راز خوش تیپ شدن آقایان چیست؟


 

 راز خوش تیپ شدن آقایان چیست؟

پیراهن طوسی رنگ با هر لباسی قابل ست کردن است شما می توانید آن را زیر لباس تان، یا زیر کت یا حتی با یک پیراهن و یک کتانی بپوشید.

طوسی رنگ با هر لباسی قابل ست کردن است شما می توانید آن را زیر لباس تان، یا زیر کت یا حتی با یک پیراهن و یک کتانی بپوشید


1- کت های دو دکمه بخرید این نوع کت ها شما را لاغرتر نشان می دهد و پیراهن تان هم بهتر به نظر می رسد.

2- نباید سایز کت و شلوارتان زیاد بزرگ باشد سرشانه های کت تان باید جذب شانه هایتان باشد نه بزرگتر از شانه هایتان از خیاطتتان بخواهید که قد آستین کت تان تا مچ تان باشد نه اینکه تا شستتان و از او بخواهید که شلوارتان زیاد گشاد و بلند نباشد که زیر پاشنه پایتان برود.

3- به نوک تخته کفشتان کمی چرم بزنید این کار باعث می شود عمر کفش تان زیاد شود.

4- جارختی های چوبی، کمد لباسهایتان را منظم و مرتب نشان می دهند درصورتی که جارختی های فلزی زیاد مناسب نیستند.

5- اگر قصد خرید یک پلیور را دارید، یک پلیور خاکستری رنگ یقه هفت بخرید این پلیور با یک پیراهن رنگ تیره در پاییز یا زمستان و با یک شلوار جین در بهار ست می شود.

6- کمربند مشکی با لباس خاکی رنگ و شلوار جین همخوانی دارد کمربند مشکی تنها کمربندی است که همه آقایان باید داشته باشند.

7- بارانی تان باید با پیراهن تان ست باشد.

8- یک دست لباس رسمی و یک پیراهن مناسب با یقه ای تیز و زیبا داشته باشید.

9- پولتان را برای خرید یک ماهوت پاک کن گران قیمت و تزئینی هدر ندهید به جای آن، یک رول پارچه ای بخرید که البته بهتر هم کار می کند.

10- یک شال گردن بلند و مشکی داشته باشید و منتظر نشوید تا دمای هوا زیر صفر برسد و آنوقت شال گردنتان را بیندازید شال گردنتان را با پیراهن، یا کت تان ست کنید.

13- سعی کنید جنس کفشتان از پوست طبیعی حیوانات باشد زیرا دوام و عمر این کفشها بهتر است.

14- اگر می خواهید لباس هایتان عمر بیشتری داشته باشند، آنها را به خشک شویی بدهید یا با اتوی بخار آنها را اتو کنید.

15- اگر می خواهید جیب کتتان کمی پف داشته باشد باید از دستمال مربع شکلی استفاده کنید.

16- همیشه لباس محل کارتان را مرتب داخل کمدتان بچینید.

17- همیشه وسایل شخصی تان را داخل کیفی بگذارید مثل مسواک، خمیردندان، وسایل اصلاح تان و…

18- به خشک شویی تان بگویید لباس هایتان را بدون آهار شسته و خشک کند شاید گران تر باشد اما می ارزد.

19- پیراهن طوسی رنگ با هر لباسی قابل ست کردن است شما می توانید آن را زیر لباس تان، یا زیر کت یا حتی با یک پیراهن و یک کتانی بپوشید.

20- یک کیف دوشی داشته باشید حتی اگر یک کیف دوشی ارزان را با یک پیراهن زیبا حمل کنید، شما را خوش تیپ نشان می دهد.

21- وقتی شما یک کت دو دکمه می پوشید، دیگر کمربند را کنار بگذارید، زیرا به آن نیازی نیست زمانی که کمربند استفاده نمی کنید، پیراهن تان تمیزتر و بهتر به نظر می رسد.

22- وقتی با پیراهن یا یک کت اسپرت عینک آفتابی می زنید، یک عینک دوردار انتخاب کنید

منبع:باشگاه خبرنگاران

45 دستورالعمل شگفت انگیز برای زندگی






45 دستورالعمل شگفت انگیز برای زندگی


1. به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.

2. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.

3. هر آنچه که میشنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.

4. وقتی میگویید "دوستت دارم"، واقعاً داشته باشید.

5. وقتی میگویید "متاسفمa"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.

6. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.

7. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.

8. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.

9. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.

10. در اختلافات، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد.

11. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.

12. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.

13. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"

14. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.

15. با مادرتان در تماس باشید.

16.وقتی کسی عطسه میکند به او بگویید "عافیت باشه!"

17. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.

18. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.

19. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.

20. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.

21. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.

22. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.

23. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.

24. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.

25. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.

26. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.

27. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.

28. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.

29. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.

30. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.

31. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.

32. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.

33. با محیط زیست مهربان باشید.

34. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.

35. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.

36. حواستان به کار خودتان باشد.

37. به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد اعتماد نکنید.

38. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.

39. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.

40. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

41. قوانین را بیاموزید سپس برخی را بشکنید.

42. بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

43. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.

44. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.

45. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.
مردمان

   مردان را بهتر بشناسیم

 



آگاهی از وجود تفاوت های فردی بین انسان ها، چه کودکان و چه بزرگسالان، به اندازه خلقت انسان قدمت دارد. زیرا انسان های اولیه زمانی که در غارها یا جنگل ها زندگی می کردند، از متفاوت بودن یکدیگر کاملاً آگاه بودند، بدین صورت که وقتی به هم می رسیدند بلافاصله زور بازوی یکدیگر را تخمین می زدند؛ اگر طرف مقابل را ضعیف تر از خود می یافتند فوراً طعمه اش را از دستش می گرفتند و برعکس، اگر در می یافتند که حریف پنجه ی پر زورتر از آنها دارد، فوراً از سر راهش کنار می رفتند.

اگر تاریخ را ورق بزنیم در هیچ دوره ای نخواهیم دید که انسان ها خواه به صورت رسمی و خواه به صورت غیر رسمی، اعضاء جامعه خود را گروه بندی نکنند و برای هر گروه ویژگی های خاص قایل نشوند. در ادبیات کهن و واقعاً غنی سرزمین خود نیز می بینیم که مسیله تفاوت های فردی مطرح بوده و از همه کس انتظارات یکسانی نداشته اند. علاوه بر تفاوت های فردی بین انسان ها به طور کلی ، و بین زن و مرد نیز به طور اخص تفاوت های بارز چشمگیری از نظر جسمانی و روانی وجود دارد و همین امر توجه متخصصین و صاحب نظران را به خود جلب کرد و نقطه عطفی در باب انجام مطالعات در مورد زن ها و مقایسه آن با مردها شد. مطالعه جنسیت و تفاوت های جنسی همواره مورد توجه و علاقه پژوهشگران بوده است.

اگر به صورت اجمالی از هر یک از زن و مرد در مورد دنیای جنس مخالفش سئوال کنیم ، هم زنان و هم مردان شناخت جنس مخالف خود را بسیار دشوار دانسته و دنیای او را پیچیده و ناشناخته معرفی می کنند. در حالی چنین نیست. هر دو جنس نیازهای روانی شاخص و عمده ای دارند که اگر این نیازها را بشناسیم و درک کنیم می توانیم تا حدود زیاری در ارتباط با آنها بسیار موفق تر عمل کنیم .

گویی فراموش کرده ایم که قرار بر این است که مردها و زن ها با هم تفاوت داشته باشند.

لذا توصیه میکنیم :

به مردان قدرت دهید تا صمیمیت شان فوران کند.

مرد را حلال مشکلات بدانید.

مرد را تأیید کنید. به او اعتماد کنید.

مرد عاشق تشویق است.

مرد دوست دارد که از او قدردانی شود.

مرد باید ستایش شود.

مرد را مطلقاً سرکوفت نزنید.

مرد را با اندرز دادن و نصیحت کردن از خود نرانید.

با مردها خیلی صحبت نکنید. اگر ساکت است به سکوت نیاز دارد.

اگر جایی قدرت مردی را نادیده بگیرید تا آن را مورد انتقاد قرار دهید مرد کلافه می شود و از شما متنفر می گردد و رشته های صمیمیت از هم گسسته می شود شما می پندارید واقعیت را می گوئید! این درست، ولی هزاران مشکل می آفرینید.

سوال کردن از مرد خشمگین، بر شدت خشم او می افزاید.

راه محبت به مرد قدردانی و تشکر از او و راه دیگر نادیده گرفتن اشتباهاتش است.

تشکر و قدردانی از تصمیمات و اقدامات مرد و نادیده انگاشتن اشتباهات او، راه مستقیم نفوذ به قلب مرد است.

مردها نیاز دارند از کارشان تشکر شود این مهر و حمایتی است که مرد از زن انتظار دارد.

مردها در سکوت به هدف های خود می رسند و احساس امنیت خاطر بیشتری می کنند. با شستن اتومبیل و یا ورزش کردن می توانند در سکوت، افکار خود را منظم کنند.

وقتی مرد همسرش را درک می کند با او وقت بیشتری را می گذراند.

زمانی که مردی احساس می کند که نمی تواند خودی نشان بدهد و موفقیت داشته باشد به خود خواهی های گذشته اش بر می گردد.

باید به مردها بفهمانیم که مورد قبول هستند، آن موقع انتقاد یا پیشنهاد را می پذیرند.

مردها با خونسردی و کوچک جلوه دادن مشکل، با یکدیگر همدردی می کنند.

این حالت مختص مردان است: مردان ممکن است از هر نوع مساله ای که باعث بحث و دعوا شود دوری می کنند.

رمز به کمال رساندن مرد این است که یاد بگیریم چگونه محبت مان را از طریق احساساتمان بیان نماییم نه از طریق رفتارمان.

فراموش نکنید: مردان، وقت شناسی- رفتار غیرآمرانه- خلاصه گویی- به صراحت سخن گفتن- استفاده از کلمات صحیح را بهتر می پذیرند.

بخش خانواده ایرانی

چگونه در مورد "ازدواج" با نامزد خود صحبت کنیم؟


چگونه در مورد

این مطلب یکی از موارد بسیار حساس و ضروری، در هر رابطه سالم زناشویی میباشد. پیش از اینکه لب به سخن بگشایید و بگویید: " عزیزم ما باید…" ابتدا به نصایح ما در این زمینه گوش کنید.

شما می توانید به راحتی با لب های زیبا و شیرین خود هر کس را اغوا کنید و با بذله گویی و شوخ طبعی خود او را شیفته خودتان سازید. اما متاسفانه زمانی که نوبت به بحث و گفتگو می رسد، هیچ یک از موارد بالا به شما کمک نمی کنند. زبانتان بند می آید و اصلا نمی توانید لب به سخن گفتن بگشایید. معمولا خانمها در یک چنین شرایطی سراغ کلیشه ها می روند و شروع می کنند به غر زدن و در مقابل، آقایون نیز شدیدترین حالت دفاعی را به خود می گیرند. به هر حال یکی از طرفین عصبانی شده به دیگری آسیب روحی می رساند و به طور کلی باعث انحراف هر دو از مسیر اصلی زندگی شان می گردد.

ما هم به همین دلیل اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم. مراحل آغازی در هر رابطه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. شما باید تا حدی عواقب همه کارهای خود را در نظر بگیرید. ما راههایی را پیشنهاد می کنیم که از آن طریق بتوانید خیلی راحت تر مکالمه مسالمت آمیزی با هم داشته باشید. در ضمن با بهره گیری از این نکات، گفتگوی شما موثر و سودمند نیز خواهد بود.

نکته مکالمه ای 1 : هدفمند بودن

پیش از اینکه بحث های طعن آمیز را شروع کنید، باید به اهداف خود فکر کنید. "شارین ولف" نویسنده کتاب " تاکتیک های قرار ملاقات" معتقد است: "اشتباه اکثر خانم ها این است که خودشان هم نمی دانند از همسرشان چه می خواهند. آنها انتظار دارند که همسرشان پاسخ این سوال که ارتباطمان به کجا ختم خواهد شد را سریعا بدهند بدون اینکه خودشان جواب روشنی برای این پرسش داشته باشند."مطرح کردن این سوال اصلا عادلانه نیست.

به ارتباطی که در آرزوی آن هستید فکر کنید. آیا می خواهید صرفا با هم قرار ملاقات داشته باشید؟ قصد دارید در کنار هم زندگی کنید؟ تمایل به نامزد کردن دارید؟ سپس آمال رمانتیک خود را با حقایق موجود در زندگیتان تطبیق دهید. ممکن است آنقدر سرتان شلوغ باشد که زمان کافی نداشته باشید و یا شاید برنامه برای مسافرت ریخته باشید. گاهی آنقدر خانم ها غرق در آرزوی کسب تعهد از جانب آقایون می شوند که به هیچ وجه فکر نمی کنند که ممکن است خودشان آمادگی لازم برای این امر را نداشته باشند.

زمانی که تمام قضایا را با خودتان تحلیل و بررسی کردید، نوبت به آن می رسد که میزان علاقه نامزد خود را بسنجید. توجه: آیا او شما را در داخل برنامه های آینده اش شریک می داند؟ آیا خانواده اش را ملاقات کرده اید؟ آیا او در مقابل دوستانش با شما راحت است؟ تمام این موارد نمونه های خوبی برای نشان دادن نیات درونی او هستند. اما اگر او هفته ای یک مرتبه با شما بیشتر قرار نگذاشت و از کارهای خود زمانیکه با او نیستید صحبتی به میان نیاورد، شما بهتر است جایگاه اصلی خود را پیدا کرده و فکر او را از ذهنتان بیرون کنید.

نهایتا تحلیل کنید که آرزو هایی که در سر می پرورانید تا چه حد به واقعیت نزدیک هستند. "تینا" 26 ساله از تجربه شخصی اش با ما سخن می گوید: "پس از چند ماه که ما به طور تصادفی شروع کردیم به ملاقات هم، او از من خواست تا به طور رسمی نامزدی خودم با او را اعلام کنم. این امر برای من کاملا غیر قابل منتظره بود، چراکه ما فقط چندین قرار ملاقات ساده با هم داشتیم. من به او علاقه داشتم اما از آنجاییکه این پیشنهاد برایم کمی عجیب و غریب آمد، به خاطر همین تصمیم گرفتم تا با او قرار ملاقات نگذارم."

نکته مکالمه ای 2: انتخاب مکان مناسب

عکس العمل همسرتان، ارتباط تنگاتنگی به زمان و جو موجود دارد. شاید به نظر برخی از افراد، قبل و بعد از رابطه جنسی زمان مناسبی برای باز کردن صحبت باشد، اما باید به خاطر داشته باشید که این تفکر اشتباه است. او هر چقدر هم که آرام باشد، باز هم ذهنش به درستی واکنش نشان نمی دهد. و برای اینکه به نحوی به صحبت های خود با شما خاتمه دهد، بدون عمد، با تمام گفته هایتان موافقت می کند. همچنین زمانی که تصور کند شما او را به دام انداخته اید مثلا در ماشین، هنگام صرف یک شام رمانتیک، به هیچ وجه شاهد عکس العمل مناسب نخواهید بود. همچنین در مقابل دوستان و اقوام نیز باید دهان خود را ببندید؛ چراکه احتمال دارد او در معرض دید همگان با شما مشاجره کند.

بهترین زمان موقعی است که او در حال گرم کردن سر خود است. زمانی می توانید با یک مرد صحبت کنید که در حال انجام دادن یک فعالیت جسمی است. البته باید مراقب باشید که فعالیت او به نحوی باشد که بتواند همزمان بر روی حرف های شما نیز تمرکز کند. مثلا تمیز کردن میز پس از اتمام غذا و یا وقتی بی هدف کانال های تلویزیون را بالا پایین می کند، همه از موارد خوبی در این زمینه هستند.

برای برقراری ارتباط هر چه بهتر می توانید گفتگو را مثلا زمانی که از تماشای یک فیلم در سینما که هر دو از آن لذت برده اید، شروع کنید. او اگر نسبت به شما احساس نزدیکی کند با علاقه بیشتری در مورد رابطه خود با شما صحبت می کند.

نکته مکالمه ای 3: کلمات را به دقت انتخاب کنید

می توان با یک اشتباه لپی موجب غرق شدن یک کشتی شد پس باید خیلی مراقب حرف زدن خود باشید. مرحله اول: از لغات کلیشه ای استفاده نکنید. زمانیکه یک مرد ازهمسر خود عبارت "ما باید با هم صحبت کنیم" را می شنود، احساس می کند که قرار است مورد انتقاد قرار بگیرد. زمانیکه به او می گویید: "فکر می کنی رابطه ما به کجا ختم می شود؟" او یک حالت تدافعی به خود می گیرد. به جای استفاده از چنین عباراتی می توانید از جمله های مثبتی استفاده کنید تا او نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. "نگار" 31 ساله از تجربه موفقیت آمیز خود با ما صحبت می کند: "من پس از گذشت 3 سال احساس نزدیکی خیلی زیادی به او پیدا کرده و با او مانوس شده بودم. با هم نشستیم به صحبت کردن در مورد تک همسری و بعد از یک بحث داغ، به نتیجه قابل قبولی دست پیدا کردیم. صحبت مستقیم و صادقانه با او باعث شد تا من به تمام خواست هایم برسم."

بهترین تکنیک این است که طوری اهداف خود را بیان کنید که در چهارچوب علاقه او قرار بگیرند. می توانید از عباراتی نظیر: "من داشتم در مورد ارتباطمون فکر می کردم، من احساس می کنم زمانیکه با هم هستیم خوشحالم، به این خاطر دوست دارم ارتباط کمی جدی تر شود؛ نظر تو در این مورد چیست؟" استفاده کنید. با ادای این کلمات او متوجه می شود که نظر شخصی اش برای شما اهمیت دارد و مجبور نیست همان جوابی که شما در انتظار شنیدن آن هستید را به زبان بیاورد.

یک رویکرد دیگر به ما آموزش می دهد تا با شوهر خود هدفمند، مستقیم، واضح و عقلانی گفتگو کنیم. استفاده از کلمات دو پهلو مانند: من احساس می کنم، من نیاز دارم.... باعث می شود تا او نتواند به خوبی منظور شما را درک کند. همچنین استفاده از کلمه من "نیاز" دارم شما را به او وابسته می کند و این مسئله خود یک نقطه تباهی بزرگی است.

اگر جواب مورد نظر خود را از او نگرفتید، نباید خیلی سریع عکس العمل نشان داده و خود را عصبانی و ناراحت کنید، بلکه باید همچنان خونسردی خود را حفظ کنید و اصلا کاری نکنید تا او نظر خود را تغییر دهد.

به جای این کار، باید با هم توافق کنید که این موضوع را در یک ملاقات دیگر، بیشتر تجزیه تحلیل کنید. و از زمان باقیمانده بیشترین لذت را ببرید. سعی کنید با افرادی که متعهل هستند رفت و آمد کنید تا این تصور غلط که با شروع ازدواج، زندگی به پایان خواهد رسید، از ذهن او پاک شود. زمانی که موقع گفتگو فرا می رسد، باید او را پیشاپیش از مقاصد خود آگاه کنید.

نکته مکالمه ای 4: قرارداد ببندید

زمانی که هر دو بر سر ابراز احساس بیشتر و پیشرفت در رابطه موافقت کردید، انتقال به مرحله بعدی را به آهستگی شروع کنید. در طول این زمان شوهرتان به اندازه کافی فرصت دارد تا در مورد تصمیم خود بیشتر فکر کرده و به این نتیجه برسد که تصمیم درستی اتخاذ نموده است.

پس از اینکه رابطه شما قدری صمیمی تر شد، رفته رفته او را به عنوان نامزد به خانواده و دوستان خود معرفی کنید. اما اگر شما با سرعت زیاد این کار را انجام دهید، او قدری آشفته شده و حتی اگر دوست داشته باشد، باز هم ترجیح می دهد از تمام این مسائل کناره گیری کند. سعی نکنید خیلی سریع به محل زندگی او اسباب کشی کنید. به جای این کار، آگهی های روزنامه پیرامون خرید و فروش ملک را بگیرید و در کنار او به دنبال خانه مناسب بگردید. با این کار او احساس می کند که در رابطه به اندازه شما سهم دارد.

باید توجه داشته باشید که آهستگی به معنای رکود نیست. به عنوان مثال اگر شما دو نفر با هم توافق کردید که کلید های آپارتمان هایتان را به هم بدهید و یک ماه از این قضیه گذشته باشد و او هنوز هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده باشد، باید بدانید که او در حال وقت کشی کردن است. اگر واقعا از شرایط فعلی خود خسته شده باشید، می توانید به راحتی با او خداحافظی کنید. "سارا" در مورد رابطه قبلی خود اینچنین می گوید: " درست زمانی که در آستانه ازدواج قرار داشتم، نامزد قبلی ام آمد و گفت من واقعا تو را دوست دارم و دلیل اینکه هیچ گاه به تو پیشنهاد ندادم این بوده که احساس می کردم به من جواب مثبت نمی دهی؛ من هم یک کار احمقانه انجام دادم و 6 ماه دیگر در انتظار او نشستم. تصور می کردم او در حال آماده کردن سور و ساط ازدواج است. اما به تدریج متوجه شدم که کار او تنها وقت تلف کردن است. به او گفتم دیگر بیش از این نمی توانم صبر کنم و رابطه را تمام کردم.

شاید این پایان خوشی که همه به دنبال آن هستند نباشد، اما حالا شما می توانید به راحتی مردی را که به دنبال او هستید و او نیز از آمادگی کامل برای شروع یک زندگی مشترک اماده است، را پیدا کنید.
mardoman.net

خانمها : چرا عشقتان شما را ترک میکند؟

 

 


خانمها : چرا عشقتان شما را ترک میکند؟

گاهی اوقات وقتی می‌خواهید جلوی اتفاق افتادن چیزی را بگیرید، ساده‌تر این است که حالت دفاعی بگیرید تا تهاجمی. اگر در یک رابطه هستید و واقعاً مردی که با او هستید را دوست دارید، احتمالاً دوست دارید بدانید که چطور می‌توانید او را برای همیشه پیش خود نگه دارید. اما مسائلی هست که بدون شک باعث رفتن و نماندن همه آدمها می‌شود. برخی از خانمها وقتی عشق خود را از دست میدهند در محیط بیرون و در شبکه های اجتماعی شروع به ناله و شکایت میکنند که چرا رفت و از انواع و اقسام اشعار و جملات حاوی خیانت و بی رحمی و بی وفایی و بی لیاقتی استفاده میکنند بی آنکه لحظه ای تامل کنند که شاید رفتن وی به دلیل برخی رفتارهای خود او بوده است. پس اگر می‌خواهید بدانید چطور ممکن است نامزدتان را از دست بدهید تا از انجام آن کارها خودداری کنید، مراحل زیر را مطالعه کنید.

دستورالعمل‌ها

1. از همان ابتدا کاملاً به نامزدتان وابسته شوید. بعضی از مردها دوست دارند که وظیفه مراقبت را بر دوش بکشند اما هیچ مردی نمی‌خواهد احساس کند که اگر چند روز نباشد شما طاقت نخواهید آورد، حداقل نه در ابتدای رابطه.

2. در هر کدام از دوست‌هایش عیبی پیدا کنید و مرتباً آن را تکرار کنید. در ابتدای هر رابطه یکی از مهمترین دلایلی که باعث رفتن و ترک کردن افراد می‌شود این است که شروع به اذیت تمامی دوستانش کنید. خیلی وقت‌ها معرفی کردن شما به دوستانش، آزمایشی برای این است که ببیند شما می‌توانید خود را با زندگی اجتماعی او وفق دهید یا نه و بهانه‌جویی از دوستانش باعث می‌شود که شما با محیط اجتماعی و دوستانش سازگار نیستید.

3. برای هر نقص و ایرادی که پیدا کردید، غُر بزنید. همه مردها اعتقاد دارند که زنان موجوداتی غرغرو هستند اما اصلاً از این خصیصه خوششان نمی‌آید. به همین دلیل اگر بخواهید پشت سر هم درمورد هر موضوعی غر بزنید، مطمئناً او را از دست خواهید داد.

4. خیلی خودخواه باشید. اگر خودخواهیتان مربوط به مسائل احساسی باشد یا به طور کل، مطمئناً باعث رفتن نامزدتان خواهد شد. هیچکس دوست ندارد با کسی در رابطه باشد که از زمین و زمان انتظار دارد اما خودش هیچ کاری برای کسی نمی‌کند. پس اگر می‌خواهید نامزدتان را از دست بدهید، سعی کنید تا جایی که می‌توانید در رابطه خودخواه باشید.

5. چندین و چند بار در روز به او زنگ بزنید. اینکه بخواهید مثل افراد شکاک مرتباً وقت و بی‌وقت به نامزدتان زنگ بزنید باعث می‌شود احساس امنیت نکرده و نظر خوبی نسبت به شما پیدا نکنند. اینکار نه تنها شکاک بودن شما را نشان می‌دهد بلکه کنار آمدن با آن هم بسیار دشوار است و این می‌تواند دلیل دیگری از ترک کردن شما توسط نامزدتان باشد.

6. به او خیانت کنید و اگر دفعه اول درست نشد، آنقدر خیانت کردن را ادامه دهید تا درست شود. یک‌بار خیانت کردن ممکن است موجب بر هم خوردن رابطه نشود، اما اگر خیانت تکرار شود، مخصوصاً اگر هر بار قول دهید که دیگر تکرار نمی‌کنید اما قولتان را هر بار بشکنید، مطمئنا رابطه را از بین خواهد برد.

7. طوری با او رفتار کنید که انگار احمق است. غرور برای مردان اهمیت زیادی دارد و به هر روشی اگر غرور او را بشکنید، او را از دست خواهید داد. طوری با او رفتار کنید که در روابط ‌عاشقانه افتضاح است و نسبت به نیازهای زنان هیچ چیز نمی‌داند. وقتی تلاش می‌کند کاری انجام دهد، اصرار کنید که او از پس آن برنمی‌آید و خودتان آن را انجام دهید.
مردمان

خانم ها! 6 کاری که در یک رابطه نباید انجام دهید

 

ارسال به دوستا


5 کاری که نباید در یک رابطه انجام دهید

6- هیچوقت از شنیدن حقیقت ناراحت نشوید!
شنیدن حقیقت همیشه آسان نیست ، اما لازمه داشتن رابطه ای خوب و صمیمانه است. اگر مرد شما به شما چیزی گفت که شما از شنیدن آن ناراحت و عصبی شدید ، به عقب برگردید و موقعیت را بررسی و تجزیه و تحلیل کنید. اما باید بدانید که مرد شما باید با شما روراست باشد و شما هم با خودتان روراست باشید.

5- به دوستان همسرتان حسادت نکنید.
همسر شما نمی تواند همه لحظات زندگی اش را با شما بگذراند. حتی اگر او هم این کار را بکند شما بعد از مدتی خسته و کلافه می شوید! هر کدام از شما نیاز دارید که مدتی را با دوستان تان باشید. پس اگر همسرتان خواست که مدتی با دوستانش باشد ناراحت نشوید.


4- هیچوقت سر هیچی دعوا نکنید!
بعضی اوقات افراد از مسائل کوچک و بی اهمیت ناراحت شده و دعوا راه می اندازند. زمانیکه احساس کردید از چیزی عصبانی شده اید و الان است که دعوا راه بیندازید ، به زمان عقب برگردید و موقعیت را بدور از احساسات بررسی کنید. سپس تا عدد 10 بشمارید ، مطمئنا کمی آرام تر می شوید.


3- هیچوقت به احساسات همسرتان شک نکنید.
هیچکدام از ما نمی توانیم با اطمینان بگوئیم که طرف مقابل ما برای همیشه عاشق ما می ماند یا نه!ما در سر طرف مقابل مان نیستیم.نمی توانیم آن چه که او احساس می کند را احساس کنیم.نمی توانیم ذهن کسی را بخوانیم یا بدانیم به چه چیزی فکر میکند. اما باید در مورد احساسات مان به یکدیگر اعتماد کنیم.به یکدیگراحترام بگذاریم تا اعتماد و احترام ببینیم.


2- انتظار نداشته باشید که او بخاطر شما تغییر کند.
هر کسی ایراداتی دارد. با سخت کوشی و کمی آگاهی تغییرات مورد نظر را می تواند بوجود آورد. البته آن دسته از ایرادات و و مشکلاتی که قابل تغییر باشند.به گزارش پرشین وی ، مردان مانند حیوانت خانگی نیستند که بتوانید آنها را دست آموز کنید. آنها هم انسان هستند و برای خود شخصیت مستقلی دارند. اگر همسر شما عادت دبدی دارد که شما از ابتدای آشنایی تان در او دیده بودید، فکر نکنید که می توانید او را عوض کنید.هیچکس بخاطر دیگری نمی تواند تغییر کند.

1- به همسرتان بی احترامی نکنید و در عین حال انتظار نداشته باشید که او به شما احترام بگذارد.
روابط قوی مستلزم وجود احترام است. شما باید با مردتان به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.
اختصاصی پرشین وی

عروس در نگاه مادر شوهر

 


عروس در نگاه مادر شوهر

بسیاری از اختلافات عروس مادرشوهری ریشه در رسوبات اشتباه ترین فکر های قدیمی و سنتی دارد. گاهی دیده می شود مادری که دارای فرزند پسر است از همان کوچکی فرزندش پیش بینی می کند که وقتی پسرش ازدواج کند مادرش را به همسرش خواهد فروخت.


بسیاری از مادران ایرانی علی رغم حس پسر دوستی که دارند، بر این باورند که زحمت کشیدن برای پسرها کار بیهوده ایست چون به هر حال بعدا خیانت خواهند کرد و تمام عواطفشان را خرج همسرشان خواهند نمود. چنین مادرانی آمادگی کافی دارند تا هر نوع رفتار عروسشان را به پسر دزدی و هر نوع رفتار پسرشان را به بی وفایی تعبیر کنند. اینها وقتی هم که عروس می گیرند، خودشان طوری رفتار می کنند که عملا وفاداری و محبت کردن به ایشان سخت می شود.

این مادران علی رغم داعیه ی مهربانی زیادی که نسبت به پسران خود دارند ایشان را در شرایط واقعا دشواری قرار می دهند که خیلی زود عصبی و کلافه خواهند شد.

عروسها هم بعضا از این طرز فکرهای قدیمی و البته باطل بی بهره نیستند. بسیاری از دختر خانم ها اصلا از قبل از ازدواج از خانواده ی همسر تصور منطقی و درستی ندارند و در همان فراز و فرودهای ازدواج هم با ملاحظه ی هر نوع اختلاف سلیقه ای ،فکر می کنند بعد از ازدواج که به اصطلاح خرشان از پل گذشت ،روابط خود را با خانواده ی همسر قطع خواهند کرد .

اما اگر کمی منصف و مودب به ادب مسلمانی باشیم به آسانی و با اندکی صبر و خویشتنداری از این سدهای ارتباطی عبور خواهیم کرد و مادرشوهر را مثل مادرمان و عروس را مثل دخترمان خواهیم دید.


مادر شوهر عزیز

یادتان باشد که شما هم وقتی ازدواج کردید پسر مادر دیگری همسر شما شد و با عشق و عاطفه از شما حمایت کرد.

همچنین توجه داشته باشید که عروستان رقیب شما نیست.مطمئن باشید محبتهای زوجیتی جای محبت مادر فرزندی را نخواهد گرفت. همانطور که خودتان همسرتان را به نوعی و مادرتان را به نوعی دیگر دوست داشته و دارید پسر شما هم می تواند محبتهای مختلف و گوناگونی را با هم تجربه کند و غالب هر کدام را بشناسد مگر اینکه مهارتهای ارتباطی را به او نیاموخته باشید و بسیار بی تجربه بار آمده باشد که در این صورت مدتی طول می کشد تا این مهارتها را بیاموزد. البته پسرها معمولا به سادگی و آسانی دخترها نمی توانند محبت خودشان را به خانواده خود نشان دهند و به ظاهر، سرد و بی عاطفه جلوه می کنند. این رفتارها را نباید به همسرانشان ربط داد.

همچنین توجه داشته باشید که عروس شما جوان و بی تجربه است شاید دارای پیش داوریهایی باشد که او را نگران آینده ی روابطش با شما سازد. کافی است تا زمان جلب اعتماد لازم ،با صبر و احترام برخورد کنید و بی جهت به خاطر مسائل بی ارزش دلخوری درست نکنید.
اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید گاهی از دریچه ی نگاه او به خودتان بنگرید تا بتوانید او را درک کنید و راه چاره ی مناسبی پیدا کنید . از مردمک چشم مادر شوهرتان نگاه کنید تا عروسی را ببینید که بعد از ده سال زندگی هنوز مثل یک مهمان غریبه کنار شوهرش می نشیند و در گوش او زمزمه می کند.

عروس خانم

شاید شما هم صاحب فرزند پسر بشوید. وقتی پسرتان مرد می شود علاقه ی شما به او بیش از هر زمان دیگری گل می کند.نباید مانع روابط همسرتان با مادرش بشوید و قطع رحم کنید .قطع رحم از بزرگترین گناهانی است که بخشیده نخواهد شد. اصلا شما به داشتن روابطی خوب با کسانی که همسرتان به آنها تعلق دارد، احتیاج دارید. با گذشت زمان این مطلب برای هر خانمی بهتر معلوم می شود .مردی که از ریشه ی خود به آسانی ببرد و اصالت خود را حفظ نکند چندان قابل اعتماد نیست .چنین مردهایی معمولا دارای بیماری روانی هستند. اگر بتوانید با احترام و محبت روابط سالمی را با خانواده ی شوهرتان به دست اورید آنها بهترین پشتیبانان شما در زندگی خواهند بود.

اگر از رفتاری رنجیده می شوید که مدام هم تکرار می شود،اولا از واسطه کردن همسرتان بپرهیزید که شرایط سخت را بحرانی می کند و بد را بدتر می نماید اما آن مطلب را رو راست با مادر شوهرتان در میان بگذارید اگر چه مدت کوتاهی موجب دلخوری شود بهتر از این است که از آنها فاصله بگیرید در حالیکه علت رویگردانی شما را نمی دانند و احیانا آن را به حساب تکبر می گذارند.


اگر با مادر شوهرتان مشکل دارید گاهی از دریچه ی نگاه او به خودتان بنگرید تا بتوانید او را درک کنید و راه چاره ی مناسبی پیدا کنید . از مردمک چشم مادر شوهرتان نگاه کنید تا عروسی را ببینید که بعد از ده سال زندگی هنوز مثل یک مهمان غریبه کنار شوهرش می نشیند و در گوش او زمزمه می کند. زمزمه هایی که بیشتر، غیبت خانواده ی همسر به نظر می رسد.


آقای عزیز

اگر کمی مهارتهای کلامی و ارتباطی را بهتر بیاموزید می توانید تنها با حرف زدن مشکلات را حل کنید. اگر همسرتان نسبت به رابطه ی شما با مادرتان حساسیت نشان می دهد برای این است که او را از محبت واقعی و عمیق خودتان مطمئن نکرده اید. او را مطمئن کنید که هیچ چیزی بین شما فاصله نخواهد انداخت. نگویید قبول دارم که آنها مقصرند اما تو هم بی تقصیر نیستی. اصلا دنبال مقصر نباشید و سعی نکنید همسرتان را محکوم کنید تا این بحث و جدلها به زندگی شما هم کشیده شود بلکه بگویید مهم این است که من دوستت دارم و روی همین مسئله تکیه کنید و سعی کنید وارد جزئیات بحث نشوید.

ضمنا

هیچگاه تحت تاثیر حرفهای همسرتان ازمحبت کردن به مادرتان دریغ نکنید اما تحت تاثیر حرفهای مادرتان هم به همسرتان ستم نکنید و همواره صبور و ساکت کار درست را انجام دهید.

منبع: تبیان

مردهای امروزی چه زنی را همسرایده آل می دانند؟

 


مردهای امروزی چه زنی را همسرایده آل می دانند؟

مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن ها ثابت می کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است.
برای تازه عروس ها این که همسرشان روز به روز عاشق تر شود، موضوع بی اهمیتی نیست. آن ها دوست دارند با تک تک حرف ها و رفتارهای شان یک قدم به همسرشان نزدیک تر شوند.
اما همیشه ماجرا این طور پیش نمی رود. گاهی هر قدم رو به جلوی زن، مرد را ده ها قدم به عقب می راند. برای زنی که فکر می کند، حساب همه چیز را کرده و تمام تلاشش را به خرج داده کنار آمدن با این موضوع، آسان نیست.
اگر شما چنین احساساتی را تجربه کرده اید، باید بار دیگر گذشته تان را مرور کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان یک زن ایده آل جلوه نکرده اید.

● باید خاص باشید
یک مرد به دنبال زنی خاص می گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند.
مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آن ها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده آل آن ها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد.
آن ها اغلب زنی را ستایش می کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری های شان راه می دهند.

● باید قانع باشید
مردها دوست دارند، بعد از ازدواج همان طوری که پیش از این بوده اند بمانند. آن ها همسری می خواهند که با وجود معایب یا خلق و خوی خاص شان آن ها را بپذیرد و عاشق شان بماند. این ویژگی یکی از مهم ترین چیزهایی است که در ذهن مردها می گذرد.
آن ها از سرکوفت خوردن بیزارند و دوست دارند همسرشان با همین اخلاقی که دارند و همین وضع زندگی ای که دارند بسازد و مدام برای تغییر کردن، آن ها را تحت فشار نگذارد.
برخلاف اغلب زن ها که سعی می کنند، از مرد معمولی مقابل شان همسر ایده آل و رویایی بسازند، مردها دوست دارند با زنی زندگی کنند که به همین وضع موجود قانع باشد.

● باید سعی کنید زیبا باشید
درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می کنند اما این موضوع در انتخاب همسر آینده آن ها بی تاثیر هم نیست.
انگار مردها دوست دارند از این طریق انتخاب شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آن ها بگذارد.
گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می توان از این که یکی از کاندیداهای ازدواج مردان اطراف تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

● باید جاه طلب باشید
نمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند.
مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن ها ثابت می کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است.
جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می کند و به سادگی عقب نشینی نمی کند.

● باید نیمی از مشکلات مال شما باشد
سال ها از روزگاری که مردها بار خانه را یک تنه به دوش می کشیده اند گذشته است. مردهای امروزی دوست دارند زن شان دوشادوش آن ها حرکت کند، بحران های خانه را بشناسد و گاهی مانند آن ها استرس های زندگی بعد از ازدواج را به دوش بکشد.
آن ها دوست ندارند تنها فکر کنند، تنها تلاش کنند، تنها نگران باشند و تنها عمل کنند. مردهای امروز به دنبال همسری هستند که در تمامی این لحظه ها کنارشان باشد و این مشکلات را مشکلات خودش بداند، نه این که اگر کاری برای حل کردن شان می کند آن را یک لطف تلقی کند.

● باید با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید
جدا شدن از زندگی مجردی در سال های بعد از ازدواج سخت ترین اتفاقی است که می تواند برای یک مرد بیفتد. مردها از تنهایی بعد از ازدواج می ترسند.
آن ها دوست دارند روابط قبلی شان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیل شان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند.
آن ها ترجیح می دهند، با ازدواج خانواده پیشین شان بزرگ تر شود نه این که از یک خانواده بیرون بروند و خانواده تازه ای را بسازند. اغلب مردها در ارتباط داشتن با آدم های تازه و شرایط تازه کمی مشکل دارند. آن ها دوست دارند،
زن شان روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و آن ها را در پیوند زدن به این اجتماع یاری دهد. گذشته از این، آن ها دوست دارند با ورود همسرشان به خانواده شان، روابط خانوادگی و فامیلی گرم تری را هم برای شان به همراه بیاورد و لاک تنهایی شان را از آن ها بگیرد.

● باید ستایش کنید
دوست داشته شدن حس خوبی به آدم ها می دهد. مردها هم از این قاعده مستثنا نیستند. آن ها ترجیح می دهند، وقتی خسته از کار بر می گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر این که زنی تا این حد دوست شان دارد به همه فخر بفروشند.
خیلی از مردها زندگی خود را با اطرافیان شان مقایسه می کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن ها منتقل می کنند برای شان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند.
مردها دوست دارند همسرشان قدرت و توانایی شان را ستایش کند و به آن ها تکیه داشته باشد. آن ها از این که مستقل ترین زن جهان هم برای تصمیم گیری هایش با آن ها مشورت کند و در مشکلاتش به آن ها تکیه کند لذت می برند.

● باید با منطق باشید
گرچه خیلی از زن ها گمان می کنند با فداکاری تمام و کمال می توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مرد ها ترجیح می دهند،
همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مردها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوش شان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می گذارد.

● باید پیشرفت کنید
یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی تواند یک همسر ایده آل باشد.
مردها دوست دارند زن شان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود.
برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن ها به دنبال زنی دنیا دیده می گردند که موضوعات روز را می شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی دارد.
منبع: فردانیوز

چگونگی اصلاح مردان / توانایی زنانه برای تغییر همسر

 


چگونگی اصلاح مردان / توانایی زنانه برای تغییر همسر

هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها...

در مقاله قبلی گفته شد که « اصلاح آقایون ، به اصلاح نکردن آنهاست ».

در این مقاله به چگونگی اصلاح مردان می پردازیم .
زن خوب، مرد خوب

منظور از جمله « اصلاح نکردن آقایون ، به اصلاح نکردن آنهاست» این نیست که آقایون برعیب خودشان باقی بمانند وهیچ کوششی براصلاح خود نکنند ! بلکه بیان این است که همسران ، شرایطی در منزل فراهم نمایند که مردان بتوانند دست به اصلاح خود بزنند ! بانوان ، با فراهم نمودن فضایی مملو از محبت وعشق به مردان قدرت تغییر کردن رابه آنها بدهند .به طور مثال مردی که مبتلا به سیگار است ؛ هر گونه نصیحت ویا سرزنش همسرش، مرد را به تثبیت سیگار کشیدن سوق می دهد ! ولی با قبول وتأیید او واستفاده از احساسات وعاطفه زنانه ، می تواند به همسرش قدرت دهد تا با اراده وروحیه زیاد، به ترک سیگار خودش اقدام نماید .


زمینه سازی اصلاح شوهرم به دست خودش

به طور کلی هر چه آرامش درونی شوهر بیشتر برایش فراهم شود ؛ به اصلاح عیوب و فراهم نمودن یک زندگی شیرین وعاشقانه برای خود ومحیطی آرام برای تربیت فرزندان، کمک کرده ایم ! برای رسیدن به این هدف والا ، خانم ها باید به نکات زیر رعایت توجه نمایند .


پذیرش بدون شرط (مقبولیت همسرم)

بهترین تعریف پذیرش ، داشتن باز خوردی بی طرفانه نسبت به شخص یااشخاص دیگر است . شخصی که پذیرا است فضایی را ارائه می کند که با ارزیابی افکار ، احساسات ویا رفتارهای سایرین ، آلوده نشده است. فرد دیگر می تواندبگرید ، بخندد ، عصبانی باشد وحتی با وجود این که رفتارش مورد پسند نیست ، پذیرفته شود . به همین دلیل گاهی اوقات ، پذیرش را « مقاومت نکردن در مقابل عشق » می خوانیم . من در اغلب موارد می توانم برای فرد دیگری که رفتارها ونگرش های او با ارزش های من هم خوانی ندارد یا اساساً در تضاد است ، فضایی بی طرف ایجاد کنم .

همه افراد به پذیرش احتیاج دارند هیچ کس کامل نیست .همه ، در سطحی پایین تر از آنچه می توانستند باشند ، قرار دارند . هر کسی گاه در عمل به برخی از مسؤلیت هایش شکست خورده است و هر یک از ما ، کارهایی کرده است که برای خود و دیگران درد آور بوده است . زمانی که من با دیگران متفاوت هستم و یا در بهترین شرایط خود نیستم ، پذیرفته شدن از سوی طرف مقابل ، به من کمک می کند تا بدانم با وجود ضعف ها ورفتارهای عجیبی که دارم ، باز هم می توانم همان طورکه هستم مورد محبت واقع شوم . پذیرش، عشق به خود را که سازنده است تقویت کرده و امکانات مرا برای به حداکثر رساندن توانایی های بالقوه ام بسیج، می کند. (روانشناسی روابط انسانی ص367).

خانم مارابل مورگان در کتاب « زن کامل » برای اصلاح شوهرتان این گونه توصیه می کند :

پذیرش شوهر نخستین گام در راه زنده کردن اوست و گامی است کار ساز ، این آزادی باعث می شود که او به صورت یک مرد کامل در آید . اوتوانایی بالقوه یک مرد کامل شدن را داراست ولی تا وقتی که شما به او اجازه نداده اید که اوخودش باشد ، قادر به رسیدن به آن مرحله نیست . اورا بپذیرید ، همان گونه که امروز هست . نقاط ضعف وقدرت اورا بپذیرید (ص58).
شوهر شما توانایی بالقوه یک مرد کامل شدن را داراست ولی تا وقتی که شما به او اجازه نداده اید که اوخودش باشد ، قادر به رسیدن به آن مرحله نیست پس اورا بپذیرید
به شوهر احترام کامل بگذارید

شاید در وهله اول اعتراض کنید که « من چگونه به مردی که دارای عیب وایراداست احترام بگذارم؟ !!! » آیاشما نمی خواهید شوهرتان عیوب خودرا کنار بگذارد ؟ با عیب گرفتن یا «نق زدن » هیچ وقت به مقصود خود نخواهید رسید ولی بااحترام گذاشتن به مقصود خود خواهید رسید ! به گفته های خانمی که با تغییر رویه و احترام گذاشتن به شوهر موفق شد زندگی اش را شیرین کند ، دقت نمایید :

«دقیقاً همین کار کردم (احترام گذاشتن ) و درمان شوهرم را با احترام ، نه با کنترل کردن آغاز کردم . کارهای عاشقانه ای که از همسر انتظار می رود برای شوهر کردم ، غذای دلخواه او را پختم ، او را نوازش می کردم ، اجازه دادم کارهای « مردانه» را بدون حضور من انجام دهد و شکایتی از آن نکردم ، از نق زدن در مورد کارهایی که نکرده بود دست کشیدم و هر وقت کار درستی می کرد ، او را تحسین می کردم .

باور کنید ، او چنان با من رفتار می کرد که همیشه آرزو می کردم . مانند یک همسر با من رفتار می کرد . توصیه من این است که اگر به نق زدن و عیب جویی ، کنترل کردن ادامه دهید و فرد ناخوشایندی باشید ، شوهر شما آن طور که انتظار دارید و دوست دارید با شما رفتار نمی کند. اگر عشق بورزید ، احترام بگذارید و آن طور که او دوست دارد با او رفتار کنید ، او باز خواهد گشت و طوری که دوست دارید با شما رفتار می کند» (از شوهر خود مراقبت کن ! ، دکتر لورا شل سینگر ص 77 ).


عشق

از شوهرتان اطاعت نمایید !

اطاعت از شوهر بهترین راه جلب اوست. به او آرامش می بخشد به گونه ای که او را قادر می سازد تا اخلاق خود را عویض کند .و قرآن اطاعت و تواضع در قبال شوهر را جزء خصلت های زنان صالح می داند «فَالصَّلِحَتُ قَنِتَاتٌ زنان صالح زنانی هستند که در برابر شوهرشان مطیع ومتواضع هستند»( سوره نساء 34) .


برقراری روابط جنسی خوب

برقراری یک رابطه جنسی خوب و گرم علاوه براین که موجب افزایش علاقه می شود، باعث آرامش بخشی یکدیگر می شود . قرآن این حقیقت را بدین گونه می فرماید :

هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنهَْا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیهَْا فَلَمَّا تَغَشَّئهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ‏...

او خدایى است كه (همه) شما را از یك فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در كنار اوآرام بگیرید . سپس هنگامى كه با او روابط جنسی برقرار كرد، حملى سبك برداشت، كه با وجود آن، به كارهاى خود ادامه مى‏داد و چون سنگین شد...(اعراف 189).

در آیه فوق ارتباط جنسی را موجب آرامش بیان می فرماید .در سایه این آرامش است که شوهرتان توانایی اصلاح خود را پیدا می نماید .

قرآن زن و مرد را « لباس» یکدیگر می داند «هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها »(بقره ، 197).آیت الله جوادی آملی خواصی برای «لباس » قایل است دقت نمایید:

** لباس عیوب انسان را می پوشاند آبرو را حفظ می کند. زن و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند و آبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ کنند .

** لباس آرایه انسان است و به وی زینت می بخشد .زن وشوهر نیز باید زینت یکدیگر باشند .زن و شوهر کنار هم موقیعتی در خانواده واجتماع پیدا می کنند که در گذشته آن را نداشته اند ، از این رو به آنها با احترام بیشتری برخورد می شود (تفسیر تسنیم ،ص ، 461).

بنابراین با زمینه سازی های مناسب ، به شوهر خود قدرت وتوانایی بدهید تا خودش برای اصلاح خود اقدام نماید.


بخش خانواده ایرانی تبیان

چه عواملی یک زن را برای یک مرد جذاب می کند؟

 


چه چیزی یک مرد را به یک زن جذب می کند؟

بسیاری از زنان فکر میکنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند . اما زمانیکه از مردی می پرسیم چه چیزی او را به سمت زنی جذب می کند ، اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان اصلا انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند.
زنان برای جذاب شدن نیازی به هزینه های آنچنانی و تلاش های مداوم ندارند. با کمی تلاش می توانید از نظر ظاهری همان زنی باشید که مردتان در جستجوی آن است.

موهای بلند- یکی از مهمترین معیارهای مردان برای زیبایی و جذابیت زنان ، داشتن موهایی بلند است. البته نیازی نیست که موی خود را تا کمر بلند کنید ، اگر موهای بلند و مرتبی داشته باشید جذاب تر است. اگر موهای بلند دوست ندارید و نگهداری از آن برای تان سخت است ، می توانید موهای تان را به گونه ای کوتاه کنید که بلند تر به نظر برسد.

کفش های پاشنه بلند- مردان عاشق کفش پاشنه بلند هستند. زنان باید بدانند که پاهای شان در کفش های پاشنه بلند جذاب تر به نظر می رسد اما می دانم این کفش ها راحت نیستند. نیاز نیست یک کفش 10-15 سانتی متری بپوشید تا مردتان را تحت تاثیر قرار دهید. کفشی شما را جذاب و خواستنی می کند که خودتان هم با پوشیدن آن احساس راحتی کنید.

لباسی مانند یک خانم!- برای کامل کردن گزینه بالا یعنی پوشیدن کفش پاشنه بلند ، شما باید یک دامن یا پیراهن انتخاب کنید. مردان دوست دارند زن ها مانند یک خانم لباس بپوشند ؛ آنها کت و شلوار ، بلوز و شلوار را زیاد جذاب نمی دانند.

لبخند- شگفت آور است یک لبخند ساده تاثیر فوق العاده ای روی مردان دارد. بسیاری از زنان اشتباه می کنند و دوست دارند همواره جدی به نظر برسند. سعی کنید همیشه یک لبخند کوچک به لبان خود داشته باشید ، ما انسانها همواره به سمت کسانی جذب می شویم که خوش اخلاق و گشاده رو هستند.

تهیه و ترجمه : گروه سلامت نیک صالحی

www.niksalehi.com/new

اختصاصی نیک صالحی

خانمها: چگونه همسرتان را برای همیشه عاشق خود کنید

 


خانمها: چگونه همسرتان را برای همیشه عاشق خود کنید

کنترل مرد عاشق به‌مراتب راحت‌تر از کنترل مرد هوس‌باز است. برای خانم‌ها دشوار است که بعد از چند سال اول ازدواج همسرانشان را به خودشان علاقه‌مند نگه دارند، چون هوس بعد از مدتی کوتاه از بین می‌رود و مردها ذاتاً بعد از ارضای هوس‌هایشان علاقه‌شان را از دست می‌دهند.

برای اینکه مردتان را همچنان علاقه‌مند و مشتاق نسبت به خودتان نگه دارید، باید نقش یک اغواگر را بازی کنید، او را به بند بکشید و باعث شوید که عاشقتان شود.

در زیر به چند نکته ساده برای اینکه همسرتان را از نظر احساسی خلع‌سلاح کنید اشاره می‌کنید تا بتوانید افسار رابطه را همیشه در دستان خودتان نگه دارید!

زن افسونگر باشید

با بازی کردن نقش زن افسونگر، مردتان را همیشه مشتاق نگه دارید. ابری از رمز و راز در اطراف خودتان ایجاد کنید. یک درجه مشخص از رمزآلودی و اسرارآمیزی باعث می‌شود مردتان بیشتر و بیشتر از شما طلب کند. غیرمنتظره بودن ابزاری بسیار قدرتمند برای مجذوب نگه داشتن شوهرتان است. هیچوقت همه خودتان را به او نشان ندهید. گاهی سرکش و دست‌نیافتنی و گاهی قابل‌انعطاف و تسلیم باشید، درعین حال معصوم و در عین حال شریر باشید. و با اینکار اشارات گیج‌گننده برای او بفرستید. ترکیبی از خصوصیات متضاد موجب جذاب شدن شخصیت شما می‌شود و این باعث می‌شود شوهرتان علاقه بیشتری به کشف شما پیدا کند.

همیشه خوب و مهربان نباشید

وقتی بیش از حد مهربان و مطیع باشید، شاید آخر روز از خودتان احساس رضایت کنید اما واقعیت این است که وقتی خوبی و مهربانی بیش از اندازه شود، ممکن است قدرت فریبندگی خود را از دست بدهید و دل او را بزنید. ممکن هم هست فکر کند تظاهر می‌کنید. علاوه‌براین، ندرتاً پیش می‌آید که خوبی محض کسی را جذب کند. گاهی باید اجازه دهید سایه‌هایی تیره در شخصیت شما ببیند. گاهی خشن و بیرحم شوید.

جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید

جذابیت ظاهری برای مردها بی اندازه مهم است. بااینکه زن‌ها از مغزشان عاشق می‌شوند، مردها با چشمشان عاشق می‌شوند. باید تا می‌توانید جذابیت جنسی خود را بالا نگه دارید. نباید به هیچ عنوان بعد از ازدواج از خودتان غافل شوید. به خودتان برسید، آرایش کنید و خودتان را از نظر جسمی و فکری متناسب و پرانرژی نگه دارید.

برای تشدید شخصیتتان از عطر استفاده کنید

عطر زنان یکی از مهمترین عوامل تحریک مردان است. از لباس‌ها، کفش‌ها و آرایشی استفاده کنید که هم با سلیقه و شخصیت شما جور باشد هم همسرتان. اما، دقت کنید که نباید بیش از اندازه آرایش کنید. مردها صورت‌های طبیعی را دوست دارند. تلاش‌هایی که در چند ماه اول رابطه برای جلب نظر او به کار می‌گرفتید را یادتان هست؟ باید به همان منوال پیش بروید.

همه این تلاش‌ها باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفستان هم می‌شود. علاوه‌براین، همه ما موجوداتی اجتماعی هستیم و شدیداً تحت‌تاثیر سلیقه‌ها و خواسته‌های هم‌نوعان خود قرار می‌گیریم. زنانی که از نظر ظاهری جذاب، بااعتمادبه‌نفس و مطبوع هستند، برای مردان اطراف خود جذابیت زیادی دارند. این تلاش‌ها، جدا از اینکه اعتمادبه‌نفس شما را بالا می‌برد، باعث می‌شود شوهرتان قبل از اینکه بخواهد از زیبایی زنی دیگر تعریف کند، به شما فکر کند. دقت کنید که باید طوری لباس بپوشید و ظاهر شوید که فقط توجه او را به خودتان جلب کنید نه مردان دیگر را.

نیازهای احساسی و عقلانی او را فراموش نکنید

در تلاش برای جلب نظر و توجه ظاهری او، توجه به نیازهای احساسی و منطقی او را فراموش نکنید. رنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها و غذاهای موردعلاقه‌اش باید همیشه در دسترس او باشند. با هدیه دادن چیزهایی که دوست دارد او را غافلگیر کنید. دستورالعمل غذای موردعلاقه‌اش را پیدا کرده و برایش درست کنید و وقتی از سر کار برگشت او را مبهوت کنید. فکرش را بخوانید و خودتان را وارد روح و روانش کنید. خودتان را با علایق و روحیات او تطبیق دهید. ما بعنوان انسان بااینکه تظاهر به فروتنی می‌کنیم اما همه ما موجوداتی خودخواه هستیم. تا می‌توانید او را ناز و نوازش کنید و کاری کنید که به شما وابسته شود. وقتی توانستید وارد روح و روانش شوید، می‌توانید خلع‌سلاحش کنید طوریکه دیگر هیچوقت نتواند از شما روی برگرداند.

به او احترام بگذارید

بااینکه به اشتباه بنظر می‌‌رسد مردان در رابطه فقط به رابطه‌جنسی اهمیت می‌دهند اما یکی از مهمترین مسائل برای آنها حفظ احترام است. کاری کنید که نه فقط از کلام شما بلکه از اعمالتان هم حس احترام شما به خود را درک کند.

اعتمادبه‌نفس او را تقویت کنید

مردان برخلاف ظاهرشان مثل کودکانی می‌مانند که نیازمند تحسین ومحبت هستند. با ارزش دادن به تصویری که از خود دارند، اعتمادبه‌نفسشان را تقویت کنید. این باعث می شود رازهای دلش را با شما بگوید. مستقیم یا غیرمستقیم چیزهایی که در او دوست دارید را به زبان بیاورید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید احساسی فوق‌العاده به او خواهید داد.

او را تشویق و تحسین کنید

او را در همه تلاش‌هایش تشویق کنید و بگویید که به او ایمان دارید. حتی اگر مرتکب اشتباهی شد، به جای اینکه آن را به رویش بیاورید، برایش آرزو کنید که دفعه بعدی موفق شود. برای اینکه تلاش می‌کند تحسینش کنید. اگر خواست عصبانیتش را سر شما خالی کند، بگذارید اینکار را بکند. به او نشان دهید که روی شما سلطه و قدرت دارد، این باعث می‌شود احساس امنیت و آرامش کند. کاری کنید که احساس کند همیشه پشتش هستید. حتی اگر اختلاف عمده‌ای با هم داشتید، هیچوقت از کلمات خشونت‌آمیز استفاده نکنید زیرا رابطه‌تان را تخریب خواهد کرد.

حساس باشید

در رختخواب نسبت به او حساس باشید. مردها درمورد رابطه‌جنسی حساسیت فوق‌العاده‌ای دارند. اینکه احساس کنند که نمی‌توانند شریک‌جنسیشان را ارضا کنند واقعاً برایشان ناامیدکننده است. عملکرد او را تحسین کنید و به او بگویید در رابطه‌جنسیتان احساس فوق‌العاده‌ای به شما می‌دهد. این روحیه او را تقویت کرده و باعث می‌شود هربار بهتر باشد.

بگذارید آزمایش کند

برای اغوا کردن او لباس‌زیرها و لباس‌خوابهای تحریک‌آمیز بخرید و خواهید دید که توان مقاومت دربرابر شما را نخواهد داشت. اگر خواست چیزی را آزمایش کند، بگذارید بکند. اگر از چیزی خوشتان نیامد، با اشاراتی ظریف آن را به او بفهمانید و ضمن تحسین سایر عملکردهای او، به او بگویید که چطور می‌تواند آن حرکتش را بهتر کند.

داوطلب باشید

نباید انتظار داشته باشید که همیشه او برای نزدیکی داوطلب باشد. هیچ اشکالی ندارد که گاهی شما پا پیش بگذارید. این باعث می شود تصور کند او را می‌خواهید. اما به خاطر داشته باشید که در اشتیاق خود در رختخواب اغراق نکنید. شور و اشتیاق بیش از اندازه هم برای آنها جذاب نیست. طبیعی رفتار کنید.

مردها با گذشت زمان در رابطه تکامل می‌یابند. با درک و صبر با آنها رفتار کنید و در همه جهات با آنها همکاری کنید و مطمئن باشید که پاداش آن را دریافت خواهید کرد.
مردمان

چگونـه با گذشـتـه خـود صلـح کنیـم و آینـده را بسـازیـم

 


گاهی وقت‌ها ما با دیگران مشکلی نداریم، با کسی دعوایی نداریم، از کسی ناراحت نیستیم و تنها مشکل‌مان با خودمان است. بهتر است بگوییم با گذشته خودمان….

ما با خودمان قهر هستیم، از خودمان خسته هستیم و نمی‌دانیم چه باید بکنیم. اگر شما هم این مشکل را دارید باید بدانید مشکل شما تا حدود زیادی قابل‌حل است مخصوصا مشکلاتی که خود را در آنها مقصر نمی‌دانید و به نوعی خود را یک قربانی به حساب می‌آورید مثلا قربانی مشکلات خانوادگی، بیماری‌های موروثی، اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی و…
نمی‌خواهیم بگوییم این راه‌هایی که در ادامه می‌آید به طور کامل می‌تواند مشکل شما را حل کند اما این موارد می‌توانند روابط زندگی شما را تا حد زیادی تغییر دهند و مرهمی باشد بر دردهای کهنه شما.


۱ راه جدیدی پیش بگیرید؛


اولویت خودتان را پیدا کنید: شاید تکراری باشد اما اهمیت دارد. شما باید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید وگرنه این رویاها در روح شما سرگردان می‌مانند. آنها به دنیا نیامده می‌میرند و مرگ رویاهای ما مرگ خود ماست. پس رویاهایتان را که در اولویت قرار دارند بیابید و به آنها جان بدهید. حتی اگر این جان دادن در تصور شما باشد!


۲ به خودتان اعتماد کنید؛


به خرد درونی‌تان گوش دهید: همه ما از درونمان ندایی را می‌شنویم؛ ندایی که با ما حرف می‌زند و ما نمی‌شنویم، یعنی می‌شنویم اما گوشمان را به روی آنها می‌بندیم. این بار این کار را بکنید و به صدای درون‌تان و آنچه می‌خواهد با مهربانی گوش دهید. شاید جواب در درون شماست و شما بیهوده در دنیای بیرون و دیگران جست‌وجوگر آن هستید.

۳ یک قدم عقب‌ بروید؛


خودتان را از ناراحتی‌ها دور کنید: گاهی وقت‌ها ما در یک دایره از اشتباهاتمان قرار می‌گیریم و به جای اینکه پا را بیرون از دایره بگذاریم با این توجیه که دیگر کار از کار گذشته خودمان را درگیر مشکلات بیشتری می‌کنیم در حالی که به جای جلو رفتن بهتر است به عقب بازگردیم.

۴ دنبال امتیاز بالاتر نباشید؛


به استانداردهای خودتان برسید: برخلاف باور بسیاری از ما زندگی برد و باخت نیست؛ بلکه شما در همان سطحی که هستید می‌توانید آدم موفقی باشید. گاهی موفق بودن نفر اول در میدان بودن است، گاهی راه رفتن است و گاهی توان ایستادن و حتی گاهی تحمل همیشه روی صندلی چرخ‌دار نشستن و ادامه زندگی.

parsianforum.com

روشهای سریع برای خارج شدن از ناراحتی

 


روشهای سریع برای خارج شدن از ناراحتی

بد بودن حال اصلاً شوخی بردار نیست و باعث می‌شود کسی نخواهد با شما همنشین شود. همچنین ممکن است باعث شود اعتبارتان را در محل‌کار، پیش دوستان و یا حتی خانواده از دست بدهید. بنابراین بهتر است هرچه سریعتر از آن خارج شوید!

1. اول سعی کنید مشکلی که موجب آزارتان می‌شود را پیدا کنید. اکثر اوقات مشکلاتی که آزارمان می‌دهند آنقدر پیچیده هستند که پیدا کردن آن خود به یک مشکل تبدیل می‌شود. اگر در مورد شما هم اینطور است، سعی کنید مشکل را ریشه‌ای بررسی کنید. و هر تکه از پازل را که پیدا می‌کنید، آن را یادداشت کنید تا حداقل مغزتان از شر حفظ کردن آنها خلاص شود. بعد وقتی تعداد کافی از قطعات پازل را پیدا کردید، سعی کنید آنها را طوری کنار هم بچینید که بتوانید کل پازل را ببینید. وقتی پازل را پیدا کردید، باید برای آن راه‌حل پیدا کنید. اگر بتوانید یک راه‌حل سریع پیدا کنید خیلی خوب است اما اگر نتوانستید، باز فرایند پیدا کردن قطعات پازل و چسباندن آنها به همدیگر را ادامه دهید تااینکه بتوانید به یک راه ‌حل قابل‌قبول دست پیدا کنید. ممکن است فرایندی طولانی باشد، ازاینرو بهتر است نکات زیر را حین آن به یاد داشته باشید:

2. فوراً خودتان را مشغول چیزی کنید که همه یا بخشی از مغزتان را درگیر می‌کند. تمیزکاری یک نمونه بسیار عالی است، یا حتی غرق کردن خودتان در کارهای دفتری. هر کار دستی و مکانیکی برای این منظور خوب است. وقتی کارتان تمام شد، خواهید دید که عصبانیتتان برطرف شده است.

3. به خرید نروید. وقتی عصبانی هستید بیشتر خرج می‌کنید و چیزهایی می‌خرید که در حالا عادی نخواهید خرید. خرید کردن هم مثل نوشیدن یا خوردن یک مکانیزم برای کنار آمدن با مشکل است، فراری موقتی که در درازمدت حالتان را بدتر هم خواهد کرد.

4. به یک آشنای نزدیک مثل دوست، خواهر، برادر و ... زنگ بزنید. هر کسی که به او اعتماد دارید و می‌توانید درمورد مشکلاتتان با او حرف بزنید. همراه او به یک کافه یا پیاده‌روی بروید.

5. سعی کنید به موسیقی گوش دهید که واقعاً از آن لذت می‌برید، مخصوصاً اگر آن موسقی شاد باشد.

6. موقعیت را تغییر دهید. بیرون بروید، برای پیاده‌روی یا رانندگی، هر چیزی که شما را از آن موقعیت بیرون ببرد. این باعث می‌شود از کوره در نروید.

7. سعی کنید دیدگاه طرف‌مقابل را نیز در نظر بگیرید و هر رابطه‌ای که با او داشته باشید مطمئناً ارزشش را دارد که آن را به خاطر عصبانیتتان به خطر نیندازید.

8. همه چیز به رویکرد و نگرش شما بستگی دارد، رویکردتان را تغییر دهید و مطمئن باشید روزتان تغییر خواهد کرد.

9. یک تا دو دقیقه یک نوع ورزش انجام دهید. مثل شنا سوئدی یا دویدن ساده. آدرنالین حالتان را بهتر خواهد کرد.

10. بنویسید چه چیزی اذیتتان می‌کند. وقتی چیزی را روی کاغد می‌برید، راحت‌تر می‌توانید تصمیم بگیرید که در آن موقعیت چه باید بکنید. خیلی وقت‌ها وقتی چیزی را روی کاغذ می‌بینید دیگر به اندازه قبل بد به نظر نمی‌رسد.

11. از خودتان سوال کنید: آیا همه چیز واقعاً اینقدر بد است؟ اگر اینطور است برای بیرون آمدن از آن وضعیت چه می‌توانید بکنید؟ سعی کنید بفهمید چه چیزی اذیتتان کرده است و ببینید برای آن چه می‌توانید بکنید. پیدا کردن یک راه‌حل باعث می‌شود احساس بهتری پیدا کنید حتی اگر نتوانید آن را همان لحظه عملی کنید.

12. برنامه تلویزیونی موردعلاقه‌تان را تماشا کنید. این باعث می‌شود اتفاقی که افتاده را فراموش کنید.

13. سعی کنید هر از گاهی پاداشی به خودتان بدهید تا عصبانیت و خستگی‌هایتان را فراموش کنید.

14. با بچه‌ها یا افراد سالخورده حرف بزنید.

15. کمی تمرینات یوگا انجام دهید. بعد از انجام تمرینات تنفس یوگا، ذهنتان خیلی آرام‌تر خواهد شد.

16. سعی کنید یک کار خلاقانه انجام دهید.

17. درک کنید که با خراب کردن آن لحظات از زندگیتان با انرژی منفی، یک شکست‌خورده واقعی هستید.

18. کمی شکلات تیره بخورید. البته زیاده‌روی نکنید. از نظر پزشکی ثابت شده است که کمی شکلات تلخ یک داروی ضدافسردگی طبیعی است.
مردمات

راه های موثر برای کنار آمدن با غم و اندوه

 


تا حالا نشده کسی برای کنار آمدن با شادی و خوشبختی مشکل داشته باشد. وقتی شادی و لذت وارد زندگی ما می شود، ما آزادانه آن را تجربه می کنیم، اما وقتی غصه و ناراحتی به سراغمان بیاید، معمولاً با آن مبارزه می کنیم.


ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به ما دیکته می کند همیشه لبخند روی لب داشته باشیم، به همین خاطر برخورد با غم و غصه کمی برایمان دشوار می شود. اما ناراحتی و غم و اندوه بخشی طبیعی از زندگی همه مردم است. این ناراحتی ها چه به خاطر یک فقدان مهم در زندگی مثل مرگ یکی از عزیزان، ایجاد شده باشد چه به خاطر شکست های کوچک و بی اهمیت روزانه، می توانیم یاد بگیریم که چطور راحت تر با آنها زندگی کنیم.


ما نه تنها می توانیم راحتی بیشتری به این گونه احساسات پیدا کنیم، برای سلامتی و تندرستی ما هم لازم است که به طریقی سالم با آنها برخورد کنیم.


خطر برخورد نامناسب با احساسات زمانی برای من آشکار شد که یکی از همسایگان همسر بیمارش را از دست داد. وقتی من می خواستم با او ابراز همدردی کنم، او فوراً انکار کرد که احساسی به این مسئله دارد. طی یک هفته، او همه وسائل و متعلقات مربوط به همسرش را بیرون ریخت و هر چیز مربوط به بیماری و مرگ او.


جای تعجب نبود که وضعیت سلامتی او از آن موقع روز به روز بدتر شد. ابتدا هیج دلیل برای علائم بیماری او پیدا نشد، اما با گذشت زمان، مشکلات جدی جسمی در او ایجاد شد (که همه آنها مشکلات ناشی از استرس بودند).


البته، این یک نمونه بسیار حاد است اما به خوبی می توان اهمیت برخورد صحیح با مشکلات و ناراحتی ها را در آن مشاهده کرد. خیلی خوب است که ببینید چطور با اینگونه احساسات کنار آیید و مهارت های جدیدی یاد بگیرید.


در این مقاله قصد داریم به نحوه برخورد با ناراحتی های زندگی بپردازیم.


پذیرش ناراحتی خود و تحمل آن

رویکردهای کلی نگری به سلامتی دیر زمانی است که پی به نقش احساسات ما در وضعیت سلامتیمان برده و پزشکی مدرن این روزها توجه بیشتری به این مسئله معطوف داشته است.

برای داشتن یک زندگی احساسی سالم، لازم است که به همه احساساتمان احترام بگذاریم و به آنها فرصت ابراز بدهیم. وقتی غم و ناراحتی به سراغ ما می آید، باید به خودمان اجازه بدهیم که آن را به طور کامل حس کنیم. اینکار باعث می شود بفهمیم که غم و غصه واکنشی بسیار طبیعی و عادی به فقدان های زندگی است، نشان دهنده ایراد و اشکال ما.


هر نوع فقدان می تواند ناراحتی در ما ایجاد کند—حتی می تواند به همراه یک غروب زیبای خورشید باشد که نشاندهنده پایان روز است. ممکن است ندانیم که چه چیز همیشه باعث ناراحتی ما می شود—حتی ممکن است یک تغییر کوچک در شیمی بدنمان مثل تغییرات هورمونی، تغییر سطح قند خون و از این قبیل باشد.

اینکار کمک میکند که نیاز به درک همه واکنش های احساسیمان از بین برود. مسئله مهم اینست که نباید به هیچ عنوان احساساتمان را سرکوب کرده و در برابر آنها مقاومت کنیم.

علاوه بر پذیرش ناراحتیمان بعنوان بخشی عادی از زندگی، و اجازه وجود دادن به آن، راه های دیگری هم برای کمک به کنار آمدن با غم و غصه هایمان وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

5 راه حل اساسی برای کمک به کنار آمدن با غم و اندوه

1. احساساتتان را با یک دوست امین یا یکی از اعضاء خانواده درمیان بگذارید. در واقع این فرد باید کسی باشد که خوب به حرف های شما گوش بدهد، سعی در قضاوت کردن در مورد آن یا تغییر دادن شما نداشته باشد.


2. سعی کنید کارهایی انجام دهید که به شما آرامش می دهد. به پیاده روی بروید، دوش آب گرم بگیرید، یک کتاب خوب بخوانید، به گل و گیاه های خانه رسیدگی کنید یا به سایر سرگرمی های مورد علاقه تان بپردازید.


فوراً استرستان را پایین آورید.
ذهنتان را آرام کنید.
احساساتتان را تسکین دهید.
نوعی آسودگی خیال در جسمتان ایجاد کنید.
تمدد اعصاب را به طریقی طبیعی و آسان ایجاد کنید.


3. راهی برای آرام کردن و تسکین خود پیدا کنید. اینکار باعث می شود احساساتتان آزاد و رها شود. مدیتیشن کنید، به موسیقی آرامش بخش گوش دهید یا حرکات کششی ساده انجام دهید.


4. خاطره نویسی کنید. وقتی اینکار را انجام می دهید مثل این می ماند که یک شنونده خوب دارید که می توانید به او اطمینان کرده و حرف هایتان را با او درمیان بگذارید.


5. یاد بگیرید که چطور بهترین دوست خود باشید. سعی کنید یکبار دیگر نگاهی به خودتان بیاندازید و اینبار با عشق و علاقه به خودتان نگاه کنید. ببینید شاید تا امروز با خودتان به تندی و سنگدلانه رفتار می کردید، و از این به بعد به جای آن برای خودتان همدردی و دلسوزی کنید.

چه موقع به دنبال کمک متخصص بروید؟

ناراحتی های شدید و طولانی مدت می تواند نشانه افسردگی باشد. افراد افسرده معمولاً احساس تنهایی و ناامیدی می کنند و خودشان را به خاطر چنین احساساتی سرزنش می کنند.

اگر احساس ناراحتی و غصه زیاد بیشتر از دو هفته در شما ماندگار شد و در فعالیت های روزانه تان—مثل کار یا خواب و خوراک-- اختلال ایجاد کرد، بهتر است به متخصص مراجعه کنید. اگر این احساسات شما با فکر مرگ و خودکشی همراه شد، سریعاً از متخصص روانشناس کمک بگیرید.

parsianforum.com

چگونه ظرف ۵ دقیقه درمورد آدمها قضاوت کنیم

 


آیا اینکه ۵ دقیقه به حرفهای کسی گوش دهید برای اینکه تصویر کلی از دیدگاه او به دنیا، امیدها و ترس‌ها و دغدغه‌های روزانه‌شان پیدا کنید، کافی است ؟
اما چطور می‌توانید با ۵ دقیقه حرف زدن با کسی چنین برداشتی داشته باشید؟ بااینکه این موضوع بسیار پیچیده است اما می‌توانیم نکاتی را برایتان مطرح کنیم که به شما در این مسیر کمک کند.
مردم معمولاً بخش خیلی زیادی از خودشان را با کسانی که به تازگی آشنا شده‌اند، درمیان نمی‌گذارند. به همین دلیل باید جواب سوالات خود را از لابلای حرف های آنها برداشت کنید. سوالاتی که ممکن است اگر مستقیماً بپرسید تمایلی به پاسخ دادن به آن نداشته باشند اما بدون اینکه بدانند اشاراتی در حرف‌هایشان به آن می‌کنند. تازمانیکه ندانند چه می‌کنید، می‌توانید بدون اینکه زنگ هشدار “غریبه” را در ذهن آنها به صدا درآورید، کاری کنید که چیزهایی که می‌خواهید را به زبان آورند.
اولین سوالی که باید در ذهنتان ایجاد شود این است:
“اولین و غالب‌ترین حس یا وضعیت احساسی در وجود این فرد چیست؟”
با استفاده از احساسات افراد می‌توانید چیزهای زیادی از آنها بفهمید چون احساسات آنها اسرار روابطشان با دنیای اطراف را افشا میکنند و وضعیت حسی و احساسی که در زمان تجربه دنیا در آن هستند بر اعتقادات و نظراتشان اثر می‌گذارد. احساس یکی از ساده‌ترین چیزهایی است که می‌توانید در افراد تشخیص دهید زیرا نیاز به یاد گرفتن ندارد—همه ما یک ظرفیت ذاتی برای تشخیص خودکار وضعیت حسی اطرافیانمان را داریم.
احساسات از ناکجاآباد نمی‌آیند، آنها واکنش‌هایی به اتفاقات پیرامون ما هستند. وقتی با یک نفر هستید، شما دو نفر در خلاء نیستید—یک محیط پیرامون دارید و می‌توانید آن را ببینید. حالا درمورد دو مورد از سه متغیر این معادله چیزهایی می‌دانید—می‌دانید که محیط چه شکلی است و می‌دانید که فرد موردنظرتان چه حسی دارد و از اینها می‌توانید درمورد آنچه در فکر او می‌گذرد استنباط کنید.
اگر برای هر دوی شما محیطی طبیعی باشد و وضعیت حسی خودتان وضعیت عادی باشد، احتمال اینکه فرد مقابلتان نیز در چنین وضعیت حسی باشد زیاد است و این وضعیت حسی چیزهای زیادی درمورد نوع شخصیت او به شما می‌گوید. اگر محیط یا موقعیت غیرعادی و غیرطبیعی باشد، باید به این فکر کنید که چنین موقعیت و محیطی چه تاثیر حسی ممکن است بر جا بگذارد و مطابق با آن از وضعیت حسی فردمقابل برآورد داشته باشید. بعنوان مثال، اگر شب در یک کوچه تاریک باشید، مطمئناً آن فرد ترسیده‌تر و هوشیارتر از حالت عادی خود خواهد بود و در یک مهمانی یا کلوپ مطمئناً پرانرژی‌تر از حالت عادی است. باید ببینید فرد موردنظرتان در آن موقعیت چه حسی دارد و بعد سعی کنید آن تاثیر موقعیتی و محیطی را از وضعیت حسی عادی آنها تفریق کنید.
وضعیت حسی عادی افراد نشان خوبی از درک آنها از جهان و دنیای اطراف است. رفتار آنها در آن وضعیت حسی نشان از نقش خودشان در آن جهان و نگاهشان به خودشان است.
در زیر به چند مثال اشاره می‌کنیم:
افراد عصبانی معمولاً تصور می‌کنند دنیا ناعادلانه است و همه آدمها می‌خواهند به آنها صدمه بزنند. دوست خودشان را زیر یک ابر صاعقه‌دار شخصی از دیگران جدا کنند و آنجا به تنهایی از همه‌کس و همه‌چیز متنفر باشند یا با آدمهای عصبانی دیگر پیوند میخورند تا بتوانند بقیه را بخاطر احساسات بد خودشان متهم کنند. تشخیص این افراد معمولاً بسیار ساده است.
افراد ترسو به شکل‌های مختلف وجود دارند و معمولاً متداول‌ترین نوع انسانها هستند. افرادیکه خشن و با طرزفکر “هجوم بهترین نوع دفاع است” رفتار می‌کنند، جزء متداولترین‌ نوع شخصیت هستند. افراد خجالتی که ترجیح می‌دهند به جای اینکه شهامت به خرج دهند، از ترس خود فرار کنند، قابل‌تحمل‌تر هستند اما باز هم برای همراه بودن عالی نیستند. افراد ترسویی که سعی می‌کنند با رفتاری دوستانه و خودداری از اذیت کردن یا ناراحت کردن دیگران به ترسشان واکنش ‌دهند، دوست‌داشتنی‌ترین افراد هستند.
افراد شاد آنقدر نادر هستند که نیازی به دانستن درمورد آنها نیست. باشه…شوخی کردیم…اما نه خیلی. افراد شاد و خوشبخت واقعی چندان گونه متداولی نیستند. بودن با این افراد بسیار خوب است. کسانیکه شاد به نظر می‌رسند معمولاً:
اعتقاد دارند، “هیچ اهمیتی برایم ندارد.” از ترسیدن خسته‌اند و تصمیم گرفته‌اند همانطوری باشند که هستند. آنها که فقط درمورد دغدغه‌های لحظه‌ای نگران می‌شوند، به برنامه‌های آینده یا نقشه‌های درازمدت فکر نمی‌کنند. برای آنها فقط رضایت از زمان حال مهم است و بس.
دومین سوالی که باید پاسخ دهید این است که:

“چطور وضعیت حسی عادی این فرد به این شکل درآمده است؟”
حال کنونی آن فرد از گذشته و اتفاقاتی که در گذشته برایشان افتاده ساخته شده است. این رویدادها و موقعیت‌های مهم زندگی آنها بوده که باعث شده کسی شوند که الان هستند. باتوجه به اطلاعات هرچند کوچکی که ممکن است در مکالمه‌شان به آن اشاره کنند، می‌توانید پی به داستان زندگی آنها ببرید. آدمها معمولاً کمتر درمورد گذشته‌شان با کسی حرف می زنند اما افکارشان درمورد آینده را به راحتی در میان می‌گذارند و این برای حدس زدن درمورد گذشته‌شان برای شما کافی است. آدمها معمولاً از چیزی فرار می‌کنند، پس آنچه که می‌خواهند معمولاً متضاد آن چیزی است که قبلاً داشته‌اند.
وقتی پی به وضعیت حسی عادی آن فرد و نوع تجربیاتی که در گذشته داشته‌اند بردید، می‌توانید افکار و ایده‌های آنها را با یک تحریک ساده بسازید:
یک موضوع انتخاب کنید، مثلاً موضوع X. نوع افکاری که درمورد آن موضوع داشته‌اید را به یاد آورید. اتفاقات و موقعیت‌هایی که باعث شد چنین افکاری داشته باشید را هم به خاطر آورید. بعد، خود را جای فردمقابل قرار دهید، در یک مفهوم عینی. خودتان را با بدن، موقعیت، و همه چیز او تجسم کنید. بعد از نظر حسی خودتان را جای او بگذارید—خودتان را در وضعیت حسی عادی او قرار دهید و تصور کنید که همیشه چنین حسی داشته‌اید، مگراینکه در یک وضعیت خیلی خاص باشید. بعد تصور کنید که تجربیاتی شبیه به آن فرد داشته‌اید—چه از نظر جسمی و چه فکری و احساسی. اگر موقعیتی شبیه به آن که قبلاً در زندگی خودتان داشته‌اید را به خاطر آورید کمک زیادی می‌کند.
اینکار باعث می‌شود آن فرد را طوری متفاوت با آنچه همیشه می‌دیده‌اید ببینید و این احتمال وجود دارد که چیزی که می‌بینید تقریباً شبیه به چیزی باشد که او می‌بیند. در مکالمه‌تان با او کافی است یک اشاره عادی داشته باشید و خواهید دید که مشتاقانه دوست دارند با آن موافقت کنند و آن را تجربه‌ای مشترک بدانند. اگر این اتفاق نیفتاد، احتمالاً باید محرکتان را تغییر دهید.
چیزی که با این کار می‌توانید کشف کنید این است که آدمها خیلی کمتر از آن چیزی که تصور می‌کنند، حریم شخصی دارند. آدمها متفاوتند اما تقریباً به هم شبیهند. حتی وقتی دو نفر با هم تفاوت دارند، هر کدام تا حد زیادی به دیگری شبیه هستند.

parsianforum.com

چطور یک فرد خاص را مجذوب خود کنید؟

 


چطور یک فرد خاص را مجذوب خود کنید؟

یکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که "آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟" خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.

عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و ناامیدی – باید ناامیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری 100 درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل 100 درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. "معشوقتان عاشق شماست" و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، "..... منو دوست داره". ببیند در 7-5 روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست آورید. هر روز حدقل 10 دقیقه بنشینید و افکاری عاشقانه به عشقتان بفرستید. با خودتان تصور کنید که با او رابطه‌ای عاشقانه دارید. معشوقتان کاملاً عاشق شماست. چه نوع افکار عاشقانه‌ای برای او می‌فرستید؟

یک گوی صورتی رنگ از انرژی بین دستان خود تجسم کنید که در آن رابطه عاشقانه‌تان را با آن فرد می‌بینید. این گوی فقط انرژی پاک و مثبت عشق را در خود دارد. افکار، احساسات و نوع رابطه‌ای که با معشوقتان دارید را یادداشت کنید. حالا گوی صورتی رنگ را فراموش کنید. بگذارید به هوا برود. هر وابستگی را رها کنید. و اگر اینکار را به درستی انجام دهید، دیگر هیچ وابستگی برایتان نمی‌ماند زیرا الان جایی هستید که می‌توانید حس رابطه را احساس کنید. اگر تردیدی داشتید با خودتان تکرار کنید، "من تسلیم نور معنویم هستم." "فقط باید نور معنویم را دوست داشته باشم و از آن سپاسگذار باشم."

دقت کنید که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

1. ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
2. شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
3. یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. 60،000 فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در 80 درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.
مردمان

باچند راه حل ساده گل سرسبد مجالس باشید


گل سرسبد مجالس باشید

SiteRooz.com

 آیا از این که همیشه مثل یه تیکه اثاث بی حرکت در مهمانی حضور داشته باشید خسته شدید؟ آیا از اینکه مردم در مهمانی به شما بی توجهی کنند کلافه هستید؟ آیا می خواهید ستاره مجالس باشید؟ آیا به افرادی که توجه همه را در مهمانی ها به خود جلب می کنند حسادت می کنید؟ آیا دوست داشید جای آن فردی باشید که بدون او مهمانی ها لطفی ندارند؟ در اینجا من از میزبان صحبت نمی کنم بلکه منظورم فردی که است که نشاط و زندگی را به مهمانی می افزاید. اگر جواب شما بله است باید بگویم که امکان آن وجود دارد ،پس تا انتهای این متن را بخوانید:

 1. ورود پر سروصدایی داشته است

وقتی که وارد مهمانی می شوید مطمئن شوید که همه متوجه شما می شوند.مثلا وقتی که وارد می شوید می توانید بگویید: "حدس بزنید کی اینجاست!" یا برای اینکه توجه همه جلب شود به همه سلام کنید. به هر حال هر کاری می کنید بهتر از این است که به آرامی به یک گوشه بخزید بدون اینکه حتی کسی شما را بشناسد.

 2. خوب و آراسته به نظربرسید

 ظاهر شاید زیاد مهم نباشد ولی مطمئنا یک برگ برنده است. وقتی که خوب به نظر برسید مردم به طور طبیعی به شما جذب می شوند. پس توجه کنید که بهترین لباس خود را به تن کنید مدل مو و ... مناسبی داشته باشید.

 3 . قوه طنز خود را فعال کنید

 اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنیم ، افراد بامزه راحت تر هرچیزی را به دست می آورند. وقتی شما قوه طنز داشته باشید در حقیقت یک مزیت نابرابری نسبت به افرادی دارید که از این قوه برخوردار نیستند. مردم می خواهند بخندند و شاد باشند. حتما متوجه شده اید که مردم دور افرادی در مهمانی ها جمع می شوند که داستان های خنده دار و جک تعریف می کنند. پس اگر می خواهید مردم مثل یک آهن ربا به شما بچسبند باید روی قوه طنز خود کار کنید.

 4 . از اطرافیانتان تعریف کنید

 بعد از اینکه مردم سرگرم شدند چیزی که مردم بیشتر دوست دارند این است که از آنان تمجید و تعریف شود. بنابراین اگر از آنها تمجید کنید مردم دوست دارند در کنار شما باشند چرا که شما باعث می شوید آنها احساس خوبی از خودشان داشته باشند. این تعریف میتواند هرچیزی باشد، مثلا ویژگی مثبت آن فرد، لباسش و ...

 5 . اگر شما خجالتی هستید هیچ کس نمی آید تا به شما کمکتان کند تا از لاک خود بیرون بیایید. وقتی با افراد صحبت می کنید به چشمانشان نگاه کنید ، دست بدهید و با اعتماد به نفس احوالپرسی کنید. تماس چشمی برقرار کنید ، با اعتماد به نفس و بدون لکنت حرف بزنید.

 6 تمرین شما را ماهر میکند

پس شما باید به مجالس و مهمانی های زیادتری بروید ، پس هر وقت دعوت شدید قبول کنید و در مهمانی ها چیزهایی که یاد گرفتید انجام دهید. هر چه مهمانی های بیشتری بروید اعتماد به نفس بیشتر و دوستان بیشتری به دست می آورید.

تهیه و ترجمه: طیبه نصرت/ گروه سرگرمی نیک صالحی

اختصاصی نیک صالحی

در اینجا چند نقل قول را آورده ایم تا شما را وادار کند لبخند بزنید!


لبخند را به خود هدیه بدهید

SiteRooz.com

 

آیا شما در مورد اتفاق بدی ناراحت و غمگین هستید؟ یا با بهترین دوستتان جروبحث کردید؟ ما برای شما یک سورپریز داریم تا لبخند را به لب های شما برگردانیم. گاهی اوقات نیز به یک تلاش مضاعف نیاز دارید تا همه چیز را به روال معمول برگردانید. در اینجا چند نقل قول را آورده ایم تا شما را وادار کند لبخند بزنید!

 1. با کمی نمک ... کمی لیمو و یک لیوان نوشابه زندگی را صرف کنید!

 2. لازم نیست من را وسوسه کنید، من خودم آن مایه وسوسه را پیدا می کنم!!

 3. به خاطر داشته باشید هر جا مرد متاهل یا مجرد خوش چهره و جذاب وجود دارد زنانی هم که از دست لاف های آنان به ستوه آمده اند وجود دارد! 4. این درست نیست که مردان متاهل بیشتر عمر می کنند ، بلکه فقط به نظر طولانی تر می رسد!

 5. شما نمی توانید به سگ ها برای محافظت از غذایتان اعتماد کنید!

 6. چین و چروک شما فقط نشان می دهد که شما یااخلاق زننده دارید یا تند خوهستید و یا بسیار پیر هستید یا اینکه همیشه لبخند می زنید! (خب شما دوست دارید جزء آدمهای زننده قرار بگیرید یا آدمایی که لبخند به لب دارند؟ جواب واضح است ، پس لطفا لبخند بزنید)

 7. لبخند یک لیفتینگ صورت است که برای هرکس قیمت های متفاوتی دارد. (به نظر میرسد تاحالا به این نکته توجه نکرده بودید، اکنون که به این راز زیبایی پی بردید پس دست به کار شوید)

 8. یادتان نرود که شما لبخندتان را گم نکرده اید ، لبخند درست زیر دماغ شماست، فقط شما یادتان رفته است که کجا قرار دارد. باز هم لازم است دلایل دیگری برایتان بیاوریم که لبخند بزنید؟ امیدواریم این چند سخن به شما کمک کرده باشد تا آن لبخند دوست داشتنی را به صورت خود هدیه دهید.

تهیه و ترجمه گروه سرگرمی نیک صالحی

 اختصاصی نیک صالحی

توصيه به دختران جوان ،مردهایی که نباید با آنها ازدواج کنید

 


توصيه به دختران جوان ،مردهایی که نباید با آنها ازدواج کنید

یک کارشناس ازدواج و مبلغ مذهبی استرالیایی در نیوجرسی در مقاله‌ای که در مجله گلاموز به چاپ رسیده به دختران جوان توصیه می‌کند: در انتخاب همسر آینده خود دقت کنند و فهرستی از خصوصیات مردانی را ارائه کرده که از ازدواج با آنها باید پرهیز کرد.

پدر پات کانر که سابقه ۴۰ سال ارائه مشاوره پیش از ازدواج دارد، این فهرست را بعنوان یک دستورالعمل کاربردی برای دختران نوجوان و جوان منتشر کرده است.

به گزارش نشریه ایج، کانر معتقد است: دختران باید به طور کامل ارزش‌ها و شخصیت‌ مردی که قصد ازدواج با او را دارند، مورد توجه قرار دهند


و با این موضوع برخورد احساسی نداشته باشند. بر اساس توصیه این کارشناس استرالیایی، دختران باید از ازدواج با پسرهایی که وابسته به مادر هستند،


پسرهایی که در مسائل مالی افراط و تفریط دارند، مردانی که هیچ دوستی ندارند،‌ مردانی که شما را در حضور دیگران تحقیر می‌کنند، مردانی که نسبت به کارمندان زیردست خود بی ادب و گستاخ هستند، مردانی که نمی‌توانند به دیگران لبخند بزنند،


مردانی که دوست ندارند اختیارات خود را با دیگران تقسیم ‌کنند و مردانی که همیشه شما را خنثی و بدون واکنش می‌خواهند، جدا خودداری کنند، چون در آینده زندگی زناشویی موفقی نخواهند داشت.
منبع:نشریه ایج

چهار اشتباه رایج میان دختران مجرد !

چندی پیش، فیلمی تماشا کردم که در آن، خانمی مسئول کارهای حقوقی یک شرکت بود. این خانم، در آستانه چهل سالگی، وقتی پرونده های شرکت را بازبینی می کرد، به فکر بازبینی زندگی شخصی خودش افتاد و با این تصور که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد به این نتیجه رسید که هیچ راهی برای تشکیل خانه برایش وجود ندارد.

او این موضوع را بارها و بارها برای خودش تکرار  كرد، تا اینكه یک روز مرد مناسب خود را ملاقات کرد. حالا خودتان نتیجه را پیش بینی کنید. کاری از دست من برای این خانم بر نمی آمد، اما متوجه شدم اشتباهی را که دختران مجرد زیادی مرتکب می شوند کرده است. در واقع، او چهار اشتباه اساسی کرده بود که باعث می شود یک خانم مجرد همیشه تنها بماند.

1- آنها اجازه می دهند که کار حسابی مشغولشان کند

خانمی كه وضعیتش در بالا اشاره شد از کار قبلی اش استعفا داد تا کسب و کاری برای خودش راه بیندازد و همین باعث شد که به شدت در كارش غرق شود. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با او بسته بود، چرا که تمام زندگی اش در کار خلاصه شده بود. حتی زمانی که یک مرد مناسب و خوش پوش را می دید، نهایت تلاش خود را برای فراری دادن او می کرد، مشکلی که خیلی از دختران مجرد دچارش هستند.

بعضی دختران فکر می كنند اگر مردی به آنها علاقه مند شده  است، حتما مشکلی در او وجود دارد. این افكار باعث می شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک بار به آنها فرصت داده باشند. بعد، دوباره خود را در کار غرق می کنند و به شدت سخت و خشک می شوند.

2- آنها باور کرده اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده

در فیلم، خانم موردنظر باور کرده بود که زمان عاشق شدن، ازدواج و بچه دار شدن از او گذشته است. این دقیقا همان جایی است که اشتباه می کند و البته، همان جایی که دختران مجرد زیادی دچار اشتباه می شوند. درست است که زمان ازدواج و بچه دار شدن، پیش بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش بینی است، كه البته این نکته مثبتی است.

دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی کند، اما اگر شما واقعاً می خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی دهد که بچه های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده شدنی نیست. می توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده  دهید.

3- آنها مردان مناسب را نادیده می گیرند

من این موضوع را بارها و بارها دیده ام كه وقتی یک دختر مجرد باور می  کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می گذارد. من به همه کسانی که فكر می كنند همه مردان خوب ازدواج کرده اند پیشنهاد می كنم كه این احساس را که دوست دارند تصدیق شوند کنار بگذارند و به جای آن ، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند.

واقعیت این است که مردان خوب و مناسب همه جا هستند، ولی همه آنها مجرد نیستند، همه آنها به شما علاقه ندارند و شما هم به همه آنها علاقه مند نیستید. اما به هر حال، آشنایی با یک مرد خوب می تواند یک فرصت باشد. وقتی با یک مرد مناسب آشنا شدید، با او رفت و آمد داشتید و این ایده که مرد مجرد مناسبی باقی نمانده در ذهنتان از بین رفت، متوجه خواهید شد که توجه چه کسی را به خود جلب کرده اید. در حقیقت، آن هنگام است كه شما متوجه خواهید شد افراد مناسب زیادی وجود دارند كه به آشنایی با شما علاقه دارند.

4- آنها پا به فرار می گذارند

بارها و بارها مشاهده کرده ام که دختران جوان منتظرند مرد مناسب پا پیش بگذارد. اما زمانی که این اتفاق می افتد، آنها پا به فرار می گذارند و از او دور می شوند. این کاملاً طبیعی است. زمانی که دختر مجردی در تمام رابطه هایی که داشته شکست خورده باشد و دچار ناامیدی، افسردگی و بی توجهی عاطفی شده باشد، این عکس العملی است که نشان خواهد داد. اما به هرحال، اگر او بخواهد نتیجه ای از روابط خود بگیرد، باید این رفتار خود را کنار بگذارد.

هنگامی که شما با مردی مناسب آشنا می شوید، ممکن است ابتدا اظهار علاقه و توجه او برای شما دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربه اش را نداشته اید. اما حالا زمان آن رسیده است که این دشواری را تحمل کنید. به خودتان اجازه بدهید رابطه جدیدی تجربه کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید. سعی كنید از این حس زیبا، یعنی شناختن شخصی مناسب که واقعاً به شما علاقه مند است و دوست دارد شما را آن گونه که هستید بشناسد، لذت ببرید.

چگونه صبور باشیم؟

صبر داشتن چه فایده ای دارد؟

صبر و تحمل داشتن برای زندگی روزانۀ ما بسیار ارزشمند و مهم است، ظرفیت استقامت داشتن و ثابت قدم بودن در کاری که نیاز به حفظ آرامش دارد را افزایش می دهد؛ باعث می شود که فرد بتواند زمانی طولانی را در یک روز یا در کل زندگی، با آرامش پشت سر بگذارد.

چگونه یاد بگیریم صبور باشیم؟

آنچه اهمیت دارد این است که همه چیز را خیلی بزرگ یا خیلی سریع نبینید، و از آن مهم تر این است که هدف هایی کاملاً دست یافتنی در شرایطی که نسبت به آنها شناخت خوبی دارد، برای خود تعیین کنید.

در شرایطی از تمام روزها که به شما مربوط نیستند

برای از دست ندادن صبر و شکیبایی در این موارد، کنترل زبان و تلاش در جهت مثبت بینی نسبتاً مفید هستند. یک نوبت انتظار طولانی می تواند زمان مناسبی برای صحبت کردن با فرزندتان که همراه تان است باشد، نگاه کردن به طرز لباس پوشیدن افرادی که در اطراف تان هستند هم، می  تواند به سپری شدن زمان کمک کند.

اگر در خیابان هستید، چرا چشم های تان را برای دیدن محلی که در آن قرار دارید، خوب باز نمی کنید؟ ممکن است هزاران بار این محل را دیده باشد ولی به دقت به آن خیره نشده باشید. می توانم شرط ببندم که این بار جزئیات جدیدی را کشف خواهید کرد. وقتی که در انتظار وردود به سالن کنسرت هستید به جای شکایت از عدم برنامه ریزی و طول کشیدن صف انتظار، با کسی که کنارتان ایستاده صحبت کنید... حتی در شلوغی و ازدحام هم می توان با دیگران روابط دوستانه شکل داد!

اگر شرایط انتظار متأثر از اطرافیان شماست

کودکی که شما را به دنبال خود می کشد، همکاری کُند، همسری که هیچ وقت آماده نیست در حالی که شما مدت زیادی منتظرش سرپا می ایستید، افراد سالخورده ای که حتی نمی توانند به خوبی صحبت کنند و... این موقعیت ها بسیار متعدد اند، موقعیت هایی که با خواست واقعی شما و احساسی که به اطرافیان تان دارید در تضادند، شما می خواهید همۀ کارها سریع تر پیش برود.

در این موارد، اگر شما بدانید که با این شرایط آرامش تان را از دست خواهید داد، با شخص مربوطه صحبت کنید و برای او توضیح دهید که در صورت بروز عصبانیت، با شما برخوردی نداشته باشد. اگر برای تان امکان دارد، طی مدت انتظار خودتان را سرگرم سازید. با این کار کمتر احساس می کنید که وقت تان تلف شده است.

واقع بین باشید

تصور نکنید که با دو یا سه حرکت صبور خواهید شد. تصور نکنید که یادآوری کند بودن یک شخص، شما را پیش می اندازد، یا طی چند روز دیگر نوزادتان شب ها گریه نخواهد کرد. واقع بین باشید، باید بدانید که نمی  توانید همسرتان را تغییر دهید، به خاطر داشته باشید که خیلی از اتفاقات به شما بستگی ندارند، نهایتاً شما می توانید بعضی از چیزها را اصلاح کنید!

بنابراین، در مطرح کردن روش های جدید که تا حد ممکن شرایط را روان می کنند، شک نکنید. پیش رفتن در مسیر واقعیت، باعث آرامش یافتن احساس بی صبری و در نتیجه آرام و صبور شدن، می گردد.

وقتی که چیزها به شما وابسته نیستند و شما نمی توانید هیچ کاری انجام دهید، رهایش کنید! راحت ترین کار این است که به خود بگویید حتماً این کار را انجام خواهم داد اما به شیوه ای مؤثر و مفید.

شما منجی جهان نیستید، دخالت یا بی صبری شما هیچ چیز را در ذرات یک شی تغییر نمی  دهد، بنابراین باید بدانید که حواستان را بر روی چیزهای عینی و حقیقی متمرکز کنید. علاوه براین، مواجهۀ رودر رو با نقایص و مشکلات را هم بیاموزید.


۷ راز برای برقراری ارتباط موفق با انسانها

همه

ارتباط برقرار می کنند اما اینکه یاد بگیرید چطور خوب ارتباط برقرار کنید نیازمند

داشتن مهارت است. برای اینکه در کار و تجارت موفق شوید (یا هر عرصه دیگر از

زندگی)، باید بتوانید مهارت های ارتباطی را خوب یاد بگیرید. برای بعضی ها ارتباط

برقرار کردن ساده است. بعضی  ها ذاتاً استاد ارتباط برقرار کردن  هستند و اعتمادبه

 نفس بسیار زیادی برای اینکار دارند. اما بقیه چطور یاد می گیرند که با دیگران

ارتباط برقرار کنند؟ در اینجا به 7 راهکار برای ایجاد ارتباط موفق اشاره می کنیم.

اعتماد به  نفس

مهارت های

مردمی خوب با اعتماد به  نفس شروع می شود. وقتی کسی اعتمادبه  نفس داشته باشد خیلی

خوب معلوم می شود. اعتمادبه  نفس مثل آهن ربایی بقیه را به سمت شما می کشاند و

رفتارهایتان نشان می دهد که ارزش صرف وقت و تلاش را دارید. وقتی حس قوی نسبت به

خودتان داشته باشید، خیلی سریع از گپ کوتاهی که با کسی دارید گذشته و فرصتی در

اختیارتان قرار می دهد که بتوانید بدون اتلاف وقت به قلب رابطه دست یابید.

وقتی

می خواهید رابطه ای موثر داشته باشید، یکی از مهمترین قوانینی که باید رعایت کنید

این است که مستقیم به چشم های طرف مقابل نگاه کنید. کسانیکه اعتمادبه  نفس کافی

ندارند از ارتباط چشمی خودداری می کنند. خودداری از ارتباط چشمی نشان دهنده عدم

علاقه یا بدتر از آن عدم صداقت است. وقتی دو نفر با هم ارتباط چشمی برقرار می کنند،

ارتباطی موثر شکل می گیرد. ارتباط چشمی با حرف هایی که می زنید هم اعتبار می بخشد.

 

علاقه نشان دهید

خیلی ها

مرتکب این اشتباه می شوند که زیاد درمورد خودشان حرف می زنند. هیچ  چیز بدتر از

لاف زدن درمورد خود، یک ارتباط را خراب نمی کند. یکی از بهترین راهکارها برای

اینکه یاد بگیرید چطور با مردم ارتباط برقرار کنید این است که به جای اینکه آنها

را مجبور کنید به حرفهایتان گوش دهند، از آنها بخواهید درمورد خودشان حرف بزنند.

این باعث می شود طرف مقابل احساس راحتی بیشتری کرده و اعتمادبه  نفسش بالا رود.

همچنین موقعیتی ایجاد می کند که فرد مقابل هم همین کار را برای شما بکند و به

حرفهایتان گوش دهد.

هنرمندانه سوال بپرسید

یکی

از سریع ترین راه  ها برای شکستن قفل سکوت پرسیدن سوال هایی است که بتوان آنها را

خیلی راحت با بله یا خیر جواب دارد. با پرسیدن سوالی که به یک جواب با جزئیات

بیشتر نیاز هست، فرد مقابل باید توضیح بیشتری بدهد و اطلاعاتی که دارد را در

اختیارتان بگذارد.

بخشی

از ارتباط موفق یاد گرفتن این است که سوالاتی را مطرح کنید که فرد مقابل را به فکر

کردن وا دارد. یک چیز به دیگری منتهی می شود و در مدت کوتاهی داستان هایی بین دو

طرف منتقل می شود و یخ رابطه می شکند.

آب

 و هوا را فراموش کنید و بحث را از سیاست و مذهب هم دور کنید. درمورد لباسی که طرف

مقابلتان پوشیده است نظری بدهید. البته باید سعی کنید که طرفتان را با سوالاتتان

بمباران نکنید. این باعث می شود فرد معذب و خسته شود. یادتان باشد مکالمه را نباید

به بازجویی تبدیل کنید.

وقتی

می خواهید اسم کسی را بپرسید، فوراً آن را تکرار کنید. بلند گفتن یک اسم کمک می کند

بهتر در خاطرتان بماند. از اسم طرف مقابلتان در طول مکالمه استفاده کنید و لبخند

زدن هم فراموشتان نشود.

دو بار گوش کنید، یک بار حرف بزنید

می گویند

به یک دلیلی خدا دو گوش و یک دهان به شما داده است. دلیل آن این است که باید

دوبرابر آنچه که حرف می زنید، گوش دهید. درارتباط با مهارت های مردمی، این یعنی

وقتی فرد مقابلتان صحبت می کند، باید همه توجهتان را به او بدهید. نباید غرق این

فکر شوید که بعد از آن شما چه باید بگویید یا بعداً چه اتفاقی می افتد یا هر فکر

بی ارتباط دیگری. تمرکز کنید، اطلاعاتی که ارائه می شود را جذب کرده و راهی برای

دنبال کردن صحبت او با پرسیدن یک سوال مرتبط با موضوع پیدا کنید.

در

چیزهایی که طرف مقابلتان علاقه دارد، علاقه نشان دهید و اگر موضوع بحث چیزی است که

هیچ از آن نمی دانید، می توانید از آن به نفع خودتان استفاده کنید. اطلاعات بیشتر

درمورد آن موضوع کسب کنید. اعتراف کنید که برایتان موضوع آشنایی نیست و از او

بخواهید که بیشتر درمورد آن با شما حرف بزند. مردم دوست دارند چیزهایی که می دانند

را با بقیه درمیان بگذارند و این اعتمادبه  نفس آنها را خیلی بالا می برد. وقتی موضوع مورد علاقه

طرف مقابلتان را پیدا کردید، دیگر هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت.

 

توانا بود هرکه دانا بود

ارتباط

موثر و موفق با دانش شروع شده و خاتمه می یابد. کسانیکه مسافرت می کنند، مطالعه می کنند

یا از جریانات روز باخبرند برای هم صحبتی فوق  العاده اند. هرچه فردی تجربیات

بیشتری از زندگی داشته باشد، بهتر می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.

کسانیکه

مسافرت می کنند توانایی این را دارند که فرهنگ ها و مردمان دیگر را بهتر درک کنند

و آنهایی که زیاد مطالعه می کنند، درمورد همه موضوعات اطلاعات کافی برای بحق کردن

دارند و می توانند خود را با هر مکالمه  ای تطبیق دهند. شخصی که در فعالیت های

مختلف شرکت دارد، مطمئناً می تواند با افراد دیگر وجه اشتراک پیدا کرده و مکالمه

را به جریان بیندازد.

ریسک کنید

عزت

نفس هم معنای اعتمادبه  نفس است و حتی با وجود طرد شدن، عزت نفس یک شخص هیچ تغییری

نمی کند. بیشتر وقت ها افراد بخاطر اینکه از طرد شدن واهمه دارند، از فرصت ها

استفاده نمی کنند. طرد شدن باعث می شود فرد احساس حقارت کند. در واقعیت، طرد شدن

عزت نفس فرد را تغییر نمی دهد. شما همان فرد باقی می مانید، به همان اندازه

ارزشمند و مهم که قبل از شروع مکالمه بودید.

هیچکس

نمی  تواند عزت نفس شما را بگیرد. فقط خودتان هستید که می توانید اینکار را بکنید.

طرد شدن تازمانیکه اتفاق نیفتاده است یک توهم است. چرا باید وقتتان را نگران اینکه

اگر این اتفاق بیفتد یا آن اتفاق بیفتد هدر دهید؟ از فرصت استفاده کنید و برای

آنچه که می خواهید دست به تلاش بزنید. تنها راه یاد گرفتن ارتباط با دیگران از

طریق تمرین کردن میسر است.

کم کم شروع کنید

یاد

گرفتن اینکه چطور با آدم ها ارتباط برقرار کنید زمان می برد و هرکس با سرعت مخصوص

خودش پیشرفت می کند. کم کم شروع کنید؛ سعی کنید هربار با یکی از این نکات آشنا

شوید. در پایه، یک ارتباط خوب با اعتماد به نفس شروع می شود و این رشته  ای است که

همه چیز را به هم وصل می کند. هر آشنایی کمک می کند اعتمادبه  نفستان بالاتر رود و

تجربیاتتان متفاوت تر شود. یک جای خوب برای تمرین کردن این مهارت های مردمی محل

کار است. وقتی صحبت کردن با همکارانتان راحت تر شد، سعی کنید با افرادی از رتبه های

بالاتر مثل مدیرانتان صحبت کنید. در زمان کوتاهی، مهارت هایی که یاد گرفته بودید

در شما نفوذ کرده و دیگر نیاز به فکر کردن هم ندارد.

هیچکس

تابحال نگفته است که حرف زدن با آدم ها کار ساده ای است. برای بعضی ها، به دست

آوردن اعتمادبه  نفس لازم برای شروع مکالمه، قدم بزرگی است. این ممکن است سخت ترین

مرحله کار باشد اما وقتی اولین قدم را برداشتید، بقیه آن راحت تر خواهد شد. به

خودتان ایمان داشته باشید و بدانید که شما به اندازه طرف مقابلتان باارزش هستید.

ارتباط موفق و موثر مهارتی است که همه باید داشته باشند زیرا رمز رسیدن به موفقیت

و پیشرفت در جوانب مختلف زندگی است.


چطور برای خواستگاری تحقیق کنیم؟

برای ازدواج، دو نوع تحقیق وجود دارد؛ تحقیق اولیه و تحقیق اصلی.

تحقیق اولیه مختصر است و قبل از اجازه گرفتن برای خواستگاری انجام می شود و مسئله همتایی خانواده ها از جهت اجتماعی ، فرهنگی و دینی مد نظر است. سؤالات اولیه درباره سن ، تحصیلات، خدمت نظام وظیفه، شهر محل زندگی و... در همان تماس تلفنی برای قرار خواستگاری پرسیده می شود.

تحقیق اصلی پس از خواستگاری و جلسات گفتگوی پسر و دختر و با هدف رفع ابهامات انجام می شود.

موضوعات قابل طرح در تحقیق

1- خانواده

2- رفتار فردی و اجتماعی: سوالاتی از قبیل:

- صفت بارز اخلاقی او چیست؟

- آیا عصبانی می شود؟

-هنگام این حالت چه عکس العملی نشان می دهد؟

-رفتار اجتماعی او را چگونه می بینید؟

-كدام صفات اخلاقی را در او بیشتر می بینید؟

- عصبانیت او را در چه مواقعی دیده اید؟

-با چه افرادی (چه تیپ شخصیتی) رفت وآمد می کند؟

-معاشرت او با دیگران چگونه است؟

- اجتماعی است یا منزوی؟

-تا چه حد به خانواده و دوستان خود وفادار است؟

- چقدر به تعهدات خود پایبند است؟

- تلاش او برای کسب روزی حلال چگونه است؟ و...

3- دوستان

4- مسئولیت پذیری

5- رعایت حقوق دیگران

6- اعتقادات مذهبی

7- توانمندی های فرد

از چه کسانی تحقیق کنیم

1- تحقیق از آشنایان

بستگان شخص  از روحیات ، اخلاق و کردار او باخبرند. می توان درباره فرد مورد نظر از آنها تحقیق کرد. البته این به تنهایی کافی نیست چون ممکن است خویشاوندان ، مصلحت اندیشی کنند.

2- تحقیق از دوستان

دوستان نزدیک فرد که مدتی با او در تماس و معاشرت و دوستی بوده اند منابع خوبی برای تحقیق هستند. دوستی محصول همرنگی و تفاهم است و معمولا افراد درستكار با افراد ناشایست و بی بندوبار دوست نمی شوند. درواقع دوستان هركس تا حدی منعكس كننده روحیات او هستند.

3- تحقیق از محل کار یا تحصیل

این افراد ممکن است مطالبی درباره شخص مورد نظر بدانند که حتی خویشان و دوستان نزدیک او ندانند. این روش تحقیق از دو روش پیش بهتر نیست اما کامل کننده آنهاست. از این طریق ما قادر به شناخت فرد در زمینه هایی هستیم مانند: نحوه برخورد او با ارباب رجوع، نحوه مراوده با همکاران، همکاری و سازش با دیگران و پایبندی به اعتقادات دینی.

4- تحقیق از همسایه ها

این رایج ترین روشی است که افراد با آن تحقیق می کنند. با تحقیق در محل کار و تحصیل می توان به شناختی از فرد و روحیات او دست یافت، اما با تحقیق در محل زندگی او، امکان شناخت خانواده هم میسر می شود. البته مشروط بر آنکه اعضای خانواده او در محل سکونت فرد مورد نظر حضور داشته باشند و علاوه بر آن مدتی از زمان سکونت آنها در آن محل گذشته باشد تا همسایگان به شناختی هرچند نسبی از آن خانواده رسیده باشند.

از همسایگان در مورد اخلاق در خانه، سابقه دعوا و یا رفتار بد در محله پرس وجو كنید اما مواظب باشید كه جزئیات خواستگاری و ارتباط با آنها را بر ملا نكنید؛ چون ممكن است همسایه ها بعدا مزاحمت ایجاد كنند.

5- تحقیق از معرف

در مورد ازدواج هایی با حضور یک معرف، اگر فردی که دختر و پسر را به هم معرفی می کند، نسبت به اهمیت کار خود آگاه باشد و آن را با شناخت کافی نسبت به روحیات دو طرف انجام دهد، منبع خوبی برای شناخت و تحقیق خواهد بود.

6- صحبت با فرد مورد نظر

بعد از همه این راه ها می توان جلساتی برای گفتگوی خانوادگی، مهمانی های خصوصی با حضور خانواده دختر و پسر و جلسات گفتگوی دو نفره عروس و داماد ترتیب داد تا با هم بیشتر آشنا شوند.

قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای كشف حقیقت آمده اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم هرچند ارتباط مناسب و حسن تفاهم. می تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نكات مهمی بیان كند

نكات مهم در تحقیق

سعی كنید با همكار و هم مغازه ای او قرار ملاقاتی بگذارید و از دوستان او راجع به خصوصیات روحی اش سؤال كنید.

از مسافرت ها و جاهایی كه با هم رفته اند و از علایق او بپرسید؛

موقعیت آنها و اینكه به چه اسم و عنوانی مشهورند،

چقدر با همسایگان ارتباط دارند

و اینكه چه چیزهایی بیشتر برایشان مهم است.

قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای كشف حقیقت آمده اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم .هرچند ارتباط مناسب و حسن تفاهم می تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نكات مهمی بیان كند.

تغییر و تحول در زندگی فرد خود نشانه هایی از حالات و روحیات اوست. در تحقیق به این مسئله توجه كنید.

كسی كه برای تحقیق می رود، می تواند با موضوع دیگری غیر از ازدواج سؤالاتی بپرسد. سپس موضوعات را به طور مستقیم بیان كند.

موضوعاتی كه برایتان اهمیت بیشتری دارد به محقق تأكید كنید و از او بخواهید اهمیت موضوع را بروز ندهد.

اگر هنگام گفتگو با افراد مختلف به تناقضی رسیدید، تحقیق در آن زمینه را با دقت بیشتر و به دور از حساسیت ادامه دهید.


فوت و فن های نامــــزد داری!

ازدواج تنها به دست کردن یک حلقه نیست – ازدواج پیوندی عاطفی میان دو نفر است که باید در طول زمان رشد کند و به ارزش زندگی شما بیفزاید. رابطه ای صمیمی و مداوم که شما را به شخص بهتری بدل می کند.

اگر تصمیم به ازدواج گرفته اید، بهتر است با خودتان روراست باشید و ببینید که آیا واقعا نگاه درستی به این مرحله از زندگی دارید یا نه. از ازدواج تان انتظار آرامش و سکون دارید یا انتظار تحرک، پویایی و پیشرفت؟

واقعیت این است که ازدواج کامل، فرصتی است که به شما کمک می کند شخصی دیگر را درک کنید و در عین حال برای درک کردن بهتر خودتان از طریق شخص دیگر تلاش داشته باشید. به این ترتیب شما یک جا نمی ایستید و سعی می کنید خود واقعی تان را که در مسیر بهتر شدن قرار دارد، به شخص مقابل نشان دهید. بخصوص در موقعیت های خاص و بحرانی زندگی که وقت رو کردن برگ های کلیدی شخصیت شماست.

از خودتان بپرسید که این ازدواج برای شما و طرف مقابلتان چه چیزی را به دنبال دارد؟

شما دو نفر در ۱۰ سال آینده کجای زندگی هم قرار دارید و چطور به آرامش همدیگر کمک می کنید. ازدواج چیزی بیشتر از با هم کنار آمدن و داشتن رابطه ای خوب است. این دو البته دو جزء مهم هر ازدواجی هستند اما هدف نهایی آن نیستند. شما حتی اگر به شیوه ای سنتی زندگی می کنید، باید به یاد داشته باشید که ازدواج، وقتی می تواند یک پیوند کاملا مقدس و پسندیده باشد که به رشدتان منجر شود و هر روز، چهره ای متفاوت تر از روز قبل پیدا کند. این مساله آنقدر مهم است که عده ای از روانشناشان غربی به ازدواج نگاهی درمانی دارند و آن را برای کمک به کسانی که نیاز به تمرین سازشکاری، خلاقیت و بهبود مهارت های ارتباطی شان دارند، توصیه می کنند.

اما رسیدن به سطوح بالاتر صمیمیت به کار بیشتری نیاز دارد. روابط صمیمی ما باید ما را تغییر دهد. این روابط باید باعث رشد دادن مان شود، و اگر این چنین نباشد، پس چیزی در رابطه ما مفقود است. ساختن ازدواجی قوی و صمیمی از درون خود شما شروع می شود، و بعد به پیوندی عاطفی میان شما و همسرتان بدل می شود که برای یک عمر به طول می انجامد.

ازدواج چیزی بیشتر از با هم کنار آمدن و داشتن رابطه ای خوب است. این دو البته دو جزء مهم هر ازدواجی هستند اما هدف نهایی آن نیستند. شما حتی اگر به شیوه ای سنتی زندگی می کنید، باید به یاد داشته باشید که ازدواج، وقتی می تواند یک پیوند کاملا مقدس و پسندیده باشد که به رشدتان منجر شود و هر روز، چهره ای متفاوت تر از روز قبل پیدا کند

موضوع این نیست که دو نفر باید صرف نظر از هر شرایطی با هم بمانند، اما صمیمیت مداوم می تواند به افراد بخت شناختن خودشان و یکدیگر را به طریقی صادقانه تر و واقعی تر بدهد. شما در آینده چه یک رابطه مستحکم با همسرتان داشته باشید که بر اساس مصالحه و فداکاری شکل گرفته باشد، و چه رابطه ای مشکل ساز داشته باشید که از اختلافات و نومیدی های دائمی آسیب دیده باشد، شگرد اصلی این است که خودتان را بشناسید تا بتوانید چگونگی سازگار شدن با همسرتان را بهتر درک کنید. پس چه بهتر که این خودشناسی پیش از ازدواج صورت گیرد.

راه هایی برای بهبود رابطه شما در زندگی مشترک آینده.

تفاوت های تان با همسرتان را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

با یکدیگر صحبت کنید و این عادت را از همین ابتدای عقد و نامزدی ایجاد کنید.

به هم احترام بگذارید.

نکات مثبت را تقویت کنید و نکات منفی را به کاهش دهید.

تقصیر را به گردن یکدیگر نیندازید. این اشتباه خیلی اززوج های تازه کار این دوره و زمانه است که پایه های رابطه شان را سست می کند.

نسبت به یکدیگر صادق باشید.

مسائل را از دیدگاه همسرتان هم ببینید.

قضاوت نکنید.

این نکات تنها برای شروع هستند. اما این توصیه ها به شما کمک می کند، همسرتان را بهتر درک کنید، و ازدواج تان را به واقع معنادار کنید.

خیال نکنید که عشق به دوران نامزدی و سالهای تازه عروس داماد بودن محدود می شود. از همین نقطه شروع، تعاریف تان را عوض کنید و عشق را درازمدت تر ببینید.

از تفاوت های تان استقبال کنید. درست است که در ازدواج تشابه تاثیر زیادی دارد اما تفاوت ها بیش از شباهت ها به رشد شما کمک می کنند. به جای این که بگویید افراد به خاطر عادت کردن به یکدیگر، از دست هم خسته می شوند، این طور نگاه کنید که انسان ها به نحوی بی نهایت پیچیده همیشه در حال تغییرند و می توانند برای هم جذابیت های تازه ایجاد کنند.

زمان بزرگترین هدیه است. آن را به نامزدتان هدیه دهید. ترتیبی بدهید که دست کم ۲۰دقیقه در روز با او خلوت کنید و آن را صرف بهبود رابطه تان کنید. شاید شما در روز زمانی بیشتر از این را با هم بگذرانید اما سعی کنید لااقل ۲۰ دقیقه آن کاملا مفید و سازنده باشد. نه حرفی از استرس های دوران عقد باشد و نه حرفی از برنامه ریزی های عروسی. این مدت کمترین زمانی است که برای این کار لازم است. در این مدت بدون تلویزیون و بدون کامپیوتر بر یکدیگر متمرکز شوید و از این زمان برای صمیمی شدن و ارتباط هم استفاده کنید.

اختلافات زیادی در زندگی مشترک شما به وجود می آید. باید این اختلافات را به شیوه ای خلاق حل کنید.

ببخشایید و تشکر کنید. به مشکلاتی دوران با هم بودنتان، نه به عنوان مشکل بلکه به عنوان فرصت نگاه کنید. از این مسائل به عنوان فرصتی برای تلاش دونفره و پیش رفتن همگام با هم استفاده کنید.

به تفریح بپردازید. دو جزء اساسی یک ازدواج صمیمی رفاقت و دوستی است. و به تفریح و سرگرمی پرداختن جزء اساسی هر دوی اینهاست. این کار به شما خواهد کرد با گذشت زمان رابطه تان را گسترش دهید، نه اینکه رابطه تان نزول پیدا کند


چه چیزی باعث جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود؟!

 

چه چیزی باعث جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود؟!
اما تحقیقات جدید دانشمندان نشان می‌دهد این موضوع درست نیست بلکه انسان‌ها از همان ابتدای شروع روابط به دنبال اشخاصی شبیه ...
 
بسیاری تصور می‌کنند شخصیت انسان‌ها بعد از ازدواج به یکدیگر شبیه می‌شود و هر چه زمان بیش‌تری از ازدواج یک شخص می‌گذرد این شباهت‌ها بیش‌تر می‌شود.
اما تحقیقات جدید دانشمندان نشان می‌دهد این موضوع درست نیست بلکه انسان‌ها از همان ابتدای شروع روابط به دنبال اشخاصی شبیه به خود می‌گردند. دانشمندان معتقدند انسان‌ها بر اساس شخصیت و تمایلات خود دست به انتخاب همسر می‌زنند و بر خلاف تصور بسیاری تفاوت‌ها باعث جذب آن‌ها به یکدیگر نمی‌شوند
.
نتایج این تحقیقات در نشریه شخصیت و تفاوت‌های فردی به چاپ رسیده است.
محققان از قبل هم می‌دانستند همسران بیش از سایر مردم به یکدیگر شبیه هستند، اما هنوز به توضیح قانع کننده‌ای در این مورد دست پیدا نکرده بودند.
دکتر میکیلا هامبد در کلینیک روانشناسی دانشگاه میشیگان استیت در این باره گفت: برای توضیح این رویداد دو نظریه وجود دارد. یک نظریه این است که انسان‌ها با گذشت زمان روی شخصیت همسر خود تاثیر گذاشته و سعی می‌کنند او را شبیه خود کنند. نظر دوم این است که آن‌ها در همان آغاز امر شخصی را برای همسری خود انتخاب می‌کنند که خصوصیاتی مشابه با آن‌ها داشته باشد.
برای فهمیدن این موضوع، دانشمندان تحقیقاتی رو روی هزار و 296 زوج انجام دادند که در نوع خود یکی از بزرگ‌ترین مطالعات در این زمینه به شمار می‌آید. هر کدام از این زوج‌ها بین 2 تا 19 سال بود که با یکدیگر زندگی می‌کردند.
برای فهمیدن شخصیت هر فرد، پرسشنامه‌ای شامل 198 سوال تهیه شد تا رفتار و ویژگی‌های هر نفر به طور دقیق مشخص شد. بر همین اساس شخصیت هر فرد در دسته‌ اجتماعی، بلندپرواز، افسرده، خشن، آینده‌نگر و مانند آن‌ها تقسیم بندی شد.

تفاوت‌ها باعث جذب انسان‌ها نمی‌شود
این تحقیقات نشان داد بر خلاف تصور بسیاری، گذشت زمان باعث شبیه شدن زوج‌ها به یکدیگر نمی‌شود. برای مثال هیچ رابطه‌ای بین زمان سپری شده از ازدواج هر فرد و شباهت شخصیت‌های آن‌ها دیده نشد. به این ترتیب می‌تواند علت شباهت همسران را در فاکتورهای دیگری جستجو کرد که انتخاب بهترین پاسخ برای آن است.
با وجود آن که گذشت زمان باعث شبیه شدن همسران به یکدیگر نمی‌شود اما در این بین استثناهایی نیز وجود دارد.
یکی از این استثناها که در این میان توجه دانشمندان را به خود جلب کرد خشونت است. برای مثال اگر یکی از همسران دارای روحیه خشن باشد، دیگری نیز به مرور زمان این روحیه را پیدا می‌کند و از خود رفتارهای خشونت‌آمیز نشان می‌دهد.
دکر هامبد در این باره گفت: اگر شما درست در این مورد فکر کنید متوجه علت این موضوع می‌شود. اگر همسر فردی خشن باشد، به ناچار فرد مقابل نیز مجبور به پاسخ گفتن به همین شیوه می‌شود و با گذشت زمان این شکل برخورد در شخصیت او تثبیت می‌شود.
به هر صورت دانشمندان با انجام این مطالعات متوجه شدند "شباهت در شخصیت" مهم‌تر از هر فاکتور دیگری باعث جذب انسان‌ها به یکدیگر می‌شود و حتی از شباهت در تمایلات، مذهب و ایده‌آل‌های یک ازدواج موفق‌ مهم‌تر است.
ایده تفاوت‌ها باعث جذب می‌شوند از کجا آمده است؟
اما با این وجود هنوز هم بسیاری به اشتباه تصور می‌کنند تفاوت‌ در شخصیت‌های انسان‌هاست که باعث جذب آن‌ها به یکدیگر می‌شود. دانشمندان با نظرخواهی روی 706 نفر متوجه شدند نزدیک به 85.7 درصد از انسان‌ها معتقدند در صورتی جذب شخصی می‌شود که با آن‌ها تفاوت‌های زیادی داشته باشد. یک نظریه برای توضیح این امر این است که شباهت‌های زیاد در بین همسران باعث خسته کننده و یک‌نواخت شدن زندگی آن‌ها می‌شود. نظریه دیگر این است که اصولا تفاوت‌هاست که حساسیت ایجاد می‌کند و نظر انسان‌ها را به دیگری جلب می‌کند.
اما با این حال زمانی که دانشمندان شخصیت زوج‌ها را بررسی کردند متوجه شدند با وجود تمام این نظریات، باز هم انسان‌ها به دنبال شخصی می‌روند که باورهایی مشابه با آن‌ها داشته باشد.
 

4 مشکل اساسی رابطه زناشویی چیست؟رابطه جنسی و ...؟

 

 


4 مشکل اساسی در رابطه های زناشویی

زن و شوهرهای مدرن مانند قدیمی ها با هم صمیمی و یکدل نیستند ؛ آنها به همدیگر اعتماد ندارند. به جای صحبت کردن در مورد مسائل و حل کردن آنها ، بحث و جدل کرده و آن را پیچیده تر می کنند.

اما به طور کلی این 4 دسته از مسائل هستند که این مشکلات را تشکیل می دهند:

رابطه جنسی:
این مسئله همواره یکی از مهمترین مسائل مشکل ساز بین زن و مردهاست.فردی که میل جنسی بالایی دارد همواره فرد مقابل خود را به خاطر میل جنسی کمتر سرزنش می کند.این مسئله به دو طرف فشار وارد می کند و اگر در طولانی مدت برای آن راه حلی پیدا نشود منجر به جدایی زناشویی و نهایتا جدایی عاطفی بین آنها خواهد شد. هر دو طرف در زندگی احساس ناامنی و حسادت می کنند و از زندگی زناشویی شان رضایت حاصل نمی کنند.

راه حل: به یک مشاور خانواده مراجعه کنید.


پول :
مهمترین مشکل بین زوج های امروز "پول" است. یک طرف م یخواهد پول را خرج کند و طرف دیگر می خواهد آن را پس انداز کند. یک طرف خوب پول در می آورد و دیگری نه و....

راه حل:اگر زوج ها بتوانند یاد بگیرند که با یکدیگر برنامه ریزی کنند این مسائل بوجود نخواهد آمد. به عنوان مثال ،می توانند مقداری از پول را خرج و باقیمانده را پس انداز کنند.در ضمن ، بار مالی خانواده نباید بر دوش یک نفر باشد.

مسئولیت پذیری:
یکی از طرفین به نظافت و مسائل خانه اهمیت زیادی داده و دیگری هیچ اهمیتی برای این موضوع قائل نیست.

راه حل: به گزارش پرشین وی ،اگر همسرتان به تمیزی و نظافت خانه اهمیتی نمی دهد از او طلب کمک کنید. صراحتا از او درخواست کنید که به شما کمی کمک کند تا بتواند در حس مسئولیت پذیری نسبت به تمیزی و نظافت خانه مشترک تان با شما شریک باشد.


تربیت فرزندان:
این مسئله نیز یکی دیگر از مهمتریم مسائلی است که بین زن و شوهر ها اختلاف ایجاد م یکند. هر کدام از آنها سعی می کنند فرزندشان را مطابق با نظر و روش خود تربیت کنند.

راه حل:توصیه می کنیم حداقل یکسال قبل از تصمیم به بچه دار شدن در مورد روش های تربیتی کودکان تان با یکدیگر گفتگو کنید. روش های خود را بیان داده و دلیل هر کدام را برای دیگری توضیح دهید. و سعی کنید در آخر با یکدیگر به یک نتیجه مشترک برسید.


تهیه و ترجمه: گروه سلامت پرشین وی

www.persianv.com/pezeshk


اختصاصی پرشین وی

چرا افراد متاهل خیانت می‌کنند؟ ریشه‌های اصلی آن در زوجین

 


چرا افراد متاهل خیانت می‌کنند؟ ریشه‌های اصلی آن در زوجین

البته خیانت فقط به رشد جنسی بستگی ندارد و مسایلی که ممکن است بعد از ازدواج پیش بیاید نیز در این امر نقش مهمی دارد اما هیچ‌کدام از این دلایل نمی‌تواند توجیه‌کننده مناسبی برای این نوع رفتار باشد. اگر نیازهای فرد در چارچوب نظام خانواده پاسخ داده نمی‌شود باید وضعیت قرارداد ازدواجی که فرد در آن است و تعهدی که داده مشخص شود و بعد او دوباره به سمت یک نفر دیگر برود.
ریشه‌های اصلی خیانت در زوجین با مسأله رشد جنسی و هویت جنسی فرد و همچنین رشد سالم شخصیتی او در ارتباط مستقیم است و این رشد ناشی از حضور در بستر یک خانواده سالم است.

به نوشته روزنامه شرق، به عبارتی در خانواده سالم ضمن توجه به نیازهای عاطفی، جسمانی و... فرآیند رشد سالم جنسی فرد نیز بنا نهاده می‌شود.

البته خیانت فقط به رشد جنسی بستگی ندارد و مسایلی که ممکن است بعد از ازدواج پیش بیاید نیز در این امر نقش مهمی دارد اما هیچ‌کدام از این دلایل نمی‌تواند توجیه‌کننده مناسبی برای این نوع رفتار باشد. اگر نیازهای فرد در چارچوب نظام خانواده پاسخ داده نمی‌شود باید وضعیت قرارداد ازدواجی که فرد در آن است و تعهدی که داده مشخص شود و بعد او دوباره به سمت یک نفر دیگر برود.

اگر شخصی به جز این عمل کند در واقع فردی خودخواه و هوس‌خواه است. در یک زندگی و ازدواج سالم شاهد این هستیم که افراد در پی حل مشکلات ازدواج‌شان از مجاری قانونی و علمی هستند. فردی که شخصیت سالم دارد هر رفتاری را از سوی همسر قبول نمی‌کند. چنین شخصی از مواجهه با مشکلات ترسی ندارد. او می‌داند امکان دارد در انتخاب همسرش معیارهای درستی نداشته و حالا می‌پذیرد که اشتباه کرده و با شکست روبه‌رو شده، اگر این شکست را بتوان بهبود داد آن وقت به زندگی مشترک ادامه می‌دهد، اگر نشد راه منطقی در پیش می‌گیرد. البته نباید فراموش کرد در جامعه ما شرایط باورهایی وجود دارد که برخی زنان را وادار به ادامه زندگی مشترک می‌کند.

نداشتن حاشیه امن اقتصادی، ترس از آبروی خانواده‌ و دلایلی نظیر آن سبب می‌شود زنان به ناچار به زندگی مشترک ادامه بدهند و هر شرایطی را تحمل کنند. در این صورت احتمال اینکه زن خیانت ‌کند یا خیانت شوهرش را بپذیرد، بالا می‌رود. بنابراین باورهای غلط فرهنگی، شرایط اقتصادی و نداشتن رشد جنسی سالم فرد را به سمت خیانت پیش می‌برد. متاسفانه رویکرد بسیاری از جوانان ما برای ازدواج رویکرد جنسی است. آنها قبل از اینکه صفات اخلاقی و روحی فردی را که انتخاب کردند ببیند به ازدواج از بعد جنسی فکر می‌کنند، در این صورت است که فرد بعد از برآورده شدن نیازهای جنسی‌اش دچار اختلافات شدیدی با همسرش می‌شود و به سمت خیانت می‌رود.

هرچند مسأله رابطه جنسی در ازدواج بسیار مهم است اما تنها دلیل یک ازدواج نیست و در زندگی مشترک مسایل مهم‌تری مطرح است، بنابراین تا زمانی که به جوان‌ها آموزش‌های لازم را ندهیم و جوانان به ازدواج به عنوان یک رابطه برای برطرف کردن نیاز جنسی فکر کنند این مشکل وجود خواهد داشت. اگر به این نتیجه رسیدیم که مسایل اقتصادی و فرهنگی را حل کنیم و آگاهی لازم را برای ازدواج به جوانان بدهیم در این صورت می‌توانیم توقع داشته‌باشیم که خیانت در روابط زوجین کم شود.

لحظاتی عاشقانه و جالب برای همسران جوان

 


لحظاتی عاشقانه و جالب برای همسران جوان

در بسیاری از موارد عدم صمیمیت زوج ها و در بعضی از موارد نارضایتی های یک زندگی مشترک در نتیجه عدم شناخت از شیوه هایی ارتباطی طرف مقابل است.

در واقع همه افراد یاد می گیرند که چگونه احساسات خود را بیان کنند. بعضی از افراد سعی می کنند با الفاظ عاشقانه شروع کنند. بعضی ها از یک حادثه شخصی استفاده می کنند تا فرد مقابل را وارد دنیای شخصی خود کنند تا به او بفهمانند که نسبت به او احساس صمیمیت می کنند. اما این موضوع در روابط مشترک زوج ها می تواند نقطه حساسی باشد که مانند یک الگوی رابطه راه را برای ناکامی و یا شادکامی بعد از ناکامی بوجود آورد. اما چگونه یک موقعیت هم می تواند باعث ناکامی و هم باعث کامیابی شود؟

روابط و احساسات ما از پیچیدگی خاصی برخوردار است و اگر ما یادگرفته باشیم که برای ابراز احساساتمان از شیوه های غیر مستقیم استفاده کنیم احتمال افزایش تحریف های هیجانی و کلامی افزایش پیدا می کند. برای مثال وقتی زن دوست دارد در این زمان با همسر خود صمیمانه صحبت کند و توجه همسر خود را جلب کند ممکن است از یک شکایت شروع کند و همسر بنا به ویژگی های روانشناختی خود سعی می کند مشکل را حل کند. در این موقعیت زن شکایت می کند و مرد به دنبال راه حل می گردد. این موقعیت می تواند بستری برای ناکامی شود. یعنی مرد به این نتیجه برسد که همسرش بی منطق است و به دلیل عدم تبعیت همسرش از راه حل های او دچار ناکامی و خشم شود و چون به طور مستقیم نمی تواند خشم خود را ابراز کند نسبت به همسر بی توجه می شود.

در این مثال می بینیم که زن با شیوه ای که اتخاذ کرده است به نتیجه نمی رسد و به توجه، عشق و صمیمیت مورد نظر خود نمی رسد. از سوی دیگر همین موقعیت می تواند منجر به کامیابی شود. مرد بی محلی کند و زن شکایت کند که تو به من توجه نمی کنی. گریه کند، کمتر حرف بزند و مرد برای عذر خواهی و جلب توجه همسرش با احترام و عاشقانه حرف بزند و در نتیجه اینچنین زن به خواسته خود برسد. در این موقیعت زن و مرد یاد می گیرند که الگوی رابطه آن ها برای رسیدن به یک موقعیت عاشقانه اینچنین است:

1- شکایت زن

2- حل کردن مشکلات توسط مرد

3- عدم تبعیت زن از شیوه های مرد

4- ناکامی مرد

5- بی محلی مرد

6- گریه و جدایی عاطفی زن

7- معذرت خواهی عاشقانه و محترمانه مرد

در واقع این روش یک سناریو بسیار بلند برای رسیدن به هدف است و در این میان تجربه ناکامی و خشم هم وجود دارد. به جای این روش زن می تواند از موقعیت بهتر و از موضوعات بهتری برای جلب توجه همسر خود استفاده کند، مستقیم صحبت کند و خواسته خود را مستقیم بیان کند.

علاوه بر این خود زوج ها بایستی الگوهای ارتباطی خود را بازیابی کنند و در نظر داشته باشند برای رسیدن به اهداف خود از چه شیوه هایی استفاده می کنند و راه را برای کامیابی بیشتر هموار کنند. اگر همواره در ارتباطات خود سناریوهای تکراری را می بینند به دنبال نتیجه این سناریو باشید در آن صورت درخواهید یافت برای رسیدن به خواسته های خود چه روشی را اتخاذ می کنید.
برنا

دیگران را عاشق خود کنید

 


دیگران را عاشق خود کنید

غمگین نباش! تو کار درستی کردی... درستش همینه که هرچی تو دلت هست بهش بگی. چه خوب چه بد! تا وقتی که دلخوری هایت رو ازش پنهان کنی. اون این امکان رو پیدا نمی کنه که دلایل خودش رو برایت توضیح بده و اگه این فرصت رو پیدا نکنه. همیشه این امکان وجود داره که تو توی دلت حکمی درباره اش صادر کنی و بدون اینکه فرصت دفاع بهش داده باشی محکومش بکنی و این خلاف قاعده دوست داشتنه.

زندگی زوجین مانند یک بازی است که مهره های آن دائم در حال جابه جایی هستند. در بهترین حالت آن دو نفر مانند چراغ مه شکن هستند و راه یکدیگر را روشن می کنند. همچنین نقاط ضعف هم را آشکار می نمایند که موجب رشد دو طرف و پایداری علاقه می شود.
اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملاً به خود ما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم.

اکثر ما دوست داریم دیگران دوستمان داشته باشند. انگار زندگی بهتر می شود. اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملاً به خود ما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم. خیلی وقت ها آن طور که باید با مردم برخورد صحیح نداریم. ما می گوییم می خواهیم دیگران ما را همین طور که هستیم دوستمان داشته باشند.

این بدان معناست که ما کارهایی را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم. خیلی راحت می گوییم چرا نمی توانند من را همین طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟

واقعیت این است برای اینکه دوستمان بدارند. باید دوست داشتنی باشیم.
دشمنی

دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست. برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید. لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید. رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید. از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید. وقتی با دیگران روبه رو می شوید بلافاصله سلام کنید. منتظر نمانید آنها سلام کنند. آنها را به اسم کوچک صدا بزنید. نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید. طوری رفتار کنید که انگار از زندگی حسابی لذت می برید. همیشه به خوبی ها فکر کنید. حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید.

مهم ترین قواعد دوست داشتن

هنگام صحبت با همسر خود توجه داشته باشید که زمان و مکان صحیحی را انتخاب کرده اید. نباید با طعنه یا خشونت صحبت کرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهای منطقی زیاد به بازی نگیرید. از گله کردن بپرهیزید. به یک توافق برسید. تشویق و تحسین در زندگی های موفق نقش بسیار مهمی برعهده دارند.

حضرت امام حسن عسکری (ع) : دوستی نیكان به نیكان ثواب است برای نیكان ، و دوستی بدان به نیكان بزرگواری است برای نیكان ، و دشمنی بدان با نیكان زینتی است برای نیكان ، و دشمنی خوبان با بدان رسوایی است برای بدان .

"تحف العقول ، ص 517"

اثرات مثبت اندیشی در بهداشت روان

در دنیای لجام گسیخته کنونی که مادیات همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است، عواطف، احساسات، بشردوستی و نوع پرستی می رود که به فراموشی سپرده شود. در دنیایی که فقر و تندگستی، جنگ و خونریزی، فساد و تباهی هر روز رو به افزایش است؛ چیزی جز پشتوانه معنوی، مثبت اندیشی، و جز تغییر و تحول درونی نمی تواند بشر را از این همه نابسامانی و از هم گسیختگی های روحی و از هم پاشیدگی های روانی نجات دهد. بنابراین:

دیگران را دوست داشته باشیم تا دوست داشتنی شویم.
قاصدک

چرا نیازهای همسران بیرون از خانه برطرف می‌شود؟

 


برخی از مردان نیاز دارند که مورد تایید همسرشان قرار بگیرند اما در صورتیکه از طرف همسرخود تحقیر شوند، این افراد بطور ناخودآگاه به جهتی می‌روند که نیازهای آنها برطرف شود.


امروزه در جامعه، زن‌ها و مردها جدا از نیاز‌هایی فیزیولوژی، به یک‌سری نیازهای روانشناسی هم نیاز دارند، «حسین ابراهیمی مقدم» دکترای روانشناسی و مشاوره در این باره به برنا می‌گوید: زمانیکه نیازهای فیزیولوژی و روانشناسی به طور مناسب در چارچوب خانواده ارضا نشود، این احتمال وجود دارد که افراد دچار لغزش و خطا شوند.


البته این لغزش و خطا بیشتر در افرادی وجود دارد که از لحاظ فرهنگی و یا از نظر نوع نگاه به زندگی از چارچوب پایین‌تری برخوردار باشند. فرض کنید؛ یک‌نفر در محیط خانواده از نظر گرسنگی ارضا نشود، احتمال دارد برای سیرکردن به یک نانوایی و یک رستوران مراجعه کند.


این مساله، درمورد همه نیازها صدق می کند،مگر اینکه فرد از یک قدرت «خودکنترلی» برخوردار باشد و یک پایگاه معنوی ذهنی خوبی داشته باشند.


اکثر روانشناسان، زمانیکه علل خیانت‌های زناشویی را بررسی می‌کنند، یکی از آن عوامل، بحث نیازهای فیزیولوژی و یا روانشناختی است و زن و شوهر خواهان آن هستند که نیازهایشان به اندازه کافی و به درستی ارضا نشده است.


برای مثال برخی از مردان نیاز دارند که مورد تایید همسرشان قرار بگیرند، اما در صورتیکه از طرف همسرخود، تحقیر شوند، این افراد به طور ناخودآگاه به جهتی می‌روند که نیازهای آنها برطرف شود.


همین طور برخی زن‌ها، نیاز زیادی به تمجید دارند و اگر احساس کنند که آن طور که باید، مورد لطف همسرشان قرار نمی‌گیرند ممکن است دنبال این باشد که این نیاز را در بیرون از خانه برطرف کنند.


البته افرادی‌که در یک چارچوب فرهنگی ضعیف‌تری برخوردارند، لغزش و خطا در آنها مشاهده می‌شود. از طرفی دربرخی از خانواده‌ها دیده می‌شود که به دلیل ناپختگی و بی‌تجربگی تصمیم‌های مقطعی و آنی می‌گیرند که اصلاً به صلاح آنها نیست.


واقعیتی وجود دارد که در بسیاری از خانواده‌ها، دوره‌ای در زندگی آنها به مشکلات و درگیری و بحث منحصر می‌شود که در این دوره‌ها زندگی چندان خوشایند نیست.


این احتمال وجود دارد که مرد و یا زنی که از یک چارچوب تربیتی مناسب برخوردار نیست در همان برهه از زمان ناخوشایند، تصمیم عجولانه‌ای بگیرد که پایه زندگی خانواده‌ای دچار مشکل کند.


در برخی از مواقع این امکان وجود دارد که بسیاری از این خیانت‌ها و مشکلات‌ها به دلیل که زن و شوهر از هم هیچ شناخت روانشناسی ندارند. به عنوان مثال مردهایی که از رسم و رسومات خاص مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و یا این قبیل آگاه نبوده و اهمیت ویژه قائل نیستد.


در نتیجه از نظر کلامی همسران را مورد تایید قرار نمی‌دهند. و همین طور زنانی که نسبت به یک سری مسائل مانند پوشش، حجاب حساسیت خاصی از خود نشان می دهند و منجر به این می‌شود که طرف مقابلشان را به دلسردی دعوت کرده و او را از دامن خانواده دور کند.


برای جلوگیری از این اتفاقات و حفظ عشق زناشویی می‌توان این 4راهکار را مدنظر قرار داد:

1- زن و شوهر باید برای گفت وگو و شناخت متقابل، زمان بیشتری را برای باهم بودن در نظر بگیرند.

2- در مورد خصوصیات روانشناختی همدیگر اطلاعات کافی داشته باشند.

3- محیط خانه را طوری فراهم کنند که تمام نیازهای طرف مقابل در آن محیط قابل ارضا و برطرف شدن باشد.

4- سعی کنند از مهرورزی، عطوفت و عشق ورزی چیزی کم نگذارند تا خانه،محیطی ایمن برای آنها باشد.

ravanshenasi.ravabet.com