خیلی حساسم ونسبت به رفتار دیگران زود رنجم مثلا چرا دختر داییم با من خوب سلام وبرخورد نداشت یا مثلا چون جاریم باردار شده بود وبه من نگفته بود وفقط مادر وخواهر همسرم از ان اطلاع داشتند وانها هم به ما چیزی نگفتند به مدت 6ماه اعصابم به هم ریخته بود وحتی مسافرتی که در عید رفته بودیم چون همش به این موضوع فکر می کردم از ته دل خوشحالم نکرد واین موضوع مرا ناراحت میکنه که چرا باید راجع این موضوعات زندگیم را خراب کنم ومدتها راجع ان فکر کنم و غصه یا حرص بخورم خانواده همسرم خوب اند اما همسرم سر موضوعاتی مثل تبعیض بین او و خواهر یکدانه اش از دست مادرش دلخور است وشاید همین موضوع باعث اختلاف بین انها شده اما اخلاق من طوری است که دوست دارم همه باما خوب باشند ومارا زیاد دوست داشته باشند متاسفانه حتی گاهی به خاطر کسب محبت از انها خودم راخیلی مظلوم وحرف گوش کن نشان میدادم وفقط به انها احترام میگذاشتم واصلا جواب تلخ حتی به شوخی هم نمی دادم واین موضوع بیشتر مرا اذیت کرد طوری که اصلا دوست نداشتم به خانه انها برم چون فکر میکردم انها مرا غریبه میدانستند
شاید شعور حسی واجتماعی من به بلوغ نرسیده لطفا راهنماییم کنید با معرفی کتابهای مفید وسخنان خودتان که این اخلاق بدم را ترک کنم وزندگی را بکام خانواده ام تلخ نکنم.پاسخ : با سلام
چند موضوع را باید مدنظر داشته باشید.
1/ اصل دگرپذیری غیر مشروط. یعنی اینکه دیگران را با وجود دارا بودن ویژگی های موجودشان می پذیرم و بر اساس این پذیرش تصمیم می گیرم که باهاشون ارتباط دوستانه برقرار کنم یا نه. وقتی آنها را بپذیری دیگر بعضی رفتارهاشون شما رو اذیت نمی کنه.
2/ رفتار قاطعانه. در ابتدا سعی کنید میزان زودرنجی و یا احساس های به حق خود را تشخیص دهید. زودرنجی ها رو با اصل بالا از بین ببرید و ناراحتی های بحق را با رفتار قاطعانه یعنی رعایت حرمت خود و دیگری بازگو کنید. درسته که احترام دیگران واجبه اما آنقدر باید برای خود ارزش قائل باشی که انتظارات خود را مؤدبانه به گوش دیگران برسانی. اگر در عین رفتار قاطعانه محبت هم بکنی و بانک احساسات را لبریز کنی با یک اعتراض از چشم ها نیفتاده و مجبور نیستی برای دریافت محبت اجازه بدهی خواسته هایت سرکوب شوند.
www.tebyan.net

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی