی کنند در حالت نجات دادن اطرافیان خود هستند.

اگر فکر می کنید که شما هم حساس هستید بهتر است به این علائم توجه کنید:

* شما همیشه فکر می کنید که مسئول خوشحال بودن دیگران هستید، مخصوصا" در مورد کسانی که دوستشان دارید.
* بعد از اینکه در یک جمع قرار می گیرد، همیشه احساس رنجش و ناراحتی می کنید.
* وقتی که کسی از دوستان یا خانواده شما مشکل عاطفی دارد، ساعتها وقت خود را صرف صحبت با او می کنید تا آنها را آرام کنید، این در حالی است که بعد از آن خود دچار افسردگی می شوید.
* حتی در مواقع دردهای جسمی آنها، مثل سردرد، کمر درد و... ناخودآگاه شاید خود نیز این دردها را در خود احساس کنید!

در تحقیقاتی که به روی کودکان حساس و بسیار عاطفی انجام شده است، به این نتیجه رسیده اند که این کودکان در گذشته و آینده همواره سعی می کنند خود را در احساسات دیگران و ناراحتی هایشان شریک بدانند و با این حس رشد کرده اند. بیشتر مشاورین وقتی این مطلب را به مراجعین می گویند، آنها اظهار می کنند که "تا حالا به این موضوع فکر نکرده اند! "

اما آیا براستی می دانید که چطور باید با این مشکل کنار بیایید ؟ خیلی پیچیده نیست، تنها بدانید که :

به دلیل اینکه می توانید مشکلات عاطفی دیگران را درک کنید، مجبور نیستید که بار فکری آنها را نیز با خود به دوش بکشید و مسئول این مشکلات شما نیستید!

با تکرار این جمله و تمرکز بر آن دقیقا" به عمق آن پی می برید .

مادامی که احساس دیگران را درک می کنید و به دردهای آنها گوش فرا می دهید و متعاقبا" در مورد ناراحتی هایشان نگران می شوید، با خود این جمله را تکرار کنید:" این که من آنها را درک می کنم درست است، ولی مجبور نیستم که همراه با مشکلات آنها خود نیز غرق شوم. نفسی عمیق بکشید ، با این نفس است که مشکلات آنها را نیز با نفستان بیرون داده اید و در ادامه ،حل این مشکل را به دست خدا بسپارید و دنبال این قضیه را در مغز خود نگیرید.

شما در جایگاهی مناسب نیستید که بتوانید اساسا" مشکلات آنها را رفع کنید. در حقیقت باید این طور به قضیه نگاه کنید که هر کس در زندگی درگیر این مشکلات می شود و با تلاش و غلبه کردن بر این موانع می تواند به تکامل روحی برسد.

حال می دانید که با حساس بودن بیش از حد خود خیلی کمکی به دیگران نخواهید کرد، به یاد فرزندی باشید که برای ایجاد امنیت خاطر برای خود، همواره برای ایجاد صلح بین پدر و مادرش در تکاپو است.

مردمان

آیا بیش از حد حساس هستید؟!رفع این مشکل از دیدگاه مشاورین

 


آیا بیش از حد حساس هستید؟!رفع این مشکل از دیدگاه مشاورینراز مقابله، تنها این است که با کنترل خود سعی کنید ضمن درک مشکلات و حالات روحی دیگران، خود و زندگی تان را عمیقا" تحت تأثیر آن قرار ندهید.
"شناخت نقاط تاریک خودتان همیشه بهترین راه برای درک نقاط تاریک دیگران است"
حتی بعضی از مشاورین

که خود نیز از این مشکل حساس بودن رنج می بردند، در حین برخورد و بررسی در مورد افرادی که درگیر این مشکل بودند، به راه حل های مناسب برای رفع این حالات در خود و مراجعین، دست یافتند.

بیشتر مراجعه کنندگان شرح حالهای متفاوتی داشتند ولی با یک نقطه ی مشترک: یعنی "حساس بودن " ( HSP:Hypersensitive pepole). در اینجا به نکاتی برای رفع این مشکل از دیدگاه محققین و مشاورین، اشاره می کنیم :

بله! افراد حساس، در حالتی ناخودآگاه در مشکلات عاطفی دیگران غرق می شوند.
حتی والدین فرزندان حساس (HSP) که از ابتدا با این حالت بسر می برند، هیچ کمکی در رفع این مشکل نمی توانند بکنند، چرا که خود والدین همواره تحت ناملایمات زندگی، دارای فشار روحی هستند!

در واقع این کودکان، به دلیل نتیجه ی یک باروری، تحت فشارهای عاطفی بوده اند، به مرور زمان سعی می کنند با رفتاری مهربانانه پدر و مادر خود را خوشحال کنند و یا آنها را آشتی دهند و حالت عصبی آنها را کاهش دهند، تصور این فرزندان این است که در این حالت، خود نیز به آرامش و امنیت خاطر می رسند، ولی دریغ از این که تمامی این فشارات احساسی موجود در محیط خانه و خانواده در خود این فرزندان رفته رفته جمع می شود و نهایتا" در آینده به یک فرد حساس تبدیل می شوند.

و در این حال است که آنها همواره مثل یک "رادار" مراقب امواج اطراف خود هستند تا مبادا امنیت خاطر آنها در خانواده تحت خطر قرار گیرد.

این افراد حساس در بزرگسالی نیز خیلی زود متوجه موقعیت های ناخوشایندی همچون، عصبانیت، خشم و ... می شوند و متأسفانه تا زمانی که بزرگ شوند این رادار آنها برای تشخیص سریع این حالات در محیط و خانواده به فعالیت خود ادامه می دهد! بنابراین آنها یک عمر به جای اینکه زندگی کنند در حالت نجات دادن اطرافیان خود هستند.

اگر فکر می کنید که شما هم حساس هستید بهتر است به این علائم توجه کنید:

* شما همیشه فکر می کنید که مسئول خوشحال بودن دیگران هستید، مخصوصا" در مورد کسانی که دوستشان دارید.
* بعد از اینکه در یک جمع قرار می گیرد، همیشه احساس رنجش و ناراحتی می کنید.
* وقتی که کسی از دوستان یا خانواده شما مشکل عاطفی دارد، ساعتها وقت خود را صرف صحبت با او می کنید تا آنها را آرام کنید، این در حالی است که بعد از آن خود دچار افسردگی می شوید.
* حتی در مواقع دردهای جسمی آنها، مثل سردرد، کمر درد و... ناخودآگاه شاید خود نیز این دردها را در خود احساس کنید!

در تحقیقاتی که به روی کودکان حساس و بسیار عاطفی انجام شده است، به این نتیجه رسیده اند که این کودکان در گذشته و آینده همواره سعی می کنند خود را در احساسات دیگران و ناراحتی هایشان شریک بدانند و با این حس رشد کرده اند. بیشتر مشاورین وقتی این مطلب را به مراجعین می گویند، آنها اظهار می کنند که "تا حالا به این موضوع فکر نکرده اند! "

اما آیا براستی می دانید که چطور باید با این مشکل کنار بیایید ؟ خیلی پیچیده نیست، تنها بدانید که :

به دلیل اینکه می توانید مشکلات عاطفی دیگران را درک کنید، مجبور نیستید که بار فکری آنها را نیز با خود به دوش بکشید و مسئول این مشکلات شما نیستید!

با تکرار این جمله و تمرکز بر آن دقیقا" به عمق آن پی می برید .

مادامی که احساس دیگران را درک می کنید و به دردهای آنها گوش فرا می دهید و متعاقبا" در مورد ناراحتی هایشان نگران می شوید، با خود این جمله را تکرار کنید:" این که من آنها را درک می کنم درست است، ولی مجبور نیستم که همراه با مشکلات آنها خود نیز غرق شوم. نفسی عمیق بکشید ، با این نفس است که مشکلات آنها را نیز با نفستان بیرون داده اید و در ادامه ،حل این مشکل را به دست خدا بسپارید و دنبال این قضیه را در مغز خود نگیرید.

شما در جایگاهی مناسب نیستید که بتوانید اساسا" مشکلات آنها را رفع کنید. در حقیقت باید این طور به قضیه نگاه کنید که هر کس در زندگی درگیر این مشکلات می شود و با تلاش و غلبه کردن بر این موانع می تواند به تکامل روحی برسد.

حال می دانید که با حساس بودن بیش از حد خود خیلی کمکی به دیگران نخواهید کرد، به یاد فرزندی باشید که برای ایجاد امنیت خاطر برای خود، همواره برای ایجاد صلح بین پدر و مادرش در تکاپو است.

مردمان

راز یک ازدواج پایدار کشف شد!

 


سایر مردانی که در کارهای خانه به ویژه نظافت و نگهداری از فرزندان به همسر خود کمک می کردند ازدواج پایدارتری داشتند.

نتایج بررسیهای پژوهشگران انگلیسی نشان می دهد که کلید یک ازدواج موفق و پایدار در این است که مردان در نظافت خانه به همسران خود کمک کنند.

به گزارش مهر، محققان مدرسه اقتصاد لندن در بررسیهای خود کشف کردند که راز یک زندگی زناشویی موفق در کارهای خانه نهفته است.

برپایه این بررسیها، مردانی که در برق انداختن کف پوش خانه و نگهداری از فرزندان به همسر خود کمک می کنند با کمترین میزان خطر جدا شدن مواجهند.

بی شک این خبر برای مردانی که ترجیح می دهند به جای کمک کردن در کارهای خانه، بقای زندگی خود را با خرید یک هدیه تضمین کنند چندان خوشایند نیست.

این محققان به منظور دستیابی به این نتایج سه هزار و 500 زوج انگلیسی دارای فرزندان متولد شده در دهه 70 را مورد بررسی قرار دادند و از آنها سئوالات دقیقی در مورد انجام کارهای خانه، نگهداری از بچه ها زمانی که آنها زیر پنج سال داشتند و خرید خانه پرسیدند.

این بررسیها نشان داد که بیش از نیمی از مردان هیچ کاری در خانه انجام نمی دادند. در حالی که یک چهارم مصاحبه شوندگان اظهار داشتند که حداقل دو مورد از این تکالیف را انجام می دادند. یک چهارم بقیه نیز حداکثر سه یا چهار مورد از این کمکها را می کردند.

نتایج این بررسیها حاکی از آن است که حدود هفت درصد از زوجهای شرکت کننده پیش از آنکه فرزندان آنها به سن 10 سالگی برسد از هم جدا شدند و 20 درصد از زوجها نیز تا پیش از رسیدن تولد 16 سالگی فرزند خود جدا شده بودند.

سایر مردانی که در کارهای خانه به ویژه نظافت و نگهداری از فرزندان به همسر خود کمک می کردند ازدواج پایدارتری داشتند.

براساس گزارش تلگراف، این محققان در این خصوص توضیح دادند: "خطر طلاق در بین مادرانی که بیرون از خانه کار می کنند زمانی که مرد در کارهای خانه کمک و از بچه ها مراقبت می کند تا حد چشمگیری کاهش می یابد (آمار طلاق در بین زنانی که بیرون از خانه کار می کنند بسیار بالا است). در حالی که ازدواجهایی که در آن پدر کار نمی کند و تمام وقت خود را به کارهای خانه اختصاص می دهد به همان پایداری ازدواجهای سنتی است که در آن مرد باید بیرون از خانه کار کند و زن باید به کارهای خانه رسیدگی کند."

نتایج این تحقیقات نشان می دهد با توجه به اینکه انتظارات و توقعات زنان و مردان از سال 1975 تاکنون تغییر کرده است میان رفتار شوهران و ثبات زندگی زناشویی یک ارتباط مستقیم وجود دارد.

چرا زندگي مشترک تنها 6 ماه اوّلش زيباست؟

 


 چرا زندگي مشترک تنها 6 ماه اوّلش زيباست؟مطلبي که بايد مدّ نظر قرار گيرد اين است که در آغاز آشنايي ها هر دو نفر از طرف مقابل تنها يک ظاهر و يا باطن کلّي مي بينند و به جزئيات آن توجهي ندارند که اين امر به علّت کمي مدّت آشنايي کاملاً طبيعي است، ولي بعد از گذشت مدّتي از آغاز زندگي کم کم به جزئيات

? چرا زوج هاي جوان بعد از گذشت مدّتي از آغاز زندگي ديگر آن شور و شوق دوران نامزدي را ندارند و مانند سابق از همسرشان لذت نمي برند؟ و به قول خيلي ها : چرا زندگي فقط 6 ماه اوّلش زيباست؟...!

پاسخ

مطلبي که بايد مدّ نظر قرار گيرد اين است که در آغاز آشنايي ها هر دو نفر از طرف مقابل تنها يک ظاهر و يا باطن کلّي مي بينند و به جزئيات آن توجهي ندارند که اين امر به علّت کمي مدّت آشنايي کاملاً طبيعي است، ولي بعد از گذشت مدّتي از آغاز زندگي کم کم به جزئيات دروني و ظاهري يکديگر پي برده و آن جزئيات را به تنهايي مورد بررسي قرار مي دهند، غافل از اينکه اين جزئيات که برخي بد و برخي خوب هستند در کنار يک ديگر آن کلّيتي را مي سازند که در اوايل با چه عشقي به آن دوستت دارم مي گفتند.

مشکل اصلي در اينجاست که اگر با ديد جامعي به طرف مقابل نگاه کنند خواهند ديد که کاستي هاي او در کنار خوبي هايش چه زيباست و بالا تر از آن در کنار خوبي هاي خودشان... اگر هميشه به يکديگر کلي نگاه کنيم و در جزئيات وجودي هم توقف نکنيم، زندگي هميشه همان شيريني اوّل خود را خواهد داشت، چه بسا با اين ديد کلي، هر روز ابعاد تازه اي از وجود هم خواهند شناخت که به علاقه يشان بيشتر دامن خواهد زد.

lastheart-porsesh.blogfa.com

برای گذراندن دوران نامزدی شیرین و موثر

راهکارهایی برای گذراندن دوران نامزدی شیرین و موثردر فرهنگ ما خیلی از دختر و پسر ها قبل از اینکه به زیر یک سقف مشترک بروند ،دوران نامزدی یا همان عقدکردگی را تجربه می کنند ، که هم فرصتی برای شناخت بهتر یکدیگر است و هم روز هایی با مسئو لیت کمتر و فرصت بیشتر برای ذخیره ی مهر و محبت. در این مقاله راهکارهایی

برای گذراندن دوران نامزدی شیرین و موثر را می خوانید :

قسمت‌هایی از شخصیت همسرتان را خواهید شناخت که به‌صورت معمولی امکان‌ ندارد بر آن‌ها آگاهی یابید مگر آن‌که با هم زندگی کنید. برای شناخت شخصی که به‌طور متناوب -نه‌ پیوسته- او را می‌بینید ، هیچ راهی بهتر از این نیست که در عمل و در مقاطع زمانی مختلف و کوتاه، با او زندگی کنید. در دیدارهای کوتاهِ دو یا سه‌ ساعت در هفته، افراد اغلب، بهترین رفتارشان را نشان می‌دهند. واقعیت در زمان طولانی‌تری، و در ارتباط نزدیک تر آشکار می‌شود. - درمی‌یابید که آیا سبک زندگی شما و همسرتان، از تفاهم و هماهنگی حقیقی برخوردار است یا خیر.

ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید ، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگیِ شما را بعد از آن‌که هم‌خانه شدید، تضمین کند.

ممکن است از عشق‌ورزیدن به کسی لذت ببرید اما از زندگی با او نه. ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید ، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگیِ شما را بعد از آن‌که هم‌خانه شدید، تضمین کند. ممکن است دریابید که سبک زندگی شما و همسر آینده تان، با یکدیگر هماهنگی و هم‌خوانی ندارد.- درمی‌یابید که قابلیت و توانایی همسرتان در ایجاد ارتباطی حقیقی و کانونی گرم، چه میزان است. ممکن است هرگز متوجه نشوید که همسرتان تا چه حد تمایل و قابلیت ارتباطی مستحکم و صمیمی را دارد مگر این‌که تعهد زندگی مشترک با او را عهده‌دار شوید. تنها وقتی‌که مجبورید با هم راجع ‌به امور اقتصادی، غذا، مسؤولیت‌های خانه، تملکات و... تصمیم بگیرید ، می‌توانید از این‌که آیا همسرتان همراه خوبی است یا نه، مطمئن شوید. می‌توانید از ازدواج به ‌دلیل‌های نادرست و زندگی مشترک زودهنگام و نسنجیده دوری کنید.

زندگی مشترک، می‌تواند تجربه‌ی شیرینی از یک رابطه باشد اما چنان‌چه زودهنگام، نپخته و نسنجیده به آن وارد شوید ، اشتباه بزرگی خواهد بود.
شیوه‌های ایجاد خشنودی در دوران نامزدی

همسران جوان با سرمایه‌گذاری در بانک عاطفی یکدیگر، می‌توانند عشق و علاقه‌ی خود را برای زندگی آینده ، حفظ نمایند. این سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند شامل مهرورزیدن‌ها، ابراز احساسات، توجه و محبت در لحظه‌های باهم بودن در دوران نامزدی و مراحل آغازین زندگی مشترک باشد.

درحقیقت، توجه و محبتی که زوج‌ها در روزهای نخستین شروع زندگی به یکدیگر داشته‌اند، طی چندین سال زندگی مشترک نیز (با تکرار و تنوع آن‌ها) به‌صورت سرمایه‌ای برای زندگی مشترک آینده‌شان محسوب می‌شود به‌طوری‌که با عادی شدن رابطه‌ی زناشویی، شما می‌توانید از سپرده‌های عاطفی خود که در دوران شروع زندگی مشترک سرمایه‌گذاری کرده‌اید، برداشت کنید و این، وقتی امکان‌پذیر است که نه‌تنها پیوسته به‌طور لفظی و عملی به همسرتان بفهمانید که دوستش دارید، بلکه در هر فرصتی که به‌دست می‌آورید، عشق و علاقه‌ی خود را به او نشان‌دهید.

این‌کار با انجام روش‌هایی مهرورزانه، امکان‌پذیر است که شما برای ایجاد هیجان و خشنودی احساسی در همسرتان، می‌توانید از آن‌ها استفاده نمایید.بعضی از شیوه‌هایی که در این قسمت به آن‌ها اشاره شده است،‌ ممکن است در نظرتان رؤیایی یا طنزگونه باشد اما به شما اطمینان می‌دهیم که برای خشنودی همسرتان، فوق‌العاده مؤثر است.

فراموش نکنید که در طول زندگی مشترک، اگر همسرتان از لحاظ احساسی خشنود نباشد، اغلب نمی‌تواند به خواسته‌های شما پاسخ مساعد دهد.

خشنودی احساسی ، به این معناست که شما (زن و مرد) باید فداکاری کنید، رفتاری مهربانانه با نامزدتان در پیش بگیرید، از او تعریف کنید و لحظه‌های شاد و خاطره‌انگیزی را برایش فراهم آورید.
توجه داشته باشید که کارهای کوچک، از نقطه‌نظر همسرتان، بسیار بامعناست.مطمئن باشید نشان‌دادن علاقه و عشق‌تان با برنامه‌ریزی، کاری بس عظیم و فوق‌العاده است. باید بدانید اقدام‌های کوچک مهربانانه، به همسرتان نشان‌می‌دهد که او را چه‌قدر دوست دارید ،‌ برایش احترام قائل هستید، از او قدردانی می‌کنید و مهم‌تر از همه، با این کار سبب می‌شوید که همسر آینده‌تان، احساس کند برای شما از هر کسی مهم‌تر است.

تاریخ روزهای مهم زندگی نامزدتان را در‌نظر داشته باشید. شما به یکدیگر علاقه دارید، بنابراین سعی‌کنید همیشه عشق و علاقه، در اعماق چشم‌های‌تان موج بزند. همیشه چشم‌انتظار هم باشید. سخنان او را با گوش دل‌تان بشنوید. تا حد امکان، به امور پدر و مادر یکدیگر رسیدگی کنید. از وسایل مورد علاقه‌اش به‌خوبی نگه‌داری کنید. با تمام افرادی که برایش کار می‌کنند، مهربان و نسبت به آنان خیرخواه باشید. در طراحی نقشه‌های‌تان، با یکدیگر هم‌فکری کنید. در قلب‌تان برایش جایی چون صدف بسازید و او را چون مرواریدی گران‌بها در آن جای‌دهید.

همیشه در اتفاق‌های خوبِ زندگی، او را سهیم کنید . وقتی به جمع دوستان‌تان می‌پیوندید، با افتخار همسرتان را معرفی کنید. برای نامزدتان همواره آرزوی سلامتی کنید. برای همدیگر وقت صرف کنید. به دوستانش احترام صادقانه و خالصانه بگذارید.

در دوره‌های خانوادگی، با روحیه‌ی خوبی حاضر شوید. برای رشدکردن و بارورشدن استعدادهای معنوی‌اش، او را تشویق کنید. قسمت‌هایی از روزنامه را که ممکن است برای او جالب و مفید باشد، برایش جدا کنید. بهتر است عبادت‌ها و نیایش‌های خود را به اتفاق یکدیگر انجام دهید. او را در یکی از روزنامه‌ها یا مجله‌های مورد علاقه‌اش، مشترک کنید. وقتی با شما صحبت می‌کند، به او توجه کامل داشته باشید.

در میهمانی‌ها حد امکان، کنار یکدیگر باشید. هر بار در به‌کار بردن جمله‌ی «دوستت دارم» و تنوع در ارائه‌ی آن، پیش‌دستی کنید. وقتی خسته است، بگذارید به‌اندازه‌ی کافی استراحت کند. تا حد امکان، با همدیگر برنامه‌ریزی کنید. نسبت به وسایل و مکان‌های مورد علاقه‌ی همسرتان، توجه لازم را داشته باشید.

کارهای قشنگ و بزرگ را به‌صورت مشترک انجام دهید. درباره‌ی او مثبت فکر کنید. زمانی ‌که به سکوت نیاز دارد، برایش محیطی فراهم کنید تا در آن، احساس آرامش کافی کند. در مورد هدیه‌ای که می‌خواهید به او بدهید ، خوب فکر کنید. احساس‌های‌تان را از اعماق دل‌تان در زندگی جاری کنید. در کارهای شغلی یکدیگر (در صورت امکان و توان) به همدیگر کمک کنید. در انجام امور خیر، مشارکت داشته باشید. به ارزش‌های یکدیگر، احترام بگذارید. به‌خاطر داشته باشید که روزهای مبارک و مناسبت‌های خجسته‌ی ماه را برایش گرامی بدارید. کمک به افراد مستمند و نیازمند را در حد توان و امکان، با یکدیگر انجام دهید.تجربه های با هم بودنتان را زیاد کنید و از فرصت نامزدی برای آشنایی بیشتر و ایجاد صمیمیت استفاده کنید...

منبع : مجله شادکامی -

10فرمان زنانه برای رام کردن تندخوترین مردان دنیا

 

10 فرمان زنانه برای رام کردن تندخوترین مردان دنیافرمان اول: باورش کن! بیشتر مردها به طرز بچه گانه ای دل شان می خواهد که همسرشان باورشان کند. اصلاً خوش شان نمی آید که همسرشان در توانایی ها و قابلیت هایشان (مثلاً در تأمین امنیت، رفاه و...) شک داشته باشد. سرتان را به باد ندهید! با رفتار و گفتارتان به آنها بفهمانید

که توانایی، مهارت، استعداد و پشتکارشان را باور دارید؛ البته دروغ هم نگویید، چون می فهمند. ضمن این که ردوغ گفتن، اساساً خوب نیست.

فرمان دوم: حرف بزن


برای این که همسرتان بفهمد شما اورا درک می کنید، خودتان را موظف کنید که هر روز به مدت کوتاهی در همین خصوص با او حرف بزنید؛ بیست دقیقه در طول یک روز که زیاد نیست. هست؟ حتی اگر جواب تان به این سؤال، مثبت باشد، باز هم این صحبت 20 دقیقه ای را ازهمسرتان دریغ نکنید، چون تأثیرش خیلی بیش از این 20 دقیقه ای است که در ذهن شماست. بی انصافی نکنید؛ نگویید که همسرتان ارزش این 20 دقیقه را هم ندارد!

فرمان سوم: تأییدش کن!


اکثر آدم ها دوست دارند که مورد تأیید باشند همسر شما هم مثل بقیه آدم ها. چه فرقی می کند!؟ تا می توانید به مناسبت های مختلف، همسرتان را تأیید وتشویق کنید؛ نه با استفاده از جملات کلیشه ای و مسخره که مثلا: «وای تو فوق العاده ای! بی نظیری! حرف نداری! و...» این حرف ها را دیگر هیچ مردی باور نمی کند. خودتان را خسته نکنید! دل تان باید با زبان تان یکی باشد. البته می دانم که کار سختی است.، ولی اگر بتوانید از عهده این کار سخت برآیید، قدم بزرگی در جهت تحکیم پیوند تان برداشته اید. موفق باشید!

فرمان چهارم: روی اعصاب اش راه نرو


شما خوش تان می آید که یک نفر مدام به تان بگوید این کار را بکن، آن کار را نکن و...؟! خب، مردها هم مثل خود شما، دل شان نمی خواهد همسرشان مدام از آنها بخواهد که زیرورو شوند! تا آن جا که می توانید، مردتان را همان طور که هست، قبول کنید. خیل از مردها از این که همسرشان بخواهد آن ها را مدام تغییر بدهد، آزرده خاطر و گاه خشمگین می شوند. به خاطر داشته باشید، آدم می تواند خودش را خیلی راحت تر عوض کند. عوض کرن دیگران خیلی سخت تر است.

فرمان پنجم: مغزش را گاز نزن!


اگر شوهرتان خسته است یا ذهن اش به هر دلیلی درگیر است و شما هم نیاز مبرم دارید که مطلبی را با او در میان بگذارید، لطفاً بلافاصله بروید سر اصل مطلب و حاشیه پردازی نکنید. مردها که اعصاب شان را از سر راه نیاورده اند! اگر نیاز به دانستن جزئیات داشته باشند، حتماً خودشان پرس و جو می کنند.

فرمان ششم: چرتکه نیانداز!


به هر طریق ممکن، محبت تان را به همسرتان ابراز کنید. برای محبت کردن هم چرتکه نیاندازید! دنبال یک موقعیت یا مناسبت خاص هم نباشید. خیلی از مردها هستند که از خود شما هم رمانتیک ترند.

فرمان هفتم: احترام بگذار


وقی همسرتان دارد از افکار و عقایدش برایتان صحبت می کند، توی ذوق اش نزنید. همیشه و درهمه جا نشان بدهیدکه برایش احترام قایل اید. وقتی همسرتان خسته از سر کار برمی گردد، خودتان را بی حوصله و مشغول به کار نشان ندهید و بی خودی در آشپزخانه دورخودتان نگردید. از ما گفتن بود...!

فرمان هشتم: امان بده!


تقریباً تمام آدم های روی زمین احتیاج دارند که در پایان روز، دوباره انرژی بگیرند و جسم و روح شان را بازسازی کنند. مردها هم که از مریخ نیامده اند! حتی اگر از مریخ آمده باشند، باز هم خوش شان نمی آید وقتی خسته و کوفته از سر کار برمی گردند، شما تمام اتفاقات روز را بلافاصله برایشان بازگو کنید. امان بدهید! بگذارید کمی استراحت کنند و بعد، آرام آرام شروع کنید به شرح ماوقع.

فرمان نهم: اعتماد کن!


اعتماد، حیاتی ترین عامل برای شکل گیری یک ازدواج موفق است. اگر به هر دلیلی به همسرتان اعتماد کامل ندارید، به جاسوسی متوسل نشوید، چون اوضاع خراب تر می شود. منطقی ترین کار این است که از یک آدم امین و دارای صلاحیت مشاوره بخواهید.

فرمان دهم: رفیق اش باش


رابطه تان را طوری با همسرتان تنظیم کنید که هم عاشق اش باشید، هم بهترین دوست و رفیق اش. برای این که بتوانید سال های سال، دوست و همراه همسرتان باشید، باید راه هایی پیدا کنید تا وقت بیشتری را با او بگذرانید و کارهای بیشتری را به کمک همدیگر انجام بدهید.
منبع:نشریه زندگی آیده آل شماره 41

سوالات زوجهای جوان از یکدیگر در زمینه عواطف و رویاها

 

-تا حالا شده دیوونه بشی و یا اینكه كنترلت رو از دست بدی؟-بزرگترین ترس تو در زندگی چیه؟ از این ترس، نگرانی؟ به خاطرش گریه هم می كردی؟
-تا به حال به صدای درونی خودت، چه مثبت یا منفی، گوش دادی؟ تحت چه شرایطی؟
-به من بگو تا حالا شده از شدّت عصبانیت آسیب پذیر بشی؟ فكر میكنی چرا چه چیزی عامل اینهمه عصابانیت بوده؟
-وقتی كه احساس می كردی عصبانی هستی ای ناش یاز برداشت شخصی تو بوده یا خیر؟ چه طور این احساس بروز كرده و چطور به این احساس غلبه كردی؟
-در كجا بیشتر احساس آرامش داری، در شهر یا روستا؟
-محیط اطرافت برای این كه به تو آرامش ببخشد،باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ به عنوان مثال در كنار دریا راحتتری یا در كوهستان؟
-كسی در زندگی تو بوده كه آنقدر به تو بدی كرده باشه كه نتوانی او را ببخشی؟ تحت چه شرایطی؟
-ناامید كننده ترین و دلسر كننده ترین تجربه زندگی تو چی بوده؟ چطور به اون غلبه كردی؟
-یكر از مواقعی كه به گریه افتادی رو برام تعریف كن. معمولاً چقدر گریه می كنی؟
-چی به تو احساس امنیّت و اطمینان می بخشه؟
-فكر می كنی خودت رو خوب می شناسی؟
-آیا تا به حال به عقیده خودت، میل بچه گانه ویا احمقانه ای داشته ای؟
-شده تا حالا به این میل و آرزو عمل هم بكنی؟ مشكلی در زندگی داشتی كه نتونی به طور احساسی و یا فیزیكی از پس اون بر بیایی؟
-چطور با عصبانیتت كنار می یایی؟ در شرایط مختلف فرق می كنه؟
-تا به حال فكر و یا احساسی داشتی كه اگر بهش عمل می كردی نتیجه خطرناكی داشت؟
-تا به حالا به خودكشی فكر كردی؟ چه احساسی داری؟ نظرت راجع به مردمی كه از این راه را انتخاب می كنند، چیه؟
-تا به حال پا روی احساسات گذاشتی؟ به نظرت كار درستی كردی؟ نتیجه اش چه بوده؟
-به راحتی و با آرامش می تونی در برابر جمعیت حرف بزنی؟ به نظرت كدوم بهتره صحبت كردن در جمع چند نفر دوست و یا گروه كثیری از آدمهای غریبه؟ تا حال تجربه ای هم در این زمینه داشتی؟
-وقتی خیلی دلشوره داشتی، دست به كاری هم زده ای؟ چی شده؟
-عقیده ات راجع به عشق در طول این سالها عوض شده؟ الآن چه تعریفی از عشق داری و قبلاً چه نظری راجع به عشق داشتی؟
-به نظرت، آیا همیشه باید با واكنش فیزیكی ابراز عصبانیت كرد؟ تحت چه شرایطی؟
-تا حالا شكست رو تجربه كردی؟ چطور به درد ناشی از این احساس غلبه كردی؟
-فكر می كنی در شرایط فوریتی چقدر اعتماد به نفس داری و مؤثر عمل كنی؟ تا به حال درگیر بحران شدی؟ چطور به اون غلبه كردی؟
-آیا تا به حال حیوانی را كه دوست داشتی، مرده؟ چه احساسی از مرگش بهت دست داده؟
-تا حالا افسرده شدی؟ چه حالی پیدا كردی؟چقدر افسردگی ات طول كشیده؟
-تا حالا به چند نفر گفتی عاشقتم ؟ آیا نظرت بعداً عوض شده؟ یا این كه همینطوری بهشون گفتی كه عاشقشونی؟
-در این برهه از زندگی آیا فكر میكنی توانایی و بلوغ عاتفی یك ازدواج موفق را داری؟ اگر اینطوره كی به این نتیجه رسیدی؟ و اگه این طور نیست، كی فكر می كنی به این احساس برسی؟
-نظرت راجع به مراجعه به دكتر چیه؟ آیا بیماری خاصی هست كه ازش بترسی؟
-از چه حیوونی می ترسی؟ از وقتی جون بودی تا حالا چقدر نظرت راجع به حیوونها عوض شده؟ وقتی بچه بودی از حیوونی می ترسیدی؟
-به نظرت آدم بهتره منطق داشته باشی یا احساس؟ چرا؟
-آیا شده تا حالا به آرزویی برسی و از اون پشیمون شده باشی؟
-آیا شده تا حالا با مشاهده تأثیر كاری، از انجام اون كار احساس پشیمونی كرده باشی؟
-خوابهای رنگی رو بیشتر دوست داری یا خوابهای سیاه و سفید را؟ چه رنگی در خوابهایت بیشتر تأثیر گذار هست؟
-آیا روزها را هم رؤیا می بینی؟ چه خواب و خیالی رو بیشتر دوست داری؟
-آیا خوابی هست كه مرتب ببینی؟ ای خوابها در طول زمان چه تأثیر ی روی تو داشته اند؟ آیا این خوابها را دوست داری یا اینكه آزار دهنده هستند؟
-تا حالا پیش اومده كه خوابهایت، درست از آب دربیان؟
-بدترین كابوسی كه تا حالا دیدی چی بوده؟ آیا فقط یك بار این كابوس را دیدی یا این كه تكرار شده؟
-ایا شده خوابهات درس مهمی راجه به زندگی و یا نتیجه ای به تو بدهند؟

منبع-کرکبود

هفت مورد از نیازهای اولیه خانم ها

 


شما آقایان می توانید با شناخت و رعایت این هفت نکته در مورد همسرتان، همیشه زندگی آرام و شیرینی را تجربه کنند!

1- زنها سنبل احساسات، عاطفه، وفاداری، قناعت، و دلسوزی هستند. آنها از جان و دل برای حل مشکلات عاطفی خانواده تلاش می کنند و حس و کلام الهی را در بطن زندگی جاری می کنند. همواره سعی دارند تا همسر و فرزندان خود را به خداوند نزدیک تر کند.

2- زنها قدردانی و تحسین را دوست دارند. سعی کنید همیشه از زحمات و محاسن وی تعریف کنید. وی را تمجید کنید و به او بها دهید. شاید باور کردنی نیست ولی با این برخورد، شما همسری مهربان و مادری برجسته برای فرزندانتان خواهید داشت. در حضور جمع، علاقه خود را عاشقانه و با احساساتی عمیق بیان کنید. در مقابل این رفتار، می بینید که از نظر او بهترین آدم روی زمین هستید!

3- آنها رمانتیک بوده و همواره به احساسات خود اهمیت می دهند. مهربانی را دوست دارند. با آنها با مهربانی و ملایمت صحبت کنید. با اهدای هدایایی مثل، کارت های عاشقانه، گل، لباس ( مخصوصا" لباس زیر زنانه ) احساساتشان را به وجد بیاورید. به یاد داشته باشید: همانطور که در مقاله های قبلی نیز در این سایت ذکر شده است، داشتن یک رابطه ی عاطفی عمیق بین زن و شوهر، در لذت بخش تر شدن رابطه ی نزدیکی آنها و تداوم زندگی نیز تأثیر دو چندان عمیقی خواهد داشت.

4- خانم ها همواره صحبت کردن را دوست دارند. پس با او عاشقانه هم کلام شوید، کاملا" به حرف ها و صدای قلب او گوش فرا دهید. او دوست دارد با همسرش در مورد تمام وقایع هر روز، احساسی، خانه، فرزندان و ... صحبت کند، مراقب باشید!، هیچ گاه در بین کلماتتان سعی نکنید که آنها را ارشاد کرده و تغییر دهید بلکه فقط باید حس درک متقابل در کلام شما نمایان باشد.

5- زنها از بدبینی و دو رویی بیزارند و نیاز به امنیت فکری دارند. به چشمهای همسرتان عاشقانه نگاه کنید و صادقانه در مورد احساستان به او، افکار و برنامه های زندگیتان حرف بزنید، با این کار شما حس مسئولیت پذیری خود را نسبت به او انتقال داده اید. اگر صادقانه رفتار کنید او نیز در کنار شما احساس امنیت خواهد داشت.

6- زنها دوست دارند از نظر مادی و ثبات زندگی مطمئن باشند. در حد توانتان مسئولیت پذیری خود را با خرید چیزهای مورد نیاز منزل، خوراک، پوشاک و ... برای خانواده، به او نشان دهید. در حین انجام این وظایف خود را ناراحت و عصبی نشان ندهید. هدف شما از همه ی این رفتار، تداوم زندگی مشترک و امنیت خاطر است.

7- در این راه باید نسبت به خانه و خانواده، متعهد و وفادار باشید. بکوشید تا همراه با همسر خود در پرورش حس معنوی، الهی و عاطفی در فرزندان خود کمک کنید. برای مثال، به آنها نماز و دعا یاد می دهند. فرزندان را به ورزش تشویق کنید و تکیه گاه محکمی برای همسر و فرزندانتان باشید.

اکنون، بعد از خواندن موارد فوق، اگر احساس می کنید محیط منزل، همسر و فرزندانتان شما از شادابی لازم برخوردار نیستند، بهتر است با رعایت این موارد و گذاشتن وقت بیشتر در صدد جبران خلل های موجود باشید.


منبع-mardoman

چگونه طرف مقابل را بشناسيم؟

 


چگونه طرف مقابل را بشناسيم؟این‌كه چگونه طرف مقابل را بشناسیم و بدانیم كه چقدر قابل اعتماد است نكته‌ای است كه افراد در زندگی اجتماعی در هر مقطعی نیاز به آگاهی از آن دارند.شاید عبارت «رفتار پررنگ‌تر از گفتار است» را شنیده باشید. اما این‌كه چگونه طرف مقابل را بشناسیم و بدانیم


كه چقدر قابل اعتماد است نكته‌ای است كه افراد در زندگی اجتماعی در هر مقطعی نیاز به آگاهی از آن دارند.

وقتی ما با افراد گوناگون آشنا می‌شویم نخستین عامل ارتباطی ما زبان و گفتار است. طرف مقابل در مورد باورها، عقاید، عادات و رفتارهای خود چیزهایی را می‌گوید. اما ما نمی‌دانیم كه باید به او اعتماد كنیم یا نه. چه بسا گاهی افراد چندان چیزی به زبان نمی‌آورند اما می‌بینیم در طول زمان افرادی قابل اعتماد و متعهد هستند و چه بسا برخی افراد مرتب در تعریف و تمجید از ما یا ابراز علاقه به ما هستند اما پس از مدتی درمی‌یابیم كه همه آنچه گفته‌اند دروغی بیش نبوده و خوب است زمانی كه به این موضوع پی می‌بریم دچار صدمات مادی روحی و جانی نشده باشیم.
محققان و روان‌شناسان همگی اتفاق نظر دارند كه برای شناسایی طرف مقابل بهترین كار این است كه برای مدتی كه می‌تواند از چند هفته تا چندین ماه باشد به‌طور مستمر رفتار و كردار او را زیر نظر بگیریم و توجه چندانی به گفتارش نكنیم.

این موضوع در مورد مردها بسیار ملموس‌تر است، زیرا مردها گاهی اوقات عصبانی می‌شوند یا در هنگامی كه در وضعیت روحی و عاطفی خوبی هستند چیزهایی می‌گویند كه در حالات دیگر و تحت شرایط خاص كاری دیگر می‌كنند. پس اگر شوهرتان چیزهایی گفت كه چندان خوشایند نبود اما در طول زمان دیدید كه رفتارش با شما و فرزندتان یا خانواده‌تان و دوستانتان مهربانانه و متعهدانه است بدانید نباید صحبت‌های او را جدی بگیرید.
در مورد زنان نیز كار به همین منوال است، فقط ظرایفی دارد كه در مورد زنان سخنان و گفته‌های دلنشین بیشتر به ذهن می‌آید.
گاهی اوقات خانم‌هایی هستند كه بسیار زیبا صحبت می‌كنند و در گفتارشان بسیار مهربان و صمیمی به نظر می‌آیند اما با بررسی رفتارشان در طول زمان به طور مستمر چیز دیگری درك می‌شود. یا این‌كه چندان خوش‌زبان و مهربان به نظر نمی‌رسند اما افرادی بسیار باوفا و سازگار و مهربان هستند.

پس به خاطر داشته باشید افراد را از روی سخنانشان مورد قضاوت قرار ندهید، بلكه از روی اعمال و رفتارشان و آن هم در طول مدتی مشخص قضاوت كنید،‌ زیرا سخنان افراد ممكن است در مجامع و محافل گوناگون تحت شرایطی خاص تغییر كنند، اما آنچه عموما از دوران نوجوانی تا بزرگسالی ثابت و معین است شخصیت و عقاید اصلی فرد است. این شخصیت ممكن است تا اندازه‌ای منعطف و قابل تعدیل باشد اما خمیره آن تغییرناپذیر است و بهترین راه برای درك چگونگی شخصیت افراد رفتارشان است.
www.rishsefid.com

ملاک های مهم در انتخاب همسر

ملاک های مهم در انتخاب همسر


دکتر محمود گلزاری در مطلبی با عنوان «شخصیت همسر شما» به ملاک های مهم در انتخاب همسر اشاره کرده است و راه هایی را برای تشخیص این ملاک ها بیان کرده است.

گلزاری معیارهایی را که از نظر او و بسیاری از روانشناسان و عالمان ديني و تربيتي معیار های مناسبی برای انتخاب همسر محسوب می شود را شامل: 1ـ پسند ظاهر، 2ـ فاصله سني مناسب، 3ـ تناسب تحصيلي، 4ـ هماهنگي وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي خانواده‌ها، 5ـ هماهنگي فرهنگي (نژادي، مذهبي، آداب و رسوم)، 6ـ سلامت جسماني، 7ـ شغل ثابت و سالم (مرد)، 8ـ هماهنگي در اجتماعي بودن و برون‌گرايي، 9ـ سلامت رواني، 10ـ خوش‌اخلاقي، 11ـ صداقت، 12ـ پاکدامني، 13ـ سازگاري (قناعت، شکيبايي)، 14ـ استقلال، 15ـ ‌مسئوليت‌پذيري، 16ـ خسيس‌نبودن(مرد)، 17ـ ايمان و دينداري، 18ـ سلامت خانواده می داند.

وی معتقد است: ملاک‌هاي اول تا هفتم را مي‌توان با يکي ـ دو هفته رفت و آمد، گفت‌وگو و تحقيق از دوستان و آشنايان تشخيص داد. اما تشخیص ديگر معيارها به سهولت انجام نمی شود.

گلزاری هماهنگي در اجتماعي بودن و برون‌گرايي، سلامت رواني، خوش‌اخلاقي، صداقت،پاکدامني و دیگر ملاکهای یاد شده را جزئی از خصوصيات و صفات شخصیتی فرد می داند که شخصیت او را تشکیل می دهد و علم داشتن به آن برای هر یک از زوجین قبل از ازدواج بسیار مهم است زیرا بر زندگی آن دو بسیار تاثیر گذار خواهد بود.

گلزاری معتقد است: براي شناخت صفات شخصيتي که همان ملاک‌هاي اساسي و پنهان هستند، بايد خانواده فرد مورد نظر را به دقت ارزيابي کرد.

دعای بسیار مجرب برای ادای حاجت

 

دعای بسیار مجرب برای ادای حاجت
از امام هادی (ع) رواین شده که فرمود: من در بسیاری از اوقات خدا را با این دعا می خوانم

و از درگاه خداوند خواسته ام که هر کس این دعا را بخواند، خداوند او را ناامید نکند، و آن دعا این است
:
«یا عدتی عند العدد، و یا رجائی و المعتمد، و یا کهفی و السند، و یا واحد و یا واحد، و یا «قل هو الله احد» اسئلک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا، صل علی جماعتهم، و افعل بی کذا و کذا (حاجت دعا کننده ذکر شود.)
«ای یاور من هنگام یاری ها، و ای امید و اعتمادگاه من، و ای پناهنگاه و تکیه گاه استوار، و ای یکتا و ای بی همتا، و ای «قل هو الله احد» از درگاهت مسئلت دارم به حق آن مخلوقاتی که هیچکس را در مقام مانند آنها نیافریدی، بر جماعت آنها رحمت فرست. و فلان رحمت و فلان رحمت و فلان نیازم را برآور.

---------------------------

دعايي براي اجابت سريع در كارها ..


با سلام
دوست محترم
برای گرفتن حاجت و اجابت سریع در امور زندگی، می توانید دعای سریع الاستجابة امیر المؤمنین را بخوانید که در مفاتیح موجود است. مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شکایت کرد از دیرشدن جواب دعایش ... حضرت فرمود چرا این دعا را نمی‌خوانی که سریع الاستجابة است:

اللهم انی اسئلک باسمک العظیم الاعظم الاجل الاکرم المحزون المکنون النور الحق البرهان المبین الذی هو نور مع نور و نور من نور و نور فی نور و نور علی کل نور و نور تضیئی به کل ظلمة و یکسر به کل شدة و کل شیطان مرید و کل جبار عنید لا تقر به ارض و لا یقوم به سماء و یأمن به کل خائف و یبطل به سحر کل ساحر و بغی کل باغ و حسد کل حاسد و یتصدع لعظمته البر و البحر و یستقل به الفلک حین یتکلم به الملک فلا یکون للموج علیه سبیل و هو اسمک الاعظم الاعظم الاجل و الاجل النور الاکبر الذی سمیت به نفسک و استویت به علی عرشک و اتوجه الیک بمحمد و اهل بیته و اسئلک بک و بهم ان تصلی علی محمد و ان تفعل بی کذا و کذا. که در آخر به جای عبارت کذا و کذا حاجت خود را بخواهد.
همچنین خواندن نماز جعفر طیار بسیار نافع می باشد

مشاور : دفتر پژوهشي وتر

برای خواندن تمامی دعاهای مشکل گشا اینجا کلیک کنید

حسادت چگونه از عشق محافظت میکند؟

 

حسادت چگونه از عشق محافظت میکند؟
حسادت معمولا در یک موقعیت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ایجاد میشود. حس حسادت،

حسادت چگونه از عشق محافظت میکند؟
حسادت معمولا در یک موقعیت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ایجاد میشود. حس حسادت، اگر به ندرت و بسته به موقعیتهای خاص به سراغ ما بیاید، حسی طبیعی است و میتواند در یک رابطه، مثبت هم واقع شود. اما اگر حسادت شدید و نامعقول شود به مخربترین عوامل برای رابطه دوستانه و عاشقانه تبدیل میشود.

حسادت چیست؟
همه ما ، به دلایل متفاوت و با مجموعه ای از احساسات مختلف، در مرحله ای از زندگی خود حس حسادت را تجربه کرده ایم. به گفته آیالا مالاک پاینز (Ayala Malach Pines) روانشناس بالینی، " حسادت، واکنشی پیچیده است که در زمان مشاهده شرایطی که یک رابطه با ارزش یا کیفیت خاص موجود در آن را تهدید میکند، در شخص ایجاد میشود." حسادت معمولا در یک موقعیت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ایجاد میشود.
حسادت را نباید با حس رشک یا غبطه یکسان دانست، هرچند این غلط مصطلح وجود دارد که به کسی حسودی کردن، میتواند به معنای آرزوی داشتن مال، موقعیت یا خصوصیات این فرد باشد، در حالی که حسادت، در زمانی ایجاد میشود که شخص نگران از دست دادن مال، موقعیت یا فردی است که در حال حاضر به خودش تعلق دارد. حسادت از این جهت واکنشی پیچیده است که طیف وسیعی از احساسات ، افکار و رفتارها را درگیر میکند.
• احساساتی چون رنج، عصبانیت، خشم، اندوه، غبطه، ترس، حزن، تحقیر.
• افکاری چون رنجیدگی، عیب جویی، مقایسه با رقیب، نگرانی از ظاهر خود و ترحم به خود.
• رفتارهایی از قبیل احساس ضعف، تب و لرز، تردید و پرسش مداوم از خود و جستجوی دلیلی برای اطمینان یافتن، رفتارهای پرخاشجویانه و خشونت.
حسادت چگونه از عشق محافظت میکند
حس حسادتی که خفیف و به ندرت بروز کند، به زوجی که در یک رابطه عاطفی باشند یادآوری میکند که اسیر روزمرگی نشده و نگذارند روابطشان فاقد شیرینی و ابراز توجه و علاقه روزهای ابتدای آشناییشان شود. حسادت خفیف زوج را به قدردانی از یکدیگر تشویق میکند و آنها را به کوشش برای جلب رضایت و ایجاد حس ارزشمندی در یکدیگر وامیدارد.
حسادت، عواطف را افزایش داده و روابط عاشقانه را قویتر و پرشورتر میکند. حسادت در اندازه های کوچک و قابل کنترل میتواند انرژی مثبتی در رابطه باشد اما با شدت یافتن و غیر منطقی شدن، ماجرا به کلی تغییر خواهد کرد.

حسادت چگونه عشق را از بین میبرد
گاهی اوقات احساسات حسادت آمیز میتوانند از حد و اندازه خارج شوند. برای مثال هنگامی که مردی به خاطر صحبت همسرش با یک دوست قدیمی یا یکی از اعضای خانواده به گرمی احوالپرسی میکند، صحنه ناگواری ایجاد میکند یا زنی به خاطر اینکه متوجه میشود رئیس همسرش هم زن است دچار حمله جنون آمیز حسادت میشود، همان زمانی است که کنترل این حس از توان شخص خارج شده است.
چنین واکنشهایی میتواند آسیب سختی بر رابطه وارد کرده و موجب شود که هر دو نفر در تمام مدت احساس بی ثباتی کرده و مدام در حال نگرانی و احتیاط باشند تا مبادا حس حسادت دیگری را تحریک کنند. شخص حسود نیز که معمولا از مشکل خود با خبر است، دائما در میان دو حس مقصر دانستن خود و توجیه رفتارش سرگردان است.
اگر این شخص حسود شما هستید
چیره شدن بر حسادت به صبر و بردباری و کوشش فراوان نیاز دارد. اگر حس میکنید حسادت شما در مشکلات دوران کودکیتان ریشه دارد، میتوانید از مشاوره بسیار سود ببرید. اگر قبل از این در رابطه ای به شما خیانت شده است، باید ابتدا با این موضوع کنار بیایید. در اینجا به مواردی که میتواند مفید باشد اشاره میکنیم:
شرایط و احساسات موجود را با واقع بینی بررسی کنید:
به مواردی که حس حسادت شما را بر می انگیزند خوب فکر کنی و از خودتان بپرسید که این موارد تهدید کننده تا چه حد واقعگرایانه هستند. نگرانی شما از در خطر بودن رابطه تان تا چه حد بر پایه شواهد واقعی است؟ و آیا رفتار خودتان موقعیت را بدتر نمیکند؟
مثبت اندیش باشید:
هنگامی که نیش حسادت را حس میکنید، به خود یادآوری کنید که همسرتان دوستتان دارد، به شما وفادار بوده و برایتان احترام قائل است. به خود بگویید که فردی دوست داشتنی هستید و هیچ چیزی برای نگرانی وجود ندارد.
شک و تردید خود را برطرف کنید:
یکی از بهترین راههای مبارزه با حسادت این است که از طرف مقابل خود بخواهید اطمینان شما را جلب کند. مراقب باشید که حالت عیبجویی، تکه پرانی یا قلدری پیدا نکنید. بلکه احساس عدم امنیت خود را توضیح داده و از او بخواهید در رفع این مشکل به شما کمک کند.
زندگی با فرد حسود
داشتن شریک زندگی حسود، میتواند بسیار طاقت فرسا باشد. روشهای زیر میتوانند تا حدی حس حسادت آنان را کاهش دهند:
این مشکل را به چشم دیگری مورد بررسی قرار دهید. به خاطر داشته باشید که حسادت نشانه عشق است. اگر همسر یا دوست شما برای این رابطه اهمیتی قائل نبود، چنین مشکلی هم به وجود نمی آمد. به این ترتیب به جای اینکه موضع دفاعی بگیرید، کوشش کنید او را درک کرده و از وی حمایت کنید.
رفتار خود را بررسی کنید. اگر میدانید که بعضی رفتارهای خاص حسادت او را بر می انگیزد،در صورت امکان تا زمانی که مشکل برطرف شود، آنها را تغییر دهید. فراموش نکنید که بر سر قولهایی که میدهید بایستید اما از دادن قولی که عمل کردن به آن برایتان مشکل است-مانند این که همواره در دسترس باشید- نیز خودداری کنید. اعتماد او را جلب کنید: از هر فرصتی برای ابراز علاقه به همسرتان و اینکه چرا او را بر دیگران ترجیح میدهید، استفاده کنید. از خصوصیات مثبت وی تعریف کرده و بیش از پیش درباره آینده مشترکتان صحبت کنید.
فراموش نکنید که حس حسادت لگام گسیخته میتواند بی اندازه خطرناک باشد، اگر روشهای مذکور و موارد مشابه آن نتوانستند در مورد خود یا همسرتان مفید واقع شوند، بی درنگ با مشاور صحبت کنید.
/www.mypersianforum.com

شما تا چه حد به بخت وقسمت درازدواج اعتقاد دارید؟؟پاسخ مشاور

شما تاچه حدبه بخت وقسمت درازدواج اعتقاد دارید؟؟پاسخ مشاور
خداوند بزرگ که صاحب و مالک همه هستی است اراده کرده است که انسان در کارهای اختیاریاش با اراده

خودش منشأ اثر باشد؛ یعنی اگر برای تحقق یک حادثه 5 شرط لازم باشد یکی از آن شروط اختیار و اراده انسان است.وبر فرض برای روشن شدن یک چراغ باید تمام وسائل لازم سالم و مهیا باشد از جمله کلید، سیم، لامپ، کنتور برق، اتصال سیم به کارخانه و منبع تولید برق و جریان برق در سیم‏ها. حال یکی از شروط روشن شدن چراغ فشار دادن کلید برق است که در این مثال
در کارهای اختیاری ما همه شروط همیشه مهیا است اما زدن کلید همان اختیار ماست و خداوند بزرگ خواسته است تا انسان با اختیار خودش کلید برق حادثه‏ای را نزند چراغ آن واقعه روشن نگردد و این است منزلت و جایگاه اختیار ما و توجه به این نکته حائز اهمیت است که نه اختیار ما مطلق و بیکران و بدون قید است که همه امور به دست ما باشد و نه این که ما در کارهایمان مجبوریم و هیچ‏گونه اراده‏ای نداریم. هر دو صورت باطل است بلکه در زنجیره پیوسته و متشکل از حلقات در تحقق امور؛ اختیار ما یکی از آن حلقه‏هاست نه مختار مطلقیم چرا که به غیر از ما حلقه‏های دیگری هم هست (زمان، مکان، تربیت، خانواده و...) و نه مجبور مطلقیم، چرا که تا کلید اختیارمان را فشار ندهیم محال است افعالی که به اراده ما صورت میگیرد تحقق یابد. T{اما در باب نقش قسمت در ازدواج:}T نه همسر خوب و ارزشمند نشانه خوبی و لیاقت آدمی است و نه همسر بد و ناشایست نشانه انحراف و بدی انسان است. به خاطر این که چه بسا در طول تاریخ انسان‏های شرافتمندی که همسرانی نامناسب و یا انسان‏هایی
منحرف که همسرانی خوب و با معرفت داشته‏اند، ازاین‏رو حکم کلی نمیتوان کرد اما ملاحظه شروط و مقدماتی در این باب حائز اهمیت است. اول: همچون همه مراحل زندگی عرصه ازدواج نیز میدان آزمون و امتحان الهی است.
دوم: بسیاری از کاستیها و بن‏بست‏ها معلول کارکرد گذشته ماست. به طور مثال هر اندازه که در زمان تکلیف دل پدر و مادر را رنجانیده باشیم و با رفتار خویش فضای خانواده را تیره و تاریک ساخته باشیم آثار این اعمال و رفتار به خود ما باز میگردد. اگر دلی را شکسته و حقی را ضایع کرده باشیم انعکاس آن ما را هدف قرار میدهد. در مقابل، بسیاری از بن‏بست‏ها و تیرگیهای طریق به وسیله دعای خیر پدر ومادر و رضایت مردم گشوده میگردد و روشن میشود در عین حال نه عرصه باز و چشم‏انداز گسترده روبروی ما در زندگی نشان آزادی ما و فراموش نمودن ارزش‏هاست و نه سختی و دشواری مسیر دلیل قهر و غضب الهی است. همه تلخی و شیرینیها آزمون خداوند است. بر فرض که تلخی زندگی معلول نادرستی اعمال گذشته من و عدم درک کافی در جهت انتخاب مسیر صحیح باشد، باز چون عمر
باقی است میتوان زندگی تیره و دشوار را با درک صحیح و بیداری از خواب غفلت و جبران گذشته به روشنی و شیرینی مبدل ساخت و شاهد این گونه زندگی، در تاریخ بسیارند و لذا اولاً انسان در گرو اعمال خویش است به فرموده قرآن کریم (هر کس هموزن ذره‏ای کار خیر انجام دهد آن را میبیند و هر کس هموزن ذره‏ای کار بد کرده آن را میبیند).
ثانیا، ناامیدی از رحمت حق از گناهان بسیار بزرگ است. به فرموده امام علی(ع) بزرگترین بلای آدمی نا امیدی است.
ثالثا، آزمون و امتحان الهی لازمه زندگی همگان است ازاین‏رو باید از خداوند موفقیت در آن را درخواست کنیم، بنابراین مسأله ازدواج و سایر مسائل زندگی دارای ابعاد گوناگونی است و چون اختیار و اراده انسان محدود است و همه عوامل در دست قدرت او نمیباشد این ضعف و نیاز آدمی را به سوی دعا و توسل به درگاه خداوند سوق میدهد تا آنچه صلاح ماست خداوند برایمان مقدر سازد.
خلاصه سخن این که قسمت به معنای ثبت تقدیر حتمی برای انسان در امر ازدواج با مبانی کلامی و آموزه‏های دینی ناسازگار است.

مشاور : احمدي
http://www.emammahdi.com/?

اگر کسی در زندگی دچار چشم زخم شود چکار کند

اگر کسی در زندگی دچار چشم زخم شود چکار کند

اگر کسی در زندگی دچار چشم زخم شود چکار کند
مواردی از دعاهایی که برای ایمن ماندن از چشم زخم است مانند وان یکاد شنیده ام ولی می خواستم


اگر کسی در زندگی دچار چشم زخم شود
با سلام.من مواردی از دعاهایی که برای ایمن ماندن از چشم زخم است مانند وان یکاد شنیده ام ولی می خواستم بدانم اگر کسی در زندگی دچار چشم زخم شود برای رفع ضرر ان نیز ادعیه ای وجود دارد یا خیر پاسخ : با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
شاید اثر چشم زخم، اجمالا قابل انکار نباشد.
فرموده اید که برای رفع آن به دنبال دعایی هستید. ما جستجویی کردیم و برای خصوص آن مطلبی نیافتیم. ولی عمومات دعا و توسل و صدقه و زیارت عاشورا و حتی ادعیه خاصی که برای دفع چشم زخم هست، برای رفع آن هم می تواند مفید باشد. وقتی همه چیز به خواست خدا واقع می شود، نمی توان فرقی بین دفع و رفع قائل شد.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.

قبل ازسخن گفتن حرف های خود را از 3 صافی رد کنید

قبل ازسخن گفتن حرف های خود را از 3 صافی رد کنید

قبل ازسخن گفتن حرف های خود را از 3 صافی رد کنید
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده‎اي يا نه؟

سه صافي‌ براي سخن گفتن


پيش از سخن گفتن، حرف‌هاي خود را از سه صافي واقعيت، خوشحالي و فايده رد كنيم.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http://kelozup.blogfa.com آمده است: شخصي نزد همسايه‎اش رفت و گفت: گوش کن، مي‎خواهم چيزي برايت تعريف کنم. دوستي به تازگي در مورد تو مي‎گفت...
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده‎اي يا نه؟

گفت: کدام سه صافي؟


اول از ميان صافي واقعيت. آيا مطمئني چيزي که تعريف مي‎کني واقعيت دارد؟ گفت نه. من فقط آن را شنيده‌ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است.


سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالي گذرانده‎اي. يعني چيزي را که مي‎خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي‎ام مي‌شود.


گفت: دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي‎کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي‎خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي‌خورد؟ نه، به هيچ وجه!


همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال‌کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني.

یادداشت اختصاصی برای مردان

 

راههایی برای شاد کردن زن ها

اگر به خاطر داشته باشید در مقاله محبوب شدن برای شوهر به نکاتی اشاره کردیم که زنان برای کسب رضایت همسرشان باید به آنها توجه می کردند در ادامه یادداشت قبلی، این مقاله را به شما کاربران عزیز ارایه می دهیم و در آن به نکاتی اشاره خواهیم کرد که همواره باید مورد توجه مردان قرار بگیرد.

شاید بتوان گفت یکی از رازهای دنیا، دانستن آن است که خانم ها چه می خواهند؟ یکی از دلایل این موضوع، تفاوت خواسته های آنهاست که علت آن نیز متفاوت بودن خانم ها با یکدیگر است. آنچه در این مقاله به آن اشاره می شود جنبه های مشترک بین نیازمندی های خانم هاست و خطاب جملات زیر مردان هستند.

متعهد و با وفا باشید
مهمترین ویژگی که زنان در جستجوی آن در وجود همسر خود هستند وفاداری است. چنانچه مردی رویه ای غیر از وفاداری نسبت به همسرش داشته باشد دیر یا زود همسر خود را از دست خواهد داد. در واقع کسی که به بی وفایی بیندیشد هیچ جایگاهی در میان زنان نخواهد داشت.

مردانی که ظاهری نامناسب، ژولیده و نامرتب دارند نمی توانند گزینه مناسبی برای ازدواج باشند.آراسته و مرتب باشید
مرتب بودن ظاهر هر شخصی می تواند تأثیر بسزایی بر اطرافیان او داشته باشد. مردانی که ظاهری نامناسب، ژولیده و نامرتب دارند نمی توانند گزینه مناسبی برای ازدواج باشند. همچنین چنین افرادی حتی اگر متاهل باشند بطور مرتب مورد اعتراض همسر، فرزندان و اطرافیان خود خواهند بود. البته منظور از آراسته بودن پوشیدن لباس های خاص، مارک دار و گران قیمت نیست بلکه انتظار میرود شخص مورد نظر به بهداشت و پاکیزگی لباس خود توجه داشته باشد.

بی توجه یا کم توجه نباشید
از ویژگی های زنان این است که به طور فطری به دنبال کسب توجه دیگران نسبت به خود هستند.

بنابراین در شروع یا تداوم زندگی مشترکتان از این نیاز زنان غافل نشوید. اگر از آن دسته افرادی هستید که با دیدن تلویزیون، بازی های رایانه ای یا ویدیویی به کلی از اطرافیان خود غافل می شوید لازم است در این خصوص تجدیدنظر کنید والا در زندگی زناشویی خود با مشکلات جدی مواجه خواهید شد.

روابط خانوادگی خود را به درستی مدیریت کنید
ممکن است شما پیش از ازدواج وابستگی شدیدی به مادر خود داشته اید و در خصوص تمام کارها، برنامه ها و مشکلات خود با ایشان مشورت می کرده اید. پس از ازدواج باید این ارتباط را به گونه ای مدیریت کنید که نه مادر شما و نه همسرتان احساس نکند که تحت کنترل دیگری هستید. هیچ گاه در مسیری حرکت نکنید که منجر به انتخاب میان این دو شوید.

مرد زندگی باشید نه مرد کار
هیچ کس دوست ندارد با کسی که تمام همّ و غم او کارش است و به هیچ چیز دیگری توجه نشان نمی دهد در ارتباط باشد. بنابراین اگر می خواهید مورد تایید و علاقه همسرتان باشید حتماً در کنار کارتان یک برنامه ریزی برای گذراندن اوقاتی با همسر و خانواده خود داشته باشید. رفتن به مراکز تفریحی مانند پارک ها و یا مراکز خرید از جمله این برنامه ریزی ها محسوب می شود.

تک بعدی نباشید
سعی کنید علاقمندی های متعددی داشته باشید و به همه آنها توجه کافی داشته باشید. این موضوع در جلوگیری از یکنواخت شدن روابط زناشویی حائز اهمیت است. ضمن آنکه چنانچه شما چندین فعالیت جانبی مورد علاقه مختلف داشت باشید به خوبی و آسودگی می توانید با تمام اعضای خانواده تان (علیرغم شرایط سنی و جنسیتی متفاوت) به توافق برسید.

هیچ گاه در مسیری حرکت نکنید که مجبور به انتخاب میان مادر یا همسرتان شوید.گوش دادن را یاد بگیرید
هیچ گاه از صحبت کردن همسرتان خسته نشوید بلکه سعی کنید او را به صحبت کردن تشویق نمائید. بهترین راه برای کسب آگاهی بیشتر درخصوص همسرتان، گوش دادن به حرف های اوست. زیرا در این گفتگو می توانید به چیزهایی که برای او از اهمیت بیشتری برخوردار است آگاهی پیدا کنید و با برآورده کردن آنها رضایت ایشان و سلامت زندگی زناشویی تان را تضمین کنید. بنابراین شنونده خوبی باشید و به هیچ وجه اثرات بی توجهی یا کم حوصلگی را از خود بروز ندهید.

حامی همسرتان باشید
از جمله نیازهایی که زنان در زندگی زناشویی دارند احساس حمایت و پشتیبانی از طرف شوهرشان است. این حمایت

گاهی اوقات جنبه های عملی و عینی ندارد و تنها کافی است از نظر روحی – روانی وجود چنین حامی را احساس کنند بنابراین هیچ گاه از انجام این وظیفه طفره نروید. گاهی اوقات یک حرف یا شوخی نابجا سبب می شود همسر شما این احساس حمایت را از دست بدهد در این صورت به یقین بدانید که اعتماد ایشان نسبت به شما جریحه دار خواهد شد و در صورت تداوم، این اعتماد به کلی از بین خواهد رفت.

صادق باشید
هیچ گاه سعی نکنید همسرتان را فریب دهید و یا برایش نقش بازی کنید. اجازه ندهید صداقت شما در نزد همسرتان مورد تردید واقع شود که در این صورت زندگی مشترک تان به یک کابوس تلخ تبدیل خواهد شد و حتی ممکن است تبعات اجتناب ناپذیری مانند طلاق را به دنبال داشته باشد.


------------------

فوت و فن هاي زن داري

براي مطالعه ي قسمت قبل با عنوان فوت و فن هاي شوهرداري کليک کنيد.

مردان اگر مي خواهند محبوب همسرشان شوند و فضايي سرشار از انس و معنويت و صميميت داشته باشند ، به توصيه هاي زير توجه کنند:

1. نسبت به همسر خود ، نگرشي مطلوب و متعالي داشته باشيد و او را امانت الهي بدانيد و در حفظ و نگهداري اين وديعه الهي تلاش کنيد.

2. به همسر خود احترام کنيد و با وي محترمانه صحبت کنيد و در ارتباط با او از عواطف سرشار و محبّت بسيار دريغ نورزيد.

3. حقوق متقابل خود و همسر خود را بشناسيد و در ايفاي حقوق وي تلاش نمائيد.

4. باور کنيد که پدر و مادر کانون منظومه خانوادگي هستند که تشعشعات عاطفي خود را در محيط خانواده مي پراکنند و حيات عاطفي را رونق مي بخشند.

5. باور کنيد که پدران و مادران پايه گذاران شخصيت فرزندان و معماران خوشبختي آنان هستند بنابر اين در تقويت روابط خود هر چه بيشتر تلاش کنيد.

6. همسر خود را فردي با ارزش و برخوردار از کرامت انساني بدانيد.

در زندگي خانوادگي به برنامه ريزي معتقد شويد و باور کنيد که با داشتن برنامه و التزام به اجراي آن ها مي توانيد مشکلات زندگي خود را کاهش دهيد و از قواي حياتي خود و ساير اعضاي خانواده به خوبي استفاده نماييد. 7. همسر خود را فردي مستعد کمال، پيشرفت و تحول بپنداريد.

8. به پيشرفت و ترقي و رشد شخصيت همسر خود علاقمند باشيد و زمينه را براي تحقق اين امر فراهم نمائيد و از اين طريق کانون خانواده را از زوال و فرسايش تدريجي مصون سازيد و عرصه زندگي را براي نوآوري ها بگشاييد.

9. زمينه را براي پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر خود فراهم سازيد و از داد و ستد عاطفي به سه شيوه قلبي، کلامي و عملي استفاده کنيد و لذا به همسر و شريک زندگي خود ابراز محبّت کنيد همسر خود را قلباً دوست بداريد و با زبان اين امر را ثابت نماييد.

10. محبّت خود را به همسرتان به صورت عملي نيز نشان دهيد و لذا سعي نمائيد در روز تولد او، يا روز ازدواج او و يا مناسبت هاي ديگر به او هديه دهيد و از اين طريق محبّت خود را ابراز نمائيد.

11. سعي کنيد فهرستي از قابليت ها، صفات مثبت همسر خود را در نظر بگيريد و به موارد مثبت وجود و شخصيت او کاملاً توجه کنيد و در مناسبات با او به اين قابليت ها اشاره نمائيد و از صفات برجسته و مثبت او تعريف کنيد و از اين طريق فضاي خانواده و گفتگو را به فضايي گرم و صميمي و آکنده از روحيه مثبت تبديل نمائيد.

12. به جنبه هاي مشترک فکري و روحي خود و همسرتان توجه کنيد و سعي کنيد، خصايص مثبت، سازنده هر دو به تدريج بيشتر شود و از طريق خودآگاهي و خودسنجي به خودسازي برسيد و صفات برجسته انساني را در وجود خود و همسرتان تقويت نمائيد.

13. سعي کنيد با همسرتان تفاهم داشته و رابطه حسنه داشته باشيد. اين تفاهم مي تواند در حضور ديگران و يا در فضاي خلوت زندگي صورت پذيرد. اين امر مستلزم بهره گيري از «هنر خوب شنيدن و خوب گوش دادن است». لذا سعي کنيد در هنگام گفتگوي با همسرتان، به دقت به گفتار او توجه کنيد و اجازه دهيد که مطالب خود را کاملاً بيان کند.

هنگامي که عصباني هستيد، اين گفتار امام علي ـ عليه السلام ـ را مدّ نظر قرار داده و اجرا کنيد:

«به هنگام خشم؛ نه تنبيه، نه دستور و نه تصميم»


14. باور کنيد که همسرتان انساني است منحصر به فرد و واجد ويژگي هاي شخصيتي مثبت و منفي. لذا از مقايسه او با ديگران به شدت بپرهيزيد. سعي کنيد او را با گذشته اش مقايسه کنيد و تغييرات رفتاري و پيشرفت فکري و اخلاقي وي را تحسين نمائيد.

15. سعي کنيد حالات و روحيات همسر خود را بشناسيد و فهرستي از آرزوها و علائق وي تهيه کنيد و از انتظارات او آگاه شويد. سپس به تأمين خواسته ها و علايق منطقي و اصولي وي خود را ملزم نمائيد.

16. سعي کنيد حريم يکديگر را مراعات کنيد و از جرّ و بحث با هم خودداري کنيد و مطالب بيجا را با سکوت خود و يا ارائه پيشنهاد مناسب به گفتگوهاي سازنده و ثمربخش تبديل کنيد.

17. باور کنيد که هر کلمه و گفتار شما، در بردارنده بار عاطفي و رواني است که بر وجود شنونده تأثير مثبت و منفي دارد لذا سعي کنيد از زبان گرم، نرم، ملايم، توأم با احترام و محبّت استفاده کنيد و کلمات «بفرمائيد، بنشين و ....» سه پيام است که هر کدام اثري خاص در ارتباط با ديگران دارند. کوشش کنيد از کلمات موهن، ملالت آور، تحريک آميز، هرگز استفاده نکنيد.

18. سعي کنيد براي نيل به تفاهم و مناسبات بيشتر با همسرتان از صداقت و راستي استفاده کنيد. باور کنيد که رمز خوشبختي و توفيق بسياري از خانواده ها، صادقانه بودن آنها و بهره گيري از اين صفت برجسته انساني بوده است.

19. به مديريت کانون خانواده اهميت دهيد و سعي کنيد در تصميم گيري و هدايت زندگي از هماهنگي لازم برخوردار شويد و حدود وظايف هر يک از اعضاي خانواده را مشخص نمائيد.

20. سعي کنيد خود را برتر و بالاتر از همسرتان احساس نکنيد و او را شريک زندگي بدانيد و به اين نکته توجه کنيد که درجات تحصيلي، موقعيت اجتماعي، وضعيت سني، امکانات مالي شما، بايد بر ميزان فروتني و خضوعتان بيفزايد، بخصوص زماني که در پيشرفت هاي تحصيلي و موفقيت هاي مادي شما همسرتان نقش اساسي داشته است.

براي نگهداري حريم خانوادگي و روابط صحيح انساني و تقويت امنيت و تفاهم در زندگي سعي کنيد اسرار و راز هاي دروني خانواده را نزد ديگران بازگو مکنيد و از اين طريق اعتماد همسرتان را به خود جلب کنيد. 21. براي بقاء، تداوم و تعالي خانواده و دست يابي به کاخ سعادت زندگي، مصلحت زندگي را بر منفعت شخصي ترجيح دهيد و سعي کنيد خواسته هاي فردي خود را در راه تحقق اهداف زندگي و زناشوئي ناديده بگيريد و هر جا که مصلحت بزرگتري مطرح است انعطاف پذيري بيشتري نشان دهيد.

22. از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جداً پرهيز کنيد. و جاي آن را به يکدلي، يکرنگي، صميميت و رفاقت بدهيد. باور کنيد يکي از مهمترين عوامل تزلزل در بناي خانواده و آغاز نابساماني و مشکلات خانوادگي، لجبازي دو همسر با هم و عدم پذيرش يکديگر مي باشد. سعي کنيد همسرتان را آنگونه که هست بپذيريد و روابط خود را بر پايه دوستي و محبّت تنظيم کنيد.

23. سعي کنيد در صدد تملک کامل همسرتان نباشيد و از مرز تعادل خارج نشويد.

24. به اصل تفاوت هاي فردي معتقد باشيد و باور کنيد که زن و شوهر دو موجودند که از نظر هوش و استعداد و علايق و خصايص جسماني و اخلاقي تفاوت هايي دارند. سعي کنيد حداکثر توافق بين خصايص شما و همسرتان به تدريج برقرار گردد و وجود يکديگر را مکمّل و متمم هم بدانيد و به تکامل هم کمک کنيد.

25. هميشه به همسرتان متذکر شويد که کار او به ويژه در خانه براي شما با ارزش است لذا سعي کنيد کار مرد و زن خانه را کم ارزش و کار بيرون از خانه را با ارزش تلقي نکنيد. اين امر در تقويت روحيه و مباني خانواده تأثير زيادي دارد.


26. به اصل مشارکت در زندگي خانوادگي معتقد باشيد و سعي کنيد تمام کارها را تنها خودتان انجام ندهيد بلکه از همسرتان و فرزندان خود کمک بگيريد. باور کنيد که در ازدواج و تشکيل خانواده مرد و زن عالي ترين سرمايه هاي وجود خود يعني روح و قلب و عواطف و آرزوها و احساسات و امکانات خود را به مشارکت گذاشته و با قبول همفکري، همياري، مددکاري و تعهدات گوناگون، بهترين جلوه مشارکت را ارائه کرده اند. به اين نکته اهميت دهيد که امروزه مدير موفق مديري است که به قابليت ها و قدرت هاي اعضاي خانواده خود بهاي لازم داده و شرايط را براي بروز و ظهور اين توانمندي هاي خدادادي مساعد مي نمايد. لذا با مشارکت با هم فضاي خانه را به فضايي بالنده و ثمربخش مبدل سازيد.

28. اگر به دليل کار زياد و تعهدات بيرون از منزل قادر نيستيد، عملاً به همسرتان کمک کنيد، علاقه خود را به کمک و همکاري با او ابراز نمائيد و از حمايت خود، وي را مطمئن سازيد.

29. در مديريت خود از مرد سالاري و زن سالاري خودداري کنيد و براي داشتن يک خانواده متعادل از حق سالاري پيروي کنيد و به گفتار امام باقر ـ عليه السلام ـ که مي فرمايد: «حق را بگوييد، گرچه بر عليه خودتان باشد» کاملاً توجه نمائيد. در مديريت خانه، مرد يا زن هيچکدام نبايد نظرات و سليقه هاي خود را بر ديگري تحميل نمايند و لذا بايد کلام حق و منطق صحيح را چه از جانب مرد و چه از جانب زن باشد بپذيريد.

30. براي تعادل در زندگي و کاميابي هر چه بيشتر، از خوش خلقي و گشاده رويي و چهره اي پر نشاط استفاده کنيد و کوشش کنيد که با شيوه هاي گوناگون گرد و غبار افسردگي را از چهره همسرتان بزداييد. هرگز اجازه ندهيد افکار مأيوس کننده و منفي بر وجود اعضاي خانواده شما سايه افکند و ريشه هاي شادکامي و شادابي شما را ازبين ببرد.


منبع : کتاب خانواده ي متعادل

تبیان

نقش یک همدم عاشق

 

نقش یک همدم عاشق
رابطه زناشویی یک رابطه دوطرفه است و مسلما اقدامات یکی از طرفین نمی تواند تاثیر قطعی داشته باشد.

رابطه زناشویی یک رابطه دوطرفه است و مسلما اقدامات یکی از طرفین نمی تواند تاثیر قطعی داشته باشد. هر یک از زن و مرد نیز نیاز ها و ویژگی های خاص خود را دارند و بنا به جنسیتشان ممکن است رفتار های خاصی را به عنوان توجه و محبت قلمداد کنند. در مقالات متعدد راهکارهای فراوانی را اشاره کردیم که کمک کند تا خانم ها و آقایان بتوانند قلب همسر خود را در دست داشته باشند . در مقاله محبوب شدن برای شوهر شیوه هایی را به خانم ها معرفی کردیم و در این نوشتار قصد داریم نکاتی ریز اما مهم و پر بازده را به آقایان ارائه دهیم.
ابراز عشق

برخی از آقایون واقعاً کم لطف و بی اعتنا هستند. خانمها به شدت نیازمند تشکر و قدردانی بوده و تمایل دارند که طرف مقابل همواره و در همه حال علاقه و محبت خود را به آنها ابراز کند. خانمها به کسی احتیاج دارند که بتوانند از نظر روحی با او ارتباط برقرار کنند. آنها کسی را می خواهند که بتوانند با تمام وجود به او اعتماد کنند؛ به دنبال یافتن مردی هستند که بتوانند با او آزادانه در مورد مشکلات خود صحبت کنند و آمال و آرزوهای آتی خود را مطرح نمایند. اصولاً خانمها موجودات عجیب و مرموزی هستند، اما اگر فقط بخواهید و بتوانید صادقانه نقش یک شریک و همدم عاشق را بازی کنید آنها هم با اخلاص تمام معنای عشق حقیقی را به شما نشان خواهند داد. اگر در پی به دست آوردن عشق حقیقی خود هستید، باید با رفتار و گفتار خود به او اثبات کنید که صمیمانه دوستش می دارید.

1-مهربان باشید و در تمام شرایط با او اظهار همدردی کرده و درکش کنید. خانمها عاشق مردهایی هستند که دلسوز و مهربان بوده و قلباً برایشان ارزش و اهمیت قائل باشند. یک خانم تمایل دارد عبارت “چه مرد خوبی!” را دائماً در مورد کسی که با او ازدواج کرده است، تکرار کنند. او دوست دارد که شوهرش هرچند وقت یکبار به او بگوید که تا چه حد برایش مهم است و این امر را در رفتارهایش نیز به او ثابت کند! بی دلیل به او گل، کادو، و کارت هدیه بدهید، به او زنگ بزنید، و یا زمانیکه خانه نیست روی منشی تلفنی پیامی عاشقانه برایش بگذارید!!! به هر حال هر کار کوچکی که فکرش را می کنید انجام دهید تا او متوجه شود که شما برایش اهمیت قائل هستید. ابراز محبت را دیدنی و ملموس کنید و آن را به کلیه کارها و خدماتی که در روند معمول برای او انجام می دهید استناد نکنید.
روز های خاص را فراموش نکنید. دوستان همسر شما در این روز هدایای کوچک محبت آمیزی را دریافت می کنند. خانم ها همسر خود را در این موارد با دیگران مقایسه می کنند تا ببینند او تا چه حد به آنها اهمیت می دهد.

2-به او کادوهایی با فکر قبلی هدیه بدهید. خانم ها عاشق این هستند که طرف مقابل آنها را غافلگیر کند. این هدایا لازم نیست که حتماً گرانقیمت باشند تا او را خوشحال کنند، بلکه فقط کافیست این کار را از صمیم قلب خود انجام دهید. ارزش یک هدیه هیچ ربطی به قیمت آن ندارد بلکه فکری که ورای آن بوده و دلیل خرید است که آنرا ارزشمند می کند. این هدیه های گاه و بی گاه به خانم نشان می دهد که تنها کسی است که شما در ذهن خود به او فکر می کنید و برایش ارزش و اهمیت قائل هستید.

3- لازم نیست حتماً منتظر رسیدن تولد و یا روز خاص دیگری باشید. بی هیچ دلیل خاصی برایش هدیه تهیه کنید. برخی از آقایون تصور می کنند که باید حتماً پولدار باشند تا بتوانند این کارها را انجام دهند، اما اینچنین نیست، تنها کافی است که کمی بیشتر فکر خود را به کار بیندازید.

4- روز های خاص را فراموش نکنید. دوستان همسر شما در این روز هدایای کوچک محبت آمیزی را دریافت می کنند. خانم ها همسر خود را در این موارد با دیگران مقایسه می کنند تا ببینند او تا چه حد به آنها اهمیت می دهد. اگر می خواهید همچنان شاهزاده ی رویاهای همسرتان باقی بمانید بهتر است هدیه ی وی‍ژه ای را برای او در نظر بگیرید. به هر حال یک چیز کوچک هم خیلی بهتر از هیچ چیز است.
او دوست دارد که شوهرش هرچند وقت یکبار به او بگوید که تا چه حد برایش مهم است و این امر را در رفتارهایش نیز به او ثابت کند!

5- مودب باشید و از او تمجید کنید. خانم ها دوست دارند شما از واژه های “لطفاً” ، “ببخشید”، “قول می دهم” و “متشکرم” استفاده نمایید. از او بپرسید که روز خود را چگونه گذرانده؛ به او بگویید که زیبا، قشنگ، و با نمک است. به او بگویید که برایتان فوق العاده ترین فرد دنیاست. از او به خاطر تمام کارهایی که برایتان انجام می دهد تشکر کنید. به او بگویید که خصوصیات پیچیده ی زیادی در وجودش نهفته است که کشف همه ی آنها مدت زیادی به طول می انجامد.

6- شنونده خوبی باشید. برای افکار و عقاید او ارزش قائل باشید. نقاط قوت و افکار ناب او را تشخیص دهید. حتی اگر در برخی از موارد با او هم عقیده نیستید، نکات مثبتی را در نظریاتش پیدا کرده و به او یادآوری کنید. این مسئله ضروری است که او احساس کند در مقابل شما یک انسان کامل است. هیچ موقع او را سرکوب نکنید حتی به شوخی!
قلب

7- هنگامیکه در جایی هستید که نمی توانید آشکارا ابراز علاقه کنید، به او نگاه کرده و لبخند گرمی نثارش کنید. همیشه درها را برایش باز کنید حتی در تنهایی، شاید بعضی ها بگویند که این کارها قدیمی شده است، اما این امر نشانی از احترام است و ادب و احترام هم چیزی نیست که رنگ کهنگی به خود بگیرد. این امر به عنوان نوعی نزاکت عمومی قلمداد می شود. در خرید او را همراهی کنید تا با سلایق او هم آشنا شوید.

8- سعی کنید به بهترین نحو با او صحبت کنید. وقتی که او مشکلات خود را با شما در میان می گذارد، سعی کنید تا آنجا که می توانید صحبت هایش را قطع نکنید، نظریات مختلف در مورد راه حل های مختلف را با او در میان بگذارید، اما اگر خودش مسیر دیگری را انتخاب کرد ایرادی به او نگیرید و باز هم او را همراهی کنید.

9- در مورد او با دوستان خودتان و دوستان خودش با افتخار صحبت کنید و نشان دهید از اینکه با او هستید به خود می بالید. این کار به وی‍ژه زمانی که تازه با هم آشنا شده اید اهمیت بیشتری پیدا می کند. او نیاز دارد که بداند شما دوستش می دارید و دوستان و اطرافیان نیز از این امر مطلع گردند.
زن روز
www.tebyan.net

 آیا از مجرد بودن خسته شده اید؟

 

آیا از مجرد بودن خسته شده اید؟
آیا اغلب دوستان شما نامزد داشته و یا متاهل هستند و شما هنوز مجردید؟
آیا فکر می کنید سنتون بالا رفته و هنوز ازدواج نکرده‌اید؟

آیا آخرین فرد خانواده هستید که هنوز ازدواج نکرده است؟


آیا به تازگی طلاق گرفته‌اید؟

اگر به هر کدام از سوالات فوق جواب مثبت دادید، احتمالا تحت فشار هایی برای صورت دادن یک ازدواج نا درست هستید. این فشار تاثیری است که دوستان، خانواده، اجتماع و یا برنامه‌ریزی احساسی خودتان بر شما می‌گذارند و این پیام را به شما می‌دهند که «باید با کسی ازدواج کنید؛ در غیر این صورت، حتما مشکلی دارید.» اگر به دلائل بیرونی و یا درونی احساس اجبار می‌کنید ممکن است با کسی ازدواج کنید که در شرایط معمولی، هرگز او را انتخاب نمی‌کردید.

در زیر بعضی از انواع مختلف فشار بررسی شده است:

وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آنکه انتخاب‌های ضعیف‌تری بکنید، بالا می‌رود در نهایت از ازدواجی کمتر راضی ‌ کننده سر در خواهید آورد.

فشار سنی

وقتی یکی از بستگان یا دوستان چنین می‌گوید: «سنت داره میره بالا. پس چرا هنوز ازدواج نکرده‌ای؟» ویا این نگرش که «سن شما از حد مشخصی گذشته و هنوز ازدواج نکرده اید ،پس غیرطبیعی هستید.» از جمله عوامل فشار سنی است.البته اینکه آن سن، چه سنی است، از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند. خودآگاه یا ناخودآگاه احتمالا سنی را به عنوان سن ازدواج، مدنظر دارد. این سن ممکن است که از زمینه‌های خانوادگی شما، سن ازدواج خواهران و یا برادرانتان و یا از ذهنیت خودتان که سن «بلوغ فکری» چه سنی است، آمده باشد.به منظور درک خاستگاه فشار سنی، می‌بایست به تاریخ هزاران سال قبل نگاه کنیم. در آن زمان هر چه زودتر مرد یا زن جوانی ازدواج می‌کرد و تشکیل خانواده می‌داد، بهتر بود. شخصی به مجرد اینکه به سی یا سی و پنج سال می رسید دیگر «میانسال» به حساب می‌آمد. بنابراین کاملا طبیعی بود که خانواده او بخواهند هنگامی که هنوز نوجوان است، ازدواج کند. گرچه روزگاران بسیاری از آن قدیم الایام می‌گذرد، اما ما هنوز تا حد زیادی متاثر از طرز تفکری هستیم که پدران ما با آن زندگی می‌کردند. صرف‌نظر از اینکه این فشار از جانب چه عاملی باشد، در هر حال، ممکن است از استانداردهایی که از «همسر ایده‌آل» برای خود تعریف کرده‌اید، دست کشیده و چشم‌پوشی کنید و صرفا به خاطر چیزهایی که دیگران فکر می‌کنند و نه بر طبق خواسته واقعی خود، ازدواج کنید. در سطور زیر سعی داریم دلایل نادرست را برای انتخاب های ناموفق به شما معرفی کنیم تا با آگاهی از آنها بتوانید از خطر های احتمالی آن دور بمانید.

تنهایی و استیصال

همه ما تنهایی را تجربه کرده‌ایم. و در برهه‌هایی از زندگی از لحاظ روحی، احساس تنهایی داشته‌ایم و مستاصل بوده‌ایم که به کسی مهر بورزیم. اما متاسفانه ازدواجی که در ابتدا، اقدامی از سر تنهایی و برای نزدیک شدن به انسانی دیگر شروع می‌شود، می‌تواند به رابطه‌ای پیچیده و دردآور تبدیل شود. وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آنکه انتخاب‌های ضعیف‌تری بکنید، بالا می‌رود در نهایت از ازدواجی کمتر راضی ‌ کننده سر در خواهید آورد.

عدم توجه به زندگی خود

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید، که عاشق بودن تا چه حد از تمرکز شما به امور دیگر می‌کاهد؟ هم و غم شما این می‌شود که برای مثال، چگونه احساسی دارد؟ چگونه رفتار شما، رفتار او را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ پس تعجبی نیست اگر که اغلب نه به آن خاطر که شخص مناسب را یافته‌ایم، بلکه از آن رو برای ازدواج اقدام می کنیم که بهانه‌ای برای سرباز زدن از زندگی و امورات خودمان داشته باشیم. اگر ... وقتی با کسی صمیمی می شوید به علائق خود وقت کمتری اختصاص می‌دهید. اگر ... معمولا کمی زود عاشق می‌شوید. اگر ... از تنها بودن با خود لذتی نمی‌برید و ترجیح می‌دهید که با دیگران همراه باشید. این احتمال وجود دارد که از ازدواج به منظور اجتناب از پرداختن به زندگی خودتان استفاده می‌کنید. بسیاری از مردم از این رو به ازدواج نیاز دارند که از کمبود شور و شوق و بی‌هدفی در زندگی خود خسته شده‌اند و به جای آنکه به درون خود نگاه کنند و دلیل این احساس را از درون خود جویا شوند، خود را درگیر روابط عشقی کرده و «آن» را هدف خود قرار می‌دهند. از آن رو که در چنین مواقعی، شما عاشق آن شخص نیستید؛ بلکه شیفته «سرگرمی» و «دل‌مشغولی» خود هستید. چنین روابطی هرگز سرانجامی نخواهد داشت.

نصیحت ما نیز به شما اینست که هرگز قبل از اینکه روح و زندگی خود را سرشار کنید، به خرید «شریک زندگی‌تان» نروید. یا حداقل از احساس خلاء و تنهایی مفرط، روحیه‌تان رو به مرگ نباشد.
پرکردن خلاء‌های احساسی و روحی خود

ما کودکانی هستیم با اندامی بزرگسالانه، با این حسرت و آرزو که دوستمان بدارند، پذیرفته شویم و کامل باشیم. نکته فوق‌العاده‌ای که در رابطه با عشق وجود دارد، اینست که می‌تواند شما را از احساس سرور، شادمانی و تعلق خاطری که شبیه آن را در هیچ جای دیگری نمی‌توانید بیابید،بر خوردار کند. با این وجود، این موهبت هنگامی که به منظور پر کردن خلاء‌های احساسی و روحی خود از آن استفاده می‌کنید، می‌تواند خطرناک باشد. خلاء‌هایی که خود باید بیاموزید که چگونه پر کنید. یک ازدواج حقیقتاً سالم، درهای رشد و تعالی روحی هر دو طرف را می‌گشاید. همچنین به هر کدام از این دو شخص کمک می‌کند که خودباوری آنها از طریق احساس «دوست داشته شدن» و «پذیرفته شدن» از طرف شخص مقابل، بالا ‌برود. آیا شما به منظور پر کردن خلاء‌های روحی خود و نه به خاطر اینکه فرد مناسبی یافته‌اید،ازدواج می کنید. موقعی احساس خلاء روحی می‌کنید که از درون بطور مداوم احساس خالی بودن دارید. این خالی بودن ممکن است در مراحل معتدل‌تر به مانند یک نگرانی و یا تنش تجربه شود و در مراحل حادتر به درد، افسردگی و نامیدی تبدیل گردد. صرف این فکر که: «من با یکی ازدواج کرده ام »، موقتا احساس تنهایی شما را تعدیل خواهد کرد . و تنها پس از گذشتن دوران اوج این رابطه است که با ماهیت آن فرد روبرو می‌شوید و چه دردناک است که دریابید نه تنها احساس خلاءتان مرتفع نشده است، بلکه حتی حضور چنین شخصی، احساس خلاء و تنهایی‌تان را بیشتر نیز می‌کند. چنین شخصی توقع دارد که همسر او خلاء‌های احساسی و روحیش را که به مدت طولانی و حتی قبل از ازدواج با خود حمل می‌کرده، پر کند.این معقول است که از همسر خود انتظار داشته باشید تا به تنهایی شما نیافزاید یا شما را در التیام زخم‌هایتان حمایت کند و به شما عشق بورزد یا به شما بیاموزد که چگونه خود را دوست بدارید، اما در نهایت این شمایید که باید قهرمان خود باشید.


دوستان عزیز! هدف ما از ارائه این گونه مطالب این نیست که شما را در مورد انتخابتون دچار وسواس و تشویش گردانیم. بلکه ما می خواهیم با انگیزه های خود در هنگام انتخاب آشنا باشید، دلائل نادرست را بشناسید تا ازدواجی صحیح را صورت دهید.

برگرفته از کتاب " آیا تو آن گمشده ام هستی؟" همراه با تغییر و تلخیص

تبیان

اگر دختری عاشق یک پسر است ...

 

اگر دختری عاشق یک پسر است ...
اگر دختری عاشق یک پسر است
.

اگر دختری عاشق یک پسر است، باید چکار کند که پسر هم عاشق وی شود؟
اگر هدف این است که با جلب نظر پسر زمینه برای ازدواج فراهم شود، لازم است پیش از ابراز عشق و علاقه خویش، با دقت و حوصله کافی در مورد شایستگی‌های پسر تحقیق کنید تا خصوصیات اخلاقی، روحی و فکری، نیز میزان صداقت، امانتداری و پایبندی‌اش به وعده‌ها و ایمان و اعتقاداتش معلوم گردد.
همچنین از اصالت خانوادگی و اقوام نزدیک و دوستانش اطلاعاتی کسب کنید. بهتر است تحقیق به وسیله اعضای خانواده یا یکی از اقوام و آشنایان نزدیک انجام گیرد. پس از احراز صلاحیت و شایستگی وی برای تشکیل خانواده، می‌توانید به کمک یکی از اعضای خانواده یا اقوام و آشنایان خویش با خانواده یا دوستان یا با خود پسر رابطه برقرار کنید و با فراهم نمودن زمینه مناسب برای گفتگو، بحث ازدواج مطرح شود.
اگر قصد ازدواج دارد، ویژگی‌ها و خصوصیات دختری که می‌خواهد با او ازدواج کند، پرسیده شود. آن گاه پس از مقدمات لازم بدون ذکر نام شما، بگوید دختری را می‌شناسم که این ویژگی‌ها را دارد. اگر مایل است در مورد شما تحقیق کند آدرس داده شود و در غیر این صورت شخصیت شما تحقیر خواهد شد، زیرا ممکن است پسر فعلاً قصد ازدواج نداشته باشد، یا دوست دختری داشته باشد که بخواهد با او ازدواج کند و قصدش برای ارتباط صرفاً کامجوی و لذت و هوس باشد.
سایت پاسخگو

یک راه زیرکانه برای شناخت بیشتر نامزدتان!

یک راه زیرکانه برای شناخت بیشتر نامزدتان!

یک راه زیرکانه برای شناخت بیشتر نامزدتان!
در روابط قبل از ازدواج، افراد مجرد را می‌توان بطور کلی در دو دسته قرار داد.یک دسته افرادی هستندکه روی شخص بخصوصی
.

در روابط قبل از ازدواج، افراد مجرد را می‌توان بطور کلی در دو دسته قرار داد.
یک دسته افرادی هستند که روی شخص بخصوصی تمرکز برای ازدواج ندارند اصولا نمیخواهند ازدواج کنند.دسته ی دیگر آنهایی هستند که به فکر پیدا کردن آن فرد دلخواه برای عشق و همسر آینده خود می‌باشند.

1.میان این دسته اخیر افرادی با هم به اشتباه جفت می‌شوند که هیچگونه هدف و راه مشخص زندگیشان با هم مشترک نیست و در واقع وقت خود را با هم به هدر می‌دهند.

2.گروهی که می‌خواهم روی آنها در این جا تأکید کنم زوجهایی هستند که نامزد کرده اند و قرار است به زودی زیر یک سقف بروند.

آنها در مسیر هدفهای زندگیشان با هم همراه اند و بنظر می‌رسد که با هم جور هستند. یکی از فرم هایی که این رابطه ها می‌گیرند اینست که یکی از طرفین و یا هر دو طرف باور دارند که نامزد آنها و بطور کلی رابطه آنها خوب است بجز چند نکته و یا مسئله ای که اگر وجود نداشت رابطه کاملاً رضایت بخش می‌شد. این افراد به رابطه ادامه داده و امیدوارند که نامزدشان به طریقی که آنها می‌خواهند عوض بشود. آنها ممکن است مدت طولانی به این امید رابطه ای را نگه دارند، بدون اینکه هیچ تغییری در فرد مورد نظر پیدا شود. اگر شما در این موقعیت در رابطه ای هستید و تصمیم گیری برایتان مشکل است، من در اینجا یک تمرین ساده پیشنهاد می‌کنم که شما را به تصمیم گیری کمک خواهد کرد.

البته مشاوره با یک روانشناس رابطه و ازدواج لازم است. برای کمک و آشنایی بیشتر به عمق مسائل رابطه، این تمرین شروعی است که کمک می‌کند به تنظیم افکار شما درباره ی رابطه خود:

1-در یک صفحه سه ستون درست کنید. روی ستون اوّل لیستی از خصوصیات نامزدتان که برای شما دوست داشتنی و قابل تحسین است بنویسید.

2- درستون دوّم یک لیست از ارزشها و هدف هایی که هر دو مشترک هستید بنویسید. (کار، تحصیل، بچه داشتن و تعداد بچه ها و غیره)

3- در ستون سوم لیستی از فعالیت هایی که مشترکاً دوست دارید، ورزشی، تفریحی، هنری و غیره بنویسید.این صفحه را کنار بگذارید و در چند روز و هفته های بعد وقتی نکته ی دیگری به یادتان می‌آید به آن اضافه کنید.

4-روی صفحه ی دیگری لیستی از خصوصیات رفتاری فرد مورد نظر که شما دوست ندارید و آرزو می‌کنید که کاشکی عوض می‌شدند بنویسید.

5- بعد از چند روزی لیست شماره 4 را مرور کنید. در نظر داشته باشید که امکان اینکه نامزدتان در رابطه با این خصوصیات شخصی و رفتاری عوض بشود وجود ندارد، با آگاهی و تعمق یکایک رقم لیست خصوصیات ناخواسته را بسنجید و ببینید که آیا در میان این لیست خصوصیاتی که در عین حال که کاملاً دلخواه شما نیست ولی شما می‌توانید در زندگی با آنها کنار بیائید وجود دارد؟

6- این خصوصیات مورد دلخواهم نیست ولی می‌توانم با آن کنار بیایم- به ستون دوم در همان صفحه منتقل کنید. هر دو لیست های خود را برای چند روزی کنار بگذارید.

7- هر چند روز و یا چند هفته ای به لیست ها مراجعه کنید و ببینید آیا می‌توانید رقمی‌به لیست خصوصیات دوست داشتنی و مشترک و رضایت آمیز اضافه کنید. و همچنین ببینید آیا می‌توانید از لیست ارقام مورد دلخواه نبودن رقمی‌را به لیست - مورد دلخواهم نیست ولی می‌توانم با آن کنار بیایم منتقل کنید.

اگر بعد از چند دفعه کوشش در مورد این لیست ها هنوز رقمی ‌یا ارقامی‌در لیست مورد دلخواه نبودن وجود دارند و شما نمی‌توانید تصور زندگی با آن خصوصیات را داشته باشید بجا نیست که این مساله را به امید عوض شدن آن خصوصیات ادامه بدهید.
در این مرحله چند قدمی‌را پیشنهاد می‌کنم: قدم اول اینست که از خود سئوال کنید که آیا من نظرم را با این فرد صادقانه در میان گذاشته ام؟ اگر جوابتان «نه» می‌باشد، در میان گذاشتن آن کمکی است برای شما و نامزدتان. بیان این نکات فرصتی است برای صحبت و اظهار نظر و در نتیجه کمکی است به رشد شخصی هر دو طرف. در بعضی موقعیت ها صحبت و تبادل نظر فرصتی است برای تغییر نظر و دیدگاه مسائل مطرح شده.

در این مرحله صحبت و مشاوره با یک متخصص روابط ازدواج می‌تواند کمک خوبی باشد. تراپیست می‌تواند در روشن شدن مسائل کمک کرده که شما بتوانید ببینید که آیا رقم های لیست شما چه نقشی در رابطه خواهند داشت و به چه طریقی این خصوصیات در رابطه نقش گرفته و اثرات آن چه می‌تواند باشند. همچنین تراپیست می‌تواند به شما کمک کند که خصوصیات و موقعیت ها را در زاویه های جدیدی قرار داده و از نقطه نظرهای متفاوتی به آن نگاه کنید که ممکن است کاملاً معانی و دیدگاه های متفاوتی به شما بدهد که نکات مورد نظر شما دیگر بصورت منفی دیده نشوند.

از طرف دیگر تراپیست می‌تواند کمک کند در شناسایی خصوصیاتی که مورد دلخواه شما نیست که آیا این خصوصیات شخصیتی است و قسمتی از کاراکتر فرد مورد نظر شما است. زیرا که اگر خصوصیات شخصیتی باشند قسمتی از کاراکتر فرد مورد نظر می‌باشد و به ندرت تغییر می‌یابد. در این قسمت است که شما احتیاج به تصمیم گیری دارید که اگر نمی‌توانید تصور زندگی کردن با آن خصوصیات را بکنید، بهتر است جلو ضرر را از همین الان بگیرید.
در اینجا باید اشاره بکنم که شما نمی‌توانید در فرصت کوتاهی مثلاً چند ماهی، مشخصات کاراکتری شخصی را بخوبی شناسایی کنید. . البته این مدت هم بستگی دارد که شما فرصت تجربه کردن فرد مورد نظر خود را در محیط زندگی روزانه خودش و در محیط های مختلف و در رابطه یا افراد دیگر از جمله با خانواده خودش و غیره داشته باشید. همیشه شما شخص را در محیط آشنای خودش بهتر می‌توانید بشناسید و بسنجید.

نکته ی دیگری که باید به آن توجه کنید اینست که در نظر داشته باشید خیلی عادی است که دو فرد در رابطه در مسائلی با هم هم عقیده نباشند و طبیعتاً با هم بحث و گفتگو خواهند داشت.
تحقیقات روی رابطه زوج ها نشان می‌دهد که بحث و مشاجره روی اختلاف نظرها بخودی خود خطری برای رابطه ندارد. بلکه طریقی که طرفین مشاجره می‌کنند و طریقی که مشاجره راخاتمه می‌دهند روی رابطه اهمیت دارد.

وقتی بحث و گفتگو به مشاجره می‌کشد و طرفین کلمات توهین آمیز انتقادی و تحقیری همراه با صدا و لحن توهین آمیز بکار می‌برند صدمه ی بزرگی به رابطه می‌زند. معمولاً این طریق بحث و مشاجره به ندرت با آرامش و حسن تفاهم تمام می‌شود و اثر منفی آن تا مدتها باقی می‌ماند. ولی وقتی بحث و مشاجره با احترام متقابل صورت گیرد اگر هم به توافقی نرسند احساس اینکه فرد نظرش را در میان گذاشته و بیان کرده احساس مثبتی در رابطه ایجاد می‌کند.
بنا براین یکی از نکاتی که در دوران نامزدی باید به آن توجه کنید اینست که نامزدتان چطور در بحث و گفتگو راجع به مسایلی که توافق ندارید شرکت می‌کند و به چه حالت و طریقی بحث خاتمه می‌یابد.
منبع:ashena.com

3 نشانه : آیا شوهرتان با شما صادق هست ؟؟

3 نشانه : آیا شوهرتان با شما صادق هست ؟؟

3 نشانه : آیا شوهرتان با شما صادق هست ؟؟
چگونه می فهمید كه آیا شریك زندگی تان با شما صادق هست یا خیر؟ آنهم طوری كه او متوجه تجسس شما نشود؟


3 نشانه: آیا شوهرتان با شما صادق هست ؟؟
چگونه می فهمید كه آیا شریك زندگی تان با شما صادق هست یا خیر؟ آنهم طوری كه او متوجه تجسس شما نشود؟ خیانت چه نشانه هایی دارد؟ آیا شما به شریك زندگی خود مشكوك هستید؟ البته این پرسش ها بدین معنا نیست كه مخفیانه و محرمانه در بیرون منزل تحقیق كنید و بر اضطراب و نگرانی خود بیفزایید.

1ــ بروز علاقه به آراستن ظاهر

اگر شوهرتان بدون مقدمه به خود می رسد، زمان زیادی را صرف آراستن ظاهر خود می كند. و قبلاً چنین رفتار هایی از او ندیده بودید و این روند تكرار می شود. بدین معناست كه سعی دارد نظر شخص جدیدی را به خود جلب كند. اگر سعی می كند چین و چروك صورت، گودی های صورت، رنگ سفید مو و عیوب اینچنینی را كه به دنبال افزایش سن بروز می كند را برطرف كند و هر طوری شده خود را شیك و با سلیقه جلوه دهد، به این خاطر است كه سعی دارد در نظر زن جدید، بهترین مرد جلوه كند.

2ــ غیبت نامعلوم

اگر دفعات زیادی شوهرتان غیبت و یا تأخیر طولانی دارد، كه شمارش روزهای غیبت او از دست شما خارج شده، این رفتار می تواند به خاطر انگیزه هایی خاص باشد. خواه در گوشه مغازه یك ساعت وقت خود را بی جهت تلف كند و خواه تا دیر وقت كار كند، این غیبت شوهر مسأله ناخوشایندی است. سعی كنید در خانه جذابیت های بیشتری فراهم كنید. و از او بخواهید زمان بیشتری را در خانه بگذراند. یا باهم بیشتر بیرون بروید.

3ــ مطالب مبهم یا تماسهای تلفنی مشكوك

اگر متوجه مطالب مبهم یا تماسهای تلفنی مشكوك یا افزایش ناگهانی قبض تلفن شدید، یا اگر شوهرتان قصد مخفی كردن شماره تلفنی یا دفترچه تلفن موبایل خود را داشت، ممكن است بدین معناست كه علاقه یا رابطه جدیدی وجود دارد، كه هنوز تبدیل به علاقه نشده است.

همینطور اگر همسر شما زمان بیشتری را با كامپیوتر صرف كند، یا سعی دارد زمانی كه شما در منزل هستید، فیلم، عكس یا هر چیز دیگری را مخفی كند این نشانه خوبی است كه او در ذهن خود پی شخص دیگری است.

البته بهترین راه اینكه بفهمید شوهرتان بدنبال شخص دیگری است یا نه، صحبت شفاف و صادقانه با اوست. موضوع ترس از وفاداری شوهرتان را با او در میان بگذارید و سعی كنید در مورد این موضوع بحث كنید قبل از اینكه از فكر و خیال دیوانه شوید.

به خاطر آورید واقعیات همیشه آن طوری كه به نظر می رسند، نیستند!

توسط : پليس110

منبع : اینترنت

ویژگیهایی استثنایی دربعضی خانم ها که مردها واقعا دوست دارند

 

ویژگیهایی استثنایی دربعضی خانم ها که مردها دوست دارند
وقتی خانم ها با من صحبت می‌کنند معمولا اظهار می‌دارند که رفتار آقایان آنها را تا حدی گیج می‌کند و به درستی نمی توانند


وقتی خانم ها با من صحبت می‌کنند معمولا اظهار می‌دارند که رفتار آقایان آنها را تا حدی گیج می‌کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند.

البته امروزه کمتر اتفاق می‌افتد که خانمی به رضایت و یا عدم رضایت مردها اهمیت دهد، چرا که خانم ها تصور می‌کنند که با در اختیار گذاشتن مسائل عاطفی تمام مشکلات به راحتی قابل حل شدن می‌باشد. تا زمانی که یک چنین دیدی نسبت به زندگی داشته باشید همه چیز بر وفق مراد پیش خواهد رفت، اما...

بدون توجه به اینکه چنین نقطه نظری درست است و یا اشتباه باید توجه داشته باشیم که مردهای امروزی، با تلاش هر چه بیشتر در پی یافتن جایگاه واقعی خود در اجتماع هستند. خانم هایی را داریم که به عضویت ارتش و پایگاه های فضایی در آمده اند و به خوبی از انجام وظایفی که بر گردن آنها نهاده می‌شود بر می‌آیند. آنها در سایر مشاغل صنعتی دیگر هم در حال پیشرفت و ترقی می‌باشند. رفته رفته قلعه مستحکم مردها در حال ویران شدن است و آنها احترام و ارج و قرب گذشته خود را کم کم از دست رفته می‌بینند.

اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود. تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. شاید کمتر افرادی بتوانند در مقابل پیشرفت ها و موفقیت های خانم قد علم کنند اما یک چنین وضعیتی به طور قطع با خود مشکلاتی را نیز به همراه می‌آورد. یکی از مشکلات همانطور که قبلا نیز به آن اشاره داشتم این است که مرد قرن بیستم چه انتظاراتی دارد.

آقایان کم کم متوجه می‌شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگر هیچ رد پایی از زمانیکه مردها نان آور خانه بودند و خانم ها هم باید در خانه مینشستند و فرزندان خود را بزرگ می‌کردند، نمانده است. شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد اما همانطور که مشاهده می‌کنید این امر در جوامع غربی با روند چشم گیری در حال پیشروی است. این روزها مردها می‌دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می‌اندازند.

خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟

اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت باشد
شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می‌شوند.

مردها دنبال خانمی می‌گردند که در نظرشان جذاب باشد. خانم ها اغلب تصور می‌کنند که مردها خیلی سطحی نگر بوده و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد وضعیت ظاهری خانم می‌باشد. مردها لزوما به دنبال خانم های زیبا نمی‌گردند ، بلکه آنها می‌خواهند کسی را داشته باشد که به وضعیت ظاهری خود افتخار کند (البته این کار را نباید بیش از اندازه انجام دهد). مردها از داشتن نامزدی که قیافه خوبی داشته باشد لذت می‌برند و من فکر نمی کنم که مردی چیزی جز این به شما بگوید.

مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می‌شود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایون به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می‌گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.


مردها می‌خواهند برای خود تشکیل زندگی خانوادگی دهند و به دنبال شریکی هستند که بتواند با او در خانه زندگی کند. خانم هایی که در محیط های اجتماعی فعالیت می‌کنند نیز گرینه مناسبی برای انتخاب هستند چرا که آقایون تصور می‌کنند خیلی بهتر می‌توانند با این گونه افراد ارتباط برقرار کنند و ارتباطشان پایدار تر خواهد بود.

مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می‌گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می‌شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش باشد. البته این امر بدان خاطر نیست که مردها انتظار دارند خانم ها آنها را نیز تر و خشک کنند بلکه بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند. بعضی از خانم ها خیلی سخت گیر بوده و برای جزئیات اهمیت بیش از اندازه ای قائل می‌شوند. آیا تا به حال دختر هایی را دیده اید که دارای خلق و خوی پسرانه هستند؟ مردها می‌خواهند از در کنار هم بودن با همسر خود لذت ببرند و احتیاج به محبت دارند به همین دلیل همیشه به دنبال فرد خوش طبعی هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند.

مردها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند.البته منظور ما آن دسته از خانم هایی نیست که دائما به دنبال مد می‌روند و چهره خود را به انواع و اقسام اشکال مختلف در می‌آورند. بعضی از خانم ها هستند که در زمان عصبانیت هر چه که دلشان می‌خواهد بار طرف مقابل می‌کنند که این کار به هیچ وجه به مزاج آقایان سازگار نیست. مردها نمی خواهند رفتار همسرشان به اندازه خودشان بی شرمانه و توهین آمیز باشد.

مردها کسی را می‌خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایان به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می‌کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می‌تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که دلسردی پیش می‌آورد.

مردها از خانم های عصبی که تمام مدت داد و فریاد می‌کنند خوششان نمی آید آنها خانم هایی را می‌پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند. شاید خلق و خوی آتشین شما را در همان روزهای اولیه اندکی جذاب باشد اما در روز 500 به هیچ وجه به شما افتخار و قدرت نخواهد بخشید.

معمولا آقایان در مورد مسائل عاطفی و روابط زناشویی اندکی خود دار تر از خانم ها هستند. باور کنید که حقیقت دارد. مردها می‌دانند که از همسر خود چه می‌خواهند و به همین دلیل توجه خود را بر روی آن معطوف می‌کنند. شما به هیچ وجه آن همه شور و اشتیاقی که به مردها نسبت می‌دهند را نمی‌توانید در دنیای واقعی در وجودشان پیدا کنید. مردها در جهان واقعی بسیار محافظه کار هستند.

مردها به دنبال همسری می‌گردند که به آنها متعهد باشد. مردها نامزدی را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.
مردها دوست ندارند که تنها زندگی کنند.

در حالیکه خانم ها در نقشهای اجتماعی خود بسیار موفق هستند خوب است که هیچ گاه از یاد نبریم که جایگاه اصلی آنها به خانه و خانواده شان تعلق دارد.


charismaco.com

آقایون از خانمها چه می خواهند؟

آقایون از خانمها چه می خواهند؟

آقایون از خانمها چه می خواهند؟
خانم ها معمولا اظهار می دارند که رفتار آقایون آنها را تا حدی گیج می کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند

آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند

اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود.

تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. آقایان کم کم متوجه می شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگرآن ها تنها نان آور خانه نیستند و شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد . این روزها مردها می دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می اندازند. (البته ما این موضوع را تائید نمی کنیم)

خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟

* اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت کردن باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می شوند.

* مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می شود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایان به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.

* مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش و همسر با محبت تری برای آنها باشد. و خود بتوانند اقتدار خود را بیشتر حفظ کنند. البته این امر بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

* مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند.

* مردها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم هایی نیست که دائما به دنبال مد می روند و .... بعضی از خانم ها هستند که در زمان عصبانیت هر چه که دلشان می خواهد بار طرف مقابل می کنند که این کار به هیچ وجه به مزاج آقایان سازگار نیست.

مردها خانم هایی را می پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند. * مردها کسی را می خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایان به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که آقا از او جدا می شود.

* مردها به دنبال همسری می گردند که به آنها متعهد باشد. مردها همسری را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

در حالیکه خانم ها در نقشهای اجتماعی خود بسیار موفق هستند خوب است که هیچ گاه از یاد نبریم که جایگاه اصلی آنها به خانه و خانواده شان تعلق دارد.

منبع : مجله خانواده
تبیان

6 اشتباه رايج بين زنان دنيا

6 اشتباه رايج بين زنان دنيا

 6 اشتباه رايج بين زنان دنياما در اين مطلب شش اشتباه بزرگي که زنان در رابطه با مردان انجام مي‌دهند را به شما معرفي مي‌کنيم که رابطه‌ شما با شوهرتان هرگز دچار مشکل نشود.اشتباه اول: زنان در حق مردان مادري کرده و آنان را با بچه‌ها اشتباه مي‌گيرند.اين جمله يعني اينکه زنان بيش از حد در حق مردان مفيد واقع مي‌شوند

6 اشتباه رايج بين زنان دنيا

ما در اين مطلب شش اشتباه بزرگي که زنان در رابطه با مردان انجام مي‌دهند را به شما معرفي مي‌کنيم که رابطه‌ شما با شوهرتان هرگز دچار مشکل نشود.

اشتباه اول: زنان در حق مردان مادري کرده و آنان را با بچه‌ها اشتباه مي‌گيرند.

اين جمله يعني اينکه زنان بيش از حد در حق مردان مفيد واقع مي‌شوند و کارهاي را که خودشان مي‌بايست انجام دهند برايشان انجام مي‌دهيم براي مثال:

1. در حق آنها مفيد هستيد، مثلا: دنبال کليد‌هايش مي‌گرديم.

2. راه انداختن بازي‌هاي کلامي با انها جهت بيرون کشيدن اطلاعات: گرسنه اي؟ چي دوست داري؟ چي کار کردي؟

3. ما چنين فرض مي‌کنيم که مردها کم حافظه‌اند و اطلاعاتي که مي‌بايست خودشان به خاطر داشته باشند ما بايد به آنها گوش زد کنيم: وقت دکتر امروزت يادت نره! يادت نره بچه‌ها رو از مدرسه بياري!

4. آن‌ها را نکوهش مي‌کنيد آن گونه که بچه‌هايتان را دعوا مي‌کنيد: چند بار بگم چراغ‌ها را قبل از خوابيدن خاموش کن!

5. به عهده گرفتن کارهايي که فکر مي‌کنيد نمي‌توانند انجام دهند: يک روز با بچه‌ها فرستادمش که برن لباس بخرن فاجعه بود! ديگه همچين کاري را نمي‌کنم.

6. اصلاح کردن اشتباهاتشان و امر ونهي کردن به آنها: اگر جاي تو بودم از سمت چپ رانندگي مي‌کردم! اگر جاي تو بودم از فيليپ به خاطر کاري که انجام دادم معذرت خواهي مي‌کردم.

اما چرا ؟؟؟

به دليل حس مادرانه‌اي که در وجود همه زنان است و آنها هنگامي که دختر کوچکي بودند همين رفتار را از مادر خود ديده‌اند و همان الگو را عينا تکرار مي‌کنند و مسلما مردها هيچ مخالفتي با اين عمل ندارند چون راحت‌تر هستند که کس ديگري کارهايشان را انجام دهد اما به ياد داشته باشيد اين کار بعد از مدتي شما را کلافه و خسته مي‌کند.

اما چرا بعد از مدتي با وجود تمام اين فداکاري‌هايتان ، باز هم روابطتان خراب مي‌شود؟؟

علي رغم اينکه در ابتدا اين روابط جوانب مثبتي دارد اما بعد از گذشت زمان همسرتان از شما منزجر مي‌شود چون الان او همانند يک پسر بچه‌اي است که هميشه آرزوي اين را دارد که خانه، هم چنين مادر خود را ترک گفته و مستقل زندگي کند و با برقراري رابطه‌اي جديد آنها مادرشان (همسرانشان) را با يک معشوقه معاوضه مي‌کنند. و با امر ونهي مداوم به همسرتان او احساس مي‌کند که بي‌لياقت است و باعث به وجود آمدن يک چرخه‌ي معيوب در زندگي مي‌شود.

امّا راه حل:

1. از انجام دادن کار‌هايي که همسرتان خودش مي‌تواند انجام دهد پرهيز کنيد: اجازه دهيد خودش دنبال کليدش بگردد. ولي هيچ‌گاه جواب سرد کننده‌اي به او ندهيد مثلا به او نگوييد خودت برو بگرد من که مادرت نيستم.

2. با همسرتان مانند شخصي لايق، دانا و قابل اعتماد رفتار کنيد. سعي ننماييد به جايش فکر کنيد و يا تقويم او باشيد. يک بار که وقت دکترش را فراموش کرد دفعه‌ي بعدي آن را به خاطر مي‌سپارد.

3. مسئوليت‌ها را به او واگذار کنيد و اگر از انجام آنها برنيامد سعي نکنيد مسوليت‌ها را از او سلب نماييد. هرگز وسوسه نشويد که او را نجات دهيد و کنترل اوضاع باز به دست خودتان بيافتد و به او اجازه اشتباه کردن بدهيد.

اشتباه دوم: زنان، خود و ارزش‌هايشان را زير پا گذاشته و در مقايسه با مردان، خود را در مرتبه دوم قرار مي‌دهند!

تصور کنيد بر سر ميز شام يک تکه از ماهي‌هاي بزرگتر آن يکي است آن را به کي مي‌دهيد؟ چرا به همسرتان؟ و خودتان را در رتبه دوم قرار مي‌دهيد.

1. ما علاقه، عادت‌ها و فعاليت‌هاي خود را بخاطر همسرمان کنار مي‌گذاريم چون اين علايق خوشايند او نيست، و معمولا زنان مي‌گويند که وارد مرحله جديدي شده‌اند وديگر اين فعاليت‌ها برايشان جذابيتي ندارد در حالي که خودشان را گول مي‌زنند و اغلب اوقات بعد از تمام اين روابط (طلاق) دوباره زنان به همان فعاليت‌هاي سابقشان باز مي‌گردند. و يا اينکه بسياري از مردان سعي دارند شما را از کساني که دوستشان داريد (پدر، مادر، دوستان...) جدا کنند. مرداني که از درون احساس ناامني زيادي دارند، شما را از سيستم‌هاي حمايتيتان جدا کنند. زيرا آنها نياز دارند که احساس کنند همسرشان در کنترل کامل آنها باشد. اما اگر کسي ديگر اين کار را با خودشان انجام دهد و آنها در کنترل خود بگيرد شکوه سر مي‌دهند و اينکه زن در کنترل مرد باشد دو اثر سوء دارد:

- بيش از حد به مرد خود وابسته مي‌شويد چون جز او کسي را نداريد.

- شما منزوي و گوشه گير شده و قادر به برقراري ارتباط با ديگران نخواهيد بود.

2. از لحاظ احساسي و براي اينکه مردتان را راضي کنيد به هر شکلي که او مي‌خواهد در مي‌آييد: يکي از معمول‌ترين راه‌هايي که ارزش خود را زير پا گذاشته و خود را در درجه‌ي دوم اهميت قرار داده و همه چيز خود را حتي قيافه، رفتار و عقايدشان را تغيير داده تا به شکل زن ايده‌ال او در آيند. خود را در معرض جراحي‌هاي خطرناک قرار داده فقط بخاطر اينکه همسرشان او را با قيافه ديگر و يا هيکل ديگر بيشتر دوست بدارد و مي‌پسندد.

3. براي اينکه روياهاي مرد مورد علاقه‌تان را تحقق ببخشيم، رويا‌هايمان را به کلي فراموش مي‌کنيم. زني که از کار خود استعفا مي‌دهد تا به شغل همسر خود برسد و به او کمک کند و بعد از سه سال که آنها قطع رابطه مي‌کنند خود را بيکار و نيازمند مي‌بيند.

چرا زنان در روابط خود را فداي ديگران مي‌کنند؟

زنان به دلايل زيادي اين کار را انجام مي‌دهند چون هزاران سال است که به زنان آموزش داده اند که خود را فداي شوهرانشان کنند. (علايق، استعداد، و شغل‌هايشان را و ....) چون مادران و مادر بزرگانمان خود را اين گونه ديده‌اند . به عوض آن که تلاش کنيم رويا‌هاي خودمان را تحقق ببخشيم فدا کردن انها در راه مردانمان را نوعي ايثار و قرباني مي‌دانيم. خيلي ساده است که بگوييم:

مي توانم درسم را تمام کنم و يک مهندس شوم، اما دوست داشتم حمايت بيشتري از همسرم که در رشته عمران تحصيل مي‌کرد، بکنم، بنا براين تصميم گرفتم از حق خودم بگذرم. وقتي شخصيت خودتان را براي اين که بيشتر دوست داشته شويد زيرا پا مي‌گذاريد نتيجه اين خواهد شد که خودتان را کمتر دوست داشته باشيد.

راه حل: چگونه از فدا کردن روياها در روابطمان پرهيز کنيم:

1. از تمامي رويا‌ها و خواسته‌هاي گذشته‌تان که بخاطر عشق شوهرتان زير پا گذاشته‌ايد ليستي تهيه کنيد (درسته که سخته اما اين کار را انجام دهيد) تا در اينده ديگر مرتکب چنين کاري نشويد.

2. روياهايتان را تعقيب کنيد و شخصيت خود را تمام و کمال بخاطر بسپاريد و به خاطر شخصي به هر رنگي در نيايد به اميد اينکه مردي را بيابيد که بتواند شما را اغنا کند. هر چه زني کامل‌تر باشيد احتمال اينکه مستاصل شويد کمتر است و ارزش‌هايتان را کمتر زير پا مي‌گذاريد.

اشتباه شماره سوم : زن‌هاي عاشق توانايي‌هاي يک مرد مي‌شوند.

1. آيا از اين که مدام استعدادهاي مرد زندگي تان را شکوفا مي‌سازيد به خود مي‌باليد؟ ايا هميشه احساس مي‌کنيد همسرتان تنها به اين دليل در کارهايش موفق نبوده که تا به حال کسي پيدا نشده او را واقعا دوست داشته باشد؟ و حال که شما از راه رسيده‌ايد اين کار را مي توانيد بکنيد؟ چگونه عاشق پتانسيل‌هاي يک مرد مي‌شويم؟

ما به ماموريت نجات روحي مي‌رويم و مردهايي را مي‌يابيم که مايل نيستند به خود کمک کنند اما ما سعي مي‌کنيم به انها کمک کنيم.

2. مردهايي را مي‌يابيم که ما را دوست ندارند و يا با ما خوش رفتار نيستند . اما ما همچنان به اين رابطه ادامه مي‌دهيم و با اين تعريف و تمجيد‌هاي مي‌خواهيم که انان را شيفته خود بکنيم.زناني که اين گونه هستند با خود مي‌گويند : اگر به او محبت بيشتري بکنم حتما او عوض ميشود . زناني که عاشق پتانسيل‌هاي يک مرد مي‌شوند غالبا اعتماد به نفس چنداني ندارند و احساس خوبي نسبت به خودشان ندارند و غالبا فکر مي‌کنند براي اينکه دوست داشته شوندبايد سخت تلاش کنند . داشتن رابطه اي سالم با يک مرد به معناي عشق ورزيدن به کسي است که در زمان مي‌باشد ، نه عشق ورزيدن به کسي که در اينده به ان تبديل خواهد شد .

راه حل:

انرژي‌هاي خلاقتان را ابتدا متوج زندگي و شغل خود کنيد از زندگي، شغل، روياها و اهدافتان ليستي تهيه کنيد و بر نامه‌هاي واضح و مشخصي را براي رسيدن به انها ترتيب دهيد. مردي را پيدا کنيد که مسئوليت سر و سامان دادن به زندگيش را خود به عهده بگيرد. بطوري که مجبور نباشيد دائم به جاي او کار کنيد.

اشتباه شماره چهارم: استعدادها و توانايي‌هاي خودتان را دست کم نگيريد و حتي گاهي اوقات انها را مخفي مي‌کنيد .

ايا مدام عادت داريد درحضور مردي که دوستش داريد ، خودتان را پايين بياوريد؟ ايا استعداد و توانايي‌هايي داريد که همسرتان از ان‌ها خبر ندارد؟ اغلب ما از ترس اينکه مبادا زندگي مان را بدين وسيله تهديد کرده باشيم استعداد و موفقيت‌هايمان را پنهان مي‌کنيم .

راجع به خودمان با کلمات تحقير اميز صحبت کرده و خودمان را به خاطر کوچک ترين اشتباهي که مرتکب مي‌شويم پايين مي‌اوريم و طوري رفتار مي‌کنيم که انگار خودمان را دوست نداريم اما چرا ؟؟ چرا اين کار را انجام مي‌دهيم ؟؟

همه‌ي ما حرف‌هايي از اين قبيل را شنيده ايم که: " وقتي در کنار مردها هستي خودت را با هوش تر از او نشون نده و گرنه تو را با خودشان بيرون نمي‌برند . اگر اون‌ها را بالا ببري و بهتر از خودت نشان دهي تو را بيشتر دوست مي‌دارند "

راه حل:

هر گاه تعريف و تمجيدي از شما شد به جاي اينکه ان را رد کنيد همان لحظه مچ خود را گرفته و به خود بياموزيد تا اين کار را ترک کنيد و ان وقت بزرگي و عظمت خود را جشن بگيريد. و دفعه ي بعد که کسي از شما تعريف کرد نفس عميقي بکشيد و بگوييد: متشکرم. بدنبال مردي باشيد که تمايل داشته باشد ،بزرگي و درخشش شما را ببيند.

مطمئن شويد با کسي ازدواج مي‌کنيد که تمايل دارد شما را در پيشرفت‌هايتان حمايت کند پيشرفت‌هايي که همواره استحقاقش را داريد .

اشتباه پنجم: زنان از موضع ضعف برخورد مي‌کنند.

متاسفانه زن‌ها عادت دارند که با ديگران از موضع ضعف برخورد مي‌کنند و قدرت را به دست مردان زندگيشان مي‌دهند. براي زن‌هايي که مرتکب اين اشتباه مي‌شوند به اميد اينکه مردهاي شان بيشتر دوستشان داشته باشند يک اسمي گذاشته اند: " قربانيان عشق ". قرباني عشق کسي است که خود را به علتي برتر فدا مي‌کند و در اين راه اعتماد به نفس را از دست مي‌دهيم تنها به اين دليل که مردي ما را بيشتر دوست داشته باشد.

راه حل: چگونه در مقابل مردان از موضع ضعف برخورد مي‌کنيم؟

شايد فکر مي‌کنيم که با اين کار احساسات يکديگر را بهتر درک مي‌کنيم و بسيار بخشنده و مهربان هستند. اما ان چه حقيقت دارد، اين است که به بدترين وجه انها، قرباني عشق هستند و به مردانشان اين اجازه را مي‌دهند که با انها بدرفتاري کنند.

اشتباه شماره شش: زنان هنگامي که نيازهايشان را از مردان مطالبه مي‌کنند مانند دختر بچه‌ها رفتار مي‌کنند.

وقتي دختر بچه کوچکي بوديد به خاطر شيرين بودن، ناز نازي بودن و اسيب پذيريتان توجه زيادي گرفته‌ايد. شايد هنوز هم متوجه نباشيد که چقدر دور و بر مردها اين کار را انجام مي‌دهيم، مخصوصا وقتي که به تحسين و عشق نيازمنديد.

چگونه اين کار را انجام مي‌دهيم؟

موقعي که جواب درست موردي را مي‌دانيد، طوري رفتار مي‌کنيد که گويي ساده‌لوح و چشم و گوش بسته هستيد و اين باعث مي‌شود که مردان به شما حس برتري و يک حس اعتماد بنفس کاذب و غير واقعي داشته باشند. و يا اينکه به هنگام عصبانيت گريه مي‌کنيد!! ايا در مواقعي که بايد محل را ترک کنيد، مي‌مانيد و در عوض اخم مي‌کنيد. از انجايي که به ما اموزش داده‌اند که دختر‌ها نبايد داد و فرياد کنند براي همين ما احساسات خودمان را سرکوب مي‌کنيم تا کمتر تهديد اميز باشد و مرد زندگي‌مان ما را بيشتر دوست داشته باشد.

راه حل: چگونه بچه گانه رفتار نکنيم ؟؟

وقتي گريه مي‌کنيد از خودتان بپرسيد ايا واقعا عاملي وجود دارد که من بخاطرش گريه کنم و اين طور عصباني باشم ؟ اين جمله خيلي مهم است!!

اگر با نشان دادن خشمتان مشکل داريد، ممکن است به جاي ان که گريه کنيد اما احساسات واقعيتان را به مانند يک بزرگسال ابراز کنيد نه اينکه پشت اشک‌هايتان مخفي شويد البته اين بدين معني نيست که نبايد به خودتان اجازه بدهيد که گريه کنيد. بار بعد که احساس گيجي و سر در گمي کرديد از خودتان بپرسيد اگر گيج و حيران نبودم، احساس واقعيم اين است که... اين تمرين فوق‌العاده‌اي است . قبل از ان که منتظر مردي باشيد که بيايد و شما را نجات دهد ،فکر کنيد که تنها هستيد و بايد به تنهايي به اين مشکل فائق‌ائيد، بعضي از مشکلات ريشه در دوران کودکي افراد دارد و ترک انها ساده نخواهد بود. اجازه دهيد زن قوي و فوق‌العاده‌اي که در درون شماست بيرون بيايد .
www.takmahfel.com

جالبه : زنان ايده‌آل از ديد مردان اروپايي

 

جالبه : زنان ايده‌آل از ديد مردان اروپايي
در پنج کشور اروپايي از جمله فرانسه، آلمان، اسپانيا، انگليس و ايتاليا اطلاعاتي در رابطه با زنان ايده‌آل‌شان کسب کردند.


زنان ايده‌آل از ديد مردان اروپايي
گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاري فرانسه ، محققان موسسه هاريس انتراکتيو در اين تحقيق از ۵۰۹۰ فرد ۱۸ تا ۶۴ ساله در پنج کشور اروپايي از جمله فرانسه، آلمان، اسپانيا، انگليس و ايتاليا اطلاعاتي در رابطه با زنان ايده‌آل‌شان کسب کردند.

زنان ايده‌آل از ديد مردان اروپايي
مردان اروپايی زنان خوش‌اخلاق و بارور را می پسندند

نتايج يک نظرخواهي نشان مي‌دهد مردان اروپايي زناني را مي‌پسندند که در درجه اول خوش‌اخلاق بوده و در درجه دوم بارور باشند.


به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاري فرانسه ، محققان موسسه هاريس انتراکتيو در اين تحقيق از ۵۰۹۰ فرد ۱۸ تا ۶۴ ساله در پنج کشور اروپايي از جمله فرانسه، آلمان، اسپانيا، انگليس و ايتاليا اطلاعاتي در رابطه با زنان ايده‌آل‌شان کسب کردند. آمار نشان داد ۵۱ درصد مردان فرانسوي خوش‌اخلاق بودن، ۴۹ درصد وفاداري و ۳۶ درصد مهربان بودن را ملاک زن ايده‌آل مي‌دانند.
دو درصد مردان اسپانيايي، هشت درصد ايتاليايي‌ها و هفت درصد فرانسوي‌ها، لاغر بودن را ملاک زنان ايده‌آل مي‌دانند.
اما به طور کل خوش‌لباس بودن، مدرن بودن و شوخ‌طبع بودن از جمله خصوصياتي بود که مردان اروپايي براي زنان ايده‌آل مي‌شمردند. در ميان اين کشورها سليقه مردان اسپانيايي با ديگر کشورها کاملا متفاوت بود

ده روش فوق العاده جذب جنس مخالف

 

ده روش فوق العاده جذب جنس مخالف

برقراری رابطه و ازدواج از دهه 70 به بعد پیچیدگی های بیشتری پیدا کرد. انتخاب های بسیار زیادی در پیش روی قرار می گرفت و حس رقابت نیز همواره در حال افزایش بود. لیست زیر به شما در پیدا کردن همسر دلخواه و حفظ رابطه خود با او کمک می کند.

1- قبول کنید به دنبال برقراری رابطه هستید

افتخار کنید به سن بلوغ و بزرگسالی رسیده اید و همچنین به خوبی می دانید نیازمند همسری هستید که ادامه زندگی خود را با او بگذرانید.

2- روابط گذشته را برای خودتان حل نمایید

سعی کنید صدماتی که در گذشته به شما وارد آمده را فراموش کنید و اگر تقصیر از جانب شما بوده تلاش کنید از آنها عذر خواهی کرده و طلب بخشش نمایید. اگر بخواهید همواره وقایع تلخ گذشته را در ذهن خود مرور کنید و سعی بر منطقی کردن آنها داشته باشید، مطمئن باشید که کار به جایی نخواهید برد. شما باید از یک رابطه فقط دریافت احساسی داشته باشید. نامه ای بفرستید، تلفن بزنید، و از همه اینها بهتر رو در رو با شخص مورد نظر صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که بخشش و عشق در قلب شما زندگی می کند نه در سرتان.

3- از تمرین تصویری استفاده کنید

بر روی یک تکه کاغذ بنویسید: "من خوشحالم از اینکه مالک ......هستم." و رابطه ای که آرزویش را می کنید برای خود توصیف نمایید. سعی کنید احساسات، و آرزوهایی را که دارید، در ذهن خود به تصویر بکشید و البته نه فقط در مورد شریک زندگی، بلکه به طور کلی در مورد رابطه تان. در آن سمت کاغذ هم بنویسید: "مطمئن هستم که به تمام خواست هایم می رسم، به این دلیل که...." و بعد هم تمام حقایق موجود پیرامون آن مطلب را برای خود به رشته تحریر درآورید. این کاغذ را به کسی نشان ندهید، اما آنرا در دسترس نگه دارید و به طور مکرر به آن نگاه بیندازید.

4- باورکنید که جذب جنس مخالف یکی از طبیعی ترین کارها در سرتاسر دنیاست

اگر برای بدست آوردن چیزی، بیش از اندازه تلاش می کنید، بهتر است کاملاً ریلکس با قضیه برخورد کنید؛ چراکه طبیعت آنچه را که لازم است، انجام می دهد!

5- همان طور رفتار کنید که انتظار دارید دیگری با شما رفتار کند

در خودتان همان صفاتی را که دوست دارید شریکتان داشته باشد، پرورش دهید و برای ارتقای آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید: کلاس، آماده سازی، تراپی، رشد معنوی، رژیم، ورزش و غیره.

6- اگر کاری که انجام می دهید نتیجه بخش نیست موارد دیگر را امتحان کنید

خود را از مرزهایی که در سرتاسر خود کشیده اید، رها سازید. اگر برای مدت زمان بسار زیادی است که با آدم ها متفاوت قرار ملاقات می گذارید، اما به نتیجه دلخواه دست پیدا نمی کنید، به خودتان مدتی فرصت بدهید تا بتوانید راحت تر با مسائل برخورد کنید. اگر جزء افرادی هستید که بیشتر وقت خود را در خانه می گذرانند، بهتر است کمی به بیرون بروید، و یا به کانون های همسریابی ملحق شوید.

7- به سکس با همسرتان به عنوان یک امر مقدس نگاه کنید

چون همین طور هم هست. سکس نشانه مقدسی از عشق حقیقی و سرسپردگی شما، هم نسبت به خودتان و هم نسبت به شریک زندگیتان می باشد. یک رابطه موفق جنسی می تواند یک ارتباط ضعیف را حتی تا 3 سال نیز برقرار نگه دارد. شما که دوست ندارید پس به پایان رسیدن دورانتان مجبور شوید جلوی آینه، سیگار دود کنید؟

8- اصوات درونی خود را که موجب تخریب رابطه می شوند، کنترل کنید

وقت بگذارید و با صدای درونتی تان در مورد وقایع گذشته، ترس ها، ناراحتی ها، نگرانی ها، آسیب ها، و زخم ها صحبت می کند. با انجام این کار به طور حتم به نتیجه دلخواه خواهید رسید.

9- سعی کنید برای شخص منحصر بفردی که وارد زندگیتان می شود ارزش و احترام قائل باشید

آن خانم و یا آقای مورد نظر در حال حاضر مشغول زندگی شخصی خود هستند. باید برای آنها انرژی بفرستید تا آنها را پذیرای زندگی مشترک سازید.

10- با روی باز از دیدگاههای جدید استقبال کنید

کتاب هایی از قبیل آنچه در این قسمت به آن اشاره می شود را مطالعه کنید: کتاب آمادگی برای انجام کارهای شخصی، نوشته دکتر پاتریشیا آلن؛ چگونه مجرد نمانیم، نوشته نیتا تاکر؛ سکس ، عشق ، شیفتگی: چگونه می توانم تشخیص دهم؟ نوشته ری ای شرت. حتی اگر با تمام مطالب داخل کتاب موافق نبودید سعی کنید به تدریج دید خود را نسبت به مسائل مختلف تغییر دهید.


منبع : مردمان

کدام عادات زنانه ، مردان را ناراحت می کند !

کدام عادات زنانه ، مردان را ناراحت می کند !

خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...!!
می‌خواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم
.

آیا تا به حال شده در حالی که گمان می‌کردید لحظات فوق‌العاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...

می‌خواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم:.

1 جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!

ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بوده‌اید حال این فرصت را پیدا کرده‌اید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود می‌خواهید دقیقه‌ای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان می‌شوید. بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.

2 غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال می‌بیند

امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش می‌شود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه می‌روید، غرغر می‌کنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد می‌گیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکس‌العمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستان‌تان قرار بگذارید یا به خرید بروید. اگر به علایق همسرتان احترام بگذارید شاهد احترام او به علائق خود خواهید بود.

3 بگو منو دوست داری بگو

به رستوران رفته‌اید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذرانده‌اید. حال به خانه برمی‌گردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است می‌نشینید و شروع می‌کنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چه‌قدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان ‌کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بی‌علاقه است یا حوصله‌تان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. 4 کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟

«کی بود زنگ زد؟» «چی می‌خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»

گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ می‌کنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه می‌دهید همسرتان در زندگی شخصی‌اش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثبات‌تر خواهد بود. این موضوع از نیاز های هر انسان است که احساس کند حریم او توسط دیگران حفظ میشود.

5 ادب کردن شوهر

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین‌ را چک کند و... این حرف‌ها تنها می‌تواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش می‌کند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.

6 افتادن از آن طرف بام

مدام به همسرتان زنگ می‌زنید، می‌خواهید تنها با او بیرون بروید و دوری‌اش را نمی‌توانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماه‌های اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند. بودن در کنار خانواده و همسر برای شوهر شما لذت بخش است اما او نیاز دارد تا زمانی را با دوستان خود بگذراند .

پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد. انتظار نداشته باشید همسرتان همیشه آماده احساسات رمانتیک شما باشد.

7 الان میام!

ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شده‌اید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهن‌تان جور است و او مدام تکرار می‌کند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی می‌شود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده می‌شود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.

8 انتقاد از مادرشوهر

«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ می‌زدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.


سلامت همراه با اضافات
تبیان

قانون ساده فنگ شوی برای بهبود زندگی عاشقانه شما

رابطه ای همراه با احساسات عاشقانه ، گذراندن زمانهایی همراه با آرامش با همسرتان یا نامزدتان ، همه اینها از آن شما خواهد بود ؛ چه مجرد هستید چه متاهل ! به هر حال می توانید از این شیوه ها برای بهبود و اصلاح تمامی جنبه های زندگی تان استفاده کنید ؛ متخصص فنگ شوی "الن وایتهارست" در این مقاله با ما همراه خواهد بود

اگر می خواهید مرد ایده آل تان را به سمت خود جذب کنید

طبق قوانین فنگ شوی ، هر چه شما بیشتر و واضح تر به فرد ایده آل تان فکر کنید ، کائنات آن فرد را آسان تر به زندگی شما هدایت خواهد کرد. با یک خودکار قرمز روی یک کاغذ سفید ، لیست تمامی مشخصاتی که دوست دارید فرد مورد نظرتان دارا باشد را بنویسید. آیا دوست دارید آن فرد مردی جذاب باشد یا ترجیح می دهید مرد مورد نظرتان یک ماجراجوی زیرک باشد؟ آیا دوست دارید آن فرد بعد از ظهرها بیکار باشد تا بتوانید با هم به گردش و سینما بروید یا ترجیح می دهید مرد زندگی تان ، فردی پرمشغله و موفق باشد؟ هر چه در ذهن دارید را روی کاغذ بیاورید. آن را داخل یک جعبه نقره ای گذاشته و جعبه را در جایی از اتاق تان قرار دهید که بتوانید بسادگی آن را مشاهده کنید ؛ بگذارید 49 روز جعبه در اتاق تان باشد. زندگی شما زودتر از آن که فکرش را بکنید تغییر خواهد کرد!

اگر بعد از یک بحران روحی و احساسی می خواهید قلب شکسته تان را ترمیم ببخشید

این قانون را بکار ببرید: روغن مرکبات معمولا دارای خاصیتی است که برای ترمیم آسیب های روحی بسیار مفید می باشد. این روغن به شما کمک می کند که صبر و آرامشی که در آن موقعیت حساس روحی نیاز دارید را بدست آورید. این روغن به هورمون های آرامش بخش شما کمک می کند تا بیشتر از قبل ترشح کنند. 10 قطره روغن مرکبات(پرتقال ، لیمو ، نارنج و....) در یک اسپری بچکانید و هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید ، اتاق و خانه تان را با آن معطر کنید. بدین ترتیب شما روز خود را با ویتامین C آغاز خواهید کرد. خاصیت آرامش بخشی مرکبات در پوست آنها نهفته است. به عنوان مثال پوست یک پرتقال را کنده و بگذارید به همراه مقداری نمک مقداری خیس بخورد. بعد آن را روی پوست خود بمالید. بعد از مدتی تمام وجودتان سرشار از اشتیاق و خوش بینی به زندگی خواهد شد.حالا متوجه شدید که یک پرتقال خوشمزه می تواند خاصیت دیگری نیز داشته باشد!

اگر می خواهید یک رابطه سراسر جنگ و جدل را اصلاح کنید

زمانی را به تامل کردن اختصاص دهید : این کار به شما کمک خواهد کرد تا رابطه تان را بررسی کرده و برای آن راه حلی پیدا کنید. یک عکس از خودتان بردارید ، عکسی که در آن تنها و در حال لبخند زدن هستید ، عکس را به یک آینه بچسبانید. به خودتان نگاه کنید و به عنوان یک فرد منتقد به رفتارهای خودتان فکر کنید و خودتان را نقد کنید . معایب و نکات مثبت شخصیت تان را خواهید یافت

اگر می خواهید مهارت های ارتباطی تان را افزایش دهید

اگر واقعا مردان از مریخ و زنان ونوسی باشند ، قانون فنگ شوی می گوید هیچ چیز بین این دو جنس بهتر از گفتار روشن و واضح به بهبود روابط شان کمک نخواهد کرد. یک کاسه را با برنج پخته نشده پر کنید و روی آن کمی نمک بریزید. نمک و برنج انرژی منفی محیط اطراف شما را جذب خود خواهند کرد. سه عدد کریستال شفاف را روی نمک ها گذاشته ، تا به شکل یک مثلث درآیند. سپس کاسه را زیر تخت خواب تان بگذارید. اجازه دهید کاسه به مدت 9 تا 49 روز زیر تخت خواب تان بماند. این کار باعث می شود که انرژی منفی اطراف شما جذب شده و اتاق شما سرشار از انرژی مثبت و روابط صریح و موفق شود.

اگر می خواهید زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید

بگذارید چراغ خانه تان روشن بماند : حتما شما هم این جمله را شنیده اید که زمانیکه می خواهیم با هم در آرامش بگذرانیم ، زمان از دستمان در می رود. شاید این سخن زیاد منطقی به نظر نرسد اما حقیقت دارد. قانون فنگ شوی به شما توصیه می کند که برای جلوگیری از این مسئله : زمانیکه می خواهید ساعتی را به دور از هیاهوی روزمره با همسرتان بگذرانید چراغ اتاق تان را روشن بگذارید و یک موزیک ملایم چاشنی آن کنید. این کار باعث می شود که انرژی مثبت به طرف شما جذب شده و شما اوقات خوب و دلنشینی با یکدیگر داشته باشید. گه گاه این فرمول را امتحان کنید ؛ این کار به بهبود و دوام زندگی زناشویی شما کمک فراوانی خواهد کرد. .

روابط زوجها چگونه شکل می گیرد

زن و شوهران پرمسأله، خود را سالم ترین و عاقل ترین می دانند!!! چرا گروهی از زنان یا شوهران به اشباهات رفتاری و روانی دیگری تأکید دارند؟

سازگاری یکی از اصلی ترین نشانه ی سلامت روانی است.

وقتی زندگی مشترک شروع می شود، زن و مرد هریک به نوبه ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند. این امر زمانی تحقق می یابد که:

1- زوج ها دوست داشتن واقعی و عشق ورزی را به درستی آموخته باشند تا بر زندگی مشترک شان، مهر، محبت و عشق حاکم شود.

2- آگاهی های لازم در زمینه ی تفاوت ها، نیازها و چگونگی رفع نیازهای خود و همسرشان را کسب کنند و به معیارهای خود و همسرشان احترام بگذارند؛ به ویژه نیازهای احساسی و عاطفی همدیگر را درک کرده و آگاهانه و به درستی، آن ها را برطرف سازند.

3- مهارت های لازم برای ایجاد روابط مؤثر بین خود و همسر را آموخته و همواره معتقد باشند که می توانند زندگی مشترک رضایت بخشی را فراهم سازند.

کسب آگاهی و مهارت های ضروری زندگی مشترک، آموختنی ست؛ برای کسب هرگونه مهارتی در هر زمینه ای، معمولاً آموزش دیدن به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ضرورت دارد چراکه انسان با آموزش، پرورش و عمل است که آگاهی، مهارت و تجربه ی لازم را کسب نموده و با خلاقیت خود، به گسترش آن می پردازد. وجود مهدهای کودک، مراکز پیش دبستانی، دبستان، دبیرستان، دانشگاه، انواع بی شمار کارگاه ها و کلاس های آموزشی و پرورشی در دنیا، دلالت بر این دارد که در هر موردی، می بایست دوره ی آموزش های لازم و درست را طی و مهارت و تجربه های لازم و کافی را کسب نمود.

با وجود این که آموزش ازدواج برای تشکیل زندگی مشترک موفق برای همه ی دختران و پسران بسیار حیاتی ست و شاید بتوان گفت که حتی از سایر آموزش ها نیز مهم تر و اثرگذارتر می باشد، اما متأسفانه این امر در تعداد کمی از خانواده ها و جوامع پذیرفته شده و به مرحله ی اجرا درآمده است. گویا همه ی دختران و پسران به طور مادرزاد و خودکار، اطلاع کاملی از تشکیل زندگی مشترک موفق داشته و نیازی به طی دوره های همسرداری و شناخت بیش تر از دنیای هم ندارند! درحالی که با مراجعه به مشاوران و روان شناسان خبره و یادگیری و کسب مهارت های ضروری و شناخت بیش تر خود و همسر است که زوج ها می توانند در برابر مسائل و موانع، راه حل های مناسب را انتخاب کنند و آگاهانه باورها، اندیشه ها، احساسات و عملکرد خویش را در مسیر هدف های شان قرار داده و زندگی مشترک موفقی را بسازند.

می گویند زندگی مشترک همانند بازی «تخته نرد» است؛ اگرچه انتخاب عدد تاس ها در اختیار ما نیست، اما نحوه ی بازی در اختیار خودمان است. هرقدر مهارت بازی بالاتر و تکنیکی تر باشد، امکان موفقیت و برنده شدن نیز بیش تر می شود.

در زندگی مشترک، هرچند خیلی از عوامل بیرونی را نمی توان کنترل کرد و هم چنین برای بسیاری از زوج ها، انتخاب و برداشت از رویدادهای پیرامون، ناآگاهانه و ناهوشیارانه است اما:

*زوج هایی که دارای آگاهی و مهارت های لازم هستند و می توانند بر ذهن خود مدیریت کنند، باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی می کنند و در بیش تر موارد از مسائل، آگاهانه و هوشیارانه برداشت مثبت می نمایند و رابطه ی زناشویی خود را رضایت بخش تر و جذاب تر و بالنده تر می سازند.

* زوج هایی که نگرش و باورهای منفی نسبت به همسر و امور زندگی دارند، جلوی پیشرفت و بهبود روابط زناشویی شان گرفته می شود چراکه باورهای منفی بر اندیشه، احساسات و اعمال شان تأثیر منفی گذاشته و نمی گذارد زوج ها مشکلات خود را به درستی درک و حل نمایند. درواقع باورهای منفی، منشأ اصلی اختلاف ها و آزردگی بین زوج ها می شود. به عبارت دیگر عواملی چون ترس، شک و تردید، پایین بودن اعتمادبه نفس، نداشتن شجاعت و جسارت لازم برای تصمیم گیری متفاوت با عقاید دیگران و ده ها عامل دیگر موجب می شود که بخش عمده ی تصمیم گیری های بیش تر زوج ها از روی عادت و با اندیشه های منفی، غیرجسورانه و غیرخلاقانه باشد.

زوج های موفق معتقدند که باورها، اندیشه ها، گفتار و رفتارشان را خود انتخاب می کنند و همه ی عملکردهای شان، بازتاب انتخاب های درست یا اشتباه و آگاه یا ناآگاه خودشان است. آنان عقیده دارند که کیفیت زندگی مشترک و زناشویی شان، همان چیزی ست که یا خواستار آن بوده و یا زیربار آن رفته اند و مسؤولیت آن را برعهده گرفته و نتایج مربوطه را می پذیرند و درصورت اشتباه، اقدام به جبران آن می کنند. این زوج ها به راحتی احساس های خود را بروز می دهند و با مذاکره و احترام گذاشتن به نظرات یکدیگر و درک همدیگر، زندگی مشترک شان را در مسیری رضایت بخش و جذاب قرارمی دهند.

زوج های ناموفق، دیگران را مسؤول ناکامی و شکست خود دانسته و باورها، اندیشه ها و رفتار خود را درست می دانند و حاضر نیستند که بپذیرند شاید اندیشه ها و عملکرد خودشان اشتباه بوده است. این زوج ها عدم موفقیت در زندگی مشترک را به گردن همسر، فامیل و دیگران می اندازند و کم تر حاضر می شوند مسؤولیت شکست ها را خود بر عهده بگیرند. آنان خطاب به همسر و دیگران می گویند: حق با من است... اگر به حرفم گوش می دادی، این طور نمی شد... همه ی مشکل ها از سوی توست... چرا نمی توانی احساسم را بفهمی... و ده ها نگرش منفی دیگر. مشکل بزرگ بسیاری از زوج های پرمسأله این است که خود را سالم و حتی سالم ترین و عاقل ترین می دانند، به اشتباهات گفتاری، رفتاری و روانی دیگران تأکید دارند و به سرزنش و انتقاد از آنان می پردازند تا فشار عقده ها ی درونی شان را کاهش دهند.

تصاویر ذهنی، باورها، اندیشه ها، عملکرد و قدرت خلاقیت هرکسی، هویت و شخصیت او را شکل می دهد؛ اگر بپذیریم که این عناصر در هر سنی قابل تغییر هستند و با تغییر آگاهانه ی تصویر ذهنی و باورها می توان هویت و شخصیت خود را متحول و دگرگون ساخت، در این صورت با دلگرمی و امیدواری بیش تری، آماده ی ایجاد تغییر در عادات و رفتار خود شده و می پذیریم که قابل تغییر و اصلاح هستیم و می توانیم با دلگرمی بیش تر و آگاهانه، خود را در مسیر تغییر درست قراردهیم و زندگی مشترک رضایت بخشی بسازیم.

در هر پیش آمدی اگر بدانیم که من، شما و هر زن و شوهری در برابر حوادث و گزینه های زندگی خود مسؤولیم و حق انتخاب داریم و هر پیش آمدی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قراردهیم، مغز بیش تر فعالیت می کند و هرچه مغز بیش تر کار کند، مسائل مان بهتر حل می شود. بنابراین با ارتقای آگاهی، تمرین، تکرار و استفاده ی بیش تر از مغز، می توان به موقع و به درستی اقدام کرد و در هر شرایطی آگاهانه تر، خلاقانه تر، مهربانانه تر، همدلانه تر و جسورانه تر تصمیم گرفت و کنش یا واکنش نشان داد.

در تداوم زندگی مشترک، گزینه ها و مسیرهای انتخابی بیش تر زوج ها، ناهوشیارانه، منفی، مضر و ناصواب می باشد. وقتی ارتباط زن و شوهر، سطحی، مکانیکی و غیرصمیمی باشد و به احساس ها، گفته ها، ارزش ها و نیازهای یکدیگر بی توجه باشند، هم چنین، عزت و اعتمادبه نفس، آزادی و استقلال همسر خود را با کنترل و بدرفتاری های جسمی، کلامی، روانی و دخالت های غیرضروری مورد تعرض قراردهند یا همسر خود را با زور و فشار، وادار به تسلیم و تمکین نمایند، زندگی مشترک را با دغدغه های فکری، نگرانی ها و اضطراب ها، عذاب ها و مشکلات متعدد و ناخواسته ای مواجه خواهند ساخت؛ چراکه کارهای ناصواب، خوشبختی و آرامش واقعی را به دنبال ندارد.

در این نوع روابط زناشویی، یکی از زوج ها می خواهد در هر زمینه ای از همسرش برتر جلوه کند؛ پیوسته فقط اشتباه ها را می بیند و ایراد می گیرد و با دخالت های مکرر در هر زمینه ای، نمی گذارد استعداد همسرش شکوفا شده و رشد کند و عملاً عزت نفس و اعتمادبه نفس او را از بین می برد تا فقط خودش در معرض نمایش و توجه بیش تر قرارگیرد، درحالی که اگر مسیرهای انتخابی، مثبت، سازنده و درست باشد، به احساس ها، گفته ها و نیازهای هم توجه کنند، در هر شرایطی مسؤولیت پذیر باشند، رفتار همدلانه و عاشقانه ای با هم داشته باشند، با حفظ حرمت همدیگر و با انعطاف پذیری و صداقت، درخواست ها و پیشنهادهایی جهت بهتر ساختن زندگی مشترک ارائه دهند، در برابر موانع و مشکلات مسؤولانه و با جدیت اقدام نمایند و با صراحت و روراستی، اندیشه ها و احساس های خود را بیان و همدیگر را بهتر درک کنند، می توانند به تداوم زندگی مشترک رضایت بخش، کمک شایانی نمایند.

زوج های موفق به زوج های ناموفق توصیه می کنند که: با همسرتان با محبت و واضح صحبت کنید، از کلمات مثبت بیش تر استفاده نمایید، به جای ضمیر من، از ضمیر ما استفاده کنید، نقاط قوت همسرتان را کشف کرده و به تأیید و تحسین و حسن جویی از او بپردازید تا زندگی مشترک تان در مسیر رضایت بخش قرار گیرد. با حمایت، همدلی و دلگرمی، با گفتار کلامی و غیرکلامی مانند لبخندزدن، نگاه پرسوز، با هیجان صحبت کردن، توجه کردن بیش تر به همسر در منزل و مهمانی ها و... حمایت و صمیمیت بیش تری از خود نشان دهید، در برابر هر موضوع و پیش آمدی، بلافاصله احساسی عمل نکنید، هر موردی را تجزیه و تحلیل نموده و از مغزتان بیش تر استفاده کنید تا زندگی موفق، شاد و آرامی را تجربه نمایید.

زوج های موفق توصیه می کنند: برای داشتن زندگی متعادل، ضمن انجام وظایف و مسؤولیت های روزانه جهت کاهش فشارها، تنش ها و خستگی های روانی و جسمی و تجدید انرژی های مصرف شده ی خود، همسر و فرزندان در بین انجام وظایف روزمره، فعالیت های لذت بخش و تفریح های دلخواهی چون ورزش، پیاده روی، دیدار دوستان، مسافرت، مطالعه، هم نشینی با دوستان و فامیل، گوش دادن موسیقی، کشیدن نقاشی، تشویق و تحسین همدیگر و... را (در برنامه تان) بگنجانید تا نشاط طراوت و بالندگی زندگی مشترک تان را حفظ کنید.

همواره شاد، موفق و پرانرژی باشید.

8 قانون ارتباطی بین زوجها که باید ترک شود

تعصب داشتن نسبت به بعضی مسائل در زندگی مشترک مشکل زاست. پس گاهی اوقات ترک کردن بعضی عادتها و جایگزین کردن راهی بهتر در بهبود روابط شما کمک شایانی می کند.

1. انتظار کشیدن برای تلفن نامزدتان

چرا همیشه آقایان باید با خانمها تماس بگیرند؟ اگر برای این موضوع هدف خاصی ندارید و برای سرگرمی و شوخی منتظر تماس تلفن شوهرتان می شوید، می توانید با خواندن یک متن بامزه، سرگرم شوید.

2. دروغ گفتن درمورد مشغله های کاریتان در آخر هفته، شاید نامزدتان بخواهد آخر هفته اش را با شما سپری کند

تعطیلاتتان را از دست ندهید و از آن لذت ببرید. برای آخر هفته تان برنامه ریزی کنید.

3. تماس گرفتن بعد از سه روز

زمان تعیین کردن برای تلفن زدن به همدیگر کار بیهوده و نادرستی است. چه کسی می داند که زمان مشخص برای تماس گرفتن چه موقع است و چه کسی این زمان را تعیین می کند؟

4. غذا پختنِ صرف برای شوهرتان

پختن برای همسرتان و ظرف شستن و نظافت کردن کار خوبی است اما صراحتاً بگوییم که دائماً مشغول غذا پختن برای همسرتان کار جالبی نیست.

5. واگذار کردن پرداخت صورتحساب به شوهرتان به صورت همیشگی

گاهی اوقات، خانمها هم فرصتی برای پرداخت صورتحسابها پیدا می کنند. این موضوع کمی هم اقتصادی به نظر می رسد. پس این فرصت را از دست ندهید.

6. زمان خستگی، خود را شاد و پرانرژی نشان دادن

زمانی که استراحت کافی کرده بودید و حالتان خوب بود، زمانی است که می توانید رابطه خوبی با همسرتان برقرار کنید.

7. زمان تماشای تلویزیون را به دو زمان مختلف تقسیم کردن

خانمها نباید زمان تماشای تلویزیون از همسرشان جدا باشند و ساعت ها به تماشای تلویزیون مشغول باشند بلکه باید در کنار همسرشان تلویزیون ببینند.

8. تنها بیرون رفتن در اولین روزهای نامزدیتان

تنها بیرون رفتن کار بدی نیست اما در روزهای اول نامزدیتان بیرون رفتن با همسرتان بسیار بهتر است.

تاثیر روابط قبل از ازدواج

ه گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛ دکتر رقیه سادات موسوی عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شاهد در رشته روان شناسی درباره تاثیر الگوهای نامناسب انتخاب همسر در میزان آسیب های موجود در روابط زوجین گفت: بی شک الگوهای انتخاب همسر، به میزان زیادی در بروز و رشد آسیب ها مؤثرند. در الگوی سنتی، پدر و مادر و یا یکی از اقوام و آشنایان، شخصی را معرفی می کردند و بعد از بررسی و چند جلسه معاشرت، زوجین زندگی مشترک خود را شروع می کردند؛ ولی امروزه این برنامه به شکل های مختلف صورت می گیرد، به طوری که زوجین خودشان همدیگر را انتخاب می کنند و مدت ها با یکدیگر معاشرت دارند و بعد از مدتی یا با هم ازدواج می کنند و یا ممکن است این رابطه هرگز به ازدواج منجر نشود.

وی افزود: اگر چه ممکن بود در شکل سنتی، زوجین با شناخت کمتر و در برخی موارد، بدون علاقه وارد زندگی می شدند؛ اما این مزیت را داشت که زن و مرد با سن پایین تر وارد زندگی شوند لذا اولاً: موقعیتشان با هم تثبیت می شد و با هم رشد می کردند. ثانیاً: چون رابطه دیگری را به جز رابطه فعلی تجربه نکرده بودند ملاک مقایسه نداشتند. چون ملاک مقایسه نداشتند، دلبستگی ها و تعهد به همسر بسیار بالاتر بود.

وی ضمن اظهار نگرانی از وضعیت به وجود آمده گفت: وقتی با زن و یا مردهایی که برای طلاق مراجعه می کنند به تنهایی صحبت می کنم، متوجه می شوم، مشکل آنها این است که رابطه شان را با روابط قبلی که داشتند مقایسه می کنند. مثلاً زن عنوان می کند من دوست پسری داشتم که خیلی گرم تر بود. آن احساس، آن رابطه، آن خاطرات در رابطه فعلی که رابطه ای دائم و ثابت است تأثیر می گذارد، رابطه فعلی را تضعیف می کند و تحمل سختی ها در زندگی را کاهش می دهد.

وی خاطر نشان کرد: امروزه دختران و پسران در سنین بالا ازدواج می کنند، شخصیتشان تثبیت شده و لذا برای این که بتوانند با هم سازگار باشند به آموزش های قبل از ورود به زندگی نیاز دارند. این درصد بالای طلاق به دلیل این است که زوجین تحمل های قدیم را ندارند. همه چیز عوض شده است. پس با مراجعه به مشاور قبل از ازدواج، حداقل یک پیش بینی صورت می گیرد که این دو نفر از لحاظ روان شناختی و از لحاظ شخصیتی چقدر با هم کفویت دارند. به علاوه زوجین برای شروع زندگی در زمینه مهارت های ارتباطی باید تقویت و با وظایف و نقش های خود آشنا شوند.

موسوی در پایان پیشنهاد کرد:

زوجین باید از ابتدا با قواعد و نقش های خودشان در زندگی آشنا شوند. مشکلی که امروزه پیش آمده این است که نقش پدر در خانواده به صورت جدی تضعیف شده است. البته نقش مادری هم تضعیف شده است. فرزندان از پدر و مادر تبعیت نمی کنند. در این زمینه تعداد زیادی کلاس آموزشی به صورت کارگاهی باید در دانشگاه ها، حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات صدا و سیما و سایر مراکز آموزشی برگزار گردد.

آیا او واقعا من را دوست دارد

یافتن عشق ساده نیست. در دوران بزرگسالی قرار میگذاری، افراد مختلف را دسته بندی میکنی و کسانی که خوشایندت نیستند را حذف می کنی. اما بعد ناگهان می بینی که عاشق شده ای. حس شادی و خوشبینی به تو دست می دهد و هیچ چیز نمی تواند شور و هیجان تو را کم کند. اما آیا از خودت پرسیده ای که "او نیز عاشق تو هست یا نه؟" به هر حال نمی خواهی که احساسات و انرژی خود را برای کسی هدر دهی که ممکنست قلبت را بشکند.

مسلما"، افراد متفاوت هستند. برخی مردها نسبت به دیگران در مورد احساسات خود روراست تر هستند. شاید در نظر گرفتن رفتار او برای شما خوب باشد، به زبان و حرکات بدنی او توجه کنید و به چیزهایی که می گوید، گوش دهید. این طور وانمود کنید که گویی قطعه های پازل را کنار هم می چینید تا تصویر کامل آن را ببینید.

وقتی مردی عاشق شما شود، نمی تواند دست از شما بردارد. او همیشه مشتاق تماس گرفتن، دیدن و گذراندن وقت با شماست. مرد عاشق واقعا می خواهد افکار شما را بداند. او در حضور شما فعال تر و پرتحرک تر می شود. گهگاه در مورد خاطرات خوب و بد خود با شما صحبت می کند. وقتی با شما حرف می زند، بخشی از زندگیش را با شما به اشتراک می گذارد چرا که می خواهد شما نیز در آن سهیم باشید. اگر مردی با این عبارت جمله خود را آغاز کند که "تا به حال هرگز این موضوع را به کسی نگفته بودم، اما...."، این نشانه ارزشمندی است.

به سخنان افرادی گوش دهید که او را برای مدت طولانی تری می شناسند. اگر دوستان و خانواده اش به شما گفتند که او پس از قرار گذاشتن با شما، تغییرات قابل توجهی کرده است یا از وقتی شما را می بیند، شادتر و بشاش تر است، امیدوارکننده است. ممکنست به این نتیجه برسید که موضوع اصلی صحبت های او، شما هستید. به این ترتیب مشخص است که نه تنها شما اغلب در ذهن او هستید، بلکه تاثیر عمیق و قدرتمندی روی او گذاشته اید.

آیا او به خاطر شما ریسک می کند؟

برای مثال، او از رقصیدن نفرت دارد اما شما عاشق رقص هستید. آیا او که هرگز برای شخص دیگری این کار را نمی کرد، از جای خود بلند شده و سعی می کند با شما برقصد؟ کسی که عاشق است، با گفتن چیزهای احمقانه برای شما، ریسک طرد شدن را نیز می پذیرد، او ممکنست چیزهایی بگوید که به نظر منطقی نمی آیند. مردم حاضرند از راحتی و آسایش خود برای کسی که ارزشش را دارد، بگذرند.

آدم عاشق نمی تواند برای همیشه احساسات خود را مخفی کند، پس اگر در اوایل، احساساتش را نشان نمی دهد، ناراحت نشوید. مردی که عاشق است، با شما بازی نمی کند و منتظر نمی ماند که شما به او زنگ بزنید. او فقط شما را می خواهد و این به سرعت بر همه آشکار خواهد شد.

نشانه های اینکه او به شما علاقه دارد

یک رابطه می تواند گیج کننده باشد؛ دانستن این که آیا یک مرد مجرد در محل کارتان به شما علاقه دارد یا این که صرفا مودب است سخت است. آیا واقعا تمایل دارد شما را بهتر بشناسد، یا این که حوصله اش سر رفته است و تنها می خواهد زمان را سپری کند؟ مجرد ها به یک سری نکات برای این که چگونه یک دوست یا همکار را از کسی که می خواهد شما را بهتر بشناسد تشخیص دهند نیاز دارند.

نشانه های این که او به شما علاقه دارد در زمانی که برای اولین بار با هم ملاقات می کنید

ممکن است در یک جمع دوستانه یا با همکارانتان متوجه شوید که کسی بیشتر از حد معمول به شما توجه میکند. در ادامه نشانه هایی هستند که ممکن است بتوانید با او رابطه مناسبی داشته باشید.

نمی تواند چشم از شما بردارد

مردها موجودات بصری هستند. زمانی که یک مرد زنی را می بیند که به نظرش جذاب می آید، دوست دارد دوباره به او نگاه کند، و دوباره، و دوباره. اگر یک مرد توجهش به شما جلب شده باشد و به طرف شما نگاه کند، احتمال زیادی وجود دارد که چیزی دیده است که نظرش را جلب کرده است. مراقب باشید که نگاهش به کجا می رود، آیا به دیگر زنان نگاه می کند، و یا این که نگاهش مرتبا به شما برمی گردد؟

به شما نزدیک تر می شود

اگر او تلاش آگاهانه ای برای نشستن در کنار شما و یا نزدیک تر به شما بکند، می توانید شرط ببندید که توجه اش را جلب کرده اید. نزدیک تر شدن به شما برای صحبت، و یا تمرکز تمام توجه اش تنها به شما و مکالمه تان نیز نشانه خوبی از این است که به شما علاقه مند شده است.

با شما شوخی می کند

زنان به مردان بامزه جلب می شوند، و به نظر می رسد مردان به طور ذاتی می دانند که این یکی از سلاح های قوی ای ست که مردان در مقابل زنان به کار میبرند . اگر یک مرد با شما، و تنها شما شوخی کند، می توانید نتیجه بگیرید که به تعامل بیشتر با شما علاقه دارد. اگر او با همه افراد دیگر در گروه نیز شوخی کند، ممکن است تنها در حال لذت بردن از بودن در مرکز توجه است، ولی یک شوخی خصوصی یک نوع حس نزدیکی را برمی انگیزد، و به این اشاره دارد که او می خواهد یک شوخی خصوصی را تنها با شما به اشتراک بگذارد.

رفتارش را تغییر می دهد تا رفتار شما را بازتاب دهد

نشانه های غیر کلامی اغلب واضح تر از نشانه های کلامی هستند. شخصی که از نظر احساسی به شخص دیگری وابسته است اغلب عادت های شخصی اش را تغییر می دهد تا شخصی را که با او تعامل دارد بازتاب دهد. پس اگر زمانی که به طرف او خم می شوید تا با او صحبت کنید او هم به طرف شما خم شد، و یا او با حالتی شبیه به شما رو به شما بنشیند، شما توجه و علاقه اش را جلب کرده اید

به طور گذرا به تماس در آینده اشاره می کند

اگر مردی اظهار کند که می خواهد در آینده بیشتر با شما ارتباط داشته باشد، می توانید فرض کنید که به شما علاقه مند است و تلاش می کند که بفهمد آیا شما تمایل دارید تا بیشتر او را بشناسید. قرار گذاشتن برای تمام افراد مجرد چالش زاست؛ شما باید به یاد داشته باشید که او ممکن است در حال تلاش برای فهم این باشد که آیا شما هم به او علاقه مندید یا خیر. اگر شما به این که تنیس بازی می کنید اشاره کنید و او بگوید "شاید بعدا یکی دو توپ با هم زدیم"، احتمالا به شما علاقه مند است.

نشانه های این که او به شما علاقه دارد اگر با هم کار می کنید

قرار گذاشتن با کسی در محل کار همیشه کمی نیاز به مهارت دارد، و در برخی موارد حتی می تواند برخلاف قوانین محل کار باشد. به هر حال، وقتی شما با کسی 40 ساعت در هفته کار می کنید، علاقه مند شدن به آن پسر خوش قیافه زرنگ در بخش تبلیغات که در جلسات پروژه ها خیلی شوخ است، آسان است. از کجا بدانید که آیا به شما علاقه مند است یا خیر؟

در زمانی که هیچ دلیل مربوط به کاری وجود ندارد به کنار میز شما می آید

اگر او تنها به دلایل مرتبط با کار به کنار میز شما می آید، نمی توانید توجه یا حالت دوستانه اش را به عنوان نشانه ای از علاقه در نظر بگیرید. با توجه به این، اگر او برای صحبت درباره چیزهای دیگر نزد شما بیاید، می توانید حدس بزنید که او حداقل به نوعی به شناختن شما علاقه مند است.

کمی بیشتر از حد معمول به چشمان شما خیره می شود

اگر تماس نگاهش را با شما بیشتر از حدی معمول حفظ کند، می توانید با نگاه کردن به چشمانش برای کسری از ثانیه بیشتر از حالت معمول به او پاسخ دهید.

در زمان ناهار سر صحبت را باز می کند

وقت گذراندن با هم در زمان کار همیشه همراه با ریسک است زیرا همکاران ممکن است شروع به شایعه سازی کنند. اگر مردی ناهارش را با شما آغاز کند، حتی به طور اتفاقی، احتمال زیادی وجود دارد که او علاقه دارد وضعیت را بررسی کند و ببیند که آیا شما پتانسیل قرار گذاشتن را دارید یا خیر. فقط احتیاط کنید و اگر می خواهید با او قرار بگذارید، قوانین محل کارتان را در نظر بگیرید.

نشانه های این که او به شما علاقه دارد پس از قرار اول یا دوم

شما یکی دو بار با هم بیرون رفته اید، و شما نمی دانید که آیا این رابطه به جایی می رسد یا خیر. این ها نشانه هایی هستند از این که او از شما خوشش می آید و علاقه دارد بیشتر شما را ببیند.

زمانی که می گوید با شما تماس می گیرد، این کار را انجام می دهد و قرارها را کنسل نمی کند

مردی که به شما علاقه دارد زمانی که به شما قول داده است با شما تماس می گیرد، و مشتاق است که قرار بعدی را با شما بگذارد. البته او ممکن است زیاد تماس نگیرد، چون نمی خواهد به نظر بیش از حد مشتاق یا ناامید برسد. نشانه اصلی علاقه این است که او به شما بگوید با شما در آخر هفته تماس می گیرد و این کار را بکند.

واضح است که برای برنامه ریزی برای قرار تلاش کرده است

مردی برای قرار گذاشتن تلاش می کند که به تحت تاثیر قرار دادن شما اهمیت دهد. او به یاد خواهد داشت که شما از چه غذایی خوش تان می آید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، و برای رسیدن به وضعیت ظاهری اش وقت می گذارد.

از قبل با شما قرار می گذارد

مردی که به شما علاقه دارد درک می کند که شما زندگی خود را دارید و این که ممکن است تنها کسی نباشد که می خواهد با شما قرار بگذارد. او می خواهد به جای منتظر ماندن برای لحظه آخر، برای قرار با شما برنامه ریزی کند.

در مورد این که چقدر می خواهید رابطه فیزیکی داشته باشید صبور است

به دنبال مردی باشید که صبور و با ملاحظه است. اگر مردی مشتاق است که به شما اجازه دهد سرعت پیشرفت تان را تنظیم کنید، ثابت می کند که می خواهد ببیند این رابطه به کجا می رسد

5 روش برای اینکه وقتهایی که میخواهید گریه کنید، بخندید !

 


 5 روش برای اینکه وقتهایی که میخواهید گریه کنید، بخندید !زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره!در حقیقت زندگی همهی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی میتواند لحظه به لحظه خرد کنندهتر از آنی باشد که در موردش میگویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!

5 روش برای اینکه وقتهایی که میخواهید گریه کنید، بخندید !
زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره!
در حقیقت زندگی همهی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی میتواند لحظه به لحظه خرد کنندهتر از آنی باشد که در موردش میگویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!
غوطه ور شدن در یک دورهی کوتاه خودخوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجهای ندارد.

وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما.

5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید!

نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمیکنم. من در مورد مواقعی حرف میزنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه میاندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …

*
یک / یه نگاه به اطراف بندازین
حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را میخوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت میدانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که….

چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.
حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوقالعادهای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.
من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر میرسه .خیلی بده. اما دستکم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بیرحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.
تراژدیهای واقعی وجود دارد که میتواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.
از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که میشناسم، آنهایی که با تراژدیهای واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب میشود…
دفعهی بعد که در مورد چیزهای کماهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بیاندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس میکنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش برآمدند. از این نمونهها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.

*
دو / سفر زمان به “یه روزی”
ببینید، شما این حقیقت رو میدانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمیگردید به همین الان و به خودتان میخندید که چقدر احمقانه عکسالعمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمیگردیم و به این موضوع میخندیم”. همینطور میدانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکانتان با آن شما را سوژه میکنند :)

ازمرحلهی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید میدانم شمای آینده کلمات آرامشبخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید.
نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”.
تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» اینها را با آن لهجه استرالیایی بامزه و تیپ و قیافهاش بگوید :)
نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم میتواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم
است رو بهتان بدهد.

*
سه / قهقهه بزنید، حتی بیدلیل!
این یکی را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقههی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق میتوانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد!

از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمیدانم، اما میدانم که خندیدن، حال شما را بهبود میبخشد.
نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.

*
چهار / از گالاگر الگو بگیرید.
گالاگر کمدینی بود که جکهای خیلی بدی میگفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامهاش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.

من پیشنهاد نمیکنم هندوانه خرد کنید اما توصیه میکنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقتهایی که آن احساس را ندارید.
یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.
وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :)
عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی میزنید خیلی هم بامزه باشد. شما جکتان را بسازید. خنده خودش میآید :)

*
پنج / بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر
عجیب است اما انسانهایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!
آنها فیلمهای اشکانگیز نگاه میکنند، به عکسهای غمناک زل میزنند و موسیقیهای غمانگیز گوش میکنند که آدم سالم را هم غمگین میکند.
وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام میدهید به نظرتان میرسد که دارید یک کار درست انجام میدهید اما هر ناظر بیرونی به راحتی میتواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.

با قفل کردن روی چیزهای شاد و خندهدار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خندهدار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدیهای حمید ماهی صفت را برای همین وقتها میسازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.

اگر موارد بالا موثر نبود چه؟
در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که میتوانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندانتان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقهمان را گرفته بود و از این حرفها :)
ولی اگر فکر میکنید کاری هست که حالتان را بهتر میکند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :)
توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیتتان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان میرود بیرون!

سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت میکردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم میتواند موثر باشد.
این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع میکنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز میکنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همهی وقتهای هفتههای اخیر هستم.
خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجیجامپینگ ولی خوب اعتراف میکنم میترسم :)
دقت کنید که کارهای احمقانهای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خندهدار نگاه کنید…
دفعهی بعد که گرفتار ناراحتیهای الکی شدید، یکی یا چند تا از این تکنیکها را امتحان کنید.

http://iranpanel.com/

قدرت باورهاى خود را دست كم نگيريد!

قدرت باورهاى خود را دست كم نگيريد!


قدرت باورهاى خود را دست كم نگيريد!دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتيجه اين تحقيقات بسيار جالب است:80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى اين پروژه انتخاب كردند .یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند

دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتيجه اين تحقيقات بسيار جالب است:


80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى اين پروژه انتخاب كردند .یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرك پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند .
تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت ...

علت چه بود ؟

خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40سال جوانتر شده اند .

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .

اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .

انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .
www.takmahfel.com

ده علامتی‌که نشان می‌دهدازدواجتان به دردسر افتاده است!

 


ده علامتی‌که نشان می‌دهدازدواجتان به دردسر افتاده است!ما غالبا در روابطی قرار می گیریم که این مناسبات برای ما سالم نیست. این روابط ممکن است چه از لحاظ احساسی و چه از لحاظ جسمی دچار مشکل باشد. بسیاری از زنان در روابطی زندگی می کنند که از بسیاری ار لحاظ برای آن زن دارای سلامت نیست،


از ترک چنین روابطی می ترسند و عده ای از آنها هم به خود می گویند این زندگی ناسالم به خاطر اشتباه خودشان بوده است و عده ای دیگر هم متوجه نیستند که این زندگی دچار مشکل است!

بعضی از زنان مغز خود را شستشو داده اند که بالاخره زندگیشان راه اصلی خود را خواهد یافت و مانند بسیاری از زنان دیگر خوشبختی به آنها نیز رو خواهد کرد، اما هیچ دو ازدواجی نیست که مشابه یکدیگر باشد اما می توان گفت که در هیچ ازدواجی نباید سوءاستفاده، بدرفتاری و توهین وجود داشته باشد. در اینجا ۱۰ علامت خطری که به شما نشان می دهد که زندگیتان دچار معضل و مشکل است جمع آوری شده است.

۱٫ هنگامی که شما درکنار همسرتان نیستید مطمئن تر و بهتر عمل می کنید برای مثال هنگامی که در کنار دوستانتان و یا سر کارتان هستید.

۲٫ شما احساس می کنید رفتار همسرتان نسبت به شما بدتر از رفتار شما نسبت به او می باشد.

۳٫ شما به خودتان اجازه می دهید با عشقی کمتر از آنچه که استحقاق آن را دارید زندگی کنید و این موضوع شما را عصبانی می کند اما نمی توانید آن را متوقف کنید.

۴٫ برای اجتناب کردن از ناراحت شدن همسرتان مراقب رفتار و گفتار خود هستید.

۵٫ شما همجبورید که همسرتان را به خانواده و دوستان و حتی خودتان ارجحیت دهید.

۶٫ اگر شما عکس العمل و یا عقیده مخالف یا منفی داشته باشید احساس امنیت و بی خطری نمی کنید که با همسرتان در میان بگذارید.

۷٫ شما احساس می کنید که به سختی باید کار کنید تا به همسرتان اثبات کنید و او را قانع کنید که مستحق محبت و عشق هستید.

۸٫ شما تردید دارید که از همسرتان درباره نیازتان و آنچه که می خواهید سوال کنید.

۹٫ هنگامی که او حالت خوبی ندارد و به شما عشق نمی ورزد شما متمایلید که محبت بیشتری به او بکنید به این امید که او از این حالت در آید.

۱۰٫ شما احساس می کنید رفتار همسرتان آن طور که باید احترام آمیز نیست.

اگر تمام این علامتها در مورد شما صدق می کند شما واقعا باید به فکر یک کمک حرفه ای باشید. شما برای خودتان کوچکترین احترامی قایل نیستید و عشقی که در خور شما باشد را دریافت نمی کنید. اگر شما دارای رابطه ای هستید که شامل علامتهای بالا می باشد و هنوز به این رابطه ادامه می دهید و درون آن رسوب کرده اید، من اهمیت نمی دهم که شما چه کسی هستید هیچ کس سزاوار این نیست که در ازدواجش بی احترامی و چنین رفتاری را متحمل شود. گروه های بسیاری وجود دارند که از این گونه زنها در دنیا حمایت می کنند.

اولین کاری که شما باید انجام دهید این است که با یک شخص حرفه ای و مناسب صحبت کنید. اگر خودتان را دوست ندارید هیچ چیز برای شما تغییر نخواهد کرد. شما ابتدا باید احترام به خودتان بگذارید تا بقیه در مقابل همین کار را بکنند و به هیچ کس اجازه ندهید که به شما بگوید که شما لایق بهتر از این نیستید به خاطر اینکه نه تنها شما بلکه همه استحقاق بهترین هستند.
www.funpars.ir

زنان چگونه مفهوم حرکات و رفتارهای مردان را دقیقا" بفهمند؟

 


زنان چگونه مفهوم حرکات و رفتارهای مردان را دقیقا مردان واقعا در مورد ازدواجشان، همسرشان ، روابط زناشویی و وفاداری چگونه فکر می‌کنندسوال : از نظر یک مرد ازدواج یک انتقال و یک گذرگاه بزرگ در زندگی است، هم از نظر ذهنی و هم از نظر رفتاری. تفاوت رفتاری یک مرد مجرد با یک مرد متاهل چیست؟


زنان چگونه مفهوم حرکات و رفتارهای مردان را دقیقا
در سر مردان چه می گذرد؟
این موضوع را به خاطر بسپارید که رفتار اکثر مردان حکم کلام را دارد. به جای آنکه صبر کنید تا همسرتان به شما بگوید "دوستت دارم" یا " چقدر زیبا شده ای" ، به دنبال علائمی بگردید که در رفتار اوست

نیل چتیک، نویسندۀ مقالۀ تحقیقی "صدای مردان" توضیح می‌دهد که، مردان واقعا در مورد ازدواجشان، همسرشان ، روابط زناشویی و وفاداری چگونه فکر می‌کنند
سوال : از نظر یک مرد ازدواج یک انتقال و یک گذرگاه بزرگ در زندگی است، هم از نظر ذهنی و هم از نظر رفتاری. تفاوت رفتاری یک مرد مجرد با یک مرد متاهل چیست؟


شک نکنید که ازدواج هر مردی را عوض می‌کند. در غالب موارد، مردی که به تازگی ازدواج کرده مسئولانه‌تر از دوران تجرد رفتار خواهد کرد. به این ترتیب که به کار خود بیشتر اهمیت می‌دهد و برای ارتباطات خود و تاثیرگذاری خود بر دیگران اهمیت بیشتری قائل خواهد شد و در موارد معدودی نیز عصبی و بی طاقت می‌شوند، به طرق مختلف از کوره در می‌روند و مایل هستند اقتدار خود را ثابت کنند. طبق تحقیقات مختلفی که انجام داده ام می‌توانم بگویم بیشتر مردان با وجود آنکه در دوران تاهل محتاطانه تر تصمیم گیری می‌کنند، اما غالبا" در سالهای اول دوران تاهل شاد و با نشاط هستند

سوال : تفاوت عمدۀ مردان با زنان در اظهار عشق و نشان دادن عواطف و دلبستگی‌هایشان چیست؟

از نظر من دو تفاوت عمده مطرح است
اول آنکه زنها معمولا" محبت خود را با کلام نشان می‌دهند در حالیکه مردان ترجیح می‌دهند با رفتاربه همسرشان اظهار علاقه کنند. شوهران می‌گویند که آنها با انجام کارهایی مثل تحویل گرفتن لباسها از لباسشویی، شستن و بنزین زدن به ماشین همسرشان ، تمیز کردن و آب دادن حیاط و باغچه‌ها ، ساعتها کار کردن در بیرون از خانه که کاری است سخت و طاقت فرسا و پیشقدم شدن برای روابط زناشویی در حقیقت عشق خود را به همسرشان نشان می‌دهند. برای بسیاری از مردان گفتن جملۀ "دوستت دارم" واقعاً سخت است به همین دلیل با رفتارشان عشق خود را نشان می‌دهند

دوم آنکه زنان دوست دارند شوهرشان روبرویشان باشد در حالیکه مردان دوست دارند همسرشان در کنارشان باشد. قدم زدن در کنار هم، تماشای فوتبال در کنار همسر، سر میز غذا در کنار هم نشستن و رانندگی در جاده در شرایطی که همسرشان کنار دستشان روی صندلی جلو نشسته باشد همگی لحظات رویایی و مطلوب مردانی است که از حضور همسرشان در کنار خود لذت می‌برند. مردان از به اشتراک گذاشتن فضا و شرایط با همسر خود بیشتر لذت می‌برند تا به اشتراک گذاشتن احساسات


سوال: مردان وقتی میل و انگیزۀ روابط زناشویی بوجود می‌آید معمولا"ً آن را به تعویق می‌اندازند. چه ارتباطی میان روابط زناشویی با احساس مردان وجود دارد؟

واقعیت این است که از هر 5 مورد ازدواج، در 4 مورد مردان خواهان ارتباط بیشتر هستند. یکی از دلایل این مسئله دلیل بیولوژیکی و ماهیت مردانۀ آنهاست. ترشح تستوسترون با میل به ارتباط زناشویی است و در بدن مردان تستوسترون بیشتر از زنان ترشح می‌شود. اما طبق تحقیق دلیل اصلی این امر آن است که تقریباً همۀ مردان روابط زناشویی را مهمترین پدیدۀ ازدواج می‌دانند _ آنها در زندگی زناشویی به روابط زناشویی بهای زیادی می‌دهند. اما در عین حال وقتی حالت میل به رابطه بوجود می‌آید اکثر مردان دوست دارند به این میل بی اعتنایی کنند، بیشتر برای آن برنامه ریزی کنند و با فکر کردن در مورد آن وقت بگذرانند و اگر خیلی ضروری نبود از آن بگذرند


سوال: شما می‌گویید مردان نیز به اندازۀ زنان مایلند در مورد ارتباط زناشوییشان صریح و بدون خجالت و رودربایستی حرف بزنند، اما روش آنها متفاوت است. این حالت چگونه می‌تواند تغییر یابد و این تضادها به چه دلیل است؟

اگر می‌خواهید شوهرتان در مورد روابط زناشوییتان صحبت کند هرگز چنین سوالاتی را آغاز نکنید، " تو چه احساسی داری؟" یا " حالتهایت را برای من بگو". بلکه بهتر است بگویید: " چی فکر می‌کنی؟" یا " چکار کردی؟" ، به این ترتیب مردها یکراست می‌روند سراغ احساساتشان و در مورد آن حرف خواهند زد اما با واژه‌ها ، زبان و روش خودشان. حقیقت این است که زبان احساسات اکثر مردان، زبان شیوا و روانی نیست
همچنین مردان همیشه از اینکه پس زده شوند هراسانند و به قضاوت منفی طرف مقابلشان فکر می‌کنند


سوال : " به چی فکر می‌کردی؟" سوالی است که در اکثر روابط زناشویی همسران از هم می‌پرسند. متداولترین سوء تفاهمات زنانه در مورد شوهرشان و اینکه او به چه چیزی و به چه کسی فکر می‌کند چیست؟

اکثر مردانی که با آنها مصاحبه می‌کردم معترضانه می‌گفتند، این زنها تا دم مرگ از ما می‌خواهند در مورد همه چیز با آنها حرف بزنیم. بعضی مردان می‌گویند بهتر است همیشه با همه چیز موافقت کنند و اصلا" مخالفتی در کار نباشد تا بحثی در نگیرد. آنها تفاوتها را پذیرفته اند. من فکر می‌کنم زنها معتقدند مردان از مشکلات فرار می‌کنند یا از حرف زدن می‌ترسند. اما مردان می‌گویند در روابط زناشویی یک سری از مشکلات هرگز حل نخواهند شد و این تفاوت‌های ماهوی زنانه و مردانه را پذیرفته اند؛ به همین دلیل به امتیازات و نکات مثبت زندگی اشان فکر می‌کنند و ترجیح می‌دهند پیرامون تفاوتها، اختلاف نظرات و اختلاف سلیقه‌ها اصلا" حرف نزنند .

**چشم باز ، ذهن باز**

سوال : زنان چگونه می‌توانند مفهوم حرکات و رفتارهای مردان را دقیقا" بفهمند؟

این موضوع را به خاطر بسپارید که رفتار اکثر مردان حکم کلام را دارد. به جای آنکه صبر کنید تا همسرتان به شما بگوید "دوستت دارم" یا " چقدر زیبا شده ای" ، به دنبال علائمی بگردید که در رفتار اوست و به معنای عشق ورزی و اظهار علاقه است. به کارهای کوچکی که به منظور اظهار عشق برای شما انجام می‌دهد توجه کنید؛ به او بگویید که کارهایی را که برای شما انجام می‌دهد تا بدانید که دوستتان دارد را درک می‌کنید
همچنین به خاطر داشته باشید که پیشقدم شدن برای روابط زناشویی یکی از راههای اظهار علاقۀ مردان به همسرشان است. البته این تنها راه ابراز علاقه نیست ولی زنان نباید همۀ روابط زناشویی را نتیجۀ خودخواهی شوهرشان بدانند. پیشقدم شدن برای روابط زناشویی مرد را آسیب پذیر می‌کند، چون همیشه نگران است که مبادا همسرش تمایل نشان ندهد یا لذت نبرد. در چنین شرایطی کافی است ابتدا شما تنها با یکی دو حرکت ساده میل و اشتیاق خود را به رابطه با او نشان دهید

سوال : با توجه به آنکه ارتباطات عاطفی مردان کاملا" متفاوت از زنان است ، موثرترین و بهترین راه ابراز علاقۀ یک زن به شوهرش چیست؟

برای اکثر مردان ابراز احساسات بی پردۀ همسرانشان بسیار شیرین و لذت بخش است. آنها ابراز عشق فیزیکی و کلامی همسرشان را خیلی دوست دارند. فقط فراموش نکنید که توقع نداشته باشید او هم مثل شما رفتار کند. با توجه به این تفاوتهای ماهیتی مردانه و زنانه ، هیچ روش خاصی برای اظهار علاقۀ زنان توصیه نمی‌شود. زنها می‌توانند هر طور که راحتند و به هر شکلی که می‌توانند _ از طریق کلام، در آغوش کشیدن، غذای خوشمزه درست کردن یا هر روش دیگری _ عشق خود را به همسرشان نشان دهند

سوال : شما گفتید هر ازدواج 4 مرحله دارد : ماه عسل، خانواده، خلاء ، بلوغ زندگی. تفاوت عمده و مهم رفتار زنان و مردان در هر یک از این مراحل چیست و برای آنکه زنان بتوانند همیشه مردان را مشتاق و علاقمند مثل مرحلۀ اول نگه دارند چه توصیه ای دارید؟

قبل از هر چیز باید بگویم، مطمئن باشید اکثر مردان در هر 4 مرحلۀ زندگی مشتاق و علاقمند به زندگی هستند. در تحقیق ، به این نتیجه رسیدم که در همۀ مراحل ازدواج، بیش از نیمی از مردان از زندگی مشترک و بودن در کنار همسرشان راضی هستند
وقتی مردان ناراضی باشند، در همۀ مراحل ازدواج ناراضی خواهند بود و این نارضایتی را با کناره گیری از همسر (هم جسمی و هم احساسی) و گاه با سعی در برقراری ارتباطات نامشروع در خارج از خانه نشان می‌دهند. بهترین راه برای مقابله با این مشکل این است که از مرد بخواهید صادقانه و شفاف ناراحتی خود را ابراز کند _ به هر روشی که مایل است _ و مشکل خود را مطرح کند. اگر کار به جایی رسید که دیگر نمی‌توانستید دور شدن او از خودتان را تحمل کنید، آنگاه از او بخواهید که باهم نزد مشاور بروید

سوال : توصیۀ شما برای زنانی که می‌خواهند شوهرشان را خوشحال و متعهد نگه دارند و او را از ازدواجی که کرده است راضی نگه دارند چیست؟

به نظر من زن وظیفه ندارد شوهرش را متعهد و شاد نگه دارد ولی باور دارم که مرد‌ها مایلند همسرشان با آنها رفاقت و دوستی کند، کسی که بتوانند روی او حساب کنند کسی که بتوانند به او اطمینان کنند؛ به قول یکی از مردانی که با او مصاحبه می‌کردم، کسی که هوای آنها را داشته باشد و پشتیبان آنها باشد. همچنین آنها کسی را می‌خواهند که با آنها مشارکت و همراهی کند؛ در جستجوی راهی باشد که از وجود هم بیشتر لذت ببرند و روابط خود را با شوهرانتان بر اساس خصائل نیکو، همراهی، درک متقابل، عشق ورزی و محبت بنا نهید
.mihandownload.com/

ازشوهرم ناراحتم چگونه ابراز کنم

 


ازشوهرم ناراحتم چگونه ابراز کنمبا زيباترين و بهترين عبارت ها همسرتان را مخاطب قرار دهيد.اين كار روح او را از شادماني لبريز مي كند. متأسفانه ما عادت داريم به هر كه نزديك تر شويم، بيشتر حرمتش را بشكنيم. پس با همسرمان با همان احترامي حرف بزنيم كه با فرد بيگانه يا آشنايي صحبت مي كنيم؛


گله گذاري خوب فقط با به كار بستن مهارت هاي كلامي قابل اجراست:
1- با زيباترين و بهترين عبارت ها همسرتان را مخاطب قرار دهيد.اين كار روح او را از شادماني لبريز مي كند. متأسفانه ما عادت داريم به هر كه نزديك تر شويم، بيشتر حرمتش را بشكنيم. پس با همسرمان با همان احترامي حرف بزنيم كه با فرد بيگانه يا آشنايي صحبت مي كنيم؛ زيرا احترام، احترام مي آورد و فرد هر چه به ما نزديك تر باشد، به اين احترام بيشتر نياز دارد تا ركود و سردي بر رابطه مان سايه نيفكند.

2- هنگام صحبت مراقب باشيد غرور همسر را جريحه دار نكنيد. اين گونه زخم ها خيلي عميق اند و عامل بسياري از اختلاف ها و درگيري هاي بعدي مي شوند. حتي اگر جلسه مذاكره به ظاهر ختم به خير شود.

3- در گفتار و كردارتان صادق باشيد؛صداقت واقعيتي است ملموس كه همگان به راحتي متوجه آن مي شوند. فريب، دورويي و رياكاري نتيجه سوء دارد و از عوامل مهم شكست مذاكرات است.

4- هنگام گفتگو جانب منطق و انصاف را نگه داريد. براي اين كار هم لازم است خود را جاي طرف مقابل بگذاريم. در اين صورت شرايط و حال او را درك مي كنيم و از ميزان رنجش ما كاسته مي شود؛ زيرا درمي يابيم او در آن لحظه كاري غير از اين نمي توانسته بكند.

5- سهم خود را در مشكل پيش آمده ببينيد و صادقانه به آن اعتراف كنيد. آدم عاقل كسي است كه اشتباه خود را متوجه شود و شهامت بيان آن را داشته باشد. به اين ترتيب طرف مقابل نيز وادار به فكر كردن مي شود تا سهم خود را در آن مشكل ببيند؛ يا حتي بينديشد كه آنچه رخ داده سوءتفاهم بوده است. به ويژه اگر يك بار بگوييد A«مرا ببخشA» يا A«عذر مي خواهم، اشتباه از من بودA»، كافي است كه طرف اگر سوار خر شيطان هم باشد، پايين بيايد و دريچه قلبش را به روي شما باز كند.

6- لحنمان هنگام گفتگو بايد مهربانانه باشد.وقتي لحن خصومت آميز داريم يا مي خواهيم طرف را محاكمه كنيم و يا سرجايش بنشانيم، به يقين مذاكره را به شكست خواهيم كشاند. بايد به طرف ثابت كنيم كه قصد ما مچ گيري نيست يا به اصطلاح نمي خواهيم او را خيط كنيم. چنين لحني ما را به هدف اصلي مان مي رساند؛ چنان كه گفته مي شود A«محبت غيرممكن را ممكن مي سازدA».

7- در حين مذاكره از زخم زبان، گوشه و كنايه، تحقير، تمسخر و تخطئه بپرهيزيد. تهديد نكنيد و خط و نشان نكشيد. اين رفتارهاي منفي گفتگو را مسموم مي كند.

8- از مقايسه همسر با ديگران بپرهيزيد. بر كارهاي خوب او انگشت بگذاريد و تأكيد كنيد كه اين اختلاف ها ناشي از اختلاف سليقه است و به راحتي حل مي شود. او را همان طور كه هست بپذيريد تا اعتماد به نفس پيدا كند و راغب شود كه در خودش دگرگوني به وجود آورد.

9- از لجاجت و يكدندگي بپرهيزيد. اگر نتوانستيد به نتيجه مطلوب برسيد، ادامه مذاكره را به جلسه بعد موكول كنيد و هرگز نخواهيد در همان لحظه از طرف مقابل اعتراف بگيريد كه مقصر است. اين رفتار هم خطاست و هم نشانه عاري بودن ما از ظرفيت؛ همواره به ياد داشته باشيم براي رسيدن به هر هدف راه هاي متعدد وجود دارد و لازم نيست حتماً چيزي به همان زبان و با همان كلمه هايي كه ما مي خواهيم بيان شود. يكدندگي و لجاجت شرط عقل نيست.

10- هنگام مذاكره به بيش از يك يا دو مسئله نپردازيد و در آن واحد، صد مشكل از ديروز تا فردا را مطرح نكنيد.وقتي موضوع يا مشكلي را حل كرديد و بر سر آن به توافق رسيديد، به مسئله بعدي بپردازيد.

11- اگر مذاكره تان ختم به خير شد، جشن كوچكي بگيريد و از اين كه يك بار ديگر در كنار هم هستيد و تفاهم داريد لذت ببريد.

منبع: http://www.dostan.net

راه هايى ساده براى يك ازدواج بى درد سر

 


راه هايى ساده براى يك ازدواج بى درد سريك جوان نياز دارد قبل از ازدواج چند چيز اساسى را مشخص كند ،‌ هدف از ازدواج ؛ انتخاب شخص ايده آل نه آرمانى ، چگونگى مقدمات يك زندگى دو نفره راحت نه تجملاتى ، تدارك يك كار مشخص ولو با حقوق اندك حالا نوبت به راهايى ميرسد كه ازدواج شما را به يك ازدواج آرمانى و شاعرانه نزديك‌ مي‌كند

راه هايى ساده براى يك ازدواج بى درد سر

يك جوان نياز دارد قبل از ازدواج چند چيز اساسى را مشخص كند ،‌ هدف از ازدواج ؛ انتخاب شخص ايده آل نه آرمانى ، چگونگى مقدمات يك زندگى دو نفره ولى همه اينا كافى نيست زندگى مشترك نياز به مهارت دارد:

يك جوان نياز دارد قبل از ازدواج چند چيز اساسى را مشخص كند ،‌ هدف از ازدواج ؛ انتخاب شخص ايده آل نه آرمانى ، چگونگى مقدمات يك زندگى دو نفره راحت نه تجملاتى ، تدارك يك كار مشخص ولو با حقوق اندك حالا نوبت به راهايى ميرسد كه ازدواج شما را به يك ازدواج آرمانى و شاعرانه نزديك‌ مي‌كند:

1.هدف ازدواج : بيايد نياز‌هاى خود به ازدواج را به دو بخش تقسيم كنيد نياز‌هاى روحى و جسمى . هميشه سعي كنيد ساده به همه آنها بنگريد و آنها را با نياز‌هاى طرف مقابل هماهنگ كنيد . با گفتمان ميتوانيد به اين شناخت دست يابيد و كم كم با يكديگر هماهنگ شويد .

2.سوال از ديگران : حتما شما در اطراف خود زوج‌هايى را‌ مي‌شناسيد . چه موفق ؛ چه نا موفق ، از ايشان تا محدوده ايكه‌ مي‌توانيد سوال كنيد و راهكارها و نوع تنش‌ها و نقاط ضعف و قوت ازدواج آنها را دريابيد . و از همه آنها نكته بگيريد.

3.فيلم‌هاى برتر در زمينه ازدواج يا روابط خانوادگى را تماشا كنيد : اين فيلم‌ها مطابق با هر فرهنگى و در هر كشورى شاخصه‌هايى دارد ، با ديدن آنها يك الگوى خوب از زندگى مشترك به دست مى آوريد.

4.به متون قديمى و كتب معروف در اين زمينه مراجعه كنيد : اسطوره‌ها هميشه سخنانى دارند كه تا سالها باقى و اثر گذار است ، آنها را به كار بنديد.

5.به سايت‌هايى مراجعه كنيد كه سوال و جواب زوج‌ها در آن و جواب مشاوران در آن آمده . اين سايت‌ها بسيار به شما كمك‌ مي‌كند مشكلات احتمالى را بيابيد و چاره آن را پيش از وقوع بدانيد يا جلو پيشامد آن را بگيريد.

6.محدوده استقلال خود را مشخص كنيد: با همسر آينده خو صحبت كنيد و از او بخواهيد محدوده استقلال خود را معلوم كند ، چه در روابط خانوادگى اش چه روابطش با همسر آينده اش . شما هم از خود بگوييد ولى اصرار به موقعيت خود نورزيد . چرا كه در زندگى مشترك همه اينها دستخوش تغير خواهد بود.

7.از بحث نهراسيد : اين بحث و جدل‌هاست كه شما را بيشتر با هم آشنا‌ مي‌كند و براي هم‌ مي‌سازد . ولى در كل در اين بحث‌ها هم خوبى‌ها و هم بدى‌ها را توامان ببينيد.

8. بياد داشته باشيد زمان همه مشكلات حل خواهد كرد چرا كه شناخت ها را تكميل و علاقه را دو چندان مى كند.
takmahfel.com

مشکلات و درگیرها در روابط عاطفی وعاشقانه

 


مشکلات و درگیرها در روابط عاطفی وعاشقانهمطمئناً شما نیز در زندگی گرفتار این مشکلات شده اید. در بیشتر روابط زن و مرد، همواره مشکلاتی پیش می آید که عمده دلیل آن، تفاوتهای ذاتی و رفتاری زن و مرد است. البته به ندرت، زوج هایی هستند که می توانند با رعایت نکاتی بر این مشکلات غلبه کنند. در این مواقع چه کار می کنید؟


مطمئناً شما نیز در زندگی گرفتار این مشکلات شده اید. در بیشتر روابط زن و مرد، همواره مشکلاتی پیش می آید که عمده دلیل آن، تفاوتهای ذاتی و رفتاری زن و مرد است. البته به ندرت، زوج هایی هستند که می توانند با رعایت نکاتی بر این مشکلات غلبه کنند. در این مواقع چه کار می کنید؟ نکته مهم و اساسی این است که دقیقاً با بررسی مراحل، بدانید که نتیجه ی این ارتباط چه خواهد بود؟ آیا در صورت جدایی، می توانید براحتی این مسئله را قبول کنید و دچار افسردگی های ناشی از آن نشوید؟ لطفاً به راهکارهای زیر توجه کنید:

اگر با یکدیگر تفاهم ندارید

1-تصمیم بگیرید

اولین اقدام این است که خودتان با خود کنار بیایید و به این نتیجه برسید که کدام راه بهتر است. جدایی یا ؟! البته، بعضی اوقات هر دو طرف با رابطه ای بدون استرس سالها در کنار هم هستند و شاید تنها به ندرت درگیریهای کوچکی داشته باشند. امّا در مقابل بیشتر دختر و پسر ها با وجود اختلافات ممتد، باز هم نمی توانند بر وابستگی ها و عواطف خود غلبه کنند و این رابطه هر روز پیچیده تر می شود.

2-در صورت تصمیم به جدایی، کاملاً رابطه خود را قطع کنید

زمانی که تصمیم به جدایی گرفتید، دیگر تحت هیچ عنوان این رابطه را ادامه ندهید، گاهی اوقات، یکی از طرفین با تحمیل و چسبیدن های بی هدف، تنها اوضاع را بدتر می کند و باعث اتلاف وقت خود و نفر مقابل می شود.

3-مسئله را جدّی بگیرید

یکی از دلایل شکست های عشقی این است که طرفین از ابتدا اهداف خود را در این رابطه تعیین کنند، بیشتر دختر، پسرها تنها روی حساب ارتباطی معمولی و دوستی پیش می روند تا جایی که به دلیل وابستگی ایجاد شده، مشکلات شروع و جدایی بسیار دردآور می شود.

خودتان را تست کنید

1-درصد خوشبختی خود را بدانید

جدایی در روابط، کاری بس دشوار است. شاید سوالاتی از این قبیل در ذهن شما شکل بگیرد، آیا این آدم اصلاً ارزش دوستی را دارد؟ در صورت جدایی، می توانم فراموشش کنم؟ حتّی اگر تصمیم بگیرید، او را فراموش کنید، همواره خاطرات در ذهن شما باقیست. برقراری ارتباط در ابتدا آسان، ولی به تدریج با گذر زمان و بروز مسائل جدید، پیچیده می شود. بنابراین از همان ابتدای شروع رابطه، چگونگی و ارزش طرف مقابل، عواطف و ... را در نظر بگیرید، در غیر این صورت، در آخر مجبورید متحمّل افسردگی و غصّه های ناشی از جدایی باشید.

2-تعهد را همواره در نظر داشته باشید

یکی از اشتباهات برخی این است که هر حرفی که طرف مقابل بزند، در نهایت سادگی و در ابتدای رابطه باور می کنند، شاید تمام حرفها و واژه هایی که به شما می گوید به کس دیگر هم بگوید! به دنبال علائمی باشید که نشان دهد تنها شما در زندگی او هستید، آیا وی تعطیلات آخر هفته را با شما سپری می کند؟ به مراسم ها، مثل، تولدتان یا ... اهمیّت می دهد؟ و... اینها همگی نشانه ی نزدیکی رابطه و تعهد طرفین نسبت به یکدیگر است. در غیر این صورت، شاید شما آخرین یا تنها نفر زندگی او نیستید!

3- شاید آخرین فرصت شما نباشد

در شروع رابطه به این فکر نکنید که این آخرین فرصت عاشقیست! به سرعت تصمیم نگیرید، قبل از اینکه رابطه شما نزدیک تر شود، طرف خود را بشناسید، چرا که با شروع یک رابطه، هیچ تضمینی برای موفقیت یا خوشبختی و ادامه ی آن وجود ندارد.

درگیریهای عشقی و جدایی ها همواره به ایجاد استرس و افسردگی در دو طرف منجر می شود. همیشه منتظر کسی باشید که ارزش آن را داشته باشد. باز هم تاکیید می کنیم که در تصمیم گیری های خود عجله نکنید، در رویاهای خود غرق نشوید، اجازه دهید با گذر زمان، ابهامات و مشکلات بروز کند.

مردمان

چگونه یک مرد را عاشق خودتان کنید؟

 


چگونه یک مرد را عاشق خودتان کنید؟روش 1: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید که سایت ارتباط جمعی عضویت دارد یا نه؟ این روش بهترین راه برای فهمیدن علایق او در موسیقی، فیلم و ایده های عمومی است. شما می توانید از این اطلاعات برای شروع یک بحث داغ در آینده استفاده کنید.

آیا شما عاشق مردی شده اید که دوست داشته باشید او هم همین حس را به شما داشته باشد. روش های زیر برای این منظور بسیار مفیدند.

روش 1: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید که سایت ارتباط جمعی عضویت دارد یا نه؟ این روش بهترین راه برای فهمیدن علایق او در موسیقی، فیلم و ایده های عمومی است. شما می توانید از این اطلاعات برای شروع یک بحث داغ در آینده استفاده کنید.

روش 2: باید متوجه شوید که او از چه تیپ دختری خوشش می آید.اگر شما در مورد ظاهرتان اعتماد بنفس ندارید سعی کنید روی آن کار کنید. از شر جوش ها خلاص شوید، چند کیلو وزن کم کنید اگر تاریخچه روابط او را بدانید خیلی به شما کمک می کند و اینجاست که شبکه اجتماعی کمک می کند.

روش 3: باید شرایط یک ارتباط ساده را فراهم کنید یک دوست در حد سلام و خداحافظ باشید. از دوستان مشترک برای دستیابی به این قضیه استفاده کنید. اگر دوستتان را در حال صحبت با وی می بینید شما هم وارد بحث شوید، دوستتان زحمت معرفی شما را به دوش می کشند. وقتی که او را می بینید خوشحال باشید و سلام کنید.


روش 4: باید چند قدم جلوتر بگذارید. کارهای کوچکی برای اینکه توجه او را جلب کنید انجام دهید. به او ثابت کنید که همیشه در هر حالی برای وی هستید. به او نشان دهید که دوستش دارید بدون اینکه حرفی از زبان شما شنیده باشد.


روش 5: پسر ها دوست دارند که به دختر ها آرامش دهند پس بگذارید حس مرد بودن را تجربه کند. دست از کنترل کردن آنها بردارید، آنوقت خواهید دید که چگونه در شرایط سخت از شما محافظت می کند. به او اجازه بدهید که حس کند می تواند در خوب کردن حال شما نقش مهمی داشته باشد.


روش6: پسر ها دخترانی را دوست دارند که خودشان هستند. پس سعی کنید طبیعی و نرمال رفتار کنید. باعث خندیدن آنها شوید. خوشحال و شاد باشید و از جلب توجه زیادی دوری کنید.


روش 7: به پسری که شیفته شما شده است فرصت دهید تا قدمی بر دارد. نظر دوستانتان در مورد اینکه او به شما علاقه دارد یا نه اکثر وقت ها درست از آب در می آید. سعی کنید سخت به دست بیایید اما همیشه صادق باشید.

http://www.gangineh.com/

به تست زیر جواب بدید و خودتون قضاوت کنید ، حداکثر ده درصد خطا وجود داره ، بهتره خودتون رو فریب ندید !!!

* اول از همه خواهشا با خلوص نیت کامل ، تست رو انجام بدید – با تشکر

۱- دوم از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) روی کاغذ بنویسید

۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید

۳- حالا جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف – بنویسید

**** قرار نشد به پایین نگاه کنید – تقلب ممنوع !!! ****

۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید

۵- در ردیفهای ۸ ، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنویسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)

.

.

.

.

.

و حالا کلید رمز گشایی این بازی :

۱- عددی را که در ردیف ۲ نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید !

۲- شخصی که نامش در ردیف ۳ قید شده کسی است که شما عاشقش هستید !!!

۳- شخصی که نامش در ردیف ۷ قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت) !!!

۴- شخص شماره ۴ کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید !

۵- شخص شماره ۵ کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد -

۶- شخصی که نامش در ردیف ۶ قید شده ، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست !

۷- آهنگ قید شده در ردیف ۸ با شخص شماره ۳ تطبیق می کند (مرتبط است) !!!

۸- آهنگ شماره ۹ آهنگی برای شخص شماره ۷ است !

۹- آهنگ شماره ۱۰ آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند !

۱۰- و بالاخره شماره ۱۱ آهنگی است که می گوید شما درباره زندگی چه احساسی دارید !!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟!

ولی به نظر میاد که درست باشه!

یک داستان عشقی غم انگیز

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

اگر همسر زیبا دوست دارید ، بخوانید

 

اگر همسر زیبا دوست دارید ، بخوانید
رسیدگی نکردن به سر و وضع و سلامت و تناسب اندام بعد از ازدواج

«بچه‌ها! این خبر و شنیدین: زنان متاهل از زنان مجرد چاق‌ترند. خب، معلوم است؛ آنها انگیزه‌ای برای تناسب اندام ندارند. زن و مرد هم ندارد.... مردان هم همین‌طوری‌اند‍...»

بعضی‌ها می‌گویند این چاق شدن به دلیل تغییرات هورمونی است و گریزی از آن نیست. بعضی هم می‌گویند از آنجا که چاق یا لاغر بودن تاثیری در زندگی مشترک ندارد، انگیزه‌ای برای حفظ تناسب اندام وجود ندارد.

متاسفانه این اشتباه (رسیدگی نکردن به سر و وضع و سلامت و تناسب اندام بعد از ازدواج) بیشتر علامت یک مطلب روان‌شناختی است تا یک مطلب اجتماعی؛ و آن علامت این است که: «من خودم را دوست ندارم!» و متاسفانه علامت خیلی بدی هم هست. دلیل اینکه قبل از ازدواج کمتر این علامت نمایان می‌شود آن است که چون ما خودمان را دوست نداریم، برای اینکه دوست داشته شویم (توسط شخص دیگری) به سر و وضع خودمان می‌رسیم، بعد از اینکه آن شخص ما را دوست داشت و ازدواج صورت گرفت و در قالب همسر در کنار ما قرار گرفت، خودمان را رها می‌کنیم و باور غلطی که در ذهن ‌داریم نیز کمک می‌کند که بگوییم چه زیبا و خوش‌اندام باشم و چه نقطه متضاد آن، دیگر او مرا به همسری برگزیده است و حالا دیگر چه فرقی می‌کند که لاغرم یا ؟!

در دنیای روان‌شناسی، ما می‌گوییم که اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد هرگز نمی‌تواند به معنای واقعی، دیگری را دوست داشته باشد. این شخص چون قبل از ازدواج هم خودش را دوست نداشته، طبیعی است که بعد از ازدواج هم علاقه‌ای به خودش نداشته باشد؛ به ویژه اینکه چون خاطرش جمع است که کسی او را دوست داشته و همواره در کنارش می‌ماند، حتی حالا هم حاضر نیست لااقل برای خاطر او به ظاهر خود و سلامتش بها بدهد. در پشت این قضیه به صورت پنهانی باید بدانیم که او به معنای واقعی همسرش را هم دوست ندارد و برای همین حاضر نیست حتی برای خوشایند او این کارها را انجام دهد.

اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد هرگز نمی‌تواند به معنای واقعی، دیگری را دوست داشته باشد.شاید بخشی از این اتفاق به این دلیل می‌افتد که در فرهنگ ما «خودت را دوست داشته باش» و «برای خودت ارزش قایل شو» چندان جدی گرفته نمی‌شود. در فرهنگ ما متاسفانه به چنین افرادی که خودشان را دوست دارند و احترام خاصی برای خود قایلند برچسب خودخواهی می‌زنیم.و ... جملاتی از این قرار « مرد که نباید جلوی آینه بایستد و ببیند صورت‌اش جوش دارد یا نه...» نقطه مقابل‌اش را تصور کنید: آن ارباب‌رجوع بوی نامطبوعی می‌دهد، دهانش را که باز می‌کند انگار سال‌هاست مسواک نزده و ... حالا حس شما در مواجهه با او چیست؟

در همه این مثال‌ها قطعا اولین نکته‌ای که به ذهن شما می‌رسد این است که آن آقا یا خانم در وهله اول برای خودش اهمیت قایل نیست و در قدم بعدی ارزشی برای شما قایل نبوده است. توجه کنید این نمونه‌ها برای محیط خارج از خانه است و مدت آن کوتاه بوده و شاید خیلی شما را آزار ندهد که امروز چنین ارباب رجوعی داشتید آیا تحمل چنین افراد خاصی با آن ظاهر نازیبا در زیر یک سقف و در مقام همسری آسان است؟ آقای مراجعی داشتم که می‌گفت: «همسرم دوستم ندارد و تا حالا نشده یک بار به استقبال‌ام بیاید و پاکت میوه را از دست‌ام بگیرد، چه برسد به احوال‌پرسی و معاشرت گرم. او از موقع ازدواج کلی تغییر کرده است.»

همسر ایشان را خواستم و این گله را با او مطرح کردم. می‌دانید پاسخ چه بود؟ «خانم دکتر! اوایل آشنایی و ازدواج هر وقت به خانه می‌آمد، دوش می‌گرفت، محاسنش مرتب بود و بوی خوش می‌داد (چون شغلش تعویض روغنی است) اما حالا می‌گوید خسته‌ام و فقط صبح‌ها که می‌خواهد سر کار برود دوش می‌گیرد و لباس تمیز می‌پوشد. دلیل تغییر رفتار من فقط همین است. من اتفاقا فکر می‌کنم که او مرا دوست ندارد و ارزشی برایم قایل نیست وگرنه مانند اوایل خودش را مرتب و تمیز و خوش‌بو نگه می‌داشت تا رغبت کنم به او نزدیک‌ شوم...»

لذت بردن همسران از ظاهر و اندام یکدیگر بسیار مهم است و در کنار لذتی که همسران باید از اخلاق و منش یکدیگر ببرند، این فاکتور اهمیت حیاتی دارد زیرا تامین این نیاز است که به داشتن روابط صمیمانه‌تر و صد البته روابط جنسی بهتر منجر می‌شود. دیگر کمتر کسی وجود دارد که نقش پررنگ و تغذیه کننده روابط جنسی را در تحکیم روابط زناشویی کتمان کند. کسانی که از رابطه جنسی با همسرشان لذت می‌برند به خوبی می‌توانند در حل دیگر مسایل و مشکلات زندگی، موفق عمل کنند. کافی است به بررسی علل عدم رضایت جنسی همسران بپردازید،حتما و حتما ردپایی از این قبیل مشکلات را خواهید دید. خالق زیبایی‌ها، خداوند، ما انسان‌ها را طوری خلق کرده است که درست مانند خودش عاشق زیبایی هستیم و جذب آن می‌شویم.

شما نیاز دارید در کنار کسی زندگی کنید که برای‌تان ارزش قایل است و هر روز و هر لحظه چیزهای زیبا را به شما هدیه می‌دهد. این چیزهای زیبا می‌توانند شامل کلام زیبا، لبخندی زیبا و... باشند. حالا به من بگویید چه طور امکان دارد در مورد کسی که عاشقانه دوستش داشته‌اید و او نیز چنین حسی به شما دارد و هم‌اکنون همسر شماست، بی‌تفاوت باشید و یا انتظار داشته باشید او چنین نکات ظاهری را نادیده بگیرد؟ تاکید می‌کنم برای حفظ روابط زناشویی خود و تحکیم پایه‌های عشق و محبت زندگی‌تان حتما و حتما به نیازهای یکدیگر اهمیت بدهید. شما نیاز دارید در کنار کسی زندگی کنید که برای‌تان ارزش قایل است و هر روز و هر لحظه چیزهای زیبا را به شما هدیه می‌دهد. این چیزهای زیبا می‌توانند شامل کلام زیبا، لبخندی زیبا و... باشند. قطعا دیدن لبخندی زیباتر است که دندان‌های سفید و تمیز نمایان شود و بر چهره‌ای باشد که نشانه‌های تمیزی بر آن آشکار باشد. باید تلاش کنیم این فرهنگ جا بیفتد که دوست داشتن خود بسیار باارزش است و اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد، نمی‌تواند به واقع همسرش یا بچه‌های خود را دوست بدارد. دوست داشتن امری مستمر و جاری است و نیازمند رسیدگی همیشگی است. اگر می‌خواهیم این دوست داشتن و علاقه واقعی بین ما و همسرمان تا همیشه وجود داشته باشد باید به آن بپردازیم.

شما خانم محترم که خودتان را به دلایل روانی دوست ندارید، گاهی این‌طور حرکت کرده و در زندگی مشترک، خود را رها می‌کنید و تبدیل می‌شوید به یک زن مطبخ، نه زنی که مورد علاقه و احترام همسرش بوده یا شما آقای محترم تبدیل می‌شوید به ماشین پول‌سازی که انگار یادتان رفته چه طور بوی لوسیون بعد از اصلاح شما یا عطر مخصوص‌تان وقتی عبور می‌کردید فضا را پر می‌کرد و برای همین است که همسر شما مدام مقایسه‌تان می‌کند یا بهانه‌های مختلف می‌گیرد. بیایید به جای اینکه خودتان را پشت این افکار غلط پنهان کنید و به خودتان برچسب «زن زندگی» و «مرد زندگی» بزنید، به درمان مشکل جدی‌تان (اینکه خودتان را دوست ندارید) بپردازید. زیبایی و مرتب بودن شماست که همسر را همواره جذب شما می‌کند. با مدیریت زمان و انرژی علاوه بر بچه‌ها، به سرو وضع خودتان هم برسید.

دکتر بهرامی/ سلامت
تبیان