به مناسبت‌های ویژه و گه‌گاه بدون دلیل مشخص به وي شاخه گلی هدیه کنید.

za4-1549.jpg

ترفند زيركانه براي عاشق كردن همسر!

زن برای اینکه احساس کند شوهرش او را دوست دارد، باید از محبت همسرش را بار‌ها ببیند.

مرد‌ها می‌توانند به روش‌های گوناگون و بی‌آنکه زحمت فراوانی به خود بدهند توجه همسرانشان را جلب کنند و به بار عاطفی زندگی زناشویی خود بیفزایند. اغلب مرد‌ها این را می‌دانند اما زحمت آن را به خود نمی‌دهند.

زن برای اینکه احساس کند شوهرش او را دوست دارد، باید از محبت همسرش را بار‌ها ببیند. یک یا دو بار ابراز محبت هر اندازه هم که مهم باشد نمی‌تواند برای زن رضایتبخش باشد. مردان با انجام کارهای کوچک و جزیی می‌توانند این نیاز را برآورده کنند. اگر زن مورد مهر و محبت بیشتری قرار بگیرد به شوهرش نیز محبت بیشتری می‌کند و در نتیجه خود را موجودی قدرتمند و موثر می‌بیند، زیرا عشق و علاقه و توجهی را که به آن احتیاج دارد دریافت می‌کند. در این شرایط زن و شوهر هر دو به خواسته‌های خود می‌رسند و از زندگی راضی خواهند بود. زیرا این چرخه تکرار می‌شود و مردی که احساس مردانگی‌اش تامین شود از همسر خود حمایت بیشتری کرده و به آن محبت بیشتری می‌کند.

اقداماتی که مردان می‌توانند برای جلب علاقه همسرانشان از آن بهره گیرند عبارتند از :
_ وقتی به خانه بر می‌گردید قبل از هر کار او را بیابید. در اولین زمان ممکن از او دربارهٔ کارهایی که در طی روز انجام داده سوال بپرسید مثلاً بپرسید آیا امروز به پزشکی که قرار بود مراجعه کنی رفتی؟

_ مدتی را با او صرف کنید؛ در این زمان خاص از خواندن روزنامه و یا انجام کارهایی که حواستان را به آن معطوف کند خودداری کنید.

_ به مناسبت‌های ویژه و گه‌گاه بدون دلیل مشخص به وي شاخه گلی هدیه کنید.

_ از حال چهره و طرز لباس پوشیدن يك زن تعریف کنید.

_ اگر ناراحت است به احساساتش بها دهید.

_ اگر می‌بینید دیر به منزل می‌رسید به او تلفن کنید و دیر آمدنتان را به او اطلاع دهید.

_ اگر احساساتش جریحه دار شده با او همدردی کنید. به او بگویید متاسفم که ناراحت هستی، بگذارید بداند که حال او را درک می‌کنید.

_ «تو را دوست دارم را هرگز فراموش نکنید».

_ در حضور دیگران به او محبت کنید.

_ در کیف خود عکسی از او نگهداری کنید و گه‌گاه این عکس را با عکس دیگری از او عوض کنید.

_در کار‌ها از او نظر خواهی کنید
منبع: sara.jamejamonlin

چه مجرديد چه متاهل، حتما بخوانيد!

وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه می‌کرد. می‌دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی‌اش آمده است. اما واقعاً نمی‌توانستم جواب قانع‌کننده‌ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می‌سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان  عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه‌ام را بردارد. نگاهی به برگه‌ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبه‌ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی‌توانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفته‌ها بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکم‌تر و واضح‌تر شده بود.

روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می‌نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی‌خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی‌خواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.

برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم. فکر می‌کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل‌تحمل‌تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.

درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقه‌ام حرف زدم. بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه‌ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.

از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازه‌کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.

در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت‌تری داشتیم. به سینه من تکیه داد. می‌توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده‌ام. فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست. چروک‌های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده‌ام.

در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه‌ام نگفتم. هر چه روزها جلوتر می‌رفتند، بغل کردن او برایم راحت‌تر می‌شد. این تمرین روزانه قوی‌ترم کرده بود!

یک روز داشت انتخاب می‌کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس‌هایم گشاد شده‌اند. یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که می‌توانستم اینقدر راحت‌تر بلندش کنم.

یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه‌هاست که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.

همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تا نگاه نکنم چون می‌ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز عروسیمان.

اما وزن سبک‌تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او را در آغوشم گرفتم به سختی می‌توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلش کردن و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می‌ترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله‌ها بالا رفتم. معشوقه‌ام که منشی‌ام هم بود در را به رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی‌خواهم طلاق بگیرم.

او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانی‌ام گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی‌خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خسته‌کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می‌فهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روی او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقه‌ام احساس می‌کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله‌ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل‌فروشی ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می‌کنم و از اتاق بیروم می‌آورمت.

شب که به خانه رسیدم، با گلها دست‌هایم و لبخندی روی لبهایم پله‌ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه‌ها بود که با سرطان می‌جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه‌ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می‌دانست که خیلی زود خواهد مرد و می‌خواست من را از واکنش‌های منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.

جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی‌ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می‌آورد اما خودشان خوشبختی نمی‌آورند.

سعی کنید دوست همسرتان باشید و هر کاری از دستتان برمی‌آید برای تقویت صمیمیت بین خود انجام دهید.

با به اشتراک گذاشتن این داستان شاید بتوانید زندگی زناشویی خیلی‌ها را نجات دهید!

مردمان

داستان کوتاه : اشتباهی که باعث تفاهم می شود!

اشتباهی که باعث تفاهم می شود

اشتباهی که باعث تفاهم می شود!

 مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس

زن : چی شده؟

مرد : هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)

زن حرف مرد رو باور نمی کنه : یه چیزیت هست.بگو!

مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه

زن اما "می فهمه”مرد دروغ میگه : راستشو بگو یه چیزیت هست

تلفن زنگ می زنه

دوست زن پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر

از صبح قرارشو گذاشتن

مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره

زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم

شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!

مرد داغون می شه

"می خواست تنها باشه”
.

.

.

مرد از راه می رسه

زن ناراحت و عبوسه

مرد : چی شده؟

زن : هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)

مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش

زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه

مرد اما باز هم "نمی فهمه” زن دروغ میگه

تلفن زنگ می زنه

دوست مرد پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر

از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره )

مرد خطاب به دوستش : الان راه می افتم!

زن داغون می شه

"نمی خواست تنها باشه”

و این داستان سال  های سال ادامه داشت

و زن و مرد در کمال خوشبختی  و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند

عصر ایران

حالگيري هاي اساسي موقع رابطه زناشويي!

سیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کا فی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد .

خراب کردن رابطه جنسی میان همسران کار چندان سختی نیست. کافی است که با خیالی راحت و آسوده، توصیه‌های ذکر شده در ادامه این نوشتار را عملی کنید و مطمئن باشید که از آن پس، ازدواجتان فاقد هرگونه رابطه جنسی با همسر یا دستکم بدون لذت خواهد بود. البته بعد از آن و به مرور زمان، بکلی احساس تنهایی و بی‌کسی خواهید کرد.

رابطه جنسی به خاطر احساساتی که همراه آن است خیلی راحت خراب می‌شود. تمایلات جنسی ما به سادگی تحت تاثیر اعتماد به نفس، ناامنی‌های احساسی، فشار‌ها، انتقاد‌ها و انتظارات است. پس برای اینکه حسابی رابطه جنسی با همسرتان را خراب کنید، راه‌های زیر را عملی کنید:

1 - حالگیری اول: فقط چون ازدواج کرده‌اید انتظار رابطه جنسی داشته باشید
هر همسری باید وظایف زناشویی خود را انجام دهد به همین خاطر همسرتان موظف است که با شما رابطه جنسی داشته باشد. این یکی از فواید ازدواج است.

2 - حالگیری دوم : هر هفته فقط در یک زمان و مکان خاص رابطه جنسی داشته باشید
با این کار دیگر هیچ کدام از شما با یک زمان یا مکان جدید سورپرایز نخواهید شد. «پنج شنبه شب، ساعت نه و نیم، در تختخواب». مطمئناً هیچکس از یکنواختی در رابطه جنسی لذت نمی‌برد.

3 - حالگیری سوم : برای رابطه جنسی خود هربار از یک الگو پیروی کنید
دقت کنید که هر بار یکسری کارهای یکنواخت و روتین شده را پشت هم انجام دهید. اصلاً مگر در رابطه جنسی تنوع هم مهم است؟

4 - حالگیری چهارم : فقط خودتان را  در نظر بگیرید
اگر در رابطه جنسی فقط خودتان را در نظر میگیرید و می‌دانید که همسرتان از برخی رفتارهای شما خوشش نمی‌آید. بخصوص وقتی معتقدید اگر واقعاً شما را دوست دارد پس باید تحمل کند، ضربه‌ای اساسی و موفقیت‌آمیز به رابطه خود زده‌اید!

5 - حالگیری پنجم : فقط با هدف رابطه جنسی همسرتان را نوازش کنید
واقعاً چه کسی به نوازش غیرجنسی نیاز دارد؟ این طوری همسرتان می‌فهمد که نوازش کردن و رابطه جنسی با هم یکسان است.

6 - حالگیری ششم : برای برقراری رابطه جنسی پیش نوازی را کنار بگذارید
در دنیایی با این سرعت بالا که ما زندگی می‌کنیم، دیگر چه کسی وقت دارد که آرام آرام رابطه جنسی را شروع کند؟ نیازی نیست این همه همدیگر را اذیت کنید. دست از اتلاف وقت بردارید و یکسره سراغ عمل اصلی بروید. از این گذشته، هر دوی شما باید صبح بروید سر کار پس باید به اندازه کافی هم بخوابید!

7 - حالگیری هفتم : از عملکرد جنسی همسرتان انتقاد کنید
اگر این کار را نکنید همسرتان چطور باید با عیب و ایرادهای کار خود آشنا شود؟ اگر این کار را نکنید تا آخر می‌خواهد کارهایی را انجام دهد که شما را آزار می‌دهد!

8 - حالگیری هشتم : از ظاهر همسرتان انتقاد کنید
هرچه سن همسرتان بالا‌تر می‌رود و دیگر کمتر به ظاهر خود رسیدگی می‌کند، حتماً به او بگویید که چقدر ظاهر او میل جنسی شما را سرکوب می‌کند. این کار باعث می‌شود کمی به خودش بیاید و به وضع ظاهرش رسیدگی بیشتری کند.

9 - حالگیری نهم : موقع رابطه جنسی بگذارید تلویزیون روشن بماند
نباید بگذارید که رابطه جنسی باعث شود از برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌تان عقب بمانید. پس تلویزیون را روشن نگه دارید و حین رابطه جنسی برنامه مورد علاقه‌تان را هم نگاه کنید.

10 - حالگیری دهم : قبل از رابطه جنسی، حین رابطه جنسی، بعد از رابطه جنسی خبررسانی کنید!
در دنیای ارتباطات باید بگذارید همه از وضعیت زندگی جنسی شما مطلع باشند. به نظر شما اگر هر اتفاقی که می‌افتد را در فیسبوک خبررسانی نکنید آیا اصلاً آن اتفاق رخ داده است؟!

11 - حالگیری یازدهم : تا جایی که می‌توانید سریع تمامش کنید، یعنی به محض اینکه ارضاء شدید
در رابطه جنسی فقط خود شما مهم هستید. هیچ نیازی نیست که از همسرتان بپرسید که آیا می‌توانید کاری هم برای راضی کردن او بکنید یا نه. تصورتان این باشد که اگر چیزی نگفته است یعنی همه چیز عالی است.

12 - حالگیری دوازدهم : وقتی رابطه جنسی تمام شد سریع حال و هوایتان را تغییر دهید
هرچه زود‌تر کارتان را تمام کنید سریع‌تر می‌توانید بخوابید. حرف زدن را بگذارید برای فردا سر صبحانه و هیچ نیازی هم به در آغوش گرفتن همدیگر نیست.

موارد فوق بخشی از راه‌هایی است که بشدت می‌تواند روی زندگی جنسی شما و همسرتان تاثیر گذاشته و صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کند اما همیشه بدانید که رابطه جنسی صحیح و رضایتبخش یکی از کلیدهای اصلی پایداری روابط زناشویی است.‌‌ رها کردن همسرتان بدون اینکه وی ارضا شود او را بسیار عصبی و پریشان خاطر نموده؛ به نحوی که این حالت می‌تواند تا مدت‌ها اثرش باقی بماند و به گونه‌های مختلف مانند بهانه جویی، دعوا، خیانت، و... خود را نمودار سازد. برعکس، اگر نمی‌خواهید به روابط خود ضربه بزنید، همیشه با کسب آگاهی‌های لازم در این زمینه به بهبود زندگی جنسی خود و همسرتان کمک کنید.

به این مردها نزدیک نشوید

به این مردها نزدیک نشوید چنین خواسته‌هایی اگر در روزهای اول آشنایی مطرح شوند، معنی‌دار‌تر و خطرسازتراست. می‌گوید آماده ازدواج کردن نیست؟ شاید شما هم این جمله را شنیده باشید «دوستت دارم اما آمادگی ازدواج کردن را ندارم!» نمی‌گوییم که مرد مقابل شما این ادعا را به دروغ مطرح کرده اما این جمله به شما می‌گوید که این مرد جز دوستی یا حتی یک رابطه رمانتیک، به دنبال چیز دیگری نیست. چنین مردی یا قصد ازدواج ندارد یا قصد ازدواج با شما را ندارد. پس بیهوده منتظر ننشینید. بسیاری از دخترها تصور می‌کنند اگر دشواری‌های یک رابطه را تحمل کنند و به قول خودشان این مرد ازدواج گریز را عاشق و وابسته کنند، به مقصودشان می‌رسند. اما باور کنید حتی اگر نقشه شما عملی شود، این مرد گزینه مناسبی برای ازدواج نخواهد بود. اگر قلب‌تان را به تپش نمی‌اندازد شاید او شخصیت جذاب و کم‌ عیب و نقصی داشته باشد، با محبت و باهوش باشد و قلبی صاف و صمیمی داشته باشد، اما با وجود تمام این ویژگی‌ها، ممکن است این مرد، مرد زندگی شما نباشد. کافی است با دیدنش قلب‌تان به تپش نیفتد یا هر لحظه چشم انتظار رسیدن پیامکی از طرفش نباشید. درست است که هیجان روزهای اول عاشقی دیر یا زود تمام می‌شود، اما اگر در اولین لحظات و روزهای آشنایی هم چنین احساس عجیب و خوشایندی را تجربه نکردید، بهتر است به انتخاب‌تان شک کنید. رمز تلفنش را نمی‌دانید؟ حتی بعد از ازدواج هم قرار نیست شما به حریم خصوصی همسرتان سرک بکشید، نام کاربری شبکه‌های اجتماعی و پست‌الکترونیکش را بدانید یا در گذشته او کند و کاو کنید. با وجود این، مقاومت بیش از حد شریک زندگی شما برای بسته نگه داشتن درها به نام حریم خصوصی، می‌تواند فاصله میان شما را آشکار کند یا شک را در شما برانگیزد. شما نمی‌توانید بدون اجازه او به تلفن همراهش سرک بکشید، اما اگر وقتی از او می‌خواهید تلفنش را برای بازی به شما قرض دهد و جواب نه می‌شنوید، عجیب نیست اگر به آینده این رابطه شک کنید. مردی که روی گوشی‌اش انواع رمزهای عبور را می‌گذارد تا راه شما را ببندد، شریک زندگی شما نیست. البته تصور نکنید از همان روزهای اول آشنایی باید تلفن همراهش را تصاحب کنید. قطعا او هم برای اعتماد کردن به شما به زمان نیاز دارد. اما اگر بعد از خواستگاری و مطرح کردن درخواست ازدواج هم شما را به نام حریم خصوصی پشت درهای زندگی‌اش قرار داد، عجیب نیست اگر نسبت به صمیمیتی که او ادعا می‌کند تردید داشته باشید. شاید شما هم این جمله را شنیده باشید «دوستت دارم اما آمادگی ازدواج کردن را ندارم!» نمی‌گوییم که مرد مقابل شما این ادعا را به دروغ مطرح کرده اما این جمله به شما می‌گوید که این مرد جز دوستی یا حتی یک رابطه رمانتیک، به دنبال چیز دیگری نیست. برای عروسی عجله دارد؟ همان‌قدر که تاخیر یک مرد برای پیشنهاد دادن می‌تواند شک‌برانگیز و گیج‌کننده باشد، تعجیل او در این موضوع هم چندان طبیعی به نظر نمی‌رسد. اگر به فاصله کمی بعد از اولین ملاقات دونفره خواست به خواستگاری‌تان بیاید، مراقب باشید. شاید او برای فرار از چیزی در زندگی خودش تصمیم به این کار گرفته یا شاید هم موقعیت خاص شما باعث شده که بدون شکل گرفتن شناخت و عشق واقعی چنین پیشنهادی را مطرح کند اما دلیل او هر چه که باشد، نباید مبنای انتخاب شما شود. ازدواج اتفاق پیچیده‌ای است و درست است که به هیجان و عشق برای وارد شدن به آن نیاز دارید، اما گذشته از این احساسات، نیازمند شناخت یکدیگر هم هستید. مرزهای اخلاق را می‌شکند؟ نه تنها مشاوران و متخصصان مذهبی که مشاوران خانواده هم به شما توصیه می‌کنند از مردی که خواهان تماس جسمی قبل از ازدواج است فاصله بگیرید. چنین خواسته‌هایی اگر در روزهای اول آشنایی مطرح شوند، معنی‌دار‌تر و خطرسازتراست. مردی که قبل از شناخت روان شما به فکر آشنایی با جسم‌تان است، به شما به عنوان همسر آینده‌اش نگاه نمی‌کند. تبیان

عشقتان را از روی SMS هایش بشناسید

بی‌شک همان‌طور که پیشرفت علم و دردسترس بودن امکانات ارتباطی راه‌های با خبر شدن آدم‌ها از هم را آسان‌تر و سریع‌تر کرده، به همان نسبت هم آدم‌ها را از هم دور کرده. تب پیامک‌ها و دنیای مجازی به قدری ما و زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار داده که دیگر کمتر برای همدیگر وقت می‌گذاریم.

عشقتان را از روی SMS هایش بشناسید

به گزارش نیک صالحی به نقل از ایده آل ؛ می‌توان گفت برای با هم بودن تنبل شده‌ایم و با خیال اینکه وقتی می‌توان با یک پیامک از یکدیگر با خبر شد دیگر نیازی به طی کردن مسافت‌ها نیست و این یعنی دور شدن از هم و حس نکردن یک ارتباط، حالا می‌خواهیم بدانیم که آیا با این پیامک‌ها می‌توانیم احساسات خود را هم بروز بدهیم یا حتی پی به افکار طرف مقابل خود ببریم، در این باره با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور خانواده صحبت کرده‌ایم و به نتایج جالبی رسیده‌ایم.

پاسخ‌های کوتاه می‌دهید یا بلند؟

کسانی که پاسخ‌های بلند می‌دهند معمولا افرادی هستند که دوست دارند اطلاعات کاملی را ارائه دهند. بسیار اهل گفت‌وگو و اهل برقرار کردن ارتباط با دیگران بوده و خواهان ارتباط کلامی هستند و ارتباط برای‌شان در اولویت است، به همین دلیل رابطه‌های طولانی و حرف‌زدن‌های طولانی را ترجیح می‌د هند. این افراد بسیار کمال‌گرا هستند. افرادی که پاسخ‌های کوتاه می‌دهند بستگی به حال و احوال‌شان در آن لحظه دارد و گاه ممکن است بی‌حوصله و عصبی باشند اما معمولا افراد سردتری هستند که خیلی مایل به ارتباط‌های کلامی نیستند و ترجیح می‌دهند سریع و بی‌مقدمه و بی‌حاشیه حرف‌شان را بزنند و دنبال ادامه ارتباط نیستند، معمولا این افراد روابط گسترده‌ای ندارند.

آیا می‌توان از روی پیامک‌های شخص پی به احساسات طرف برد ؟

در این مورد نمی‌توان به طور قطع نظر داد، انسان‌ها موجودات بسیار پیچیده‌ای هستند و نمی‌توان دسته‌بندی کلی از دل آنها بیرون کشید، ممکن است در آن لحظه که پیامک خاصی به دست ما می‌رسد بتوان تقریبا به افکار و احساسات آن شخص پی برد. این روزها پیامک برای بعضی انسان‌ها وسیله‌ای شده برای بیان احساسات و در این موارد می‌توان کاملا به احساسات شخص پی برد و فهمید که در آن لحظه در افکارش چه می‌گذرد زیرا انسان‌ها در لحظه نوشتن پیامک تمام سعی خود را می‌کنند تا حس آن لحظه خود را به شخص مقابل انتقال بدهند.

کسانی که از شکلک استفاده می‌کنند

تب استفاده از شکلک‌ها در پیامک‌ها در دنیای مجازی این روزها بسیار زیاد است، افرادی که علاقه زیادی به استفاده کردن از آنها دارند به‌شدت تمایل دارند حتما احساس و نظر خود را در آن لحظه به شخص مقابل انتقال دهند، اما باید بدانیم که نوع ارتباط برقرار کردن این روزها خیلی مهم‌تر است. هستند افرادی که دیگر برای دیدن دوستان و آشنایان خود نمی‌روند و برای جویا شدن از حال آنها فقط به پیامک اکتفا می‌کنند، این باعث سرد شدن روابط بین آدم‌ها شده و به‌تدریج باعث از بین رفتن مهارت‌های ارتباطی می‌شود. استفاده کردن از این نوع ارتباطات در اندازه نرمال خیلی هم خوب است اما باعث از بین رفتن اعتماد به نفس اشخاص می‌شود زیرا مهارت‌های ارتباطی آنها به مرور از بین می‌رود.

چه کسانی دیر و چه کسانی زود پاسخ می‌دهند؟

افرادی که ارتباط‌ها و حفظ آنها برای‌شان مهم است، دیگران برای‌شان در اولویتند و محور و مشغولیت اصلی آنها رابطه با دیگران است به محض رسیدن پیامک آن را جواب می‌دهند و فکر می‌کنند با پاسخ ندادن افراد را از دست خواهند داد، اما برعکس افراد خودمحور و با اعتماد به نفس بالا و کسانی که دیگران برای‌شان در اولویت نیستند پاسخ نمی‌دهند یا دیر پاسخ می‌دهند که البته در تمام این موارد موقعیت و شرایط شخص را باید درنظر گرفت.

غلط تایپ نکن

افرادی هستند که پاسخ‌های پیامک‌ها را بریده و کوتاه یا با غلط املایی‌های زیادی می‌نویسند، این افراد هیچ نوع علاقه‌ای به ارتباط برقرار کردن از طریق تکنولوژی‌های روز ندارند، انسان‌های بی‌تمرکزی هستند و معمولا عجله دارند، وقتی نمی‌توانیم منظور خود را به درستی در پیامک‌ها به هم برسانیم گاهی پیش می‌آید که سؤالی از شخصی می‌پرسیم اما او یا جواب نمی‌دهد یا اشتباه جواب می‌دهد یا کلا برداشت اشتباهی از سؤال ما می‌کند و در نهایت پاسخ اشتباه خواهد داد. این از عواقب همان نرساندن درست مفهوم و منظور ماست. وقتی رودررو صحبت می‌کنیم، با تاکید روی برخی جملات و سؤالات خود و با استفاده از زبان بدن به راحتی مفهوم را می‌رسانیم و قطعا جواب درست را دریافت خواهیم کرد، در غیر این‌صورت اگر پاسخ درست را دریافت نکنیم شخص با دیدن چهره ما یا با سؤالات مکرر ما متوجه می‌شود که جواب درستی نداده است و تلاش می‌کند پاسخ مطلوب‌تری به ما بدهد.

افرادی که به جملات فلسفی علاقه‌مندند

هستند افرادی که همیشه یک بیت شعر یا جملاتی فلسفی در آستین خود دارند و برای هر پیامک عادی که از افراد می‌گیرند از آنها استفاده می‌کنند، اینها تلاش می‌کنند متفاوت باشند، خودنمایی کنند، این اتفاق بد نیست که جملات تاثیرگذار بگوییم اما ادامه دادن این نوع پاسخ‌ها باعث از بین رفتن اثر این جملات می‌شود زیرا گیرنده آن پیام دیگر برایش عادی می‌شود و به عمق جملات فکر نخواهد کرد. معمولا گیرنده این پیام‌ها از این نوع پیام‌ها خوشحال می‌شوند اما بعد از مدتی خسته‌کننده خواهد بود.

چه کسانی با SMS راحت‌تر حرف می‌زنند؟

افرادی که از موقعیت فرار می‌کنند با پیامک صحبت کردن را ترجیح می‌دهند، این نوع افراد با ارتباط برقرار کردن مشکل دارند، از برخورد با اطرافیان و عکس‌العمل آنها وحشت دارند و معمولا خود را پشت پیامک‌های‌شان پنهان می‌کنند. اما برخی افراد به آدم‌ها اجازه صحبت کردن نمی‌دهند و اطرافیان خود را مجبور می‌کنند تا بعد از خداحافظی با آنها حرف خود را با پیامک به آنها بگویند تا شاید به این روش توجه آن شخص را جلب کنند که در این‌صورت به مرور روابط این افراد فقط در پیامک‌ها خلاصه خواهد شد.

شخصیت‌شناسی مخفف‌نویس‌ها

دنیای ما دنیای سرعت است و معمولا این افراد عجول هستند كه سعی می‌کنند با این روش سریع‌تر پاسخ دهند و سریع‌تر پاسخ خود را بگیرند، برخی دیگر تنبل‌ها هستند که مخفف می‌نویسند آنها با بی‌حوصلگی تمام پاسخ می‌دهند، مقتصد‌ها هم مخفف می‌نویسند. آنها تمام سعی خود را می‌کنند تا با استفاده از کمترین کاراکترها پاسخ پیامک‌ها را بدهند تا کمترین هزینه را پرداخت کنند، اما این اشتباهات املایی به مرور در صحبت‌های محاوره‌ای آنها در زندگی تاثیر می‌گذارد و به مرور عادت می‌کنند تا مخفف و بریده صحبت کنند. البته اینها دلیل نمی‌شود که اگر شخصی وقتی برای پیامک نمی‌گذارد صرفا در رفتار حضوری هم همان‌طور باشد. هستند افرادی که پیامک نمی‌دهند اما بسیار فن بیان بالایی دارند و خوب صحبت می‌کنند.

کسانی که اصلا جواب نمی‌دهند

این‌گونه افراد اتفاقا بسیار انسان‌های ارتباطی دیداری و گفتاری هستند، این افراد ترجیح می‌دهند در ارتباطات خود با اشخاص رودررو باشند چون دیدار برای‌شان مهم‌تر است و به دنبال ارتباط چشمی هستند تا کلامی و به لحاظ علمی این افراد قسمتی از مغزشان فعال است که در نتیجه این نوع ارتباط را بیشتر می‌پسندند.

SEND TO ALLنکن

یکی از اشتباهات رایج افراد فرستادن یک پیامک واحد برای تعداد افراد زیاد است. این نوع افراد دید اجتماعی مناسبی ندارند زیرا افراد در اجتماع جایگاه‌های متفاوتی دارند و ممکن است هر کدام از این افراد از آن پیامک برداشت خود را داشته باشند و برای برخی خوشایند باشد و لذت ببرند و لی برخی دیگر دچار سوءتفاهم شوند و باعث به هم خوردن دوستی‌ها شود، این نوع افراد خیلی به روابط توجه نمی‌کنند و احساس می‌کنند با این کار می‌توانند این حس را پنهان کنند و می‌خواهند افراد را از سر خود باز کنند و با خود می‌گویند حتما با این کار دیگر کسی از من گلایه نخواهد کرد که چرا پیامک نمی‌دهم.

پیامک را ترجیح می‌دهید یا زنگ زدن ؟

پیامک به عنوان یک ارتباط گرم و صمیمی شناخته نمی‌شود و معمولا انسان‌ها در این نوع ارتباط به خاطر درست نرساندن منظور خود معمولا دچار سوءتفاهم می‌شوند، ما ترجیح می‌دهیم مخاطب‌مان به عمق حرف و احساس ما پی ببرد اما از آنجایی که 80درصد رساندن مطلب زبان بدن و کلام است و وقتی با پیامک ارتباط برقرار می‌شود، مقدار بیشتری از احتمال درست فهماندن مطلب را از دست می‌دهیم، وقتی شخصی می‌گوید «پیامک نده تماس می‌گیرم» یا «بیا حضوری صحبت کنیم» مشخص است که خواهان، روابط صمیمی‌تر و نزدیک‌تر را ترجیح می‌دهد.پیامک‌های خیلی گرم و صمیمی هم فقط در یک یا دو بار اول شاید بتواند تاثیرگذار باشد، با گذشت زمان این امر عادی می‌شود و دیگر نمی‌تواند احساسش را به درستی برساند.

کدام پیشنهاد ازدواج را جدی بگیریم؟

برای هر دختری پیش می‌آید که در زندگی چند بار درمعرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرد. سال‌ها قبل این پیشنهادها سنتی بود و در قالب خانواده‌ها و با نظارت آنها مطرح می‌شد و خانواده‌ها با تجربه و درایتی که داشتند آنها را مدیریت می‌کردند اما حالا در بیشتر مواقع دخترها خودشان در معرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرند و بعد آن را به خانواده منتقل می‌کنند.

کدام پیشنهاد ازدواج را جدی بگیریم؟

مشکل اینجاست که دخترهای جوان تجربه کافی ندارند و ممکن است اشتباه کنند. ممکن است کسی که پیشنهاد را مطرح می‌کند قصد واقعی برای ازدواج نداشته باشد. برای اینکه بفهمید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد چقدر در تصمیم خود مصر است، این سؤالات را از خودتان بپرسید. اگر جواب‌تان به آنها مثبت بود، می‌توانید پیشنهادی که به‌ شما شده را جدی بگیرید.

آیا او شما را خوب می‌شناسد؟
طبیعی نیست کسی بعد از گذشت فقط 2 هفته از آشنایی به شما پیشنهاد ازدواج بدهد. این پیشنهادها در چنین مدت کوتاهی یا از علاقه‌ شدید می‌آید یا از قصد فریب. ازدواج تصمیمی است که افراد برای همه عمر می‌گیرند و هیچ‌کسی نمی‌تواند ادعا کند بعد از گذشت یک زمان کوتاه فرد مورد نظرش برای ازدواج را انتخاب کرده است. لازمه‌ ازدواج شناخت متقابل است و لازمه شناخت گذشت زمان است. درباره فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد فکر کنید و ببینید او شما را چقدر می‌شناسد. سؤال‌های خاصی از شما پرسیده، رفتار خاصی از شما دیده یا شرایط بین شما به گونه‌ای بوده که از هم به شناخت کافی برسید یا نه؟ شما در آن لحظه به جای هیجان زده و احساساتی شدن باید دقیقا متوجه شوید او به خاطر چه به شما این پیشنهاد را داده. اگر به نظرتان پیشنهادش منطقی نیست و از شناخت کافی برنمی‌آید در صحت آن شک کنید. این شناخت باید درباره خانواده‌ها هم باشد. اگر خانواده‌ای کاملا سنتی دارید و کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد پسری با سر و وضع کاملا امروزی است به دلایلش عمیق‌تر فکر کنید.

آیا آماده است؟
اگر می‌بینید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج داده، مدتی است دارد برای تغییر زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید قبلا به این موضوع فکر کرده و در تصمیمش مصمم است. این تصمیم برای تغییر می‌تواند در قالب‌های مختلفی رخ دهد. مثلا او به فکر خرید خانه افتاده، شغل ثابتی برای خودش دست و پا کرده، دارد پول پس‌انداز می‌کند یا چیزهای دیگر. صرف وقت بیشتر در خانه به جای گذراندن آن با دوستان، خارج شدن از لباس‌های اسپرت و بیشتر مردانه پوشیدن و دست برداشتن از شوخی‌های زننده هم می‌تواند نشانه‌ آماده شدن برای زندگی مشترک از طرف مردان باشد. به‌علاوه این شخص باید این آمادگی را در شما هم تشخیص داده باشد.
اگر شما دختری هستید که تازه در یک شهرستان مشغول تحصیل شده‌اید و فردی به شما پیشنهاد ازدواج داده، معلوم است که یا شناخت کافی از شما ندارد یا برنامه‌های زندگی شما برایش به اندازه کافی مهم نیست یا اگر سن‌تان خیلی کم است، تازه طلاق گرفته‌اید، یا به تازگی پدرتان را از دست داده‌اید، و اکنون با پیشنهاد ازدواج مواجه شده‌اید، بدانید که فرد مورد نظر در مورد ازدواج خوب فکر نکرده است.

این موارد می‌تواند در مورد مردان هم صادق باشد. پسری که درآمد مناسبی ندارد و پدرش هم به‌تازگی ورشکست شده، آماده برای ازدواج نیست. این موارد را تعمیم دهید به پسری که سربازی نرفته، دانشجوست و تا چند سال دیگر موقعیت کار کردن ندارد و موارد دیگر.

آیا قبلا در این مورد با شما حرف زده؟
اگر فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد خیلی ناگهانی و غیرمنتظره پیشنهادش را مطرح کرده باید درباره آن بیشتر فکر کنید. معمولا مردها قبل از به نتیجه رسیدن درباره تصمیم به این مهمی، خوب درباره آن فکر کرده‌اند و همه جوانب کار را سنجیده‌اند. پس منطقی است شما متوجه این فکرها و روند تصمیم‌گیری آنها شده باشید. این فکرها لازم نیست مستقیم مطرح شوند. مثلا اگر نامزد شما قبلا درباره داشتن بچه نظر شما را پرسیده باشد، یعنی به مقوله ازدواج فکر کرده است. این فکرها می‌توانند در قالب سؤال‌های دیگری هم مطرح شده باشند. مثلا اینکه شما دوست دارید خانه‌تان کجا باشد، دوست دارید بعد از ازدواج کار کنید یا نه، درباره مهریه چه فکر می‌کنید، چه مجلسی را برای عروسی دوست دارید، درباره تربیت بچه‌ها چه فکر می‌کنید و سؤال‌هایی از این دست.

آیا وقت خواستگاری تعیین کرده؟
به هر حال مراحل ازدواج در فرهنگ ما سنتی انجام می‌شود و شما نمی‌توانید جدا از خانواده‌های‌تان در مورد این مسئله به توافق برسید. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید بعد از توافق اولیه‌ شما، بلافاصله درباره قرار گذاشتن خانواده‌ها با هم حرف بزند. شما تصمیم‌گیرنده نهایی نیستید و بعد از این مرحله این تصمیم باید به خانواده سپرده شود. فرد مورد نظر باید بلافاصله با پدرتان قرار بگذارد یا اجازه بگیرد مادرش برای قرار خواستگاری به مادر شما تلفن کند. اگر پیشنهاد ازدواج مطرح شد و مراحل بعدی و در جریان گذاشتن خانواده‌ها گفته نشد، یعنی آن تصمیم به اندازه کافی مصرانه و منطقی نیست.

آیا زمان و مکان مناسبی را انتخاب کرده؟
موقع راه رفتن، در ماشین، سر کار، بعد از یک روز خسته کننده در راه برگشت به خانه در مترو، در پارک، هیچ‌کدام از اینها جای مناسب برای دادن پیشنهاد ازدواج نیست.

فرد پیشنهاد دهنده باید قبلا در مورد کاری که می‌خواهد انجام دهد، فکر کرده باشد و این فکر در انتخاب مکان و زمان مناسب و روش صحیح صحبت کردن نمود پیدا می‌کند. روش درست این است که پیشنهاد در یک رستوران مناسب و قابل احترام مطرح شود. شما آماده یک بحث مهم باشید، هر دو لباس مناسب به تن داشته باشید، خسته نباشید و وقت کافی برای حرف زدن داشته باشید. رستوران شلوغی که در آن مدام از دور و بر میزتان آدم رد می‌شود و باید بلافاصله بعد از صرف غذا از آن بیرون بروید جای مناسبی برای این‌جور حرف‌ها نیست. البته اگر او شما را غافلگیر کرده و برای دادن پیشنهادش به شکل غیرمعمول برنامه‌ریزی کرده آن را درک کنید و جزء نکات مثبت به حساب بیاورید.

بعضی مردها دوست دارند متفاوت باشند. مثلا پیشنهاد ازدواج‌شان را روی جزوه‌ای که به‌ آنها داده‌اید، بنویسند، به شکل یک نامه‌ اداری به همراه دسته گل برای‌تان پست کنند یا در یک کنسرت از خواننده بخواهند پیشنهاد را در میکروفن از طرف او بیان کند.

آیا خانواده‌اش را در جریان گذاشته؟
ازدواج پیوند خانواده‌هاست. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید قبل از آن با خانواده‌اش صحبت کرده باشد. اگر خانواده او شما را نمی‌شناسند پیشنهاد ازدواج نمی‌تواند خیلی منطقی و فکر شده باشد.

آیا برای‌تان هدیه گرفته؟
هدیه دادن هنگام مطرح کردن پیشنهاد ازدواج یک رسم است. به علاوه این کار نشانه احترام فرد متقابل به شماست. مطرح کردن چنین درخواست بزرگی با دست خالی کمی زشت و غیرمحترمانه به نظر می‌رسد. اگر توافق دارید و فرد مورد نظر می‌داند به احتمال زیاد پاسخ شما مثبت است، معمولا باید هدیه مرسومی آماده کرده باشد. اگر در خانواده شما این رسم نیست یا طرف مقابل از جواب شما مطمئن نیست، تقدیم کردن یک دسته‌گل زیبا هم مناسب به نظر می‌رسد.

چیزی برای گفتن آماده کرده؟
نحوه عنوان کردن پیشنهاد ازدواج هم بسیار مهم است. کسی که به شما پیشنهاد می‌دهد باید از قبل حرفی برای گفتن آماده کرده باشد. باید کاملا محترم وارد صحبت شود و در صحبت‌هایش تمام جوانب را بسنجد. جواب شما باید برای او مهم باشد. این را از حرف‌هایش می‌توانید بفهمید. علاوه بر این او باید طبق شناختش از شما، خود را برای هر جوابی آماده کرده باشد و جواب شما را با روی باز پذیرا باشد. مردانی که بلافاصله و در همان روز منتظر جوابند یا خودخواه هستند یا غیرمنطقی. طبیعی است که شما برای فکر کردن درباره چنین سؤال مهمی چندین روز وقت بخواهید. حتی اگر فکر می‌کنید جواب‌تان مثبت است، باز هم بهتر است درباره آن فکر کنید و با چند نفر و از همه بهتر یک مشاور صحبت کنید.

 هموطن آنلاین

۱۴ رفتاری که نشان می‌دهد مردی به شما علاقه ندارد

۱۴ علامتی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردتان چندان به شما علاقه‌مند نیست. اگر مردی که در زندگی‌تان است چند مورد از این خصوصیات را نشان می‌دهد، دیگر زمان آن رسیده است که به او بگویید می‌خواهید از رابطه بیرون بروید.\n

۱۴ رفتاری که نشان می‌دهد مردی به شما علاقه ندارد

هر سنی که باشید یا هر سطح تجربه‌ای که داشته باشید، اینکه بدانید مردی به شما علاقه دارد یا نه کار دشواری است. خیلی از مردها ترجیح می‌دهند به صورت یک راز باقی بمانند، برای همه قسمت‌های زندگی‌شان حریم‌شخصی می‌خواهند تا زمانیکه برای یک تعهد آماده باشند. باید از مردانی که در همان قدم اول قصد و نیت‌شان را می‌گویند تشکر کنیم. اما برای بیشتر مردها باید از طریق اشارات ظریف متوجه نیت قلبی‌شان شویم. اگر نمی‌دانید طرفتان به شما علاقه‌مند است یا نه و مطمئن نیستید که باید از رابطه بیرون بیایید یا خیر، در زیر به ۱۴ علامتی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردتان چندان به شما علاقه‌مند نیست. اگر مردی که در زندگی‌تان است چند مورد از این خصوصیات را نشان می‌دهد، دیگر زمان آن رسیده است که به او بگویید می‌خواهید از رابطه بیرون بروید.

۱. ایمیل‌ها و پیامک‌های شما را پاسخ نمی‌دهد.

در این عصر تکنولوژی هیچ چیز ساده‌تر از فرستادن یک ایمیل یا یک پیامک به کسی نیست. اگر طرف‌ موردنظرتان ساعت‌ها --یا حتی روزها-- بعد به این نوع پیام‌های شما پاسخ می‌دهد، وقت آن رسیده است که او را فراموش کنید. دلیل این رفتار فقط تنبلی نیست، بی‌ادبی و بی‌توجهی هم هست. شاید چندان اهل پیامک فرستادن نباشد اما حداقل باید بتواند به طریقی دیگر با شما تماس بگیرد.

۲. فاصله جسمی و احساسی خود را با شما حفظ می‌کند.

آیا اغلب ارتباط چشمی خود با شما را قطع می‌کند، حتی وقتی تنهایید؟ یا هیچ چیزی درمورد جزئیات زندگی خود به شما نمی‌گوید؟ چنین مردی نمی‌خواهد با شما رابطه عمیقی ایجاد کند. البته دوستی با چنین کسی اشکالی ندارد اما نباید سرمایه‌گذاری احساسی روی او بکنید و بهتر است از او دور شوید.

۳. هیچوقت دنبالتان نمی آید.

مردی که دوستتان داشته باشد همه تلاشش را می‌کند که به شما نشان دهد برای او خاص هستید. کسی که حتی تا دم خانه‌تان نمی‌آید، نباید انتظاری برای یک رابطه طولانی‌مدت از او داشته باشید.

۴. از لمس کردن شما در محفل‌های عمومی خودداری می‌کند. ( درمورد افراد متاهل)

اگر می‌بینید که همسرتان در خانه‌اش دوست دارد در آغوشتان بگیرد، ببوسدتان یا ناز و نوازشتان کند اما در خیابان حتی دستتان را هم نمی‌گیرد باید هوشیار باشید. یا نمی‌خواهد در یک رابطه نزدیک با شما دیده شود یا می‌ترسد زنان دیگری که در زندگی‌شان است شما را با او ببینند. از چنین مردی باید دوری کند.

۵. بی‌ادبانه ایده‌های شما را تحقیر می‌کند.

ممکن است مردی با اینکه با نگرش شما مخالف است اما همچنان دوستتان داشته باشد و به شما احترام بگذارد. اما اگر بی‌ادبانه فقط قصد تحقیر نظریات شما را دارد، احتمالاً هیچ علاقه‌ای به شما ندارد. مطمئناً نباید با کسی بمانید که نمی‌تواند با شما درست رفتار کند.

۶. فقط نیمه شب به بعد شما را می‌بیند.

اگر فکر می‌کنید که او شما را فقط برای خوشگذرانی آخر شب خود می‌خواهد، شاید قبولش برایتان سخت باشد. نباید توقع داشته باشید که چنین رابطه‌ای به جایی برسد. اگر انتظار بیشتری از طرف‌مقابلتان دارید بهتر است جای دیگری دنبال مرد رویاهایتان بگردید.

۷. اجازه نمی‌دهد چیزی از وسایلتان را در اتومبیل او بگذارید.

اگر بیشتر وقت‌ها در کنارش هستید، مردی که دوستتان داشته باشد، خوشحال می‌شود که یکسری از وسایل ضروری‌تان را در اتومبیلش بگذارید. اما اگر طرف‌مقابلتان حتی اجازه نمی‌دهد لباستان در اتومبیلش بماند،  یا یک آدم شدیداً وسواسی است و یا سعی دارد شما را از زنان دیگری که با آنها در ارتباط است مخفی کند. در هر دو حالت بهتر است از او دور بمانید.

۸. در مراسم‌های مهم بدون شما شرکت می‌کند.

مهمانی دوستانش؟ شام سالگرد ازدواج خواهرش؟ شاید حتی تولد خودش؟ گاهی‌اوقات مردی می‌خواهد استقلال خود را حفظ کند و گاهی دیگر می‌خواهد مطمئن شود ممکن است دلیل این رفتارش این باشد که نمی‌خواهد خیلی شما را درگیر خانواده و دوستانش کند تا وقتی که خواست رابطه‌اش را راحت‌تر با شما بر هم بزند. در این صورت باید بدانید که خیلی برای او باارزش نیستید. شما هم راه‌های بهتری برای گذراندن وقتتان دارید -- با دوستان و خانواده خودتان که دوستتان دارند.

۹. از هرگونه برنامه‌ریزی برای آینده --چه کوتاه مدت و چه بلندمدت-- با شما خودداری می‌کند.

آیا این مرد شما را در حاشیه‌های زندگی خود نگه می‌دارد؟ برای تعطیلات آخر هفته خود جدا از شما برنامه می‌گذارد؟ اگر فقط قرارهای لحظه‌آخری با شما می‌گذارد، و بیشتر وقت خود را با دوستانش برنامه‌ریزی می‌کند، آنقدرها به شما علاقه‌مند نیست. ببخشید ولی شما لیاقت بهتر از اینها را دارید.

۱۰. برنامه‌های شما را در لحظه آخر کنسل می‌کند.

این هم یک نشانه مشخص دیگر است که یعنی ارزشی برای شما و وقتتان قائل نیست. برای کسی که ارزش شما را می‌داند جا بگذارید.

۱۱. درگیر زنی دیگر است.

این مرد ممکن است بگوید دوستتان دارد اما اگر واقعاً درگیر زنی دیگر باشد، نمی‌تواند همه عشق خود را وقف شما کند. این مرد را باید با دیگری شریک شوید، چطور می‌توانید چنین چیزی را تحمل کنید؟ بدتر اینکه حتی اگر آن زن را بخاطر شما ترک کند، به آن زن دروغ گفته است. به شما هم دروغ خواهد گفت. مطمئناً شما هم خواستار این نیستید. پس قوی باشید و سراغ مرد دیگری بروید.

۱۲. چندان علاقه‌ای به ایجاد صمیمیت به شما نشان نمی‌دهد.

اگر زندگی احساسی تان با این مرد ضعیف است، می‌خواهد به شما بگوید که بدون شما هم اموراتش می‌گذرد. این رفتار بسیار توهین‌آمیز، خسته‌کننده و کمی ناجوانمردانه است. شما به آن نیازی ندارید. هر کاری که فکر می‌کنید برای خودتان بکنید و مردی را پیدا کنید که باعث شود احساس جذابیت کنید.

۱۳. ناپدید می‌شود.

وقتی مردی را روزها، هفته‌ها یا ماه‌ها بدون هیچ توضیحی نمی‌بینید، یعنی آنقدرها به شما علاقه ندارد. ممکن است با کسان دیگری در ارتباط باشد یا نمی‌خواهد وقتش را با شما بگذراند. اگر شما به چشم آن مرد چندان جذاب نباشید، باید وقت گذاشته و کسی را پیدا کنید که تحسینتان کند. وقت، انرژی و عشق شما ارزشش را دارد.

۱۴. تشویقتان می‌کند با افراد دیگری قرار بگذارید.

این یک علامت مطمئن است که نشان می‌دهد او می‌خواهد کاملاً آزاد باشد و اصلاً به فکر متعهد کردن خود نیست. احتمالاً شما هم نمی‌توانید او را تغییر دهید، پس چرا باید وقتتان را تلف کنید؟ هیچ مردی ارزشش را ندارد. شما لیاقت مردی را دارید که بخواهد با شما وقت بگذراند و طبق شان‌تان با شما رفتار می‌کند. کسانی هستند که با کمال عشق و احترام با شما رفتار خواهند کرد. اگر طرف‌مقابل شما خیلی از این رفتارها را از خود نشان دهد، باید این نشانه را گرفته و حتی یک دقیقه دیگرتان را هم برای او تلف نکنید. شما لیاقت بهترین‌ها را دارید. خوب بگردید تا کسی را پیدا کنید که واقعاً شایسته شما باشد.

مردمان

با این روش ها به راحتی می توانید شوهرتان را عاشق تان کنید.

مطمئن باشید تا آنجا که برایش ممکن باشد از زندگی گذشته اش برایتان حرف خواهد زد اما اگر در مواردی سکوت می کند، نباید او را به دروغ گویی متهم کنید یا با قهر و تحت فشار قرار دادنش او را مجبور به فاش کردن راز هایش کنید.

با این روش ها به راحتی می توانید شوهرتان را عاشق تان کنید.

اغلب ما گمان می کنیم که آن ها ذاتا همین طور هستند و با چنین شخصیتی به دنیا آمده اند و به همین دلیل هیچ کاری برای تغییر این جنبه از شخصیت شان نمی توانیم بکنیم اما کمی بیشتر به این موضوع فکر کنید.

شاید دلیل این که شما و همسرتان نمی توانید در مورد احساسات با هم حرف بزنید شخصیت او نباشد بلکه باورهای نادرست شما چنین فاصله ای را میان تان ایجاد کرده است.

تا زمانی که شما فکر می کنید صحبت کردن از احساسات برای یک مرد، یک مشکل بزرگ است، قطعا نمی توانید آن طور که باید به او نزدیک شوید و با نفوذ کردن در احساساتش حرف دلش را هم بشنویدمرد ها هم در مورد احساسات شان حرف می زنند و هم با زبان بی زبانی آن را به ما نشان می دهند.
 
فقط کافی است، زبان شان را بشناسید تا حرف دل شان را بفهمید. به این 9 توصیه عمل کنید. نتیجه اش را خیلی زود خواهید دید.
 
زن زندگی باشید تا حسش را به شما بگوید

یک مرد برای این که از احساساتش حرف بزند، باید در مقابل همسرش احساس امنیت کند. او باید فکر کند، احساساتش برای شما ملموس و قابل پذیرش است و بدون این که در موردشان قضاوت کنید آن ها را می شنوید.
در بسیاری مواقع مرد ها فکر می کنند، با همسرشان زبان مشترکی ندارند و حرف زدن از احساسات شان به قیمت یک سوء تفاهم بزرگ تمام می شود. به همین دلیل آن ها تا نشانه های درست نبودن این موضوع را در شما و زندگی شان نبینند، از آنچه درون شان می گذرد حرف نمی زنند.
 
صادقانه بشنوید

ممکن است شما احساسات خصمانه تان را پنهان کنید و در لحظه ای که او از احساساتش حرف می زند وانمود کنید که درکش می کنید و همه چیز برای تان قابل پذیرش است اما باید بدانید که این بدترین راه است. اگر او بفهمد که همدردی شما صادقانه نیست و قضاوت دیگری روی حرف های او دارید اما نشان نمی دهید، قطعا از آن به بعد روی احساساتش سرپوش خواهد گذاشت.

او این نقاب دروغین را روی صورت شما تشخیص خواهد داد و به محض دیدنش از شما فاصله خواهد گرفت. به جای این کار، اجازه بدهید که او حتی آسیب پذیری تان را ببیند و به جایش نوعی حس اعتماد را در شما تشخیص دهد.
 
رفتارهایش را تحلیل کنید

مرد ها ترجیح می دهند، احساسات شان را از طریق حرکات و رفتار های شان به شما نشان بدهند، نه این که بگوییم هیچ وقت از زبان یک مرد « دوستت دارم » را نمی توانی بشنوی اما اگر فکر می کنید او قرار است هر روز با یک دسته گل به خانه بیایید و بعد از سلام این جمله را بگوید در اشتباهید.

اگر همسرتان عاشق تان باشد، در بیشتر شدن تلاش و انگیزه اش برای پیشرفت، حمایت کردن و مراقبت از شما و میلش برای تفریح از شیوه های شما و بودن با آدم های مورد علاقه تان نشان داده خواهد شد. عشق از نظر یک مرد یعنی تلاش بیشتر برای ساختن یک زندگی آرام تر؛ زندگی ای که در آن همسرش بتواند بدون دغدغه و با آرامش در کنارش بماند.
 
به او حس امنیت دهید

شما دوست دارید که در لحظه ای که سکوت کرده اید و در لاک خودتان فرو رفته اید، همسرتان کنارتان بنشیند و در مورد حسی که در این لحظه دارید با شما حرف بزند. حتی دوست دارید بپرسد که چرا در روزهای گذشته آرام بوده اید و چه چیزی شما را آزار می دهد.

این جرقه کافی است تا شما از تمامی احساساتی که در این ماه ها به شما هجوم آورده اند صحبت کنید و ذهن تان را آرام کنید اما در مورد مرد ها این طور نیست. آنها یک مکان امن می خواهند و یک زمان مناسب. مرد ها دوست ندارند که مدام در مورد حس شان پرس وجو کنید. فقط دوست دارند که شرایطی امن را فراهم کنید تا خودشان این واقعیت های درونی را بیرون بریزند.
 
احساسات‌تان را بدون مقصر دانستن او نشان دهید

شما اجازه دارید که احساسات تان را نشان دهید اما واکنش های خشمگینانه یا سرزنش را نه! حتی نباید برای به اشتراک گذاشتن حس درونی تان به او بگویید که باید یک تنه اوضاع را تغییر دهد و در غیر این صورت عواقب این کار رامی بینید. ترس، خشم، ناامنی و حتی خستگی می تواند باعث بروز واکنش های کنترل نشده ای شود اما اگر شما روی بدن و ذهن تان کنترل داشته باشید، می توانید بدون نشان دادن واکنش های هیجانی حس تان را بیان کنید یا اگر به جای این که بگویید از امشب باید زودتر به خانه برگردی، بگویید این روز ها کمی غمگینم و دوست دارم وقت بیشتری را با تو بگذرانم. در این شرایط، این که شما حس تان را از راهی امن با او درمیان می گذارید به او احساس آرامش خواهد داد و باعث خواهد شد که او هم بدون ترس از قضاوت شدن یا سرزنش شدن با شما حرف بزند.
 
حرف‌هایش را باور کنید

برخلاف زن ها که برای نشان دادن حس شان برنامه می ریزند یا نارضایتی شان را به زبان بی زبانی می گویند، مرد ها خیلی ساده آنچه در دل شان هست را نشان می دهند. در اغلب موارد دل و ذهن آن ها یکی است و اغلب مرد ها دلیلی نمی بینند که با نشان دادن احساسات دروغین همسرشان را فریب دهند.

 شاید شما فکر کنید که او تظاهر به دوست داشتن تان می کند اما در دلش چیز دیگری می گذرد.
 
رفتارهایش را در جمع ببینید

شیوه ای که او در میان جمع با شما برخورد می کند یکی از مهم ترین نشانه هاست. آیا در مقابل ادعاها یا برخورد های نادرست دیگران از شما حمایت می کند؟  آیا بعد از هر مهمانی از شما قدردانی می کند و به خاطر این که در مقابل دیگران او را سربلند کرده اید از شما تشکر می کند؟ اگر این طور باشد باید بگوییم که او یک مرد عاشق است.
 
زیادی از احساسات‌تان حرف نزنید

شما فکر می کنید که اگر احساسات تان را با او قسمت کنید، او هم از احساساتش با شما صحبت خواهد کرد و به همین دلیل با وجود مقاومت های او هر روز و هر لحظه می خواهید حس تان را با او در میان بگذارید. این درحالی است که مردها روند احساسی متفاوتی دارند و این راهی که در پیش گرفته به هیچ وجه در مورد او کارگر نخواهد شد.

گفتن بی وقفه از احساسی که دارید می تواند نتیجه برعکسی داشته باشد چون که مرد شما وقتی این قدر زیاد و اغراق شده در معرض حس تان قرار می گیرد نه تنها تمایلی برای شنیدن آن نخواهد داشت و آن را جدی نخواهد گرفت بلکه خودش هم گارد بیشتری می گیرد و سعی می کند آنچه در او می گذرد را با شما در میان نگذارد.
 
به رازهایش نزدیک نشوید

درست است! شما دوست دارید او را بیشتر بشناسید و از آنجایی که نسبت به او نوعی احساس مالکیت دارید، دلتان می خواهد که از همه راز و رمز هایش باخبر شوید اما دست نگه دارید. باید باور کنید که آدم ها برای زنده بودن به تعداد کمی راز احتیاج دارند. اجازه بدهید که برخی از گوشه های گذشته اش برای او مثل یک راز باقی بماند.

مطمئن باشید تا آنجا که برایش ممکن باشد از زندگی گذشته اش برایتان حرف خواهد زد اما اگر در مواردی سکوت می کند، نباید او را به دروغ گویی متهم کنید یا با قهر و تحت فشار قرار دادنش او را مجبور به فاش کردن راز هایش کنید.

زندگی او از زمانی که با شما آشنا شده متعلق به شماست، پس بگذارید که گذشته در گذشته باقی بماند.

*تبیان

با این تکنیک ها ی جالب همسرتان حرف شنو می شود

به بندگانم بگو: «سخنى بگویند كه بهترین باشد! چرا كه (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها نزاع ودعوا می اندازد، همیشه شیطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است!

با این تکنیک ها ی جالب همسرتان حرف شنو می شود

« سخن » ، وسیله وابزاری است که انسان ها را به یکدیگر مرتبط نموده وافکار درونی خود را به هم منتقل میکنند . این سخن گاهی موجب آرامش یکدیگر وکسب محبت نسبت به هم می شود ، گاهی هم به تعبیر علی (ع) تیری به سوی مقابل می باشد واورا زخمی می کند .

علی (ع) :رُبِّ كَلَامٍ‏ كَلَّامٌ‏. «بسا سخنی که بسیار زخم زننده است » .

در روابط زناشویی ، نوع سخن گفتن و به چه لحنی گفته شود ، در تحکیم زندگی، بسیار مۆثر است . زن ومرد می بایست با توجه به ویژگی های جنسیتی در صحبت کردن با همسر خود دقت نماید .

بسیاری از اوقات زن یا مرد بدون توجه به ویژگی وحساسیت روحی وروانی جنسیتی ، با همسرش در مورد موضوعی سخن می گوید ودر کمال تعجب مشاهده می کند که همسرش برآشفته شده وعکس العمل منفی از خود بروز می دهد و با تعجب به همسرش به تندی می گوید :« من که چیزی نگفتم تو این جور برآشفته شده ای !!!» . این سۆال طرف مقابل را بیشتر عصبانی کرده واز این که همسرش او را درک نمی کند ، رنجیده خاطر می شود .

بنابراین زن و مرد ، می بایست به ویژگی های جنسیتی ، در صحبت کردن با همسرشان دقت کنند

ویژگی های « مرد » که هر زنی می بایست در صحبت کردن با شوهر خودش رعایت نماید عبارت است از :

1 ـ مرد دوست دارد مورد تأیید قرار بگیرد

هر گونه سخنی که « مرد » احساس کند این نیازش خدشه دار شده است ، او را عصبانی کرده و واکنش نشان می دهد . به طور مثال اگر شوهرتان در مورد مطلبی صحبت می گوید ، شما با مطلب او مخالف هستی و می خواهی مطلب او را تصحیح کنید ؛ اگر مستقیم گفتید « این مطلب نادرست واشتباه است » او جبهه می گیرد وبا عصبانیت از مطلب خودش دفاع می کند ( حتی اگر حق باشما باشد ) . در این وضیعت،بین شما وشوهرتان ایجاد تشنج شده و گاهی اوقات به نزاع های بزرگی منجر می شود !

اگر همین مطلب درست خودرا با توجه به نیاز روانی فوق « مرد» بدین گونه بیان می کردید هیچ گونه ناراحتی به وجود نمی آمد واز شما هم راضی وخوشحال می شد .

« عزیزم ، خوشحالم که این مطلب را از شما می شنوم و من مطمئنم که در این مسئله حتماً موفق خواهی بود ؛ ولی آیا در باره فلان مسئله این موضوع فکر کرده اید ؟ ( به وسیله طرح سۆال ، مطلبی که فکر می کنید شوهرتان غافل شده بیان می کنید ) . منتظر پاسخ ایشان می مانید ؛ شاید هم دلیل قانع کننده ای برای اثبات صحت مطلبش داشته باشد .

از این رو به جای جمله « نه ! این هیچ درست نیست وکاملاً اشتباه است !! » خوب است بگویید :

خیلی عالی است وخوشحالم ولی عزیزم آیا با فلان مطلب ( ایرادی که به ذهن شماست بیان نمایید ) دقت کرده ای ؟ ممکن است برای من توضیح بیشتر دهید ؟

2 ـ مرد نیاز به ریاست ومدیریت در خانواده را دارد

اگر شما دائم به شوهرتان دستور بدهید وبرای او برنامه بچینید ، یا آن که قبل از این که به شوهرتان بگویید اورا در برابر عمل انجام شده قرار بدهید ، منتظر عکس العمل او باشید . زیرا او احساس می کند که « مدیریت » او خدشه دار شده است وتبدیل به موجودی بی خاصیت شده است !! شاید شما چنین منظوری نداشته باشید ولی « مرد » چنین برداشتی خواهد داشت !

بنابراین خوب است درمواردی که می خواهید برنامه ای به شوهرتان بگویید به شکل پیشنهاد به او بگویید ومنتظر تصمیم گیری اوباشید مثلاً به جا ی جمله « امروز به فلان جابرویم » بگوییم « عزیزم به نظر شما صلاح می دانید( وقت دارید ) امروز به فلان جا برای فلان کار برویم ؟ نظر شما چیست ؟

با این ادبیات صحبت کردند حداقل 90% پیشنهادات شما را می پذیرد ؛ در حالی جملاتی که در حالت دستوری بیان می کنید ، به احتمال زیاد شوهرتان مخالفت می کند.

خدای متعال نیز در قرآن با تأکید به این که بندگانش با دیگران به نحو احسن سخن بگویند والاّ شیطان بین آنها نزاع ودعوا راه می اندازد :

وَ قُل لِّعِبَادِى یَقُولُواْ الَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَنَ یَنزَغُ بَیْنهَُمْ إِنَّ الشَّیْطَنَ كاَنَ لِلْانسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا

به بندگانم بگو: «سخنى بگویند كه بهترین باشد! چرا كه (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنهانزاع و دعوا می اندازد ؛همیشه شیطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است! (سوره اسرا آیه 53).

در مقاله بعدی انشاالله در مورد سخن گفتن آقایون به همسرشان گفتگو خواهد شد . مردان با « همسران » خودبا توجه به تفاوت جنسیتی چگونه سخن بگویند که موجب جلب « همسرشان » شود .


شب خواستگاری

شب خواستگاری کم از صبح پادشاهی نیست! خواستگاری، نقطه مهم‌ترین تغییر در مسیر زندگی است؛ مسیری که می‌تواند همراه خوشبختی باشد یا نباشد. معلوم است که نمی‌توان انتظار داشت دو طرف در این شب به شناختی دقیق و کافی از هم برسند

قبل از خواستگاری تکلیف‌تان را با این 6موضوع روشن کنید

گاهی اشتباه‌های ناخواسته در شب خواستگاری می‌تواند سرنوشت دختر و پسری را تغییر دهد. توصیه‌های کارشناسان ما را در مورد سوال‌هایی که باید بپرسید یا نپرسید، رفتارهایی که باید انجام دهید یا ندهید و حرف‌هایی که باید بزنید یا نزنید بخوانید.


شباهت اقتصادی و فرهنگی
هر دو خانواده باید از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در یک رده باشند؛ برای مثال طبقه آنها از نظر اقتصادی متوسط محسوب شود. اگر تفاوت فاحشی بین دو خانواده وجود داشته باشد، حتی اگر عضو یک خانواده یا یک قوم باشند، بهتر است با هم ازدواج نکنند. در این راستا پرسش‌ها و نکته‌های متداولی وجود دارند که دو خانواده می‌توانند از یکدیگر بپرسند یا به آنها توجه کنند؛ برای مثال شغل پدر و حدود درآمد او، شغل پسر و درآمد احتمالی او، محل قرار گرفتن خانه‌ دو طرف، وضعیت ظاهری خانه دختر و‌...

همچنین یکی از راه‌هایی که در تشخیص تناسب فرهنگی دو خانواده به دختر و پسر کمک می‌کند این است که به نوع رابطه اعضای خانواده طرف مقابل با یکدیگر و نوع واکنش‌های آنها در برابر مسائل مختلف دقت کنند


زیبایی ظاهری
توصیه می‌شود دختر و پسر از نظر ظاهری تاحدودی در یک سطح باشند؛ به این معنا که یکی از آنها خیلی زیبا و دیگری زشت یا یکی خیلی چاق و درشت هیکل و دیگری ضعیف و کوچک نباشد. البته مهم این است که دو طرف همدیگر را بپسندند و نظر دیگران در این میان مطرح نیست.

گاهی دختر و پسر از نظر ظاهری با هم تفاوتی دارند که در عرف چندان پسندیده نیست؛ برای مثال قد دختر از قد پسر بلندتر است. در این شرایط هم خواست و تمایل دو طرف مهم است. دختر و پسر در مورد بحث مقبولیت ظاهری، باید به یک نکته توجه کنند؛ در شش ماه تا حداکثر یک سال نخست ازدواج افزایش فعالیت هورمون‌های جنسی باعث جذابیت طرف مقابل می‌شود ولی با گذشت زمان فعالیت این هورمون‌ها کاهش می‌یابد و زن و شوهر باید در زمینه‌های دیگر برای هم جذابیت داشته باشند. در این شرایط جاذبه ظاهری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.


سلامت و بلوغ عاطفی
دختر و پسر باید به بلوغ روانی و پختگی عاطفی رسیده باشند. آنها باید از نظر روانی برای ازدواج آماده باشند. در این صورت دعوا، درگیری و قهر کمتری بین همسران رخ می‌دهد. در صورت بروز اختلاف‌نظر نیز با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. یکی از مواردی که می‌تواند از درگیری بی‌دلیل بین همسران جلوگیری کند این است که از حساسیت‌های همدیگر آگاه باشند؛ برای مثال دختر و پسر می‌توانند از یکدیگر بپرسند: «چقدر برای تو مهم است روزهای خاص مانند تولد و سالگرد ازدواج را به یاد داشته باشم؟»، «اگر زمانی یادم نبود یا دیر به یادش افتادم خیلی ناراحت می‌شوی؟

عکس‌العمل تو چه خواهد بود؟» آنها می‌توانند از همدیگر درباره حساسیت‌ها و علاقه‌ها (مواردی که آنها را خوشحال یا عصبانی می‌کند)، میزان روابط اجتماعی، نوع رابطه با خانواده، علاقه به رفت‌وآمد با دوستان و اقوام و مواردی از این دست بپرسند. دو طرف باید از نظر روانی و عاطفی سالم باشند؛ البته در جلسه نخست نمی‌توان در این مورد مطمئن شد و شناخت کاملی از طرف مقابل به دست آورد. با این وجود دختر و پسر می‌توانند از همدیگر در مورد سلامتی هم سوال کنند.


تشابه ارزش‌های اخلاقی و مذهبی
ارزش‌های اخلاقی و مذهبی دختر و پسری که می‌خواهند ازدواج کنند باید مشابه باشد. هر دوی آنها باید به ارزش‌هایی مانند راستگویی یا ظلم نکردن به دیگران، به یک ‌اندازه اعتقاد داشته باشند. چهارچوب اعتقادی و ایدئولوژیک آنها نیز باید مشابه باشد. در این راستا دختر و پسر می‌توانند از یکدیگر مثلا درباره نوع پوشش خانم بپرسند؛ خانم تمایل دارد چه پوششی داشته باشد و آقا به چه پوششی اعتقاد دارد. چنین مسائلی باید از همان ابتدای آشنایی مشخص شود.

افراد زیادی هستند که پیش از ازدواج درباره اعتقادات و حساسیت‌های این چنینی با هم گفت‌وگو نکرده‌اند و با خود گفته‌اند: «بعد از ازدواج اصلاحش می‌کنم» یا «او را تغییر می‌دهم». ولی بعد از ازدواج قرار نیست هیچ‌ یک از دو طرف تغییر کند. دختر و پسر هر انتظاری که از یکدیگر دارند باید قبل از ازدواج با هم در میان بگذارند.


اشتغال خانم
در صورتی که دختر تصمیم دارد پس از ازدواج به کار و اشتغال خود ادامه دهد، باید از همان ابتدا در این مورد با آقای خواستگار صحبت کند. پسر هم باید نظر خود را در این مورد با صداقت و دقیق بیان کند؛ آیا به طور کلی با کار کردن زن مخالف است و ترجیح می‌دهد همسر آینده‌اش خانه‌دار باشد؟ آیا با کارکردن او در بعضی محیط‌های کاری یا به صورت پاره‌وقت موافق است؟ یا به طور کلی با اشتغال همسرش مشکلی ندارد؟


تناسب سطح تحصیلی
سطح تحصیلی دختر و پسر باید تناسب داشته باشد. اگر فاصله بین مدرک تحصیلی آنها زیاد باشد احتمال اینکه دچار مشکل شوند و همدیگر را درک نکنند، وجود دارد. ضمن اینکه اگر سطح تحصیلات دختر بالاتر باشد، ممکن است مرد احساس حقارت کند.


منبع:‌همشهری تندرستی

14 علامت

۱۴ علامتی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردتان چندان به شما علاقه‌مند نیست. اگر مردی که در زندگی‌تان است چند مورد از این خصوصیات را نشان می‌دهد، دیگر زمان آن رسیده است که به او بگویید می‌خواهید از رابطه بیرون بروید.\n

۱۴ رفتاری که نشان می‌دهد مردی به شما علاقه ندارد

هر سنی که باشید یا هر سطح تجربه‌ای که داشته باشید، اینکه بدانید مردی به شما علاقه دارد یا نه کار دشواری است. خیلی از مردها ترجیح می‌دهند به صورت یک راز باقی بمانند، برای همه قسمت‌های زندگی‌شان حریم‌شخصی می‌خواهند تا زمانیکه برای یک تعهد آماده باشند. باید از مردانی که در همان قدم اول قصد و نیت‌شان را می‌گویند تشکر کنیم. اما برای بیشتر مردها باید از طریق اشارات ظریف متوجه نیت قلبی‌شان شویم. اگر نمی‌دانید طرفتان به شما علاقه‌مند است یا نه و مطمئن نیستید که باید از رابطه بیرون بیایید یا خیر، در زیر به ۱۴ علامتی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردتان چندان به شما علاقه‌مند نیست. اگر مردی که در زندگی‌تان است چند مورد از این خصوصیات را نشان می‌دهد، دیگر زمان آن رسیده است که به او بگویید می‌خواهید از رابطه بیرون بروید.

۱. ایمیل‌ها و پیامک‌های شما را پاسخ نمی‌دهد.

در این عصر تکنولوژی هیچ چیز ساده‌تر از فرستادن یک ایمیل یا یک پیامک به کسی نیست. اگر طرف‌ موردنظرتان ساعت‌ها --یا حتی روزها-- بعد به این نوع پیام‌های شما پاسخ می‌دهد، وقت آن رسیده است که او را فراموش کنید. دلیل این رفتار فقط تنبلی نیست، بی‌ادبی و بی‌توجهی هم هست. شاید چندان اهل پیامک فرستادن نباشد اما حداقل باید بتواند به طریقی دیگر با شما تماس بگیرد.

۲. فاصله جسمی و احساسی خود را با شما حفظ می‌کند.

آیا اغلب ارتباط چشمی خود با شما را قطع می‌کند، حتی وقتی تنهایید؟ یا هیچ چیزی درمورد جزئیات زندگی خود به شما نمی‌گوید؟ چنین مردی نمی‌خواهد با شما رابطه عمیقی ایجاد کند. البته دوستی با چنین کسی اشکالی ندارد اما نباید سرمایه‌گذاری احساسی روی او بکنید و بهتر است از او دور شوید.

۳. هیچوقت دنبالتان نمی آید.

مردی که دوستتان داشته باشد همه تلاشش را می‌کند که به شما نشان دهد برای او خاص هستید. کسی که حتی تا دم خانه‌تان نمی‌آید، نباید انتظاری برای یک رابطه طولانی‌مدت از او داشته باشید.

۴. از لمس کردن شما در محفل‌های عمومی خودداری می‌کند. ( درمورد افراد متاهل)

اگر می‌بینید که همسرتان در خانه‌اش دوست دارد در آغوشتان بگیرد، ببوسدتان یا ناز و نوازشتان کند اما در خیابان حتی دستتان را هم نمی‌گیرد باید هوشیار باشید. یا نمی‌خواهد در یک رابطه نزدیک با شما دیده شود یا می‌ترسد زنان دیگری که در زندگی‌شان است شما را با او ببینند. از چنین مردی باید دوری کند.

۵. بی‌ادبانه ایده‌های شما را تحقیر می‌کند.

ممکن است مردی با اینکه با نگرش شما مخالف است اما همچنان دوستتان داشته باشد و به شما احترام بگذارد. اما اگر بی‌ادبانه فقط قصد تحقیر نظریات شما را دارد، احتمالاً هیچ علاقه‌ای به شما ندارد. مطمئناً نباید با کسی بمانید که نمی‌تواند با شما درست رفتار کند.

۶. فقط نیمه شب به بعد شما را می‌بیند.

اگر فکر می‌کنید که او شما را فقط برای خوشگذرانی آخر شب خود می‌خواهد، شاید قبولش برایتان سخت باشد. نباید توقع داشته باشید که چنین رابطه‌ای به جایی برسد. اگر انتظار بیشتری از طرف‌مقابلتان دارید بهتر است جای دیگری دنبال مرد رویاهایتان بگردید.

۷. اجازه نمی‌دهد چیزی از وسایلتان را در اتومبیل او بگذارید.

اگر بیشتر وقت‌ها در کنارش هستید، مردی که دوستتان داشته باشد، خوشحال می‌شود که یکسری از وسایل ضروری‌تان را در اتومبیلش بگذارید. اما اگر طرف‌مقابلتان حتی اجازه نمی‌دهد لباستان در اتومبیلش بماند،  یا یک آدم شدیداً وسواسی است و یا سعی دارد شما را از زنان دیگری که با آنها در ارتباط است مخفی کند. در هر دو حالت بهتر است از او دور بمانید.

۸. در مراسم‌های مهم بدون شما شرکت می‌کند.

مهمانی دوستانش؟ شام سالگرد ازدواج خواهرش؟ شاید حتی تولد خودش؟ گاهی‌اوقات مردی می‌خواهد استقلال خود را حفظ کند و گاهی دیگر می‌خواهد مطمئن شود ممکن است دلیل این رفتارش این باشد که نمی‌خواهد خیلی شما را درگیر خانواده و دوستانش کند تا وقتی که خواست رابطه‌اش را راحت‌تر با شما بر هم بزند. در این صورت باید بدانید که خیلی برای او باارزش نیستید. شما هم راه‌های بهتری برای گذراندن وقتتان دارید -- با دوستان و خانواده خودتان که دوستتان دارند.

۹. از هرگونه برنامه‌ریزی برای آینده --چه کوتاه مدت و چه بلندمدت-- با شما خودداری می‌کند.

آیا این مرد شما را در حاشیه‌های زندگی خود نگه می‌دارد؟ برای تعطیلات آخر هفته خود جدا از شما برنامه می‌گذارد؟ اگر فقط قرارهای لحظه‌آخری با شما می‌گذارد، و بیشتر وقت خود را با دوستانش برنامه‌ریزی می‌کند، آنقدرها به شما علاقه‌مند نیست. ببخشید ولی شما لیاقت بهتر از اینها را دارید.

۱۰. برنامه‌های شما را در لحظه آخر کنسل می‌کند.

این هم یک نشانه مشخص دیگر است که یعنی ارزشی برای شما و وقتتان قائل نیست. برای کسی که ارزش شما را می‌داند جا بگذارید.

۱۱. درگیر زنی دیگر است.

این مرد ممکن است بگوید دوستتان دارد اما اگر واقعاً درگیر زنی دیگر باشد، نمی‌تواند همه عشق خود را وقف شما کند. این مرد را باید با دیگری شریک شوید، چطور می‌توانید چنین چیزی را تحمل کنید؟ بدتر اینکه حتی اگر آن زن را بخاطر شما ترک کند، به آن زن دروغ گفته است. به شما هم دروغ خواهد گفت. مطمئناً شما هم خواستار این نیستید. پس قوی باشید و سراغ مرد دیگری بروید.

۱۲. چندان علاقه‌ای به ایجاد صمیمیت به شما نشان نمی‌دهد.

اگر زندگی احساسی تان با این مرد ضعیف است، می‌خواهد به شما بگوید که بدون شما هم اموراتش می‌گذرد. این رفتار بسیار توهین‌آمیز، خسته‌کننده و کمی ناجوانمردانه است. شما به آن نیازی ندارید. هر کاری که فکر می‌کنید برای خودتان بکنید و مردی را پیدا کنید که باعث شود احساس جذابیت کنید.

۱۳. ناپدید می‌شود.

وقتی مردی را روزها، هفته‌ها یا ماه‌ها بدون هیچ توضیحی نمی‌بینید، یعنی آنقدرها به شما علاقه ندارد. ممکن است با کسان دیگری در ارتباط باشد یا نمی‌خواهد وقتش را با شما بگذراند. اگر شما به چشم آن مرد چندان جذاب نباشید، باید وقت گذاشته و کسی را پیدا کنید که تحسینتان کند. وقت، انرژی و عشق شما ارزشش را دارد.

۱۴. تشویقتان می‌کند با افراد دیگری قرار بگذارید.

این یک علامت مطمئن است که نشان می‌دهد او می‌خواهد کاملاً آزاد باشد و اصلاً به فکر متعهد کردن خود نیست. احتمالاً شما هم نمی‌توانید او را تغییر دهید، پس چرا باید وقتتان را تلف کنید؟ هیچ مردی ارزشش را ندارد. شما لیاقت مردی را دارید که بخواهد با شما وقت بگذراند و طبق شان‌تان با شما رفتار می‌کند. کسانی هستند که با کمال عشق و احترام با شما رفتار خواهند کرد. اگر طرف‌مقابل شما خیلی از این رفتارها را از خود نشان دهد، باید این نشانه را گرفته و حتی یک دقیقه دیگرتان را هم برای او تلف نکنید. شما لیاقت بهترین‌ها را دارید. خوب بگردید تا کسی را پیدا کنید که واقعاً شایسته شما باشد.

مردمان

سايت زيتون

http://zatun2002.persianblog.ir/

راز افزایش لذت جنسی در رابطه زناشویی



 

راز افزایش لذت جنسی در رابطه زناشویی
رازی که رابطه جنسی بین زوجین را عالی می‌کند وشور و شهوت جنسی را زنده نگه می‌دارد، در مفهوم دو قطبی بدن رابطه جنسی نهفته است...
 همان طور که قطب منفی آهن‌ربا قطب مثبت آهن‌ربای دیگر را جذب می‌کند، زوج به هنگام پرداختن به رابطه جنسی با نشان دادن قطبیت مخالف هم، باعث افزایش جذابیت،‌ خواهش و لذت جنسی می‌شوند.
در رابطه جنسی، دو قطب مخالف وجود دارد:‌ لذت بخشیدن و لذت بردن،‌ وقتی یکی لذت می‌بخشد و دیگری لذت می‌برد، لذت جنسی به سادگی ایجاد می‌شود. در رابطه جنسی دو قطبی، طرفین به نوبت و به طور آگاهانه در قطب‌های مخالف جابه‌جا می‌شوند تا خواهش و لذت را به اوج برسانند. در حالی که یکی لذت می‌دهد، دیگری لذت می‌برد؛ و سپس چرخه‌ عوض می‌شود: اولی باز می‌ایستد تا دومی لذت دریافت کند.
این رابطه دو مرحله دارد:‌ ابتدا مرد دریافت می‌کند و زن می‌بخشد؛ سپس مرد به لذت دادن و برآوردن نیازهای زن می‌پردازد و زن توجه‌اش را به بهره‌بردن معطوف می‌کند.

در مرحله‌ی اول رابطه جنسی دو قطبی،‌ مرد مقدم بر هر چیز در پی لذت خود است، مطمئناً دلش خواهان لذت بردن زن نیز هست، ‌ولی فعلاً به آن توجهی ندارد. در این حالت،‌ زن در قطب مخالف به سر برده،‌ به فکر تحریک مرد است و انتظار تحریک شدن ندارد.
اما، در مرحله‌ی دوم، نوبت به زن می‌رسد که دریافت کند و مرد لذت ببخشد. زن هر آنچه می‌توانسته برای لذت دادن به مرد صرف کرده و حال زمان آن است که لذت ببرد. به این طریق،‌ هر دو آنچه را که می‌خواهند به دست می‌آورند.
ابداع رابطه جنسی به صورت دو قطبی
مرد دوست ندارد همیشه بدون هیچ چشم‌داشتی وقت طولانی‌ای را صرف پیش نوازش شریک جنسی‌اش کند تا او را به ارگاسم برساند.
اگر مرد علاقه‌ به پیش نوازش همیشگی ندارد، به دلیل اهمیت ندان به لذت زن نیست،‌ بلکه بنا به شرایطی است که خود او دارد. تفاوت زمانی میان تحریک‌پذیری مرد با زن در برخی موارد مسئله‌‌ساز است.
مر با توجه به خود و بدون پیش‌نوازش زن، باعث ایجاد مقاومت در زن می‌شود. انتظارهای طولانی نیز مرد را مستأصل می‌کند. اگر مرد ابتدا ارگاسم داشته باشد، انرژی کافی برای برآوردن نیاز زن نخواهد داشت. بنابراین، در فقدان مطلوبیت، مرد علاقه به نزدیکی را از دست می‌دهد؛ زیرا دیگر حاضر نیست آن زمان طولانی را صرف کند. به او حق هم باید داد. در انتهای یک روز کاری پرمشغله، گاه واقعاً خسته و بی‌حوصله می‌شود. فکر این که باید تمام آن پیش‌نوازش‌ها را انجام دهد، به راستی مأیوس کننده و از تحرک اندازنده است.
البته آن طرف قضیه، برای زن نیز شرایط مشابه‌ای وجود دارد. زن نسبت به نزدیکی سرد می‌شود، زیرا وقتی مرد می‌کوشد سریع به او ارگاسم دهد، مایل نیست با واکنش مثبت نداشتن مرد را مستأصل کند. به این علت، لذت رابطه جنسی برایش کاهش می‌یابد و او علاقه‌اش را از دست می‌دهد. در واقع، رابطه جنسی وقتی خوشایند است که زن خود را ناگزیر به برانگیخته شدن فوری نبیند. او هیچگاه به درستی نمی‌داند چقدر طول خواهد کشید و یا این بار رخ خواهد داد یا نه.
رابطه جنسی دو قطبی راه حل مشکل را به دست می‌دهد و (همان طور که خواهید دید) مزایای بسیار دیگری نیز دارد. مرد به جای انتظار کشیدن و احساس حرمان کردن، می‌تواند ابتدا به کار خود بپردازد و هرکاری که موجب برانگیختنش می‌شود انجام دهد. سپس وقتی به آستانه‌ی ارگاسم رسید، وقتش رسیده متوقف شود و شروع به تحریک همسرش کند. در این مواقع،‌ همه‌ی پیش‌نوازش‌هایی که زن نیاز دارد به او می‌دهد تا او ارگاسم را تجربه کند. آنگاه خود نیز به ارگاسم می‌رسد.
غالباً رابطه جنسی دو قطبی با تحریک مرد و رشد خواهشش برای رهایی شروع می‌شود و زن فقط از تحریک مرد و دیدن برانگیختگی او لذت می‌برد.
زن همانند مرد تحریک نمی‌شود. هدف هم این نیست. او صرفاً شوهر را تحریک می‌کند. برای این منظور نیز می‌تواند به نوازش یا در آغوش گرفتن مرد بپردازد یا از شیوه‌های دیگری استفاده کند. تمام کارها برای ایجاد برانگیختگی در مرد است. در این زمان، مرد در حال دریافت کردن و لذت بردن است و زن در حال لذت بخشیدن به اوست.
بعد از حدود پنج دقیقه،‌ مرد که به اوج نزدیک شده و در مرزهای ارگاسم به سر می‌برد، علامتی به زن می‌دهد تا از تحریک بیشتر او باز ایستد.
مرد آمادگی یافته تمام لذتی را که از زن برده به او بدهد. همچنان که مرد به آهستگی تحریک را شروع می‌کند، ‌زن می‌تواند بیاساید و به لذت بردن و احساس کردن بدن خویش بپردازد. این را به یاد بسپارید، مرد دو تا سه دقیقه برای برانگیخته شدن نیاز دارد، اما زن ده برابرش را می‌خواهد.
از نظر علمی مرد دو تا سه دقیقه بیشتر برای برانگیختگی و به ارگاسم رسیدن نیاز ندارد، ولی باید به خود یادآور شود زن به ده برابر آن، یعنی بیست تا سی‌ دقیقه وقت نیاز دارد.
عوض کردن قطب‌ها
در دفعات اول، برای مرد متوقف شدن،‌ عوض کردن قطب‌ها و به مرحله‌ی دوم رفتن بسیار سخت به نظر می‌رسد. به خصوص، هنگامی که در مرحله‌ی اول به مقاربت پرداخته باشند، ممکن است به شدت تحریک شده باشد. خوشبختانه مرد نسبت به نیازهای همسرش بسیار حساس است و وقتی حس کند زن برای تحریک شدن و رسیدن به ارگاسم نیازمند خودداری اوست؛ کنترل مورد نیاز را بر خود اعمال می‌کند.
بیولوژی متفاوت زنان و مردان باعث می‌شود بعد از ارگاسم تجارب متفاوتی داشته باشند. برانگیختگی زن بعد از ارگاسم حفظ می‌شود و حتی می‌تواند لذت بیشتری از مقاربت ببرد. در این حالت،‌ هورمون‌های لذت‌بخش زن در سطح بالایی باقی می‌مانند. مرد این گونه نیست. او بلافاصله بعد از ارگاسم برانگیختگی‌اش را از دست می‌دهد و هورمون‌های لذت‌بخشش بی‌درنگ پراکنده و ناپدید می‌شوند. وقتی مرد کارش تمام شد،‌ تمام شده است.
اکنون بهتر می‌توانید بفهمید چرا تقدم ارگاسم زن بر مرد اهمیت دارد. اگر مرد ابتدا ارگاسم داشته باشد، دیگر انرژی‌ای برایش باقی نمی‌ماند تا زن را سیراب کند؛ اما زن پس از ارگاسم داشتن، چون همچنان برانگیخته است،‌ هم به مرد ارگاسمش را می‌دهد و هم خود از ادامه یافتن مقاربت، لذت بیشتری می‌برد.
 

گفت‌و‌گوهای جنسی قبل از ازدواج را جدی بگیرید!

در زمانه ما، بعد از ازواج یکی از دلایل افزایش طلاق وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد به آن است. متاسفانه هنوز هم بسیاری از دختران و پسران طی گفت‌و‌گوهای قبل از ازدواج، به نگرش و انتظارهای خود از رابطه زناشویی اشاره نمی‌کنند. اما واقعیت این است که برآورده‌نشدن توقعات در رابطه زناشویی می‌تواند باعث سردی رابطه و نابسامانی‌های دیگر شود.

گفت‌و‌گوهای جنسی قبل از ازدواج را جدی بگیرید!

چرا باید درباره مسائل جنسی قبل ازدواج صحبت کنیم؟

اگر از دختر و پسری که حتی تاریخ ازدواجشان را تعیین کرده‌اند سوال شود: «آیا راجع به مسایل زناشویی با همدیگر صحبت کرده‌اید یا نه؟» در بیشتر موارد می‌گویند: «نه، ما فکر نمی‌کردیم این موضوع مهم باشد» یا می‌گویند: «ما این جور صحبت‌ها را به بعد از ازدواج موکول کرده‌ایم، به‌دلیل اینکه بعد راحت‌تر می‌توانیم در مورد آن صحبت کنیم.»
چنین زوج‌هایی نمی‌دانند این گونه صحبت‌ها به قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای ازدواج مربوط است، نه بعد از ازدواج. آیا شما هم معتقدید گفت‌وگو راجع به مسایل زناشویی باید به بعد از ازدواج موکول شود؟ آیا بعد از ازدواج برای اینگونه صحبت‌ها دیر نیست؟ اگر بعد از ازدواج متوجه شدید که با یکدیگر در این‌باره توافق ندارید، راه‌حل چیست؟ آیا می‌توان براحتی در ازدواج خود تجدیدنظر کرد؟

کی صحبت کنیم؟

رابطه بین زن و شوهر، با سایر رابطه‌های اجتماعی، دوستی و خانوادگی متفاوت است. این رابطه ۴ اصل دارد و وجود مشکلات جدی در هر کدام از این اصول، موثر نبودن تلاش‌های زوج در حل این مشکلات، و ناامیدی یا دست از تلاش برداشتن، می‌تواند خطر جدی برای سلامت و آینده رابطه باشد. پایه‌های اصلی رابطه زناشویی عبارت است از: چارچوب (ویژگی‌ها و شرایط مشابه)، علاقه و رابطه عاطفی، داشتن رابطه زناشویی رضایت‌بخش، و تعهد و احساس مسئولیت به یکدیگر.
در دین و فرهنگ‌ ما و بسیاری از فرهنگ‌ها، برقراری رابطه زناشویی قبل از ازدواج، مشروع و پذیرفته نیست اما برخی می‌پرسند: آیابدون داشتن چنین تجربه‌ای می‌توان در این حیطه، اطلاعاتی راجع به خود و طرف مقابل به‌دست آورد؟
پاسخ این است که قبل از ازدواج لازم است دختران و پسران از طریق مطالعه و گفت‌وگو با افراد واجد صلاحیت، آموزش‌هایی را در مورد رابطه زناشویی ببینند و تا حدودی به ارزیابی نگرش، انتظار‌ها و تمایل خود درباره این رابطه بپردازند. در این گفت‌وگو‌ها نکته‌هایی مطرح می‌شود که همسران از طریق آن می‌توانند اطلاعات بیشتری در مورد رابطه زناشویی بعد از ازدواجشان به‌دست آورند.

زمانی که همسران آینده، در مورد بیشتر معیارهای خود، با طرف مقابل به توافق رسیدند، لازم است خجالت را کنار بگذارند و گفتگو‌هایی را با حفظ چارچوب‌های اخلاقی به این مساله اختصاص دهند. با توجه به اینکه گفت‌وگو درباره چنین موضوعی آسان نیست یا ممکن است شناخت کافی از تمایل مزاجی خود نداشته باشند، بهتر است برای این کار از مشاوران خانواده کمک بگیرند و با کمک او در خصوص این مسایل با هم صحبت کنند.
خیلی از همسران به دلیل سلیقه‌های جنسی متفاوت و متضاد، دچار تعارض می‌شوند و تجربه نشان داده است که هرچند این انتظارات تا حدودی قابل اصلاح و تغییر است اما به‌طور کامل تغییر نمی‌کند و زن یا شوهری که انتظاراتش در روابط زناشویی برآورده نشود، ممکن است احساس سرخوردگی کند. این سرخوردگی نیز احتمالا زمینه‌ساز سردی رابطه یا خطا‌های اخلاقی دیگر خواهد شد.

میزان اشتیاق و تمایل هر فرد به رابطه زناشویی متفاوت است. بعضی افراد اشتیاق بیشتر و بعضی‌ها اشتیاق کمتری برای این رابطه دارند. تمایل به رابطه زناشویی در افراد از روزی چند بار تا سالی یک بار متفاوت است. تفاوت افراد در میزان اشتیاق جنسی هم به دلیل تفاوت‌های جسمی یا هورمونی و هم به علت خصایص روانی افراد است. حال تصور کنید که تمایل جنسی زن یا مرد بسیار بالا و تمایل طرف مقابلش بسیار کم باشد. قطعا این تفاوت، رضایت و سلامت زناشویی چنین زوجی را به خطر می‌اندازد. بنابراین باید انتظار‌ها و سلیقه‌های جنسی خود را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید.

بعد از ازدواج

درست است که رابطه زناشویی طبیعی و معمول در همه انسان‌ها تقریبا به یک شکل انجام می‌گیرد اما هر فرد انتظار‌ها و سلیقه‌های خاصی دارد. بنابراین بیشتر از گذشته، لازم است زوج‌ها راجع به این رفتار با همدیگر تعامل و گفت‌وگو داشته باشند. مهم این است که زن و شوهر در این انتظارات، توافق داشته باشند.
خیلی از همسران به دلیل سلیقه‌های جنسی متفاوت و متضاد، دچار تعارض می‌شوند و تجربه نشان داده است که هرچند این انتظارات تا حدودی قابل اصلاح و تغییر است اما به‌طور کامل تغییر نمی‌کند و زن یا شوهری که انتظاراتش در روابط زناشویی برآورده نشود، ممکن است احساس سرخوردگی کند. این سرخوردگی نیز احتمالا زمینه‌ساز سردی رابطه یا خطا‌های اخلاقی دیگر خواهد شد.
علاوه بر این‌ها، ‌ زن و شوهر باید بعد از ازدواج در مورد حاشیه‌های روابط زناشویی با همدیگر به توافق برسند. منظور از حاشیه روابط، نظر افراد راجع به عوامل زمینه‌ساز مطلوب برای شروع و ادامه رابطه است؛ مانند چگونگی گفت‌وگو‌های عاطفی، نوازش و لمس قبل از رابطه، محل و فضای مطلوب برای برقراری رابطه و…

یکی دیگر از مسایل و مشکلات نادیده‌گرفتن بعضی از تعهدات اخلاقی عاطفی و جنسی در زندگی زناشویی، از سوی یک یا هر دو است که می‌تواند باعث بروز اختلاف‌های شدید و بحران‌های غیرقابل جبران در زندگی مشترک بشود. قبل از ازدواج، لازم است که همسران از عقاید مربوط به تعهدات جنسی و اخلاقی همدیگر مطلع شوند.
ایران‌اگ

هفت اشتباه بزرگ دختران مجرد

تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد.

شبکه ایران/ دختران زیادی هستند که به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان عاشق شدن، ازدواج و بچه‌دار شدن از آنها گذشته است . درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، که البته این نکته مثبتی است.

نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.

اشتباهاتی است که دختران جوان مرتکب می شوند و سبب می شود که همیشه تنها بماند.

متأسفانه عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و ... در سال هاى اخیر سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد.

این فرایند در حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند.

پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند. با این وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟ آیا میان این دو، راهى وجود دارد که بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و ... باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است!

اشتباه شماره 1: آنها پا به فرار می‌گذارند

بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به هرحال، اگر دختران ما بخواهند نتیجه‌ای از روابط خود بگیرند و امید به تشکیل زندگی داشته باشند، باید این رفتار خود را کنار بگذارند. هنگامی که شما با مردی مناسب ازدواج می‌کنید، ممکن است ابتدا اظهار علاقه و توجه او برای شما دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربه‌اش را نداشته‌اید. اما حالا زمان آن رسیده است که این دشواری را تحمل کنید.

به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید. سعی کنید از این حس زیبا، یعنی شناختن شخصی مناسب که واقعاً به شما علاقه‌مند است و دوست دارد شما را آن‌گونه که هستید بشناسد، لذت ببرید.

اشتباه شماره 2: تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند

برخی از دختر ها سعی می کنند دور کلیه خصوصیات رفتاری یک فرد نابهنجار در زندگیشان خطی بکشند و در مواجهه با هر یک از این ویژگی ها در فرد دیگر، نگاهی غیر اصولی به او خود داشته باشند . به عنوان مثال اگر مردی بد اخلاق همراه با اعتقادات دینی را در زندگی اطرافیان خود مشاهده کرده اند و شاهد آسیب های وارده از او به همسرش بوده اند ،تلاش میکنند خواستگاری هر شخص با اعتقادات دینی را رد کنند و به او با نگرشی منفی بنگرند . در حالی که نابهنجاری اخلاقی فرد ربطی رفتارهای دینی او ندارد . اگر چه فرد دیندار باید در کلیه منش های خود اصول دینی را رعایت کند و اخلاق یکی از شاخه های اصلی دین است، اما نداشتن اخلاق مناسب در شخصی مذهبی نشان از زیر سئوال بردن اعتقادات دینی نیست.


اشتباه شماره 3: آنها مردان مناسب را نادیده می‌گیرند

این موضوع را بارها و بارها دیده‌ایم که وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد. ما به همه کسانی که فکر می‌کنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند پیشنهاد می‌کنم که این احساس را کنار بگذارند و به جای آن ، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند. امید همیشه منشا تلاش و موفقیت است . پس بنا را بر این نگذارید که با ناامیدی آینده خود را بیهوده و یکنواخت تصور کنید.

اشتباه شماره 4: ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند

تعجب نکنید هنوز هم بسیارند دخترانی که ملاک ها و معیارهای خود را برای ازدواج از روی چشم و هم چشمی و برای تایید دیگران انتخاب می کنند . به عنوان مثال چنین می گویند: "وای ببین دختران فامیل با چه شرایطی و چه سطح سوادی چه ازدواج هایی کرده اند، آن وقت من با یک شخص کم سواد تر از خودم ازدواج کنم؟ این طوری همیشه احساس حقارت می کنم. مگه من چی کم دارم؟"


نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.


اشتباه شماره 5: آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است


دختران زیادی هستند که به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان عاشق شدن، ازدواج و بچه‌دار شدن از آنها گذشته است . درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، که البته این نکته مثبتی است.

دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند، اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید.

اشتباه شماره 6: تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند

برخی دختران تجارب خود را از ازدواج و زندگی دیگران به نوعی بدبینی و احتیاط فوق العاده و غیر ضروری تبدیل می کنند و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری و وسواس می شوند . درست است که کسب تجربه لازم و ضروری است اما قرار نیست به خاطر شنیدن وقایع آزارنده از اطراف دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی متعادل برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کاراگاه عمل کنیم .

اشتباه شماره 7 : آنها اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند

خانمی که وضعیتش در بالا اشاره شد به شدت در کارش غرق شده بود و موفقیت در کار را در اولویت همه مسایل دیگر زندگی می دانست. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با او بسته بود، چرا که تمام زندگی‌اش در کار خلاصه شده بود. مشکلی که خیلی از دختران مجرد دچارش هستند. بعضی دختران فکر می‌کنند اگر مردی به آنها علاقه‌مند شده‌ است، حتما مشکلی در او وجود دارد. این افکار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک‌بار به آنها فرصت داده باشند تا به خواستگاری بیاید

چگونه پیر دختر و پیر پسر نشویم؟!

آیا دیدن یک عروس 40 ساله در لباس عروسی شما را نمی ترساند؟ دیدن داماد بی مو یا دامادی با موهای سپید شما را نمی ترساند؟ دیدن مردی 35 ساله و 40 ساله مجرد بر سر سفره پدر شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن دختران مجرد شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش آمار عروسانی که دختر نیستند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش خبرهای تجاوزها و آدم ربایی ها و اغفال ها و آزار و اذیت ها شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن پسرانی که هر روز سردتر از روز قبل می شوند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش بیماران روحی جوان شما را نمی ترساند؟

با این وجود ازدواج کردم چون شنیده و خوانده بودم که بزرگان ما گفته بودند اگر ازدواج کنی خدا روزی تان را چند برابر می کند. همین طور هم شد. من این جملات را قبل از اینکه تجربه کنم، باور کرده بودم و این باور موجب شد که روزی ام چندین برابر شود و به راحت ترین شکل ممکن دوران خدمت سربازی را بگذرانم و صاحبخانه شوم و یک فرزند سالم نصیبم شود. اینکه ملاکهای ازدواجم چه بوده و آیا خوشبخت شدم یا یک زندگی معمولی را می گذرانم یا بدبخت شدم و یا اگر کسی در سنین پایین ازدواج کند خوشبخت می شود یا نه، مساله ای دیگر است که می توان در نوشته های آینده به آن پرداخت. موضوع زمان ازدواج است که به بحران تبدیل شده است. با ازدواج من خیلی از دوستانم هم به فکر ازدواج افتادند اما حداقل نصف آنها ازدواج نکرده اند و در 20 سالگی از این مساله خیلی می ترسیدم. می ترسیدم از اینکه دلسرد شوم و بسیاری از دوستانم همین طور شده اند. می ترسیدم از اینکه با مرور زمان شرایط ازدواج سخت تر از اینی که هست شود و شد و می شود! می ترسیدم که با مرور زمان آن شور و نشاط جوانی لازم برای آغاز زندگی از بین برود و برای خیلی از اطرافیانم همین طور شده است.

افزایش سن ازدواج تهدیدی برای آینده کشور است و از سوی دیگر بنیانهای خانواده را متزلزل می کند و پدیده پیردختری و پیرپسری را در کشور رواج می دهد.در حال حاضر بیش از 10 میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد که هنوز تشکیل خانواده نداده اند. از دیگر سو فاصله بین بلوغ و ازدواج به شدت در حال افزایش است و پسران که باید در سن 22 سالگی ازدواج کند، در سنین 29 تا 35 سالگی تشکیل خانواده می دهند که با این وضعیت به تعداد جوانان آماده ازدواج افزوده می شود


آیا دیدن یک عروس 40 ساله در لباس عروسی شما را نمی ترساند؟ دیدن داماد بی مو یا دامادی با موهای سپید شما را نمی ترساند؟ دیدن مردی 35 ساله و 40 ساله مجرد بر سر سفره پدر شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن دختران مجرد شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش آمار عروسانی که دختر نیستند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش خبرهای تجاوزها و آدم ربایی ها و اغفال ها و آزار و اذیت ها شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن پسرانی که هر روز سردتر از روز قبل می شوند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش بیماران روحی جوان شما را نمی ترساند؟ بله برای ازدواج نکردن هزاران بهانه است از مشکلات مالی پسرها گرفته تا نداشتن خواستگار مناسب برای دخترها اما کاش برای ازدواج نکردن وحشت هم وجود داشت وحشتی مثل پیر دختر شدن و پیر پسر شدن.

سن ازدواج بالا و بالاتر

طبق آخرین آمار ازدواج مردان بالای 35سال و زنان بالای 30سال طی 8 سال اخیر دوبرابر افزایش یافته است. این آمار را 3 ماه پیش، علی اکبر محزون مدیرکل دفتر اطلاعات وآمار جمعیتی سازمان ثبت ارائه کرده بود: براساس آمارهای موجود در سال84 سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان 6/7درصد و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان 6/3درصد بوده که این ارقام از افزایش حدود دوبرابری سهم ازدواج‌های در سنین بالا در فاصله سال‌های 84 تا 91 حکایت دارد.آخرین آمارهای جمعیتی در زمینه ثبت واقعه ازدواج نشان می‌دهد که در سال 91، 831هزار و 670 ازدواج به ثبت رسیده است و مردان گروه سنی 20 تا 24ساله با 312هزارو498 واقعه و زنان با همین سن با 275هزارو873 واقعه ازدواج بیشترین آمار ازدواج زوجین را به خود اختصاص داده‌اند.

اما سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان در آمارهای سال‌های اخیر همچنان رو به افزایش است؛ به‌طوری که سهم ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان از 10/5درصد در سال90 به 11/2درصد در سال91 افزایش یافته و سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان نیز از 8/6درصد در سال90 به 8/8درصد در سال91 افزایش یافته است.

همان طور که مشاهده می کنید موضوع خیلی خطرناک تر از آن است که فکر کنید.

آیا دیدن یک عروس 40 ساله در لباس عروسی شما را نمی ترساند؟ دیدن داماد بی مو یا دامادی با موهای سپید شما را نمی ترساند؟ دیدن مردی 35 ساله و 40 ساله مجرد بر سر سفره پدر شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن دختران مجرد شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش آمار عروسانی که دختر نیستند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش خبرهای تجاوزها و آدم ربایی ها و اغفال ها و آزار و اذیت ها شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن پسرانی که هر روز سردتر از روز قبل می شوند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش بیماران روحی جوان شما را نمی ترساند؟
تهدید پیر دختری پیر پسری

اگر می خواهید بدانید که افزایش تعداد پیر دخترها و پیرپسرها چه تهدیدهایی را به دنبال دارد سخنان مجید ابهری، آسیب شناس می تواند کمک بسیاری به شما کند. او در گفتگو با مهر با هشدار نسبت به وجود بیش از 10 میلیون جوان ازدواج نکرده در کشور گفت: وجود این تعداد جوان ازدواج نکرده در کشور در شرایطی است که شاهد افزایش فاصله بین بلوغ و سن ازدواج در میان جوانان کشور هستیم و این می تواند منجر به بروز پدیده پیردختری و پیرپسری در دهه‌های بعدی می شود.
ازدواج مردان جوان با زنان مسن

مجید ابهری در آستانه آغاز هفته ازدواج با بیان این مطلب افزود: افزایش سن ازدواج تهدیدی برای آینده کشور است و از سوی دیگر بنیانهای خانواده را متزلزل می کند و پدیده پیردختری و پیرپسری را در کشور رواج می دهد.در حال حاضر بیش از 10 میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد که هنوز تشکیل خانواده نداده اند. از دیگر سو فاصله بین بلوغ و ازدواج به شدت در حال افزایش است و پسران که باید در سن 22 سالگی ازدواج کنند، در سنین 29 تا 35 سالگی تشکیل خانواده می دهند که با این وضعیت به تعداد جوانان آماده ازدواج افزوده می شود.

ابهری با بیان اینکه در سال آینده تعداد پسران آماده ازدواج افزایش پیدا می کند، دلایل بالا رفتن سن ازدواج و کم شدن تمایل جوانان به ازدواج را اینگونه بیان کرد: براساس نتایج تحقیقات بنیاد خانواده، عوامل مختلفی منجر به کاهش ازدواج در کشور می شود که شامل عوامل اقتصادی، رفتاری و روانی است.

وی ادامه داد: بیکاری، گران شدن مسکن، مهریه های نامتعارف، تورم، هزینه های سنگین ازدواج، خرید جهیزیه های نامعقول از جمله عوامل اقتصادی است. همچنین عدم مسوولیت پذیری پسران و ترس آنها از اداره زندگی و خانواده از جمله عوامل روانی و رفتاری برای کاهش ازدواج در کشور است.

به گفته این آسیب شناس، کاهش ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج پیامدهایی را شامل می شود که رواج زندگی های مجردی، افزایش آمار فساد در جامعه، بروز پدیده پیردختری و پیرپسری از جمله پیامدهای این اقدام است که دولت می تواند با حمایت مادی و معنوی مانع از بروز این خطرات در جامعه شود.

وی با اشاره به آمار ازدواج جوانان گفت: براساس سازمان ثبت احوال آمار ازدواج نسبت به سال گذشته دو و نیم درصد کاهش داشته است و آمار طلاق افزایش. در تهران به ازای هر سه ازدواج یک طلاق و در شهرستان ها به ازای هر پنج ازدواج یک طلاق انجام می شود.

مردان امروز چه زنی را برای ازدواج می پسندند؟

اگر تا 70-80 سال قبل زنان منطقی و قابل اعتماد برای مردان جذاب بودند، مردان امروزی زن های عاشق پیشه و تحصیل کرده را ترجیح می دهند. زنانی اجتماعی و باهوش که چشم انداز اقتصادی خوبی هم دارند.

محققان دو دانشگاه آیووا و پیتزبورگ چند سال قبل یک مطالعه طولی انجام دادند که 18 معیار ازدواج را در میان مردان می سنجید. این مطالعه در طول 7 دهه سلیقه مردان امریکایی را بررسی کرده بود و از آنها خواسته بود درجه اهمیت معیارها را مشخص کنند. این معیارها شامل عشق و جذابیت، قابل اعتماد بودن، بلوغ عاطفی، هوش و تحصیلات، دلنشین بودن، اجتماعی بودن، ظاهر خوب، سلامتی، خانه داری و علاقه به بچه، همت و اراده، چشم انداز اقتصادی خوب، زمینه تحصیلی مشترک، جایگاه اجتماعی مطلوب، نظافت و پاکیزگی، کدبانوگری، عفت، تشابه دینی و تشابه دیدگاه سیاسی بود.

سلیقه مردان امروزی چیست؟

نتایج تحقیقاتی که منتشر شده نشان می دهد 7معیار اولیه مردان برای انتخاب همسر این‌ها هستند: عشق و جاذبه متقابل، قابل اعتماد بودن، ثبات و بلوغ عاطفی، هوش و تحصیلات، دلنشین(مهربان) بودن، اجتماعی بودن و سلامتی.

اما این در حالی است که طبقه بندی معیارهای ازدواج برای مردان 7دهه قبل به این ترتیب بود: قابل اعتماد بودن، ثبات و بلوغ عاطفی، دلنشین (مهربان) بودن، جذابیت متقابل و عشق، سلامتی، خانه داری و بچه داری و نظافت.

معیارهایی که از سکه افتادند

نتیجه تحقیقاتی که انجام شد نشان می داد که سلیقه مردها در طول 7 دهه برای انتخاب همسر تغییر چشمگیری داشته است. در این سال ها هوش و تحصیلات بیشتر از تمام معیارها اهمیت پیدا کرده و از جایگاه 11 به چهارم رسیده است. بعد از آن، رفتار اجتماعی مطلوب و زیبایی ظاهری معیارهایی بودند که مردان امروزی نسبت به مردان 70 سال قبل بیشتر برای آن اهمیت قایل اند. این دو معیار در این سال ها هر کدام 6پله صعود داشته اند. عشق و جاذبه هم از رتبه 4در 70 سال قبل به رتبه اول در سال های اخیر رسیده.
به جز این ها، چشم انداز اقتصادی مطلوب هم مورد توجه مردها بوده و 5پله صعود داشته است.

اما در بین معیارهایی که از درجه اعتبار ساقط شده اند، عفت و پاکدامنی بیشترین سقوط را داشته است. به نظر می رسد مردان امروزی امریکا برخلاف اجدادشان حساسیت چندانی روی عفیف بودن همسرانشان ندارند چرا که در تحقیقات اخیر این معیار از جایگاه دهم به جایگاه هجدهم رسیده است. کدبانوگری هم دیگر معیار مردان برای ازدواج نیست و با 5پله سقوط از رتبه 8 به رتبه 13 جدول تنزل پیدا کرده. درست مثل علاقمندی به بچه داری و خانه داری و نظافت که هر کدام که 3و 4پله سقوط داشته اند.

غیر از این ها، بقیه معیارها تغییر چندانی نکرده اند. برای مردان امروزی هنوز زنان قابل اعتماد و پخته گزینه های ازدواج هستند و همت و اراده زن به اندازه گذشته اهمیت دارد.


دلایل و راههای جلوگیری از خیانت­های زناشویی

خیانت در روابط زناشویی میان افراد مختلف، اشکال، تعاریف و توجیهات متفاوتی دارد اما بسیارند زنان و مردانی که بنا به دلایلی درگیر مسئله خیانت در زندگی زناشویی خود شده‌اند. آموختن مهارتهای حل مساله به جای فرار از مشکلات زندگی، خیانت­های زناشوئی را کاهش می­‌دهد. اگر شما نیز جزو این افرادید، در ادامه مطلب با برخی از دلایل خیانت و راههای جلوگیری از آن در بیان یک کارشناس ارشد روانشناسی آشنا شوید.

به نظر یک کارشناس ارشد روانشناسی در خراسان جنوبی، تمرکز بر زمان حال و آینده، اجتناب از یادآوری خاطرات گذشته، استفاده از قانون حمایت، توجه، زمان، صداقت برای بهبودی زندگی مشترک و پرهیز از زندگی کردن با اشتباهات گذشته از جمله روشهای کنترل آزردگی و بازسازی اعتماد است.
ایسنا : عاطفه افشاری با انتقاد از اینکه برخی افراد به علت مزاج تنوع طلب خود به یک شریک جنسی اکتفا نکرده و روابط متعدد خارج از روابط زناشوئی را تجربه می­‌کنند، تصریح کرد: تنوع طلبی فرد علاوه بر زندگی زناشوئی سایر جنبه­‌های زندگی مانند گرایش به مواد مخدر مختلف، تجربه شغل­های متعدد و نداشتن شغل ثابت را نیز در پی دارد. برای درمان خیانت زناشوئی باید دو طرف را وارد حل مسئله کرد. با کمک از زوجین برای شناسایی نیازهای جسمانی و روانی و درمیان گذاشتن نیازهای خود با شریک زندگی و موشکافی علل و عوامل تاثیرگذار و آموزش راه حل‌های مسئله می‌­توان خیانت را درمان کرد. زوجین به جای فرار از مشکلات باید مهارتهای حل مساله را بیاموزند.
افشاری خیانت را راهی برای افزایش اعتماد به نفس افرادی که در رابطه زناشوئی اعتماد به نفس آنان پایین آمده دانست و اظهارکرد: در این شرایط فرد به دنبال جایگاه بهتر و ارزشمندتر به طرف مقابل خود خیانت می­‌کند. خیانت در خانواده‌­ها دارای یک علت منحصر به فرد و وابسته به زمینه­‌های مختلف بیولوژیک و روانی و اجتماعی، و در روابط زناشویی ناموفق، یک روش حل مسئله برای حل مشکلات زندگی و حل مسائل آزاردهنده از جمله نیاز جنسی است.
این کارشناس ارشد روانشناسی تصریح کرد: در بعضی موارد متاسفانه یکی از همسران به دلیل خشم زیاد به طرف مقابل و نداشتن جرات برای ابراز خشم و مطالبه صحیح خواسته هایش به عنوان عملی تلافی جویانه به همسر خود خیانت می­‌کند.
افشاری با اشاره به اینکه گاهی اوقات زوجین بدون اختلال عمده روانپزشکی به دلیل عدم وجود مکانیسم­های تطابقی یا ضعف این مکانیسم­ها برای مواجهه با بحرانهای زندگی و فرار از آن دست به خیانت می زنند، افزود: در این موارد فرد به جای شناسایی علت اصلی مسئله به همسر خود خیانت می­‌کند، همچنین در صورت برآورده نشدن نیازهای زوجین و پی نبردن طرفین به نیازهای یکدیگر خطر دلزدگی دو برابر می‌شود.

قبل از خواستگاری تکلیف‌تان را با این 6 موضوع روشن کنید

قبل از خواستگاری تکلیف‌تان را با این 6 موضوع روشن کنید شب خواستگاری کم از صبح پادشاهی نیست! خواستگاری، نقطه مهم‌ترین تغییر در مسیر زندگی است؛ مسیری که می‌تواند همراه خوشبختی باشد یا نباشد. معلوم است که نمی‌توان انتظار داشت دو طرف در این شب به شناختی دقیق و کافی از هم برسند قبل از خواستگاری تکلیف‌تان را با این 6موضوع روشن کنید گاهی اشتباه‌های ناخواسته در شب خواستگاری می‌تواند سرنوشت دختر و پسری را تغییر دهد. توصیه‌های کارشناسان ما را در مورد سوال‌هایی که باید بپرسید یا نپرسید، رفتارهایی که باید انجام دهید یا ندهید و حرف‌هایی که باید بزنید یا نزنید بخوانید. شباهت اقتصادی و فرهنگی هر دو خانواده باید از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در یک رده باشند؛ برای مثال طبقه آنها از نظر اقتصادی متوسط محسوب شود. اگر تفاوت فاحشی بین دو خانواده وجود داشته باشد، حتی اگر عضو یک خانواده یا یک قوم باشند، بهتر است با هم ازدواج نکنند. در این راستا پرسش‌ها و نکته‌های متداولی وجود دارند که دو خانواده می‌توانند از یکدیگر بپرسند یا به آنها توجه کنند؛ برای مثال شغل پدر و حدود درآمد او، شغل پسر و درآمد احتمالی او، محل قرار گرفتن خانه‌ دو طرف، وضعیت ظاهری خانه دختر و‌... همچنین یکی از راه‌هایی که در تشخیص تناسب فرهنگی دو خانواده به دختر و پسر کمک می‌کند این است که به نوع رابطه اعضای خانواده طرف مقابل با یکدیگر و نوع واکنش‌های آنها در برابر مسائل مختلف دقت کنند زیبایی ظاهری توصیه می‌شود دختر و پسر از نظر ظاهری تاحدودی در یک سطح باشند؛ به این معنا که یکی از آنها خیلی زیبا و دیگری زشت یا یکی خیلی چاق و درشت هیکل و دیگری ضعیف و کوچک نباشد. البته مهم این است که دو طرف همدیگر را بپسندند و نظر دیگران در این میان مطرح نیست. گاهی دختر و پسر از نظر ظاهری با هم تفاوتی دارند که در عرف چندان پسندیده نیست؛ برای مثال قد دختر از قد پسر بلندتر است. در این شرایط هم خواست و تمایل دو طرف مهم است. دختر و پسر در مورد بحث مقبولیت ظاهری، باید به یک نکته توجه کنند؛ در شش ماه تا حداکثر یک سال نخست ازدواج افزایش فعالیت هورمون‌های جنسی باعث جذابیت طرف مقابل می‌شود ولی با گذشت زمان فعالیت این هورمون‌ها کاهش می‌یابد و زن و شوهر باید در زمینه‌های دیگر برای هم جذابیت داشته باشند. در این شرایط جاذبه ظاهری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. سلامت و بلوغ عاطفی دختر و پسر باید به بلوغ روانی و پختگی عاطفی رسیده باشند. آنها باید از نظر روانی برای ازدواج آماده باشند. در این صورت دعوا، درگیری و قهر کمتری بین همسران رخ می‌دهد. در صورت بروز اختلاف‌نظر نیز با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. یکی از مواردی که می‌تواند از درگیری بی‌دلیل بین همسران جلوگیری کند این است که از حساسیت‌های همدیگر آگاه باشند؛ برای مثال دختر و پسر می‌توانند از یکدیگر بپرسند: «چقدر برای تو مهم است روزهای خاص مانند تولد و سالگرد ازدواج را به یاد داشته باشم؟»، «اگر زمانی یادم نبود یا دیر به یادش افتادم خیلی ناراحت می‌شوی؟ عکس‌العمل تو چه خواهد بود؟» آنها می‌توانند از همدیگر درباره حساسیت‌ها و علاقه‌ها (مواردی که آنها را خوشحال یا عصبانی می‌کند)، میزان روابط اجتماعی، نوع رابطه با خانواده، علاقه به رفت‌وآمد با دوستان و اقوام و مواردی از این دست بپرسند. دو طرف باید از نظر روانی و عاطفی سالم باشند؛ البته در جلسه نخست نمی‌توان در این مورد مطمئن شد و شناخت کاملی از طرف مقابل به دست آورد. با این وجود دختر و پسر می‌توانند از همدیگر در مورد سلامتی هم سوال کنند. تشابه ارزش‌های اخلاقی و مذهبی ارزش‌های اخلاقی و مذهبی دختر و پسری که می‌خواهند ازدواج کنند باید مشابه باشد. هر دوی آنها باید به ارزش‌هایی مانند راستگویی یا ظلم نکردن به دیگران، به یک ‌اندازه اعتقاد داشته باشند. چهارچوب اعتقادی و ایدئولوژیک آنها نیز باید مشابه باشد. در این راستا دختر و پسر می‌توانند از یکدیگر مثلا درباره نوع پوشش خانم بپرسند؛ خانم تمایل دارد چه پوششی داشته باشد و آقا به چه پوششی اعتقاد دارد. چنین مسائلی باید از همان ابتدای آشنایی مشخص شود. افراد زیادی هستند که پیش از ازدواج درباره اعتقادات و حساسیت‌های این چنینی با هم گفت‌وگو نکرده‌اند و با خود گفته‌اند: «بعد از ازدواج اصلاحش می‌کنم» یا «او را تغییر می‌دهم». ولی بعد از ازدواج قرار نیست هیچ‌ یک از دو طرف تغییر کند. دختر و پسر هر انتظاری که از یکدیگر دارند باید قبل از ازدواج با هم در میان بگذارند. اشتغال خانم در صورتی که دختر تصمیم دارد پس از ازدواج به کار و اشتغال خود ادامه دهد، باید از همان ابتدا در این مورد با آقای خواستگار صحبت کند. پسر هم باید نظر خود را در این مورد با صداقت و دقیق بیان کند؛ آیا به طور کلی با کار کردن زن مخالف است و ترجیح می‌دهد همسر آینده‌اش خانه‌دار باشد؟ آیا با کارکردن او در بعضی محیط‌های کاری یا به صورت پاره‌وقت موافق است؟ یا به طور کلی با اشتغال همسرش مشکلی ندارد؟ تناسب سطح تحصیلی سطح تحصیلی دختر و پسر باید تناسب داشته باشد. اگر فاصله بین مدرک تحصیلی آنها زیاد باشد احتمال اینکه دچار مشکل شوند و همدیگر را درک نکنند، وجود دارد. ضمن اینکه اگر سطح تحصیلات دختر بالاتر باشد، ممکن است مرد احساس حقارت کند. منبع:‌همشهری تندرستی

مهمترین عوامل خیانت زنان به مردان!

جامعه شناس اجتماعی با اشاره به نتایج یک تحقیق گفت : مهم ترین عوامل خیانت زنان به همسران نارضایتی های جنسی،ازدواج های اجباری و توقعات بیش از حد از همسر بوده است.

مهمترین عوامل خیانت زنان به مردان!

دکتر امان الله قرایی مقدم ضمن اعلام این خبر افزود:قبل از طلاق قطعی ابتدا طلاق عاطفی بین زوجین رخ می دهد که این امر ناشی از رفتار نامناسب جنسی ازسوی مردان با همسران است.

استاد دانشگاه خوارزمی تصریح کرد:کمرنگی اعتقادات مذهبی و باورهای دینی،فقر فرهنگی،مهاجرت به شهر،دوستان و هم نشینان نا مناسب،رسانه های بیگانه ،رواج سریال هایی که بی بندی باری های جنسی را عادی جلوه می دهند نیز عوامل ریشه ای افزایش خیانت محسوب می شوند.

آسیب شناس اجتماعی خاطر نشان کرد:خیانت در زنان و مردان مساوی است اما تقریبأ در زنان رو به افزایش است و سن خیانت به طور عمده از ۱۸تا ۴۵ سالگی است که به دلیل تمایلات جنسی و جلب توجه از سوی جنس مخالف رخ می دهد.

وی با تأکید براهمیت اعتقادات دینی و مذهبی درکاهش چشمگیر ناهنجاری های اجتما عی افزود:بر اساس بررسی ها اثبات شده خیانت در واحد های شخصی نسبت به آپارتمان ها بیشتر رخ می دهد.
دکتر قرایی مقدم در ادامه گفتگو با شفا آنلاین اظهار داشت: اکثر زنانی که به سمت خیانت و روابط نامشروع گرایش پیدا می کنند همان دختر هایی هستند با ریشه های اخلاقی ضعیف که قبل از ازدواج تن به روابط نا مشروع داده اند.
شفا آنلاین

چطور به همسر خود بدبین نباشیم؟

بله. شما توان خوشحال کردن همسر خود را دارید. بنابراین، دست از نگرانی بردارید و او را خوشحال کنید. این مساله کمک می کند تا بر ناامنی که تصور می کنید غلبه کنید. تا زمانی که رویای شما خوشبختی دوطرفه باشد او نیز در کنار شما خواهند ماند.

چطور به همسر خود بدبین نباشیم؟

غبله بر ناامنی های رابطه ...

آیا تاکنون بدبینی به همسر خود را تجربه کرده اید؟ دردی که شاید بتوان گفت درد دنیای مدرن است. آزادی ها به اندازه ای زیاد شده است که هرکس به خود اجازه می دهد به راحتی بر تعهدات و پیمان های خود پا بگذارد. بدبینی چیزی نیست که فقط فرد را آزار دهد. بیشترین لطمات روحی متوجه خود انسان بدبین است اما انسان های اطراف و نزدیکان نیز به نوبه خود اذیت می شوند.

این مشکل همان قدر که آزار دهنده و بی مروت است، راهکاری بسیاری هم برای برطرف کردن دارد. زنان یا مردانی که تصور می کنند همسران آنها در حال خیانت هستند مانند زخمی هستند که مدام سوزن به آن زده می شود و همیشه و هر لحظه منتظر اتفاقی هستند تا ثابت کنند همسرشان به آنها خیانت می کند. آنها به قدری ریزبین و نکته سنج می شود که به تدریج خود نیز باور می کنند همه حرف هایشان صحت دارد و ممکن نیست همسرشان به او خیانت نکرده باشد!

بیماری بدبینی را با نام پارانوئید می شناسیم. پارانویا گاهی تا حدی پیش می رود که فرد، بیمار روحی و نیازمند دارو می شود تا بتواند سالم زندگی کند. پارانوئید نوعی ترس بیش از اندازه است که اعتماد را از وجود فرد می گیرد و همیشه با یک عینک بدبینی به همه رویدادهای زندگی نگاه می کند. شاید حتی پوچی و بی هویتی تا اندازه ای در او نفوذ کند که دست به خودکشی بزند. اما این چاره کار نیست. پارانویای شدید هم قابل درمان است. پیش از هر چیز باید بدانید چگونه بر این ترس غلبه کنید و خود را از این دنیای ناامن خیالی که ساخته اید، بیرون بکشید.

باید اضطراب کمتری داشته باشید و با آرامش بیشتری زندگی کنید. نباید اجازه دهید همسرتان تصور کند یک انسان بدبین و شکاک هستید که سر هر مساله ای دیوانه می شود و داد می زند و بی قراری می کند.

همسر شما خیانت نمی کند

اگر همیشه این توهم را دارید که او به شما خیانت می کند، فقط خودتان را آزار می دهید. فکر کردن به مسایل منفی و دلیل تراشیدن برای آنها آسان ترین کار است. اما بهتر این است هربار این تفکرات به سراغ شما آمدند به مسایل زیر فکر کنید:

او شما را انتخاب کرده و هنوز در کنار شما است

کاملا واضح است که او می خواهد در کنار شما بماند و زندگی کند

به احتمال بسیار او قصدی برای ترک یا خیانت کردن به شما ندارد

به ویژه زنان، هرگز در زمان خوشبختی و در یک رابطه سالم به همسرانشان خیانت نمی کنند

شما توان خوشحال کردن او را دارید

بله. شما توان خوشحال کردن همسر خود را دارید. بنابراین، دست از نگرانی بردارید و او را خوشحال کنید. این مساله کمک می کند تا بر ناامنی که تصور می کنید غلبه کنید. تا زمانی که رویای شما خوشبختی دوطرفه باشد او نیز در کنار شما خواهند ماند. او شاید فقط گاهی از این که نیازهایش برآورده نمی شوند، دچار گیجی و سردرگمی بشود. و همسر بدبین چیزی نیست که او نیاز دارد. این شک های شما است که شاید روزی او را عصبی کند و فراری اش دهد.

باید بدانید پارانویا زمانی سراغ شما می آید که احساسات و تفکرات منفی در مورد خود دارید. بدبینی در نتیجه ترس های شما ناشی از عدم اعتماد به نفس است. اما فرد بدبین شاید این مساله را باور نکند و همچنان اصرار داشته باشد که همسرش به او خیانت می کند.

اما شما به عنوان انسان بدبین، باید طرف مقابل خود را درک کنید. باید اعتماد به نفس داشته باشید. احساس ناامنی در هر رابطه ای ممکن است پیش بیاید اما مساله ای نیست که آن را ادامه دهید و در نتیجه آن بیمار شوید.

نمی توانید در ترس زندگی کنید!

بله! کاملا احتمال دارد که همسران به یکدیگر خیانت کنند. این از ابتدای خلقت بوده و هر روز نیز بیشتر می شود. اما لازم نیست این ترس را به زندگی خود تعمیم دهید. فائق آمدن بر ترس ها به این مفهوم است که بتوانید بدبینی های خود را کنترل کنید و آنها را کنار بگذارید. پارانویا می تواند یک زندگی سالم و بدون خیانت را به جدایی بکشاند. هیچ زوجی برای جدا شدن ازدواج نمی کنند. ترس و بدبینی همانند دوقلوهای به هم چسبیده هستند که با هم بروز می کنند.

بهتر است خیالات خود را به این سمت هدایت کنید که همسرتان به شما خیانت نمی کند و با همین تصور زندگی کنید. اگر زمانی متوجه شدید او به واقع این کار را انجام داده است، خیلی راحت می توانید این مشکل را حل کنید. می توانید جدا و از این زندگی دردآور رها شوید. اما زندگی با ترس دایمی و هراس از ترک شدن چیزی نیست که هیچ انسانی لایق آن باشد. همیشه بدترین شرایط را در ذهن خود نپرورانید و بر مبنای آن رفتار نکنید.

نمی توانید همسرتان را کنترل کنید!

غلبه بر حس ناامنی نه تنها زندگی شما را بهبود می بخشد بلکه به همسر شما هم اجازه زندگی کردن می دهد. هیچ چیز به اندازه کنترل شدن توسط همسر نمی تواند روح یک انسان را آزار دهد. هر زن یا مردی می تواند دوستانی از جنس مخالف داشته باشد و در کنار آنها نیز خوشحال باشد. اما به این مفهوم نیست که علاقه او به شما خدشه دار می شود و ممکن است شما را رها کند. این را قبول کنید. همسر شما، شما را می خواهد. برای همین است که در کنار شما زندگی می کند. اما دوست دارد که زندگی طبیعی و دوستان خود را هم داشته باشد. انسان آزاد آفریده شده است و به این آزادی نیاز دارد. همان طور که انتظار ندارید او شما را در قفس کند و طبیعی ترین آزادی های فردی را از شما بگیرد، شما هم نباید آزادی او را بگیرید.

شما هم حتما دوستانی دارید و با آنها وقت می گذرانید، آیا هرگز در کنار آنها بودن باعث شده است که همسر خود را فراموش کنید یا عشقتان به او کم شود؟ مسلما خیر. پس چرا همین فکر را در مورد همسرتان ندارید. چرا فکر نمی کنید او هم انسان است و به اجتماع و روابط اجتماعی نیاز دارد؟ او هم مانند شما زندگی اش را دوست دارد و نمی خواهد به هیچ قیمتی خرابش کند یا شما را از دست بدهد.

ترس های شما واقعی می شوند

اگر به طور دایم و همیشه در این ترس باشید که همسرتان به شما خیانت می کند، احتمال وقوع این حادثه بسیار زیاد خواهد شد. او ترس ها و نگرانی های دایمی شما را می بیند و دیگر برایش ارزش ندارند و ممکن است به سراغ این کار برود تا دست کم کاری کرده باشد که مستحق این همه شک و کنترل و آزار باشد.

اما شما با کنترل ترس ها و بدبینی های خود می توانید وقوع این اتفاق ناگوار را پیشگیری کنید. با مهربانی و تسط بر افکار منفی خود، او را خوشحال کنید و اجازه دهید همچنان عاشق شما و زندگی باشد. هیچ انسانی نمی تواند برای مدت طولانی زیر بار بدبینی های طرف مقابل تاب بیاورد. شاید در آخر با شک های خود او را از دست بدهید.

ایمان داشته باشید همسر شما پاک است. زندگی مشترکتان را دوست دارد و همه هدف او بهتر کردن زندگی است. همان چیزی که شما هم می خواهید. مثبت فکر کنید. از اینکه او را دارید خوشبخت باشید. و باور کنید او نیز از داشتن شما خوشحال و خوشبخت است. در غیر این صورت دلیلی برای ادامه این زندگی باقی نمی ماند.

چطور بر ترس های خود غلبه کنیم؟

خودخواه نباشید

حس ناامنی زمانی پیش می آید که فرد خودخواه است و خود را حق به جانب می داند. همه زمان همسر شما برای شما نیست. او نیاز دارد زمانی را هم با دوستان خود سپری کند و شما باید به او اطمینان داشته باشید.

برای جلب موافقت او تلاش نکنید

اگر نگران هستید که او را ازدست بدهید شاید در نتیجه اصرار زیاد بر خیانت کار بودنش او شما را ترک کند. آن وقت باید بروید و عذرخواهی کنید. این رفتار منطقی نیست. تا زمانی که در کنارتان هست، او را قبول داشته باشید و باورش کنید. وقتی او هست یعنی دوستتان دارد پس با این تفکر با او رفتار کنید.

همه زندگی شما او نیست

آیا تصور می کنید همه دنیا و زندگی شما در همسرتان خلاصه شده است؟ او تنها دلیل زنده ماندن شما است؟ باید بدانید اشتباه ترین طرز فکری است که نوع بشر می تواند داشته باشد. این نوع تفکر باعث ایجاد حسادت می شود. زیرا نمی خواهید تنها داشته شما در زندگی به دست فرد دیگری بیفتد. انسان هایی که همه زندگی خود را در یک فرد خلاصه نمی کنند، زندگی سالم تریدارند و بیشتر از زندگی راضی هستند. مسایل دیگری هم در زندگی آنها هست که خوشحالشان کند و حالشان با آنها خوب باشد. این افراد، حتی اگر همسرشان ترکشان کنند زندگی خود را نابود نمی کنند و سعی می کنند به مسایل دیگری در زندگی مشغول شوند که روحشان آرامش بیشتری داشته باشد.

همیشه بهترین ها را تصور کنید

همیشه زندگی خود را طوری کنترل کنید که باور داشته باشید نگرانی های شما بی مورد هستند و هرگز واقعی نمی شوند. بر ناامنی های ذهنی خود غلبه کنید. خوش بین باشید و هر اتفاق کوچکی را دلیلی بر خیانت همسر فرض نکنید.

عمیق تر فکر کنید

اگر دچار ترس و بدبینی هستید باید روش هایی را تمرین کنید و ورزش هایی انجام دهید که ذهن و تمرکز شما را بیشتر و عمیق تر می کنند. بایدخودشناسی کنید و با سفر به درون خود افکار منفی را با خوش بینی های سازنده جایگزین کنید. شاید جلسه های روان درمانی یا مشاوره، مدیتیشن و هیپنوتیزم بتوانند در این مسیر شما را یاری برسانند. کلاس های درمانی، هیپنوتیزم، یوگا و مدیتیشن بسیاری در سطح شهر وجود دارند. ثبت نام کنید و به زندگی و تفکرات خود عمق بیشتری ببخشید.

آفتاب

کمک! چرا هر خواستگار‌ی می‌آید پشیمان می‌شود!

دختری ۲۰ ساله هستم، حدود ۲ سال پیش ازدواج کردم، ۳ ماه بیشتر با همسر سابقم زندگی نکردم و در دوران عقد از هم جدا شدیم. حالا خواستگار زیاد دارم و هرفردی به خواستگاری من می‌آید به این دلیل که قبلا ازدواج کرده‌ام خواستگاری را بی‌نتیجه باقی می‌گذارد. خواهش می‌کنم مرا راهنمایی کنید.

کمک! چرا هر خواستگار‌ی می‌آید پشیمان می‌شود!

متاسفانه غفلت جوانان و خانواده‌های آن‌ها از دریافت آموزش‌های صحیح پیش از ازدواج، در برخی موارد زمینه را برای شکست آن، حتی در فاصله‌ای کمتر از سه ماه فراهم می‌آورد. ازدواج موفق، در وهله اول باید بهنگام و بموقع باشد و با توجه به تحقق شرایط رشد و بلوغ شما و طرف مقابلتان در ابعاد مختلف جسمی، عقلی، عاطفی، روانی، اجتماعی و... شکل گیرد. البته طی آن آگاهی از شاخص‌های تعیین کننده رسیدن فرد به انواع بلوغ مورد نظر نیز حائز اهمیت فراوان است. همچنین در مرحله بعد، اطلاع از ملاک‌ها و معیارهای مناسب انتخاب همسر ایده آل، آگاهانه بودن ازدواج را تضمین وتایید می‌کند، به عبارت دیگر زیرساخت و اصول انتخاب همسر، باید مبتنی بر دقت، تناسب، اختیار، علاقه، مشورت، تحقیق و توکل باشد و همه این موارد در گرو آموزش و مشاوره صحیح قبل از ازدواج است.
شما در پیامتان به علت جداشدن از همسرتان اشاره‌ای نکرده‌اید، به همین دلیل شاید بتوان گفت که ازدواج قبلی شما، ازدواجی نا‌آگاهانه، شتابزده و بدون در نظر گرفتن نکاتی که ذکر شد بوده که به چنین نتیجه‌ای منجر شده است. باید علاوه بر توجه به نکات مذکور، تحلیل دقیقی از ازدواج ناموفق خود داشته باشید تا دوباره عجولانه اقدام نکنید.
این احتمال بعید نیست که فکر کردن به گذشته و اتفاقی که برای شما رخ داده است، یک سری افکار منفی را در شما ایجاد کرده باشد؛ نگران نباشید و با آرامش و متانت به آینده فکر کنید. در این رابطه می‌توانید از یک مشاور هم کمک بگیرید اما در ادامه چند راهکار پیشنهادی برای کمک به شما ذکر می‌شود:

۱) دلیل جدا شدن از همسر سابقتان را با صداقت و صراحت برای خواستگاران خود توضیح دهید.
۲) با توجه به سنتان، هنوز فرصت‌های زیادی پیش رو دارید و زمان برای پیدا شدن فرد مورد نظر بسیار زیاد است. با آرامش و عاقلانه شرایط خواستگاران خود را بررسی کنید، بدون شک حالا شما (با توجه به آن تجربه ناموفق) در انتخابتان، حساستر از طرف مقابل باید عمل کنید.
۳) نگذارید افکار منفی باعث شود احساس ناامنی کنید. توجه نکردن به این نکته می‌تواند شما را در تصمیم گیری مجدد برای ازدواج و انتخاب در آینده دچار مشکل کند.
۴) با توجه به اینکه گفتید خواستگاران زیادی هم دارید، مطمئناً در بین آن‌ها کسانی پیدا می‌شوند که این موضوع برایشان اهمیت ندارد. به آن‌ها بیشتر توجه داشته باشید.
۵) حتماً در این بین، خواستگارانی هم پیدا خواهند شد که شرایط مشابه شما را داشته باشند، در این صورت به تفاهم رسیدن با آن‌ها، به توضیح چندانی هم نیاز ندارد و راحت‌تر است.

ضمناً به عنوان مشاور یادآوری می‌کنم که آن تجربه ناموفق یک واقعیت در زندگی شماست که اول از همه خودتان باید آن را بپذیرید، چرا که این واقع بینی در نظرات شما و انتخابتان تاثیر بسزایی خواهد داشت.
رضا آذریان (مشاور و کار‌شناس خانواده)

چه زمان هایی نباید ازدواج کرد؟

درست همانطور که نشانه‌هایی برای آمادگی شما برای ازدواج وجود دارد، نشانه‌هایی هم هست که می‌گوید آمادگی ازدواج ندارید. تعداد قابل‌توجهی از افراد هستند که وقتی به عقب و ازدواجشان نگاه می‌کنند، می‌فهمند که آماده نبودن آنها برای ازدواج در آن زمان علت طلاق و جدایی‌شان بوده است.

چه زمان هایی نباید ازدواج کرد؟

درست همانطور که نشانه‌هایی برای آمادگی شما برای ازدواج وجود دارد، نشانه‌هایی هم هست که می‌گوید آمادگی ازدواج ندارید. تعداد قابل‌توجهی از افراد هستند که وقتی به عقب و ازدواجشان نگاه می‌کنند، می‌فهمند که آماده نبودن آنها برای ازدواج در آن زمان علت طلاق و جدایی‌شان بوده است.

به گزارش نیک صالحی به نقل از مردمان ؛ برای اینکه مرتکب این اشتباهات نشوید، قبل از ازدواج حتماً به انگیزه‌هایتان خوب فکر کنید. اگر خود را جزء یکی از دسته‌های زیر می‌بینید، خودداری از ازدواج در این شرایط به نفعتان است. درعوض، به توصیه‌هایی که بعنوان جایگزین معرفی شده‌اند عمل کنید. اگر برای دلایل غیرمنطقی زیر ازدواج را انتخاب می‌کنید، باید متوجه ریسکی که می‌خواهید بکنید باشید:

• برای فرار از وضعیت ناراحت‌کننده خانه: به جای آن می‌توانید به دانشگاهی خارج از شهر خود بروید. روی این تمرکز کنید که فردی مستقل و سالم بار بیایید تا بتوانید شاد و سالم زندگی کنید. هرچقدر محیط خانه‌تان بدتر باشد، باید بیشتر برای جلوگیری از اشتباهی که والدینتان کردند تلاش کنید.

• وقتی خیلی جوان یا نابالغ هستید: سعی کنید از جوانی‌تان لذت ببرید و ازدواج را تا زمانیکه به بلوغ فکری کامل رسیده‌اید به تعویق بیندازید.

• وقتی به اندازه کافی تجربه ارتباط با جنس مخالف ندارید: سعی کنید با جنس مخالف خود ارتباط سالم بگیرید تا تجربه لازم را به دست آورید. ببینید از یک رابطه چه می‌خواهید و فرق یک شریک زندگی سازگار و هماهنگ با خودتان و افراد ناسالم یا کسانی که سازگاری با شخصیت شما ندارند را بشناسید.

• وقتی تازه فارغ‌التحصیل شده‌اید و هیچوقت بعنوان یک مجرد زندگی مستقلی را تجربه نکرده‌اید، هیچ کار یا طریق امرارمعاشی ندارید، از تنها بودن می‌ترسید یا طرفتان قرار است مدتی طولانی شما را ترک کند: درستان را تمام کنید و تجربه کاری مرتبط با رشته‌تان را آغاز کنید. کاری پیدا کنید که قدرت حمایت از خودتان و خانواده‌تان را تامین کند. زندگی مستقلی را آغاز کنید و سعی کنید هزینه‌های مربوط به خودتان را تقبل کنید، پول پس‌انداز کنید و مستقل شوید. یاد بگیرید چطور تنها زندگی کنید و یک مجرد شاد باشید.

• برای برانگیختن حس حسادت فردی دیگر: برای اینکه بلوغ احساسی بیشتری پیدا کنید کتاب‌های بیشتری بخوانید یا نزد مشاور بروید. تا زمانیکه به این بلوغ فکری و احساسی نرسیده‌اید با هیچکس ازدواج نکنید. باید رفتارها و مهارت‌های سازگاری افراد بزرگسال را کسب کنید تا وقتی آسیب دیدید، بتوانید به آنها تکیه کنید.

• برای بالا بردن اعتمادبه‌نفستان: برای این منظور بهتر است نزد مشاور متخصص بروید. اعتمادبه‌نفس پایینتان را با افکار مثبت و باارزش جایگزین کنید. تازمانیکه اعتمادبه‌نفس لازم را پیدا نکردید و با خودتان راحت نبودید، ازدواج نکنید. دقت کنید که کسی را انتخاب کنید که با شما سازگاری شخصیتی داشته باشد.

• چون بقیه ازدواج می‌کنند: برای اینکه بلوغ احساسی بیشتری پیدا کنید، نزد روانشناس بروید و مطالعه کنید. هرازگاهی با افراد مختلفی ایجاد ارتباط کنید اما تازمانیکه بلوغ کافی پیدا نکرده‌اید با کسی ازدواج نکنید.

• وقتی رابطه‌تان چیزی که می‌خواهید نیست یا فقط تفریحی است اما سنتان روزبه‌روز بالاتر می‌رود و می‌ترسید کس دیگری را پیدا نکنید: درمورد سابقه رابطه‌تان با یک روانشناس صحبت کنید و ببینید سازگاری شخصیتی شما و طرفتان در چه حدی است. تازمانیکه مطمئن نشده‌اید که با هم سازگاری دارید و می‌توانید زندگی شادی کنار هم داشته باشید، دست به ازدواج نزنید. اگر کسی که الان در زندگیتان است تطابق چندانی با شما ندارد، سعی کنید با افراد دیگری آشنا شوید که با شما سازگارتر هستند.

• وقتی به اندازه کافی با هم وقت نگذرانده‌اید تا بفهمید سازگاری دارید یا خیر: اگر طرفتان آنقدر مشغله دارد که نمی‌تواند شما را به اولویت زندگی خود تبدیل کند، درمورد فکرتان با او صحبت کنید ببینید می‌توانید با هم به نتیجه‌ای برسید که برای هر دو شما رضایت‌بخش باشد یا خیر.

• اگر اخیراً با فردی آشنا شده‌اید، آرام باشید و برای شناخت همدیگر وقت بگذارید: اگر طرفتان از شما دور است و اکثر ارتباط شما از طریق دنیای مجازی و دیدارهای گاه‌گاه بوده است، تازمانیکه از نزدیک با هم بیشتر وقت نگذرانده‌اید و همدیگر را نشناخته‌اید تصمیم به ازدواج نگیرید.

• اگر از پایان یافتن رابطه‌قبلی یکی از شما مدت کوتاهی گذشته است: سعی کنید از شروع این رابطه جدید لذت ببرید اما درک کنید که ممکن است روزی این رابطه تمام شود. ممکن است طرفتان با فرد قبلی که در زندگی‌اش بوده است آشتی کند یا متوجه شوید با هم سازگاری ندارید، پس عجله نکنید.

• وقتی یکی از شما از یک مشکل شخصی یا روانی جدی رنج می‌برد: برای حل اینگونه مشکلات نزد رواشناس بروید. اگر این طرفتان است که مشکل دارد، از او دعوت کنید که با شما پیش مشاور ازدواج بیاید. به قضاوت مشاور درمورد اینکه می‌توانید با هم ادامه دهید یا نه اعتماد کنید. اگر طرفتان اعتیاد دارد، علاقه‌ای به دنبال کردن درمان ندارد، با کمک مشاور به آن رابطه پایان دهید.

• وقتی یکی از شما یا هر دوتان مرتکب آزار جسمی، جنسی یا کودک‌آزاری شده است: این رابطه قدرت بسیار کمی دارد. اگر فرد آزاررسان خودتان بوده‌اید، نیاز به درمان فوری توسط متخصص دارید. فوراً اقدام کنید و اجازه بدهید که مشاور متخصص با شما صحبت کند. اگر فرد آزاردیده شما بوده‌اید، شما هم نیاز دارید که پیش روانشناس بروید. تازمانیکه بتوانید از رابطه آزاردهنده خود به طور کامل بیرون بیایید و آن را فراموش کنید، درمان‌هایتان را ادامه دهید.

به کدام مرد نباید دل بست؟

مردی که به او دلبسته اید، حرفی از ازدواج نمی زند و با بهانه های مختلف خواستگاری را عقب می اندازد؟ باید با او چطور رفتار کرد؟

45568.jpg

مردی که به او دلبسته اید، حرفی از ازدواج نمی زند و با بهانه های مختلف خواستگاری را عقب می اندازد؟ باید با او چطور رفتار کرد؟

به گزارش نیک صالحی به نقل از همشهری تندرستی ؛ گاهی دچار تعارض می شوید که آیا به رابطه عاطفی که مدت زیادی درگیرش هستید بدون آنکه صحبتی از ازدواج در میان بوده یا اقدامی جدی از سوی نامزدتان صورت گرفته باشد، ادامه دهید یا خیر؟ در این صورت شما مدام منتظرید تا اتفاق خواشیندی پیش بیاید و بحث ازدواج جدی تر شود غافل از اینکه فرصت ها و موقعیت های مناسب دیگر ازدواج را نادیده می گیرد و همچنان منتظر پیشنهاد از طرف کسی می مانید که هنوز تصمیمی در این مورد نگرفته است. اگر درگیر چنین رابطه ای هستید، باید واقع بین تر از این باشید زیرا فرصت هایی که از دست می دهید، تکرار نشدنی هستند.

در اصل اگر مردی واقعا خواستار این رابطه باشد بدون تعلل و بهانه های نابجا، آن را به سمت ازدواج پیش می برد و در صورت فراهم بودن همه شرایط، آن را به تاخیر نمی اندازد.

با زبان بی زبانی می گوید نه؟

شما پیوسته از مرد مورد علاقه تان درخواست تعیین نمودن تاریخ ازدواج می کنید تا هر چه زودتر با شما ازدواج کند. وقتی مردی برای سال های طولانی با شما رابطه دارد و از شما تقاضای ازدواج نکرده است و به تقاضاهای شما با پاسخ های مبهمی که نمی توانید از آنها برداشت مثبتی کنید بی توجه است، پس این مرد اهل ازدواج نیست.

شاید مردی که به ازدواج با شما تمایل دارد خیلی زود این پیشنهاد را مطرح نکند، اما لااقل پاسخ منفی قاطعی به شما نمی دهد و در گفتگوهای جدی، می گوید که از شما فرصتی برای بررسی این موضوع می خواهد. البته در صورت چنین جمله ای ماجرا را تمام شده ندانید و از او در مورد زمانی که برای بررسی کردن نیاز دارد سوال کنید.

شما را منتظر نگه می دارد؟

عجیب نیست که مردی از شما بخواهد تا محقق شدن اهدافی که می توانند زندگی آرامتری را برای هر دوی شما بسازندگ، صبر کنید اما اگر هدف هایی که خواستگار شما تعریف می کند هیچ گاه تمامی ندارند، کمی مراقب باشید.

اگر با وجود محقق شدن اهدافی که گفته بود، هر روز یک بهانه برای علنی کردن رابطه دارد و امروز فردا می کند، می توانید متوجه شوید که این اتفاق هیچ گاه رخ نخواهد داد. اگر حتی سال های طولانی است که نامزد مانده اید و او از تعیین کردن تاریخ معین برای ازدواج سر باز می زند، این مرد اهل ازدواج نیست.

با فداکاری رهایتان می کند؟

گرچه در موردی که مطرح کردید، این علامت مشاهده نمی شود اما به دلیل اهمیت و شیوع آن، لازم می دانم که این نشانه را هم ذکر کنم. یکی از ترفندهای مردان در روابطی که پایان مشخصی ندارد، این است که به دختر طرف مقابلشان اظهار می کنند: «من لیاقت تو را ندارم و تو خواستگاران بسیار بهتر از من، خواهی داشت.»

اما واقعیت این است که زمانی که یک مرد به ازدواج با دختری تمایل دارد، به جای فرار با چنین بهانه هایی، برای رسیدن به جایگاهی قابل قبول تلاش می کندو به هیچ وجه حاضر نمی شود مرد دیگری به راحتی پا به این میدان بگذارد. پس به جای به دست آوردن دل او بعد از بیان این جمله و ابراز حس همدردی و ترحم، واقعیتی را که پشت این حرف پنهان شده ببینید.

شما را نادیده می گیرد؟

برخی از مردها با بی تفاوتی سعی می کنند دختر را دل آزرده کنند تا خودش رابطه را پایان دهد. چنین مردهایی حتی آنقدر برای طرف مقابلشان ارزش قائل نیستند که با او برای پایان گرفتن رابطه گفتگو کنند. برای آنها فرقی نمی کند که این دختر در زندگی شان ماندگار شود یا نه اما حاضر نیستند سهم بزرگی از زندگی، وقت و احساساتشان را به او اختصاص دهند.

اگر احساس می کنید طرف مقابلتان برخورد سردی دارد، از او در این مورد سوال کنید و در صورتی که بعد از گفتگو هم به نتیجه مطلوب نرسیدید، می توانید حس واقعی تان را بیان کنید و مدتی از او فاصله بگیرد. اگر سردی او به دلیل مشکلات شخصی اش بود و ارتباطی به این رابطه نداشت، بعد از برطرف شدن این مشکلات سراغتان می آید اما درصورتی که از این پیشنهاد استقبال کرد وبرای ادامه رابطه تلاشی نکرد، می توانید به هدف اصلی اش پی ببرید.

تکلیف خود را نمی دانید؟

هنگامی که با مردی وارد رابطه عاطفی می شوید، باید از ابتدا هدف چنین رابطه ای را مشخص کنید. مردانی که نیت ازدواج ندارند، با پیشنهاد ازدواج جلو نمی آیند و از شما می خواهند بدون اطلاع خانواده ها، بدون ذکر مدت معینی همدیگر را بشناسید.

پس اگر رابطه شما با پیشنهاد ازدواج شروع نشود، لازم است ظرف مدت کوتاهی بعد از شروع رابطه از او بپرسید که برای آینده اش چه برنامه ای دارد. فکر می کند آینده رابطه شما به کجا می رسد و اگر پاسخ او چیزی جز ازدواج بود، بدانید که این رابطه نافرجام است.

اما ممکن است طرف مقابل شما، پاسخی دوپهلو بدهد و تصمیم گیری را برای شما دشوار کند؛ مثلا بگوید دوست دارم با تو ازدواج کنم اما شرایطش را ندارم. در این صورت، باید بپرسید چه شرایطی نیاز دارد و فکر می کند این شرایط فراهم شدنی است یا نه؟

یا بگویید برای تحقق این شرایط چه کارهایی انجام داده یا قرار است انجام دهد؟ اگر برنامه روشنی نداشت، باز هم باید بدانید که این رابطه سرانجامی ندارد. قبل از آنکه وابسته همدیگر شوید، به او اعلام کنید که تا زمان فراهم شدن شرایط، بهتر است از همدیگر جدا شوید و در تصیمم خود قاطعیت داشته باشید.

در این صورت او، به فکر می افتد و اگر واقعا خواهان ازدواج با شما باشد، برای حفظ شما و مهیا کردنش رایط تلاشش را می کند و در غیر این صورت، همچنان رویه سابقش را ادامه می دهد. پس صرفا مطرح کردن پیشنهاد ازدواج به معنی واقعی بودن قصد یک مرد در ازدواج با شما نیست.

شما را به خانواده اش معرفی نمی کند؟

اگر او بعد از گذشت چند ماه از رابطه تان و شناخت نسبی از هم، درباره شما به خانواده اش اطلاع نمی دهد، بدانید که قصد ازدواج با شما را ندارد. شاید او در ماه های اول به شما پیشنهاد ازدواج ندهد و در انتظار شناخت دقیق تر و واقعی تری باشد اما اگر در ذهن خود احتمال چنین اتفاقی را بررسی کند، بدون شک با دوستان و خانواده اش در این مورد صحبت می کند.

اگر او شما را از جمع های دوستانه پنهان می کند و معتقد است هیچ کس در اطراف شما و او نباید از این ارتباط باخبر شود، باید با احتیاط بیشتری انگیزه و هدف او را بررسی کنید.

می ترسید، دیگر عاشق نشوید؟

هنگامی که شما درگیر یک رابطه عاطفی باشید، احساس تعهد می کنید و در نتیجه به خواستگارانتان جواب رد می دهید زیرا مدام لحظات عاشقانه با طرف مقابل را با زندگی معمولی با خواستگارتان مقایسه می کنید.

واقعیت این است که این مقایسه غلط است چون مردی که به مرحله ازدواج رسیده و به خواستگاری شما آمده است، اعلام مسوولیت پذیری کرده و حداقل چیزی که بیشتر از فرد مورد علاقه شما دارد، این است که تصمیم جدی به داشتن یک زندگی جدید دارد.

بهتر است بدانید، مرد ایده آل لزوما مردی نیست که با او بتوان اوقات خوشی داشت! بسیاری از مردان گرچه جذاب، خوش مشرب و سرشار از قابلیت هستند اما مناسب ازدواج نیستند. تنها به درد تفریح، وقت گذرانی و هیجانات زودگذر می خورند.

آنها مسوولیت پذیری طولانی مدت ندارند و در زندگی پشتیبان و قوت قلبی برای شما نخواهند بود. پس زمانی که به تصمیمی فکر می کنید که قرار است تا پایان عمر همراهتان باشد، همه جوانب ماجرا را در نظر بگیرید و تسلیم احساسات و هیجانانتان نشوید.

قبل از آنکه به احساساتتان اجازه بدهید به شما غلبه کند، این نکته ها یادتان باشد:

- خواستگار شما در چه شرایط سنی، شغلی، تحصیلی و اجتماعی قرار دارد؟ در حال حاضر پسرها در سن 20 تا 25 سالگی اغلب آمادگی ازدواج را ندارند.
- پسری که شاغل نبوده و هیچ برنامه ریزی شغلی برای خود ندارد نمی تواند از پس مسوولیت ها و دشواری های این راه بربیاید.
- مهمترین ویژگی کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می دهد، داشتن شرایط ازدواج است. مردی که آمادگی و موقعیت ازدواج ندارد، حتی اگر برای تشکیل زندگی به شما اصرار هم بکند باید به صلاحیت او شک کنید.

با حرف‌های ناگفته پیش از ازدواج چه باید کرد؟

یک دکترای روانشناسی و مشاوره خانواده معتقد است: آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

 با حرف‌های ناگفته پیش از ازدواج چه باید کرد؟

یک دکترای روانشناسی و مشاوره خانواده معتقد است: آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

به گزارش ایسنا، دکتر منصور سودانی اظهار کرد: دختر و پسر در دوران نامزدی برای کسب شناخت از هم باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که "من بافتنی کردن را دوست دارم" یا "دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم"، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین جوانان باید انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنند.

وی ادامه داد: آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای جوانان نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است، به طور مثال ممکن است سابقه نامزدی ناموفق داشته باشند. بسیاری از افراد از مطرح کردن این موضوع با طرف مقابل خود ترس و دلهره دارند و با نگفتن آن در تمام عمر ترس و اضطراب از روشن شدن حقیقت را به همراه خواهند داشت.

سودانی گفت: این موضوع مصداق این حدیث است: "النجاح فی صدق". اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.

وی تاکید کرد: دوران نامزدی دختر و پسر بهتر است تحت نظر خانواده طرفین باشد. باید شخص ثالثی بر این ارتباط‌ها نظارت کند تا اگر احساس کردند تا در مسیر خود به انحراف کشیده می‌شوند، چراغ خطر به آن‌ها نشان دهند تا دوباره به مسیر بازگردند.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز اظهار کرد: در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی میان آن‌ها، چشم خود را بر برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت 6 ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به 3 ماه و هفته‌ای دو ساعت یا 45 روز و هفته‌ای 4 ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.

نکاتی که باید در دیدار اول رعایت کنید

شايد تا چند دهه قبل، اگر مقابل استادتان مي ايستاديد و به چشم هايش نگاه مي كرديد، به عنوان يك دانشجوي بي ادب شناخته مي شديد اما امروز ارتباط چشمي حرف اول را در برقراري رابطه مي زند.

نکاتی که باید در دیدار اول رعایت کنید

برخورد اول شايد مهمترين قدم در تعيين آينده ارتباط است اما به شما هشدار مي دهيم كه با ديدن برخورد اول هيچ كس، بيش از حد هيجان زده نشويد. شما ممكن است گمان كنيد فردي كه در قدم اول، خصوصيات مثبتي را از خود بروز داده است در ديگر جنبه هاي رفتاري اش همه مثبت و قابل ستايش است يا برعكس، با ديدن اشتباهاتش در اولين ملاقات روي او يك ضربدر قرمز بكشيد. اما به شما توصيه مي كنيم كه رفتار هيچ كس را تعميم ندهيد و هميشه انتظار ديدن روي ديگري از آدم ها را داشته باشيد. با وجود اين، نبايد فراموش كنيم بسياري از افراد اين واقعيت را جدي نمي گيرند و در همان برخورد اول، تصوير ذهني شان در مورد شما را مي سازند، پس براي جلب نظر آدم هايي كه هر روز با شما روبرو مي شوند، مراقب رفتارهايتان در اولين ملاقات باشيد و به اصول زير احترام بگذاريد.

مراقب ويترين باشيد.

يادتان نرود كه همه آدم ها فرصت حرف زدن با شما و باخبر شدن از انديشه هاي ارزشمندتان را پيدا نمي كنند. براي اغلب آدم هايي كه هر روز مي بينيد يا بدون آنكه حواس تان باشد از كنارشان عبور مي كنيد، شما تنها از روي ظاهرتان معرفي مي شويد. پس ميان افكار فلسفي و ظاهرتان يك ديوار بكشيد و گمان نكنيد كه چون فرد داراي موقعيت اجتماعي برجسته، درس خوانده يا با مطالعه اي هستيد، مي توانيد به ظاهرتان بي توجه باشيد. پس آراسته لباس بپوشيد و شان خود و موقعيتي كه در آن قرار گرفته ايد را در انتخاب لباس در نظر بگيريد.

حواس تان به لب هايتان باشد

درست است كه حركات بدن در آينده رابطه شما سرنوشت ساز است اما فراموش نكنيد كه چهره شما بسيار زودتر از دست ها و پاهايتان، خود را نشان مي دهد، پس اخم هايتان را باز كنيد و يك لبخند روي صورت تان بچسبانيد. سعي كنيد گشاده رو و با انرژي در ملاقات ظاهر شويد اما هرگز خود را بيش از حد خنده دار و سرگرم كننده جلوه ندهيد و بلند حرف زدن و درازگويي را با پرانرژي بودن اشتباه نگيريد.

رفتار اضافه ممنوع

سعي كنيد هر گونه رفتار اضافي را حذف كنيد. براي مثال اگر عادت به تكان دادن پا يا جويدن انگشت تان داريد، سعي كنيد با كنترل كردن هوشيارانه خود در اولين ملاقات اين عادت ها را نشان ندهيد تا فرد مقابل برچسبي روي شما نزند. آراسته باشيد و قوز نكنيد و حركات تان را حساب شده و با متانت انجام دهيد تا از مديريت تان خارج نشوند. شايد همين خودآگاهي بهانه اي براي حذف اين رفتارهاي اضافي از زندگي شما باشد.

زمان و مكان شناس باشيد

از آراسته پوشيدن هر چه بگوييم كم است. مخصوصاً از ريزه كاري هايي كه گاهي شما را به اشتباه مي اندازند. شما بايد هميشه تميز و خوشبو باشيد و اتو كشيده و موقر ظاهر شويد اما زيبايي ظاهري به معناي حمله كردن به جعبه لوازم آرايشي و پوشيدن لباس هاي گران قيمت و مجلسي نيست. به هر جايي كه وارد مي شويد، بايد به عرف و معيارهاي پوشش در آنجا توجه كنيد. استفاده از يك عطر گرم و تند همانقدر نادرست است كه چرب بودن موهاي سرتان و استفاده بيش از حد از لوازم آرايش يا پوشيدن لباس هاي زرق و برق داري كه مخصوص مهماني هاست همانقدر اشتباه است كه بر تن كردن لباس هاي چروك.

چشم هايتان را به زمين ندوزيد

شايد تا چند دهه قبل، اگر مقابل استادتان مي ايستاديد و به چشم هايش نگاه مي كرديد، به عنوان يك دانشجوي بي ادب شناخته مي شديد اما امروز ارتباط چشمي حرف اول را در برقراري رابطه مي زند. سعي كنيد با چشم ها و تكان دادن سر به او بگوييد كه متوجه كلامش هستيد و حواس تان جاي ديگري نيست.

افراط نكنيد

گاهي آدم ها بدون آنكه شما را بشناسند، در اولين برخورد خاطرات يا احساساتي كه در آن لحظه دارند را بازگو مي كنند و انتظار همراهي شما را دارند. يادتان نرود زماني كه آدم ها در اداره، تاكسي يا صف با شما صحبت مي كنند، بيش از آنكه منتظر شنيدن افكارتان باشند، انتظار ديدن احساسات تان را دارند. پس در چنين موقعيتي از در انديشه وارد نشويد و او را اصلاح نكنيد بلكه با تغيير در لحن، حالت چهره يا گفتن جملات كوچك به او نشان دهيد كه حس كلامش را درك كرده ايد. در ابراز احساسات افراط نكنيد و گمان نكنيد كه چون او از كسي خشمگين است، شما هم بايد از در توهين و عصبانيت وارد شويد و در نشان دادن واكنش، گذشته از توجه به احساسات فرد مقابل، ميزان نزديكي تان با او و اختلاف سن، سطح، جنسيت و موقعيتي كه داريد را هم در نظر بگيريد.

سيب سبز/ شماره ۹۶/ نيمه اول شهريور ماه ۹۲/ بهاره اسلامي/ صفحه ۱۲۴

خواستگار مسئولیت پذیر چه شکلی است؟




مسئولیت‌پذیر بودن باعث انجام بهتر و صحیح‌تر کارها و مسائل می‌شود. اشخاص مسئولیت‌پذیر به علت پاسخگو بودن قابل اعتمادترند و جلب اعتماد دیگران یکی از زمینه‌های مهم پیشرفت و بهتر و آرام‌تر شدن زندگی است.

خواستگار مسئولیت پذیر چه شکلی است؟

به گزارش نیک صالحی به نقل از مجله زندگی ایده آل ؛ مسئولیت‌پذیری همراه با قبول مسئولیت‌های بزرگ‌تر(به شرطی که فرد شرایط لازم و کافی امور مربوطه را داشته باشد) عاملی مهم برای تسریع روند پیشرفت‌های فردی و اجتماعی است. این ویژگی در هر حرفه یا شغلی بر میزان اعتبار اجتماعی شخص می‌افزاید. احساس ارزشمند بودن و عزت‌نفس از نتایج دیگر آن است. اینان به دلیل اعتباری که در جامعه کسب می‌کنند برجسته‌تر هستند و بدین ترتیب ترقی و پیشرفت را نصیب خود و جامعه می‌کنند.

در روند افزایش مسئولیت پذیری خود یا تقویت آن در دیگران، باثبات بودن و متعهد بودن 2 شرط مهم و اساسی است. هر قدر در انجام کار جدی‌تر باشیم و پایداری را در خود تقویت کنیم، احتمال دستیابی به اهداف‌مان بیشتر می‌شود. سعی کنید مسئولیتی را که پذیرفته‌اید ولو هر قدر کوچک به طور منظم انجام دهید. مثلا اگر مسئولیت بیرون گذاشتن زباله به شما محول شده، سعی کنید همیشه خودتان این کار را انجام دهید. انجام دادن گاه به گاه یک عمل باعث ایجاد خستگی و بی‌حوصلگی و در نتیجه ترک آن می‌شود.

ویژگی‌های افراد مسئولیت‌پذیر:

داشتن اعتماد به نفس
فعال بودن و پویایی
قبول شکست‌ها درصورت ناکامی به جای مقصر دانستن دیگران یا توجیه شکست‌ها
تلاش برای جبران ناکامی‌ها
انعطاف‌پذیر بودن درصورت لزوم
پاسخگو بودن نسبت به امور محوله
هدفمندکردن فعالیت‌ها
برنامه‌ریزی برای دسترسی به اهداف از قبل تعیین شده

یکی از ویژگی‌های مهم شخصیتی که در موفقیت ما نقش عمده‌ای ایفا می‌کند، مسئولیت‌پذیری است. احتمالا شما نیز تا به حال با افرادی مواجه شده‌اید که به دقت وظایف‌شان را انجام می‌دهند و نیازی به تذکر دیگران ندارند، از طرف دیگر حتما اشخاصی را هم مشاهده کرده‌اید که به وظایف خود اهمیتی نمی‌دهند و برای مسئولیتی که به عهده دارند هیچ ارزشی قائل نیستند. ما غالبا برای توصیف دسته نخست از واژه مسئولیت‌پذیر استفاده کرده و دسته دوم را انسان‌هایی بی‌مسئولیت قلمداد می‌کنیم. اگرچه این تعریف از مسئولیت‌پذیری اشتباه نیست، اما روانشناسان تعریف دقیق‌تری از این ویژگی ارائه داده‌اند. سرتو (1989) مسئولیت‌پذیری را یک الزام و تعهد درونی از سوی فرد برای انجام مطلوب همه فعالیت‌هایی که بر عهده او گذاشته شده است، تعریف می‌کند و معتقد است مسئولیت‌پذیری از درون فرد سرچشمه می‌گیرد. فردی که مسئولیت کاری را بر عهده می‌گیرد، توافق می‌کند که یکسری فعالیت‌ها و کارها را انجام دهد یا بر انجام این کارها توسط دیگران نظارت داشته باشد.

بسیاری از افراد دوست دارند که مسئولیت‌پذیرتر شوند، اما فکر می‌کنند که چون وارد سنین بزرگسالی شده‌اند، دیگر قادر نیستند برای رشد و پرورش این ویژگی، کاری انجام دهند. درست است که مسئولیت‌پذیری نیز مانند هر ویژگی دیگری در دوران کودکی سریع‌تر آموخته می‌شود، اما این بدان معنا نیست که اگر فردی در کودکی به هر دلیلی مسئولیت پذیری را نیاموخت به ناچار باید در طول عمر خود با عدم مسئولیت پذیری و عواقب ناشی از آن دست و پنجه نرم کند.

نتایج مطالعات گوناگون نشان داده است که خوشبختانه مسئولیت‌پذیری ارثی نیست، بلکه معنا و مفهومی قراردادی، اخلاقی و تربیتی است که می‌تواند در هر زمانی فراگرفته شود. ممکن است شما مجبور شوید به دلیل از دست دادن زمان معمول یادگیری این ویژگی (دوران کودکی) زمان بیشتری صرف تمرین و آموختن آن کنید، اما مهم این است که بالاخره مسئولیت پذیری را فراخواهید گرفت. به همین سبب روانشناسان راهکارهایی را برای افزایش مسئولیت‌پذیری ارائه کرده‌اندکه در ادامه به ذکر آنها می‌پردازیم.

از اشتباه کردن نهراسید

به خاطر داشته باشید که احساس مسئولیت هنگامی در افراد به‌وجود می‌آید که به آنها مسئولیت داده شود. در عین حال فرد باید در مورد اثربخشی پاسخ‌هایش، بازخورد دریافت کند و در مورد راه‌های گوناگونی که در دیگر موقعیت‌ها مناسب هستند، اطلاعاتی داشته باشد. اگر از اشتباهات خویش درس بگیرید، عملکرد بهتری در آنچه انجام می‌دهید، به دست خواهید آورد. اما چنانچه نتوانید یاد بگیریدکه چرا کارتان اشتباه بوده است یا به جای آن می‌توانستید چه کار دیگری انجام دهید، هرگز در کارتان پیشرفت نخواهید کرد. بدین منظور هرگاه در کاری شکست خوردید، از خودتان این سؤالات را بپرسید: چه رفتارهای اشتباهی را مرتکب شده‌ام؟ چه درس‌ها یا آگاهی‌هایی از اشتباهاتم به‌دست آورده‌ام؟ سپس سعی کنید با پاسخ دادن به این سؤالات بینش کامل و دقیقی نسبت به کار خود به دست آورید تا در کوشش بعدی موفق شوید.

به خاطر داشته باشید که مسئول بودن به معنی پیروی کورکورانه از دیگران نیست

توانایی اخذ تصمیم‌های درست، عامل عمده تکامل حس قدرت یا کنترل‌کردن شرایط زندگی خویش است. نتایج پژوهش‌های متعدد حاکی از آن است که بین مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌گیری رابطه تنگاتنگی وجود دارد. شک نیست که مردد و بی‌تصمیم بودن یک راه بی‌مسئولیت بودن است. با خود بیندیشید که در اتخاذ چه تصمیماتی دچار تردید می‌شوید. برای پی‌بردن به این موضوع، از گام‌های متوالی مهارت حل مسئله بهره بگیرید. از آنجایی که در یکی از شماره‌های پیشین این مهارت را به تفصیل شرح داده‌ایم به بیان مختصر آن بسنده می‌کنیم. این مراحل به اختصار عبارتند از:

1. مشخص‌کردن مسئله‌‌ای که نیاز به تصمیم‌گیری دارد.

2.جست‌وجوی راه‌حل‌های مختلف

3.ارزیابی راه‌حل‌ها و انتخاب بهترین آنها

4.عملی‌کردن راه‌حل‌ها.

از برنامه‌ریزی غافل نشوید

برنامه‌‌ریزی و تهیه فهرستی از کارها، اهداف و وظایف‌تان به شما کمک می‌کند تا به اندازه توان‌تان تلاش کنید و انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای از خودتان نداشته باشید. به‌علاوه مکتوب‌کردن اهداف‌تان سبب می‌شود که آنها را جدی‌تر بگیرید و برای نیل به آنها بیشتر تلاش کنید. به خاطر داشته باشید که رسیدن به اهداف بزرگ تنها از طریق برداشتن گام‌های کوچک و متوالی میسر است. هدف‌تان را به اهداف جزئی‌تر تقسیم کرده و پس از طی هر قدم به عبور از مرحله بعد بیندیشید.

تلاش کنید احساس قدرت را در خود افزایش دهید

افراد برای برخورداری از عزت نفس زیاد (یکی از ویژگی‌های مرتبط با مسئولیت پذیری)، به حس قدرت نیاز دارند. داشتن احساس قدرت به معنی آن است که فرد دارای منابع، فرصت و قابلیت تأثیرگذاری بر شرایط زندگی خویش است. فرد باید فرصت داشته باشد که انتخاب کند و تصمیم بگیرد، کفایت خویش را اعمال کند و وظایفی را که با توانایی‌های وی مطابقت دارد، به انجام برساند. بدین منظور لازم است تلاش ‌کنید که فرصت‌هایی را برای ابراز کفایت خود به‌وجود آورید و به محض اینکه سطح کفایت‌تان بالا رفت، فرصت‌هایی جدیدی به وجود آورید تا بتوانید آنچه را که آموخته‌اید، تمرین کنید.

برای افزایش حس قدرت در خود لازم است هنگام رؤیارویی با مسائل مختلف به 3 عامل توجه کنید تا میزان مسئولیت‌پذیری خود را افزایش دهید. این عوامل عبارتند از:

الف- امکاناتی که در اختیار دارید

ب– فرصت انجام کار مورد نظر

ج– قابلیت انجام آن کار

برای برنامه ریزی به دیگران کمک کنید

هر سال حداقل به یک نفر کمک کنید تا اهداف و برنامه‌هایش را مشخص کند. او را تشویق کنید تا فهرستی از اهداف بلند مدت خود تهیه کرده و گام‌های لازم برای رسیدن به این اهداف را یادداشت کند. هرچند وقت یک بار از او بخواهید که یادداشت‌هایش را به شما نشان دهد و بگوید چقدر به اهداف خود نزدیک شده است. به خاطر گام‌هایی که برداشته وی را تشویق کرده و او را درباره اشتباهاتش راهنمایی کنید.

سعی کنید مطلبی کسل کننده اما مفید را بیاموزید

اغلب مردم می‌دانند که بالاخره باید کار خاصی را انجام دهند، اما این فرایند آنقدر به نظرشان خسته کننده می‌آید که تا جایی که می‌توانند از انجام آن طفره می‌روند و به فعالیت‌های دیگری که برای‌شان لذت بخش هستند می‌پردازند. کار مفیدی که شما می‌خواهید انجام دهید چیست؟ یادگیری لغات یک زبان بیگانه؟ یا آموختن شیوه حسابداری کامپیوتری؟ اطمینان حاصل کنید که این کار،کاری است که باید در گذشته به انجام می‌رسیده، اما تنها به دلیل خسته کننده بودن تا به حال به تعویق افتاده است.پس از اینکه موضوع مشخص شد به کتابخانه بروید و کتابی در آن مورد به امانت بگیرید،سعی کنید که کتاب را به طور کامل و با دقت بخوانید.

تعریف دقیقی از مسئولیت‌پذیری داشته باشید

مسئولیت‌پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخگویی و به عهده گرفتن کاری که از کسی درخواست می‌شود و شخص حق دارد که آن را بپذیرد یا رد کند. وقتی فردی می‌خواهد مسئولیت را بپذیرد، باید برای او کاملا مشخص شود که موضوع درخواست چیست و در برابر به عهده گرفتن آن چه چیزی به دست می‌آورد. در واقع مسئولیت انتخابی آگاهانه است، درست مثل قراردادی نانوشته که تمام اجزای آن برای فرد مشخص است. هنگامی که فردی احساس مسئولیت کند، دیگر لزومی ندارد که دیگران به او بگویند که در هر موقعیتی چگونه عمل کند. افراد در نتیجه توجه به مقررات، ارزیابی تجربه‌های خویشتن و رسیدن به نتیجه‌گیری‌های واقع‌گرایانه آن تجربه‌ها، الگوی رفتاری مناسبی را اختیار می‌کنند.

آیا شما هم گاهی با خود فکر می‌کنید که اصلا انسان مسئولیت‌پذیری نیستید و از این موضوع ناراحت می‌شوید؟ یا از آن دسته افرادی هستید که به مسئولیت پذیر بودن خود می‌بالید و به این ویژگی مثبت خود افتخار می‌کنید؟ از آنجایی که تعاریف متعددی درباره مسئولیت‌پذیری وجود دارد، ممکن است تصوری که شما در این باره از خودتان دارید، کاملا درست نباشد. آزمون زیر به شما کمک می‌کند که دریابید آیا واقعا فرد مسئولیت‌پذیری هستید یا خیر و آیا خواستگارتان از ویژگی مسئولیت‌پذیری برخوردار است؟

لطفا عبارات زیر را به دقت خوانده و میزان موافقت یا مخالفت خود با هر یک از آنها را با استفاده از گزینه‌های (کاملا موافقم، موافقم،نظری ندارم،مخالفم یا کاملا مخالفم) مشخص کنید:

1. من وسایل متعلق به خود را تمیز و مرتب نگه می‌دارم.

2. من به خوبی می‌توانم وقت و فعالیت خود را طوری تنظیم کنم که کارهای محوله به موقع انجام شود.

3. آدم بسیار منظم و با برنامه‌ای نیستم.

4. سعی می‌کنم وظایف محوله به خود را با صداقت و درستی انجام دهم.

5. من دارای اهداف دقیق و روشنی هستم و برای دستیابی به آنها طبق برنامه منظمی عمل می‌کنم.

6. قبل از شروع هر کاری وقت زیادی تلف می‌کنم.

7. برای دستیابی به اهداف خود سخت تلاش می‌کنم.

8. وقتی تعهدی می‌دهم همیشه آن را اجرا می‌کنم.

9. بعضی اوقات آنطور که باید صادق و قابل اطمینان نیستم.

10. آدم سازنده و مولدی هستم و همیشه مسئولیت‌های خود را به انجام می‌رسانم.

11.‌ به نظر نمی‌رسد هرگز بتوانم کارهای خود را نظم و ترتیب دهم.

12. سعی می‌کنم همه کارهای خود را به بهترین نحو انجام دهم.

13. بدهکاری‌هایم را سر موقع و کامل پرداخت می‌کنم.

14. برایم مشکل است خود را مجبور به انجام وظایفم کنم.

15. وقتی کاری را به دست می‌گیرم تقریبا همیشه آن را به پایان می‌رسانم.

16. غالبا کارهایم را بدون برنامه‌ریزی زمانی انجام می‌دهم.

17. برای جلوگیری از دوباره کاری سعی می‌کنم کارهایم را با دقت انجام دهم.

18. آنقدر کارهای ریز و کوچک برای انجام دادن دارم که گاهی تمام آنها را نادیده می‌گیرم.

19. وقتی می‌خواهم به یک سفر کوتاه بروم، از قبل با دقت در رابطه با آن برنامه‌ریزی می‌کنم.

20. وقت زیادی را برای پیدا‌کردن چیزهایی که سر جای‌شان نگذاشته‌ام صرف می‌کنم.

شیوه نمره‌گذاری:

در عبارات19 ،1،2،4،5،7،8،10،11،12،13،15،17 به گزینه کاملا موافقم4 امتیاز، موافقم3 امتیاز، نظری ندارم 2 امتیاز، مخالفم یک امتیاز و کاملا مخالفم صفر امتیاز تعلق می‌گیرد. در عبارات3،6،9،11،14،16،18،20 نمره‌گذاری معکوس است، یعنی به عبارت کاملا موافقم صفر امتیاز، موافقم یک امتیاز، نظری ندارم2امتیاز، مخالفم 3‌امتیاز و کاملا مخالفم 4‌امتیاز تعلق می‌گیرد. حالا امتیازات خود را باهم جمع کنید.

نتیجه‌گیری:

امتیاز بالاتر از 50: به شما تبریک می‌گوییم، شما فرد مسئولیت‌پذیری هستید. شما اهداف و برنامه‌های خاصی را در زندگی خود تعیین کرده و برای دستیابی به آنها می‌کوشید. از طرف دیگر به قول و قرارهای‌تان سخت پایبندید و به همین دلیل اطرافیان‌تان کاملا به شما اطمینان دارند. به علاوه شما به‌خوبی از ارزش زمان این موهبت الهی آگاهید و بنابراین آن را بیهوده هدر نمی‌دهید.

امتیاز پایین‌تر از 50: متاسفانه حس مسئولیت‌پذیری شما ضعیف است، البته این گفته به این معنا نیست که شما به اصول اخلاقی پایبند نیستند، بلکه منظور این است که معمولا دقت کافی برای انجام کارها ندارید و در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستید. برخی از شواهد پژوهشی نیز نشان می‌دهند که نیاز به لذت‌طلبی و علاقه‌مندی به امور جنسی در افراد دارای نمره پایین بیشتر از افرادی است که نمره‌های بالا کسب می‌کنند.

یک شوهر خوب چه چیزهایی را نمی گوید ؟

یك شوهر خوب هیچ‌وقت بدون اجازه همسرش از كسی پول نمی‌گیره و واسه خودش خرج نمی‌كنه.شوهر ایده‌آل هیچ‌وقت با فك و فامیل همسرش بد رفتار نمی‌كنه. اون به حدی دوستشون داره كه در و دیوار خونه از عكس‌های فامیل همسرش پر می‌شن.

یک شوهر خوب چه چیزهایی را نمی گوید ؟

یك شوهر خوب هیچ‌وقت بدون اجازه همسرش از كسی پول نمی‌گیره و واسه خودش خرج نمی‌كنه.شوهر ایده‌آل هیچ‌وقت با فك و فامیل همسرش بد رفتار نمی‌كنه. اون به حدی دوستشون داره كه در و دیوار خونه از عكس‌های فامیل همسرش پر می‌شن.

به گزارش نیک صالحی به نقل از مجله زندگی ایده آل ؛ درددل كردن برای مادر و خواهر و... علیه همسر حكم مرگ موش برای شما رو داره. می‌تونید امتحان كنید اگه تصمیمتون رو برای خودكشی گرفتید.یك شوهر خوب هیچ‌وقت به همسرش نمی‌گه: بسه دیگه چقدر حرف می‌زنی. اون می‌شینه و با دقت به اتفاق‌هایی كه تو آرایشگاه، محل كار و تو تلفن‌ها برای همسرش رخ دادن گوش می‌ده.

فكر كردید خیلی عقلتون كار می‌كنه كه برای هر مشكلی مثل پروفسور دنبال ارائه راه‌حل می‌گردید؟ یك شوهر خوب به جای این كارها با دقت به غرغرهای همسرش گوش می‌ده و بعدم به جای راه‌حل فقط می‌گه: «ولی من خیلی بهت علاقه دارم.»

تلفن، تلفن، تلفن، خانم‌ها عاشق تلفن زدن شوهرشان هستن، یك شوهر خوب حتما بین روز با همسرش تماس می‌گیره و حالش رو می‌پرسه.

یك شوهر خوب هیچ‌وقت مثل بچه‌ها لج نمی‌كنه و نمی‌گه من همینم كه هستم. یادتون باشه همسرتون نمی‌خواد جای مادرتون باشه و یه بچه لوس و لجباز رو تحمل كنه.

اگر می‌خوای دست به یك خودكشی تو رابطه با همسرت بزنی، دیر برو خونه و قبلش هم دیر رفتنت رو خبر نده. زن‌ها هیچ‌وقت كسی‌رو كه نگران شدنشون براش اهمیت نداره نمی‌بخشن.

وقتی از دست همسرت عصبانی هستی، زل نزن به دیوار كه بیاد سراغت و بپرسه چه مرگته؟ كشف دلیل عصبانیت، خانم‌ها رو عصبی می‌كنه.

چرا داد می‌زنی؟! مگه عقلت كار نمی‌كنه؟! وقتی با یه خانم حرف می‌زنی، می‌تونی مزخرف بگی اما اگه آروم بگی حتما قبول می‌كنه. اشتباه كردی؟ اشكال نداره، عذرخواهی یادت نره.

تو یك حق رای داری، مثل همسرت اما در نهایت به نفع همسرت كنار بكش. خانم‌ها فراموش نمی‌كنن كه چه شوهر خوبی دارن!

یك شوهر خوب هیچ‌وقت نمی‌گه: من. حتی اگه تنهایی رفته رستوران می‌گه: ما امروز رفتیم رستوران. یعنی تو هم همراهم بودی، گرچه نبودی. این كارخیلی لوسه ولی جواب می‌ده.

زرنگ باشید، به جای اینكه به ویترین نگاه كنید، چشم‌های همسرتون رو تعقیب كنید و قبل از اینكه بگه از چی خوشش اومده اونو براش بخرید. زن‌ها عاشق این هستند كه حرف نزده كسی خواسته‌هاشون رو بفهمه.

وقتی شام تموم شد، یه شوهر خوب بشقاب و ظرف‌ها رو روی میز باقی نمی‌ذاره بره پای تلویزیون با پیژامه فوتبال تماشا كنه.

همین طور بی‌بهانه به هر جمعی كه رسیدید، گویا و رسا فریاد بزنید: «همسر من بهترین همسر دنیاست.» دروغ هم اگه باشه این جمله برای همسرتان قشنگ‌ترین دروغ دنیاست!

یا در چشم همسرتان یک زن ایده آل هستید؟

آ


ارسال برای دوستان

آیا در چشم همسرتان یک زن ایده آل هستید؟

از طرف دیگر زن ایده آل آن ها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن ها اغلب زنی را ستایش می کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می گیرد


و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری های شان راه می دهند.


برای تازه عروس ها این که همسرشان روز به روز عاشق تر شود، موضوع بی اهمیتی نیست.

 آن ها دوست دارند با تک تک حرف ها و رفتارهای شان یک قدم به همسرشان نزدیک تر شوند اما همیشه ماجرا این طور پیش نمی رود. گاهی هر قدم رو به جلوی زن، مرد را ده ها قدم به عقب می راند. برای زنی که فکر می کند، حساب همه چیز را کرده و تمام تلاشش را خرج کرده کنار آمدن با این موضوع، آسان نیست.

اگر شما چنین احساساتی را تجربه کرده اید، باید بار دیگر گذشته تان را مرور کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان یک زن ایده آل جلوه نکرده اید؟

● باید خاص باشید
یک مرد به دنبال زنی خاص می گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آن ها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند.

از طرف دیگر زن ایده آل آن ها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن ها اغلب زنی را ستایش می کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری های شان راه می دهند.

● باید قانع باشید
مردها دوست دارند، بعد از ازدواج همان طوری که پیش از این بوده اند بمانند. آن ها همسری می خواهند که با وجود معایب یا خلق و خوی خاص شان آن ها را بپذیرد و عاشق شان بماند. این ویژگی یکی از مهم ترین چیزهایی است که در ذهن مردها می گذرد.

آن ها از سرکوفت خوردن بیزارند و دوست دارند همسرشان با همین اخلاقی که دارند و همین وضع زندگی ای که دارند بسازد و مدام برای تغییر کردن، آن ها را تحت فشار نگذارد. برخلاف اغلب زن ها که سعی می کنند، از مرد معمولی مقابل شان همسر ایده آل و رویایی بسازند، مردها دوست دارند با زنی زندگی کنند که به همین وضع موجود قانع باشد.

● باید سعی کنید زیبا باشید
درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می کنند اما این موضوع در انتخاب همسر آینده آن ها بی تاثیر هم نیست. انگار مردها دوست دارند از این طریق انتخاب شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آن ها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می توان از این که یکی از کاندیداهای ازدواج مردان اطراف تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

● باید جاه طلب باشیدنمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن ها ثابت می کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می کند و به سادگی عقب نشینی نمی کند.

● باید نیمی از مشکلات مال شما باشد
سال ها از روزگاری که مردها بار خانه را یک تنه به دوش می کشیده اند گذشته است. مردهای امروزی دوست دارند زن شان دوشادوش آن ها حرکت کند، بحران های خانه را بشناسد و گاهی مانند آن ها استرس های زندگی بعد از ازدواج را به دوش بکشد.


 آن ها دوست ندارند تنها فکر کنند، تنها تلاش کنند، تنها نگران باشند و تنها عمل کنند. مردهای امروز به دنبال همسری هستند که در تمامی این لحظه ها کنارشان باشد و این مشکلات را مشکلات خودش بداند، نه این که اگر کاری برای حل کردن شان می کند آن را یک لطف تلقی کند.

● باید با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید
جدا شدن از زندگی مجردی در سال های بعد از ازدواج سخت ترین اتفاقی است که می تواند برای یک مرد بیفتد. مردها از تنهایی بعد از ازدواج می ترسند.


آن ها دوست دارند روابط قبلی شان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیل شان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند.

آن ها ترجیح می دهند، با ازدواج خانواده پیشین شان بزرگ تر شود نه این که از یک خانواده بیرون بروند و خانواده تازه ای را بسازند. اغلب مردها در ارتباط داشتن با آدم های تازه و شرایط تازه کمی مشکل دارند. آن ها دوست دارند،


 زن شان روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و آن ها را در پیوند زدن به این اجتماع یاری دهد. گذشته از این، آن ها دوست دارند با ورود همسرشان به خانواده شان، روابط خانوادگی و فامیلی گرم تری را هم برای شان به همراه بیاورد و لاک تنهایی شان را از آن ها بگیرد.

باید ستایش کنید
 دوست داشته شدن حس خوبی به آدم ها می دهد. مردها هم از این قاعده مستثنا نیستند. آن ها ترجیح می دهند، وقتی خسته از کار بر می گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر این که زنی تا این حد دوست شان دارد به همه فخر بفروشند. خیلی از مردها زندگی خود را با اطرافیان شان مقایسه می کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن ها منتقل می کنند.

برای شان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند. مردها دوست دارند همسرشان قدرت و توانایی شان را ستایش کند و به آن ها تکیه داشته باشد. آن ها از این که مستقل ترین زن جهان هم برای تصمیم گیری هایش با آن ها مشورت کند و در مشکلاتش به آن ها تکیه کند لذت می برند.

● باید با منطق باشید
گرچه خیلی از زن ها گمان می کنند با فداکاری تمام و کمال می توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مرد ها ترجیح می دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مردها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوش شان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می گذارد.

● باید پیشرفت کنید
یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی تواند یک همسر ایده آل باشد. مردها دوست دارند زن شان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود.


برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن ها به دنبال زنی دنیا دیده می گردند که موضوعات روز را می شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی دارد.

منبع:عصرایران