تبليغاتX
رامهرمز شهر من
شهر من شهر وفاست ....آسمونش یه رنگ دیگه ست... مردمانش همه خوب...

زندگي همين است ! (بسيار جالب)


 
استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت که همه ببينند.

بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است
شاگردان جواب دادند: 50 گرم ، 100گرم ،150 گرم
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ،
نمي دانم دقيقا" وزنش چقدراست.
اما سوال من اين است :
اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه
اتفاقي خواهد افتاد.
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد .
استاد پرسيد :
خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ،
چه اتفاقي مي افتد ؟
يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود .
عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند.
و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد .
و همه شاگردان خنديدند...
استاد گفت : خيلي خوب است .
ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات
مي شود ؟
درعوض من چه بايد بکنم ؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت :
ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت :
دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است .
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد .
اشکالي ندارد اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد،
به درد خواهند آمد .
اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند و
ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود.
فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است .
اما مهم تر آن است که در پايان هر روز و پيش از
خواب ،آنها را زمين بگذاريد.
به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند،
هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر
خواهيد بود از عهده هر مسئله
و چالشي که برايتان پيش مي آيد ، برآييد!
دوست من ، يادت باشد که
ليوان آب را همين امروز زمين بگذاريد .
زندگي همين است!
نظر شما چيست ؟

برگرفته از سايت
دکتر ظهرابي

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:32  توسط فرنگیس  | 


 
دو تا دوست با هم بازي مي كردند ، پسره يه كلكسيون تيله داشت و دختره تعدادي شمع. پسره پيشنهاد مي كنه تيله هاشو بده و شمع ها رو بگيره دختره قبول مي كنه و تمام شمع هاشو مي ده به پسره همان طور كه قول داده بود.
ولي پسره بزرگ ترين و قشنگ ترين تيلشو قايم مي كنه و بقيه رو مي ده به دختره.
آن شب دختره با خيال راحت مي خوابه ولي پسره اصلا نتونست بخوابه و مدام داشت فكر مي كرد كه اون شمع قشنگه كه دختره بهش نداده چه شكليه و كدومو ممكنه بهش نداده باشه.
نكته اخلاقي :
اگر شما در هر ارتباطي صداقت و اعتماد 100 درصدتونو به طرف ندين ، هميشه در حال شك خواهيد بود كه آيا ديگران با شما رو راست بودند يا نه.
اين مسئله در هر نوع ارتباطي از قبيل عشق ، دوستي ، شراكت ، رئيس و كارمند و ... صادقه.
پس صادقانه و با همه وجود به ديگران ببخشيد و شب راحت بخوابيد.
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:14  توسط فرنگیس  | 


 

يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:

شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.
يك پيرزن كه در حال مرگ است.
يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.
يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد.
شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد

قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.

پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد بتوانيد بعداً هم جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟
زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.

تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم
:
در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.
شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:13  توسط فرنگیس  | 

 

معلم یک کودکستان به بچه‌های کلاس گفت که می‌خواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم‌هایی که از آنها بدشان می‌آید، سیب‌زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه‌ها با کیسه‌های پلاستیکی به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها 2، بعضی‌ها 3 و بعضی‌ها 5 سیب‌زمینی بود.

معلم به بچه‌ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی‌های گندیده. به علاوه، آنهایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.


معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی‌ها را با خود حمل می‌کردید چه احساسی داشتید؟ بچه‌ها از اینکه مجبور بودند، سیب‌زمینی‌های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

 

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد:

 

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم‌هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوی بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوی بد سیب‌زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید :پس چطور می‌خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:11  توسط فرنگیس  | 

 

هر كه اين نه چيز بدانست،‌ از نه چيز برست:
اول- هر كه بدانست،‌ كه آفريدگار در آفرينش ،‌غلط نكرده است ،‌ از عيب برست.
دوم - هر كه بدانست،‌ كه هر چه قضاست ، بدو خواهد رسيد،‌از غم برست.
سوم- هر كه بدانست،‌ كه در قسمت ميل (جور و ظلم) نشده است ، از حسد برست.
چهارم-هر كه بدانست،‌ كه اصل او، از چيست؟ از تكبر برست.
پنجم- هر كه بدانست،‌ كه نيك و بد را پاداش است، از غفلت برست.
ششم- هر كه بدانست،‌ كه در آسمان و زمين ، چيزي جز به خواست او نيست از حيلت برست.
هفتم- هر كه عنايت او ، در حق خود بشناخت ، از تكليف (كار دشواري به كسي دادن) برست.
هشتم- هر كه نور اخلاص بيافت، از ريا و تصنع برست.
نهم- هر كه حقيقت اوليت او بشناخت، از علت و بهانه برست
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:10  توسط فرنگیس  | 


 

در يك پارك زني با يك مرد روي نيمكت نشسته بودند و به كودكاني كه در حال بازي بودند نگاه مي­كردند كه در حال بازي بودند . زن رو به مرد كرد و گفت پسري كه لباس ورزشي قرمز دارد و از سرسره بالا مي­رود پسر من است .

مرد در جواب گفت : چه پسر زيبايي و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسري كه تاب بازي مي­كرد اشاره كرد .
مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : تامي وقت رفتن است .

تامي كه دلش نمي­آمد از تاب پايين بيايد با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقيقه . باشه ؟

مرد سرش را تكان داد و قبول كرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقايقي گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : تامي دير مي­شود برويم . ولي تامي باز خواهش كرد 5 دقيقه اين دفعه قول مي­دهم .

مرد لبخند زد و باز قبول كرد . زن رو به مرد كرد و گفت : شما آدم خونسردي هستيد ولي فكر نمي­كنيد پسرتان با اين كارها لوس بشود ؟

مرد جواب داد دو سال پيش يك راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­سواري زير گرفت و كشت . من هيچ­گاه براي سام وقت كافي نگذاشته بودم . و هميشه به خاطر اين موضوع غصه مي­خورم . ولي حالا تصميم گرفتم اين اشتباه را در مورد تامي تكرار نكنم . تامي فكر مي­كند كه 5 دقيقه بيش­تر براي بازي كردن وقت دارد ولي حقيقت آن است كه من 5 دقيقه بيشتر وقت مي­دهم تا بازي كردن و شادي او را ببينم . 5 دقيقه­اي كه ديگر هرگز نمي­توانم بودن در كنار سام ِ از دست رفته­ام را تجربه كنم .

بعضي وقتها آدم قدر داشته­ها رو خيلي دير متوجه مي­شه . 5 دقيقه ، 10 دقيقه ، و حتي يك روز در كنار عزيزان و خانواده ، مي­تونه به خاطره­اي فراموش نشدني تبديل بشه . ما گاهي آنقدر خودمون رو درگير مسا ئل روزمره مي­كنيم كه واقعا ً وقت ، انرژي ، فكر و حتي حوصله براي خانواده و عزيزانمون نداريم . روزها و لحظاتي رو كه ممكنه ديگه امكان بازگردوندنش رو نداريم .

اين مسئله در ميان جوانترها زياد به چشم مي­خوره . ضرر نمي­كنيد اگر براي يك روز شده دست مادر و پدرتون رو بگيريد و به تفريح ببريد . يك روز در كنار خانواده ، يك وعده غذا خوردن در طبيعت ، خوردن چاي كه روي آتيش درست شده باشه و هزار و يك كار لذت بخش ديگه .

قدر عزيزانتون رو بدونيد . هميشه مي­شه دوست پيدا كرد و با اونها خوش گذروند ، اما هميشه نعمت بزرگ يعني پدر و مادر و خواهر و برادر در كنار ما نيست . ممكنه روزي سايه عزيزانمون توي زندگي ما نباشه

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:55  توسط فرنگیس  | 

 

  من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند.

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:52  توسط فرنگیس  | 

 

هر لحظه حرفي در ما زاده مي‏شود

هر لحظه دردي سر بر مي‏دارد

و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش مي‏کند

اين ها بر سينه مي‏ريزند و راه فراري نمي‏يابند

مگر اين قفس کوچک استخواني گنجايش‏اش چه اندازه است؟

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:31  توسط فرنگیس  | 

 



برای گرفتن حاجت و اجابت سریع در امور زندگی، می توانید دعای سریع الاستجابة امیر المؤمنین را بخوانید که در مفاتیح موجود است. مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شکایت کرد از دیرشدن جواب دعایش ... حضرت فرمود چرا این دعا را نمی‌خوانی که سریع الاستجابة است:
اللهم انی اسئلک باسمک العظیم الاعظم الاجل الاکرم المحزون المکنون النور الحق البرهان المبین الذی هو نور مع نور و نور من نور و نور فی نور و نور علی کل نور و نور تضیئی به کل ظلمة و یکسر به کل شدة و کل شیطان مرید و کل جبار عنید لا تقر به ارض و لا یقوم به سماء و یأمن به کل خائف و یبطل به سحر کل ساحر و بغی کل باغ و حسد کل حاسد و یتصدع لعظمته البر و البحر و یستقل به الفلک حین یتکلم به الملک فلا یکون للموج علیه سبیل و هو اسمک الاعظم الاعظم الاجل و الاجل النور الاکبر الذی سمیت به نفسک و استویت به علی عرشک و اتوجه الیک بمحمد و اهل بیته و اسئلک بک و بهم ان تصلی علی محمد و ان تفعل بی کذا و کذا. که در آخر به جای عبارت کذا و کذا حاجت خود را بخواهد.
همچنین خواندن نماز جعفر طیار بسیار نافع می باشد.
موفق باشید.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:22  توسط فرنگیس  | 

314b587c14.gif
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:29  توسط فرنگیس  | 

 

در هنگام حکومت فریب، گفتن حقیقت یک عمل انقلابی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 17:17  توسط فرنگیس  | 

 

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 17:16  توسط فرنگیس  | 

 


اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد...

اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.

در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است!

آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود...

پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ مي بيني چقدر زيباست؟!! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!

من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!

چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد...!

در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم! الآن موقع اين كار نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!

توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد...

روحش شاد :!:
www.daneshju.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:5  توسط فرنگیس  | 

 


سال جدید زمان مناسبی است برای ایجاد تغییر و تحول در زندگی؛ ولی عموماً کلیه تصمیمات و برنامه ریزی های جدید تا آخر فروردین به دست فراموشی سپرده می شوند. اگر این اتفاق به طور پیاپی برای شما رخ داده است، باید بدانید که مبتلا به سندرم بی ارادگی هستید. با بدبینی و بی توجهی به اهداف خود نگاه می کنید و همین امر باعث می شود که نتوانید آنها را عملی سازید. در تلاطم دیدگاه "ما اینجوری هستیم، چون اینطوری آفریده شده ایم" گیر می کنید، در یک چرخه ی بی توجهی گیر می افتید و انرژی خود را هدر می دهید. با نگاه دقیقتر به این قضیه متوجه می شویم که اگر دارای دیسیپلین فردی باشیم و کلیه تصمیمات خود را عملی کنیم، می توانید به اهداف خود برسیم.

اما انضباط فردی چیست؟

انضباط فردی به کدهای اخلاقی باز می گردد که فرد برای خود تجویز می کند. وی با اتکا به این کدهای اخلاقی می تواند برای انجام یک کار در جهان و یا برای گسترش و بکارگیری یک الگوی خاص رفتاری تحت هر شرایطی اقدام کند. به عنوان مثال اگر من تصمیم بگیرم که 5 کیلو وزنم را کم کنم و این کار را در یک بازه ی زمانی 3 ماهه انجام دهم، مطمئناً نیازمند انضباط فردی هستم. از سوی دیگر زمانیکه تصمیم می گیرم از قانون طلایی: "همانطور که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند خودت هم با آنها همانطور رفتار کن" پیروی کنم، آنوقت خودم را مقرر کرده ام که یک رفتار تایید شده را در خصوصیات اخلاقی خود بگنجانم.


می توان اظهار داشت که انضباط فردی یک کد رفتاری است که فرد برای خود معین می کند و از آن تحت هر شرایطی پیروی می کند تا به هدف خاصی که در ذهن دارد برسد.


خلق هدف


هدف عبارت است از خواست و اراده قوی برای رسیدن به مطلوبی خاص که با انجام اعمال آگاهانه برای دستیابی به نتیجه همراه است. پافشاری برای رسیدن به هدفی خاص مبین میزان اهمیت آن هدف است. در مثالی که ذکر شد هدف شما این است که 5 کیلو طی 3 ماه کم کنید. برای اینکه این میل درونی را به یک هدف تبدیل کنید باید اشتیاق زیادی نسبت به آن داشته باشید. اشتیاق چگونه بوجود می آید؟ خودتان را مجسم کنید که به هدف مورد نظر رسیده اید، همه احساسات خوب و مثبتی که از این موفقیت به شما دست می دهد را در ذهن خود بازآفرینی کنید. زمانیکه چنین تصویری در ذهن خودآگاه شما خلق شد، ذهن و جسم بر روی آن مسئله پافشاری می کنند. همچنین با استفاده از جملات تاکیدی مثبت اشتیاق خود را افزایش دهید: "من، اسم خودتان را بگویید، با وزن فعلی 70 کیلو تا 30 خرداد 1388 به 65 کیلو می رسم. به این خاطر که می خواهم سالم باشم، زیبا و جذاب به نظر برسم و زندگی پرباری داشته باشم".


برقراری ارتباط میان عوامل مختلف


برای رسیدن به انضباط فردی باید میان کلیه ی فاکتورهای دخیل در رساندن شما به نتیجه ارتباط برقرار کنید. به عنوان مثال برای کاهش وزن، ایجاد ارتباط یعنی برقراری ارتباط میان رژیم، مواد غذایی مصرفی، ورزش، لذت آنی، میل و رغبت، درد گرسنگی و لذت رسیدن به نتیجه. زمانیکه این اتصال میان عوامل مختلف این امر ایجاد شد، آنوقت می توانیم تصمیم بگیریم که چه عواملی در این میان می توانند به ما کمک کنند و چه عواملی مانع راه و مسدود کننده مسیر ما هستند. بنابراین باید لیستی از باید ها و نبایدها تهیه کرده و روی آن کار کنید. عوامل مثبت و منفی همیشه باید در یک خط تعادل قرار داشته باشند تا ما بتوانیم به هدف خود دست پیدا کنیم.


برنامه ریزی


برنامه متشکل از کارهایی است که باید به طور روزانه برای رسیدن به اهداف خود انجام دهیم. باید از همان جایی که هستیم شروع کنیم. برای کاهش وزن، ورزش کردن یکی از مواردی است که باید اجرا کنیم. برنامه ورزشی ما بستگی به شکل و فرم فعلی بدنمان دارد. اگر اصولاً ورزش نکرده ایم و بعد یکمرتبه تصمیم بگیریم که روزی 1 ساعت در باشگاه تمرین های سنگین داشته باشیم، چیزی نخواهد گذشت که از این برنامه خسته می شویم و قادر به ادامه دادن نخواهیم بود. برای تنظیم یک برنامه فردی مفید ما باید ابتدا نگاه درستی از وضعیت جسمانی فعلی خود داشته باشیم. این برنامه باید از کم شروع شود و به مرور زمان و در طول 3 ماه شدیدتر شود. هر روز باید یک حرکت جدید به ورزش ها اضافه شود تا پس از 3 ماه بدن به حد مطلوب خود برسد.


برنامه هر کس با دیگری متفاوت بوده و مربوط به خودش می باشد. برنامه ریزی شاید کار دشواری نباشد اما مسئله ای که در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد تعهد به اجرای برنامه است. اگر برنامه سخت و اجرای آن قدری دشوار باشد، نهایتاً منجر به انصراف از اجرای آن می شود. به همین دلیل کاملاً منطقی است که گاهی برنامه ها را تعدیل کرده و تغییراتی در آن ایجاد نمایید و وقتی به آن عادت کردید کم کم خودتان را به هدفی که در ذهن دارید نزدیک کنید. برای برنامه ریزی باید اطلاعات کافی داشته باشیم بنابراین بد نیست حتما یک مربی، راهنما، و یا مشاور داشته باشیم تا همیشه در مسیر درست باقی بمانیم.


تمرین و ممارست


بدون اینکه به هدف فکر کنید، کارهایی را که در ذهن دارید برای خود به عنوان نمونه تمرینی انجام دهید. اهداف افراد موقتی هستند و به همین دلیل چسبیدن به یک هدف سبب ایجاد نوعی محدودیت می شود. زمانیکه ذهن شما بر روی هدفی خاص تاکید می کند مطمئن باشید که مراحل رسیدن به هدف سیر طبیعی خود را طی می کنند و دیگر دلیلی وجود ندارد که به آنها بچسبید. در این شرایط تمرین بر روی موارد دیگر سبب می شود انضباط فردی شما به عنوان یک خصوصیت اخلاقی به تعقیب اهداف دیگر بپردازد. آنچنان که انسانها هم به صورت خودآگاه و هم ناخودآگاه همواره به دنبال لذت بوده و از درد و رنج گریزان هستند یک نیروی درونی آنها را نسبت به تعقیب اهدافشان ترغیب می کند. بنابراین نمی توان هیچ شروع و یا پایانی برای تلاش به منظور رسیدن به اهداف قائل شد و باید دانست که تمرین و ممارست یکی از مهمترین قسمت های انضباط فردی محسوب می شوند.


تمرین و ممارست باید از یک روند آهسته و پیوسته برخوردار باشد. این امر نیازمند حمایت، حرارت، غیرت، تعصب، ذوق، و اشتیاق می باشد. زمانیکه شما یک چنین صفاتی را در حین تمرین از خود نشان بدهید، آنوقت روند کارتان خود به خود مداوم، ثابت و پایدار می شود. زمانیکه این مسئله در وجود شما تحکیم پیدا کند و به صورت یک عادت دربیاید، تمرین و ممارست تبدیل به یک روند طبیعی در زندگی می شود. اینجاست که تلاش و کوشش زحمت زیادی محسوب نمی شوند این امر در زندگی تان جاودانه می شود.


زمانیکه پس از یک بازه زمانی معین تمرین ها در وجود شما به شکل یک عادت در آمدند، تمرکز و توجه کامل شما همراه با اشتیاق و میل رغبت درونی روی اهدافتان معطوف می شود، و بخودی خود به صورت یک نتیجه ی درونی خو را آشکار می سازند. دیگر لازم نیست که هر روز تلاش و تقلا کنید و از نیروی اراده خود کمک بگیرید و در جستجوی انگیزه و سایر انشعابات احساسی باشید. حلقه فیزیک بدنی شما شبیه به نوعی اعتیاد عمل می کند که پس از یک مدت تکرار آن کار را به صورت طبیعی انجام می دهد و شما را بدون زحمت به سمت اهدافتان هدایت می نماید.


جشن گرفتن


جشن گرفتی عملی برای ابراز شادی و تقدیر و تشکر است و سبب درونی سازی موفقیت ها می شود. کسانیکه موفقیت های خود را جشن نمی گیرند، نگاه خشکی نسبت به زندگی دارند و احساس می کنند که هر بار سخت تر و شدیدتر باید خودشان را به سوی اهدافشان هل بدهند. بدون وجود شادی، هیجان، و لذت تنها خاطره کار و تلاش سخت در ذهن باقی می ماند، چیزی که باعث می شود انگیزه شما از میان برود.


جشن گرفتن می تواند عملی معنادار باشد. همچنین می توانید آنرا با تقسیم احساسات خوب با دوستان، همکاران، و نزدیکان و عزیزان همراه کنید. یادداشت برداری از خاطرات خوب و نوشتن در مورد موفقیت ها و تشکر فردی از خودتان هم از اهمیت بالایی برخوردار است. یادداشت برداری و خاطره نویسی موفقیت هایتان را ثبت می کند و هر بار خواندن آنها انرژی تازه ای به شما می دهد.


برنامه روزانه برای دستیابی به دیسیپلین فردی


زمان بیدار شدن از خواب

فعالیت های زمان بیداری

فعالیت بدنی، تمرکز روی تنفس و مدیتیشن

تشکر، تصدیق، و تائید

خلق آرزوی روز

فعالیت های روزانه حداقل یکی

فعالیتی به منظور نزدیکتر کردن شما به اهدافتان

گذراندن وقتی در کنار خانواده و کسانیکه دوستشان می دارید

مطالعه

وقت آزاد

گزارش وقایع روزانه

قدردانی و سپاس


انجام یک چنین برنامه ای مانند آنچه در بالا به آن اشاره کردیم آن هم به صورت روزانه و تکرار مکرر آن سبب ایجاد انضباط فردی می شود که ما را به منشاء خود وصل کرده و سبب می شود که به اهدافمان برسیم، همیشه از زندگی راضی و خوشنود باشیم و شادی و خوشی را به زندگی خود و اطرافیانمان وارد کنیم. برای تجربه این کار باید آن را امتحان کنید. موفق باشید!!
منبع:مردمان


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:4  توسط فرنگیس  | 

 


· توان و قدرت زنانگی خود را در راه منفی و در رقابت و شكست دادن همسرخود به‌كار می‌گیرند.

· با عیب‌جویی، غر زدن، بهانه‌گیری، تحقیر، انتقاد و قضاوت‌‌های منفی، هویت و عملكرد شوهر را زیر سؤال می‌برند و احساس‌ها و عواطف آنان را در جهت منفی سوق می‌دهند.

· قدرت زنانگی خویش را در تزلزل هویت، خودباوری و كاهش اعتمادبه‌نفس شوهرخود به‌كار می‌گیرند.

· زن ناآگاه، به‌جای تلاش درجهت تفاهم، اعتماد متقابل و هم‌دلی بیشتر، معتقد است كه چون همسرم همكاری نمی‌كند، كاری از من ساخته نیست و نمی‌توانم ‌در بهبود زندگی مشترك تغییری به‌وجود آورم.

· همسرم در گذشته مرا به شدت ناراحت كرده است، حالا به جبران گذشته‌ها باید تلافی کرده و ناراحتی زیادی را متحمل شود.

· زنان ناآگاه در همه‌ی موردها قضاوت کرده و پیش‌داوری می‌کنند و تصور می‌كنند كه هر آن‌چه خود انجام می‌دهند، درست و كامل ‌است و هر آن‌چه مربوط به شوهر و دیگران است، خطا و اشتباه می‌باشد. معتقد هستند اگر همسر و دیگران? خود را اصلاح كنند، همه‌چیز درست می‌شود!

· گروهی از زنان ناآگاه در حق شوهران خود، مادری كرده و با همسر خود مانند کودک رفتار کرده و تصور می‌‌كنند كه در حق شوهران خود بزرگ‌ترین فداكاری‌ها را انجام می‌دهند. مردان از چنین زن‌هایی فراری بوده و متنفر می‌شوند.

· زنان ناآگاه، نسبت‌به سهم خود نمی‌توانند تعادل و توازن لازم در زندگی مشترك به‌وجود بیاورند و چون گمان می‌كنند كه رابطه‌ی آنان با همسران‌شان بهبودپذیر نیست، بنابراین راه كمك به بهبود زندگی زناشویی را بر خود می‌بندند.

· زن ناآگاه ویژگی‌های خود را ملاک و معیار دانسته و خصوصیات شوهر را با آن‌ها مقایسه می‌كند و نتیجه می‌گیرد كه خودش كامل و بی‌عیب است ولی همسرش موجود ناكامل و دارای هزاران عیب می‌باشد!

· زن ناآگاه، با سرکوب کردن احساس‌های خود و بیان نکردن آن‌ها، مسائل و مشكل‌هایی را كه باعث رنجش و آزار اوست، ناآگاهانه در خود جمع كرده و به كینه تبدیل می‌كند.

· زن ناآگاه، پیوسته به سرزنش خود و همسرش می‌پردازد، در چنین شرایطی، وقتی كینه‌های جمع شده و به حالت انفجار درآمدند، زندگی مشترك پرآشوب، طوفانی و غیرقابل تحمل گردیده و به پاشیدگی كشیده می‌شود.

· زنان ناآگاه عاشق صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، فیلم‌های ترسناک، تراژدی و غم‌انگیز و دوستان منفی‌اندیش، پریشان‌خاطر و شکست‌خورده هستند.

· زنان ناآگاه و کم‌دانش، در كشف و شناخت استعدادها و توانمندی‌های‌ مثبت خود و همسران‌شان سخت بی‌توجه و ناتوان هستند ولی در كشف نكته‌های منفی خود و شوهرشان استاد هستند، به‌علاوه مخالفت و مبارزه‌ی منفی با همسر را قدرت خود تصور می‌كنند.

· زنان ناآگاه، با فشار، زور، تهدید، تحقیر نه با عشق و مهر و محبت، می‌خواهند كارها را پیش ببرند و هركاری را با توقع و منّت فراوان انجام می‌دهند و كلی از همسر و دیگران طلب‌كار و متوقع می‌شوند.

- فرق بین بهترین و بدترین‌ كیك‌ها‌ در چیست؟

مواد اولیه‌ی كیك‌ها یكی است و این مهارت كیك‌پز است كه از موادی می‌تواند كیك بسیار خوش‌مزه و جالب درست كند و یا ماهرنبودن كیك‌پز است كه از همان مواد، كیك نامطبوع و غیر قابل خوردن ارائه می‌دهد‌!

وقتی زنی آگاهی‌های خود را بالا ببرد‌? می‌تواند انرژی و احساس و عواطف خود را در جهت مثبت به ‌كارگیرد و زندگی خود و زندگی زناشویی خویش را به بهشت تبدیل سازد.

زن ناآگاه و کم‌دانش، ندانسته‌ انرژی و احساس و عواطف خود را در جهت منفی به‌كار می‌گیرد و زندگی خود و زندگی زناشویی خویش را تبدیل به جهنم می‌كند.

«آلبرت انیشتین» فیزیكدان بزرگ و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نكته‌ی ظریفی را بیان می‌كند:

زنان به این امید ازدواج می‌كنند كه مردان را بعد از ازدواج تغییر دهند.

مردان به این امید ازدواج می‌كنند كه بعد از ازدواج هم مانند قبل رفتار كنند.

نتیجه این می‌شود كه بعد از ازدواج هر دو سرخورده و ناكام می‌شوند.

خیلی مهم است كه بدانیم: همه‌ی انسان‌ها در طول زندگی خود تغییر می‌كنند؛ «تغییر، اصل لاینفك زندگی است.» از اصل تغییر، می‌توان آگاهانه در جهت رسیدن به هدف‌ها، بهره جست. می‌بایست به تقویت عامل‌هایی پرداخت كه به تفاهم متقابل، همدلی دوطرفه، اعتماد و صداقت متقابل و قدرشناسی و احترام دوسویه منجر شود. می‌بایست آگاهانه تغییرهای مورد نیاز را در مسیر خواسته‌های‌ درست سامان و جهت داد و عادت‌های مثبت را آگاهانه جایگزین عادت‌های منفی نمود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:4  توسط فرنگیس  | 

 


دروغ مفهومی است انتزاعی و انسانها تنها به دو دلیل دروغ می گویند: یا برای رسیدن به لذت بیشتر، یا اجتناب از افزایش درد و رنج. عده ی بسیار زیادی از افراد بی هیچ دلیل خاصی و تنها به خاطر تمایلات فردی، روزانه دروغ های بیشماری را بر سر زبانهایشان جاری می سازند. در مورد سوابق شغلی دروغ می گویند، وقتی خانم سوال می کند که لباس جدیدش زیباست (با پوزش از خانم ها) حتی بدون اینکه نیم نگاهی بیندازند، حرف او را تائید می می نمایند و ... در این میان برخی از افراد نیز هستند که تصور می کنند اگر دروغ نگویند نمی توانند به چیزی که می خواهند برسند. یک چنین دروغ هایی می تواند مضر باشد. با این مقدمه اکنون می پردازیم به چگونگی شناسایی دروغگو و به شما یاد می دهیم که چگونه می توانید یک چنین مسئله ای را به راحتی و تنها با نگاه کردن به چشم های طرف مقابل تشخیص دهید.


چشم آیینه ی تفکراتی است که در ذهن جریان دارد. بازتاب کلیه ی فرایندهای ذهنی را می توان بطور مستقیم در چشم مشاهده نمود. تحقیقاتی که در حوزه اعصاب و زبان شناسی انجام گردیده حاکی از این امر است که چشم نسبت به تفکرات مختلف ذهنی از خود واکنش های متفاوت نشان می دهد. به عنوان مثال اگر از شخصی بخواهید تا "یک گاو زرد" را در ذهن خود مجسم کند، می بینید که چشم های خود را ابتدا به سمت بالا و سپس به طرف چپ متمایل می کند. این فرایند نشان دهنده ایجاد تصویر خیالی در ذهن فرد است. البته باید دقت داشته باشید سرنخ هایی که از حالات چشم بدست می آورید تنها نشان می دهند که مغز در پاسخ به سوال شما چه واکنشی نشان می دهد، نه اینکه چه رشته افکاری به صورت حقیقی در ذهن جریان دارد. حال با تشریح مثالی که پیشتر به آن اشاره کردیم موضوع را بسط می دهیم. زمانیکه از فرد می خواهید تا یک گاو زرد را مجسم کند، این امکان وجود دارد که او یاد زمانی بیفتد که تصویر یک گاو زرد را نقاشی کرده بوده که سبب می شود جهت مخالف (سمت بالا و راست) را نگاه کند.

این اطلاعات چه کمکی در زمینه شناسایی افراد دروغگو می کند؟

خوب فرض کنید که شوهر شما دیر به خانه آمده و از قبل به شما گفته که قصد دارد تا با دوستانش برای نوشیدن یک آب میوه بیرون برود. زمانیکه به خانه بر می گردد از او سوال می کنید: "خوش گذشت ؟" زمانیکه او پاسخ می دهد: "بله، خیلی خوب بود" شما متوجه می شوید که به سمت چپ نگاه می کند. یک چنین مسئله ای نشان می دهد که این پاسخ ساختگی است چراکه جهت چشم هایش نشان از تصویر سازی خیالی در ذهنش دارد. از سوی دیگر نگاه کردن به سمت راست نشانگر یادآوری خاطرات است و نشان می دهد که او زمانی را با دوستانش سپری کرده و آلان در حال یادآوری آنهاست پس راست می گوید. دلیل وجود ندارد که در مورد این مطلب که به او خوش گذشته یا نه به شما دروغ بگوید، بنابراین شما به راحتی از روی این قضیه می توانید تشخیص دهید که آیا با دوستانش برای صرف نوشیدنی بیرون رفته بوده یا خیر.

به سمت بالا و چپ

نشانگر: ساختن بصری تصویر

اگر از کسی بخواهید تا "یک بوفالوی بنفش" را مجسم کند، در حین فکر کردن به بوفالو چشم هایش به سمت بالا و چپ گرایش پیدا می کند و از نظر دیداری آنرا در ذهن خود به تصویر می کشد.

به سمت بالا و راست

نشانگر: یادآوری بصری تصویر

اگر از کسی بپرسید: "اولین خانه ای که در آن زندگی میکردید چه رنگی بود؟" در حالی که درگیر فکر کردن هستند، چشم هایشان ابتدا به سمت بالا و سپس راست متمایل می گردد و در طی این پروسه به یاد می آورند که زمان بچگی خانه ی آنها چه رنگی بوده.

سمت چپ

نشانگر: ساخت آواهای شنیداری

اگر از کسی بخواهید تا "بلندترین صدایی که ممکن است وجود داشته باشد" را در ذهن خود مجسم کند، زمانیکه ذهن آنها در حال ایجاد این صداست، چشم ها به سمت بالا متمایل می شوند.

سمت راست

نشانگر: به یاد آوردن آواهای شنیداری

اگر از کسی سوال کنید: "صدای مادربزرگت را به یاد می آوری" جهت چشم هایشان در طی فرایند یادآوری به سمت راست متمایل می گردد.

به سمت پایین و چپ

نشانگر: بساوایی / بویایی

اگر از کسی بپرسید : "آیا بوی آتشی که در اردوگاه به پا شده بود را به خاطر می آوری؟" چشمان آنها به سمت مذکور متمایل می گردد. جهت چشم هنگام به خاطر آوردن احساسات، بو، و مزه اینچنین است.

به سمت پایین و راست

نشانگر: مکالمه درونی

این مطلب نشان می دهد که فرد در حال صحبت کردن درونی با خودش است.

نکات نهایی

- نگاه مستقیم به سمت جلو و یا نگاهی که چشم ها در آن خیره و بدون حرکت هستند هم می تواند نشان دهنده ی دسترسی بصری باشد

- ممکن است که در افراد چپ دست کلیه نکات ذکر شده عملکرد قرینه داشته باشند.

- مانند کلیه ی علائم دروغگویی، برای برخورداری از تشخیص صحیح باید ابتدا از رفتارهای اولیه فرد دروغگو مطمئن شوید و بعد از روی حالت چشمانشان نتیجه بگیرید که در حال دروغ گفتن است


منبع:مردمان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:44  توسط فرنگیس  | 

 


همه انسانها در طول روز براي انجام فعاليتهايشان نياز به انرژي زيادي دارند در اين مقاله مي‌خواهيم شما را با نکات کوچکي که مي‌توانند انرژي شما را تامين نمايند آشنا سازيم.

1) روز خود را درست شروع کنيد.
منظورم صبحانه مي‌با‌شد. مخلوطي از همه غلات، ميوه‌‌ها، لبنيات کم چرب، شير سويا و حتي پروتئين کم چربي تهيه کنيد و بخوريد تا سطح انرژي را در صبح حفظ کنيد. همچنين مي‌توانيد بلغور جو پخته را با ماست، موز، شير سويا و تمشک مخلوط کنيد و ميل کنيد.

2) در حدود ساعت 10 صبح يک اسنک بخوريد.
براي اين کار، يک پروتئين را با يک کربوهيدرات مخلوط کنيد. خوب است که در اين ساعت گرسنه مي‌شويد، چون که در اين زمان سوخت لازم را به بدن خود مي‌رسانيد. بنابراين ماست، هلو، پنير کم چرب، سيب، انگور و پنير لور مصرف کنيد.

3) نا‌هار را سر وقت ميل کنيد.
از اين رو خوردن ناهار را به تا خير نياندازيد تا خيلي گرسنه نشويد. در عوض در نيمه روز ناهار بخوريد تا سوخت لازم را به بدن برسانيد و سطح گلوکز خون، خوب و پا‌بر جا حفظ شود.

4)انرژي روحي خود را بالا ببريد.

اسيد‌هاي چرب امگا 3 مواد مغذي طبيعي براي مغز مي‌باشند. علاوه بر گردو، توفو وروغن کانولا مي‌توانيد تن‌ماهي و ماهي آزاد را به ناهار خود اضافه کنيد. چربي سا‌لم، بدن را براي مدت طولاني‌تري نگه مي‌دارد بنابراين افزودن مقداري چربي و روغن سالم به غذا مفيد مي‌باشد. لذا مي‌توانيد آوکادو و بادام را مصرف کنيد.
5)روز خود را با يک کافئين ملايم آغاز کنيد.
هر چندکه کافئين باعث افزايش انرژي مي‌شود اما مصرف زياد آن باعث مي‌شود ميزان و کيفيت خواب بر هم بخورد.

6)خوردن غذاهاي فراورده شده با قند زياد را محدود کنيد.
تا حد ممکن از مرباي شيرين و مهماني‌ها دوري کنيد. غذاهاي فراورده شده انرژ ي بادوام را در بر ندارد بلکه باعث مي‌شود انسان حفظ انرژي چند لحظه‌اي پيدا کند و بس.

7)غذاهاي با ا‌سيدفوليک بالا مصرف کنيد.
سطوح بالاي اسيدفوليک خون با فرايند‌هاي بهتر و سريعتر همراه شده‌اند. منابع اسيد فوليک آب پرتقال، کلم بروکلي، آوکادو، عدس، نخود، لوبيا‌قرمز و مار چوبه مي‌باشند. همچنين ويتامين B6که در موز وجود دارد و ويتامين 12B که در فراورده‌‌هاي لبني کم چرب و پروتئين‌هاي کم چربي موجود مي‌باشند، براي بدن خيلي مفيد هستند.

8)در بعد از ظهر، يک اسنک ميل کنيد.
اگر شام خود را دير ميل مي‌کنيد يا در هنگام عصر فعاليت بدني داريد مي‌توانيد ميوه، سبزي يا ماست کم چرب مصرف کنيد تا انرژي زيادي به دست آوريد.

9)از کربوهيدرات‌هاي پيچيده که شامل فيبر مي‌شوند استفاده کنيد.
فيبر باعث مي‌شود که کربوهيدرات کندتر آزاد شود و انرژي بادوامي ‌را فراهم کند. براي اين منظور از نان همه غلات، پاستاي گندم، برنج قهوه اي و غلات استفاده کنيد.

10)آب زياد بنوشيد.
در حدود 3/2 بدن را آب تشکيل مي‌دهد. کم آبي بدن باعث پايين آمدن انرژي مي‌شود. 80 درصدجريان خون از آبي است که مي‌نوشيد، 20 درصد ديگر از راه غذاها به وجود مي‌آيد. هميشه وقتي تشنه ‌‌هستيد آب بنوشيد. همچنين فراموش نکنيد که در طول روز آب بنوشيد.

http://www.funpatogh.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:35  توسط فرنگیس  | 

 


نگوييم............................ بگوييم

من با شما مخالفم........................ با احترام به نظر شما و درک ایده تان، ولی به من حق بدین که با شما موافق نباشم!
بشین............................................ بفرمایید!

حالتو ندارم..................................... میشه یه وقت دیگه باهات حرف بزنم!

حال ندارم....................................... الان شاداب نیستم!

افسرده ام..................................... فعلا احساس خوبی ندارم!

شما خیلی پرخاشگرید................... انگاری زود کنترل خودتو از دست میدی!

دنیا یعنی بدبختی............................آره گاهی گذر روزگار، برام سخت میگذره!

من گناهکارم................................... ادم خطا میکنه و فرصت جبران برام هست

هیچکس من رو درک نمیکنه............. برخی از آدما خوب منو می فهمند!

من هیچوقت شانس نداشتم............. گاهی هم خوش شانس بودم!

من همیشه ترس دارم..................... یه موقع هایی هم خیلی شجاع هستم

forum.hammihan.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:33  توسط فرنگیس  | 


Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:48  توسط فرنگیس  | 


 

1 - فروردين
- سمبل: قوچ
- عنصر: آتش
- سياره: مريخ
- عضو آسيب پذير: سر
- روز اقبال: سه شنبه
- سنگ خوش يمن: الماس
- رنگ: قرمز
فرورديني ها در پي عشق آتشين و پر شورترين عشق ممكن اند. او خود به خود جنس مخالف را جذب مي كند. لذتهاي جسماني براي او بسيار اهميت دارد و گاه احساس مالكيت شديدي نسبت به معشوق خود را دارد.


2- ارديبهشت
- سمبل: گاو نر
- عنصر: خاك

- سياره: ناهيد
- عضو آسيب پذير: گردن
- روز اقبال: جمعه
- اعداد شانس: 4 و 6
- سنگ خوش يمن: زمرد سبز
- رنگ: آبي روشن
- گل: خشخاش
- حيوان: گاو
جذاب است و عشقش تا حدي نفساني. براي او عشق اهميت زيادي دارد و اگر عاشق شود، عاشقي فداكار خواهد بود. معمولاً صبر ميكند. ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت كند و سپس خود را در اين تعهد شريك ميكند.


3- خرداد
- سمبل: دو قلوها
- عنصر: هوا
- سياره: عطارد
- عضو آسيب پذير: دست و شانه
- روز اقبال: چهارشنبه
- اعداد شانس: 5 و 9
- سنگ خوش يمن: عقيق
- رنگ: زرد
- گل: زنبق
- حيوان: پروانه
چه راحت ميتوان عاشق او شد. جذابيت و شيريني كلام او به خوبي بر اين مدعاست. او عاشق شادي و خوش بودن است و اگر نتوانيد او را شاد كنيد، جذابيت خود را از دست مي دهيد.


4- تير
- سمبل: خرچنگ
- عنصر: آب
- سياره: ماه
- عضو آسيب پذير: سينه و شكم
- روز اقبال: دوشنبه
- اعداد شانس: 3 و 7
- سنگ خوش يمن: مرواريد
- رنگ: نقره اي
- حيوان: حيوانات صدفدار
او مانند سياره خود - ماه - در حال تغيير است. اگر به او اطمينان كامل نداشته باشي، هرگز رابطه عاشقانه با او نخواهيد داشت. او از عشق ورزيدن لذت مي برد و در عوض مي خواهد آن را دريافت كند.

5- مرداد
- سمبل: شير
- عنصر: آتش
- سياره: خورشيد
- عضو آسيب پذير: قلب و پشت بدن
- روز اقبال: يكشنبه
- اعداد شانس: 8 و 9
- سنگ خوش يمن: ياقوت
- رنگ: زرد
- گل: آفتابگردان
- حيوان: گربه سانان
عاشق عاشق شدن است و معشوق خود را غرق هداياي خود مي كند. تلاش مي كند تا رابطه عاشقانه بي نقصي را خلق كند.

6- شهريور
- سمبل: باكره
- عنصر: خاك
- سياره: عطارد
- عضو آسيب پذير: سيستم عصبي
- روز اقبال: چهارشنبه
- اعداد شانس: 3 و 5
- سنگ خوش يمن: ياقوت كبود
- رنگ: سبز
- گل: بنفشه
- حيوان: سگ كوچك - گربه
مي تواند چنان تودار باشد كه به نظر برسد كه از برخورد با ديگران منع شده ولي آنگاه كه به عشق واقعي خود دست پيدا كند، ديگر اين ويژگي او را نخواهيد ديد. براي چنين انسان فداكار و مهربان، تحمل سختي بسيار با ارزش است. او به آساني در عشق گول نمي خورد چون مي داند در پي چيست.

7- مهر
- سمبل: ترازو
- عنصر: هوا
- سياره: ونوس
- عضو آسيب پذير: كمر و كليه ها
- روز اقبال: جمعه
- اعداد شانس: 6 و 9
- سنگ خوش يمن: الماس
- رنگ: آبي و بنفش
- گل: سرخ
- حيوان: خزندگان
او مي تواند دوست خوب و ميزباني عالي باشد. او در سياست دومي ندارد.

8- آبان
- سمبل: عقرب
- عنصر: آب
- سياره: پلوتون
- روز اقبال: سه شنبه
- اعداد شانس: 2 و 4
- سنگ خوش يمن: ياقوت زرد
- رنگ: قرمز
- حيوان: حشرات
مرموز است ولي ميتواند عاشق باشد. از حمايت ديگران لذت مي برد. او مي تواند حسود و تودار باشد. با كسي كه حس كند قابل اطمينان است، كنار مي آيد.


9- آذر
- سمبل: كمان دار
- عنصر: آتش
- سياره: ژوپيتر
- عضو آسيب پذير: كبد
- روز اقبال: پنج شنبه
- اعداد شانس: 5 و 7
- سنگ خوش يمن: فيروزه
- رنگ: ارغواني
- گل: نرگس
- حيوان: اسب
اگر شخص مورد علاقه اش را پيدا كند، وفادار است. مشكل اينجاست كه خواسته اش را بيان نمي كند و صبر ميكند تا خودتان حدس بزنيد.

10- دي
- سمبل: بز
- عنصر سمبل: بز
- عنصر: خاك
- سياره: زحل
- عضو آسيب پذير: زانو - استخوان
- روز اقبال: شنبه
- اعداد شانس: 8 و 9
- سنگ خوش يمن: عقيق رنگارنگ
- رنگ: سياه و قهوه اي
عجله اي در عشق ندارد. نه به سرعت عاشق مي شود، نه به سادگي راز دل خود را مي گويد. او همواره در حركت است ولي نمي داند چرا. فقط مي داند بايد موفق شود. اگر فكر ميكنيد مي توانيد او را از رسيدن به هدفش باز داريد و به سمت خود جذب كنيد، سخت در اشتباهيد.


11- بهمن
- سمبل: آب گير
- عنصر: هوا
- سياره: زهره
- عضو آسيب پذير: مچ و ساق پاها
- روز اقبال: چهارشنبه
- اعداد شانس: 1 و 7
- سنگ خوش يمن: ياقوت ارغواني
- رنگ: آبي
- حيوان: پرندگان درشت اندام
اگر عاشق متولد بهمن باشيد، با تمام وجود عاشق شما خواهد شد. تنها نكته اي كه بايد از آن دوري جوييد، اين است كه بر سر راه پيشرفت او قرار نگيريد. او عاشقي صادق است. دير عصباني مي شود. آزار دهنده نيست. برنامه هاي خودش را دارد. هرگز تغيير نخواهد كرد. اگر نتوانيد خود را با ايده هاي گوناگون مذهبي، فرهنگي
و اجتماعي او هماهنگ كنيد، هرگز شانسي براي دستيابي به عشق پايدار او نخواهيد داشت.

12- اسفند
- سمبل: دو ماهي كه خلاف جهت هم شنا مي كنند.
- عنصر: آب
- سياره: نپتون
- عضو آسيب پذير: پاها
- روز اقبال: جمعه
- اعداد شانس: 2 و 6
- سنگ خوش يمن: ياقوت كبود
- رنگ: سبز روشن
- گل: نسرين
- حيوان: ماهي
اگر عاشق شماست، واقعاً خوشبختيد. او به پاي معشوق، فداكاريهاي بسيار مي كند. براي حفظ اين رابطه از هيچ كاري رويگردان نيست. مادامي كه به او وفادار باشيد، از آن شما خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:47  توسط فرنگیس  | 

 


To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
)چارلی‌ چاپلین(

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:36  توسط فرنگیس  | 

تعطیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 15:48  توسط فرنگیس  | 

خداحافظ
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 15:16  توسط فرنگیس  | 


در عالم تجرد و تلاش براي يافتن شخص مناسب، هميشه اين امکان وجود دارد که پس از مدتي معاشرت با جمله ناراحت کننده اي از اين دست روبرو شويد: “ما به درد هم نميخوريم”

حالا زمان جلو رفتن در زندگي و آغاز راهي جديد فرارسيده است.

در عالم تجرد و تلاش براي يافتن شخص مناسب، هميشه اين امکان وجود دارد که پس از مدتي معاشرت با شخصي جذاب يا قابل قبول، با جمله ناراحت کننده اي از اين دست روبرو شويد: “ما به درد هم نميخوريم” يا ” اين رابطه به جايي نميرسه”.

گذشته از اين که دنيا بر سرتان خراب ميشود، چه کار ديگري ميتوانيد انجام دهيد؟ گريه کنيد؟ سعي کنيد او را به ادامه دادن رابطه تشويق کنيد؟ وسايلش را از پنجره به بيرون پرتاب کنيد؟ آنچه مسلم است اين است که شما خود را در يک کشمکش احساسي شديد خواهيد يافت. اما براي بازگشت به زندگي طبيعي، روشهاي متعددي وجود دارد که در اينجا به آن اشاره کرده ايم.

يک دقيقه بعد از به پايان رسيدن رابطه

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

شما يک يا چند مورد از صدها واکنش ممکن را تجربه خواهيد کرد، از جمله خشمي شديد و طوفاني، حمله اشک و داد و فرياد يا بهت زدگي.

روش بهتر مقابله:

دکتر دن نوهارت (Dan Neuharth) روانپزشک و نويسنده کتابهاي بسيار مفيد خودشناسي ميگويد:” هنگامي که خبر بدي را ميشنويم، بدن وارد حالت وحشت شديد و جنون آميز شده و همه چيز در آن سرعت ميگيرد.” او ميگويد که بهترين روش در دست گرفتن کنترل در چنين لحظات سرسام آوري، متوقف شدن، نگاه کردن و گوش دادن است.

” بر وجود خودتان متمرکز شويد، به تنفس خود توجه کرده و کوشش کنيد که سرعت حرکات و واکنشهاي بدن خود را پايين بياوريد.” اين خودآگاهي ميتواند به شما کمک کند تا در ?? ثانيه پر تنش اوليه منطقي و هوشيار باقي بمانيد. به محض اينکه آرام شديد، از يار سابق خود دور شويد تا مدتي تنها يا با دوستان خود باشيد و به تدريج موقعيت جديد را درک و هضم کنيد. بيهوده در کنار او نمانيد و براي يافتن پاسخ به اين در و آن در نزنيد زيرا کار عاقلانه اي نيست و نتيجه اي هم نخواهد داشت. قطع رابطه نوعي مذاکره نيست و هر کاري که پس از آن براي تغيير نظر طرف مقابل يا تنبيه او انجام دهيد، در نهايت موجب ناراحتي خودتان خواهد شد.

يک ساعت بعد

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

کوشش ميکنيد که حال خود را بهتر کنيد. مينشينيد و اندوه خود را در الکل غرق ميکنيد، به خريدي بي قيد و بند ميرويد يا نيمه شب به يار سابق تلفن ميکنيد تا “آخرين حرفتان” را به او بزنيد.

روش بهتر مقابله:

انجام دادن کارهايي که به شما آرامش روحي ببخشند، بسيار عالي است به شرط اينکه با انجام دادن آنها دچار پشيماني نشده و حال خود را بدتر نکنيد. به گفته نوهارت:” گاهي در زماني که دل شکسته شده ايد فکر ميکنيد که تنها عامل تسکين بخشي که به آن نياز داريد ميتواند دو کيلو شکلات باشد. اما اگر علاوه بر تنها شدن، احساس چاقي هم به سراغتان بيايد، بايد به فکر روش مقابله ديگري باشيد. و اينرا هم بگويم، اثبات اينکه دوست سابقتان اشتباه کرده است تاثيري در اصل ماجرا که رها شدن شما باشد، نخواهد داشت. اينکار تنها موجب ميشود که شما کمي نامتعادل به نظر برسيد. شما دونفر ميتوانيد “بعدا” گفتگويي منطقي با يکديگر داشته باشيد.

از جمله رفتارهاي مثبت ميتوان به موارد زير اشاره نمود: گفتگو با يک دوست نزديک که بتواند فقط به درددل شما گوش کند يا رفتن به باشگاه ورزشي. ميزان اندورفين (endorphin) (نوعي پروتئين مسکن) دريافتي شما پس از ورزش يا حتي يک پياده روي طولاني، ميتواند امواج اندوه را خنثي کند.

يک روز بعد

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

عمل از روي انگيزه آني و بدون تفکر. شما ميل فراواني براي تماس با او احساس ميکنيد، با ?? نفر از دوستان اينترنتي خود قرار ميگذاريد، روي بدنتان خالکوبي ميکنيد يا نيمي از موهاي سرتان را ميتراشيد.

روش بهتر مقابله:

کنترل نکردن انگيزه هاي ناگهاني و غير عقلاني، واکنش دفاعي ذهن براي کنار راندن صدمه روحي وارده است. دکتر نوهارت ميگويد:” در اين زمان اطلاعات هنوز در حال هضم هستند. کساني وجود دارند که صبح روز بعد هنگام بيدار شدن، به خاطر نمي آورند که از طرف شخص مورد علاقه خود رها شده اند.” هنگامي که اين افراد متوجه ميشوند آنچه به ياد مي آورند، تنها يک خواب بد نبوده است، به اين فکر مي افتند که شايد يک تغيير بتواند همه چيز را بهتر کند يا لااقل آغازي تازه باشد. ” بايد متوجه باشيد که اين ايده جديد، تنها در اثر يک انگيزه آني ايجاد شده است و بلافاصله آنرا عملي نکنيد.” او در اين زمان نوشتن خاطرات روزانه را تمريني مفيد ميداند. هيچ کس نميخواهد طرد شود، اما تراشيدن مو هم نميتواند فايده اي داشته باشد.

سه روز بعد

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

خزيدن در يک حفره تاريک، ماندن در رختخواب، بارها و بارها شنيدن يک ترانه غمگين.

روش بهتر مقابله:

بله، حقيقت تلخ است. “بين يک روز و سه روز تفاوت کيفي بسياري وجود دارد. حالا زماني است که اين قطع رابطه به خوبي درک شده و حالاست که شما درهم شکسته خواهيد شد.” ترشح آدرنالين (و خشم) موجب ميشود که دو روز اول را بگذرانيد، اما پس از تحليل رفتن اين هورمون، خود را با همان ميزان درد و خستگي ناشي از حرکت در طوفان احساسات مختلف، خواهيد يافت. سيل اشکهايي که تصور ميکرديد فرو نخواهند ريخت، جاري ميشوند. لحظه اي خشمگين و لحظه اي غمگين خواهيد شد و در مراحل مختلف اندوه به حرکت درخواهيد آمد. در اينجا بايد حواس خود را به اينکه استراحت کرده، غذا خورده و در کل از خود مراقبت کنيد، معطوف نماييد زيرا بخشي از وجود شما، از درون زندگيتان کنده شده است. اگر به يک روند مشخص که شما را مشغول نگه دارد بچسبيد، کار عاقلانه اي انجام داده ايد.

يک هفته بعد

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

تلفن کردن به او، ورود به صندوق پست اينترنتي او، چک کردن مدام و وسواس گونه پيامهاي روي تلفن، چک کردن پيامهاي دوستان او در صفحات عمومي مانند ياهو ???.

روش بهتر مقابله:

تبريک! شما اکنون در مرحله ” او را برميگردانم” هستيد! نوهارت ميگويد: “در اين مرحله شما سعي ميکنيد به شيوه اي عقلاني از اين شوک خارج شويد، اما اين تصور که شايد دل او برايتان تنگ شده باشد، فقط وضعيت را بدتر خواهد کرد.” فکر کردن مداوم به او تنها درد و رنج شما را افزايش خواهد داد. پذيرفتنش مشکل است، اما اگر شخص مورد نظر واقعا نخواهد با شما باشد، شما نميتوانيد هيچ کاري براي بازگردانش انجام دهيد. در برابر وسوسه تحليل تمام دلايل او براي پايان دادن به رابطه مقاومت کنيد و تصور نکنيد که تنها با تغيير دادن يک بخش کوچک از اين موارد ميتوانيد دوباره وارد زندگي وي شويد. اما اعتقاد به اينکه ميتوانيد از ميان اين حادثه با بلوغ بيشتر خارج شويد و رنج فعلي را دور بياندازيد بسيار مفيد خواهد بود. شايد در اين مرحله متوجه نشويد، اما بدانيد همانطور که زخمها، بدون اينکه از آنها بخواهيد، درمان ميشوندف قلب شکسته هم التيام ميابد.

دو هفته بعد

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

فکر کردن به اينکه در روزها و موقعيتهاي آتي، داشتن يک يار و يک زوج بودن چگونه ميتوانست باشد، يادآوري نکات مثبت و مواهب بودن در يک رابطه عاشقانه و فکر کردن به اينکه ديگر عاشق نخواهيد شد.

روش بهتر مقابله:

از خود بپرسيد که آيا واقعا براي او دلتنگ شده ايد يا دلتان براي آنچه در رابطه بوده، مانند نجواهاي عاشقانه و قرارهاي معمول شبهاي تعطيل تنگ شده است. در حال حاضر شما تنها به ياد لحظات خوش گذشته و وارونه و زيبا جلوه دادن تاريخچه رابطه خود با کسي هستيد که عملا شما را از زندگي خود بيرون انداخته است. آيا اين شخص ارزش اين همه اشک و آه را دارد؟ آيا زمان دور ريختن نشانه هاي حضور وي در زندگي شما نرسيده؟ عکسها را در جايي دور از ديد قرار دهيد، اي-ميلهاي مشترکتان را پاک کنيد، خانه را مجددا و به ميل خود بچينيد تا با نگريستن به آنها مدام به ياد اطرات گذشته نيافتيد. نوهارت ميگويد:” روابط عاشقنه در اصل عادت هستند، و شما بايد اين عادت را ترک کنيد. اگر نشانه هاي اين شخص را مدام در اطراف خود ببينيد، خارج کردن وي از ذهنتان دشوارتر خواهد شد.”

يک ماه بعد

آنچه ميخواهيد انجام دهيد:

سعي ميکنيد حضور اين شخص ناراحت کننده را در زندگي خود فراموش کنيد، انگار هرگز او را نميشناخته ايد.

روش بهتر مقابله:

قبل از اينکه معشوق سابق خود را به کلي فراموش کنيد، با توجه با فاصله اي که در اين مدت ايجاد شده، مدتي صبر کنيد تا بيشتر درباره او فکر کنيد. نه به خاطر اينکه دوباره وي را به دست آوريد، بلکه براي اينکه اين رابطه را مرور کرده و از تکرار اشتباهات اجتناب کنيد. (البته اگر هنوز به اندازه روز سوم احساس درماندگي ميکنيد، براي پيشگيري از افسردگي با يک مشاور تماس بگيريد.)

يک خط زماني مشخص را در نظر بگيريد و از زمان آشنايي خود، اولين قرار ملاقات عاشقانه، اولين مشاجره و هر واقعه مشخص ديگر يادداشتهايي برداريد. اکنون دورنمايي از اين رابطه در دست داريد و ميتوانيد از بيرون به آن نگاه کنيد و نکات مثبت، منفي و زماني که هشدارهاي پايان رابطه آغاز شده و شما آنرا نديده گرفته بوديد را بيابيد. زماني که توانستيد بدون احساس درد و اندوه به نکات مثبت او فکر کنيد ميتوانيد مطمئن باشيد که از او دور شده و از رابطه خود چيزي آموخته ايد.

 

حالا زمان جلو رفتن در زندگي و آغاز راهي جديد فرارسيده است.

 

 

 

‬‬

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 13:11  توسط فرنگیس  | 

دختران وطن من

خدا به شیطان گفت: لیلی را سجده کن. شیطان غرور داشت، سجده نکرد.
گفت: من از آتشم و لیلی گل است.
خدا گفت: سجده کن، زیرا که من چنین می خواهم.
شیطان سجده نکرد. سرکشی کرد و رانده شد؛ و کینه لیلی را به دل گرفت.
شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات، فرصت خواست. خدا مهلتش داد
اما گفت:" نمی توانی، هرگز نمی توانی. لیلی دردانه من است. قلبش چراغ من است و دستش در دست من."
گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات.
شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود.
و می کوشد بال لیلی را زخمی کند. عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد.
دستهایش پر از حقارت و وسوسه است.
او بدنامی لیلی را می خواهد. بهانه بودنش تنها همین است.
می خواهد قصه لیلی را به بی راهه کشد.
نام لیلی، رنج شیطان است. شیطان از انتشار لیلی می ترسد.
لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد.

سالهاست که از طراحی دابوت می گذرد.سالهاست که روانشناسی موفقیت و تحول را تدریس می کنم.در کشورهای زیادی بوده ام از اروپا تا کشورهای خاور دور،ولی ندیدم دخترانی به پاکی و نجابت دختران وطنم ایران زیرا دختران پاک،سربلند و عزیز کشورم همه لیلی هستند.افسوس و صد افسوس که عده ای چنان کورند که نور عشق پاک لیلی های وطن را نمی بینند.در این مدت ندیدم دخترانی همچون ایرانی ها که اینچنین آماده ی تحول و پیشرفتند.گویی خون لیلی و قوم پاک آریا در این جا در هم آمیخته.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:31  توسط فرنگیس  | 

 

دنيا بيستون است اما فرهاد ندارد، و آن تيشه هزار سال است كه در شكاف كوه افتاده است.

مردم مي آيند و مي روند اما كسي سراغ آن تيشه را نمي گيرد. ديگر كسي نقشي بر اين سينه سخت و ستبر نمي كند.

دنيا بيستون است و روي هر ستون ، عفريت فرهاد كش نشسته است. هر روز پايين مي آيد و در گوشت نجوا مي كند كه شيرين دوستت ندارد و جهان تلخ  مي شود.

تو اما باور نكن ، عفريت فرهاد كش دروغ مي گويد . زيرا كه تا عشق هست ، شيرين هست.

عشق اما گاهي سخت مي شود ، آن قدر سخت مي شود كه تنها تيشه از پس آن بر مي آيد .روي اين بيستون ناساز و ناهموار گاهي تنها با تيشه مي توان ردي از عشق گذاشت ، وگر نه هيچ كسي باور نمي كند كه اين بيستون فرهادي داشت.

پس تو باش ...

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:31  توسط فرنگیس  | 

چه كسي ميگويد كه گراني اينجاست؟؟؟

 

دوره ي ارزانيست

 

چه شرافت ارزان

 

تن عريان ارزان

 

آبرو قيمت يك تكه نان

 

و چه تخفيف بزرگي خورده است .... قيمت هر انسان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:30  توسط فرنگیس  | 

 
سرمایه: علیرضا حسینی بهشتی فرزند آیت الله بهشتی و نماینده میرحسین موسوی در کمیته منتخب موسوی-کروبی برای پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان، با اعلام شماره حسابی برای کسانی که خواهان کمک به آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات هستند، گفت: «افرادی که خواهان کمک به آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستند، می توانند کمک های نقدی خود را به شماره حساب 8007967 بانک ملی شعبه چیذر، به نام «مجتمع نیکوکاری شهیدان رحمانی» واریز کنند.»
 
لینک خبر:http://www.bitaraf.com/showlink.php?id=1341697
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 14:59  توسط فرنگیس  | 


متولدين فروردين ماه :


به سوي من بيا
تا تو را حس كنم
و دنيا خواهد ديد
داستان عشقي سوزان را
كه شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقي گويي در دنياي شواليه ها و پرنسس ها سر مي كند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدين ارديبهشت ماه :


عشق را در چشمان من بنگر
چهره ي بر افروخته ام را ببين و عشق را حس كن
به صداي نفس هاي من گوش كن
و بشنو ترانه ي عشق را

عاشقي بي قرار است و كمرو ولي پر شهامت.
موسيقي بر او تاثير فراوان دارد.

متولدين خرداد ماه :


با من به رويا بيا به روياي عشق
بيا تا بر فراز بلندترين كوه گام نهيم
بيا تا در ژرف ترين اقيانوس شنا كنيم
بيا تا به دورترين ستاره ها پر كشيم
بر عشق ما هيچ چيز ناممكن نيست

بهترين عاشق دنياست و گفتارها و دل او پر ز روياهاي عاشقانه است.

متولدين تير ماه :


بهشت هيچ است
در برابر گام برداشتن در كنار تو
در شبي زيبا
زير نور ماه

دلي نازك و پر ز محبت دارد و از دل سوختن مي هراسد.

متولدين مرداد ماه :

گويي خورشيد گرماي خود را از دست داده است
و گل هاي سرخ عطري ندارند
و ستارگان ديگر نمي خوانند
آن گاه كه چشم مي گشايم و مي بينم
با تو نيستم

عاشق پيشه است و بي عشق زندگي نمي كند.
متولدين شهريور ماه :


شايى به نظر برسد كه عاشق نيستم
شايد به نظر برسد كه نمي توانم عاشق باشم
شايى به نظر برسى كه حتي نمي خواهم عاشق باشم
ولي نه در برابر عشقي مانند عشق من به تو
كه تا آخرين لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

عشق او شعله اي كوچك ولي جاودان است و در پي عشقي حقيقي است.


متولدين مهر ماه :


با پر شورترين گفتارهاي عاشقانه
با ماجراهاي عاشقانه اي كه خواهيم داشت
با فداكاري هايم در راه عشق به تو
خواهي ديد كه چگونه دوستت دارم

در امور عشقي ورزيده است و زندگي اش پر ز ماجراهاي عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نيز به اثبات مي رساند.

متولدين آبان ماه :


در التهاب شنيدن ترانه ي گام هاي تو هستم
كه به سوي من مي آيي
و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو را در كنار خود حس كنم
دوستت دارم

هيجان عشق براي او زيبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدين آذر ماه :


نجوايي از سوي تو
نگاهي كوتاه از تو
لبخندي شيرين بر لبان زيبايت
و من خود را غرق در عشق مي يافتم

خوش بين است و راستگو. شايد نگاهي شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدين دي ماه :


روزها ماه ها و سال ها مي گذرند
و شايد هيچ چيز عوض نشود
جز من
كه بيش از پيش عاشق گشته ام

شايد در ظاهر بي احساس باشد ولي قلبي گرم و پر ز عشق دارد.

متولدين بهمن ماه :


مي خواهم آزاد زندگي كنم
بسان پرندگان مهاجر
ولي قفسي ساخته از عشق تو
جايي است كه همواره رو به آن خواهم داشت

عشق خود را دير ابراز مي كنى و عاشق آزادي است. اولين عشق او قلبش را به تپش در مي آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدين اسفند ماه :


من آني نيستم
كه بي عشق زندگي را سر كنم
آن گاه كه در رويايي عاشقانه هستم
و چشمانم را مي گشايم
و عشق رويايي ام را در تو مي بينم

در عشق بي نظير است.جذاب و پر نشاط است.احساساتي و رويايي است
forum.tehrandata.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:42  توسط فرنگیس  | 

[ June 20, 2009 03:07 AM ]


روشهای موثر: به دست آوردن دل آقایان

رفتارها - ترجمه-رزيتا شاهرخ:
اين موضوع حقيقت دارد كه امروزه بيش از هر زمان ديگر مردان عجله‌اي براي متعهد گشتن به يك رابطه درازمدت از خود نشان نمي‌دهند.
هنگامي كه از مردان در مورد علل اين مسأله پرسش مي‌شود، آنها معمولاً چندين دليل گوناگون را براي عدم آمادگي‌شان براي ازدواج مطرح مي‌سازند. اما در كل 4 عامل عمده وجود دارد كه تأثير بسزايي روي رفتار مردان امروزي براي تن ندادن به تعهد درازمدت ازدواج اعمال مي‌كنند:

1 - مردان با فشار اجتماعي كمتري براي متأهل شدن مواجه هستند. بنابراين يك عامل براي تن دادن به ازدواج در مردان عملاً حذف مي‌شود.

2 - مردان از پيامدهاي احتمالي عدم موفقيت‌آميز شدن رابطه وحشت دارند. رنج‌هاي عاطفي حاصل از جدايي مي‌تواند براي مردان ويرانگر و طاقت‌فرسا باشد. از طرفي آنها بيشتر نگران ريسك خسارات مالي كه احتمال دارد هنگام جدايي و طلاق متحمل آن گردند، نيز هستند.

3 - اين در سرشت و طبيعت مردان است كه هر چيزي را كه موجب تغيير عمده و جدي در زندگي‌شان مي‌شود را به تأخير اندازند. ازدواج تا حدودي آغاز مشكلات يك مرد است. خواه مردان امروزي به اين گفته اعتقاد داشته باشند و يا خير، مردان تمايلي به خروج از منطقه آسايش و فراغ خاطر خويش و گام نهادن به يك زندگي مملو از مسئوليت، سازش و از خودگذشتگي را ندارند.

4 - مردان هنگامي تن به ازدواج مي‌دهند كه مطمئن شوند بهترين گزينه ممكن را انتخاب كرده‌اند. تعداد معدودي از مردان همواره در اين انديشه‌اند كه: نكند سر و كله يك دختر بهتر در زندگي آنها پيدا شود. اما چگونه مي‌توان مردان را پاي‌بند يك رابطه درازمدت و تعهدآور ساخت؟


9 روش براي دستيابي به اين منظور و اين كه قلب يك مرد را فتح كنيد به قرار زير است:


1 - آگاهانه و معقولانه اطمينان يابيد كه مردي كه برگزيده‌ايد را دوست داشته و مي‌خواهيد باقي عمر را با وي سپري كنيد.

بنابر اين تا زماني كه كاملاً متقاعد نشده‌ايد كه براي يكديگر مناسب هستيد، انديشه تعهد و ازدواج نبايد به ذهن شما خطور كند. شناخت شما از همسرتان بايد به حدي باشد كه قادر به تعيين اين موارد باشيد كه وي قادر به متعهد شدن مي‌باشد. او برخوردار از بسياري از ويژگي‌ها و صفاتي است كه شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو مي‌كرديد. شخصيت او شما را ملزم به احترام و ستايش مي‌گرداند. او قبلاً در آزمون‌ وفاداري، صداقت، راستي و مراعات حال ديگران سربلند بيرون آمده است و آن كه بايد مطمئن گرديد كه وي شما را حقيقتاً دوست دارد.


2 - همواره همان فردي باشيد كه هستيد و از ابراز ماهيت واقعي خود بيم نداشته باشيد. اين شايد مهمترين خصلتي باشد كه مردان در زنان جستجو مي‌كنند. 99 درصد از مردان در نظر‌سنجي‌هاي گوناگون اين گونه اظهار داشته‌‌اند كه زناني كه شخصيت‌شان پس از ازدواج دستخوش تغيير مي‌شود در رديف نخست فهرست علل جدايي‌ها پس از ازدواج آنها قرار مي‌گيرند.

پافشاري در رفتاري كه در آن زنان به منظور اهميت بخشيدن به مرد خود، مرتباً با او سازش كرده و از ابراز عقايد و نظرات خود خودداري مي‌كنند و يا به لطيفه‌هاي بي‌مزه او مي‌خندند، هيچ‌گاه نتيجه‌بخش نخواهد بود. بنابراين خويشتن حقيقي خود باشيد و همواره مراقب باشيد شايد مرد شما در حال امتحان كردن شماست.

3 - به او نشان دهيد كه استقلال داريد. مردان از زناني كه به عقب تكيه مي‌دهند و منتظر مي‌مانند تا مرد آنها تمام امور زندگي آنها را به دست گيرد، بيزار هستند. نشان دهيد با آن كه شما از ايده‌هاي او استقبال مي‌كنيد، بدون او نيز توانايي به انجام رسانيدن كارها را داريد.

هر گاه برنامه خريد خانه‌اي را در سر داريد آن را به پس از ازدواج خود موكول نسازيد. زيرا اين عمل موجب مي‌شود مرد اين گونه برداشت كند كه شما شخصيت مستقلي نداريد.


4 - به او نشان دهيد كه فردي مهربان و دوست‌ داشتني هستيد. شايد شگفت‌‌انگيز به نظر آيد: يك مرد به دختري نياز دارد كه او را دوست داشته و خود نيز دوست داشتني باشد. به همان ميزان كه استقلال فردي به زنان قدرت مي‌بخشد به همان ميزان نيز عدم توانايي آنها در سازگاري، مردان را دلسرد مي‌كند.

مردان اين گونه زنان را بي‌احساس، بي‌عاطفه و ناتوان در عشق‌ورزي تلقي مي‌كنند. بنابراين همان طور كه زنان نياز دارند استقلال فردي خود را به مردان نشان دهند بايد مشخص كنند كه داراي ميل وافري براي قسمت كردن عشق خود با مرد زندگي‌شان هستند.

5 - نشان دهيد كه او را دوست داريد. علاقه‌مندي به خويشتن حقيقي او نه براي آنچه او مي‌تواند براي شما فراهم آورد. بسياري از مردان در پاسخ به اين پرسش كه چه چيزي پيش از ازدواج براي آنها حائز اهميت است، پاسخ داده‌اند كه: اطمينان يافتن از آن كه دختر مورد علاقه آنها را دوست داشته باشد براي آنچه كه هستند و نه وسيله‌اي براي دستيابي به هدف.

هيچ مردي دوست ندارد احساس كند كه دختر مورد علاقه‌اش به اين علت او را برگزيده‌ كه: او يك تأمين‌‌كننده معيشت مناسب، يك شهروند نمونه و يا حتي يك پدر خوب بالقوه است. تمام اين مسائل براي مردان اهميت دارد اما يك مرد زماني كه متوجه مي‌شود يك دختر به اين علت او را برگزيده كه او بهترين دوست او بوده است بسيار خرسند مي‌شود.

دختري كه همواره در كنار همسر خود باقي بماند صرف نظر از موقعيت و اوضاع مرد خود اما چگونه مي‌تواند به اين امر نائل آيد؟ به زندگي او علاقه نشان دهيد همچنين به علاقه‌مندي‌ها و ارزش‌هايي كه او در زندگي قائل است. درباره شغلش صحبت كنيد اما بيشتر به جنبه‌هاي معنوي و بالندگي شخصيتي آن توجه كنيد و نه به درآمد و منافع مالي آن. از خصوصيات نيك شخصيتي و اخلاقي او سخن گوييد.

6 - براي آن كه او را به دنبال خود بكشانيد برايش نقش بازي نكنيد. مردان كاملاً از بازي‌هايي كه زنان به آنها روي مي‌آورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاهند. حتي ممكن است مردان اغواگرديده و براي پيروزي در بازي‌هاي شما به هر عملي دست بزنند. اما هيچ‌گاه متعهد به شما نخواهند شد.

البته عده معدودي هم بر اين باورند هم صحبت شدن با ديگران براي برانگيختن حس حسادت ممكن است براي مدت كوتاهي كار‌ساز باشد. اما او چگونه مي‌تواند به شما اعتماد كند؟ هنگامي كه شما را دسيسه‌گر بپندارد؟ حتي اگر شيفته شما باشد. هنگامي كه كوچكترين شبهه‌اي در اعتماد و صداقت شما داشته باشد از متعهد شدن هراس خواهد داشت.

7 - نشان دهيد كه قصد تغيير دادن او را در سر نداريد. هر گاه يك مرد احساس كند كه تعهد به يك دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغييرات عمده و اساسي در سبك زندگي او مي‌شود، سرسختانه‌ براي متعهد شدن از خود مقاومت نشان خواهد داد. حتي اگر عاشق آن دختر باشد.

نشان دهيد كه قادر به سازش با او هستيد. نشان دهيد از آن كه او بدون حضور شما براي تماشاي فوتبال يك شب را با دوستان خود بگذارند، اعتراضي نداريد، كاري نكنيد كه احساس كند اكنون بايد از وقت خود كمال استفاده را ببرد. زيرا زندگي او پس از ازدواج تغيير خواهد كرد.

8 - به ظاهر خود اهميت دهيد. اين بدين مفهوم نيست كه شما مانند يك مدل قدم برداشته و يا لباس بپوشيد. اما تا حدودي به ظاهر خود برسيد. لباسي به تن كنيد كه بيانگر بهترين صفات شما و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حركت كرده و رفتار كنيد.

9 - طوري وانمود نكنيد كه براي ازدواج شتابزده‌ايد، ممكن است شما تصور كنيد او تاكنون وقت زيادي را براي تصميم‌گيري در مورد شما سپري كرده است. اما آرامش خود را حفظ كنيد! اين ممكن است خبر نويدبخشي باشد. ممكن است او مي‌خواهد مطمئن شود كه يك تصميم معقول و صحيح اتخاذ كرده است.

خود را شتابزده و ناشكيبا نشان ندهيد. با خيال آسوده به زندگي روزمره و عادي خود ادامه دهيد. هيچ‌گاه به يك مرد پيشنهاد ندهيد كه به ملاقات والدين شما بيايد و يا بالعكس. مگر آن كه خود خواهان باشد. بهتر است اجازه دهيد اين تصميم را خود اتخاذ كنند.

به خاطر داشته باشيد هدف شما فراهم آوردن اطلاعات مورد نياز براي اتخاذ تصميم است. ضمن اين كه فضا و فرصت كافي و مورد نياز را نيز در اختيار او قرار دهيد.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:39  توسط فرنگیس  | 

 

Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah