من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شيطان صفت باشم، من مىتوانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم، من میتوانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم، چرا که من يک انسانم، و اينها صفات انسانى است. و تو هم به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو میخواهى، من را خودم از خودم ساختهام، منى که من از خود ساختهام، آمال من است، تويى که تو از من میسازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند. لياقت انسانها کيفيت زندگى را تعيين میکند نه آرزوهايشان و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو میخواهى و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى يا نه ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى. میتوانى دوستم داشته باشى همين گونه که هستم، و من هم. میتوانى از من متنفر باشى بیهيچ دليلى و من هم، چرا که ما هر دو انسانيم. اين جهان مملو از انسانهاست، پس اين جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد. تو نمیتوانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمى صادر کنى و من هم، قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است. دوستانم مرا همين گونه پيدا میکنند و میستايند، حسودان از من متنفرند ولى باز میستايند، دشمنانم کمر به نابوديم بستهاند و همچنان میستايندم، چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتى رقيبى، من قابل ستايشم، و تو هم. يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد به خاطر بياورى که آنهايى که هر روز میبينى و مراوده میکنى همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا. نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى، و يادت باشد که اين ها رموز بهتر زيستن هستند
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی ۱۳۸۸ ساعت 13:37 توسط پرنیان
|
اگه از مطالب وبلاگ خوشت اومد یک فاتحه نثار روح بابام کن . سپاس!
انسان در ابتدا چهار دست ،چهار پا ويك سر بادو صورت داشت ، زئوس از قدرت انسان هراسيد و انسان را دو نيم كرد تا عمر دارد محكوم به پيدا كردن نيمه ديگرش باشد .
این وبلاگ هم به درد آنهایی می خوره که نیمه گمشده شون رو پیدا نکردن و هم به درد آنهایی که پیدا کردن من جز’ دسته اولم
رامهرمز یکی از شهرهای استان خوزستان هست شهر هرمز ساسانی با قدمتی دیرینه
يادمان باشد... يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد از اين پس صدايي نکنيم گر چه در خويش شکستيم صدايي نکنيم